-
بلاخره بعد ۱۲روز وقت کردم بیام شرح زایمانمو بگم امیدوارم تجربیاتی که من داشتم به درد خانمایی که نزدیک زایمانشونه بخوره. من از اول بارداریم مشکل لکه بینی و خونریزی داشتم دوماه اول جفتم پایین بود و مثل پریودی خونریزی داشتم و هر روز من یه سکته ناقص میزدم انقد شیاف پروژسترون استفاده کردم که مقعدم بیحس شده بود😅خلاصه رسیدم به ۴ماهگی دکتر گفت وضعیت بچت اصلا خوب نیست من بهت امپول فمولایف میدم اما موندن بچه باخداست بمونه هم ممکنه رشد نکنه چون رحمت بدون دلیل خونریزی داره ولی خب شکر خدا امپولا کامل قطع کردن خونریزی رو. خلاصه جونم بگه براتون تا ۳۶هفته با امپول سر کردم و تنها تفریحم جمعه شبا بود که میرفتم ده دقیقه بیرون امپول میزدم میومدم خونه. سیسمونی اکثرا انلاین خریدم چون خونمون طبقه ۴بود و اسانسور نداشت منم بچم وضعیت حساس داشت. با کلی استرس رسیدم به ۳۹هفته حالا هر کاری میکردم که دردم شروع شه هیییییچ. از هفته ۳۷ هر شب میرفتم پیاده روی انقد تند تند راه میرفتم که تا دو روز پا درد داشتم٫ تو خونه ورزش میکردم٫ زیر دوش اب گرم اسکات میرفتم و.... تا اینکه ۳۹ هفته و ۵ روز درد خاصی حس کردم چون بار اولم بود نمیدونستم خودشه یا نه دیدم نههههه دردش فرق داره به شوهرم گفتم بریم بیمارستان از قضا ما ماشین نداریم و کل پروسه بارداری با موتور گذروندیم اینجا هم من با دهانه رحم ۳سانت باز شده سوار بر موتور راهی بیمارستان شدیم که با هر دست اندازی من حس میکردم بچه اومد🤣😅ساعت یک شب رسیدیم معاینه داخلی 😫کردن گفت سه سانتی بستری میشی. خوش خوشان رفتم که اخیش قراره تموم بشه. روم دستگاه nst گذاشتن و منو بحال خودم گذاشتن تو یه اتاق با سه تخت که قبل من دو تا خانوم اومده بودن یکی بچه پنجم یکی بچه سوم خداسر شاهده ماشاالله سر نیم ساعت زایمان کردن منم اینارو دیدم جوگیر شدم گفتم خووووووبه والا پس چرا میگن زایمان طبیعی سخته. دراز کشیدم رو تخت کم کم دردام زیاد شد تا حدودا ساعت ۳شب ماما اومد گفت میخوام کیسه آبتو بترکونم چشتون روز بد نبینه دستشو یه جوری داخل میچرخوند انگار داره رسما منو میکشه کلی آب اومد بیرون تموم بدنم خیس شد خلاصه با کلی درد گذشت ولی گفت استیجت خیلی خوبه و بدون امپول فشار رسیدی ۶سانت منم خوشحال که تا ۶سانت رسیدم و دردش قابل تحمله. گذشت و رسیدیم به ساعت ۶ و نیم اومد معاینه کرد گفت فول شدی فقط یه لبه مونده. با هر بار معاینه دردش انقد زیاد بود آرزو مرگ میکردم. شروع کردم ورزش و روی بدنم اب گرم میریختم و... دردم به حدی قوی شد که حس میکردم رحمم داره میترکه با جیغ فراون من ماما اومد گفت بیا این گاز انتونوکس استفاده کن منم فکر کردم واقعا درد کم میکنه اما فقط گیجم میکرد و اشتباه من استفاده زیاد ازش بود کلا منگ شده بودم. ساعت ۸ دکتر اومد گفت عاااالیه عزیزم دوتا زور خوب بزنی تا ۸و نیم زاییدی ولی من دو روز بود غذا نخورده بودم و گازه گیجم کرده بود دیگه توانی نداشتم. داشت معاینم میکرد گفت بریم سر تخت زایمان رفتیم گفت زور بزن تا مدفوع کنی منم که هیچی نخورده بودم هررررچی زور میزدم هیچ حالا هدف اونا مدفوع نبود زور قوی بود خلاصه دیگه بیحسی زدن و تیغ زدن گفت زور بزن اما زورای من دیگه جون نداشت وکیوم اورد که بچه رو بکشه یهو رحمم بشدت خونریزی کرد دیگه دکتر گفت احلام همکاری کن وگرنه رحمتو از دست میدی یهو دیدم برگشتن منو بخیه زدن و سریع لباسامو عوض کردن گفتم چییشده بچم چیزیش شده گفت میریم سزارین هم جونخودت هم بچه در خطره اون لحظه من دیگه بیهوش شدم و اخرین چیزی که یادم اومد یه مردی بالاسرم بود بش گفتم بچم گفت دارن روش کار میکنن. خواستم بلند شم گفت خااانوم دارن بخیت میزنن بعدپایین تنت بی حسه. شروع کردم به گریه اقا تروخدا بچم گفت بخدا خوبه فقط یکم اکسیژن کم اورده. منم صدا گریشونشنیدم گفتم دروغ میگین بچم مرده تا اینکه اوردش گفت بیا ایناهاش. بردنش گذاشتنش تو دستگاه و بعد از ۳ساعت منوبردن تو بخش و لیان خانم هم اوردن پیشم😍. ببخشید زیاد پرحرفی کردم فقط چنتا نصیحت میگم به اونایی که میخوان زایمان طبیعی داشته باشن اصلا به حرف بقیه گوش ندین که غذا نخورید خودتونو کثیف نکنید حسابی غذای مغزی بخورید که جون داشته باشید زور بزنید. به هیچ وجه از گاز بیحسی استفاده نکنید چون سر و بدنتونو بیحس میکنه و نمیتونید زور بزنید و مهمتر از اون امادگی ذهنی هست چون زایمان طبیعی به خودی خودش پروسه وحشتناک پر از درد هست و خودتونو اماده کنید با تحمل درد اگر از اون دسته ادمایی هستین که تحمل درد ندارین نرید سمتش. و اینکه اخر سر به حرف بقیه اهمیت ندید که اووو نتونستی بزایی ما ۱۰ تا زاییدیم و.... بخدا سزارین درججه ای از مادر بودن شما کمنمیکنه.
بوس به کله هاتون
روزخوش
>شرح زایمان من/زایمان طبیعی و سزارین822 بازدید77 پاسخ - من ۳۸هفته تمام هستم اما اصلا درد ندارم هیچ/
هر روز پیاده روی دارم٫ تو خونه ورزش میکنم و...اما هیچ
خواستم بپرسم امکان استفاده از شیاف گل مغربی بدون تجویز پزشک هست؟ و اگر اره چطور و چه مقدار باید مصرف کنم!؟
دوستان اگر شما هم راه حلی دارید بگید.ممنون>استفاده از شیاف گل مغربی بدون تجویز پزشک301 بازدید25 پاسخ - من ۳۷ هفته و سه روزمه؛ چرا هیچ علامتی دال بر نزدیک شدن به زایمان ندارم😫دیگه کشش ندارم دلم میخواد زود تموم شه
روزی نیم ساعت پیاده روی دارم فقط بعدش لگن و پاهام میگیرن همیییین
شماها در چه وضعین؟🫡
بخدا دیگه از التماس کردن به نی نی خسته شدم🤣تروخدا بیاااااا>خانمایی که آخرای بارداریشون هستن بیاین🥹620 بازدید64 پاسخ - من چند روز پیش رفتم سونو گفت سر جنین بزرگه برای زایمان طبیعی یکم اذیت میشی کسی بوده سر بچش بزرگ بوده باشه زایمانش راحت باشه؟؟
خیلی استرس گرفتم 😭😭😭😭>بزرگ بودن سر جنین و زایمان طبیعی 🤧86 بازدید11 پاسخ - چون بلخره هرزایمانی عوارض خودشوداره من چون اولی طبیعی بوده این هم باید طبیعی باشه ونمیخام دیگ هردومدل رو روی بدنم داشته باشم
ممنون از وقتی ک میزارید ❤️>کسایی ک زایمان طبیعی داشتن بیان658 بازدید109 پاسخ - من ۲۷ فروردین زایمان طبیعی کردم بعد ۴۰ روز که خونریزیم تموم شد ترشحات مایل به سبز میدیدم اینم بگم دکترم بعد زایمان انتی بیوتیک تجویز کرده بود اونارو مصرف کردم بعد اینکه خونریزیم تموم شد اون ترشحات دیدم باز رفتم پیش یه دکتر دیگه هم بخاطر ترشحات هم بخاطر جای بخیه هام(دو سه جاش یکم برامده شده بود مثل گوشت اضافه)معاینه کرد گفت مشکلی نیست دوماه تقریبا زمان میبره جمع بشن و یه ورق قرص سفیکسیم تجویز کرد مصرف که کردم یکم ترشحات و بو بوی بدش بهتر شد ولی هنوز درحال حاضر هستش ترشحات الان تقریبا رنگش زرد پررنگ و یکم بو میده
کرم ترمیم کننده هم داد و گف با شامپو بچه ناحیه تناسیلی رو بشورم
لباس زیر هم زود عوض میکنم یاهم نمیپوشم.
قسمت بخیه یکم در حد اندازه یه عدس زخم مونده (ازش خون نمیاد)
با این توضیحات چیکار باید کرد؟ترشحات طبیعی یا عفونت دارم؟جای بخیه چطور تا الان خوب نشده هنوز>ترشحات بعد از زایمان168 بازدید8 پاسخ
از اونجایی که خودم خیلی نگران بودم و تجربه اولم بود و همش توی تاپیک ها میگشتم که از تجربه بقیه استفاده کنم گفتم بیام اتفاقهایی که برام افتاده رو به اشتراک بزارم شاید کمکی باشه برای دیگران ،
اول اینکه من بخاطر شرایط کاری و جسمیم و برحسب تحقیق هایی که کردم از بیست و هشت بارداری یهو نظرم از سزارین عوض شد روی طبیعی
به همین دلیل از هفته سی به بعد کم کم شروع کردم روزی یک مرتبه ورزش آنلاین و از هفته سی و چهار کم کم شروع کردم پیاده روی و خوردن دلستر و بستنی و کباب و چیزایی که گفتن برای وزن بچه خوبه چون من سعی میکردم که توی هفته سی و هفت زایمان کنم که بتونم برگردم سر خونه زندگیم (دوماهه خونه مادرمم)
وزن بچم توی هفته سی و شش بارداری بهم گفتن سه کیلو و صد و هشتاد و این امیدوار کننده بود برام و دیگه خوراکمو قطع کردم و شروع کردم به پیاده روی سنگین و هر آنچه که از تجربه های قبلی خونده بودم ولی انگار نه انگار دهانه رحمم بسته بسته بود تا هفته سی و هشت هر دکتری رفتم میگفتن دهانه رحمت عقبه و بستس ولی سر بچه خیلی وقته تو لگنه و هیچکس نمیتونست معاینه تحریکی برام انجام بده انگار دهانه رحمم عقب بود ،میگفتن سعی کن بخاطر وزنش زودتر زایمان کنی چون لگنت کوچیکه و دور سر بچه بزرگ 😐 من خودمو تیکه پاره کردم از پیاده روی و شیافت و اسکات زیر دوش و .... انگار نه انگار تا بلاخره توی سی و هشت هفته و چهار روز رفتم پیش مامایی که تو ذهنم بود برای زایمان بگیرم ایشون منو چک کردن گفتن بخاطر سر بچه دهانه رحم کشیده شده عقب و با مهارت خیلی خوبی یه معاینه تحریکی عمیق برام انجام داد و دهانه رحم رو کشید جلو و گفت برو پیاده روی کن و اسکات بزن باز میشه من همون شب درد خیلی زیادی داشتم و رفتم بیمارستان گفتن دوسانتی 😃
برگشتم و فرداش دوباره رفتم که یکبار دیگه برام معاینه تحریکی انجام دادن و گفتن یه شیشه کرچک بخور و دو لیوان زعفران دم کرده بخور به امید خدا کیسه ابت پاره بشه و یه ورزش بهم گفتن که عکسشو میفرستم انجام دادم همون روز غروب کیسه ابم پاره شد و راهی بیمارستان شدم >تجربه زایمان من در 39هفته725 بازدید77 پاسخ- دکتر برام خوب ندوخته بود مجبور شدم برم برای عمل
دکتر ک انتخاب کردم گف بیا تزریق چربی هم انجام بده
برام تنگی واژن انجام داد و چربی
الان دومی باردارم
گردن درد دارم
پارسال هم کمردرد داشتم گفتن دیسک
الان بخاطر این شرایط میتونم طبیعی زایمان کنم؟
میترسم از گردن درد و کمردرد بیشتر شه
و اینکه تنگی واژن و تزریق چربی ک دلشتم اونا ازبین میره؟
تو زایمان طبیعی باز میتونن برام بخیه زیبایی بزنن >زایمان طبیعی یا سزارین616 بازدید18 پاسخ - سلام خانم ها من امید بخدا قصدم زایمان طبیعیه اما اصلا کلاس شرکت نکردم وهیچ ورزشی انجام نمیدم
بنظرتون ضروریه این چیزا و اگر انجام ندم زایمانم سخت تر میشه؟>آیا رفتن به کلاس و انجام ورزش ها ضروریه برای زایمان طبیعی!؟384 بازدید33 پاسخ - زایمان طبیعی خیلی سخته990 بازدید352 پاسخ
- کسی هس جفتش پایین باشه تا ۹ ماه رسونده باشه؟؟ از ان تی بهم گفتن پایینه ولی اصلا بالا نرفته تا الان.. کلا حرکت بچه پایینههههه چیکار کنم ؟؟
آیا کسی که جفتش پایینه زایمان طبیعی میتونه بکنه؟اخه شنیدم جفت پایین سزارین میکنن>جفت پاییننننن🤕🤕حرکت بچه زیر ناف500 بازدید69 پاسخ - سرکلاژ و پساری دارم دکترم گفته شنبه باز میکنه و بکشنبه برم بیمارستان بستری شم
مگه میشه؟؟ من انقباض اصلا ندارممممم
دکترم میگه باز کنم زایمان میکنی
سونو دادم معاینه هم شدم دهانه رحمم بسته اس
خیلی نگرانم >سلام خانم دکتر و مامانا زایمانم طبیعی هیچی انقباض ندارم چیکار کنم550 بازدید25 پاسخ - از چند هفته و چند روز. وچه کارهایی برای زایمان طبیعی340 بازدید19 پاسخ
- دوستانی که استفاده کردین هم اگر تجربه دارین بگین لطفا>خانم دکتر چه گنی بعد زایمان طبیعی مناسبه؟282 بازدید5 پاسخ
- من ۳۸ هفته و ۵ روزم، بچه سفالیکه
۵ شبه دارم شیاف گل مغربی میزارم و پیاده روی میرم اما اصلا علائم ندارم
از طرفی چون خودم شهرستان هستم و دکترم یکی از شهر های اصلی و خب جنگ شده نمیتونم برم پیشش
لطفا راهنمایی ام کنید که تا کی صبر کنم برای زایمان؟ اگر تا چند هفته و چند روز دردم نگرفت برم بیمارستان؟ تو این مدت به نظرتون برم پیش یک دکتر یا یک مامادیگه تو شهرستان خودمون یا نه ؟ >تا چند هفتگی اگر زایمان نکنی باید بری بیمارستان بهت آمپول فشار بزنن؟428 بازدید22 پاسخ - من ۳۸ هفته و ۳ روز باردارم
جنینم سفالیک هست
با تجویز پزشکم ۵ شبه ، شبی ۳ تا شیاف گل مغربی میزارم
نزدیکی بدون جلوگیری داشتم
هر روز دوش آب گرم دارم
روزی نیم ساعت پیاده روی را دارم
اما هیچ خبری از درد و علائم زایمان ندارم
لطفا راهنمایی کنید و از تجربیاتتون بهم بگین
ممنون>۳۸ هفته و ۳ روز هستم اما علائمی برای زایمان طبیعی ندارم !306 بازدید13 پاسخ - من ۳۶ هفته و ۳ روز هستم
چند روزه کشاله های رانم درد میکنه مثل اینکه بسته باشه
چند باری هم شب هه زیر دلم سمت چپ درد میگیره و بعد خوب میشه
از دیشب حس میکنم بچه یکم اومده پایین تر
چهارشنبه وقت دکتر دارم که میشم ۳۶ هفته و ۶ روز ، آیا دکتر از این هفته نامه برای زایمان طبیعی میده ؟
و علائم زایمان طبیعی چیه ؟
بارداری اولم هست ممنون میشم راهنمایی کنید >علائم زایمان طبیعی255 بازدید20 پاسخ - امروز 37 هفته و 7 روزم ماما معاینم کرد و گف خیلی دهانه رحمت سفته بهم آمپول هیوسین و شیاف گل مغربی داد و گف کمی خاکشیر و آلو و گلاب بخورم همراه ورزش نظر شما هم همینه
لازمه کار دیگه ای هم انجام بدم؟ >نرم شدن دهانه رحم387 بازدید4 پاسخ - زایمانم طبیعی هست بین ماماخصوصی و دکتر زنان موندم
کیا تجربه با ماماخصوصی دارن زایمان فیزولوژیک؟؟
دکترم ماماهمراه نداره میگه ماما بیمارستان هست
ولی من دوس دارم ماماهمراه بگیرم کمک ام کنه تو ورزش کردن و درد
ی بارتجربه با ماما بیمارستان داشتم فقط معاینع تحریکی کرد اصلا ورزش . اینا نداد
ماما ریحان شادمان میشناسیه کسی؟تجربه زایمان با این ماما داشته
>ماماخصوصی عامل زایمان یا دکتر زنان زایمان طبیعی347 بازدید18 پاسخ - زایمانم طبیعی هست بین ماماخصوصی و دکتر زنان موندم
کیا تجربه با ماماخصوصی دارن زایمان فیزولوژیک؟؟
دکترم ماماهمراه نداره میگه ماما بیمارستان هست
ولی من دوس دارم ماماهمراه بگیرم کمک ام کنه تو ورزش کردن و درد
ی بارتجربه با ماما بیمارستان داشتم فقط معاینع تحریکی کرد اصلا ورزش . اینا نداد
ماما ریحان شادمان میشناسیه کسی؟تجربه زایمان با این ماما داشته
>ماماخصوصی عامل زایمان یا دکتر زنان زایمان طبیعی347 بازدید18 پاسخ
بنظرتون طلاق اره یا نه
سلام اگر شوهرتون مدام به بدی باهاتون حرف بزنه و بددهن باشه مثلا بگه زر نزن برو گمشو دیوونه عقل نداری و... و اصلا حال شما براش اهمیتی نداشته باشه تاحالا مسافرت نبرده باشه و اگه یه مسیر کوتاهم ببره دعوا درست کنه تو کل زندگی هرروز دعوا داشته باشید آیا با وجود یه بچه ۳ساله میمونید باهاش یا طلاق میگیرید؟
هی خدااا میشنوی؟؟؟؟ میشنوی؟؟💔
اخه چرا؟؟؟
من چیکار کردم؟ میشه خودت بیای پایین بهم بگی چرا نباید مادر بشم؟؟؟ میشه بگی چرا باید تو حسرت بمونم؟ میشه بگی کی قراره مامانم بچه منو ببینه ذوق کنه؟؟؟ اخه چرا منو اینطور بیچاره کردیییی
خدایااا چرا باید یکی تاپیک بذاره به من بچه داری یاد بدید یکی مثل من تاپیکو بخونه و زااار بزنه؟؟ چرا من حق طبیعی ندارم مثل خیلیاااااا؟؟
من دیگههه نمیتونممم
نمیتونم نفس بکشمممممممممم
خدایا بیا پایین خودت بیا جوابمو بده دارم دق میکنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 چی میشدددددددد منم مامان بشم ؟؟؟ چی میشدددد همه جا نگن برید اهداییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 من طاقت ندارم یکی ک بعد از من ازدواج کرده باردار بشه من نشم
خدایا اگ هستی بشنووو اگ وجود داری بشنوو😭😭😭 دیگه باهات قهرم خیلی نامردی کردی در حقم💔💔💔💔💔💔💔💔
خانوما درد و دل دارم حالم بده میشه بیاین راهنماییم کنید
سلام میخوام داستان زندگیم رو برات تعریف کنم و بهم مشاوره دقیق بدی...من ی دختر ۲۶ ساله هستم و ۴ سال هست که با همسرم که نسبت فامیلی نداریم عاشقانه ازدواج کردیم و بخاطر محل کار شوهرم خونم اومده ی شهر دیگه بنام بوشهر شهر تا خوزستان اهواز زادگاهمون ۱۰ ساعت فاصله داره..خلاصه بگم من وقتی بچه بودم پدر و مادرم از هم طلاق گرفتن و من با خونه ی پدربزرگم (پدر و مادر کنار مامانم زندگی کردم) و تا وقتی ۱۶ سالم شد مامانم بالاسرم بود و بعد دیگه با یک آقایی ازدواج کرد و رفت پی زندگیش چون نمیخواستم عمر و جوانیش هدر بره منم راضی شدم.. و بعد من باز هم موندم خونه پدربزرگ مادریم تا همین چندسال پیش که خودم ازدواج کردم...
پدرم مجرد هست و چندین سال درگیر اعتیاد شدید و بددلی و بیکار بودن و اصلا بخاطر همین مامانم ازش جدا شد..با عموی مجردم توی خانه پدریشون زندگیمیکردن و دوتاسون معتاد صفر بودن و من دلم سوخت با خودم گفتم این همه سال درگیر اعتیاد شد گوشه گیر افسرده و حتی کارش به جایی رسید که هیچی براش مهم نبود و توی خیابون گدایی میکرد من ترسیدم آشناها و خانواده و فامیل شوهرم ببیننش آبروم بره بخاطر مسائل همین بردمش کمپ ترک اعتیاد.(اینم بگم که خودش هیچوقت تلاش نکرد و سرکار نمیرفت و پول مفت پدرش رو میخورد و کرایه مغازه های ارثیه رو میگرفت و دود میکردن هوا خودشو عموم) خلاصه برای اینکه فامیلاش گولش نزنن و ارثیه شو نخورن اومدم با رضایت خودش که گفت وکیلم شو اعتماد داشت بهم بردمش دفتر اسناد و یک وکالت بلا عزل گرفتم ازش که حق فروش زمین های ارث پدریشو نداشته باشه چون فامیلاش از اعتیادش سو استفاده میکردن همیشه و همیشه پول کمتر از حقش بهش میدادن برای اجازه مغازه دیگه صدرصد برای فروش زمین هم کلاه سرش میزاشتن چون میگفتن اینکه معتاد صفره نمیفهمه..)و با یک امید که توی دلم بود همه کار کردم که دوباره به زندگی علاقمند شه(بماند که اینطور بیشتر دشمنم شد و انگار دوست داشت به اون زندگی نکبت بار ادامه بده) خلاصه دو ماه از رفتنش به کمپ گذشته بود که خواهرا و برادرانش(عمه ها و عموهایم)تصمیم گرفتن خونه ی پدریشونو بفروشن و فروختن و به من نگفتن تا دوماه بعد از یکی از عمه هام شنیدم که اونم لو داد نمیدونست که من در جریان نیستم و خلاصه به هزار زحمت پول حق پدرم از خونه رو ازشون گرفتم و با بابام مشورت کردم و فکر میکردم دیگه چون چندماهه که مواد نمیکشه عاقله و میشه روی حرفش حساب کرد و گفت برام (خونه بگیر شهر جم نزدیک خودت باشم و کنار هم باشیم چون بجز تو هیچکس رو ندارم) منم قبول کردم و براش همینجا خونه خریدم.(با اینکه هیچوقت برام پدری نکرد ولی همیشه یه حسی ته دلم دوسش داشتم و چشام بدی هایی که به من و مامانم کرد رو نمیدید و همین باعث بدبختیم شد) خلاصه من بخاطر اینکه روی ترک کردنش تمرکز کنه آدرس کمپشو به خانوادش نداده بودم آنقدر اصرار کردن و خواستن که به اصرار خودش آدرس دادم و بعد چند وقت هواییش کردن اومد بیرون رفتارش باهام عوض شد انگار بدهکارش شدم که بردمش کمپ! حتی چندبار تلفنی بهم توهین کرد(این مدت که اومد بیرون اینو بگم که اولا یکی از پسر عمه هام رفت اوردش بیرون و نقشه کشیده بود برای اینکه زمیناشو بالا بکشه چون دید که بابام به پول نیاز داره ولی از وقتی فهمیدن من وکالت بلا عزل دارم آتیش گرفتن زورشون اومد و هی بابامو بر علیه من پر کردن که اره دخترت میخواد حقتو بخوره چرا وکالت دادی بهش گولت زد و از این حرفا!!! در صورتی که خدا شاهده بر من حرام اگه تا حالا از اون خونه ای که برای بابام خریدم پولی خورده باشم یا طمعی داشته باشم!! درسته من تنها فرزند بابام هستم و هرچی گیرش بیاد به من هم باید بده چون تنها وارثشم ولی الان قصدشو نداشتم اولویتم خوب شدن خودش بود بعد تقسیم اموال چیزی که حق هر فرزندیه مخصوصا من که خیلی ضربه ی روحی و عاطفی خوردم و هیچوقت محبت پدر حس نکردم و خیلی بهم بدهکاره)
خلاصه الان ۴ ماه هست که از کمپ به صورت خودسرانه فرار کرد اومد بیرون و خونه ی شوهر عمه ام هست یعنی خونه همون کسایی که میخواستن حق بابام رو بخورن ولی با وکالت من به مشکل بر خوردن و پدربزرگم یعنی کسی که بزرگم کرد پدر مادرم زنگ زد بهشون و گفت نمیزارم حق نوه ام رو بخورید و...اونا هم زورشون اومد چون نقشه کشیده بودن..خلاصه الان کرایه خونه ای که برای بابام خریده بودم رو میفرستم براش ماهانه ولی کم هست چون تنبل هم هست سرکار نمیره یه آدم تن پرور مفت خور هست و امروز تلفنی بهم زنگ زد بازم گفت پول بفرست گفتم صبر کن تا چندروز دیگه که اول ماه شه مستاجر پول بفرسته چشم میفرستم برات... خلاصه عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی به من که وکالتتو میرم باطل میکنم شکایتت میکنم و از این حرفاا
من توی کل زندگیم کسی بهم فحش ناموس نداده بود منم مثل خودش باهاش رفتار کردم گفتم چیه فامیلای بیشرفت پرت کردن اونا که اصلا براشون مهم نبود حالت چطوره و من بردمت کمپ و هزینه کردم همه جوره آبروم رو همه جا برده بودی هرکس جای تو بود باید میمرد
منم خونه ای ک براش خریده بودم رو گذاشتم برای فروش ک پولشو بفرستم براش و شررررش کم شه دیگه
شوهر عمم گفت بیا خونه بنام خودت بخر براش گفتم پشت دستمو داغ میکنم دیگه دردسر بزارم برا خودم هیچ کاری برام نکرد یک عمر بعد طلبکار هم هست🥲
حالا خونه بنام خودش میخواد بخره یا بنام یکی دیگه بخره دیگه برام مهم نیست بره به درک
چون من حامله ام و شوهر و بچه خودم از همه چی مهمتره
همش به خودم چیز میگم که چرا رفتم خوبش کنم دشمنم شده
فهیمه عزیزم دوست مهربونم😭😭😭روح مادرت شاد عزیزم خدایا😭😭😭
خانوما تورو خدا برای آرامش دوستمون فهیمه دعا کنید خدا بهش صبر بده چقدر دلم گرفته😭😭😭😭واقعا حقش نبود تموم امیدش بود مادر دوم دخترش بود😭😭😭دخترا واسه ارامش روح مادر فهیمه جون دعا کنید😭💔
اولین باری ک خانه ات را دیدم😍
امروز که برای اولین بار خانهات را دیدم...
برای اولین بار، تو را ندیدم...
اما خانهی کوچکت را دیدم.
پزشک گفت: «کیسه زرده داخل ساک دیده میشود، اما هنوز برای شنیدن صدای قلبش کمی زوده اخه4هفته و 6روزته چند روز دیگر دوباره بیا.»
همین یک جمله، قلبم را میان امید و انتظار نگه داشت.
وقتی از اتاق سونوگرافی بیرون آمدم، دستم روی شکمم بود و با خودم زمزمه میکردم:
«عزیزِ کوچکِ من...
من میدانم که این چند روز، تو سخت مشغول ساختن کوچکترین و زیباترین معجزهی زندگی هستی؛ قلبی که قرار است روزی تمام دنیای مرا با تپشهایش پر کند.»
شاید برای دیگران، فقط چند روز باشد...
اما برای مادری که بیصبرانه منتظر شنیدن صدای قلب فرزندش است، هر ساعت، اندازهی یک دنیا انتظار دارد.
آن روز، با تمام وجودم دعا کردم.
نه برای معجزه...
بلکه برای لحظهای که پزشک لبخند بزند و بگوید:
«بشنو... این صدای قلب کوچولوی توست.»
و من ایمان داشتم که انتظار، بخشی از داستان ماست؛ داستانی که از همان روزهای اول به من یاد داد عشق، یعنی صبر کردن با تمام وجود.
منتظر شنیدن زیباترین موسیقی دنیا هستم...
صدای قلب تو.
با تمام عشق مامانت 🤍
۱۷مرداد ۱۴۰۵
من دیدم پشمام ریخت شما هم ببینید پشماتون بریزه😂
تو دیوار داشتم دنبال خونه میگشتم یه آگهی دیدم طرف ۲۱۰ متر اپارتمان ساخته همه چی هم داره ۳خواب تکمیل
توی ۲ تا از خواب ها تخت و اینه سنگی درست کرده 😂😐😂😐😂😐
یزیدتو مرد ، خیلی دوست دارم بدونم موقع ساختن تخت سنگی چی تو ذهنش بوده 😂
خونه دوخوابه خوبه یا سه خوابه؟؟؟😟😟😟
سلام خانوما. ما خدا بخواد میخوایم خونه بسازیم. ۱۶۰ متر درمیاد و شمالیه. میخوایم در هر حال ،هالش ۴ تا فرش ۱۲ متری بخوره. اگه دوخوابه بسازیم ،خوابامون خوب و دلباز میشه. اگه سه خوابه بسازیم تقریبا دوتا خوابامون ۳×۳ میشه ولی یکیش یه کوچولو بزرگتر میشه. اما هالمون و میخوایم دست نزنیم و همون ۴ تا ۱۲ متری بخوره.
فعلا یه دونه بچه دارم ولی شاید بخوام اقدام کنم واسه دومی.
بنظرتون کدوم خوبه؟اینقدر فکرکردم گیج شدم.😩😩😩😩
سلامبچها خوبید لطفا اگه میشه راهنمایی کنید❤️😘
بچها من یه مدته تا ۸ صبح بیدارم از اونورم در طول روز خوابم کمه
و چیزی که بیشتر اینروزا ترغیبم میکنه نخابم نت شبانه س🤦♀️بنظرتون ۳۰ گیگ نت برام کافیه ماهانه که فیلم ببینم از یوتیوب؟یه فیلم دارم فقط یوتیوب میزاره اینستا هم ندارم وات هم کم میرم حوصله شو ندارم
فقط میخام هرجور هست خواب شبم درست بشه خیلی دلپیچه میگیرم از بی خوابی😬😬بوس بهتون😘😘
قند بارداری رو چطور کم کنم؟
سلام خوبید
من دیروز رفتم دکتر بهم گفت قند داشتی از قبل گفتم نه گفت ولی قندت لبه مرزه
چیکار کنم ؟ چی بخورم ؟ بیاد پایین
مامانا من از کی برم بهداشت
من الان توی ماه دوم بارداری هستم ۷ هفتمه
از کی برم بهداشت
کار آزاد یا رفتن ب شرکت های پتروشیمی
سلام دوستان یه راهنمایی ازتون میخام.
من شوهرم ارشد مهندسی شیمی داره. ولی خب کارش آزاد هست و در آمدش هم خداروشکر خوبه.
الان یه شرایط کاری براش پیش اومده توی پالایشگاه.
الان شما باشین چه تصمیمی میگیرین؟
کار خودش رو که نزدیگ ب خونمون هست رو ادامه بده
یا بره توی پالایشگاه با ۸ ساعت فاصله(عسلویه )با هوای ناجور و....
و درآمدش حدودا اوایل کار تقریبا ۴۵ تا ۵۰ تومن هست و و ب مرور فک کنم بیشتر میشه...
با مزایا و بیمه و......؟
اما خب کار قراردادی؟
خودش میگه نمیخام آواره بشم یه تیکه نون میخایم ک همسنجا گیرمون میاد چرا برم آواره بشم و......
من بخاطر بیمه و آینده ش میگم
و میگم ب مرور حقوقش بیشتر میشه و...
ینفر بهمگفت اسم دخترتو این نزار
دوستان این برنامه اوما کجا داره قسمتی بنام اوما نام؟ک اسامیشو ببینم...
موردی ک پیش اومده من دوس دارم اسم بچمونو الینا بزارم اما ینفر ازینا ک مثلا مذهبی ان و علوم ابجد بلدن گف مریم بزار
حتی شده تو شناسنامه بزار ولی صداش بزنن حالاهرچی دوس دارین
خب من دوس ندارم بچم دواسمه بشه....چیکارکنم..شما کسیو میشناسین معرفی کنین ازش بپرسم اسم الینا مگ چشه واقعا خوب نیس ینی؟!
خواهش میکنم برا داداشم نفری یه آیت الکرسی بخونید براش دعا کنید
سلام .
تو رو خدا برا داداشم دعا کنید پس فردا قرار ببرنش زندان کلی بدهی داره متاسفانه با اینکه با ما قهره ولی داداشمونه براش ناراحتیم هر روز تهدیدش میکنن تقصیر خودشه به حرف ما گوش نکرد ولی جونش و آبروش خدا حفظ کنه یه دختر کوچیک داره پدر مادرم همش یه گوشه خونه افتادن ناراحتن گریه میکنن دعا میکنن براش چیزی برا کمک بهش نداریم خودش دوتا زمین داره که فروش نمیرن متاسفانه. خواهشا نفری یه آیت الکرسی براش بخونید و براش دعا کنید که زمیناش فروش بره طلبکاراش یکم بهش مهلت بدن جون و آبروش حفظ بشه زندان نره.
تجربه من از سزارین
سلام مامانای گل من دو روز پیش زایمان سزارین کردم گفتم تجربه مو بهتون بگم شاید ب درد کسی بخوره.اول ک خیلی استرس داشتم ولی واقعا اون غولی نبود ک ازش ساخته بودن. امروز سه روزه ک عمل شدم ولی از دیروز راه میرم و امروزم بیشتر کارامو خودم انجام دادم.فقط موقع تزریق بی حسی اسپاینال یکم اذیت شدم اونم بخاطر ورمی بود ک کرده بودم بعد از عملم ی چن ساعتی بی حسی و سنگینی پاهام اذیتم کرد و یکمم درد داشتم ک با شیاف دیکلوفناک نود درصدش رفت.ب دکتر بیهوشی گفتم برام پمپ درد بذاره ک توصیه کرد ک نگیرم و با همون شیاف کارم راه میفته. در کل خداروشکر از عملم راضی بودم بلافاصله ب بچه ام شیر دادم و حالم هرروز بهتر میشه. اگه سوالی چیزی داشتید بپرسید بتونم کمک میکنم🥰❤
کیا تو سیکل پانکچرو ای وی افن میاید باهم اشنا باشیم و تا اخرش باهم باشیم
میشه بیاید باهم درد و دل کنیم
خانوما شماخریدهای خونه رو کی انجام میده؟
منظورم مرغ وگوشت و میوه و سیب وپیاز و نون خریدن .
شماهم انجام میدید؟
بچه ها بیاین سرگذشتمو بگم
تو این چند ساعتی که همسرم خونه نیست نشستم قصه ها و غصه هاتون رو خوندم گفتم شاید بد نباشه منم قصه زندگیمو تعریف کنم شاید یه نور کوچیکی تو قلب یکیتون باشه
من یه دختر ۲۶ ساله و خوشگل بودم خیلی خوشگلم بودو و خانواده فوق العاده ای دارم شغل خوبی داشتم همه چیز برای پرواز و اوج گرفتنم آماده بود یه روز خیلی معمولی تو خونه نشسته بودم دستم رو از حلقه لباسم کردم تو طبق عادت یهو یه چیز سفتی خورد به دستم پیش خودم گفتم چیزی نیست فرداش رفتم سرکار به همکارم گفتم اونام گفتن یه سونو بده خیالت بشه رفتم سونوگرافی به دردنخور محلمون خانمه گفت چیزی نیس گل مغربی بخور مامانم ولی اعتماد نکرد منو برد پیش متخصص جراحی سرطان تو اون سن من با واژه سرطان آشنا شدم بعد از کلی رفتن و اومدن فهمیدم من واقعا سرطان دارم دوبار بیوپسی شدم ام آر آی ... و تو بیست و شش سالگی یه سینه مو از دست دادم بعدشم شیمی درمانی و پرتو درمانی اما چیزی که میخوام بگم این چیزا نیست اینکه من کلا تو کل پروسه درمانم یک شب ناراحت بودم اونم اولین شبی بود که فهمیدم سرطان دارم اون روز رو خوب یادمه بابام کنترل تلویزیون دستش بود هی میگفت بابا کنترل کجاست میگفتم بابا دستته اصلا هیچکی تو دنیا نبود من نباید میذاشتم خانواده م با من غرق بشن بخاطر اونا شاد بودم تو اوج جوونی همه چیزم رو از دست دادم اما یه روزم ناشکری نکردم ایام گذشت و خوب شدم خدام واسم خدایی کرد خوب جبران کرد الان ده سال گذشته حامله م یه وجود دیگه تو وجودمه خدارو بازم شکر میکنم حتی اگه همین الان بمیرم من از زندگیم راضیم من حالم خوبه من رسالتم که خوب زندگی کردن بود رو انجام دادم.....
کسی توی آگاهی شیراز آشنا داره؟چندتا سؤال دارم
سلام دوستان من داداشم یه اسپیلت نو توی برنامه دیوار دیده بود رفت بندرعباس خرید ب عنوان مصرفی برای خونه ش....
دیروز توراه ک میومده ایست بازرسی نرسیده ب داراب میگیره.....
الان ماشین و اسپیلت رفته پارکینگ 🥺🥺
امروز گفتن باید اسپیلت بره شیراز و بری از شهر خودت استشهاد بیاری ک توی کار قاچاق نیستی... بعد ببری استان اگه تایید کردن اون استشهاد رو .دیگه اسپیلت رو میدن وگرنه اسپیلت میره برای مصادره...🥺🥺
اصلا کار داداش من قاچاق نیست یه دونه خریده بود برای خونه ش توی هوای گرم... متاسفانه این اتفاق افتاده.
ماشینش هم صفر هست تازه دوهفته ست گرفته.
یعنی میخام بگم ن خودش نه ماشینش هیچ سابقه ی جابه جایی کالای قاچاق ندارن....
کسی بوده اینجوری شده باشه و کارش حل شده باشه؟
یاکسی تو آگاهی هست که یه راهنمایی کنه باید چکار کنیم،؟
یعنی ممکنه. واقعا. مصادره بشه؟ 😓😓
ماشین هم توپارکینگه ولی خب گفتن برای ماشین مشکلی نیست میشه درش آورد....
زایمان زودتر میشه؟؟
سلام دکتر خسته نباشید.
من الان 39 هفته ام (طبق اخرین پریود ۲۹/۸/۱۴۰۴ )
امروز سنو گرافی رشد انجام دادم 37 هفته گفته بهم(وزن جنین هم 3100)
زایمان طبیعی هستم و علایم درد و اینا ندارم
هفته گذشته معاینه شدم دهانه رحم 1/5 سانت بود
با دکترم صحبت کرده بودم گفتم میشه زودتر زایمان کنم که ایشون 27 مرداد رو پیشنهاد داد چون خودشون شیفت بیمارستان بودند.
حالا الان شک دارم که میشه زایمان کرد یا نه چون هربار سنو انجام میدم یک هفته تقریبا عقب تر نشون میده سن بارداریمو.
شیاف پروژسترون کدوم داروخونه شیراز گیر میاد
سلام خانمای شیراز
این شیاف پروژسترون نایاب کدوم داروخانه ها گیر میاد؟
این شیاف هم گرانبها شد و نایاب
باید روزی دوتا شیاف بزنم
ده تا دونه گیرم میاد میشه به اندازه پنج روز
از روز قبلش باید استرس گیراوردنش داشته باشی




