Ooma
پرسش (1405/01/05):

زایمان طبیعی خیلی سخته

سلام کسی زایمان طبیعی توشهر بندرامام خمینی داشته

وای رفتم امروز معاینه لگنی خیلی بد بود ترسیدم از زایمان طبیعی حقیقتا،دلم کمرم خیلی درد میکنه مثل درد پریوده دقیقا
تصمیم گرفتم تمام تلاشمو بکنم شده طلامو بفروشم سزارین کنم حالا ببینم چی میشه دکترا باهام همکاری میکنن یه قیمت معقولی بگن
گفت ک میتونی طبیعی ؟
اره گفت میتونی لگنت خوبه
خوب بنده خدا شاید راحت بزایی چرا الکی بری طلا بفروشی
نهایت نتونی میبرنت سزارین
منم معاینه کرد گفت لگنت خوبه میتونی ولی زیاد دردم نگرف
دیگه حالا نمی‌دونم موقع زاییدن چقدر می‌خوام عذاب بکشم الله و اعلم
گفت ورزشایی ک دادم و انجام بده خیلی پیاده روی کن و اینا یروز درمیون رابطه داشته باش و شیاف گل مغربی بزن
شیاف گل مغربی و گفت از الان بزن ؟
همه ی این کارا رو گفت از الان انجام بده؟
نمیدونم من چون خیلی استرس داشتم خوومو سفت میگرفتم،گفت اگه ذهنت آمادگی زایمان طبیعی و نداره بنظرم سزارین کن
اره
آره بنظرم ذهن مهمه
۳۷ هفته زود نی؟
اره گفت ساعت۱۰صب بخورش ۱۰شب ثوراخش کن شیاف کن
مگه میخورنش؟
من فکر کردم واژینالیع؟
نمیدونم بمن‌گفت همین امروز بگیر انجام بده
آخه شیاف گل مغربی و من از دکترم پرسیدم گفت هفته ی آخر زایمان
اینجوری گفت منم فکرمیکردم واژیناله
نمیدونم این اینجوری گفت
من حالت انگار پریود شدم الان نوار بهداشتی گذاشتم یکم دل درد و کمردرد گرفتم حالم یطوری شد
چه طوریه؟ چی‌کار می‌کنن؟
شما خیلی ورزش و پیاده روی داری؟
برا من ک زیاد طول نکشید حالت معاینه بود
خیلیییییییییی معذرت می‌خوام گفتنش خوب نیس منو حالت دستشویی گرفت
نه اتفاقا می‌خواستم بدونم دقیق چه طوریه
یه نیمچه آمادگی داشته باشیم قبلش
مرسی 👀 💅
خدایی من زیاد اذیت نشدم شایدم شل کرده بودم خودمو
سلام سوگل در چه حالی؟
منم سل ۴۰۱ زایمان کردم دقیقا همین روزا ۳۷ هفته بودم
پسرم ۳۸ هفته ۶ روز به دنیا اومد شد ۱۹ فروردین
طبیعی آوردم عزیزم؟
نه نشد عزیزم ضربان قلب پسرم اومد پایین اورژانسی سز شدم
آهان بعد بچه تو دستگاه نرفت؟
نه نرفت
انقد میترسم
از چی میترسی عزیزم؟
خدایی نکرده بره تو دستگاه
ان شالله که نمیره عزیزم
بعدم دکترت خودش میدونه اگه زودتر قراره به دنیا بیاد آمپول ریه میزنه
دیگه نگران نباش بچه داری هر روزش کلی تجربه است چالش داره
من تا پسرم به چهار سال رسید موی سفید در آوردم چهار سال قبل من هیچی موی سفید نداشتم اینا رو نمیگم بترسونمت ولی خب بچه داری بدون چالش نیست
در عوضش اون لحظه هایی بغلش میکنی بوسش میکنی خیلی شیرینه می ارزه به تموم سختی هاش 😍😃
ن اصلا هیچ تحرکی تا حالا نداشتم حتی پیاده روی
اره خب برا منم طول نکشید در حد یکی دو دیقه ولی خیلی دردم گرفت چون استرسم داشتم اینجوری دردم گرفت،حالام انگار پریودم همچین حسی دارم
الان تو خونریزی داری یا نداری اصلا؟
دقیقا منم حس کردم الان ادرارم میریزه اینکه دستش بود نمیدونم چی ک داخل واژن تابش میداد اون بد بود من چشام بسته بود جیغ میزدم
اره احتمالا،من خودمو سفت گرفته بودم هرچی میگفت شل کن میترسیدم میخواستم بگم بزار بلندشم پشیمون شدم نمیخوام
قربونت گلم ممنونم خداروشکر خوبم،شوهرمم نبود پیشم مامان بزرگش فوت شده امروز تشییعش بود اون رفته من با دخترداییم رفتم چون تا حالا محیط زایشگاه و ندیده بودم یهو ترس برم داشت یهو خون دیدم بدتر ترسیدم
منم بخوام سزارین کنم فک کنم ۱۹ام تا۲۰ام بشه
آخه گفتی حالت پریودی دارم گفتم شاید زیاد تحرک داری
ن والا ندارم فقط بعضی وقتا ترشح غلیظ میاد ازم
ن منظورم الانه بعد معاینه الان دوسه تا پد عوض کردم از عصر تا حالا اونجام رفتم دسشویی خودمو شستم خون بود
آهان
آره منم معاینه کرد تا آخر شب حالت پریودی داشتم ولی خون ندیدم
من همون لحظه ک معاینه کرد ببخشید دستاش خونی شد گفت عادیه الانم دوتا پد عوض کردم،نمیدونم دلیلش چیه من اینجوری شدم
خوب شاید خودتو سفت کردی سر اون اینجوری شده
خدا رحمتش کنه
حق داری عزیزم
نترس دختر روحیه تو حفظ کن قراره چند روز دیگه چه طبیعی چه سزارین زایمان کنی
دقیقا امروز ب دخترداییم میگفتم اگه نخوام‌بچه رو بدنیا بیارم باید چیکارکنم میخندید میگفت بایدیه اینجا دیگه باید یکیشو انتخاب کنی،ولی فهمیدم من آدم طبیعی بدنیا اوردن نیستم واقعا
دکترم گفت چون بعد ازماه ها رابطه نداشتن و هیچی یهو معاینه میشی عادیه دردت بگیره شیاف بزاری ورزش کنی رابطه داشته باشی و چندبار معاینه بشی دیگه عادی میشه
ممنونم گلم سلامت باشی
براثر همون معاینه احتمالا داخل واژنت زخم شده من تست پاپ اسمیر دادم همین جوری بود ولی بعدش ترشحات خونی نداشتم
سوگل اگه واقعا میترسی برو سزارین تجربه دردناکی برات نشه
من میرفتم تست پاپ اسمیر چقدم سخت بود الان میگم خوب شد طبیعی من نزایدم هر چند اولش چندباری معاینه شدم 🫣
منم تست پاپ اسمیر و hpvدادم رحممو فریز کردم ی زخم کوچیک داشتم اونم درد داشت،کلا من خیلی بد دردم تحمل درد و ندارم اصلا
من چون عفونت داشتم و خشکی واژن دکتر گفت باید دارو مصرف کنی شش ماه دیگه تست بدی عزا گرفته بودم اینقد ازین انبره که میزنن داخل بدم میاد چقدم درد داشت لعنتی
اره ماماعه گفت اگه واقعا ذهنت آماده نیست برو سزارین چون واقعا اذیت میشی،پن یذره خون دیدم دست و پام میلرزید کلا لگنم درد گرفت کمرم دلم اومدم خونه کلا دراز کشیدم هرچی چیزای مقوی میخوردم دلم آروم نمیشد دستام میلرزید
اره خیلی بده،من از سنوی داخلی خیلی بدم میاد دوبار سنوی داحلی انجام دادم یبارش پریود بودم واقعا خیلی بد بود
خب پس برو سزارین خودتو اذیت نکن من تجربه ی طبیعی ندارم ولی سزارین دیگه معاینه ای در کار نیست حداقل
خوشبحال مردا این چیزارو تجربه نمیکنن اصلا ما زنا چ مکافاتایی داریم
اونو انجام ندادم ولی خواهرم رفته بود خیلی ترسیده بود میگفت به ویژه وقتی دستگاه رو تکون میداده
دخترداییم امروز گفت فکرکن الان فقط یبار معاینه شدی اونموقع هم درد زایمان داری هم هردیقه ماماها معاینت میکنن ببین وضعیت بچه چطوریه هم یه بچه از واژنت باید بیاد بیرون الان فقط یه معاینه بوده ب اینا فکرکن ببین آمادگیشو داری گفتم ن اصلا
واقعا
تا بهشونم بگی میگن بهشت زیر پای شماست
من که گفتم بهشت مال تو این همه درد و تو نمی تونی تحمل کنی
سزارین خیلی درد میکشی بعدش؟
اره خیلی بده
اره دیگه تازه برای من سوندم بود
معاینه میکرد دادم میرفت هوا
با مسکن قابل کنترله من زایمان اولم بود حس میکنم بی تجربه ام بودم باید پمپ درد می گرفتم
مردا یک ثانیم نمیتونستن این دردارو تحمل کنن
خواستی سزارین شی بگو سوند رو تو بی حسی بزنن بهت
شکمتو بعد عمل تو بی حسی فشار بدن
پمپ درد بگیر تو بیمارستان
خونه اومدی شیاف بزار دردت کنترل شه
مگه سوند فقط برا سزارین نمیزارن؟چرا معاینت میکردن؟من اراین سوند بدم میاد دقیقا،و اینک ازاون آمپوله ک میزنن
اره میگن حتما پمپ درد بگیرید اگه بیمارستان نداشت
شیاف دیکلوفناک؟
شوهر من وقتی بچه بوده فتق داشته یه دوسانت دکتر جراحی کرده براش تو نمیدونی بعد بیست سال چه ادایی در میاورد گفتم اخه لامصب تو خط سزارین منو ببین هی ناله میکنی یادم اومدم دلم خواست بود الان میزدمش
بیمارستان دولتی حس میکنم زیاد نمیرسن ب آدم،کلا دوس دارن ماماها زایمان طبیعی بشه اونجا هرگی سزارینه میگن درست بهش نمیرسن و اینا نمیدونم راست و دروغشو
برای من گذاشتن
خب من داشتم طبیعی زایمان میکردم دوسانتم نشده بودم ضربان قلب پسرم اومد پایین
اون آمپول بی حسی که میزنن تو نخاع؟
😁😁
اره
من فقط دردم با همون آروم میشد
من نیمه خصوصی بودم تلاششونو کردن برای طبیعی ولی خب نشد
ولی کلا الان گیر دادن به طبیعی
اره،میگن بخاطر اون همیشه بعد سزارین کمردرد داری
دیگه وقتی نتونی و نخوای طبیعی بیاری اونام نمی تونن کاری کنن
بعدم سزارین رسیدگی بعدش مهمه
تو بیمارستانم خودت بهشون بگو درد داشتی یا هر چی
چقد بده درد طبیعی و بکشی سزارینم بشی
ببین کمر دردو خواهرم که طبیعی هم زایمان کرده داره
رعایت کن وسیله سنگین یه مدت بلند نکن مکملای بارداری رو ادامه بده
من الان خوبم کمردردی که از پا منو بندازه ندارم
اره میری بیمارستان دولتی و بهداشت فورا میگن ک طبیعی خیلی خوبه و فلانه سزارین نابود میشید و یه جراحی سخت انجام میدین
اره
حالا انشالله اگه دکتره اومده باشه فردا برم مطبش ببینم چی‌میگه انجام میده برام یا ن،بعضیا خیلی سواستفاده میکنن میگن ۴۰تومن ۵۰تومن
غلط کردن
همش بستگی به خودت داره چه طبیعی چه سزارین باید هوای خودتو داشته باشی
دختر عموی من داره چهارمی رو سزارین میکنه البته زیاد روی کرده بچه همه چی اوکی هست دوتا
بنظرم فقط اولای زایمان باید بتونی خوب ب خودت برسی و استراحت کنی یکی باشه قشنگ بهت رسیدگی کنه نخوای بلندشی و کارکنی
به امید خدا ان شالله بهترین زایمان رو داشته باشی
بعدش یادت میره بچه تو ببینی دیگه دردا رو فراموش میکنی
عروس عمو منم ۴تا سزارین کرده
ممنونم گلم انشالله برام دعا کن
اره
اصلا کسی هم نبود نهایتا یکی اومد پیشت بگو فقط شما به بچه برسین و خودم نمی خوام جارو بزنین مرتب کنین گرد گیری کنین
خودتم سرپا شدی به خودت سخت نگیر
مامانم هر وقت چه پیشم بود چه نبود میگفت اول غذاتو بخور تو بچه شیر میدی
منم خونه بهم ریخته تر بود تا سه چهار ماه پسرم مهم نبود برام
یا اونا از فولادن یا ما خیلی نازکیم
سلام خانمای گل،کسی زایمان طببعی اپیدورال انجام نداده توضیح بده چجوریه درد داره یا ن
اره دقیقا باید فقط بفکر خودت و نینی باشی خونه مرتب نبود حالا مگه چی میشه بهم ریخته باشه
تازه ببینیش ایقد جوونه و اصلا شکسته نشده با این همه سزارین اندامشم لاغره مثله یه دختر۲۰ساله هست بخدا
اگه دونفر پیشت باشن خوبه یکی غذا درست کنه و مثلا ب کارای خونه برسه یکیم ب خودت و نینی
سوگل جان شما درد داری الان ؟
ن ندارم
ولی خب هنوز ترشحم خونیه
منم اونجوری درد ندارم ولی انگار ی درد ریزی تو دل و کمرم میپیچع
کاش ب دکترت بگی ک ترشح خونی داری
یا بری زایشگاه چک بشی
گفت عادیه نمیدونم،منم ی درد ریزی دارم مخصوصا وقتی میخوام برم دسشویی مثه وقتی ک تازه میخوای پریود شی
حالا زنگش میزنم از ماماعه میپرسم ببینم تا کی عادیه
آی احسنت افرررررین مونده بودم چطوری بگم
منم همین جوریم ببخشید الان رفتم سرویس اصلا انگار می‌خوام پریود بشم اینجوری گرفته منو
ی ذره هم حالت تهوع گرفتم
من حالت تهوع ندارم ولی همون یه حالی دارم تو دلم یطوریه،دیشب ک پد گذاشتم ی کوچولو کثیف شده بود الان دیگه نزاشتم فقط موقع شستن خودم ترشح خونی هست اینجوری نیست ک بیاد یا بریزه تو لباسم
ببحشید من دیگه واضح توضیح میدم بدون سانسور
ن دیگ یه چیز طبیعیه بدنه
دست خودمون نیس ک
من فک کنم تا ثانیه آخر زایمانم همینجوری دل دول باشم آخرش خودشون هربلایی میدونن برا زایمان سرم بیارن
عزیزم نترس استرس خودش بدترین چیزیه ک میتونی ب بدنت منتقل کنی
حالا باز میگم نرم اپیدورال انجام بدم،حس میکنم سزارینم واقعا سختم میشه امروز صبی هرکاری میکردم لباس زیرمو دربیارم برم سرویس فرنگی بشینم نمیتونستم گفتم فک کنم شکمت پاره هست بعد چجوری باید خم شی لباس زیرتو وربیاری چجوری خودتو بشوری ک بخیه هات فشار بهشون نیاد واقعا سخته
اره واقعا بده،دست خودم نیست چون دیگه هفته های آخره وقتم داره تموم میشه استرسم بیشتر میشه
هیچ من دستشویی فرنگی ندارم🤦🏻‍♀️
من هنوز ساک خودمم آماده نکردم فردا برم خونه خودمون آمادش کنم کارامو بکنم یکم شاید استرسم کمتر شد
پاره میشم میرم سرویس میام
آره خوب بهت حق میدم ولی فکرای منفی نکن
حالا ازشانس ما خوردیم تو عید و جنگ و دکترا نیستن بعضیاشون بیشترشونم نا میبینن از طبیعی میترسی و مجبوری سزارین شی عمدا هزینه رو دوبرابر میگن
والا منم جمع نکردم هنوز
من اصلا بدون دسشویی فرنگی نمیتونم بشینم رو سنگ دسشویی ازاول بارداریم رو دسشویی فرنگی میشینم چندروز برا جنگ رفتیم خونه مادرشوهرم و اینا اونجا نبود خیلی اذیت شدم،ازهمین معمولیا تاشوها یکی بگیر حتما موقع بعد زایمان چ طبیعی چ سزارین بخیه داری نمیتونی بشینی رو سنگ دسشویی بخیه هات باز میشن
من ساک بچه رو خیلی وقته آماده کردم برا خودمم پوشک و نواربهداشتی و خرما و مغزیجات گذاشتم ولی لباس و دمپایی و لباس زیر و اینا جمع نکردم میخوام برم بخرم ی لباس و لباس زیر سایز بزرگ و اینا
ما هم خدایی داریم بسپار بخدا ک کس بی کسان خداست
امید ب خودش،انشالله ک همه چی برامون خوب و عالی پیش بره
از اول بارداری همش اومدم بگیرم نشد ک نشد😂
باز خوبه اینارو جمع کردی
خدا هوای بنده هاشو داره
مخصوصاً ما ک الان می‌خوایم نی نی بیاریم برا ما بیشتر پارتی بازی می‌کنه مطمئن باش 😍
پناه بر خدا،واقعا امید منم فقط به خداست
تو این شهر غریب و دور تو این اوضاع مملکت و بی پولی واقعا فقط خدا باید هوامونو داشته باشه
توهم بنظرم جمع کن وسیله هاتو آماده باش زایمان خبر نمیکنه هرلحظه امکان داره اتفاق بیفته
درستش هم همینه سعی کن ذکر بگی صلوات بفرستی
دعا بخونی
راستی ی چیزی یه هفته پیش رفته بودم سونو اونجا ی خانمه منو دید بهم گفت گفت یادت باشه میخوای بری زایمان کنی ۵ بار دعای نادعلی رو بخون فوت کن تو یه لیوان آب گفت معجزه می‌کنه زایمان و برات راحت می‌کنه گفت این کارو کن بعدش دعام می‌کنی
منم گفتم ب شما بگم یادت باشه نادعلی رو بخونی
ان‌شاءالله ک دارع
ان‌شاءالله تو این یکی دو روزه جمع میکنم
بعدش آب رو هم بخور
عه واقعا؟خب حتما این کارو میکنم مرسی عزیزم
اگه اونموقع آدم یادش بمونه از استرس
انشالله
آره منم همش میگم خداکنه یادم بمونه
امید بخدا همون دعا هم کنیم کافیه
دیگه تاپیک نزدم همینجا سوالمو ازتون بپرسم یه مشورتی میخوام باهاتون بکنم بنظرتون چیکارکنم
من زایمان اولمه دیگه میدونید آجی ندارم‌یه داداش مجرد دارم و مامانمم تنگی نخاع داره و تو روستاست نمیتونه بیاد پیشم چندنفر گفتن بیان پیشم یکیش دخترعمومه ک شوهرداره و بچه هاشم بزرگن خودشم ماشین داره باهاش راحتم خب آخه خانواده من ۵ساعت باما فاصله دارن خانواده شوهرمم ۷ساعت شیرازن اونا
با دخترعموم راحتم و اینکه زرنگه همه چی بلده بهم برسه و کارامو بکنه ولی خب بلاخره دخترعمویه منه و حس میکنم درست نیست تو یه خونه کنار شوهرم باشه یه حسی بهم دست میده نمیدونم چطوری توضیح بدم و اینک دخترعموم اولین باره میاد خونم میگم‌میخواد همه چیت اوکی باشه یوقت کم وکسری نداشته باشی و فلان
عروس داییم و عروس عمومم میخواستن بیان ولی بچه کوچیک دارن گفتم نمیخوام خونه دخترداییمم همینجا خوزستانه و میگه ک به هیچکس نگو بیاد پیشت من هستم تو بیمارستان و چندروز اول رایمانت بهت میرسم
اره من میفهمم چی میگی منم حس خوبی نمی‌گیرم
دخترداییمم بچه ۴ساله داره میگه من ب شوهرم میگم ۳روز مرخصی بگیره بچه رو نگهداره من بیام پیش تو کمکت باشم و تو بیمارستان ولی شوهرش غریبست و خیلی خسیسه هیچوقت مرخصی نمیگیره حتی تو جنگم مرخصی نگرفت همینجا موند سرکار
یطرف خواهرشوهرم میگه یه هفته میام ولی پسرش کلاس یازدهمه با خودش میارتش چون کلاساشون مجازیه و پشت کنکوریه مامانش بهش درس میده آزمون میگیره و حتما باید پیشش باشه درس بخونه
من میگم کسی ک تازه زایمان کرده نمیتونه راحت بره دسشویی نمیتونی لباس بپوشی ولی پسرکلاس یازدهم دیگه بزرگه نمیشه پیشش من لختی باشم و درد دارم مثلا بگم ساکت باشید ولی ب دخترعموم یا دخترداییم مثلا میتونم بگم ساکت باسید بخوابم یا بچه رو بردارید برام
نمیدونم اول زایمانم به کدومشون بگم بیاد
باز دودوتا چهار تا کن ببین با کدومشون راحت‌تری
کدومشون بهتره ب همون بگو بیاد پیشت
من خودم دو تا دوتا مامان دارم ولی نمی‌دونم ب کی بگم بیاد پیشم بمونه 🤦🏻‍♀️
عزیزم توهم ب هرکدوم بگو دوسه روز بیان
از نظر مالی مشکلی نداری؟
پرستار بگیرم یعنی؟الان تو این اوضاع و جنگ قطعا همه مشکل مالی دارن سزارینم بشی هزینه میکنی ماهم درحال خونه ساختنیم فعلا دستمون خالی شده
منم شرایط مشابه شما رو داشتم.
اگر کسی باشه آشپزی و رسیدگی به خونه رو انجام بده خودت و همسرت از پس بچه بر میاید.
شما هر کدوم از اقوامت بیاد هزینه اضافی برات داره .
یک نفر روزی ۲ ساعت بیاد کارهای خونه رو انجام بده.
همسرت هم یه تایمی بچه رو نگهداره که بخوابی .
چون هر کسی که بیاد نمیتونه به بچه شیر بده ، بادگلو بگیره ، پوشک عوض کنه . شب بیدار نمیشن بچه رو نگهدارن که.
پس میمونه کار خونه یکی رو بیاری حله
نه تنهایی نمیشه سختمه خواهرشوهرم بیاد خوبه اتفاقا بهم میرسه ولی اول زایمانم دلم میخواد کسی باشه ک از طرف خودم باشه باهاش راحت تر باشم شاید درد دارم شاید حتی بخوام پد بهداشتیمو برام عوض کنه یا شیاف بزاره باهاش راحت باشم روم بشه
عزیزم کسی برای کسی اینا رو انجام نمیده حتی خواهر و مادر .
شیاف رو خودت میتونی ، پد و اینا هم خودت میتونی.
شورت یکبار مصرف سایز بزرگ بگیر با نوار بهداشتی ماکسی تافته .
دربیار بنداز دور که شستن شورت هم نداشته باشی.
من باشم فقط خواهر شوهرم رو میگم بیاد کارهای خونه رو انجام بده.
کارهای خودت رو خودت میتونی ، طبیعی باشی از بیمارستان بیای سرپایی.
سزارین نهایت روز بعد
عزیزم من به همه مامانها میگم انقدر از بارداری و زایمان بد شنیدیم برای خودمون ازش کوه ساختیم.
منم تنها بودم ، میترسیدم ، اما تونستم ، خدا به آدم توان میده.
اگه کسی باشه که خیلی خوبه ، اگر نه خودت میتونی . نترس میلیاردها زن این دوران رو گذروندن پس تو هم میتونی . بعدا از توان و قدرت برای کوچولوت خاطره میگی که توی تنهایی ، جنگ و مشکلات من مادر قوی و شجاعی بودم
من خیلی بد دردم سریع کم میارم میترسم ک کسی کمکم نباشه افسردگی بگیرم
حالا میگم نهایت ب دخترعموم و مامانم بگم دوروز اولو بیان ک ببینم وضعیتم چطوریه اگه دیدم زیاد درد ندارم اینا برن خواهرشوهرم بیاد
حالا مامانمم دلم نمیاد اذیت شه بیاد
امید بخدا قطعا خدا هوای ما مادرارو داره اونم تو این اوضاع
من بیشتر از کمک ، نیاز به همدلی داشتم ، افسردگی بعد زایمان داشتم و تا دو ماه دارو خوردم .
نگرانی و استرس اینکه من چطوری بچه بزرگ کنم ، بیخوابی و اینا اذیتم میکرد.
دوست داشتم یکی بود بهم قوت قلب بده ، بگه تو میتونی ، بلاخره این روزها میگذره ، تا آخر انقدر سخت نیست .
نیاز داشتم یکی بگه چند روز دیگه با یه لبخند کجکیش کل خستگی و ناراحتی هات میره.
دستم رو بگیره ، بغلم کنه و درکم کنه.
خداروشکر مادرتون هست ، لازم نیست کاری کنه بشینه تو خونه‌ت نور و برکت و آرامش میاره برات
اما خواهرانه بهت میگم ، خدا اینو درونت دیده که همچین مسئولیتی بهت داده ، مادر شدن انقدر بهت قدرت میده که کوه رو جا به جا کنی.
پس خودت رو دست کم نگیر ، دوستم تنهای تنها دوقلو بزرگ کرده.
در صورتی که قبلا توی کار خونه میموند.
ممکنه خسته بشی ، عصبی بشی ، ناراحت بشی ، غر بزنی اما در نهایت میتونی و از پسش برمیای
اخی عزیزم اره واقعا ادم نیاز داره یکی که واقعی دوسش داره کنارش باشه نوازشش کنه بغلش کنه،ماورتون فوت شده؟
ممنونم گلم واقعا بابت دلداریت و همدردیت،من خیلی استرس داشتم برای اینک هفته های آخر بودم و همچنان تصمیم درستی نگرفته بودم ولی الان تصمیم گرفتم سزارین شم و میدونم جمعه باید زایمان کنم یکم بهتر شدم
دیشب ولی تا خوده صبح یک دقیقه نخوابیدم فکرم مشغول بود همزمان با انتخاب سزارین من یه چکی هم داشتیم اونم موقعش شد و شنبه هم چک و هم پول سزارین و باید اوکی کنیم یکم بهم ریختم ولی تا حدودی حل شد خداروشکر،دیشب خیلی دعا کردم
ولی یطوری یه دردایی میگرتم حس میکنم ب جمعه نمیرسه زایمانم زودتر میشه یه دردی میپیچه تو کمرم تکونای نینیو پایین ترین نقطه نزدیک رحم حسش میکنم
بعد اون معاینه هنوزم لکه بینی دارم امروز یه تیکه بزرگ ازم افتاد تو دسشویی ک صدا داد ی لحظه ترسیدم دیدم یه تیکه حالت انگار جفته به اندازه دوتا انگشت
بله عزیزم به رحمت خدا رفته.
انشالله که همه چیز برات با سلامتی و رضایتت پیش بره
خدارحمتش کنه روحشون شاد،امید بخدا و با دعاهای شما انشالله
فعلا شروع کردن اینجارو میزنن کلا پتروشیمی همه چیو دارن میزنن نمیدونم باید چیکارکنیم
سلام سوگل بیا خبری از خودت بده
سلام گلم چطوری خوبی
منم خداروشکر خوبم،رفتم سزادین کردم روز سشنبه و چهارشنبه هم اومدم خونه خداروشکر خوبیم هم حال نینیمون هم خودم
بخیم سمت راستم یکم درد میکنه هنوز ولی درکل خوبم
بسلاااامتی
چه بی‌خبر
قربونت منم خوبم
مبارکهه عزیزم ان شالله عاقبت بخیریشو ببینی
خداروشکر
راضی هستی از سزارین؟
هنوز زوده عزیزم بخیه ها درد داره دیگه ان شالله حموم کنی با شامپو بچه بشور با شسوار خشک کن دردت کم میشه. مث من زایمان کردی من ۱۹ فروردین ۴۰۱ زایمان کردم
خداروشکر که حالت خوبه دیگه سختیش زایمانش تموم شد
مراقب خودت باش
ممنونم عزیزای دلم تشکر
اره قرار بود جمعه عمل کنم بخاطر جنگ دکترم خودشم باردار بود دیگه گفت ببا سشنبه عملتون کنم میخوام برم یهویی شد همه کارام قاطی شد هول هولکی شد
اره راضی بودم همه چیش خوب بود فقط همون خونریزی اول و اینک نباید چیزی بخوری و فقط رو کمر دراز بکشی بعد عمل برام سخت بود با اولین راه رفتن ازتخت اومدن پایین
آدم کلافه میشد ازاینک ساعتها گشنه ای وگرن درد زیاد اذیتت نمیکنه
خدایی یه کوچولو؟؟؟؟؟
حالا حتما باید میگفتم چه دردی باید بکشی
دختره ترس زایمان بیفتاد به جونش😄
سوگل جان زایمان کردی عزیزم؟!
سلام گلم اره۱۳روزه زایمان کردم گلم
دیروز بخیمو کشیدم
بسلامتی عزیزم
مبارک باشه
زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشه ان‌شاءالله
قربونت عزیزم ممنونم
تو چطوری؟زایمان کردی
من ۱۶ ساعت درد طبیعی کشیدم در نهایت سزارین شدم
ای وای عزیزم،چرا نتونستی طبیعی؟سخت بود دردش؟
دهانه ی رحمم بیشتر از ۳ سانت باز نشد
فشارمم رفت بالا
ضربان قلب بچمم افت کرد دیگ بردن سزارین
چقد اذیت شدی عزیزم،خداروشکر مشکلی براتون پیش نیومده
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه