Ooma
پرسش (1405/05/01):

شرح زایمان من/زایمان طبیعی و سزارین

خب خب سلام علیکم

بلاخره بعد ۱۲روز وقت کردم بیام شرح زایمانمو بگم امیدوارم تجربیاتی که من داشتم به درد خانمایی که نزدیک زایمانشونه بخوره. من از اول بارداریم مشکل لکه بینی و خونریزی داشتم دوماه اول جفتم پایین بود و مثل پریودی خونریزی داشتم و هر روز من یه سکته ناقص میزدم انقد شیاف پروژسترون استفاده کردم که مقعدم بیحس شده بود😅خلاصه رسیدم به ۴ماهگی دکتر گفت وضعیت بچت اصلا خوب نیست من بهت امپول فمولایف میدم اما موندن بچه باخداست بمونه هم ممکنه رشد نکنه چون رحمت بدون دلیل خونریزی داره ولی خب شکر خدا امپولا کامل قطع کردن خونریزی رو. خلاصه جونم بگه براتون تا ۳۶هفته با امپول سر کردم و تنها تفریحم جمعه شبا بود که میرفتم ده دقیقه بیرون امپول میزدم میومدم خونه. سیسمونی اکثرا انلاین خریدم چون خونمون طبقه ۴بود و اسانسور نداشت منم بچم وضعیت حساس داشت. با کلی استرس رسیدم به ۳۹هفته حالا هر کاری میکردم که دردم شروع شه هیییییچ. از هفته ۳۷ هر شب میرفتم پیاده روی انقد تند تند راه میرفتم که تا دو روز پا درد داشتم٫ تو خونه ورزش میکردم٫ زیر دوش اب گرم اسکات میرفتم و.... تا اینکه ۳۹ هفته و ۵ روز درد خاصی حس کردم چون بار اولم بود نمیدونستم خودشه یا نه دیدم نههههه دردش فرق داره به شوهرم گفتم بریم بیمارستان از قضا ما ماشین نداریم و کل پروسه بارداری با موتور گذروندیم اینجا هم من با دهانه رحم ۳سانت باز شده سوار بر موتور راهی بیمارستان شدیم که با هر دست اندازی من حس میکردم بچه اومد🤣😅ساعت یک شب رسیدیم معاینه داخلی 😫کردن گفت سه سانتی بستری میشی. خوش خوشان رفتم که اخیش قراره تموم بشه. روم دستگاه nst گذاشتن و منو بحال خودم گذاشتن تو یه اتاق با سه تخت که قبل من دو تا خانوم اومده بودن یکی بچه پنجم یکی بچه سوم خداسر شاهده ماشاالله سر نیم ساعت زایمان کردن منم اینارو دیدم جوگیر شدم گفتم خووووووبه والا پس چرا میگن زایمان طبیعی سخته. دراز کشیدم رو تخت کم کم دردام زیاد شد تا حدودا ساعت ۳شب ماما اومد گفت میخوام کیسه آبتو بترکونم چشتون روز بد نبینه دستشو یه جوری داخل میچرخوند انگار داره رسما منو میکشه کلی آب اومد بیرون تموم بدنم خیس شد خلاصه با کلی درد گذشت ولی گفت استیجت خیلی خوبه و بدون امپول فشار رسیدی ۶سانت منم خوشحال که تا ۶سانت رسیدم و دردش قابل تحمله. گذشت و رسیدیم به ساعت ۶ و نیم اومد معاینه کرد گفت فول شدی فقط یه لبه مونده. با هر بار معاینه دردش انقد زیاد بود آرزو مرگ میکردم. شروع کردم ورزش و روی بدنم اب گرم میریختم و... دردم به حدی قوی شد که حس میکردم رحمم داره میترکه با جیغ فراون من ماما اومد گفت بیا این گاز انتونوکس استفاده کن منم فکر کردم واقعا درد کم میکنه اما فقط گیجم میکرد و اشتباه من استفاده زیاد ازش بود کلا منگ شده بودم. ساعت ۸ دکتر اومد گفت عاااالیه عزیزم دوتا زور خوب بزنی تا ۸و نیم زاییدی ولی من دو روز بود غذا نخورده بودم و گازه گیجم کرده بود دیگه توانی نداشتم. داشت معاینم میکرد گفت بریم سر تخت زایمان رفتیم گفت زور بزن تا مدفوع کنی منم که هیچی نخورده بودم هررررچی زور میزدم هیچ حالا هدف اونا مدفوع نبود زور قوی بود خلاصه دیگه بیحسی زدن و تیغ زدن گفت زور بزن اما زورای من دیگه جون نداشت وکیوم ‌اورد که بچه رو بکشه یهو رحمم بشدت خونریزی کرد دیگه دکتر گفت احلام همکاری کن وگرنه رحمتو از دست میدی یهو دیدم برگشتن منو بخیه زدن و سریع لباسامو‌ عوض کردن گفتم چییشده بچم چیزیش شده گفت میریم سزارین هم جون‌خودت هم بچه در خطره اون لحظه من دیگه بیهوش شدم و اخرین چیزی که یادم اومد یه مردی بالاسرم بود بش گفتم بچم گفت دارن روش کار میکنن. خواستم بلند شم گفت خااانوم دارن بخیت میزنن بعدپایین تنت بی حسه. شروع کردم به گریه اقا تروخدا بچم گفت بخدا خوبه فقط یکم اکسیژن کم‌ اورده. منم صدا گریشو‌نشنیدم گفتم دروغ میگین بچم مرده تا اینکه اوردش گفت بیا ایناهاش. بردنش گذاشتنش تو دستگاه و بعد از ۳ساعت منو‌بردن تو بخش و لیان خانم هم اوردن پیشم😍. ببخشید زیاد پرحرفی کردم فقط چنتا نصیحت میگم به اونایی که میخوان زایمان طبیعی داشته باشن اصلا به حرف بقیه گوش ندین که غذا نخورید خودتونو کثیف نکنید حسابی غذای مغزی بخورید که جون داشته باشید زور بزنید. به هیچ وجه از گاز بیحسی استفاده نکنید چون سر و بدنتونو بیحس میکنه و نمیتونید زور بزنید و مهمتر از اون امادگی ذهنی هست چون زایمان طبیعی به خودی خودش پروسه وحشتناک پر از درد هست و خودتونو اماده کنید با تحمل درد اگر از اون دسته ادمایی هستین که تحمل درد ندارین نرید سمتش. و اینکه اخر سر به حرف بقیه اهمیت ندید که اووو نتونستی بزایی ما ۱۰ تا زاییدیم و.... بخدا سزارین درججه ای از مادر بودن شما کم‌نمیکنه.
بوس به کله هاتون
روزخوش

خداروشکر که هم خودت هم بچه سالمید
ممنون عزیزم
انشاالله شما هم بسلامتی زایمان کنی و‌نی نی گلتو بغل بگیری
عزیزم مبارکه خوبه ک تهش ب خوشی ختم شده
فقط زایمان من باحال بود ک تو تایم دردم آبمیوه میدادن بهم میخوردم واینک شماچیزی نخوردی رو درک نمیکنم بااینک همه چیزخورده بودم دستشویی هم نکردم
گوشیمم بغل دستم بود روتخت ک من دردام زیادشده بود زنگ میخورد دکترم میگفت میخای جواب بدی اخه زن من میخام بمیرم ازدرد چ جواب دادنی😂😂
ممنون گلم
بابا من تا لحظه ورودم به زایشگاه مادر شوهرم میگفت خوب چیزی نخوردی که؟
😅🤣🤣چه جالب ما گوشی ممنوع بود
چ حرفیه اخه چرانخوری
من تالحظه ترکیدن کیسه ابم عروس خالمم پیشم بود حتی همسرمم بود دیگ بعداون رفتن
چی بگم والا
چه خوب واقعا دلگریمیه
اره فیلمم گرفتم ازاتاق زایمانم
تو خود خود منی با یکم تغییرات 😂😂
دقیقا همین اتفاقا برای منم افتاد 😂😂😂
دهانه رحم منم دو و نیم سانت باز بود
رفتم برای زایمان با آمپول فشار
ماماهمراهمم اومد
تا پنج شیش سانت بدون درد بودم
بعدش با انگشت کیسه ابمو ترکوندن منم باهاش از درد ترکیدم 😂😂
چهل و پنج دقیقه سر پا وایساده بودم آب گرم میریختن روی بدنم
کلی ورزش کردم و زور زدم ولی بدنیا نمیومد
کلی خونریزی و...
گاز و ک آوردن گیج گیج شدم
این بین مامانمم هی میومد داخل من مجبور بودم خودمو خوب نشون بدم 😂😂
از درد نفسم می‌رفت هرچی بهم میگفتن نفس بکش نمی‌تونستم آخرش برام کپسول اکسیژن گذاشتن ک بچه نفس کم نیاره
آخرشم تا هشت نه سانت باز شدم میگفتن زور بزن مدفوع کنی من هرچی زور میزدم نمی‌تونستم آخه چیزی نبود😂
آخرشم بردنم سزارین بچم گریه نکرده بود احیاش کردن و سه روز هم تو دستگاه بود..🥲
ولی خداروشکر ک بخیر گذشت
پس همدردیم🤣🤣
خداروشکر بخیر گذشت عزیزم

اخی تو هم خیلی سختی کشیدی البته طبیعی همینه
به ولا اگر میدونستم انقد دردش داغونه همون اول میرفتم سزارین

چقد اذیت شدی عزیزم. خداروشکر ک حال خودتو کوچولوت خوبه
سلام خوبی عزیزم قدم نورسیده مبارک باشه انءشاالله به زیر سایه پدر ومادر بزرگ بشه خداحفظش کن برایتون کوچولو ناز عزیزم
برای من دعاکن انءشاالله نی نی کوچولو ناز بسلامتی بیابغلت گلم
بچه تا الان نچرخید بریچ هست
دوستانی که بعد اون همه درد رفتین سزارین بچتون چند کیلو بود؟
وای عزیزدلم تجربه تلخ وشیرینی داشتی
تلخ بخاطر درد کشیدن ودراخر سزارین شدنت و شیرین بخاطر نی نی قشنگت
ممنون که تجربیاتت رو برامون به اشتراک گزاشتی
امیدوارم همه مادرا زایمانی اسون و باکمترین درد تجربه کنند🫠❤
فدات شم عزیزم
سلام لیلا جان خوبی عزیزم
ممنون گلم چششششم حتما ایشالا که بسلامتی زایمان کنی و سرپا خیر بلند شی
نگران نباش تا دقیقه اخر میچرخه نچرخید هم خودشون میچرخوننش
من ۳۵۰۰ بود
سلام عزیزم
فدات بشم
ایشالا که خدا دامن همه چشم انتظارارو‌سبز کنه😘😍
سلام عزیزم
خداروشکر ک حالتون خوبه
مبارکتون باشه ❤️😍
منم همین شدم منو بدون درد بستری کردن با رحم بسته ب زور گفتن بزا همه کار کردن ک من بزام ولی خوب نشد ۱۶ ساعت درد کشبدم ولی دهانه ی رحمم از سه سانت بیشتر باز نشد که نشد ساعت ۴ صبح دیگه من فشارم رفت رو ۱۹ بچمم ضربان قلبش افت کرده بود دیگه اورژانسی بردنم سزارین
اون همه جرم دادن زنیکه همچین وحشتناک کیسه ابمو پاره کرد خودمم پاره شدم
سلام عزیزم‌
ممنونم گلم‌
تنت سلامت عزیزم اره خیییلی بد معاینه میکنن یه جوری برخورد میکنن انگار نه انگارطرف آدمه درد میکشه اصلا هم براشون مهم نیس
سلام خوبی من از اول بارداری آمپول انوکسا پارین دورنافی میزنم شیاف پروژسترون هر۱۲ساعت میزارم
آمپول پروژسترون روزی دوتا میزنم
بعد دکتر آمپول پروژسترون برای قطع کرد
بعدهفته یک بار آمپول هیدروکسی پروژسترون میزنم
به نظر شما بروم زایمان طبیعی کن یاسزارین کنم
عزیزم 💜💝💚
واااای این امپولارومن ۷ تا زدم دردشون‌داغونم کرد تو چطور تحملشون کردی



لیلا جان بستگی به بنیه خودت داره و تشخیص دکترت
گفتم اگر شرایط لگنت خوب هست و توانایی تحمل درد داری طبیعی خیلی هم خوبه چون سزارین بخیه داره من الان بخیه هام باز شدن و ی کم عفونت کردن
سزارین مراقبت زیاد میخواد برا منی که کمکی ندارم خیلی سخت داره میگذره
لیلا جون پروژسترون پروسه طبیعی رو خیلی سخت‌تر می‌کنه
نهههه ریحانه همش الکیه
بخدا من سرر ۴ساعت فول شدم
منم کلی پروژسترون مصرف کردم کلی امپول زدم اما دهانه رحمم نرم نرم بود
دقیقا ،منم زمانی که داشتم زایمان میکردم آبمیوه و خرما و کیک برام آوردن وسط دردام می‌خوردم اصلا هم بیرون روی نداشتم
ولی خیلی اذیت شدی خیلی بنظرم سخته هم پایین بخیه خورده باشی هم شکم
🥲🥲🥲
قدمش مبارک باشه.اوووه هم طبیعی هم سزارین کشیدی...جرخوردن به تمام معنا
ولی ارزششو داره بچتو بغل کردی
خیلی 🤣ولی دخترمو که نگاه میکنم میگم فدا یه تار موی کچلش🥹
ممنونم عزیزم
زنده باشی
اره دیگه دوتاش
دقیقا ارزششو داره🥹😍
سلام عزیزم
خداروشکر که حال خودت و نی نی خوبه
قدمش مبارک باش❤️🌸
سلام عزیزم
مرسی قربونت💕🎀😘
ارع بخدا 😂
۳۷ هفته تمام ۳۱۴۰
سلام عزیزم 🌸
طبق قوانین بخش پرسش و پاسخ اپلیکیشن اوما، پرسش‌هایی که به صورت تخصصی مطرح می‌شن، باید خطاب به دکتر نوشته بشن.
در غیر این صورت چون امکان پاسخ‌گویی سایر کاربران هم وجود داره، پاسخی از طرف دکتر دریافت نمی‌کنید
عزیزم 🥲🥹خدا حفظش کنه برات
سلام عزیزم
وای چقدر وحشتناک بوده اون قسمت که رحمت خونریزی شدید داشته بعد برش هارو بخیه زدن بردنت واسه سزارین انگار درآن واحد هم طبیعی هم سزارین زایمان کردی
خداااا قوت فراوان
الان حالت چطوره؟خودت خوبی؟میتونی بشینی؟بخیه های اون زیر اذیتت میکنه قطعا🥺
مو به تنم سیخ شد

قدم نی نی برات پر از خیر و آرامش باشه عزیزم
سخت ترین تجربه ای بود که تا بحال شنیدم😭
سلام عزیزم قدم نورسیده مبارک خداحفظش کنه 😍♥️
منم دقیقاً زایمانم مثل شماشد خیلی بدبود زایمانم اولم طبیعی بود خیلی خوب بود سردوساعت بچه بدنیااومد واای نگم اززایمان دومم دقیقاً مثل شما دوتا درد رو کشیدم ازاسترسی که کشیدم 😥
باتموم وجودم درکت کردم
الهیییی😔😔😔چقدر اذبت شدی؛ مادرشوهرتو خدا بگم چیکار نکنه یعنی چی غذا نخور مگه سزارینن بودی ک غذا نخوری، نهایت اونجا کار خرابی هم میکردی چی میشد مگه😑😑تو زایمان طبیعی اینا عادین؛ کاش حداقل اینجا مشورت میگرفتی بازم خداروشکز ک نی نی نازت پیشته
فدات همچنین ♥️
سلام عزیزم
اره دقیقا دوتاشو تجربه کردم
شکر خدا خوبم
اتفاقا بخیه های واژن اصلا اذیت نمیکنن ولی خب چون از روز اول دست تنها بودم و کاراخونه و بچه خودم انجام میدادم دوتا از بخیه های شکمم باز شدن متاسفانه که مدام در حال پانسمان و دارو زدنم ولی در کل شکر که به خیر گذشت

مرسی فدات بابت احوال پرسیت😘😘♥️♥️♥️
سلام عزیزم
ممنونم فدات شم
خیییلی بده ادم دوتاشو‌تجربه کنه ولی خب قربون خدا برم خودش فراموشی میده
شکر که به خیر گذشت 😘
فدات شم گلم‌
واقعا بی تجربه بودم
من حتی نمیدونستم توی چه مرحله باید زور بزنم کی باید استراحت کنم
تااااازه یه جاهاییشو نگفتم دکترا فکر کردن مادرمه رفتن صداش کردن مادرشوهرمو که کنارم باشه اومد انقد سرزنشم کرد که تو نمیتونی تو عمدا میخوای بچه رو بکشی و فلان که دکتره خودش بیرونش کرد🤣اونلحظه من از غصه حرفاش بیشتر گریه میکردم تا درد

😭😭😭😭😭 تو اون لحظه ی دردناک و استرس زا اون چ حرفایی بوده ک زده ک چی بشه آخه
عقده ایه
فداسرت من که بش اهمیت نمیدم😆
من انقد زود ب خودم میگیرم و ناراحت میشم ک نگو
معلومه زبونش تلخه خدا ب دادت برسه
البته مادرشوهره دیگ باید تیکه شو بندازه من خودم کم نشنیدم
من ادمی نیستم که بتونم جواب بدم یا مثل خودش باش حرف بزنم فقط فاصله میگیرم‌
الان ۱۳روز گذشته نه خودم رفتم خونشون نه اجازه دادم دخترمو ببینن به شوهرم هم گفتم ادمی که تو اوج درد اون حرفاروبم زد قطعا بچم براش عزیز نیس
اونم کم‌نذاشت حتی ی زنگم نزد احوالی بپرسی البته بهترر
نه اینکه چون‌مادرشوهرمه میگم نه بخدا ولی واقعا زبونش از نیش عقرب بدتره
پیداست با این جور صحبت کردنش
🤦🤣
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه