Ooma
پرسش (1405/05/26):

خانوما درد و دل دارم حالم بده میشه بیاین راهنماییم کنید

سلام می‌خوام داستان زندگیم رو برات تعریف کنم و بهم مشاوره دقیق بدی...من ی دختر ۲۶ ساله هستم و ۴ سال هست که با همسرم که نسبت فامیلی نداریم عاشقانه ازدواج کردیم و بخاطر محل کار شوهرم خونم اومده ی شهر دیگه بنام بوشهر شهر تا خوزستان اهواز زادگاهمون ۱۰ ساعت فاصله داره..خلاصه بگم من وقتی بچه بودم پدر و مادرم از هم طلاق گرفتن و من با خونه ی پدربزرگم (پدر و مادر کنار مامانم زندگی کردم) و تا وقتی ۱۶ سالم شد مامانم بالاسرم بود و بعد دیگه با یک آقایی ازدواج کرد و رفت پی زندگیش چون نمی‌خواستم عمر و جوانیش هدر بره منم راضی شدم.. و بعد من باز هم موندم خونه پدربزرگ مادریم تا همین چندسال پیش که خودم ازدواج کردم...
پدرم مجرد هست و چندین سال درگیر اعتیاد شدید و بددلی و بیکار بودن و اصلا بخاطر همین مامانم ازش جدا شد..‌با عموی مجردم توی خانه پدریشون زندگی‌میکردن و دوتاسون معتاد صفر بودن و من دلم سوخت با خودم گفتم این همه سال درگیر اعتیاد شد گوشه گیر افسرده و حتی کارش به جایی رسید که هیچی براش مهم نبود و توی خیابون گدایی میکرد من ترسیدم آشناها و خانواده و فامیل شوهرم ببیننش آبروم بره بخاطر مسائل همین بردمش کمپ ترک اعتیاد.(اینم بگم که خودش هیچوقت تلاش نکرد و سرکار نمی‌رفت و پول مفت پدرش رو میخورد و کرایه مغازه های ارثیه رو می‌گرفت و دود میکردن هوا خودشو عموم) خلاصه برای اینکه فامیلاش گولش نزنن و ارثیه شو نخورن اومدم با رضایت خودش که گفت وکیلم شو اعتماد داشت بهم بردمش دفتر اسناد و یک وکالت بلا عزل گرفتم ازش که حق فروش زمین های ارث پدریشو نداشته باشه چون فامیلاش از اعتیادش سو استفاده میکردن همیشه و همیشه پول کمتر از حقش بهش میدادن برای اجازه مغازه دیگه صدرصد برای فروش زمین هم کلاه سرش میزاشتن چون میگفتن اینکه معتاد صفره نمیفهمه..)و با یک امید که توی دلم بود همه کار کردم که دوباره به زندگی علاقمند شه(بماند که اینطور بیشتر دشمنم شد و انگار دوست داشت به اون زندگی نکبت بار ادامه بده) خلاصه دو ماه از رفتنش به کمپ گذشته بود که خواهرا و برادرانش(عمه ها و عموهایم)تصمیم گرفتن خونه ی پدریشونو بفروشن و فروختن و به من نگفتن تا دوماه بعد از یکی از عمه هام شنیدم که اونم لو داد نمی‌دونست که من در جریان نیستم و خلاصه به هزار زحمت پول حق پدرم از خونه رو ازشون گرفتم و با بابام مشورت کردم و فکر میکردم دیگه چون چندماهه که مواد نمی‌کشه عاقله و میشه روی حرفش حساب کرد و گفت برام (خونه بگیر شهر جم نزدیک خودت باشم و کنار هم باشیم چون بجز تو هیچکس رو ندارم) منم قبول کردم و براش همینجا خونه خریدم.(با اینکه هیچوقت برام پدری نکرد ولی همیشه یه حسی ته دلم دوسش داشتم و چشام بدی هایی که به من و مامانم کرد رو نمی‌دید و همین باعث بدبختیم شد) خلاصه من بخاطر اینکه روی ترک کردنش تمرکز کنه آدرس کمپشو به خانوادش نداده بودم آنقدر اصرار کردن و خواستن که به اصرار خودش آدرس دادم و بعد چند وقت هواییش کردن اومد بیرون رفتارش باهام عوض شد انگار بدهکارش شدم که بردمش کمپ! حتی چندبار تلفنی بهم توهین کرد(این مدت که اومد بیرون اینو بگم که اولا یکی از پسر عمه هام رفت اوردش بیرون و نقشه کشیده بود برای اینکه زمیناشو بالا بکشه چون دید که بابام به پول نیاز داره ولی از وقتی فهمیدن من وکالت بلا عزل دارم آتیش گرفتن زورشون اومد و هی بابامو بر علیه من پر کردن که اره دخترت میخواد حقتو بخوره چرا وکالت دادی بهش گولت زد و از این حرفا!!! در صورتی که خدا شاهده بر من حرام اگه تا حالا از اون خونه ای که برای بابام خریدم پولی خورده باشم یا طمعی داشته باشم!! درسته من تنها فرزند بابام هستم و هرچی گیرش بیاد به من هم باید بده چون تنها وارثشم ولی الان قصدشو نداشتم اولویتم خوب شدن خودش بود بعد تقسیم اموال چیزی که حق هر فرزندیه مخصوصا من که خیلی ضربه ی روحی و عاطفی خوردم و هیچوقت محبت پدر حس نکردم و خیلی بهم بدهکاره)
خلاصه الان ۴ ماه هست که از کمپ به صورت خودسرانه فرار کرد اومد بیرون و خونه ی شوهر عمه ام هست یعنی خونه همون کسایی که میخواستن حق بابام رو بخورن ولی با وکالت من به مشکل بر خوردن و پدربزرگم یعنی کسی که بزرگم کرد پدر مادرم زنگ زد بهشون و گفت نمیزارم حق نوه ام رو بخورید و...اونا هم زورشون اومد چون نقشه کشیده بودن..خلاصه الان کرایه خونه ای که برای بابام خریده بودم رو می‌فرستم براش ماهانه ولی کم هست چون تنبل هم هست سرکار نمیره یه آدم تن پرور مفت خور هست و امروز تلفنی بهم زنگ زد بازم گفت پول بفرست گفتم صبر کن تا چندروز دیگه که اول ماه شه مستاجر پول بفرسته چشم می‌فرستم برات... خلاصه عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی به من که وکالتتو میرم باطل میکنم شکایتت میکنم و از این حرفاا
من توی کل زندگیم کسی بهم فحش ناموس نداده بود منم مثل خودش باهاش رفتار کردم گفتم چیه فامیلای بیشرفت پرت کردن اونا که اصلا براشون مهم نبود حالت چطوره و من بردمت کمپ و هزینه کردم همه جوره آبروم رو همه جا برده بودی هرکس جای تو بود باید میمرد
منم خونه ای ک براش خریده بودم رو گذاشتم برای فروش ‌ک پولشو بفرستم براش و شررررش کم شه دیگه
شوهر عمم گفت بیا خونه بنام خودت بخر براش گفتم پشت دستمو داغ میکنم دیگه دردسر بزارم برا خودم هیچ کاری برام نکرد یک عمر بعد طلبکار هم هست🥲
حالا خونه بنام خودش میخواد بخره یا بنام یکی دیگه بخره دیگه برام مهم نیست بره به درک
چون من حامله ام و شوهر و بچه خودم از همه چی مهمتره
همش به خودم چیز میگم که چرا رفتم خوبش کنم دشمنم شده

حالا خونه رو گذاشتم برای فروش که زودتر نقد شه پول این معتاد بدجنس رو بدم راحت شم ازش
راستی اون زمان که کمپ بود من ی انگشتر طلا فروخته بودم و خرجش کردم پولشو کم میکنم دوباره میخرم برا خودم. بعد بقیه پولشو می‌فرستم براش
اگه بمیره هم شاید خونه بنام یکی بستگان. خودش بخره خونه شاید هیچوقت به من نرسه دیگه ولی آرامشم مهمتره مخصوصا الان که باردارم
راستی حتی هویت هم نداشت شناسنامه کارت ملی گواهینامه همه چی براش گرفته بودم با زخمت خودم ولی دیدم قدرنشناسه می‌خوام بهش ندم و بگم پارشون کردم
طلبم که نداره
توروخدا بیاین بگید چیکار کنم خیلی حالم بده😭😭😭😭
الکی دوسال زندگی خودمو درگیر کردم آخه بگو کسی که ۵۰ سال مثل آدم زندگی نکرد تو میخواستی خوبش کنی یهو
اشتباه نکن اینهمه کار کردی زحمت کشیدی بعد خونه رو از دست بدی عمت راست میگه برو یه خونه بخر بنام خودت ک حداقل بدونی یه چیزی گیرت میاد این وسط.
من جات بودم حقمو میخواستم و میگرفتم.
میترسم خونه بنام خودم باز بخرم دردسراش سر من باشه این آدم شخصیت دو قطبی ثابت نداره فردا بگه خونه رو بفروش برم یجا دیگه یا چ می‌دونم هزارتا دردسر دیگه رو من باشه یا بگه پول بفرست برام چون تنبل سرکار نمیره تا الانم دلش خوش بود به کرایه خونش ک می‌گرفتم میدادم بهش مستقیم
سلام عزیزم، متأسفم بخاطر سرگذشتی ک داشتی،بنظر من هم خونه ب نام خودت بخر بذار بشینه تا الان اینهمه سختی کشیدی بالاخره توام سهم داری چرا باید سهم تو رو یه مشت آدم مفت خور ببرن،بنظرم وایسا محکم و از حقت دفاع کن،خونه ام ب نام خودت بخر تا وقتی ک پدرت زندس اونجا زندگی کنه بعدشم ب خودت برسه،الان اگه خونه رو بفروشی پولشو بدی پدرت دود میکنه یا اطرافیانش از چنگش درمیارن ولش میکنن باز میان ب تو گیر میدن
سلام منم جات بودم خونه به اسم خودم می‌خریدم براش
چون کاری برات نکرده از کودکی تا الان
حداقل چیزی برات بمونه
عزیزم....
درسته پدرت پدری نکرد اما وظیفه تو ساقط نمیشه و با کارهایی که کردی حداقل پیش خدا شرمنده نیستی و حجت تمام کردی و حق فرزندی رو بجا آوردی
ولی بهت بگم تو حقتو ازش بگیر تو این اوضاع به کی میخوای گذشت کنی؟
ارثت بگیر وگرنه چند سال دیگه دلت میسوزه
چون حقته پدرته هرچی بگه و هرطور برخورد کنه بخواد یا نخواد بچه اش هستی و باید حقتو بده
حق خودتو بچتو میخوای به عمه و پسر عمه ببخشی؟
بابات الان حال خوشی نداره و مغزش درست درک نمیکنه ولی مطمئن باش اگه حالش خوب بود تصمیم درست میگرفت
ولی تو که حالت خوبه و میفهمی تا تهش وایسا و حقتو بگیر که پس فردا خانواده اش پشت سرت نگن احمق بود و بهت بخندن
اونا تا تهش وایسادن تو چرا واینسی؟
نزار حقتو بخورن انقد اذیت شدی لااقل یچی گیرت بیاد
بعد تو این اوضاع اقتصادی که هزاااار تومنم هزارتومنه. فکر منفعت خودتم باش 😈
بخدا جلو شوهرم شرمنده ام آبروم رو برد با رفتاراش خودش و خواهرا و برادرانش خیلی اذیتم کردن این دوسال زندگی خودمو سوزوندم پاش به امید اینکه خوب شه بدتر شد
و از همه بیشتر از این می‌سوزم که گول حرفاشو خوردم اومدم خونه اینجا بوشهر گرفتم براش به امید اینکه ی روز بیاد نزدیکم باشه نمی‌دونستم ثبات شخصیتی نداره.
مامانم همون موقع آنقدر بهم گفت بیا همین خوزستان براش خونه بگیر این درست بشو نیست من درگیر احساسات شدم گوش ندادم اگه همونموقع خونه اونجا براش می‌گرفتم دیگه انقد دردسر و دشمنی نداشت
منم اهوازم
تازه باورتون نمیشه ازم طلبکاره میگه چرا بردیم کمپ و ناشکری میکنه
در صورتی که خدا شاهده هروقت میرفتم بهش سر بزنم کمپ ازش می‌پرسیدم بابا جات خوبه اگه نمی‌خوای بیا بیرون و ....
اهی میگفت عالی هوامو دارن شکر و...
بعد از پشت بهم خنجر زد وقتی اومد بیرون عوض شد و ...
عزیزم به چی اعتیاد دارن؟
حس میکنم اگه خونه بنام خودم بخرم خودمو بی ارزش کردم با فحشایی که بهم داد و تمامه توهینا بخاطر دو سه میلیاردی خودمو کوچیک کردم
شیشه
خب آدم معتاد عقل و هوش درست و درمونی نداره.....
پیش ما اونروز یه معتادی دوتا دخترو ب قصد کشت تو خیابون زده بعد بردنش کلانتری گفته من اصلا همچین کاری نکردم هیچی یادم نمیاد. مغزش پوک بود
الان اگه پولشوبدی فرداپس فرداکه اون پول تموم شدمیادبازگریه زاری من غیرتوهیچکسو ندارم وفلان اونموقع بازدلت میسوزه بدترهمسرت وبچت اذیت میشن هرچی داری خرج بابات میکنی نده خونه به اسم خودت بخر اونجورادما هرکی یکم بیشترموادبده میرن سمت اون پس اون نمیتونه خودش تصمیم بگیره
دو سال پیش خونه پدرریشونو که وسط شهر بود یک میلیارد و ششصد مفت فروختن تازه مطمئنم پشت پرده داره و عموهایم به خریدار شریکن چون خریدار یکی از پسر عمه هام بود
کلا فامیلی گرگ و زرنگن فقط بی عرضشون بابا خودم بود
خلاصه به هزار زحمت پول ازشون کرفتم خونه خریدم براش الان اون خونه نهایت ۳ میلیارد میبرنش اینجا
ی خونه میتونم براش بگیرم مهدیسی پردیسی جایی
اوه😐
من جات بودم خونه رو میدادم بهش
خونه خودمم عوض میکردم دیگه ام سراغی ازش نمی‌گرفتم
بمیرم برای دلت دختر
چقد به خاطر سایه ی پدر اذیت شدی
انشاالله خدا با یه بچه‌ی سالم و صالح واست جبران کنه همه ی این سختی هارو
حرف باد هواست دوسه میلیارد رو بچسب بابا تو این اوضاع احوال اقتصادی پول کمی نیست دختر گول نخور
والا من بودم از هزارتومنم نمیگذشتم درسته جای تو نیستیم و نمیتونیم قضاوتت کنیم ولی خب در کل
ممنون عزیزم
بیشتر دلم برای خودم میسوزه جیگرم آتیش میگیره که هیچوقت کاری برام نکرد ولی من مثل احمقا همه کار کردم براش حیف کلمه بابا که روی خیلیاست فک نکنم بدتر از این آدم وجود داشته باشه💔
واسه ی آدم قدرنشناس دروغگو همه کار کردم تازه یک ریال گیرم نکرده همه جا هم بدنامم کرد که دخترم مالمو کشید بالا😃
من جای توباشم خونه رومیفروشم میدم دستش میگم برو یه شهردور ک نبینمت نه شرتومیخوام نه خیرتو


توام فکرکن پدرت همون ده سال پیش فوت کرده و هیچ ارثی نداره تموم شد رفت


هیچ چی ارزش ارامش خودتوخانوادتونداره اونم این پدری ک انقدردهن بینه و از خودش اختیارنداره
مهدیس الان از ۴ تومن ب بالاست همون ۶۰ متری فسقلیاش
تا دلت بخواد بدتر از بابای توام هست
تاااااا دلت بخواد
الکی نشین غصه ی کارای قبلت رو بخور
هرچی بیشتر تو آرامش باشی بچه ات سالمتر و باهوشتره
اگر هم روزی خواستی غصه بخوری بگو بعد از زایمان بچم
الان همه ی این غصه و اضطراب به جنین هم میرسه و اذیتش می‌کنه
تا میتونی محیط رو برای خودت آروم کن
با خودم گفتم اگه خونه نهایت خیلیییییی فروش بره ته تهش ۳۵۰۰ هست
۳۲۰ تومن رهن مستاجر کم میشه ک باید یکماه دیگه پرداخت شه...
میمونه تقریبا ۳ تومن
گفتم پونصد برمیدارم برا خودم بجا طلا که فروختم و زجرایی ک کشیدم
۲۵۰۰ می‌فرستم براش ک راحت ی خونه کوچییک دو سه تا از محله ها اهواز گیرش میاد
چون خیلی خرجش کردم این دوسال
ن اگ بفروشه پولشو بهش بده یه ماهه دودش میکنه میره هوا دوباره میاد سروقتش ک پول ندارم پول بم بده
بخدا دودش میکنه یک ماهه شک نکن باز عذاب پشت عذاب
آره واسه همین دردسراش گفتم پول رو برای خودشون می‌فرستم بلانسبت هر غلطی میخوان بکنن
دقیقا من با شکم حامله بچم تازه دوماهشه این همه راه ۱۰ ساعت برم اهواز و توی دردسر و گرما و هزار خطر بخاطر ی خونه خرابه
بخدا اونموقع شکایتش میکنم
خدا لعنتش کنه
نمی‌دونم چرا هرچی پدر خوبه میمیره
یک مشت بی خاصیت مثل این میمونه
خیلی پسته
هیچوقت انقد متنفر نبودم ازش
پدره یادبچش نیوفتاده ک دخترش رفته سراغش ب زندگیش سروسامون بده بعد ده ساعت ازشهرخودشون تاشهری ک زندگی میکنه فاصلس پدره بخوادهم نمیتونه این مسیروبره و برای دخترش دردسردرست کنه این ادم یه عمرهمه چیودودکرده رفته ازاین ب بعدم دودمیکنه قرارنیس نگه داره ولی هرکارمیکنه بره بکنه فقط اززندگی بچش دورباشه حداقل کاری ک ازاین ادم برمیاداینه ک دورباشه
همش با خودم میگم کاش نمیبردمش کمپ کاش بفکر وجدان نبودم که بگم گناه دارع
این اگه گناه داشت زندگی منو مادرمو خراب نمی‌کرد یک عمر دور از هم و زجر خدا رفت توی دلمون
بجز اعتیاد بددل و بیکار هم بود با پول باباش زنده بوده تا حالا ک همشو میداد جای مواد
بماند که بچه بودم یادمه چقد مامانمو میزد بخاطر اینکه بزور طلاهاشو بفروشه و......
کاش هیچوقت نمبردمش کمپ چهره ی واقعیشو بعد از چندسال نمی‌دیدم ک حداقل اگه میمیرد تصور خوبی داشتم ازش گریه میکردم براش ولی الان حاضرم تیکه تیکه شه جلوم💔💔💔💔💔💔💔
دقیقا
بجز این خونه زمین پدری هم دارن که تقسیم نشده ولی من دیگه هیچی از این نمی‌خوام از خدامه ریشه کن شه
خدا لعنتش کنه
. . .
پول طلاتوبردار وبقیشوبده ب خودش شرو ازسرت کم کن دوسه میلیارد ارزش نداره بخوای اعصابتو ابروتو برای این ادم بزاری
ببین این ادم سرتاپاش برات شره خیروخوبی نداره رهاش کن تاب ارامش برسی
تازه یچیز دیگه بگم تعجب می‌کنی
با تحریک اطرافیان و قدرنشناسیه خودش میخواست بره از من شکایت کنه😀
بخاطر اینکه وکالت دارم ازش و نمیتونه زمیناشو مفت دود کنه هوا
باز خداروشکر که خدازدش و هیچ مدرک شناسایی نداره و عرضه نداره
هرچند هیچی هم توی دستش نیست
من یک ریال تا حالا گیرم نیومده هیچ تازه کلی هم ضرر مالی و جسمی روحی کردم
ببین چ دوره زمونه ایه حیف اسم پدر....
خیلی آتیشه دلم
انگار طلبکاره ازم
پسر عمه ام از کمپ اوردش بیرون بخاطر اینکه زمیناشو بخوره و وقتی دیدند وکالت دارم هی تحریکش کردن
عزیزم بنظرت وقتی پول خونه رو پرت کردم جلوش بعدش چیکارکنم چی بگم که دیگه زنگ نزنه و گورشو گم کنه
کل
کل زندگیم استرس شده
قانونن می‌تونستم خونه رو بهش ندم چون بنام خودمه ولی وجدان من باید همیشه کار کنه و هرچند بماند بیشتر بخاطر اعصاب و آرامش راحت خودمه....می‌خوام هرچه زودتر تموم شه این کابوس
عزیزم میدونم ناراحتی و دلت شکسته ولی اینوبدون این ادم مریضه میدونم ازش کینه گرفتی ولی برای ارامش خودتم شده بگو این ادم بیماره دست خودش نیس کارایی ک میکنه کار مواده دست خودش نیس بااین ک پدرته و میدونم ته قلبت دوستش داری ولی باید رهاش کنی توتلاشوکردی و این ادم برگشتنی نیس پس خوبی و بدیشو بزار گردن خودش و ولش کن بره
پول خونشو همینجوری نده بهش ببرمحضر با سند و مدرک بده بهش وکالتشم باطل کن شماره تلفنتم عوض کن یه اتوبوسم براش بگیر راهیش کن بره ک برررره
باورت میشه حتی حساب بانکی هم نداره
یعنی من پول رو برای شوهر عمه ام که مثلا بزرگ فامیلشونه و چندماهه بابام داره خونش زندگی می‌کنه میفرستم
خودم خوبش کردم دستم بشکنه دشمنم شد
آره شرش رو کم میکنم
والا من حامله گرما برم دور املاکیا و اینور اونور بخاطر دوسه میلیارد که پشتش هزارتااا استرس باشه و یک عمر ولم نکنه آرامش رو میگیره مطمئن باش
💔
امیدوارم یک روز هم خودش هم اطرافیانش تقاص دل شکستمو پس بدن دینم بگیرشون
همین....
به شما وکالت داده ولی این باعث نمیشه که خودش حق فروش یا تصمیم گیری نداشته باشه
خودش به راحتی می‌تونه اموالشو بفروشه ، وکالت داده ،از خودش که سلب اختیار نکرده
به چشم بیمار بهش نگاه کن ، اون تصمیماتش عاقلانه نیست، تو عاقل باش
خونه رو نفروش ، بفروشی همشو دود میکنه همین اجاره بهای کم هم از دستش میره
الان اگه فامیل نگهش داشتن بخاطر همون اموالشه
وقتی اموال از دستش بره پرتش میکنن بیرون ، اونوقت دوباره میا سربار خودت میشه ولی بدون پول
پس پولشو براش حفظ کن
بیشتر از خودم دلم به حال شوهرم میسوزه که انقد خوش بینه و از عمق فاجعه ی ماجرا خبر نداره میگه بابات حتما وقتی نوه اش بدنیا بیاد دوسش داره و دلتنگش میشه و ........ آتیش گرفتم وقتی گفت
عزیزم من تا کی باید مثل ی بچه حواسم بهش باشه؟
وقتی آنقدر قدرنشناسه و بیشعوره
ببین اینجور حرف میزنم چون هیچوقت نه پدری کرده برام نه حقی گردنم داره که بگم بی ادبم نه
هیچوقت نبود
ببین مطمئنم اگه هزارسال بگذره کارایی که من براش کردم هیچکدوم از اطرافیانش نمیکنه
کی حاضر بود پول کمپشو بده
کی حاضر بود از صبح تا بعد از ظهر توی اداره ها سگ دو بزنه برا شناسنامه و کارت ملیشو و.......
هیچکسسس
ولی خوبیامو ندید
در عوض ب خونم تشنه است
ببین چقدر بدجنسه
مردم پدراشون براشون همه کار میکنن و نیازاشونو تامین میکنند من برعکس شد
همه کار کردم براش
بعد هم باهام دشمن شد
متاسفانه یا خوشبختانه فرزند دیگه ای نداره
وگرنه اونم بدبخت میشد
کاش دختردار شم
چون وقتی میبینم چه کارایی برای کسی که فقط اسمش پدر هست کردم
بچم دیگه برای من که محبت میکنم بهش چطور مبشه
بهتر کاش خودش بره آتیش بزنه به مالش
حتی صداشو دارم که اونموقع باهام لج نیفتاده بود گفت من مصرف کننده ام هر آن ممکنه برم سراغ مواد برای همین خونه بنام خودت بخر
یعنی با رضایت کامل خودش خریده بودم
منتها نمی‌دونم چیشد ک یهو....
باورت نمیشه خانواده ی مادریم داییم چقدر اون مدتی که کمپ بود می‌رفت بهش سر می‌زد براش میلیون میلیون خرج میکرد دلش می‌سوخت بهش با اینکه خواهرشو بدبخت کرده بود
بعد پدر بی چشم و روی من....
ببخشید سرتون رو درد آوردم دلم خیلی پره💔
دیگه بدتر حتما یه مدرک بایدداشته باشی
جونه دلم
چقدر مایه افتخاری تو این سن کم‌چقدر آگاه و با فهم و شعوری واقعا احسنت بهت
اما برگردیم به داستان پدر محترمت
فاطمه جانم متاسفانه اعتیاد بیماری سخت و گرفتار کننده ای و خارج شدن ازش اصلا کار راحتی نیست حتی اگر خود شخص با اراده خودش بره کمپ سخته چه برسه به پدر محترمتون که به اجبار شما رفته
میخوام یه چیزی بگم اگر بُعد مالی این مساله یعنی حق ارثیه شما در آینده بهت میرسه برات مهم نیست
بگذر از این ماجرا
چون شما به سهم خودت برای این پدر تلاشتو کردی
برای رابطه ات باهاش برای سلامتی و بهبودیش برای شرایط اقتصادیش و پیریش و آینده اش پس دیگه کافیه
ولی اگر سهم ارثت مهمه براش تلاش کن و خونه به اسم خودت بخر و نظر هیچکس برات مهم نباشه و دشمنیشون رو بذار کنار
قربونت برم ممنونم بابت حرفاتون
😔این روزا بیشتر از همیشه فکرم درگیر و ناراحتم
خداروشکر شوهرم همین که سالمه کار می‌کنه تلاش می‌کنه کافیه بنظرم مالی که با زحمت به دست بیاد خیلی بهتر و ماندگار تر از ارثیه که اینطور جریانی باشه
حالا اگر پدر معتاد نبود و مثل بقیه عموهایم به فکر بچه هایش بود و خوب زندگی میکرد بله اونموقع ارزش داشت ولی وقتی اینطوریه جنگیدن بی ارزشه
.....
جالبه از وقتی اینکارها و براش کردم عمه هام و عموهام باهام دشمن شدن
چون خودشون هیچوقت بفکر خوب شدن برادرشون نبودن و ناراحت شدن از اینکه من بردمش کمپ و وکالت گرفتم برای اینکه حقش رو نخورن و..‌.
کلا قطع رابطه کردم با همشون همی
به مامانم گفتم کاش هیچوقت نمیذاشتی باهاشون در ارتباط باشم کاش هیچوقت نمیشناختمشون و بعد از طلاق چون بچه بودم دیگه اصلا باهاشون سروکار نداشتم
نه از کسانی که هیچوقت محبت ندیدم اینطور صدمو بزارم براش
خیلی پشیمونم
خدایی نکرده اگه شما جای من بودی چیکار میکردی
من حس میکنم آرامش زندگی ساده ای که دارم خیلی بهتر از جنگیدن برای پول هست
از یه طرف هم میگم انقد وقت گذاشتم براش و تلاش کردم و بزور حقشو ازخونه گرفتم از خواهر برادرانش حیفم میاد دو دستی تقدیمشون کنم و وکالت مو باطل کنم وقتی کل ۲۶ سال عمرم و بدهکارمه هیچوقت کاری نکرد برام.....
عزیزم تو باعقل و اختیارخودت این کارارو براش کردی نتیجش یامیتونست منفی باشه یامثبت ولی متاسفانه الان نتیجش منفیه این پولی هم ک وسطه صاحبش هنوز زندس نمیتونی برای مال کس دیگه تصمیم بگیری حتی اگ پدرت باشه دلت ب مالش نسوزه چون واسه خودشه دلت ب حال زحمتت میسوزه ک اونم واسه پدرت کردی اشکال نداره فدای سرت پدرته دیگه دشمنت ک نبوده اونم فدای سرت ولی بدون جلوی ضررو ازهرجا بگیری منعته فقط دیگه ادامه نده بخاطرخودت بخاطربچت بخاطرشوهرت بخاطر زندگی خوب خودت دیگه پیگیرش نشو
بله دقیقاااا
اگه خودش زنده نبود من می‌تونستم با وکالتی که داشتم حقمو از خواهر برادراش می‌گرفتم ولی وقتی خودش هست و جون به عزرائیل نمی‌ده و انقد بدجنس و زبون درازه پس بیخیال شم بهتره
خونه که برای فروش گذاشتم رسید میگیرم انتقال میدم براشون
وکالت رو هم باطل میکنم چون بقول خودت هیچی گیرم نیاد و از این فاجعه دور شم شرف داره به پول ارثیه که به خودشون هم رحم نمیکنن
آدم باید واسه خودش ارزش قائل باشه...
اینم شانس ما بود
حاضر بودم ی پدر فقیر داشتم که هیچ ارثی نداشت ولی یک زندگی آبرومند داشت و باعث افتخارم میشد
نه اینطور باعث شرمندگی....
مایه ننگ
به نظرم الان اصلا وقت نشخوار فکری نیست
من اصلا از بعد حقوقی کاری به مسأله ندارم
خیلی کارا میتونی از جنبه ی حقوقی بکنی
به نظرم موضوع اصلی این هست که شما بارداری
و پدر شیشه می‌کشه
شیشه خیلی مواد خطرناکی هست
خیلی توهم میاره
الان شما بارداری خودتم که میگی پدر دشمنت شده
مبلغ هم چیز دندون گیری نیست که بخوای به خاطرش زندگیتو سیاه کنی
من جای شما بودم مدارک پدرم رو واقعا آتیش میزدم و بعد میگفتم من اصلا تحویل نگرفتمشون فرصت نشد و گم‌شد و فلان
که یکمی دوندگی داشته باشه این کارا فامیل خیلی حوصله نداشته باشند
پول رو هم یه جوری میدادم به پدرم که کارش با من تموم بشه
بعد هم خونه و خطم رو عوض میکردم و جوری رفتار میکردم که انگار هیچ وقت بابا نداشتم
بله عزیزم همین کارو میکنم صدرصد
فقط اینکه شما ک در جریان همه چیز هستی
اگه خانواده شوهرم سراغشو ازم گرفتن چی بگم
(من اصلا هیچوقت با خانواده شوهر درد دل نمیکنم و از عمق فاجعه خبر ندارن فقط میدونن ک معتاد بوده همین) هیچی دیگ نمی‌دونن
من حتی حاضر نیستم اگه مرد سر مزارش برم دیگه
چون یک قطره اشکم در نمیاد برام
تموم شد
انقد خانواده ی مادریم خوبن
همیشه میگم کاش بچشون بودم کاش پدربزرگ و مادربزرگم پدر و مادر واقعیم بودن
درسته الانم فرقی نمیکنه چون از بچگی پیششون بودم ولی
متنفرم که این ننگ پدرمه که خونش توی رگامه😔
بله خونه تا فروش بره و پولش رو بهش بدم دیگه چیزی پیش من نداره
اتفاقا جدی دیروز گواهینامه پایه دو آتیش زدم
چون با خون دل گرفتم براش
به امید اینکه خوب شه پیش من باشه ولی خداروشکر که خدا دستشو رو کرد برام
دقیقا نوکرش ک نیستم مفت مفت مدارک رو بهش بدم ندزدیدم ازش که خودم گرفتم خودمم پارشون کردم
خودش بره بگیره
عزیزم چقدر سرگذشتت شبیه من بود منم اینقدر برا بابام کارکردم اخر بهم توهین کرد گفت تو میخوای چیزامو مال خودت کنی
حامله هم بودم چقدر حرص خوردم چقدر گریه کردم حتی هزارتومن حرام باشه ازش برداسته باشم
اینقدر مثل پروانه دورش میچرخیدم چون تنها بود اخر عمه هام اینا فک کردن خبریه بخاطر پول اینکارارو میکنم😭😭
متاسفانه کسی که اعتیاد داره تا خودش نخواد ترک نمی کنه و سه سوته پول و برباد میدن . تو اطرافیان داشتیم همش سروصدا که ارث من و بدین خانوادش پول و گذاشتن بانک هرماه سودش و بهش میدادن. یکبار رفته بود بانک کل پول و برداشت کرده بود . خواهر برادرا بعد 6ماه باخبر شدن کارمند بانک گفته بود . برباد رفت ، دوباره سروصدا فلان زمین و بفروشین سهمم و میخوام
هیچی بگو خبر ندارم
بابای آدم سالم و خوب باشه لزومی نداره خانواده ی همسر ازشون چیزی بدونن
شما که پدر مشکل دار هم بوده
به نظرم فقط با یه جمله ی خبری ازش ندارم جلوی هر فضولی و بحثی گرفته میشه
هرچی بخوان بپرسن میگن نمیدونه دیگه خبر نداره اصلا
از من به تو نصیحت تا میتونی تو بارداری دنبال آرامش باش
به خدا نه که فک کنی فقط تو مشکل داری چون بابا اینجوری بوده
همیییییییشه ی خدا تو بارداری واسه همه یه مسائلی پیش میاد که بخوان غصه بخورن و حرص بخورن
هورمون ها هم که تو بارداری بهم می‌ریزه همه چی بدتره
ولی آرامش نداشته باشی تازه بچه که به دنیا بیاد میفهمی چیکار کردی با خودت
خواب میشه آرزو واست
بچه همش دل درد، غر، اذیت
کولیک و رفلاکس پدرتو در میاره
بزرگتر میشه یه ثانیه نمیتونی ولش کنی
همش در حال نعره زدن و جیغ زدنه
هیچ جا باهاش نمیتونی بری
از بس گریه و زاری می‌کنه همه رو خسته می‌کنه
فقط آرامش داشته باش و هرچیزی که باعث میشه این آرامش ازت گرفته بشه رو بنداز دور
آهت بگیرشون
آره مثل بابام و یکی از عموهایم ک اونم همینطوره
حالا باز خوبه عموم مجرده و بچه نداره اصلا ازدواج نکرد ک بخواد یکی دیگه رو بدبخت کنه
ممنون بابت راهنماییتون عزیزم
درست میگی کاملا
کاش کسایی که لیاقت بچه داشتن ندارن هیچوقت پدر یا مادر نشن
که یک عمر آدم حرص بخوره و درگیر باشه...
دقیقا بخاطر اینکه باردارم من اصلا دیگه دهن به دهن نمیشم باهاشون حتی واسه پول که زنگ زده بودن من به مامانم گفتم باهاشون حرف بزنه و مامانمم هرچی که حقشون بود بهشون گفت و شستشون
خیلی سخته
واسه اطرافیان راحته
مثلا فک میکنن مشکل من اینه ک طلاق گرفتن نه
خیلیا هستن جدا میشن ولی پدر مثل آدم رفتار میکنه فقط تفاهم نداشتن.نه مثل بابا من بدجنس و قدرنشناس ترین
عزیزم ادمی ک شیشه میزده ثبات نداره هرلحظه یجوریه اینا کلا تو توهمن ومظمئن باش بازم شروع کرده بنظرمن خونشو بفروش تمام خرجکرداتو بردار بقیه پولشم بده اینا ولکن نیستن ولی خب اگه حوصله داری و سیاست و اینا رام کن باباتو که خونه بمونه اخر برات باید ازخانوادش دورش کنی
خیلی برام جالبه ماهایی ک پدر بد داریم بقول دوستمون مثل پروانه دورش میچرخیم تا هزارتا ضربه نخوریم دست بردار نیستیم
بعد کسایی که پدر خوب دارن قدرشو نمیدونن بهش بی احترامی میکنند یا بیش از حد بی توجهی میکننوو.... دیدم ک میگم
نه از اونا دور نمیشه
بقول خودت. ارزش ندارد
بیخیال میشم.
خداروشکر شوهرم ی زمین داره اونو کم کم می‌سازه و با پول زحمت خودش کم کم خونه دار میشیم حداقل منت هم سرمون نیست و آرامش داریم🙃
ولی وکالت رو باطل نمیکنم تا بسوزه
منم موافقم بعدش هم جاش عوض کنه آدرس به هیچ کسی نده
بزاره اونهایی که طرز تفکرشان اینکه دخترت میخواد مال و اموالت بالا بکشه چه از خود گذشتگی کنه چه نکنه که دارن اسن حرف میزنن براش پس کار خودتو بکن بزار بسوزن
تازه غیر از اون خونه حتی اصلا نفروش بگو گذاشتم برای فروش بده مستأجر پولشو برای خودت خرج کن یا می‌ترسی بره در اون خونه داد و بیداد کنه خونه رو فروختی جای دیگه بخر که هیچ کسی غیر از خودت و همسرت آدرس ندی پولشو ماهانه برای خودت خرج کن
زمینی ارثی داره یا هر چی برو شکایت کن بگیر ارث تو هم از این اموالش بزار پدرت بره تو خیابون کارتن خواب بشه وقتی اون به فکر آبروی تو نیست تو چرا به فکر سلامتی همچین آدم خودخواهی هستی
من شخصا روانم‌ اصلا کشش نداره بیخیالش میشدم دیگه سراغش‌نمیرفتم
میترسم بره در خونه مادر شوهرم اینا آبروم رو می‌بره چون همشهری هستیم آدرس کامل دارن
یا حتی دم خونه پدربزرگم که یک عمر آبرومند زندگی کردن و بزرگم کردن بعد این بی چشم و رو بره دم خونشون و داد و فریاد و.....
ارزش ندارد وگرنه حتما اینکارو میکردم اگه اددرس نداشت
اوف چقدر قلبم به درد اومد برات💔🥺عزیزم درسته ارامشت از هرچیزی مهم تره ولی حق خودت هم درنظر بگیر
زندگی بالا و پایین زیاد داره تو از آینده خودت و بچه ت خبر نداری بزار یه پشتوانه داشته باشی
به نام خودت خونه بخر کرایه رو بده به پدرت
چرا حق تورو یه مشت آدم مفت خور بخورن؟
خونه بخر بنام خودت بزار پدرت بشینه چرا از حقت بگذری چرا باخودت فکرکن
شما درست میگی عزیزم ولی این برا آدم نرمال خوبه
این آدم که نمی‌خوام بهش بگم بابا ثبات شخصیت نداره اصلاااا فردا ذلیلم میکنه
ی آدم بیکار بی مصرف
فردا هی زنگ میزنه میگه پول بده یا چ می‌دونم سایه نحسش توی زندگیم میمونه
متنفرم ازش
فقط می‌خوام زودتر شرش کنده شه
ببینید چیکار کرده با روح و روانم که فقط حاضرم نباشه و هیچی هم نمیخوام😭😭😭😔😭💔💔😭
مردم همه کار میکنن برای بچهاشون اونوقت این برعکس هیچوقت نبود و هیچ کاری نکرد تازه طلبکارم هست
خدا لعنتش کنه
می‌تونستم خونه نفروشم که روی اعصابش باشم چون خونه مردمه خونه خواهرشه چندماهه ک از کمپ آوردنش بیرون
ج
والا همه جوره حق داری 🥺
جالبه کسی که از کمپ اوردش بیرون یعنی پسر عمه ام خودش هم زن و بچشو ول کرده و طلاق گرفته بعد شده دلسوز بابای من؟؟ مطمئنن بخاطر خونه و زمیناش که از چنگش در بیاره هی دورشه🤌🏻😃وگرنه کسی که رحمش به زن و بچه ی خودش نمیشه به دایی میشه
کاش میمردم و بفکر خوب شدنش نبودم
میدونی عزیزم اگه خودش زنده نبود من چون وکالت داشتم راحت می‌تونستم حقمو از خواهر برادراش بگیرم ولی تا وقتی خودش هست و انقد پسته نمیشه مگر به قیمت تموم شدنه آرامش زندگیم😔ک هیچ ارزشی ندارد.....وگرنه منم دستم خالیه و شوهرم ی کارمند ساده است و هزارتا قسط و کرایه خونه میدیمو...
حیف و صد حیف . . .
💔
شوهرت نظرش چیه؟
کاشکی به خودش میومد بعد کمپ
والا جات بودم‌نمیدادم بهش
اگر ادم نرمالی بود یه چیزی
ولی خیلی واضحه اگر تو بهش دادی کسای دیگه میخورن ازش
بخدا اگه حامله نبودم وارد ی نبرد سخت میشدم با خودشو خانواده فامیلاش
ولی حیف بخاطر بچم و آرامشم مجبورم بگذرم از خونه
ولی از وکالت نمی‌گذرم
جونشون در اومده که وکالت دارم نمیتونن ازش زمین بخرن چون اگه بخرن میتونم شکایت کنم راحت
والا اون بنده خدا هیچی نمیگه
اول می‌گفت خونه رو بزار برا خودت از زمینا دیگه چیزی بهت نمیده ولی وقتی فهمید باردارم و اونم بفکر بچشه گفت بیخیال شو آرامش زندگیمون خراب نکنیم بخدا شوهرم هیچ مادیاتی نیست اونوقت فامیلای آشغال بابام فکر میکنن همه مثل خودشونن الهی آهم بگیره همشون. که اسمم میارن
اگه خونه رو دادم بهش کلا راه ارتباطیمو کامل می‌بندم باهاش قطع میکنم و از خجالت اینم در میام زنگ میزنم بهش
الانم خودت قوی کن نزار حقت پایمال بشه
راست میگه بزار برا اینده خودت و بچه ت
همون زمینارو هم نباید ببخشی
دقیقااا😭😭دعاکن برام😭😭
تازه من تک فرزندم اینطور عذابم میده خاک تو سر بی لیاقتش
به نظر من که بفروش پولشو بده بره فدای سرت بچه ت آرامشت از همه چی مهمتره اون پس فردا دوباره میاد سراغت آدمی که آب از سرش بگذره از هیچی نمیگذره من بودم این کار رو میکردم چون اون آدم الان زنده س و اون مال ماله خودشه
آره دیگه خودش هم که وجدان نداره ک بخواد حق منو که تک بچشم بده
اونم من که آنقدر بدردش خوردم و صدمو گذاشتم براش
واقعا حیف اسم پدر که رو بعضیاست کاش خدا همچین آدمایی رو عقیم میکرد
اونوقت بعضیا که خوبن فکر بچه دار شدن هستن ولی خدا بهشون بچه نمید😔ه
خداروشکر که مامانت خودش و تو رو نجات داد الانم که زندگی خوبی داری فکر کن یه وظیفه ای بود که باید انجام میدادی و دیگه پیش وجدانت محکوم نیستی بزار اون هرکاری دلش میخواد با زندگیش بکنه
آره عزیزم دقیقاا...
خدا جای حق نشسته خداروشکر مامانم چون خیلی سختی کشیده بود ازدواج کرد دوتا پسر دسته گل خدا بهش داد و زندگی آرومی داره
و وضعیت پدر هم که مشخصه....
یعنی وکالت رو هم باطل کنم؟
مامانم چون نمیخواست بی کس و کار باشم گذاشت با خانواده‌ پدری د
چندسال در ارتباط باشم با اینکه هیچ کاری هم نمیکردن برام فقط از دور و سالی ی بار میددیمشون
ولی ای کاش اینکارو نمی‌کرد
ب ضررم شد روحم داغون شد
😭😔💔
خیلی بدبختم کم شانسم
خیلی داری خودتو میخوری به جای این فکرا زیبایی های زندگیت رو ببین پدرت راه زندگیشو خودش انتخاب کرده جداشو از فکر و خیال بچسب به زندگیت
چشم فداتشم ممنون بابت حرفات
🥲❤️
تا خونه رو بفروشم شرررش کم شه
عزیزمم🥺💔فعلا دست نگه دار خوب فکراتو بکن
به نظر من شما هیچ مسیئولیتی در قبال همچین پدری نداری ، تازه زیادی هم انجام دادی.
پولشو بده و برای همیشه باهاش قطع ارتباط کن.
اینجور آدمها ضررشون بیشتر از منفعتشونه. با اسم پدر و فرزندی به خودت عذاب وجدان نده. هر کسی باید خودش به فکر خودش باشه .
نه مریضه نه محتاجه پس بچسب به زندگی خودت. اون چند میلیارد هم مبارک خودش بیکاری برای خودت ، شوهرت، خانواده شوهرت و بچه‌ت دنبال دردسری؟
پول ، خونه و وکالت و همه چی رو بهش برگردون و در ازاش توی دفترخانه تعهد بگیر که دیگه هیچی پیشت نداره و حق مزاحمت برای تو و اطرافیانت نداره
سلام عزیزم وقتی خونه خریدی براش کرایه خونه برای چی میفرستادی براش؟!خونه ای که خریدی دیگه برای خودش بوده درسته؟!
بعد یه ادم معتاد هیچ وقت درست نمیشه
هرکاری کنی همونه
من دور اطرافم دارم کسایی که چن بار رفتن کمپ باز کشیدن
دقیقا عزیزم
واقعا نابودم کرد دوساله روزی که بخوام وکالت رو باطل کنم همین کارو میکنم باید بیاد تعهد بده
کرایه خونه ماهی ۴ میلیون بود من از جیب خودم میزدم ۳ تومن هم بیشتر میدادم ماهانه ماهی ۷ تومن پول کمپش بود
حالا باقی خرید ها و کارهایی که براش میکردم به کنار..........
دقیقا اطرافیانش ختی غریبه ها میبردنش کمپ
هیچوقت خوب نشد
صدبار رفت کمپ باورت میشه سر هزینه پول کمپش میاوردنش بیرون
اونوقت من همه کار کردم براش قدرنشناس
دقیقا فقط می‌خوام راحت شم ازش
خیلی زجرم داد
من احمق به حرف ی معتاد گوش دادم واسش خونه خریدم اینجا که تا شهر خودمون چندین ساعت فاصلشه به امید اینکه خوب شه
گواهینامش رو گم کرده بود دوباره براش گرفتم ولی انقد عصبانیم کرد پارش کردم...
شناسنامه کارت ملی هویت دارش کردم.... قدرنشناس
هعی . . .
بنظرمن تو تلاشتو کردی اون اگه واقعا پدر بود برای بچش سعی میکرد خوب بشه و زندگی کنه اگه مادرت جداشد رفت حتما چیزی میدونست میدونست پدرت دیگه اون ادمی نمیشه که باید بشه
تو هم بنظرمن فراموشش کن فکر کن پدری نداری البته حق میدم ناراحت باشی ولی ادم چکار کنه قسمت روزگاره
زورم میاد اگه من خونه نمیخریدم براش دودش میکرد هوا حالا دستی دستی باید تحویلش بدم ک شاید ی روز بفروشش یا حقمو بخورن فامیلاش
من که اینکارو میکنم ولی حرومشون باشه چ خون سگ😭😭😭😭😭😔💔💔💔😔😔
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.