- مشکل با شوهرت داری بیا به ما بگو رایگان حل میکنیم
فحش میخوای بدی کسی رو نداری بیا خودتو خالی کن ما گوش میکنیم
مادر شوهر و جاری و دوست و همه و همه اذیتت میکنن بیا به ما بگو خالی بشی
رایگان حلش میکنیم از هرچی دوست داری بگو چت ازاد هرچی دوست داری بگو ازاد بگو بخند حرف بزن
به قول شیما کاتوزیان اگه میخوای همیشه سالم باشی از مردا دور باش 🤣🤣>بیا اینور بازار از جون مرغ تا شیر آدمیزاد1,885 بازدید501 پاسخ - جاریم هم از اول با مادرشوهرم اینا دعوا میکرده ...
من چند وقت از عقدمون گذشته بود .ب مادرشوهرم گفت بود ک شما زهرا بیشتر از من دوست دارین .چند تا حرف برام گفت بود .مادرشوهرم میومد ب من میگفت .منم هیچی نمیگفتم .چند ماه پیش عروسی دعوت بودیم .دختر منم داشت دندون در میاورد اذیت میکرد بغل من مادرشوهرم خواهر شوهر دست ب دست میشد روز بعدش ب شوهرش گفته بود ک ها اونا زهرا ارتمیس بیشتر دوست دارن اصلا دلارام بغل نکرفتن دختر خودش ...چندتا خرف دیگ هم زده بود .مادرشوهرم ب من گفت منم ب شوهرم گفتم .
ما طبقه بالا مادرشوهرمم . شوهرم گفت هروقت اونا اومدن دیگ پایین نری .منم نمیرفتم ..
خیلی حسوده .همش حسرت زندگی ما رو میخوره هی ب مادرشوهرم میگ خونرو بفروشین برین ی طبقه بخرین قبلا شوهر ماشین داشت با .باباش شریکی خریدن ..من تو عقد حامله شدم عروسی نگرفتیم ماشینو فروختیم لوازما شوهرم خریدیم اومدیم سر زندگیمون از همون موقع ببخشید کون سوزی داره ..برا جاریم عروسی گرفتن .شوهرم گفت برا ما عروسی نگیرین .بجاش ماشین بدین بفروشیم ...برادرشوهرم مهربون .ولی زنش یادش میده .حرف حرف زنشه چند وقت پیش برادرشوهرم با باباش دعوا کرد .پشت تلفن صداش میومد ک مهدی ..شوهر من .باید از خونه بری بیرون .
زنشم قبلا ب مادرشوهرم گفت بود چرا زهرا تو اسایش باشه .من نباشم اونم باید بری مستاجری .
وقتی خواستن جاریم برن سر زندگیشون مادر شوهرم بهش گفته بود ک بیا چند سال اول زندگیتون بالا بشین .گفت بود ن خونه شما کوچیک .خودش نیومدع بوده .
منم اصلا با جاریم حرف نمیزدم مثلا من پایین بودم . ی دفعه ای اونا میومدن من فقط سلام میکردم میومدم بالا .اصلا دیگ نمرفتم تا اونا میرفتن خونشون . پارسال وام ازدواج شوهرم در اومد ما برا خودمون ماشین خریدیم .
چند وقت پیش دخترم مریض شد .برادر شوهرم اومد .با ماشین ما .دخترمو بردیم دکتر شوهرم نبود برادرشوهرم گفت ما بیمه داریم با بیمه دلارام ارتمیس ببر پیش دکتر .
شب بعدش من پایین بودم باز برادرشوهرم زنش اومدن پایین .گفت شریکی پول بزاریم جوجه بخریم .منم رو در وایسی گیر کردم گفتم باشه .دیگ شب پایین بودیم برا شام اوناهم بودن ..
حالا دیشب مادرشوهرم گفت هنوزم از زن محمد .جاریم .
ناراحتی گفتم اره گفت بخاطر محمد بیا پایین هروقت اونا میان .محمد خودش خوبه زنش بده .
پارسال ۱ سال جاریم نزاشت شوهرش بیاد خونه مادرشوهرم
مادرشوهرمم دلش تنگ شده بود برا پسرش خودش رفت خونه پسرش
.حالا هرچی پیش میاد .یا جاریم حرفی میزنه .مادرشوهرم چون پسرش بیاد برع
.اصلا ناراحت نمیشه .
من بیشتر از این ناراحت شدم .ک یبار موقع بدنیا اومدن دخترم اومد خونمون سیسمونی ارتمیس دیده بود .
سیسمونی مادرم گزفت بود .
رفت بود ب زن عمو شوهرم گفت بود ک چقدر سیسمونی اورد یکم اورد ...
من زیاد اوردم وووو
خیلی خودشا بالا بالا میگیره ..
حالا بنظر شما چیکار کنم . ببخشید زیاد شده
>قهر کردن با جاری419 بازدید85 پاسخ - به نظر شما شوهرتون چه میخواد بهتون بگه ؟
میخوام نظر شما رو بدونم
بوس بهتون❤️>دخترا نظرتون درباره این متن چیه881 بازدید54 پاسخ - شوهرای شما هم تا از سرکار میان خونه میرن رو اعصاب شما ؟
میخوان یه کاری براتون کنن تا مرز جنون شمارو میبرن ؟؟
من هربار یه کاری مربوط به من باشه شوهرم بخواد انجام بده یعنی تا حدی که حسابی عصبی کنه منو پیش میره ، مثلا بگم بریم بیرون صدتا بهانه و دلیل مسخره میاره اره بخوابم اره خودم برم بیرون اره فلان کار رو کنم
هی ریز ریز زیر لب غرغر میکنه واقعا عصبی میشم ، دو روز پشت هم بخوام با مامانم حرف بزنم تلفنی اره چقدر حرف میزنی دیروز حرف زدی میگم خب حرف بزنم چی میشه ، یعنی از در میاد توو رو مخ میره جوری که واقعا دلم میخواد بزنمش شماها اینجور مواقع باشین چیکار میکنید ؟؟>برخورد شما در این موقع چجوری هست877 بازدید176 پاسخ
واقعا من نمیدونم باید چیکار میکردم شوهرم میدید مادرش چقدر تیکه بار من میکنه ، میدید هیچ وقت خواهرش احترامی برام نمیزاشت ، باز هرچی میشه میگه مقصر اصلی مشکلات من پدر مادر تو هستن ، هرچی میشه اگه مادرم بد بود تو هم عروس خوبی نبودی
خب من وقتی بدی دیدم وقتی توهین دیدم وقتی مادر شوهرم واقعا اتیش بیار بود میرفتم دستشو میبوسیدم میگفتم مرسی کار کردی برم با بچه چند ماهه جدا بشم ؟
همش میگم خدایا کی دیگه جواب اینارو میدی کی دیگه اینا گرفتار یکی مثل خودشون میشن واقعا دلم میشکنه وقتی همیشه منو پدر مادرم و مقصر میدونه
شما بهم بگین چیکار کنم چجوری خودمو اروم کنم این مرد رو پاره پاره نکنم >یکمی حرف بزنم شماها قضاوتم کنید1,216 بازدید358 پاسخ- بنظرتون چیکار کنم >خانما میشه راهنماییم کنید 556 بازدید49 پاسخ
- من هر وقت حرف میزنم قاطی میکنه عصبانی میشه آخرشم با دعوا وقهر چندتا بد بیراه به خودش ختم میشه
مثلا امروز از سرکار امده فوتبال نگاه کرده غذا گرم کرده خورده رفته تو اتاق بهمم میگه خستمه باهام کاری نداشته باش منم کاری به کارش نداشتم از ساعت ۸ تا ۱۱گفتم خستگیش دیگه در رفته امدم بهش میگم تو مگه خسته نبودی مگه وقتی ادم خسته هست خوابش میبره وایساده سر صدا کردن که تو شکاکی تو الی بلی غیر از اینکه مقصر شدم و قهر کرد رفت تو حال خوابیدن چیزی نداشت >دلم گرفته از این شوهر کردنم1,791 بازدید340 پاسخ - ممنون میشم نظر بدین 🙏🌹
ما الان خونمون نزدیک خونه مادرشوهرم ،محل کار شوهرم ۴۰ دقیقه فاصله داره باهامون تو یه شهر دیگه ست تو خود شیراز نیست
به چند دلیل دوست ندارم اینجا بمونم ،۱, نزدیک مادر شوهرم هستم
۲,خونمون یه مقدار قدیمی ،محیطشو دوست دارم خیلی سرسبز ولی از قدیمی بودنش خسته شدم بعد اگه بخوایم با پولمون تو شیراز خونه بگیریم خونه قدیمی که محیطش خوب باشه میتونیم بگیریم
من دلم خونه نو ساز میخواد که اگه برنامه م این باشه باید بریم صدرا
حالا شوهرم میگه
میتونیم امسال هم اینجا بمونیم ،اسباب کشی نکنیم چون یکم راه دور پولمونو بیشتر کنیم که سال دیگه بریم صدرا خونه بخریم
یا اینکه تو همین تابستونی بریم اونجا اجاره کنیم
من هم خسته شدم از نزدیک مادرشوهر بودن و از طرفی شرایط اینجا بودن بهتر
امسال خیلی برنامه ها میتونم پیدا کنم ،اگه امسال قبول بشم آزمون سال اول که کلاسای پودمان اینا داره تو شیراز باشم بهتر واسه سر کلاس رفتن اینا
دوم اینکه شاید تابستون دماغمو عمل کنم اگه تو روند اسباب کشی جابجایی بیوفتیم مالیده ست 🤣
اگه اینجا هم بمونیم ماشینمون هم عوض میکنیم
شما جای من بودین چیکار میکردین ؟
جابجایی ،خونه نوتر ، فرار از مادرشوهر 🤣؟
ماندن ،کلاسای پودمانی ،عمل بینی ،ماشین ، سال بعدش خونه خریدن و رفتن ؟
اینم در نظر بگیرید چیزایی هم که شوهرم گفته خیلی شرایطی که ایشالا همشون بشه 🤭
>بر سر دو راهی ماندن 🤔🤔465 بازدید109 پاسخ - برام سوال شد بدونم اگه مشکل یا ناراحتی از خانواده شوهر پیش بیاد و شما گلایه کنید ب شوهرتون واکنشش چیه ؟
حقو ب شما میده یا ازونا طرفداری میکنه ؟؟>اگه مشکلی با خانواده شوهر پیش بیاد .....974 بازدید50 پاسخ - بهم بگین چیکار کنم خیلی اعصابم خورده
من تک عروسم دوتا خواهر شوهر دارم.. مشکل من اینه شوهرم بشدت مرد بچه ننه ای هستش ، کلی بخوام بگم ...
خانوادش هر حرفی بزنن هر بلایی سر من آوردن و بیارن کلا همیشه طرف اوناست...
تو هر موردی الویت خانوادشه..
امشب خونه مادر شوهرم بودیم هم من هم شوهرم کلید خونمونو جا گذاشته بودیم
ب شوهرم پیام دادم گفتم من نمیتونم اینجا بمونم بچم خیلی بدخوابه جای شلوغ نمیخوابه اصلا ...گفت بریم خونه مامانت اینا گفتم باشه
آماده شدیم تو راه گفتم مگه تو نمیای گفت نه میرم کارگاه که یه ساعت راهشه تا برسه اونجا
من گفتم خب برو خونه مامانت بخواب گفت برم اونجا اونا میگن چرا رفت خونه باباش چرا نموند اینجا
گفتم خب ینی چی اونجا شلوغه بچم نمیتونه بخوابه اذیت میشه..
گفتم مگه خلاف کردم که اومدم خونه بابام اونجا نموندم
منو کلی فحش داد گفت بخاطر اینکه تو خراب نشی دارم میرم برم اونجا میخوان بگن چرا بردیش چرا رفت خونه باباش
کلا تو هر موردی ما باید ازشون بترسیم...
شوهرم وقتایی که سرکار بود شب نمیومد خونه من خونه میموندم جایی نمیرفتم نه خونه مادرم نه مادر شوهرم.. خونه راحت ترم کلا
باید ب دروغ ب خانوادش میگفتم که خونه بابامم چون گیر میدادن چرا نیومدی خونه ما چرا تنها موندی خونه...
تا استانمون یه ساعت راهه هروقت میریم اونجا واسه خرید و تفریح یا هرچی شوهرم راستشو نمیگه بهشون ... چون میترسه بهشون دروغ میگه آخرشم میگه من نمیخوام تو خراب بشی
من آخه نمیدونم چیکار کردم که خراب بشم... نمیدونم چه گناهی کردم
هفت ساله عروسی کردیم از ترس خانوادش منو یه مسافرت نبرده...
اصلا میخوام گریه کنم تو هرچی از خانوادش میترسه منم اینجوری عادت داده که میترسم چیزی رو بفهمن...
هم اینکه بشدت تو همه چی دخالت میکنن دعواه راه میندازن
خلاصه انقد شرن نمیدونم چیکار کنم ...
دارم مریض میشم از دستشون دلم میخواد تمومش کنم این زندگی رو جدا بشم واقعا
حالم از شوهرم بهم میخوره انقد که بی عرضه و ترسوعه >شوهرم از خانوادش میترسه398 بازدید287 پاسخ - بچه هااا یه چندتا سوال در مورد طلاق ازتون داشته م983 بازدید271 پاسخ
- میشه براخواهر شوهرم صلوات بفرستید663 بازدید101 پاسخ
- نمیدونم چرا هر وقت میریم خونه مادر شوهرم یا اون میاد خونمون بین شوهرم ناراحتی یا بحث پیش میاد
خیلی دقت میکنم که احترام بذارم غذا درست کنم با مادر شوهرم حرف بزنم ،اینطوری هم نیست که بگم مادر شوهرم دخالت کنه یا حرفی بزنه ولی
من با شوهرم تو ۹۰ درصد ممکن بحثمون میشه یا خودبخود شوهرم بهونه بهونه میکنه ،محل نمیده سرسنگین رفتار میکنه
واقعا نمیدونم علتش چیه!!!؟
دیگه طوری شده خیلی تمایل ندارم مادر شوهرم بیاد خونمون
ناگفته نماند که همه ش مادر شوهرم میاد خونه ما ولی من چند ماهی یکبار میرم خونشون ،حتی ماروهم میخوان دعوت بگیرن خونه خودشون دعوت نمیکنن غذا درست میکنن میارن خونه ما ،تولد ،جشن خونه ما
از الان گفته میخواد خواستگاری خواهرشوهرم بیار خونه ما 😐😐😐
الان امشب اومده خونمون ،قرار شب یلدا بره جایی مهمونی میگه اگه شما باهم نیومدین من پنجشنبه ظهر میام خونه شما تا غروب میمونم بعد میرم 😐😐
منم گفته م برنامه مون هر چی شد بهتون خبر میدم نمیدونم شوهرم از این بهش برخورده من خیلی استقبال نکردم از اومدن پنجشنبه مامانش
منم با مهمون مشکل ندارم ولی میگم باید دو طرفه باشه نه فقط اونا بیان ....
تا حالا چندبارم به شوهرم گفته م غیر مستقیم که ماهم بریم خونه مامانت چرا اونا میان ،اونم روش نمیشه بهشون چیزی بگه منم خسته میشممم
بعد واکنش چیزی نشون نمیدم بهش برمیخوره
بچه ها نمیدونم چیکار کنم ☹️☹️☹️☹️>بحث ناراحتی بعد از رفتن مهمون یا مهمونی رفتن478 بازدید210 پاسخ - چطوره؟>خانم دكتر وخانماى اومایى لطفا بيايد جواب ازمایش اسپرم شوهرمو تفسير كنین254 بازدید14 پاسخ
- بچه ها دیگه بریدم،از شوهر قدر نشناسم بدم اومده377 بازدید117 پاسخ
- چن وقت پیش پارک بودیم یه دختره داشت از کنار ما رد میشد چندبار به شوهرم نگا کرد شوهرمم بهش نکا کرد تا رد شد شوهرم پشتش به اون دختره بود ولی برگشت پشتشو نگا کرد تا اون خانم رفتش لباس کوتاه بود اندام خوبی داشت
من خیلی ناراحت شدم ولی چیزی نگفتم گفتم شاید ناخاسته بوده حالا دیشب تو مطب دکتر بودیم یه خانم اومد خشکل بود چندبار هی خیره به شوهرم نگا کرد شوهرم بچه بغلش وایساده بود شوهرمم هی نگا کرد به این خانم من هرچی نگا میکردم شوهرم زل زده بود به این خانم هی راه میرفت نگاش میکرد چندتا مرد دیگم بودن ولی همه کنار خانماشون نشسته بودن به هیشکی نگا نمیکردن فقط شوهر من هی به اون خانم نکا میکرد منم نگاهم همش به شوهرم بود منو دید فهمید ناراحتم خانمه رفت سریع رو صندلی نشست منو صدا کرد گفت بیا اینجا بشین رفتم کنار گفتم لازم نبود اینقد به اون خانم نگا کنی میتونستی به من احترام بزاری مثه بقیه مردا کنار من بشینی یبار نگاش کردی فهمیدی خشکله بسته دیگه الان شوهرم قبول داره زل زده بوده بهش ولی میگه بی منظور بوده هیچ قصدی نداشتم از نگاهم الان من ناراحتم از دستش دلم صاف نمیشه
>خیره شدن مرد به یه زن دیگه1,972 بازدید370 پاسخ - رفتارهای منحصر ب فرد شوهر263 بازدید46 پاسخ
- خیلی فکرم درگیر خواهرم224 بازدید1 پاسخ
- بی خیالی شوهر نسبت ب همسر و فرزند1,133 بازدید128 پاسخ
پست موقت بعد پاک میشه >روابط همسر با همکاران یا دوستان خانم .....717 بازدید362 پاسخ
خیلی دلم گرفته دیگه حوصله هیچی روندارم😔😔😓😓
نیازدارم درد ودل کنم
خیلی دلم گرفته هرجامیرم یه نگاه منت داری به من میکنن
انگار که من با دنیا آوردن بچه دومم گناه بزرگی کردم
میرم خونه بابام طوری با منوبچه ها رفتارمیکنن انگار ازگرسنگی رفتم
چندروز پیش شوهرم چندروزی رفت شهرستان گفت توهم بروخونه بابات تا هوات عوض شده ازروزی که رفتم فقط اعصابم خراب شد
اونقدر با کینه ومنت باهام حرف میزدن یه لقمه غذامیدادن منم عصبی میشدم فقط سره بچه هادادمیزدم
ازخواهرم خیلی ناراحتم رفتم خونشون قراربودناهارو بمونم خونش طوری رفتار کرد ساعت۲زنگیدم شوهرم اومددنبالم
خب تویی که میبینی خونت مهمون اومد تاساعت ۱نشسته بعدمیگه ناهارو میمونی 😔😔😔
بچه ها سرصدا میکردن عوض اینکه بگه کاری نداشته باش بچه ان میگه سرصدانکنین من فیلممونگاه کنم😮💨😮💨
اردیبهش رفته بودم خونشون یه رفتارهایی کردکه مجبورشدم بچه هارو ببرم حیات نگه دارم تا شوهرم بیاد دنبالمون
هیشکی راضی نیس برم خونشون واینم منوخیلی عذاب میده
بعضی وقتا میگم خدایی نکرده اگه باشوهرم دعوام بشه برگردم خونه بابام یه روزم نگه نمیداره
انقدردلم گرفته که هیچ سرپناهی ندارم
کسی ندارم که فردا مشکل داشتم بهش بگم
ازوقتی خونه خواهرم اومدم عصابم خرابه سره بچه ها دادمیزنم میدونم اوناگناهی ندارن ولی دلم شکسته
توروخدا بیایین یکم درد دل کنیم نمیتونم تحمل کنم
هی میخوام واسه خواهرم پیام بدم که چرااینطوری رفتار کردی ولی بعدبیخیالش میشم ازدستش خیلی ناراحتم
😔😔😔😔😔
❤️عزیزانی که دی ماه جواب آزمایش شون مثبت شد ❤️
من همچین گروهی رو سه سال پیش زدم وقتی بارداری اولم بود
امروزم وقتی جواب آزمایشم مثبت شد گروه دومو زدم
دوستانی هستن که این ماه جواب مثبت گرفتن خوشحال میشم باهم آشنا شیم و این دوره رو بگذرونیم ❤️
و امیدوارم خدا به همه ی ماها بچه سالمی بده و همینطور اول به چشم انتظارا🤲
یه دختر چهار سال و چهار ماهشه دارم وقتی نه بگم ناراحت می شه
سوالم اینه که چی کار کنم قهر نکنه گریه نکنه شوهرمم خیلی لوسش کرده .دخترم تا چند روز پیش وقتی می گفتم نه می زد منو منم کلافه شدم خسته شدم.مخصوصا وقتی چیزی بخواد .از اون طرف هم پدر شوهرم به رحمت خدا رفته مادر شوهرم خونه شون دو خونه با ما فاصله داره شوهرم می گه اتاقی بزنم تو حیاط که تنها نباشه منم مخالف این کارم
چنان ناامید شدم از زندگی ...
با این قیمت روغن و تخم مرغ واقعا نمیدونم چیکار کنیم دو روزه دست و دلم به کار نمیره
کدوم کفش بهتره برای پسر دوساله
کدومش بهتره لایک کنید
برای عید کدومش بهتره
ی هودی کرم و شلوار جین گازوییلی هم گرفتم براش گفتم ی دست دیگه هم داشته باشه یکسال و هشت ماهش میشه
سود سهام عدالت ریختن😂
۵۶۰ تومن 😁
نمیدونم باهاش کجا برم سرمایه گذاری کنم
بیایین اونایی ک تو سه ماه اول باردارین کنار هم باشیم
سلام ب مامان اومایی های عزیزم لطفا کسایی ک تو سه ماهه اولین بیایین تا باهم حال و احوال خودمون و نی نی و سونو آزمایشا رو ب اشتراک بزاریمو همراه هم باشیم
تمام مادرانی که برای اقدام بارداریhcgزدن بیان حرف بزنیم
سلام من یه رفتم سونوگرافی فولیکول ۲۲داشتم تنبلی تخمدان وهیو مشکلی نداشتم ولی خیلی مهم بود برام زودتر مادر بشم براهمین چهارشنبه که دهم بشه بعد سونوگرافی دکتر برام آمپول HCG نوشت ویه دونه همون چهارشنبه ساعت یک ظهر زدم بعد گذشتن36ساعت که میشد پنجشنبه ساعت 12شب اقدام کردم وفردا صبحش که امروز جمعه باشه باز برای دفعه دوم اقدام داشتم حالا بشدت زیر دلم درد میکنه میخوام از تجربه هاتون با این امپول و بارداری بدونم چندروز بعد میشه فهمید جواب گرفتم یا نه
راسته یارانه نقدی میخان زیاد کنن
بچا راسته یارانه 700شده یا الکیه
تست بی بی چک من
امروز تست بی بی چک دادم یه هاله کم رنگ ایجاد شد خیلی کم رنگ بود.
پانزده روز از آمپول اچ سی جی که تزریق کردم میگذره .
به نظرتون ممکنه مثبت بشه ؟
بی بی چک مثبت و سونو منفی
سلام وقت بخیر خسته نباشید
من ده روز از پریودم گذشته روز ششم بی بی چک زدم مثبت شد امروز رفتم دکتر که سونو واژینال کرد و گفت بچه نیست و بچه خوره هست و باید کورتاژ بشه و تیتر بتا هم نوشت رفتم دادم کلی التماس کردم که جوابشو اورژانسی بده حالا نه و نیم قراره جوابشو بده
حالم خیلی بده نمیدونم چیکار کنم
بعد دوسال اقدام حامله شده بودم دخترم و شوهرم و کلی ذوق کرده بودن آخه 🥺🥲 جواب دخترمو چی بدم همش میاد شکممو ناز میکنه بوس میکنه
خانوما میشه بیاین بی بی چکمو ببینین
سلام خانوما ب نظرتون این هاله داره؟زیر پنج ،۶ دقیقه اینجوری شد
سلام دخترا🥲ی سریاتون شاید منو بشناسین از قدیمی های اومام ولی زیاد فعالیت نداشتم
پارسال جدا شدم الان میخوام از دوباره برای خودم جهیزیه بخرم ک اگه خدا بخاد تا ی سال دیگه برم خونه خودم
میخوام اول لوازم برقی های بزرگ رو بخرم چون قسطی میخوام بگیرم نمیتونم مارک الجی و سامسونگ بگیرم🥲فقط تونستم تلوزیون رو سامسونگ بگیرم
حالا شما بیاین بگین از مارک های ایرانی کدوم مارکش برای یخچال و لباسشویی و ظرفشویی و جاروبرقی راضی هستین
واقعا موندم چی بگیرم
خداروشکر قلب تشکیل شد😍
سلام خانم دکتر
من امروز سونو شدم ۶ هفته و ۱ روز هستم قلب هم تشکیل شده بود .
فقط یه سری دارو بهم داده عکس میزارم بهم بگین لطفا برای چیه
❌ اسم پیشنهادی بگین برای خواهر ارسلان ❌❌❌
دوستان سلام برای خواهر ارسلان چه اسمی پیشنهاد میدین ؟؟؟؟
به غیر از ارغوان و ترلان 😅
اسمای پیشنهادی خودمونو مینویسم لایک کنید
نظرتون در مورد اسم نازگل چیه؟قدیمی نیست؟
سلام لیلا زمانپور بیا قرار بود بری سونو
سلام چیشد رفتی سونو من همش توفکرتم بیا خبر خوبو بده من خیلی ذوقتو دارم
دوستان لطفا کمک کنید ترسیدم اصلا
سلام دوستان بچه من سه چهارروز پیش صبح بود ازخواب بیدار شد و گریه کرد و میگفت پیشی. من خوابوندمش. شبش اشاره میکرد ب زیر مبل میگفت پیشی میاد منو بخوره پیرهن منو بخوره. من باهاش حرف زدم نشونش دادم ک زیر مبل چیزی نیست ولی اشاره میکرد و تکرار میکرد. باز امروز ب پرده خیره شده بود میگفت حج آقاس. میگفتم نه مامان ببین این پرده اس نشونش دادم. دست کشیدم ب پرده باز میگفت. الان شبی ک خوابوندمش ب گوشه تخت نگا میکرد و میگفت حج اقاس. من ترسیدم والا نمیدونم چیکار کنم. بچه رو نترسوندیم نمیدونم چرااینجوری میگه. استرس گرفتم.
پرده برا سالن پذیرایی چی مده؟ و البته یه چی که زودم از مد نیفته
سلام خانوما
در حال حاضر پرده سالنم حریر سفید و ساده است که پیله ای دوخته و کنارش دو تا راف داره، یکی ساده و یکی طرح دار.
با اینکه خیلی دوسش دارم و به دکور خونم میاد ولی مجبورم عوضش کنم. البته دکور خونه همونطور ک بوده میمونه و فقط تعویض پرده دارم.
پارچه اش حتما حریر سفید و ساده میگیرم ولی نمیدونم دوختش مینیمال باشه یا مجدد پیله ای.
ممنون میشم نظرتونو بگید
برای کار امروزم ازتون التماس دعا دارم
سلام دوستان
من امروز یه کارخیلی مهمی دارم لطفا هرکی تونست یه صلوات برام بفرسته و برام دعا کنید اگر مصلحته برام درس شه
خیلی ممنون




