Ooma
سوالات مربوط به تگ کلومفین در تب سوالات جدید نمایش داده شده است.

هی خدااا میشنوی؟؟؟؟ میشنوی؟؟💔

اخه چرا؟؟؟
من چیکار کردم؟ میشه خودت بیای پایین بهم بگی چرا نباید مادر بشم؟؟؟ میشه بگی چرا باید تو حسرت بمونم؟ میشه بگی کی قراره مامانم بچه منو ببینه ذوق کنه؟؟؟ اخه چرا منو اینطور بیچاره کردیییی
خدایااا چرا باید یکی تاپیک بذاره به من بچه داری یاد بدید یکی مثل من تاپیکو بخونه و زااار بزنه؟؟ چرا من حق طبیعی ندارم مثل خیلیاااااا؟؟
من دیگههه نمیتونممم
نمیتونم نفس بکشمممممممممم
خدایا بیا پایین خودت بیا جوابمو بده دارم دق میکنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 چی میشدددددددد منم مامان بشم ؟؟؟ چی میشدددد همه جا نگن برید اهداییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 من طاقت ندارم یکی ک بعد از من ازدواج کرده باردار بشه من نشم
خدایا اگ هستی بشنووو اگ وجود داری بشنوو😭😭😭 دیگه باهات قهرم خیلی نامردی کردی در حقم💔💔💔💔💔💔💔💔

640 پاسخ 1,917 بازدید


خانوما درد و دل دارم حالم بده میشه بیاین راهنماییم کنید

سلام می‌خوام داستان زندگیم رو برات تعریف کنم و بهم مشاوره دقیق بدی...من ی دختر ۲۶ ساله هستم و ۴ سال هست که با همسرم که نسبت فامیلی نداریم عاشقانه ازدواج کردیم و بخاطر محل کار شوهرم خونم اومده ی شهر دیگه بنام بوشهر شهر تا خوزستان اهواز زادگاهمون ۱۰ ساعت فاصله داره..خلاصه بگم من وقتی بچه بودم پدر و مادرم از هم طلاق گرفتن و من با خونه ی پدربزرگم (پدر و مادر کنار مامانم زندگی کردم) و تا وقتی ۱۶ سالم شد مامانم بالاسرم بود و بعد دیگه با یک آقایی ازدواج کرد و رفت پی زندگیش چون نمی‌خواستم عمر و جوانیش هدر بره منم راضی شدم.. و بعد من باز هم موندم خونه پدربزرگ مادریم تا همین چندسال پیش که خودم ازدواج کردم...
پدرم مجرد هست و چندین سال درگیر اعتیاد شدید و بددلی و بیکار بودن و اصلا بخاطر همین مامانم ازش جدا شد..‌با عموی مجردم توی خانه پدریشون زندگی‌میکردن و دوتاسون معتاد صفر بودن و من دلم سوخت با خودم گفتم این همه سال درگیر اعتیاد شد گوشه گیر افسرده و حتی کارش به جایی رسید که هیچی براش مهم نبود و توی خیابون گدایی میکرد من ترسیدم آشناها و خانواده و فامیل شوهرم ببیننش آبروم بره بخاطر مسائل همین بردمش کمپ ترک اعتیاد.(اینم بگم که خودش هیچوقت تلاش نکرد و سرکار نمی‌رفت و پول مفت پدرش رو میخورد و کرایه مغازه های ارثیه رو می‌گرفت و دود میکردن هوا خودشو عموم) خلاصه برای اینکه فامیلاش گولش نزنن و ارثیه شو نخورن اومدم با رضایت خودش که گفت وکیلم شو اعتماد داشت بهم بردمش دفتر اسناد و یک وکالت بلا عزل گرفتم ازش که حق فروش زمین های ارث پدریشو نداشته باشه چون فامیلاش از اعتیادش سو استفاده میکردن همیشه و همیشه پول کمتر از حقش بهش میدادن برای اجازه مغازه دیگه صدرصد برای فروش زمین هم کلاه سرش میزاشتن چون میگفتن اینکه معتاد صفره نمیفهمه..)و با یک امید که توی دلم بود همه کار کردم که دوباره به زندگی علاقمند شه(بماند که اینطور بیشتر دشمنم شد و انگار دوست داشت به اون زندگی نکبت بار ادامه بده) خلاصه دو ماه از رفتنش به کمپ گذشته بود که خواهرا و برادرانش(عمه ها و عموهایم)تصمیم گرفتن خونه ی پدریشونو بفروشن و فروختن و به من نگفتن تا دوماه بعد از یکی از عمه هام شنیدم که اونم لو داد نمی‌دونست که من در جریان نیستم و خلاصه به هزار زحمت پول حق پدرم از خونه رو ازشون گرفتم و با بابام مشورت کردم و فکر میکردم دیگه چون چندماهه که مواد نمی‌کشه عاقله و میشه روی حرفش حساب کرد و گفت برام (خونه بگیر شهر جم نزدیک خودت باشم و کنار هم باشیم چون بجز تو هیچکس رو ندارم) منم قبول کردم و براش همینجا خونه خریدم.(با اینکه هیچوقت برام پدری نکرد ولی همیشه یه حسی ته دلم دوسش داشتم و چشام بدی هایی که به من و مامانم کرد رو نمی‌دید و همین باعث بدبختیم شد) خلاصه من بخاطر اینکه روی ترک کردنش تمرکز کنه آدرس کمپشو به خانوادش نداده بودم آنقدر اصرار کردن و خواستن که به اصرار خودش آدرس دادم و بعد چند وقت هواییش کردن اومد بیرون رفتارش باهام عوض شد انگار بدهکارش شدم که بردمش کمپ! حتی چندبار تلفنی بهم توهین کرد(این مدت که اومد بیرون اینو بگم که اولا یکی از پسر عمه هام رفت اوردش بیرون و نقشه کشیده بود برای اینکه زمیناشو بالا بکشه چون دید که بابام به پول نیاز داره ولی از وقتی فهمیدن من وکالت بلا عزل دارم آتیش گرفتن زورشون اومد و هی بابامو بر علیه من پر کردن که اره دخترت میخواد حقتو بخوره چرا وکالت دادی بهش گولت زد و از این حرفا!!! در صورتی که خدا شاهده بر من حرام اگه تا حالا از اون خونه ای که برای بابام خریدم پولی خورده باشم یا طمعی داشته باشم!! درسته من تنها فرزند بابام هستم و هرچی گیرش بیاد به من هم باید بده چون تنها وارثشم ولی الان قصدشو نداشتم اولویتم خوب شدن خودش بود بعد تقسیم اموال چیزی که حق هر فرزندیه مخصوصا من که خیلی ضربه ی روحی و عاطفی خوردم و هیچوقت محبت پدر حس نکردم و خیلی بهم بدهکاره)
خلاصه الان ۴ ماه هست که از کمپ به صورت خودسرانه فرار کرد اومد بیرون و خونه ی شوهر عمه ام هست یعنی خونه همون کسایی که میخواستن حق بابام رو بخورن ولی با وکالت من به مشکل بر خوردن و پدربزرگم یعنی کسی که بزرگم کرد پدر مادرم زنگ زد بهشون و گفت نمیزارم حق نوه ام رو بخورید و...اونا هم زورشون اومد چون نقشه کشیده بودن..خلاصه الان کرایه خونه ای که برای بابام خریده بودم رو می‌فرستم براش ماهانه ولی کم هست چون تنبل هم هست سرکار نمیره یه آدم تن پرور مفت خور هست و امروز تلفنی بهم زنگ زد بازم گفت پول بفرست گفتم صبر کن تا چندروز دیگه که اول ماه شه مستاجر پول بفرسته چشم می‌فرستم برات... خلاصه عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی به من که وکالتتو میرم باطل میکنم شکایتت میکنم و از این حرفاا
من توی کل زندگیم کسی بهم فحش ناموس نداده بود منم مثل خودش باهاش رفتار کردم گفتم چیه فامیلای بیشرفت پرت کردن اونا که اصلا براشون مهم نبود حالت چطوره و من بردمت کمپ و هزینه کردم همه جوره آبروم رو همه جا برده بودی هرکس جای تو بود باید میمرد
منم خونه ای ک براش خریده بودم رو گذاشتم برای فروش ‌ک پولشو بفرستم براش و شررررش کم شه دیگه
شوهر عمم گفت بیا خونه بنام خودت بخر براش گفتم پشت دستمو داغ میکنم دیگه دردسر بزارم برا خودم هیچ کاری برام نکرد یک عمر بعد طلبکار هم هست🥲
حالا خونه بنام خودش میخواد بخره یا بنام یکی دیگه بخره دیگه برام مهم نیست بره به درک
چون من حامله ام و شوهر و بچه خودم از همه چی مهمتره
همش به خودم چیز میگم که چرا رفتم خوبش کنم دشمنم شده

352 پاسخ 1,258 بازدید


دوشنبه هفته بعد آنومالی دارم

هم هفته های من بیاین همو پیدا کنیم کیا زایمانشون دی و بهمن اسفنده؟😍

273 پاسخ 386 بازدید


کیا تو سیکل پانکچرو ای وی افن میاید باهم اشنا باشیم و تا اخرش باهم باشیم

میشه بیاید باهم درد و دل کنیم

267 پاسخ 380 بازدید


سزارین چهارم چندهفته میگیرن یچه رو؟؟

سلام دکتر عزیز و اومایی ها من سزارین چهارم هستم خیلی استرس دارم میترسم کسی بوده سزارین چهارم داشته باشه؟؟سزارین چهارم با قبلی فاصلش سه سال و نیم میشه سزارین اول سال۱۳۹۵سزارین دوم۱۴۰۱سزارین سوم۱۴۰۲بچه هام پت همن خطرناک نیس؟🥺بعد اینکه همون۳۸ هفته میگیرن یا زودتر؟؟

243 پاسخ 595 بازدید


دوستانی ک اقدام هستن چه طبیعی و چه ای یو ای بیاین دور هم باشیم

دوستان بیاین از تجربیات هم استفاده کنیم .
منم ماه اول اقدامم هست این ماه . و قرص لتروزول و امپول سینال اف استفاده کردم و دیروز تخمکگذاریم بود

231 پاسخ 418 بازدید


بچه ها بیاین سرگذشتمو بگم

تو این چند ساعتی که همسرم خونه نیست نشستم قصه ها و غصه هاتون رو خوندم گفتم شاید بد نباشه منم قصه زندگیمو تعریف کنم شاید یه نور کوچیکی تو قلب یکیتون باشه
من یه دختر ۲۶ ساله و خوشگل بودم خیلی خوشگلم بودو و خانواده فوق العاده ای دارم شغل خوبی داشتم همه چیز برای پرواز و اوج گرفتنم آماده بود یه روز خیلی معمولی تو خونه نشسته بودم دستم رو از حلقه لباسم کردم تو طبق عادت یهو یه چیز سفتی خورد به دستم پیش خودم گفتم چیزی نیست فرداش رفتم سرکار به همکارم گفتم اونام گفتن یه سونو بده خیالت بشه رفتم سونوگرافی به دردنخور محلمون خانمه گفت چیزی نیس گل مغربی بخور مامانم ولی اعتماد نکرد منو برد پیش متخصص جراحی سرطان تو اون سن من با واژه سرطان آشنا شدم بعد از کلی رفتن و اومدن فهمیدم من واقعا سرطان دارم دوبار بیوپسی شدم ام آر آی ... و تو بیست و شش سالگی یه سینه مو از دست دادم بعدشم شیمی درمانی و پرتو درمانی اما چیزی که میخوام بگم این چیزا نیست اینکه من کلا تو کل پروسه درمانم یک شب ناراحت بودم اونم اولین شبی بود که فهمیدم سرطان دارم اون روز رو خوب یادمه بابام کنترل تلویزیون دستش بود هی میگفت بابا کنترل کجاست میگفتم بابا دستته اصلا هیچکی تو دنیا نبود من نباید میذاشتم خانواده م با من غرق بشن بخاطر اونا شاد بودم تو اوج جوونی همه چیزم رو از دست دادم اما یه روزم ناشکری نکردم ایام گذشت و خوب شدم خدام واسم خدایی کرد خوب جبران کرد الان ده سال گذشته حامله م یه وجود دیگه تو وجودمه خدارو بازم شکر میکنم حتی اگه همین الان بمیرم من از زندگیم راضیم من حالم خوبه من رسالتم که خوب زندگی کردن بود رو انجام دادم.....

179 پاسخ 1,449 بازدید


خرید اولین کفش نینی

سلام مامانا من میخوام برای پسرم کفش بگیرم. بین دوتا مدل گیر کردیم منو همسرم. هر دوتاش به دلمون نشسته از همه لحاظ هم خوبن. ولی نمیدونم کدومو بگیرم. دیشب نتونستم تصمیم بگیرم برگشتیم خونه تا فکرامو بکنم.میشه بگید شما بودین واسه پسر کوچولوتون کدومو میگرفتین؟

170 پاسخ 533 بازدید


مامانا من از کی برم بهداشت

من الان توی ماه دوم بارداری هستم ۷ هفتمه
از کی برم بهداشت

147 پاسخ 519 بازدید


کار آزاد یا رفتن ب شرکت های پتروشیمی

سلام دوستان یه راهنمایی ازتون میخام.
من شوهرم ارشد مهندسی شیمی داره. ولی خب کارش آزاد هست و در آمدش هم خداروشکر خوبه.
الان یه شرایط کاری براش پیش اومده توی پالایشگاه.
الان شما باشین چه تصمیمی میگیرین؟
کار خودش رو که نزدیگ ب خونمون هست رو ادامه بده
یا بره توی پالایشگاه با ۸ ساعت فاصله(عسلویه )با هوای ناجور و....
و درآمدش حدودا اوایل کار تقریبا ۴۵ تا ۵۰ تومن هست و و ب مرور فک کنم بیشتر میشه‌...
با مزایا و بیمه و......؟
اما خب کار قراردادی؟

خودش میگه نمیخام آواره بشم یه تیکه نون میخایم ک همسنجا گیرمون میاد چرا برم آواره بشم و......
من بخاطر بیمه و آینده ش میگم
و میگم ب مرور حقوقش بیشتر میشه و...

137 پاسخ 472 بازدید


خانما میایید ۴۰ نفر بشیم این دعای کوتاه رو باهم بخونیم؟💚

ب نیت پیروزی جبهه ی حق علیه باطل بیایید نادعلی رو ک کوتاهم هست باهم بخونیم اگه از ۴۰ نفرم بیشتر شدیم ک چه بهتر،ان شاءالله هر کدومتون ک میخونه خدا نگاه ویژه ای بهش بکنه و خودشم حاجت روا بشه💚💚🤲🤲🤲

127 پاسخ 349 بازدید


ینفر بهم‌گفت اسم دخترتو این نزار

دوستان این برنامه اوما کجا داره قسمتی بنام اوما نام؟ک اسامیشو ببینم‌...
موردی ک پیش اومده من دوس دارم اسم بچمونو الینا بزارم اما ینفر ازینا ک مثلا مذهبی ان و علوم ابجد بلدن گف مریم بزار
حتی شده تو شناسنامه بزار ولی صداش بزنن حالاهرچی دوس دارین
خب من دوس ندارم بچم دواسمه بشه....چیکارکنم..شما کسیو میشناسین معرفی کنین ازش بپرسم اسم الینا مگ چشه واقعا خوب نیس ینی؟!

121 پاسخ 792 بازدید


بچه سوال در مورد اسمال گیفت پارتی

یسری از دوستان قصد کردیم اگر بتونیم دوره‌می داشته باشیم گفتن بیایید اسمال گیفت پارتی یعنی اگر جمعمون 20 نفره من برای 20 نفرشون باید هدیه بگیرم؟ و اونا هم همینطور

107 پاسخ 802 بازدید


ازمایش بارداری و درد پریودی

سلام خانم دکتر عزیز ❤️
من جواب ازمایشم مثبت شد و دارو امپول پروژسترون و شباف فرتیزست و انوکسا و دوفامد میخورم ای وی اف بودم ولی از روز ۲ انتقالم تا الان ک ۱۳ انتقالمه درد شدید پریودی دارم حتی بعضی شبا طاقت نمیارم از درد ب نظرتون نکنه دارم سقط میکنم لکه بینی ندارم فقط چون شیاف میزارم احساس خارش زیاد دارم

106 پاسخ 233 بازدید


زایمان زودتر میشه؟؟

سلام دکتر خسته نباشید.
من الان 39 هفته ام (طبق اخرین پریود ۲۹/۸/۱۴۰۴ )
امروز سنو گرافی رشد انجام دادم 37 هفته گفته بهم(وزن جنین هم 3100)
زایمان طبیعی هستم و علایم درد و اینا ندارم
هفته گذشته معاینه شدم دهانه رحم 1/5 سانت بود
با دکترم صحبت کرده بودم گفتم میشه زودتر زایمان کنم که ایشون 27 مرداد رو پیشنهاد داد چون خودشون شیفت بیمارستان بودند.
حالا الان شک دارم که میشه زایمان کرد یا نه چون هربار سنو انجام میدم یک هفته تقریبا عقب تر نشون میده سن بارداریمو.

106 پاسخ 319 بازدید


سلام خانوما بی بی چک آوردم براتون

نگاه کنید بی زحمت ببنید این خط تبخیره؟؟
امروز روز ۱۶ مصرف آمپول هست دوتا فولیکول 19و21 داشتم
بی بی

105 پاسخ 890 بازدید


دخترم ترک شیر کرده 😓😔چکنم؟

الان ۴ روزه یه قوطی رو نخورده دوسه روزی هست که مطلقا شیر نمیخوره عین خیالشم نیست. این بچه ذاتا شیر دوس نداره. مرگش شیره هرچیزی غیر از شیر باشه میخوره ولی لب به شیر نمیزنه. ۲۰ روزه دیگه یکسالش میشه. هر دارویی بگید خورده کیدیزول امپرازول فاموتیدین بایولاکت شیر رژیمی هیچ هیچ اصلا انگار نه انگار بیشتر از ۲۰ تا دکتر بردمش دیگه واقعا خستم .خستهههههه

104 پاسخ 495 بازدید


دوسیا بیایین بیایین 🥺

سلام قشنگای من
امروز ۱۴ روز از امپولhcgو ۱۳روز ازiuiمیگذره دیروز بیبی چک زدم هاله کمرنگ انداخت از دم صبح زیر شکمم درد گرفته شدید انگار میخام پریود بشم این بیبی چکمو باادرار دوم زدم اون ک جا ادرارش ابی داره یعنی بیبی چکم مثبته؟🥺یعنی خدا دوباره منو لایق مادرشدن دونست🥺چرا باورم نمیشه چرا حس میکنم خابم🥲

102 پاسخ 452 بازدید


مامان مهربون اگه می‌تونستی برگردی به دوران بارداریت چه کارهایی رو انجام نمیدادی

و چه کارهایی رو انجام می‌دادی
از تجربیات خوب و بدت بگو
برای من که مامان اولی هستم و دوماهمه🥲

99 پاسخ 754 بازدید


خیلی خیلی خیلیییی دلم گرفته و از خود بیزار شدم بابت حرکت شوهرم

سلام خواهرای قشنگم
یه مدتیه که خرج مارو از برنج و گوشت و پوشک بچم و داروهاش بگیر تا یسری موارد دیگه پدرشوهرم اینا میدن، و من از این موضوع بششششدت ناراحتم، با اینکه شوهرم خودش دستش به دهنش میرسه ولی تو این مدت ریالی خرج من و بچم نکرده، یه اجاره مغازه هست ۱۲ تومن که من میگیرم چند ماهیه و همشو خرج دندونام دارم میکنم که داغون شده .. هر چی میگم برا خونه یا دخترم بگیره همش با اکراه و داد و بیداد جواب میده اخرشم که حواله میشیم به پدرشوهرم که این از لحاظ شخصیتی و اعتماد بنفس منو خیییلی داغون کرده .. خدا خیرشون بده ولی من اصلا دلم نمیخواد جیره خوره کسی باشیم وقتی خودمون داریم .. شوهرم بهانشو کرده به بنایی که اونم کل خرجشو باباش داره میده .. خلاصه سرتونو درد نیارم، من نزدیک ۱ماهه که مریض بودم و خونه و بعد مدتها امشب رفتیم یه دوری بزنیم، من و شوهرم و دخترم .. بهش گفتم مسعود بریم یکم سیب زمینی سوخاری بگیریم خیلی هوس کردم، گفت بذار برم ببینم اگه رفیقم باشه میگیریم که یا پول نگیره یا کمتر بگیره، گفتم خودم پولشو میدم تو فقط منو ببر اونجا یکم بگیریم با بچمون بشینیم تو پارک بخوریم .. رفتیم سمت مغازش دیدیم بازه و خلوت، یهو گفت بذار برم یه دور بزنم خلوت بشه یکم میایم، گفتم کسی نبود که همین الان میرفتیم گفت نه بریم و بیایم .. خلاصه رفت من و بچمو یه تابی داد و یخورده مخمو خورد و به حرفم گرفت که حواسمو پرت کنه آخرشم گفت خب بریم برسونمتون خونه باید برم مغازه کار دارم و فلان .. اومد مارو رسوند خونه بدون اینکه ذره ای به روی خودش بیاره .. منم هیچی نگفتم .. ولی خودم تو خودم خیییلی شکستم و حالم بد شده از اون موقع تا حالا .. انگار خیلی حقیرم و کوچیک، احساس ناکافی بودن بهم دست داده شدید .. اینکه اینطوری بخواد گولم بزنه و سرمو شیره بماله خیییلی بهم برخورد .. من با همه چیش دارم میسازم، همینکه دوسش ندارم و دارم تحملش میکنم و خیلی کارا ب ظاهر براش میکنم به بهترین شکل ممکن، با تمام بی توجهی و بی مسئولیتیاش و کلی نکات منفی دیگه که داره .. این جوابم نبود ..

97 پاسخ 1,394 بازدید