Ooma
پرسش (1405/07/10):

کسی برا افسردگی یا پنیک و خواب روانپزشک رفته باشه

سلام کسی برا افسردگی یا پنیک و اضطراب یا برا خواب داروها استفاده کرده تجربه ای داره بهم کمک کنه

در کل پنیک و باید روان درمانی ب همراه دارو درمانی کنی
من هفته اول یک چهارم خوردم الانم ۱۱ روزه ک نصفی میخورم میترسم یکی کامل بخورم چون وقتی میخورم دو سه ساعت بعدش ی حالت بیقراری میگیرم دوس ندارم تو خونه بمونم و دلم ب شدت میگیره جایی هم ک میرم باز آروم قرار ندارم و گیج و منگ هم میشم و سرم ی حالیه میشه
من ۳ سال پیش بعد زایمان افسردگی گرفتم و همش گریه ام میگرف دلم آشوب بود بیقرار بودم و شبا خواب نداشتم و بی‌خوابی باعث سوزش شدید سرم میشد چندین دکتر رفتم مدام داروها تغییر دادن تا بعد ۶ ماه کم کم خوب شدم ولی از اون موقع فوبیای خوابیدن و شب شدن دارم مثلا اگه شب نخوابم دوباره این حالتا میاد سراغم و...۳ هفته پیش هم ک حالم بد شده بود و شب نتونسم تا صب بخوابم بخاطر همین فوبیا و ترس لعنتی دوباره استرس و اضطراب افتاد ب جونم و شبای بعدش نتونسم با قرص ملاتونین هم بخوابم و مجبور شدم برم روانپزشک
قبل اونشب اصلا حالت افسردگی و بیقراری و دل آشوبی و اضطراب نداشتم از اونشب و بعد از خوردن داروها این حالتا بهم دس میده و اینکه مدام گر میگیرم و بدنم و سر و صورت و دستام از کف دست تا آرنج داغ میشه و میسوزه
الان این حالتایی ک من میشم یعنی پنیک؟
ببین حمله پنیک نهایت پنج دقیقه تااایک ربع هست ک اون حال میاد سراغت
ولی من روزهای اول انقد شدتش زیاد بود روزی۱۹بار پنیک میشدم
گریه شدید میکردم
بی‌قراری
تپش قلب رو۱۳۰
انگار داری سکته می‌کنی
لرز
غم عالم میاد تو دلت
فقط دوست داری های های گریه کنه
من الان ک دارم این پیام و بهت میدم پنیکم
بخاطر ویارم بیمارستان بستری ام و استرس زیادی داری
چندبار پنیک میشم
ولی فقط نباید بترسی ازش
در کل داروهای روان یکم طول می‌کشه اثر بذاره
دکتر ب من میگف موقع حمله یک چهارم الپروزولام بزار زیر زبونت
من برا هیچی اینجوری نمی‌شدم فقط از اون موقع بعد زایمان روزای فقط گریه میکردم و حس غم و ناراحتی داشتم از روز ۱۴ زایمانم ی شب ی حس خیلی بدی اومد سراغم هرکار میکردم نتونسم بخوابم و ی هو خیلی استرسی شدم و گریه میکردم از فرداش هم ب سرم میسوخت و بیقرار شدم و شبای بعدش از ترس نخوابیدن و داشتن اون حالتا نمیتونم بخوابم
من تا پنیک میشم ی کیسه یخ دارم میرم برمیدارم میزارم رو نبض جفت دستام
عصبام بی حس میشه
در طول روز اصلا نخواب ک شب بتونی بخوابی
وقتی پنیک میشی گر میگیری احساس سوزش توی کف دستام و صورت و سر داشته باشی؟؟؟
اصلا نمی‌خوابم حتی ۵ دقیقه
اره
فقط باید درست نفس بکشی ک صورتت بی حس نشه
اینجور میشی سریع ی آدامس بزار گوشه دهنت
انشالله بهتر میشی
شب ساعت ۱۱ ترانکوپین برا خواب میخورم ساعتای یک شاید خوابم ببره ولی درست یک ساعت بعدش بیدار میشم دوباره تا خوابم ببره نیم ساعت ی ساعتی طول میکشه باز دوباره ی ساعت دوساعت بعدش بیدار میشم صبحا هم ساعت ۶ دیگه بچه هام بیدار میشن کلا نمیتونم بخوابم
یعنی الان این حالتایی ک من میشم پنیکه؟؟؟
آخه ترانکوپین هم خواب اوره
اینایی ک تو میگی منم اینجور میشم روانپزشک و روانشناس ب من گقت اینا پنیک هست
آره خواب آوره ولی نمیدونم چرا اینطور میشم و نمیتونم ی خواب راحت و ی سره داشته باشم . هوش مصنوعی میگه بخاطر اضطرابه
اره اضطرابت بالاس
مغزت همش در حال حمله اس
آخه چرااااا من چیکار کنم حالا خیلی حس بدیه
کاش حداقل میتونم یه خواب راحت داشته باشم
شما خوابت چجوریه؟
حس بدی ب خودت نداشته باش
فشار ب خودت آوردی این اتفاق افتاده
همه درد ها چاره دارن
اوایل آدم شاید اذیت بشه ولی بعد آروم میشه
اگر تونسی برو دکتر بگو برات الپروزولام بنپیسه
من همیشه باید گوشی رو سایلنت باشه اگر یهو زنگ بخوره میترسم پنیک میشم
سروصدا نباید باشه
جای فضا بسته نباید باشه
الآنم ک باردار هستم الپروزولام نمیتونم بخورم بخاطر ویارم هم شب تار صب بیدارم
حتی روزی ک فهمید حامله ام پنیک شدم
اضطراب داشتم ک من یعنی میتونم؟
عزیزم از خدا میخام ب حق حضرت زهرا معجزه بشه برات و خوب خوب بشه دیگه پنیک نشی و نیازی ب قرص نداشته باشی
منم با شکم حامله آرزوی عافیت برات دارم دوستم😘
ببین من اصلا این حالتی نمیشدم تا اونشب ک نتونستم بخوابم روزش سرم از بی‌خوابی میسوخت ترس افتاد ب جونم ک الان مثل ۳ سال پیش میشم چون اون سال خییییلی اذیت شدم هرروز دکتر بودم و بیقرار
برا همین نتونسم شبای بعدش بخوابم از روزی ک این قرصا رو میخورم بیقرار شدم تو خونه نمیتونم بمونم شوهرم میره سرکار دلم میگیره و مضطرب میشم چن روزه ک دو ساعت بعد خوردن قرص اس سیتالوپرام خیلی حس بدی میگیرم دلم میخاد جیغ بکشم و گریه میکنم
قربون خودت و نی نی تو دلیت. واقعا آرامش و سلامتی از همه چیز مهمتره بالاترین نعمت سلامتی و آرامش روح و روانه
شاید بهت نمیسازه
برو دکتر بگو برات عوض می‌کنه من انقد قرص عوض کردم تاا اخر سرترالین بهم اکی شد
آخه من فقط بیخواب بودم از این قرصا واهمه دارم میترسم وابسته بشم ۳ سال پیش ک تازه زایمان کرده بودم و افسردگی لعنتی افتاد ب جونم روزای خیییلی بدی رو گذروندم هرروز با بچه کوچیک ب بغل از این دکتر ب اون دکتر از این قرص ب اون قرص نه خواب داشتم نه خوراک ب معنای واقعی
منم اونوری سرترالین میخوردم
یکشنبه دکترم نوبت بگیرم برم ببینم چی میشه دوس ندارم مدام قرص عوض کنه
ميگما این قرص اس سیتالوپرام گف ۴ روز اول یک چهارم ۶ روز نصفی و بعدش یکی من الان ۱۸ روزه این قرص رو میخورم. ۷ روز یک چهارم خوردم و ۱۱ روزه ک نصفی میخورم یعنی ممکنه حالتام بخاطر این باشه ک یکی کامل نمیخورم؟؟؟
ببین ب راحتی میشه ترک کرد من چهار پنج سال خوردم با نظر پزشک ب راحتی گزاشتم کنار
ممکنه کلا بهت نسازه
اگر تهران هستی بگم بری پیش دکتر من
کارش عالیه
من اولش دکتر اس سیتالوپرام داد . ک سومین روزی بود ک یکچهارم میخوردم ک حالم خراب شد باز . دکتر گفتم گف نخور . بعد رفتم اسنترا داد . گف اسنترا خیلی ضعیفتر از اس سیتالوپرام هس . و اون خوب کرد حالمو
من اول سیتالوپرام داد
بعد اس سیتالوپرام داد
بعد اسنترا
وقتی قطع میکنی دیگه اون حالتا بهت دس نمیده
یکشنبه برم ببینم نظرش چیه
حالت خراب شد یعنی چجوری شدی؟
با اون شدت ن
در حدیه ک یکم عرق میکنی ولی بدون قرص اکی میشی
نه تهران نیستم
آسنترا خارجیه سرترالینه؟؟
اره ولی الان خیلی کمیابه
همون سرترالین هم اکیه
تو نت نوشته اس سیتالوپرام قط کنی تشنج و اینا الان اگه دکتر بخاد برام عوض کنه ی وقت چیزیم نشه؟
کاش بود
خب برای تو ی قرص دیگ جابجا می‌کنه
اینجور نیست ک یهو قطع کنه
خودت و درگیر برند نکن سرترالین هم همون کار و می‌کنه

مثلا اس سیتالوپرام رو کامل قط میکنه سرترالین میده؟یا کمتر میکنه و یکی دیگه هم میده
اره من اوایل سرترالین ۱۰۰میخوردم بعد شد۵۰
اخراش دیگ کرد یک چهارم ۵۰
برام دعا کن تو رو خدا ب نی نی تو دلیت بگو برام دعا کنه ب آرامش برسم و شبا راحت بخوابم و این ترس لعنتی از بین بره
من دوتا بچه کوچیک دارم پسرم کلاس اولیه دخترم ۳ سالشه بااین حال اصلا نمیتونم بهشون برسم الان ۳ هفته اس نتونسم شبا ی غذای براشون درست کنم
حالم خوب بود نمیدونم ی هو این چی بود اومد سراغم
دخترم هم حسابی دعات می‌کنه❤️
اوایلش سخته ولی زندگیت می‌افته رو روال
خدا براهم نگهتون داره عزیزم. الهی ب سلامتی ب بغلت بیاد و خوشبخترین باشه
ان شاالله. شوهرم میگه تحمل کن تو نت زده اس سیتالوپرام بعد از ۴ هفته تا ۱۲ هفته اثر خوبش رو میذاره . میگه این حس ها و حالتا از عوارض اوایل درمان‌های بعد کم کم عادت میکنی و بهت میسازه خوب میشی ولی مگه میشه تا اون موقع تحمل کرد من میگم شاید اصن بدنم ب این دارو نیاز نداشته باشه شاید بهم نمیسازه
دکتر من می‌گفت داروهای اعصاب ۱۴روز طول می‌کشه تاثیر بذاره
الان ب نظرتون بااین حالتایی ک میشم اینا عنی بهم نمیسازه یا اینکه اوایل درمانه و کم کم عادت میکنم و خوب میشم
بنظرم هنوز عادت نکرده بدنت و اضطرابت بالاس میترسی
یعنی کم کم خوب میشم ؟
یا برم دکتر عوضش کنه؟
اره دارو ی بخشیشه
تو باید رو خودت کار منب
کنی
چجوری
برو تاپیک پنیک منو بخون کلی راه حل گفتم
من دوستای ک مشاوره رفتم اینارو بهم یاد داد
من تا قبل از این ۳ هفته حالم خوب و و تنها تو خونه میموندم جایی میرفتم بیقرار نمیشدم اصن عادی بودم ولی از اون شب لعنتی و بعد از خوردن داروها دیگه بیقرار میشم دلم نمیخاد تو خونه بمونم از خونه موندن میترسم جایی میرم آروم قرار ندارم
قرار بود آخر هفته بریم خونه آبجیم ی شهر دیگه ولی من ترسیدم ک نتونم اونجا بخوابم و بیقراری بیشتر بشه نرفتم
باشه عزیزم الان میرم میخونم. ازت خییییلی ممنونم ک بااینکه بستری هستی و حالت خوب نیس وقتی گذاشتی و جوابمو دادی باهات حرف زدم یکم آرومتر شدم
الهی بهترین ها نصیب قلب مهربونت بشه و دوران بارداری ب سلامت بگذرونی و ویار و پنکی هم کلا بره گم شه و خوب خوب باشی
خیلی نیاز داشتم با کسی ک این شرایط رو داشته و دارو مصرف کرده حرف بزنم
انشالله توام بهتر بشی قشنگم
اعلام تاپیک تو روشن گزاشتم هرموقع نیاز ب صحبت داشتی پیام بذه
قربونت برم مهربون لطف میکنی
من الان خاله ام اس سیتالوپرام میخوره . اون خیلی ساله ک میخوره . و نمیتونه ترک کنه .
من اونو که خوردم . روز سوم سردرد اومد سراغم و دوباره حالتام برگشت .
خونده بودم ک سردرد بیاد . اون بده
منم اسنترا میخورم .
منم اوایل ک اینجور شده بودم . هم تو خونه نمیتونستم بمونم . هم بیرون میرفتم فوری استرس میومد برام . یه حال بدی بود کلا . اصلا دوس ندارم به پارسال برگردم .
چجوری سردردی؟
من سرم ی حالت منگی داره و انگار با طنابی چیزی دور سرمو بستی . بعضی وقتا هم از عصر پیشونی و چشمام درد میگیره نمیدونم بخاطر بی‌خوابی و استرسه یا بخاطر قرصا
هنوزم آسنترا میخوری؟؟
سردرد معمولی ک میشه ادم . از صبحش داشتم سردرد رو . حتی قرص هم خوردم استامینوفن . ولی اثر نکرد اصلا
بهتره با دکترت حرف بزنی و این حالتات رو بگی . ممکنه مثلا بگه شاید قرص بهت نمیسازه و عوض کنی
تو اون ۳ روز اول حالت خوب بود اون حس ها بهت دس نمیداد
اره همچنان میخورم قرص رو . فعلا هم لکه بینی دارم . هفته ی پیش ک سونو بودم قلب نینی نمیزد . حالا این هفته قراره دوباره برم ببینم چخبرا هس
نه . دو هفته ای بود ک خوب بودم . بعد باز ک شروع شد . گفتم بندازم قرص رو
من قرص ترانکوپین ۲۵ شبا میخورم برا خواب ولی خواب راحت و یکسره ای ندارم مثلا شاید دوتا ۲ ساعت بخوابم و طول روز هم نمیتونم بخوابم حتی یه چرت . حالا نمیدونم این گیج و منگی بخاطر قرص ترانکوپین و نخوابیدنه یا قرص سینالوپرام
کاش هیچوقت اون حس های لعنتی سراغ آدم نیاد
با دکترت مشورت کن و حالت هات رو بگو بهش
اره بده . من حتی بعضا اون حس و حال رو ک داشتم به ایم فک میکردم ک چه مدل برا راحت کردنم اسونتره و دردش کمتره
ان شاالله دیگه اون حس های بد نیاد سراغت
شما آسنترا از کجا میگیری
من تبریزم . اینجا هسن فعلا
خب خداروشکر
تهرانم هست اسنترا
من قیمت کردم یک ملیون ب بالا گفت۳۰تاشو
سلام
منم آسنترا خوردم
الان سرترالین میخورم
سلام عزیزم
داروهات من فقط پرانول 20 میخوردم چند وقت الان دیگه نمی‌خورم خیلی داروی خوبیه
پنیک بنظر من فقط تنها راه حل مقابله باهاش اینه که خودتو بزنی به پرویی و نترسی
باهاش مقابله کنی
هرچی بیشتر بترسی ازش بیشتر میاد سراغت
و این نترسیدن از تجربه زیاد میاد
عزیزم من استفاده میکردم
پشیمونم هستم
قطع کردم یک ماهی میشه
بنظرم مشکلاتتو با یه روانشناس حل کن
قرص ها دردتو ریشه کن نمیکنن یه درپوش میذاره روش
ولی با کمک روانشناس از ریشه میتونی حلش کنی
پنیک و ترس با تکنیک تنفس و آگاهی
من خودم شدیدا ترس از فضای بسته تاریک گرفتم تو بارداری
درحدی ک با ماشین از تونل نمیتونستم رد شم
اصلا نمیتونم اسانسور سوار شم
بحثش واقعا زیاده
ولی پیشنهادم اینه
دارو کلی عوارض داره
و فقط بی حست میکنه
الانم راه به راه به همه داروی اعصاب میدن
ولی واقعا ماها مشکلمون نیاز به دارو نداره
منم یکی دو سال خوردم آسنترا
و پنیک و اضطراب بودم از یه حادثه ای به شدت ترسیده بودم
از او روز همان آدم قبلی نبودم
الان بعد یکسال که تقریبا استفاده نمیکنم
پزشکم کم کم دوزش رو پایین آورد و قطع کردم

ولی به من میگف سرخود قطع نکن
کم کم باید قطع کنی.

از اول هم کم کم دوزشو بالا برد گف اوایل سختت خواهد بود حالاتت بدتر خواهد شد ولی بعد ۱۰ روز اثر خواهد گذاشت.

من مدیون این دکتر و داروهاشم

واقعا روزهای خوبی نداشتم و از اون روز که ترسیدم شدید ...

۹ سال گذشته از اون حادثه اما اوایل ۷ کیلو لاغر شدم چیزی نمیتونستم بخورمه
هر دکتری رفتم علتشو پیدا نمیکردم نمیدونستم چیه
تا که یک دکتر گوارش رفته بودم آندوسکوپی حتی کردم گف سالم سالمی

برو دکتر اعصاب و روانپزشک...

و اینکه پیام هارو خوندم یادآوری شد

اما بهت بگم که پانیک یه حسی هست که نترسی ازش زود خوب میشی

اینارو گفتیم که بدونی تنها نیستی
و خودتو دوست داشته باشی نفس عمیق چند تا بکشی و بدونی که بعد چند دیقه بهتر خواهی شد
آسنترا خواب آور هس برا من یه الانزاپین هم نوشنه بود البته
چ گرونه
برا چی میخوردی؟ تا چ مدت؟ داروی دیگه ای هم میخوردی
دیگه چ داروهایی میخوردی؟ برا چی ؟
چجوری چیکار باید بکنم ک گرفتارش نشم
برا چی استفاده میکردی؟ قط کردی مشکلی برات پیش نیومد؟
روانشناس چجوری حالمو خوب میکنه؟ هر جلسه هم کلی پول میگیره
روز 4زایمانم پانیک شدم بدون اینکه بدونم اصلا پانیک چی هست
فشارم رفت بالا حالت تهوع گرفتم گریه که بند نمیومد یه طرف بدنم سست شد ترس شدید انگار داشتم میمردم
بردنم یه دکتر عمومی اونم کاری نکرد برگشتیم خونه
تا یکی دوماه اینطوری سر کردم چون باور نمیکزدن که من حالم بده
دیگه چ دارویی میخوردی؟
آخ عزیزم چ روزای بدی منم دقیقا اولین بار بعد زایمان شدم
برا من از اول همان آسنترا و الانزاپین نوشت
با حوصله بهم توضیح داد که اگر باهات نساخت عوض میکنیم
هر ماه اوایل میرفتم ویزیت بعد ۳ ماه یکبار بعد ۶ ماه بعد سالی یک بار
گذشت تاااا روزی که تو ترکیه زلزله شد 🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️ خدا نیاره اون روزا رو من تبریزم همزمان تو خوی هم زلزله شده بود و من اینجا حسش کردم فوبیای زلزله دارم
دیگه من حالم بدتر شد با یه نوزاد تو چله ی زمستان آواره ی کوچه ها شدم یا بابام کله ی سحر میومد یا من میرفتم خونه ی اونا دیگه دیدن حالم واقعا بده گفتن برو دکتر
رفتم دکتر آسنترا نوشت با شروعش یکم بهتر شدم ولی خانوادمم خیلی کمک کردن تا یکسال من تو خونه تنها نموندم یا مامانم اومد یا بابام تا رفته رفته از ذهنم پاک شد همه چی

باور می کنید به کسی تا حالا نگفتم
بخاطر همین میترسم از بارداری و زایمان😢😢😢😞
ولی به خودم گفتم که ذهنم آماده باشه بعد زایمان روزهای خوبی ممکنه نداشته باشم
اما آگاه باشم از حالم و بدونم که این روزها هم خواهد گذشت
تو بارداری دومم باز اضطراب گرفتم و اجباری سرترالین شروع کردم
فکر اینکه دوباره قراره پانیک بشم منو از پا انداخته بود
ولی خداروشکر همه چی خوب گذشت هیچی نشد
مطمعن باش هیچی نمیشه
سه ماه تمام نخوابیدم و به این روزا فکر کردم ولی الان حالم خوبه خوبه
منم فاطمه میترسم دوباره اینجور بشم
حتی دارم دو ورق آسنترا از سال قبل😄
اما ترسم فرق کرده از اوایل
ترسم قابل تحمل هست میدونم که چیزی نیس و نمیمیرم😅
مث من ب پذیرشش رسیدی
باورتون میشه؟ شوهرم منو برده بود بیرون که ترس از سرم بپره
به ساختمونا نگاه میکردم میگفتم اگه الان زلزله بشه و اینا بریزن رو سرمون چی؟
یا تو خونه یه جیک صدا میومد زود به مامانمم زنگ میزدم مامان زلرله شد؟ دو ساعت تو کانال ها میگشتم 🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️
انشالله همینطور هم هست و الان حالم خیلی خوبه خداروشکر
حال دل توهم عالی عالی باشه همیشه

منم تبریزم
و حس خوبی میده صحبت کردن از چیزایی که به هر کسی نمیشه گف

انگار سبک میشه درد و غم و سختی هات

ممنون از همه تون❤️❤️
از صاحب تاپیک
که به زودی حالش خوب خوب میشه انشالله
دقیقا درسته اضطراب داریم ولی میدونیم که چیزی نمیشه
من دیشب تو بخش بستری بودم
ب پرستاره میگفتم من پنیک میشم چیزیم نمیشه ها
قرص میخورم خوب میشم
بعد عین چی داشتم میلرزیدم
دقیقا مریم الان قبول کردم که این با من بوده و شاید باشه و این چیز خاصی نیس

باور کن با این حس بزرگ شد روح و روانم 🙏قدر خودمو آرامشم رو بیشتر میدونم
عزیزم🥺🥺
منم تو اتاق عمل گفتم من پنیک میشما تنهام نذارید میترسم
در حالی که هیچی نشد اصلا نترسیدم (البته به کمک قرص😜)
خیلی سخت بود پذیرشش ولی ب هر حال شد
ای جانم😅❤️ تحمل کن خوبه خوب خواهی شد. این روزها با حوصله خودتو دلداری بده میدونیم که یه حالته گذراست
عزیزم چقدر خوب که همشهری هستیم
خودم وکنترل کردم تو بارداری قرص نخورم
ولی نشد دیگ دو هفته ای قرص و شروع کردم
اوایل درمانت وقتی میخوردی حالت بد نمیشد
منم همینطور چ روزای بدی بود خدا سر هیشکی نیارا
چرا عزیزم حتی گفتم چرا بدتر شدم خدای نکرده حالت ها شدید حالت خ.و.دک.ش.ی😞 اینجور چیزا هم می اومد

اما دکترم گفته بود تحمل کن اینا در مصرف این دارو طبیعیه یکم بعد مصرف اثر خواهد گذاشت
قربونت عزیزم منم خوشحال شدم ❤️
ولی جای بدش میدونین کجاست؟اونجا که کسی باورت نمیکنه

میگفتن تو ترکیه زلزله شده فاطمه اینجا میترسه ولی نمیدونستن تو دلم چیا میگذره
مریم حتی اینو به خودم گفتم حالم بد بشه میخورم😄
مشکلی نیس
خدای نکرده چیزی نیس که علاج نداشته باشه...

البته به دکترم میگم که ضرر نداشته باشه برای بارداری

و اینکه همش میگن
اه بسه
این بچه بازیا چیه
خودتو جمع کن
از هفته ۱۲سرترالین میتونی بخوری ب من پوکساید هم داد
اصلا ربطی به مساله و مکان و حادثه نداره
یه چیز درونی هست که فقط خودت میدونی چه جوریه

البته من مطالعه داشتم این مدت همه جای دنیا هست و خیلی نرمال و آگاهانه باهاش برخورد میکنن
آهان چه خوب 🙏❤️👍والا دنیا دو روزه اگه قراره با دو تا قرص حالم خوب بشه

چرا خودمو اینقدر زجر بدم
سلام عزيزم، من الان سه ماهه زایمان کردم و بعد از زایمان به خاطر به هم ریختگی هورمونام همه ش در حال گریه بودم، بعدش استرسام شروع شد که نکنه بچه م توی خواب خفه بشه، نکنه اگه خوابوندمش کنارم غلت نزنم روش، نکنه توی خواب قندش بیوفته من نفهمم، بعد هی این استرسا باعث میشد ضربان قلبم بره بالا، فشار خونم بره بالا، تنگی نفس بگیرم، بعد این حالتا که شروع شد استرسام بابت اینکه نکنه قلبم مشکل داره سکته قلبی کنم بمیرم کسی نباشه به داد بچه م برسه، سرگیحه می گرفتم پیش خودم می‌گفتم مغزم مشکل نداشته باشه سکته کنم بمیرم کسی نباشه به بچه م برسه، دیگه کارم شده بود از این دکتر به اون دکتر، نوار قلب، عکس ریه، آزمایش خون، تا اینکه یکی دو هفته ی پیش شدت این استرسا زیاد شد و من از شدت استرس بدنم قفل شد، دست و پامو نمیتونستم تکون بدم، زبونم سنگین شده بود افتاده بود ته حلقم، نمیتونستم حرف بزنم، نمیتونستم راه برم، اورژانس‌ اومد و رفتم بيمارستان، اونجا که ازم شرح حال می گرفتن میخواستم حرف بزنم صورتم غیر ارادی کج و کوله میشد، انگشتای دستم غیر ارادی مثل آدمای فلج تکون میخورد، و اونجا بهم گفتن که این حمله ی عصبی هست و باید برم پیش یک دکتر اعصاب و روان و دارودرمانی بشم،
رفتم و الان دو روزه دارم دارو می خورم، سرترالین 50، یک چهارم هفته ی اول، نصف هفته ی دوم و از بعدش يکی کامل هر روز بعد از ناهار
البته دکتر گفت قرص های بهتری هم هست ولی چون بچه شیر میدم این کم اثرترین قرص روی شیر هست
این تجربه ی من هست از پنیک و واقعا هنوز نمیدونم اگه دوباره دچارش بشم باید چطوری باهاش رو به رو بشم و چه کارهایی بکنم که برطرف بشه
دارم روش مطالعه میکنم و از تجربیات بقیه استفاده‌ می کنم
من اولین بار روز عقدم شدم 🥹
عالی گفتی اکثر علائم مشترک👍👍
منم این روزا ک معلوم نیست نینی بمونه برام یا نه ، بازم تنها ک میشم بیکار میشم بازم هی بی حس میشه ذهنم . ینی هیچی خوش نمیاد برام . میگم برم ی شلوار بگیرم نیازمه . ولی میگم بیخیال . حسش نبست
من چون اون حالتا اومدنی برام خونه مامانم بودم . چندین ماه یه بار میشد ک مثلا فشارم بالا پایین میشد و تهوع میگرفتم و پشت بندش استرس . تا یه هفته نمیتونستم چیزی بخورم و بعد بهتر میشدم
ای جانم
خونه نموم همون سر محل هم پیاده برو بیا

من خونه بودنی همین که حس میکنم حالم خوب نیس بدون لباس خاص بپوشم با لباس راحتی خونه حتی عینک میزنم میرم سر کوچه مون پارک چند دور میزنم بهتر میشم
اخرین بار ک دیگه اتفاق افتاد . موند روم . چن روز قبلش شوهرم دخترمونو بدجور زد . خیلی گریه میکرد . اونم خسته بود . من خیلی ترسیدم . چن روز بعدش خونه مامان بودم ک باز فشارم جابجا شد و فلان . و دیگه بهت نشدم .
باورتون میشه من تا یک سال نتونستم برم خونه مامانم اینا
یا نهایتش یه ساعت سر ظهر میرفتم و باز استرسم میگرفت ک الان باز مریض میشم و برمیگشتم خونه مون.
همه اینارو الهام تک به تک حس کردم 😞
حتی یه بار کیستم ترکید . ک دردش زیاد بود و تهوع و لرز داشتم . ک اونم خونه مامانم اتفاق افتاد 🤣
اره . خلاصه ک واقعا بده .
اما الان خیلیییییی کم شده سالی یکبار دو بار اونم اتفاقی ترسی شدید بشه
من نه خداروشکر . قرص ک استفاده میکنم ندارم چیزی
اینجا گفتیم که از تجربه هم استفاده کنیم

و اینکه پانیک چیز خاصی نیس اگر بتونی به ترست غلبه کنی و بپذیریش میبینی قطع شده
ولی این چن روزه ک هنوز قلبش نمیزنه و دکتر کلا گفته دیه تشکیل نمیشه . هرچند بقیه دکترا میگن تا ۱۰ هفته فرصت هست . بازم یه جورایی از درون ناراحتم . از درون دلم میخواد گریه کنم . ولی گریه ام نمیاد
ولی این چن روزه ک هنوز قلبش نمیزنه و دکتر کلا گفته دیه تشکیل نمیشه . هرچند بقیه دکترا میگن تا ۱۰ هفته فرصت هست . بازم یه جورایی از درون ناراحتم . از درون دلم میخواد گریه کنم . ولی گریه ام نمیاد
خداروشکر تا وقتی که کامل حس کنی خوب شدی آروم آروم قرص رو کم میکنی و تمام👍👍👍
ای جاااانم خیلی وقتا شنیدم هفته ۱۱ ۱۲ رفتن زده قلبش
نا امید نباش
ما بیشتر ارثی هستش . خاله ام دچارشه . و خیلی وقته دارو میخوره .
مامانم چندین سال پیش اینا دچارش بود ک یه سال و نیم اینا دارو خورد و بهتر شد و قطع کرد .
داییمم دچارشع .
خلاصه ک بیشتر ارثیه . ک با یه چی از یه جایی فعال میشع
منم دیروز صبح رفتم سونو شکمی جنین دیده نشد ۴ هفته طبق سونو

منم یه دلهره دارم دیروز خیلی بهم ریخته بودم حوصله کسی رو نداشتم حتی تولد بابام بود گفتم کنسل کنن بعدا میرم
درسته . رشد جنینم خوبه . مطابق با تاریخ بود . دو هفته فرق داره با پریودی . ولی دکتر خیلی قطعی گفت تا الان تشکیل نشده دیه هم نمیشه . حتی یه هفته تاخیر دکترم انتظار داشت ک قلبش رو ببینه
یه بار چند سال قبل سابقه بارداری پوچ داشتم. البته بعد اون بارداری سالم داشتم
ژود رفتی اخه . من دو روز تاخیر رفتم هیچی نبود . یه هفته تاخیر رفتم یه کیسه خیلی کوچولو دکتر دید تو مطبش . و دو هفته بعد از اونم رفتم کیسه زرده و قطب رویان هم دیده شد . ولی قلب ن . و دکتر گفت دیگه تشکیل نمیشع
یه چیزی بگم
یه چیزی دکتر این زنان و زایمانم گف
که دیروز بهش گفتم
گف سواد دکتر اگر این باشه ولی به حالمون
سواد خودشو میگف ها

بعدا میگم چی گفته بود و چی شد
البته این بارداری اولم هس از همسر دومم (۴ ماهه ازدواج کردیم)
همسر اول ۴ سال قبل مجبور به جدایی و سقط شدم هفته ۶
سلام عزیزم من دو ساله پیش حال بدی داشتم حالت پنیک بهم دست میداد خیلیییییییی وحشتناک بود
رفتم اعصاب و روان نقشه مغزی دادم ضعف شدید اعصاب داشتم
با وسواس فکری
بهم دارو داد الان خوب شدم خداروشکر
دیگه الان داروهامم ترک کردم
خداروشکر
چقد طول کشید تا این حالتا از بین رفت و خوب شدی
شوهر منم میگه تو الکی ب خودت تلقین میکنی حالت بده
ان شاالله ب لطف خدا دیگه هیچوقت تجربه نکنی و حالت خوب خوب باشه . منم این لعنتی بعد از زایمان افتاد ب جونم
من مشکلم خوابم هس وقتی شب نتونم بخوابم اینطوری میشم و دیگه اسیر میشم
چ داروهایی میخوردی؟
همه همینو میگن . من دیه وقتی خیلی میگفتن میگفتم میخواین ارزو کنم برا شماهم اتفاق بیفته این حالتا . بعد ببینین ک تلقین نیست و واقعا یهویی از دل ادم شروع میشع
خب چی شده بود
من قلبم ی جوریه تپش قلب نیس ولی احساس ناراحتی دارم چن روزه اینطور شدم بخاطر پرانول میشه یعنی؟
عزیزم یبار دیگه برو دکتر بگو داروهاتو عوض کنه اگه حالت رو بدتر میکنه
من اینهمه دارو نمیخورم . اوایل ک ضربان قلبم بالا میشد . دکتر پانول داده بود ک اون زمان ها فقط مینداختم . ولی وقتی اوکی بود نمینداختم
فردا ان شاالله میرم ببینم چی میگه چن روزه اسهال هم شدم
دارو های من زیاده یعنی؟
منظور برا من یدونه بود . باز دکترت بگو تو حالت هات رو
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه