- درمان خستگی مداوم و بی حوصلگی339 بازدید10 پاسخ
- فک کنم امشب همه جا امن امانه اره؟2,926 بازدید476 پاسخ
- من ۲۸ هفته هستم
همش استرس و نگرانی دارم ...همش یه دلهرم
بی حوصله هستم و دلم میخواد فقط صبح تا شب بخوابم
عذاب وجدان دارم چون اصلا وقت برای بچه اولم نمیزارم اون ۵ سالشه و مهد میره
وقای میاد یا من میرم سرکار یا خسته برگشتم ...
چیکار کنم ؟
شما چقدر وقت برای بچه هاتون میزارین ..چه بازی هایی باهاسون انجام میدید؟
چیکار کنم از این اوصاع بیام بیرون ؟؟>بی حوصلگی و خواب آلودگی ...311 بازدید11 پاسخ - شما وقتایی که خیلی خسته آید چیکار میکنید که حالتون بهتر شه؟>سلام تا حالا شده از خستگی حتی خوابتون هم نبره؟624 بازدید71 پاسخ
- خانم دکتر من مدام تهوع دارم، بدنمم ی جوریه ک انگار دستتو مثلا بالا میگیری بعد ی مدت خسته میشه میندازیش ..اونطوریم..چندقدم راه میرم توان ندارم دیگه راه برم.
تهوعم قبلا مداوم نبود اما الان حدود ۲ماهه هرروز تهوع دارم دیگه این چند روز اخر همش بالاهم میارم..میخواستم ی قرص برا افزایش انرژی بهم معرفی کنید با توجه ب اینکه شیردهی دارم..قرص های مولتی ویتامینمم مدتیه ک قطع کردم.تو طول روز فرصت برا استراحت ندارم.واقعا خستم>خستگی و تهوع مداوم345 بازدید5 پاسخ - سلام دوستان اومایی❣️
من از دوم این برج که تولد دخترم بود اقدام کردم از شیر گرفتن
حدود ۴ ماه قبل شروع کردم به کم کردن وعده های شیردهی تا اینکه اصلا فایده یی نداشت دیگه با صحبت دکترش بمن گفتن بعد از تولد دوسالگی یهو شیر رو قطع کن چون وابستگی شدیدی به شیر داشت
از ۱۸ ماهگی اصلا وزنی اضافه نکرده مدام دنبال سینه م بود که الکی هم شده بخوره
الان حدود ۷ روزی میشه شیری ندادم
اما یه شب بیدار شد ساعتای ۲ انقدر داد زد گریه کرد خودشو به زین کوبید که صداش کامل گرفت☹️منم مجبورا شیر دادم که سریع خوابید یکبار هم این کارو کردم
ولی بگم فرداش اصلا متوجه ی شیر خوردنش نشد و سراغ من نیومد .میگم توطول روز خیلی راحتم سرگرمه بازی میکنیم میرقصیم آواز میخونیم بیرون میریم حتی خواب ظهرش هم برام آسونه فقط نمیدونم عادیه کارش یا نه عذر میخوام باید نوک سینه م رو بگیره یا ماساژ بدم تا بخوابه
ولی تا شب میشه بلافاصله بهونه میکنه تا وقتی که بخوابه .خوابم که به زور میکنمش همین نصف شب بیدار شدناش اذیت کننده س هم واسه خودش هم من.من یه بچه ی دیگه هم دارم که صبح باید راهیش کنم مدرسه انقدر بی خوابی میکشم که دوباره میگرنم برگشته😭خیلی خستم،فقطم بچم بغل من میاد تو این شرایط اصلا باباش رو نمیپذیره که حداقل بگم آخیش یه نفس بکشم کسی رو هم ندارم اصلا کمکم باشه
من نمیخام دیگه بیشتر از این روحیه ی بچم داغون بشه
چیکار کنم چه راه حلی دارید برام
میگن شربت تنظیم خواب موثره شما تایید میکنید؟
من دیگه مجبورا صبر زرد زدم خودش فهمید نیومد سراغش ولی شبا نمیدونم چش میشه که دو تایی باهم میشینیم گریه میکنیم😭البته دندوناشم سفید شده و ملتهب ولی نمیدونم علتش شیر خواستنه یا دندون.چون بخوبی میتونه حالیم کنه کجاش درد میکنه تا حالا چیزی نگفته بهم>عاجز شدن از شیرگرفتن بچه تا بی خوابی های هرشب496 بازدید61 پاسخ - راه حلی هست ک بهتر شم؟ تا آخر بارداری همراهمه؟>خستگی بیش از حد بارداری792 بازدید17 پاسخ
- >عصبانیت و ناراحتی در بارداری992 بازدید333 پاسخ
- طی یکسری بیحالی و خستگی هام و همچنین تنظیم قرص تیروییدم پزشک غدد برام آزمایش نوشت ک ممنون میشم تفسیرش کنید و بگویید شدت کم خونی چقدر هست ؟>تفسیر آزمایش خون347 بازدید7 پاسخ
- حقیقتش من درمانده شدم الان حدودا ۳۲روز از به دنیا اومدن بچه میگذره بهدهیچ کاری نمیرسم بیشتر شیردادن بچه و تمیز کردن وحموم خوابیدنش
خودم هم موقع خوابش ی چیزی بخورم یا اینکه خودم هم بخوابم
با اینحال گاهی اوقات (چون بچه کولیک داره و دلدرهای شدید)من حتی نمیتونم نهار یا شام رو بخورم یا مایعات و اینکه شیر خودم هم بهش میدم
میخوام راهنمایم کنید ایا این اوضاع عادی و اگر نیست به من راهکار بدید بگید من چیکار کنم تاز دردسر وقتی خونم برم شروع میشه .
در اخر از شماهایی که جواب میدید تشکر میکنم چون شاید نتونم بعد جواب دهی شما از شما تشکر کنم.>کارخونه رسیدگی به نوزاد و استراحت وخواب772 بازدید86 پاسخ - الان هفته33بارداری هستم تازه کمر دردم شروع شده که دردش میخوره به لگن سمت راستم میترسم که زایمان زود رس داشته باشم البته بچه اولم هست خیلی زود خسته میشم حتی شبا هم راحت نمیخوابم>هفته 33بارداری احساس کمر درد که دردش به لگنم سمت راستم میخوره454 بازدید19 پاسخ
- ۳۶سالمه و
یه مدته خیلی شدید حس خستگی و تپش قلب و خوابالودگی دارم
به دکتر قلب مراجعه کردم اکو و نوار قلب گرفت و گفت افتادگی دریچه میترال دارم و برام ازمایش کامل خون نوشت
خواستم ازمایش خونم رو ببینین
چند ماهیه دو هفته یکبار ویتامین د۵۰میخورم
هر روز اهن ایزین پلاس و برا تپش متورال
پسر ۱۴ ماهه ای دارم که تا الان هم شیر خودم هم خشک میدادم ولی لین یکی دو هفته شیر خشک میدم چون خیلی خس بیحالی داشتم و ضعف >تفسیر جواب ازمایش خون422 بازدید8 پاسخ - من دیگ خستمه نا ندارم از صب ساعت ۶بیدارم تا الان ظهر هم مدرسه بودم
خیلی خابم میاد ولی خابم نمیبره سنگینم با اینک خیلی وزن اضاف نکردم
پس کی بدنیا میاد؟اونقد بی انرژی ام ک بهم بگن ی زور بزن نی نی بدنیا میاد نمیتونم>بچه ها من دیگ کشش ندارم1,054 بازدید50 پاسخ - پریودی نامنظم واحساس خستگی477 بازدید5 پاسخ
- سوالم این هست فرآیند دندان در آوردن چقد طول میکشه و علایم اصلیش چی هست الان تقریبا 18روزی میشه ک پسرم اصلا خواب نداره شبها همش نق میزنه ونیم ساعت یبار بیدار میشه. .آب هم از دهنش میریزه قبلا بیشتر بود الان کمتر شده..>دندان درآوردن نوزاد 6ماهه545 بازدید27 پاسخ
- پسرم از دیشب دچار تب شده بردم دکتر شربت ایبوپروفن وپلارژین داده .پروفن رو اصلا نمیخوره هرکار میکنم تب پایین نمیاد بیقراری و آبریزش هم اضافه شده اگه تجربه ای دارین ممنون میشم راهنمایی کنین.>تب کودک ۵ ماهه379 بازدید23 پاسخ
- الان هفته هشت بارداریم
خییلی احساس خواب الودگی وکسلی دارم اصلا کارهای روزمره رو هم نمیتونم انجام بدم همش دلم میخاد بخوابم
درصورتی ک من قبل بارداری از اوناایی بودم ک ب سختی خواب میرفتم
بعد خیلی احساس خفگی میکنم ی ذره غذا ک میخورم انگار سردلمه
میاد تو گلوم>خستگی وبی حالی واحساس خواب الودگی شدید866 بازدید77 پاسخ - میخوام برگردم خونه ...1,648 بازدید258 پاسخ
- شربک همسرم کلاهشو برداشت خیلی بهمون ضرر و زیان زد حالا که رفته .یکی از کارگر رفته پیش اون بهش نامه داد تمام وفت کار میکرده اینم اونو برده اداره کار اداره کار براش کامل همه چی نوشته ما هم هیچ کاری نتونستیم بکنیم .به خدا دلم خیلی شکسته اینا کی جواب میدن یک سال منو و همسرم کرد اشک موهای جفتمون سفید کرد.ولی همچین زندگی راحت و خوشی دارن.برای اداره کار کلی نذر کردم نمیدونم چرا همش بدبختی میباره برامون>دلم گرفته از این دنیا1,145 بازدید190 پاسخ
- افت انرژی دارم و زود خسته میشم ، خوابم هم خیلی زیاد شده
از نظر افسردگی مطمینم که ندارم .
چیکار کنم ؟ یکم بهتر شم ؟ >افت انرژی و خستگی در بیشتر زمان ها396 بازدید11 پاسخ
هی خدااا میشنوی؟؟؟؟ میشنوی؟؟💔
اخه چرا؟؟؟
من چیکار کردم؟ میشه خودت بیای پایین بهم بگی چرا نباید مادر بشم؟؟؟ میشه بگی چرا باید تو حسرت بمونم؟ میشه بگی کی قراره مامانم بچه منو ببینه ذوق کنه؟؟؟ اخه چرا منو اینطور بیچاره کردیییی
خدایااا چرا باید یکی تاپیک بذاره به من بچه داری یاد بدید یکی مثل من تاپیکو بخونه و زااار بزنه؟؟ چرا من حق طبیعی ندارم مثل خیلیاااااا؟؟
من دیگههه نمیتونممم
نمیتونم نفس بکشمممممممممم
خدایا بیا پایین خودت بیا جوابمو بده دارم دق میکنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 چی میشدددددددد منم مامان بشم ؟؟؟ چی میشدددد همه جا نگن برید اهداییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 من طاقت ندارم یکی ک بعد از من ازدواج کرده باردار بشه من نشم
خدایا اگ هستی بشنووو اگ وجود داری بشنوو😭😭😭 دیگه باهات قهرم خیلی نامردی کردی در حقم💔💔💔💔💔💔💔💔
خانوما درد و دل دارم حالم بده میشه بیاین راهنماییم کنید
سلام میخوام داستان زندگیم رو برات تعریف کنم و بهم مشاوره دقیق بدی...من ی دختر ۲۶ ساله هستم و ۴ سال هست که با همسرم که نسبت فامیلی نداریم عاشقانه ازدواج کردیم و بخاطر محل کار شوهرم خونم اومده ی شهر دیگه بنام بوشهر شهر تا خوزستان اهواز زادگاهمون ۱۰ ساعت فاصله داره..خلاصه بگم من وقتی بچه بودم پدر و مادرم از هم طلاق گرفتن و من با خونه ی پدربزرگم (پدر و مادر کنار مامانم زندگی کردم) و تا وقتی ۱۶ سالم شد مامانم بالاسرم بود و بعد دیگه با یک آقایی ازدواج کرد و رفت پی زندگیش چون نمیخواستم عمر و جوانیش هدر بره منم راضی شدم.. و بعد من باز هم موندم خونه پدربزرگ مادریم تا همین چندسال پیش که خودم ازدواج کردم...
پدرم مجرد هست و چندین سال درگیر اعتیاد شدید و بددلی و بیکار بودن و اصلا بخاطر همین مامانم ازش جدا شد..با عموی مجردم توی خانه پدریشون زندگیمیکردن و دوتاسون معتاد صفر بودن و من دلم سوخت با خودم گفتم این همه سال درگیر اعتیاد شد گوشه گیر افسرده و حتی کارش به جایی رسید که هیچی براش مهم نبود و توی خیابون گدایی میکرد من ترسیدم آشناها و خانواده و فامیل شوهرم ببیننش آبروم بره بخاطر مسائل همین بردمش کمپ ترک اعتیاد.(اینم بگم که خودش هیچوقت تلاش نکرد و سرکار نمیرفت و پول مفت پدرش رو میخورد و کرایه مغازه های ارثیه رو میگرفت و دود میکردن هوا خودشو عموم) خلاصه برای اینکه فامیلاش گولش نزنن و ارثیه شو نخورن اومدم با رضایت خودش که گفت وکیلم شو اعتماد داشت بهم بردمش دفتر اسناد و یک وکالت بلا عزل گرفتم ازش که حق فروش زمین های ارث پدریشو نداشته باشه چون فامیلاش از اعتیادش سو استفاده میکردن همیشه و همیشه پول کمتر از حقش بهش میدادن برای اجازه مغازه دیگه صدرصد برای فروش زمین هم کلاه سرش میزاشتن چون میگفتن اینکه معتاد صفره نمیفهمه..)و با یک امید که توی دلم بود همه کار کردم که دوباره به زندگی علاقمند شه(بماند که اینطور بیشتر دشمنم شد و انگار دوست داشت به اون زندگی نکبت بار ادامه بده) خلاصه دو ماه از رفتنش به کمپ گذشته بود که خواهرا و برادرانش(عمه ها و عموهایم)تصمیم گرفتن خونه ی پدریشونو بفروشن و فروختن و به من نگفتن تا دوماه بعد از یکی از عمه هام شنیدم که اونم لو داد نمیدونست که من در جریان نیستم و خلاصه به هزار زحمت پول حق پدرم از خونه رو ازشون گرفتم و با بابام مشورت کردم و فکر میکردم دیگه چون چندماهه که مواد نمیکشه عاقله و میشه روی حرفش حساب کرد و گفت برام (خونه بگیر شهر جم نزدیک خودت باشم و کنار هم باشیم چون بجز تو هیچکس رو ندارم) منم قبول کردم و براش همینجا خونه خریدم.(با اینکه هیچوقت برام پدری نکرد ولی همیشه یه حسی ته دلم دوسش داشتم و چشام بدی هایی که به من و مامانم کرد رو نمیدید و همین باعث بدبختیم شد) خلاصه من بخاطر اینکه روی ترک کردنش تمرکز کنه آدرس کمپشو به خانوادش نداده بودم آنقدر اصرار کردن و خواستن که به اصرار خودش آدرس دادم و بعد چند وقت هواییش کردن اومد بیرون رفتارش باهام عوض شد انگار بدهکارش شدم که بردمش کمپ! حتی چندبار تلفنی بهم توهین کرد(این مدت که اومد بیرون اینو بگم که اولا یکی از پسر عمه هام رفت اوردش بیرون و نقشه کشیده بود برای اینکه زمیناشو بالا بکشه چون دید که بابام به پول نیاز داره ولی از وقتی فهمیدن من وکالت بلا عزل دارم آتیش گرفتن زورشون اومد و هی بابامو بر علیه من پر کردن که اره دخترت میخواد حقتو بخوره چرا وکالت دادی بهش گولت زد و از این حرفا!!! در صورتی که خدا شاهده بر من حرام اگه تا حالا از اون خونه ای که برای بابام خریدم پولی خورده باشم یا طمعی داشته باشم!! درسته من تنها فرزند بابام هستم و هرچی گیرش بیاد به من هم باید بده چون تنها وارثشم ولی الان قصدشو نداشتم اولویتم خوب شدن خودش بود بعد تقسیم اموال چیزی که حق هر فرزندیه مخصوصا من که خیلی ضربه ی روحی و عاطفی خوردم و هیچوقت محبت پدر حس نکردم و خیلی بهم بدهکاره)
خلاصه الان ۴ ماه هست که از کمپ به صورت خودسرانه فرار کرد اومد بیرون و خونه ی شوهر عمه ام هست یعنی خونه همون کسایی که میخواستن حق بابام رو بخورن ولی با وکالت من به مشکل بر خوردن و پدربزرگم یعنی کسی که بزرگم کرد پدر مادرم زنگ زد بهشون و گفت نمیزارم حق نوه ام رو بخورید و...اونا هم زورشون اومد چون نقشه کشیده بودن..خلاصه الان کرایه خونه ای که برای بابام خریده بودم رو میفرستم براش ماهانه ولی کم هست چون تنبل هم هست سرکار نمیره یه آدم تن پرور مفت خور هست و امروز تلفنی بهم زنگ زد بازم گفت پول بفرست گفتم صبر کن تا چندروز دیگه که اول ماه شه مستاجر پول بفرسته چشم میفرستم برات... خلاصه عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی به من که وکالتتو میرم باطل میکنم شکایتت میکنم و از این حرفاا
من توی کل زندگیم کسی بهم فحش ناموس نداده بود منم مثل خودش باهاش رفتار کردم گفتم چیه فامیلای بیشرفت پرت کردن اونا که اصلا براشون مهم نبود حالت چطوره و من بردمت کمپ و هزینه کردم همه جوره آبروم رو همه جا برده بودی هرکس جای تو بود باید میمرد
منم خونه ای ک براش خریده بودم رو گذاشتم برای فروش ک پولشو بفرستم براش و شررررش کم شه دیگه
شوهر عمم گفت بیا خونه بنام خودت بخر براش گفتم پشت دستمو داغ میکنم دیگه دردسر بزارم برا خودم هیچ کاری برام نکرد یک عمر بعد طلبکار هم هست🥲
حالا خونه بنام خودش میخواد بخره یا بنام یکی دیگه بخره دیگه برام مهم نیست بره به درک
چون من حامله ام و شوهر و بچه خودم از همه چی مهمتره
همش به خودم چیز میگم که چرا رفتم خوبش کنم دشمنم شده
کیا تو سیکل پانکچرو ای وی افن میاید باهم اشنا باشیم و تا اخرش باهم باشیم
میشه بیاید باهم درد و دل کنیم
سزارین چهارم چندهفته میگیرن یچه رو؟؟
سلام دکتر عزیز و اومایی ها من سزارین چهارم هستم خیلی استرس دارم میترسم کسی بوده سزارین چهارم داشته باشه؟؟سزارین چهارم با قبلی فاصلش سه سال و نیم میشه سزارین اول سال۱۳۹۵سزارین دوم۱۴۰۱سزارین سوم۱۴۰۲بچه هام پت همن خطرناک نیس؟🥺بعد اینکه همون۳۸ هفته میگیرن یا زودتر؟؟
دوستانی ک اقدام هستن چه طبیعی و چه ای یو ای بیاین دور هم باشیم
دوستان بیاین از تجربیات هم استفاده کنیم .
منم ماه اول اقدامم هست این ماه . و قرص لتروزول و امپول سینال اف استفاده کردم و دیروز تخمکگذاریم بود
فهیمه عزیزم دوست مهربونم😭😭😭روح مادرت شاد عزیزم خدایا😭😭😭
خانوما تورو خدا برای آرامش دوستمون فهیمه دعا کنید خدا بهش صبر بده چقدر دلم گرفته😭😭😭😭واقعا حقش نبود تموم امیدش بود مادر دوم دخترش بود😭😭😭دخترا واسه ارامش روح مادر فهیمه جون دعا کنید😭💔
بچه ها بیاین سرگذشتمو بگم
تو این چند ساعتی که همسرم خونه نیست نشستم قصه ها و غصه هاتون رو خوندم گفتم شاید بد نباشه منم قصه زندگیمو تعریف کنم شاید یه نور کوچیکی تو قلب یکیتون باشه
من یه دختر ۲۶ ساله و خوشگل بودم خیلی خوشگلم بودو و خانواده فوق العاده ای دارم شغل خوبی داشتم همه چیز برای پرواز و اوج گرفتنم آماده بود یه روز خیلی معمولی تو خونه نشسته بودم دستم رو از حلقه لباسم کردم تو طبق عادت یهو یه چیز سفتی خورد به دستم پیش خودم گفتم چیزی نیست فرداش رفتم سرکار به همکارم گفتم اونام گفتن یه سونو بده خیالت بشه رفتم سونوگرافی به دردنخور محلمون خانمه گفت چیزی نیس گل مغربی بخور مامانم ولی اعتماد نکرد منو برد پیش متخصص جراحی سرطان تو اون سن من با واژه سرطان آشنا شدم بعد از کلی رفتن و اومدن فهمیدم من واقعا سرطان دارم دوبار بیوپسی شدم ام آر آی ... و تو بیست و شش سالگی یه سینه مو از دست دادم بعدشم شیمی درمانی و پرتو درمانی اما چیزی که میخوام بگم این چیزا نیست اینکه من کلا تو کل پروسه درمانم یک شب ناراحت بودم اونم اولین شبی بود که فهمیدم سرطان دارم اون روز رو خوب یادمه بابام کنترل تلویزیون دستش بود هی میگفت بابا کنترل کجاست میگفتم بابا دستته اصلا هیچکی تو دنیا نبود من نباید میذاشتم خانواده م با من غرق بشن بخاطر اونا شاد بودم تو اوج جوونی همه چیزم رو از دست دادم اما یه روزم ناشکری نکردم ایام گذشت و خوب شدم خدام واسم خدایی کرد خوب جبران کرد الان ده سال گذشته حامله م یه وجود دیگه تو وجودمه خدارو بازم شکر میکنم حتی اگه همین الان بمیرم من از زندگیم راضیم من حالم خوبه من رسالتم که خوب زندگی کردن بود رو انجام دادم.....
سلامبچها خوبید لطفا اگه میشه راهنمایی کنید❤️😘
بچها من یه مدته تا ۸ صبح بیدارم از اونورم در طول روز خوابم کمه
و چیزی که بیشتر اینروزا ترغیبم میکنه نخابم نت شبانه س🤦♀️بنظرتون ۳۰ گیگ نت برام کافیه ماهانه که فیلم ببینم از یوتیوب؟یه فیلم دارم فقط یوتیوب میزاره اینستا هم ندارم وات هم کم میرم حوصله شو ندارم
فقط میخام هرجور هست خواب شبم درست بشه خیلی دلپیچه میگیرم از بی خوابی😬😬بوس بهتون😘😘
قند بارداری رو چطور کم کنم؟
سلام خوبید
من دیروز رفتم دکتر بهم گفت قند داشتی از قبل گفتم نه گفت ولی قندت لبه مرزه
چیکار کنم ؟ چی بخورم ؟ بیاد پایین
مامانا من از کی برم بهداشت
من الان توی ماه دوم بارداری هستم ۷ هفتمه
از کی برم بهداشت
کار آزاد یا رفتن ب شرکت های پتروشیمی
سلام دوستان یه راهنمایی ازتون میخام.
من شوهرم ارشد مهندسی شیمی داره. ولی خب کارش آزاد هست و در آمدش هم خداروشکر خوبه.
الان یه شرایط کاری براش پیش اومده توی پالایشگاه.
الان شما باشین چه تصمیمی میگیرین؟
کار خودش رو که نزدیگ ب خونمون هست رو ادامه بده
یا بره توی پالایشگاه با ۸ ساعت فاصله(عسلویه )با هوای ناجور و....
و درآمدش حدودا اوایل کار تقریبا ۴۵ تا ۵۰ تومن هست و و ب مرور فک کنم بیشتر میشه...
با مزایا و بیمه و......؟
اما خب کار قراردادی؟
خودش میگه نمیخام آواره بشم یه تیکه نون میخایم ک همسنجا گیرمون میاد چرا برم آواره بشم و......
من بخاطر بیمه و آینده ش میگم
و میگم ب مرور حقوقش بیشتر میشه و...
خانما میایید ۴۰ نفر بشیم این دعای کوتاه رو باهم بخونیم؟💚
ب نیت پیروزی جبهه ی حق علیه باطل بیایید نادعلی رو ک کوتاهم هست باهم بخونیم اگه از ۴۰ نفرم بیشتر شدیم ک چه بهتر،ان شاءالله هر کدومتون ک میخونه خدا نگاه ویژه ای بهش بکنه و خودشم حاجت روا بشه💚💚🤲🤲🤲
ینفر بهمگفت اسم دخترتو این نزار
دوستان این برنامه اوما کجا داره قسمتی بنام اوما نام؟ک اسامیشو ببینم...
موردی ک پیش اومده من دوس دارم اسم بچمونو الینا بزارم اما ینفر ازینا ک مثلا مذهبی ان و علوم ابجد بلدن گف مریم بزار
حتی شده تو شناسنامه بزار ولی صداش بزنن حالاهرچی دوس دارین
خب من دوس ندارم بچم دواسمه بشه....چیکارکنم..شما کسیو میشناسین معرفی کنین ازش بپرسم اسم الینا مگ چشه واقعا خوب نیس ینی؟!
بچه سوال در مورد اسمال گیفت پارتی
یسری از دوستان قصد کردیم اگر بتونیم دورهمی داشته باشیم گفتن بیایید اسمال گیفت پارتی یعنی اگر جمعمون 20 نفره من برای 20 نفرشون باید هدیه بگیرم؟ و اونا هم همینطور
زایمان زودتر میشه؟؟
سلام دکتر خسته نباشید.
من الان 39 هفته ام (طبق اخرین پریود ۲۹/۸/۱۴۰۴ )
امروز سنو گرافی رشد انجام دادم 37 هفته گفته بهم(وزن جنین هم 3100)
زایمان طبیعی هستم و علایم درد و اینا ندارم
هفته گذشته معاینه شدم دهانه رحم 1/5 سانت بود
با دکترم صحبت کرده بودم گفتم میشه زودتر زایمان کنم که ایشون 27 مرداد رو پیشنهاد داد چون خودشون شیفت بیمارستان بودند.
حالا الان شک دارم که میشه زایمان کرد یا نه چون هربار سنو انجام میدم یک هفته تقریبا عقب تر نشون میده سن بارداریمو.
شیاف پروژسترون کدوم داروخونه شیراز گیر میاد
سلام خانمای شیراز
این شیاف پروژسترون نایاب کدوم داروخانه ها گیر میاد؟
این شیاف هم گرانبها شد و نایاب
باید روزی دوتا شیاف بزنم
ده تا دونه گیرم میاد میشه به اندازه پنج روز
از روز قبلش باید استرس گیراوردنش داشته باشی
سلام خانوما بی بی چک آوردم براتون
نگاه کنید بی زحمت ببنید این خط تبخیره؟؟
امروز روز ۱۶ مصرف آمپول هست دوتا فولیکول 19و21 داشتم
بی بی
دخترم ترک شیر کرده 😓😔چکنم؟
الان ۴ روزه یه قوطی رو نخورده دوسه روزی هست که مطلقا شیر نمیخوره عین خیالشم نیست. این بچه ذاتا شیر دوس نداره. مرگش شیره هرچیزی غیر از شیر باشه میخوره ولی لب به شیر نمیزنه. ۲۰ روزه دیگه یکسالش میشه. هر دارویی بگید خورده کیدیزول امپرازول فاموتیدین بایولاکت شیر رژیمی هیچ هیچ اصلا انگار نه انگار بیشتر از ۲۰ تا دکتر بردمش دیگه واقعا خستم .خستهههههه
دوسیا بیایین بیایین 🥺
سلام قشنگای من
امروز ۱۴ روز از امپولhcgو ۱۳روز ازiuiمیگذره دیروز بیبی چک زدم هاله کمرنگ انداخت از دم صبح زیر شکمم درد گرفته شدید انگار میخام پریود بشم این بیبی چکمو باادرار دوم زدم اون ک جا ادرارش ابی داره یعنی بیبی چکم مثبته؟🥺یعنی خدا دوباره منو لایق مادرشدن دونست🥺چرا باورم نمیشه چرا حس میکنم خابم🥲
خیلی خیلی خیلیییی دلم گرفته و از خود بیزار شدم بابت حرکت شوهرم
سلام خواهرای قشنگم
یه مدتیه که خرج مارو از برنج و گوشت و پوشک بچم و داروهاش بگیر تا یسری موارد دیگه پدرشوهرم اینا میدن، و من از این موضوع بششششدت ناراحتم، با اینکه شوهرم خودش دستش به دهنش میرسه ولی تو این مدت ریالی خرج من و بچم نکرده، یه اجاره مغازه هست ۱۲ تومن که من میگیرم چند ماهیه و همشو خرج دندونام دارم میکنم که داغون شده .. هر چی میگم برا خونه یا دخترم بگیره همش با اکراه و داد و بیداد جواب میده اخرشم که حواله میشیم به پدرشوهرم که این از لحاظ شخصیتی و اعتماد بنفس منو خیییلی داغون کرده .. خدا خیرشون بده ولی من اصلا دلم نمیخواد جیره خوره کسی باشیم وقتی خودمون داریم .. شوهرم بهانشو کرده به بنایی که اونم کل خرجشو باباش داره میده .. خلاصه سرتونو درد نیارم، من نزدیک ۱ماهه که مریض بودم و خونه و بعد مدتها امشب رفتیم یه دوری بزنیم، من و شوهرم و دخترم .. بهش گفتم مسعود بریم یکم سیب زمینی سوخاری بگیریم خیلی هوس کردم، گفت بذار برم ببینم اگه رفیقم باشه میگیریم که یا پول نگیره یا کمتر بگیره، گفتم خودم پولشو میدم تو فقط منو ببر اونجا یکم بگیریم با بچمون بشینیم تو پارک بخوریم .. رفتیم سمت مغازش دیدیم بازه و خلوت، یهو گفت بذار برم یه دور بزنم خلوت بشه یکم میایم، گفتم کسی نبود که همین الان میرفتیم گفت نه بریم و بیایم .. خلاصه رفت من و بچمو یه تابی داد و یخورده مخمو خورد و به حرفم گرفت که حواسمو پرت کنه آخرشم گفت خب بریم برسونمتون خونه باید برم مغازه کار دارم و فلان .. اومد مارو رسوند خونه بدون اینکه ذره ای به روی خودش بیاره .. منم هیچی نگفتم .. ولی خودم تو خودم خیییلی شکستم و حالم بد شده از اون موقع تا حالا .. انگار خیلی حقیرم و کوچیک، احساس ناکافی بودن بهم دست داده شدید .. اینکه اینطوری بخواد گولم بزنه و سرمو شیره بماله خیییلی بهم برخورد .. من با همه چیش دارم میسازم، همینکه دوسش ندارم و دارم تحملش میکنم و خیلی کارا ب ظاهر براش میکنم به بهترین شکل ممکن، با تمام بی توجهی و بی مسئولیتیاش و کلی نکات منفی دیگه که داره .. این جوابم نبود ..




