- مامانایی که به تازگی زایمان طبیعی تجربه کردن میشه بیایین یه توضیحی بدین از همون اولش،که میرین بیمارستان واس بستری چی کارمون میکنن تازمانی که بچه به دنیا بیاد.من خیلی استرس دارم یه هفته دیگه بچم به دنیا میاد،یه سریا میترسون ادمو یه سریام میگن چیزی نیست،اصلا احساس میکنم کسی ترس از روز زایمانو درک نمیکنه،حتی کسایی که خودشونم تجربه داشتن،وهمه به شوخی خنده میگیرن همش فکر میکنم نمیتونم تحمل کنم زایمان خوبی داشته باشه...>تجربتون از زایمان طبیعی457 بازدید69 پاسخ
- مامانا دخترم از وقتی دنیا اومد عاشق حمام بود
یعنی جوری که توی حمام اصلا صداش در نمیومد،دوست داشت ، میخندید،بازی میکرد...
تا الان که ۸ماهشه از آخرین بار که ۳روز پیش بود بردنش حمام یه جیغای عجیبی میکشه و دیگه توی وان نمیشینه!!!
میچسبه به من و مجبورم تند تند یه حموم کنم بیارمش بیرون!
امروز بردمش حمام بدتر ازقبل گریه و جیغ.....
حالا هر کاری لازمه میکنم
باباش و داداشش میان سرگرمی میکنن
شعر میخونم
اسباب بازیا کهدوست داره میبرم.....
ولی بازم میترسه!!!
خیلی ناراحتم شما اگه راه حلی دارین بگین لطفا خیلی ناراحتم از این موضوع😞>ترس بچه ۸ماهه از حمام🫣❌️❌️497 بازدید19 پاسخ - حالا از اون شب به بعد ب اندک چیزی بچم میترسه و به شدت گریه میشه😢😢😢
چکار میتونم انجام بدم ؟میشه راهنمایی کنید>ترسیدن نوزاد ده ماهه232 بازدید11 پاسخ - دخترم 11ماهشه 4روزه که اسهال شدید داره
بهش پورد خوراکی کیدی لاکت
شربت آزیترو
سرم خوراکی
و قطره پدی لاکت
میدم اما هنوز خوب نشده خیلی میترسم
راهکاری ندارید که هم امتحان شده و مطمئن باشه هم سریع خوب بشه
یا دارو و چیزی هست که با بخور بهش بدم اسهالش بر طرف بشه
ممنون از همتون😘>اسهال شدید نوزاد 11ماهه130 بازدید9 پاسخ - ما تو یه ساختمون زندگی میکنیم امروز مثل اغلب روزا پدرشوهرم اومد پسرمو برد خونه ی خودشون گفت عمه اش اومده میخواد ببینه رایان رو منم دلم طاقت نیاورد رفتم چون زیاد رعایت نمیکنن بعضی مسائل رو وقتی میخواستن برن پسر خواهرشوهرم کاپشنش مشکی بود اومد جلو پسرم ترسوندش مثلا میخواست شوخی کنه خیر سرش پسر منم چنان صدایی داد که تا حالا ازش نشنیده بودم خیلی خیلی ترسیده بود اعصابم داغون شد خودمم خیلی ترسیدم چیکار کنم چی براش خوبه؟
اینا ارث لکنت هم دارن زنگ زدم شوهرم گفتم اگر بچه ام لکنت گرفت از چشم اینا میبینمش خیلی بهم ریختم الانم بهش گفتم مامان ترسیدی؟اومد بهم چسبید و ترس تو وجودش بود اگه راهکاری دارید بگید لطفا>ترس شدید کودک چیکار کنم423 بازدید29 پاسخ - خیلی گریه میکنه
زیاد شیر نمیخوره
سرشم داغه
الان 4ماه و 25روزشه
غذا هم فرنی میدم بهش حدودا یک هفتس
رفلاکس هم داره
نمیدونم دندون در میاره یا ترسیده چون باباشو میبینه گریه میکنه
داداشش بازی میکنه داد میزنع گریه میکنه
میزارمش زمین گریه میکنه
خیلی بچه آرومی بود دوروزه اینطور شده
ممکنه برادرش دستی پایی انگشتی چیزی کشیده باشه من نفهمیده باشم درد بکنه گریه کنه ؟
اسفند دود کردم و هرکار بلد بودم کردم ولی فرق نکرده >سلام خسته نباشید بیقراری نوزاد250 بازدید25 پاسخ - اصلا باورم نمیشه اخه چراااا یهو انقد بد شد
دکتره گف بعد عمل برین واسه آی وی اف
خیلی دلم گرفته از صبح اصلا ی حالیم انگار همه دارن میرن پیک و نیکو منو نمیبرن انگار ب همه شکلات دادن و ب من ندادن انگار کشتیم سوراخ شده و بقیه فقط نگا میکنن خیلی حس شکست میکنم پول آی وی افو ک نداریم حتی خودمم دلم نمیخاد برم میترسم
کسی بوده مث ما؟>خانوما بیاین دلداریم بدین حتی الکی737 بازدید127 پاسخ - ترس نوزاد در خواب202 بازدید8 پاسخ
- من قبلا انقدر از هر چیزی نمی ترسیدم اما الان تا تلفن زنگ میخوره یا یکی در خونه میزنه . استرس میگیرم و میترسم . در حدی که یه هوای گرمی تو قفسه سینه حس میکنم و بعد رفع میشه .
مخصوصا اینکه ی سری آدما قبلنا هروقت پیداشون میشد خبر مرگ اینو اون میدادن ، الان که زنگ میزنن من وحشت میکنم اما نمیتونم حذفشون کنم . مثلا خانواده همسرم هستن که درکی از این موضوع ندارن
خیلی نگرانم این حالت استرس و ترس مشکلی نداره ؟ بخدا دست خودم نیست اصلا >ترسیدن و استرس در بارداری مضره ؟391 بازدید16 پاسخ - دوستان امشب ساعت ۹ برقا یهو رفت
همه حیاط بودن فقط منو خواهرزادمو شوهرم خونه بودیم
خواهرزاده ی ۴ سالم تو اشپزخونه تنها بود یهو برقا رف فهمیدم الان از ترس زهر ترک میشه تند تند میگفتم نترس اینجام خاله جون نترس اینجام اونم دووید از رو صدام فهمید کجام اومد بغلم میلرزید فوری بغلش کردم گوشیمو گرفتم با نورش که نترسه
همون ثانیه شوهرم از اونور خونه زود اومد تو تاریکی بغل گوش خواهرزادم بلند صدای حیون دراورد(مااااووو) که خواهرزادم بترسه منم گفتم ماااو و زهرمار بیشعور
نمیگه بچه مردم سکته میکنه یا روح روانش اسیب میبینه
ب نظرتون من سخت گرفتم یا واقعا بدذاته و طبیعی هست که ناراحتم؟؟؟>ادم بسیار موجه ولی ذات خراب235 بازدید82 پاسخ - ترسیدن از پرنده و جیغ زدن کودک396 بازدید13 پاسخ
بنظر خودم حالش خوب نبود اما چون قبلا گفته بود برج ۴ حامله میشی و شدم یکم ته دلم میترسم یکم باهام حرف میزنید >کسی بیداره صحبت کنیم یه حماقتی کردم توشموندم1,145 بازدید144 پاسخ- یا حتی دو دقیقه نمیتونه تنها بمونه .باید کنارش بشینم تا بازی کنه وگرنه گریه میکنه.چیکاز کنم؟ترسبدن هاش طبیعیه؟بچه های شمام تو این سن میترسیدن اینجور؟کِی خوب میشه؟>ترسیدن این چیزا تو سن ۹ماهگی نوزاد طبیعیه؟300 بازدید9 پاسخ
- من واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم
دخترم از هر صدایی میترسه و با وحشت شدید میدوعه به سمتم
از صدای خروس میترسه
از صدای وسیله های برقی میترسه
اگر کسی توی خونه حتی یک کلمه ی ساده رو یک مقدار بلند بیان کنه میترسه و با شدت میاد سمتم
خیلی ناراحتم از این موضوع و واقعا نمیدونم چه راهکاری باید پیاده کنم
>دلیل ترس های زیاد کودک433 بازدید23 پاسخ - ترس دخترم رو چطوری بریزم460 بازدید8 پاسخ
- مخصوصا هر حادثه ای پیش میاد من بیشتر میترسم
تا الان اوکی بودم مشکلی نداشتم استرس هم نداشتم
اما از امشب میترسم 😶👀
خیلی هم دوره ازم
وایییی سخته چجوری خودمو اروم کنم ؟
>کیا شوهراشون شب کارن871 بازدید37 پاسخ - __________
دخترم هرکس بیاد خونه باصدای بلند سلام کنه اول به طرف نگاه میکنه از صدا میترسه و جیغ میزنه
یا بریم دکتر دوتا بچه گریه کنن اونشب فقط گریه میکنه و جیغ میزنه نمیخابه
میترسه خیلی واقعا نمیدونم چکار کنم برام شده مشکل بزرگی
خیلی خستم حالم بده
نمیدونم من دوست داشتم دخترم مثلبقیه بچه ها باشه
ولی خیلی میترسع خیلی
از همه چی از صدای بلند
از صدای کوچیک میترسع تو خواب میپره
______________
>خانم دکتر بنظرتون با این مشکل چکار کنم949 بازدید104 پاسخ - پسرم یکی دوماهه خیلی ترسو شده حتی بارها شده با صدای در حسابی ترسیده یا از پشه کش میترسه
بیشتر به صدا حساس شده مثلا یهو عطسه کنم میترسه بدجور میچسبه بهم
خیلی نگرانم میترسم اضطراب بگیره
طبیعی یه یا نیاز به مداخله داره تو این سن؟>ترسو شدن کودک ۱۱ ماهه305 بازدید21 پاسخ - راه چاره ای دارین ؟ بچه هلاک شد ...>مامانا میشه لطفاً بیاید 🥲🥲🥲🥲1,032 بازدید41 پاسخ
- دختر من چندوقت پیشا تو ماشین خواب بود بعد ما از کنار یه وانت رد شدیم ک ادد اون لحطه وانتیه تو بلندگوش داد زد ک میوه داریم وفلان...بعد ماهور از خواب پرید از اون روز وقت خواب از همه صدایی میترسه.دخترای من کنار من نمیخوابیدن اصلا الان شب میاد میچسبه بهم ماهکم میبینه ماهور اینجوری میکنه اونم پا میشه میاد کنارمون
وقتی میخوابن میبرم میذارمشون سر جاشون.
باید چیکار کنم ک ترسش بریزه??اصلا چجوری جداشون کنم . هرصدایی میاد ک میترسه میبرم نشونش میدم ک صدای چی بود چندبارم بردمش کنار وانتیا گفتم اینا بود ک ترسیدی ازش.امشب حتا از صدای لالایی خوندن منم میترسید سفت اومد بغلم کرد>ترسیدن کودک از صدا1,129 بازدید146 پاسخ
خوردن قرص سقط
سلام وقتتون بخیر من بارداری ناخواسته شدم یه دختر ۲۰ ماهه دارم و الان حدود ۹ هفته ک باردار وقتی متوجه شدم ۵ هفتکی از این قرص های سقط جنین گرفتم ۶ تا استفاده کردم ۲ تا زیر زبان بقیه واژن ولی اتفاقی نیفتاد فقط یه خونریزی خیلی کم داشتم ک بعدش سونو رفتم گفتن هست همه چیز از عطاری دمنوش عروس پشت پرده کرفتم روزی چند لیوان خوردم بازم هیچ الان دوباره ۳ تا قرص استفاده کرذم مجدد ولی بازمفقط خیلی کم خونریزی دارم نشد فک کنم قصد اقتاذن نداره میخواد بمونه من اصلا شرایط نگهداریشو ندارم چون همسر خوبی ندارم هیچجوره کمکم نمیکنه نه مالی ن احساسی الان مشکل من اینه اگ جنین مونده سالمه بنظرتون خانوم دکتر با این قرص هایی ک من مصرف کردم خدایی نکرده چیزیش شده میترسم بدنیا بیاد و مشکلی داشته باشه بخاطر مصرف قرص ها .ایا این قرص ها تاثیری روی جنین میذاره
لقب حضرت علی واسه اسم نوزاد
سلام خانوما روزتون بخیر من دوست داشتم اسم پسرمو بزارم علی ولی بنا به شرایطی نشد .شما لقب و یا اسم های دیگه حضرت علی رو اگه بلدید و میدونید قشنگه بهم بگید خوش حال میشم ممنون
احتمال بارداری با وجود قرص اورژانسی؟
سلام خوبین وقت بخیر.
ببخشید من نامزدم و اولین باره دارم اورژانسی استفاده میکنم. من ۷۰ روز پیش اخرین بار یه رابطه سطحی بدون دخول داشتم. ک البته ارگاسم اقا نزدیک دهانه واژن من نبود فقط در تماس با پیشاب بودم کاملا. چند ساعت بعدش سر موعدم پریود شدم ینی وقتش بود. ۷ روز تمام پریود شدم. ولی ترسیدم نکنه تخمک گذاری زودتر اتفاق بیفته. روز ۵ پریودی قرص اورژانسی مصرف کردم و ۶ روز بعد اتمام پریود دوباره خونریزی داشتم. کاملا خونریزی کردم و لکه بینی نبود. ماه بعدشم خونریزی پریودم سر وقت بود و ۷ روزه.
اما این ماه ک الان موعدمه تقریبا ۲ روز عقب افتاده و گاهی کمردردای ریز دارم اما خونریزیم شروع نمیشه😔 دو هفته پیشمچن بار بیبی چکزدم منفی بود. نمیدونم چرا پریود نمیشم.😔 علائم بارداریو ندارم هیشکدومو اما گاهی ترشحات شفاف دارم با اینکه الان تایم تخمک گذاریم نیس.
موی کوتاه یا بلند
سلام بچه ها یه سوال موی کوتاه قشنگتره با بلند؟
چند وقته عجیب توی فکرم موهامو کوتاه کنم ولی میترسم صدای شوهرم دربیاد بعدش چ خاکی توی سرم بریزم
الانم ک بلنده تقریبا هم سوخته هم ریزش داره همشم میبندمش اصلا افشون مغزم نمیکشه
سلام دوستای عزیز به دعاتون خیلی نیاز دارم
دوستان بیشتریاتون منو میشناسین میدونین که چقدر تو زندگیم درد کشیدم چقدر توگرفتاریام دسته پنجه نرم کردم تو این روزای عزیز منو و چشم انتظارا و یادتون نره باور کنید خیلی وقته که حتی تو فکر بچه هم نبودم ولی تا وقتی که ادم بیرون نره وقتی میرم بیرون از خونه حرفای اطرافیانم قلبمو میشکونه تا میام بیرون ازم میپرسن حامله نیسی چرا نمیذاری گیرت بیاد و هزارتا حرف دیگه باور کنید از بس استرس گرفتم و دارم ریزش موشدید پیدا کردم تپش قلب گرفتم استرسی و افسرده شدم همش میگم نکنه من حامله نشم شاید نشه هیچ وقت نکنه های دیگه الان میدونم میایین میگین فکر نباش و اینا مگه میشه نباشی وقتی میریی بیرون هزارتا حرف بهت میزنن ادم از سنگ که نیس ادمه دلش میگیره خیلی خستم خیلی من که با کلی دنگو فنگ کارو ... به نر دری زدم نشده اصلاح سبک و... خیلی رعایت کردم تحرک که زیاد دارم به اندازه ای که دیگه جون ندارم بخدا خستم خیلی خستم😭😭
راه های پس انداز کردن تو زندگی
سلام خوشگلا خوبین
اقا بیایین از رمز و رازهای پس انداز کردن بگین
به نظرتون اگه کسی مثلا خرد خرد طلا میگیره همه پول پس اندازش رو بده طلا؟یا در حد۱۰ ۲۰تومن پول نقد هم داشته باشه
کلا شماها چطور مدیریت میکنین که پس انداز کنین و پس اندازتون رو چیکار میکنین
همه پس اندازتون رو همسرتون در جریانه؟
خلاصه از پس انداز کردن بگیم
پیام پدرشوهرم بمن .....
سلام خانما روزتون بخیر..
خانواده ی شوهرم زندگی رو از ما گرفتن.. انقد که تو همه چی دخالت میکنن و سنگ میندازن تو زندگیمون
من تک عروسم .. چادری ام و حجاب معمولی دارم همیشه
چندشب پیش رفتیم خونه دایی همسرم من یه مانتو تا زانو پوشیدم و یه شلوار پارچه ای مشکی خیلی خیلی گشاد
شالم جوری سر کردم که فقط گردی صورتم معلوم بود و موهام اصلا معلوم نبود .. خلاصه که اصلا بدحجاب نبودم ولی چون حجابم کامل بود چادر سر نکردم
مادر شوهرم بهم گفت که چادر بپوش گفتم نمیتونم دست و پامو میگیره نمیتونم کمک کنم یا بچه رو دستشویی ببرم راحت بغلش کنم
گفت که چقد بچهای این دوره بی حیا شدن و چندتا حرف گفت هیچی نگفتم من... بلند شدم رفتم
با خواهرشوهرام اتاق بودیم که گوشیمو گرفتم دستم به شوهرم پیام بدم دیدم پدر شوهرم که اصلا اهل پیام و این چیزا نیست و تا حالا بمن پیام نداده بود بهم پیام داده که چادر بکن سرت پیش فلانی...
منظورش از فلانی دایی همسرم بود که دختراش هم سن و سال منن و من جای دخترشونم
یه لحظه انقد حس بدی گرفتم و ناراحت شدم و ضربان قلبم رفت بالا که حد نداره..
به خواهر شوهرم که پیشم بود پیامو نشون دادم گفتم مامان بهم میگه چادر سرت کن و کلی حرف بارم میکنه بس نیست که حالا به بابا گفته اونم بهم بگه ؟؟
گفتم مگه من الان بی حجابم ؟؟ کجام معلومه ؟؟ پوششم چطوره ؟؟
اگه بد بود میگفتم آره درست میگن ولی وقتی من یه تار مو بیرون نبود
جوراب پام بود با یه مانتو و شلوار گشاد که کاملا استین بلند بود مشکلم چیه الان ؟؟
من همیشه تو مهمونی ها چادر سرم میکردم ولی اون شب دیدم کسی چادر سرش نیست و خودمونی هستیم دیگه سر نکردم چون حجابم کامل بود ...
بعدش خواهر شوهرم و پدر شوهرم و مادرشوهرم بحثشون شد
خواهر شوهرم بهشون گفت که چیکار دارین و لباساش بد نبود و این چیزا
پدر شوهرم شروع کرد مرده های خودشو فحش داد و زد تو سر خودش که من گوه خوردم گفتم من غلط کردم گفتم بعدش قهر کرد رفت
مادر شوهرم اومد بمن گفت که برات متاسفم نگا کن چجوری دعوا میندازی زنگ بزن بگو بیاد
منم گفتم من کاری نکردم گفتم نمیپوشم چون حجابم مشکلی نداشت که تو بگی و ازونطرف بابا بمن بگه که چادر بپوش ...
خوبه مثه عروسای بقیه نیستم که خودتون میبینید وگرنه تا الان منو طلاقم میدادین
دیگه ام تا اخرشب که بریم خونه باهاشون حرف نزدم...
اومدیم خونه با شوهرم دعوام شد اونم طرفداری اونارو میکرد و بمن میگفت که باید میگفتی چشم
خلاصه که با شوهرم دعوا کردیم و من بهش گفتم بی عرضه ...
گفتم اگه عرضه داشتی انقد خانوادت تو همه چی همه چیییی زندگیمون دخالت نمیکردن و انقد دعواه راه نمینداختن
احتمال بارداری بدون دخول؟
سلام. دوستان ی حرفی داشتم. من مشکل بیماری دارم. استرس و اظطراب دارم دست خودم نیس نسبت من استرس و ناراحتی زیاد دارم فوبیا بارداری. رابطه سطحی بدون دخول داشتم خیلی هم تاپیک زدم و مسخره شدم. اما واقعیت داره. من 16 روز بعد از اون رابطه تست خون بتا دادم منفی شد. پریود هم شدم 7 روزه با خونریزی همیشگی. اما بازم توهم میزنم. خواهش میکنم راهنمایی کنین
طلب دعای خیر برای عزیزم که تو ICU بیمارستانه
سلام دوستای خوبم
خواهش میکنم ازتون که برای عزیزم که دیشب اورژانسی بردیمش بیمارستان و ICU بستری شد دعا کنید
امروز ظهر زنگ زدن که دکترا گفتن دیگه کاری از دست ما برنمیاد، دلتون میخواد ببریدش یک بیمارستان دیگه یا دکترهای دیگه ببینن.
شب عیدی رو با گریه خوابیدم
دل و دماغ روز اول سالی هم ندارم
دعا کنید حالش خوب بشه. 😭😭😭
اوژانسیییی توروخدا زود جواب بدین قرص خوردم
سلام خانم دکتر..سرمشکلات خانوادگی کنترلمو ازدست ذادم ساعت۸شب بود قرص ناپروکسن۲۵۰هشت تاخوردم الان هیچ علائمی ندارم ولی میترسم چیکارکتم؟؟؟یه پسر۱۹ماهه دارم بهش شیر میدم روی اونم تاثیر میزاره؟؟
تجربه سوراخ کردن گوش ،چه موقع ببرم که اذیت نشه شما کی بردین؟ راضی بودین
مامان های شیرازی اگه جای خوبی و بلدین لطفا بگین
لیانا امروز ۳۷ روزشه
التماس دعا از همگی برای سلامتی بچم 😓😓
سلام مامانا
میشه برای سلامتی بچم دعا کنین سالم ب دنیا بیاد و خدا ب حق صاحب امشب اونو سلامت بهم ببخشه؟
کلیه هاش تو سونو مشکل نشون داده 😓😓😓
همش نگرانم خدای نکرده کلیه هاش از کار بیفته یا مشکل جدی داشته باشه
شب و روزم شده گریه و استرس 😭😭
شیر نخوردن نوزاد 2ماه
سلام سال نو همگی مبارک
خانم دکتر و دوستای عزیز بچم تقریبا 3روزه شیر نمیخوره همش خوابه
روزا بیداره نهایت 10، 15دقیقه میخوابه بیدار میشه ولی اصلا گریه و بد آرومی نداره
3شب میخوابه تا 10، 11 صبح
شیر هم درست میکنم ولی نمیخوره مثلا از ساعت 3شب تا 11صبح 2بار اونم به زور هربارش 60تا میخوره
روزا هم خیلی کم میخوره
یه چند روز بود هر 2ساعت شیر میخورد گاهی 120 تا گاهی 90 تا میخورد 3روزه خیلیییی کم میخوره خواب زورشم خیلی کم شده
وزن گیریشم فکر کنم خوب نیست
وزن دنیا اومدنش 2800 که بعد چند روز شد 2600 الان 2ماه و 10 روزشه 5400 شده همه میگن خیلی ضعیفه
از روزای اولشم خوابش خیلی زیاد بود
به نظرتون دلیل شیر نخوردنش میتونه سرماخوردگی باشه؟
هیچ علائمی نداره جز همین شیر نخوردن
فقط روزی که شیر خوردنش کم شد برای اولین بار بردمش خونه مادرشوهرم روزا اصلا نمیخوابید میتونه از جابه جایی باشه؟
خیلی نگرانم که خدایی نکرده سرما خوردگی باشه 😣
کالابرگ مادران طرح یسنا
سلام مامان گلی ها میگم چرا به بچه من طرح یسنا تعلق نگرفته ٢ سال ونیم داره بچه دوستمم همسن بچه منه بهش تعلق گرفته دهکمون هم ٧ هست ...بین شما ها کسی بوده بااین سن بهش تعلق بگیره؟ باید از کجا پیگیری کرد؟
مردم از ترس امشب
رفتیم مهمونی دو تا گیره زده بودم به موهای دخترم که نریزه جلوی چشمش وقتی برگشتیم خونه دخترم گیره رو از سرش کنده بود گزاشته بود دهنش یه لحظه دیدم داره خفه میشه هرچی دست مینداختم در بیارم بیشتر میرفت پایین باز برمیگردوندم میزدم پشتش سرفه میکرد میومد بالا دوباره تا میومدم دست ببرم دهنش میرفت پایین دیگه گلوش زخم شد دهنش پر خون بود گیره رو نمیدیدم دیگه کبود شد داشت چشماش بسته میشد همینطور که رو دستم بود قطره قطره خون داشت میچکید رو زمین و هیچ کاری از دستم برنمیومد باز زدم پشتش و برای آخرین بار تمام توانمو جمع کردم دو انگشتی گل سرشو کشیدم بیرون ...
(گل سرش ازاین تق تقیا بود )
هنوز قلبم یکی درمیان میزنه ... گفتم بگم شاید به درد کسی خورد که حواسش باشه گیره کوچیک نزنه به موهای کوچولوش حتما فقط کش ببندید من همیشه کش ریز میبستم امروز گیره زدم که اینطورشد
زدن کودک دو ساله به بچه ها
سلام خانوما. عیدتون مبارک.
پسرم ۲ سالشه. خیلی شیطونه. و پرجنب و جوشه. ی مسئله ک خیلی ناراحتم و نگرانم اینه ک همه رو میزنه. روحیه ک با بچه ها بازی کنه نداره. اسباب بازی پرت میکنه سمتشون یا اونا رو میزنه.
چیکار کنم این کار زشتشو ترک کنه. خودم بارها نازش کردم بهش میگم بچه ها رو ناز کن. ی چند بار ناز میکنه بعد یهو میزنه.😔😔
فردا عیده اما من انگار سالهاست که مرده ام
دوست ندارم کسی بیاد تو این تاپیک و دلش بگیره جز کسی که دردمو داره تجربه میکنه. دلم نمیخواد کسی رو ناراحت کنم دم عیدی.
خیلی دلم گرفته. از اینکه پسر کوچولوی دردونه ی نازم زیر خاکه.
از اینکه مادرش زنده س و نفس میکشه. غذا میخوره حرف میزنه میخنده عاجزم.نمیدونم چیکار کنم
جای خالیشو تو شکمم هنوز احساس میکنم. سمت چپ خودشو جمع میکرد و یهو شیرجه میزد سمت راست. دلم براش یه ذره شده. نمیدونم از کجا میتونم بغلش بگیرم... گمش کردم دستم به جایی بند نیس
کاری از دست برنمیاد. خدایا این چه غمی بود.من قلبم شکست و پدرش کمرش شکست. موهامون سفید شد.
گاهی با خوشحالی میخندیم و از اینده ای میگیم که پسرمون میتونست تجربه کنه. تصور و خیالش و بودنش حتی برای زمانی کوتاه شده تمام دل خوشی ما. جوری صحبت میکنیم کا انگار هست و خودمونم باورمون میشه
زندگی از این به بعدش یه درد ممتده. یه غم طولانی و عمیق...
زندگی از این به بعد تلاش برای رهایی و بازگشته💔
به هم فکری شما دوستان نیاز دارم
سلام وقت همگی بخیر
من ۴۰ میلیون پول دارم
برج ۵ هم ۱۲ میلیون دستم میاد
اصلا طلا ندارم طی سالها زندگی مشترک برای خرید ماشین و خونه و بدهکاری فروختم
با توجه به رشد سریع طلا فکرنکنم بتونم چیز خاصی ک نما دار باشه بخرم
چن تا سوال داشتم
بنظرتون طلا همچنان رشد داره یا یک مقطعی توقف هم داره و کمتر میشه؟؟
سکه پارسیان با سوت ۴۰۰ به بالا آیا ارزش خرید واسه سرمایه ی ۵ سال به بالا رو داره؟؟
بیشترین تصمیمم اینکه نصف اون پول رو واسه بچه هام خرج کنم بقول معروف در لحظه زندگی کنمو با ذوق و خوشحالیشون بابت ی اسباب بازی یا یه دستگاه بازی منم ذوق کنم چون خنده هاشون شاد بودنشون اولویت اول منه
از ی طرف نمیدونم الان ی نیم ست دخترونه یا النگو دخترونه چنده قیمت ندارم که بگم حداقل واسه دخترم یچی بخرم
از اون طرفم موندم اصلا میتونم با ی مقدارشون طلا ابشده بخرم بصرفه هس یا نه
ممنون میشم بهم کمک کنید
دوستان ی لحظه بیاییننننننننن
سلامدوستان خوبین میگم من و دخترم الان نشستیم سفره هفت سینمونا چیدیم گفتمفردا نمیرسم و دخترمذوق داشت چیدمبنظرتون طوریه؟؟؟؟؟بد چیدم زمانش نبوده؟؟؟طوری نیس؟؟؟بخاطر این قمر در عقربی ک میگن و هی بازتاب میدن بهش و...
دور شدن همسر در بارداری
سلام بچه ها ، چرا هیچ جا درباره ی هندل کردن رابطه بعد بارداری حرفی نمیزنه؟ همه میگن بچه دار شین ..
من از وقتی فهمیدم باردارم حس میکنم از همسرم دور شدیم ...
خیلی رابطمون سرد شده دارم اذیت میشم :(