- نتیجه این سونوگرافی رو برام تفسیر میکنید خانمها216 بازدید10 پاسخ
- دو تا مارک بی بی چک با هم زدم نتیجه رو خودتون ببینین.یکی پر رنگه یکی نه.الان موندم امروز تخمک گذاری دارم یا نه
من ی دختر دارم.اگ خدا بخواد دوس دارم ی پسر داشته باشم.اگ هر شب اقدام کنم مشکلی داره؟ >خانمایی ک از کیت تخمک گذاری سر در میارن ی لحظه بیان331 بازدید24 پاسخ - بعد ده دقیقه خط پایین پر رنگ بود.بعد یک ساعت ک خشک شد خط بالا پر رنگ شد
بعد ی روز ک امروز نگا کردم واضحه ک خط بالا پر رنگ تره.الان کدوم درسته من گیج شدم >کیت تخمک گذاری بعد یک ساعت معتبره یا بعد ده دقیقه222 بازدید3 پاسخ - تفسیر جواب سونوگرافی رو لطف میکنید231 بازدید21 پاسخ
- تفسیر جواب سونوگرافی رو لطف میکنید231 بازدید21 پاسخ
- خانوما من بعد عید شوهر و میبرم نمونه برداری از بیضه.چیا بدم بخوره تا یکم تقویت بشه بتونن اسپرم پیدا کنن..اگه پیدا کنن باید ای وی اف بشم
خودم چیا استفاده کنم که تخمک هام تقویت بشن.و پانکچر خوبی داشته باشم؟؟لطفا راهنماییم کنید کسایی که این راهو رفتید.>من امروز بعد هفت روز تاخیر و بی بی مثبت.پریود شدم😭😭😭😭1,356 بازدید99 پاسخ - دختر خاله ام ۴۰ سالشه و ازدواج نکرده و اینم بگم ک دختر نیست
امکان اینکه بره تخمکشو فریز کنه هست؟؟ک اگه بعدا ازدواج کرد بتونه بچه دار بشه ؟هزینه ش چقدره ؟؟روندش ب چ صورته؟؟>امکان فریز تخمک خانم ۴۰ ساله1,730 بازدید55 پاسخ - درد پهلو راست در تخمک گذاری154 بازدید3 پاسخ
- دکتر عزیز من تا الان تاریخ پریودیم رو اشتباه محاسبه میکردم و الان توی اتمامش هم دچار دوگانگی شدم ، امروز روز پنجم پریود من هست ولی از دیروز خیلی کم شد یعنی دیروز هم در حد لکه بود و امروز هم همینطور ولی کمتر هست . من دقیقا چه روزی رو باید برای اتمام پریودی در نظر بگیرم ؟
سوال دوم اینکه من رفتم سونو داخلی روز سوم پریود دادم ، دکتر گفتن تنبلی تخمدان و چسبندگی دارم میزان چسبندگی رو نمیدونم چقدره . من یکسال توی اقدام بودم اضافه وزن هم دارم . دکتر به من رژیم غذایی دادن و پیاده روی
و قرص لتروزول و متفورمین هم دادن بهم و من این قرص هارو دارم مصرف میکنم
با وجود این تفاسیر بارداری ممکنه؟
از همین الان اقدام داشته باشم یا اول صبر کنم وزنم بیاد پایین یا در پروسه کاهش وزن باردار بشم ؟؟؟
ممنونم از راهنماییتون
>تاریخ دقیق پریود و تنبلی تخمدان174 بازدید16 پاسخ - طریقه مصرفش چطوره؟
آیا مصرفش فایده داره؟
- عرق اسطوخودوس برای گرم کردن رحم و ضد استرس و التهاب
- عرق بهارنارنج برای بالا بردن ذخیره تخمدان و منظم کردن قاعدگی
- عرق مریم گلی برای کیفیت تخمک
- دمنوش بادرنجبویه و شبدر قرمز برای ذخیره تخمدان
>خانوما کسی تجربه استفاده از عرقیجات برای کیفیت تخمک و سلامت رحم داره؟282 بازدید31 پاسخ - امپول ازادسازی hcgو بارداری....😢643 بازدید56 پاسخ
- من امروز ساعت ی رب به ده دوتا آمپول hcg زدم الان کیت گذاشتم منفی شد چرا؟ نباید مثبت میشد؟>مثبت نشدن کیت تخمک با وجود تزریق آمپول hcg398 بازدید6 پاسخ
- >امپول ازاد سازی صبح بهتره یا شب400 بازدید28 پاسخ
- خانم ها از تجربه تخمک گذاریتون بهم بگید.
من هر ماه همین روزی ک تو اوما میزنه تخمک گذاری ترشحات کش دار مثل سفید تخم مرغ دارم ولی هیچ دردی سمت تخمدانام ندارم ممکنه با همین یه علائم تخمک گذاری داشته باشم؟
دیشب زیر دلم خیلی درد گرفت و میسوخت و اخر شبم ترشحاتم شروع شده ولی جز این علائم دیگه ای ندارم.ممکنه تخمک گذاریم باشه؟>ترشحات تخمک گذاری چجوری314 بازدید20 پاسخ - زمان اقدام بعد از تخمک گذاری381 بازدید3 پاسخ
- بالاخره بعد از مدتی سطح دسترسی اوما
رو فعال کردم این دومین سالمه
امروز روز ۱۳سیکل قاعدگیمه صبح با دل درد و کمر درد بیدار شدم ساعت ۱۲ظهر کیت گذاشتم ساعت ۸شبم سونوی واژینال انجام دادم
میشه خواهش کنم نظراتتون رو بگید
آیا تخمکی آزاد شده؟
کی اقدام کنم؟
>کیت تخمک و سونو واژینال436 بازدید87 پاسخ - اصن چجوری میشه اگه بچه شکل خودم نشه
خیلی سختههه
کسی هس تو اراک بشناسه اهدا کنه>بچه ها کسی تجربه تخمک اهدایی داشته36,094 بازدید181 پاسخ - دوستان شماهم اگ تجربه دارین بهم بگین >جواب آزمایش تخمکگذاری رو برام تفسیر میکنین465 بازدید83 پاسخ
- خانمای کivfکردن یا در مسیر ivf هستن518 بازدید16 پاسخ
- درد در زیر دل و واژن503 بازدید26 پاسخ
بنظرتون طلاق اره یا نه
سلام اگر شوهرتون مدام به بدی باهاتون حرف بزنه و بددهن باشه مثلا بگه زر نزن برو گمشو دیوونه عقل نداری و... و اصلا حال شما براش اهمیتی نداشته باشه تاحالا مسافرت نبرده باشه و اگه یه مسیر کوتاهم ببره دعوا درست کنه تو کل زندگی هرروز دعوا داشته باشید آیا با وجود یه بچه ۳ساله میمونید باهاش یا طلاق میگیرید؟
هی خدااا میشنوی؟؟؟؟ میشنوی؟؟💔
اخه چرا؟؟؟
من چیکار کردم؟ میشه خودت بیای پایین بهم بگی چرا نباید مادر بشم؟؟؟ میشه بگی چرا باید تو حسرت بمونم؟ میشه بگی کی قراره مامانم بچه منو ببینه ذوق کنه؟؟؟ اخه چرا منو اینطور بیچاره کردیییی
خدایااا چرا باید یکی تاپیک بذاره به من بچه داری یاد بدید یکی مثل من تاپیکو بخونه و زااار بزنه؟؟ چرا من حق طبیعی ندارم مثل خیلیاااااا؟؟
من دیگههه نمیتونممم
نمیتونم نفس بکشمممممممممم
خدایا بیا پایین خودت بیا جوابمو بده دارم دق میکنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 چی میشدددددددد منم مامان بشم ؟؟؟ چی میشدددد همه جا نگن برید اهداییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 من طاقت ندارم یکی ک بعد از من ازدواج کرده باردار بشه من نشم
خدایا اگ هستی بشنووو اگ وجود داری بشنوو😭😭😭 دیگه باهات قهرم خیلی نامردی کردی در حقم💔💔💔💔💔💔💔💔
خانوما درد و دل دارم حالم بده میشه بیاین راهنماییم کنید
سلام میخوام داستان زندگیم رو برات تعریف کنم و بهم مشاوره دقیق بدی...من ی دختر ۲۶ ساله هستم و ۴ سال هست که با همسرم که نسبت فامیلی نداریم عاشقانه ازدواج کردیم و بخاطر محل کار شوهرم خونم اومده ی شهر دیگه بنام بوشهر شهر تا خوزستان اهواز زادگاهمون ۱۰ ساعت فاصله داره..خلاصه بگم من وقتی بچه بودم پدر و مادرم از هم طلاق گرفتن و من با خونه ی پدربزرگم (پدر و مادر کنار مامانم زندگی کردم) و تا وقتی ۱۶ سالم شد مامانم بالاسرم بود و بعد دیگه با یک آقایی ازدواج کرد و رفت پی زندگیش چون نمیخواستم عمر و جوانیش هدر بره منم راضی شدم.. و بعد من باز هم موندم خونه پدربزرگ مادریم تا همین چندسال پیش که خودم ازدواج کردم...
پدرم مجرد هست و چندین سال درگیر اعتیاد شدید و بددلی و بیکار بودن و اصلا بخاطر همین مامانم ازش جدا شد..با عموی مجردم توی خانه پدریشون زندگیمیکردن و دوتاسون معتاد صفر بودن و من دلم سوخت با خودم گفتم این همه سال درگیر اعتیاد شد گوشه گیر افسرده و حتی کارش به جایی رسید که هیچی براش مهم نبود و توی خیابون گدایی میکرد من ترسیدم آشناها و خانواده و فامیل شوهرم ببیننش آبروم بره بخاطر مسائل همین بردمش کمپ ترک اعتیاد.(اینم بگم که خودش هیچوقت تلاش نکرد و سرکار نمیرفت و پول مفت پدرش رو میخورد و کرایه مغازه های ارثیه رو میگرفت و دود میکردن هوا خودشو عموم) خلاصه برای اینکه فامیلاش گولش نزنن و ارثیه شو نخورن اومدم با رضایت خودش که گفت وکیلم شو اعتماد داشت بهم بردمش دفتر اسناد و یک وکالت بلا عزل گرفتم ازش که حق فروش زمین های ارث پدریشو نداشته باشه چون فامیلاش از اعتیادش سو استفاده میکردن همیشه و همیشه پول کمتر از حقش بهش میدادن برای اجازه مغازه دیگه صدرصد برای فروش زمین هم کلاه سرش میزاشتن چون میگفتن اینکه معتاد صفره نمیفهمه..)و با یک امید که توی دلم بود همه کار کردم که دوباره به زندگی علاقمند شه(بماند که اینطور بیشتر دشمنم شد و انگار دوست داشت به اون زندگی نکبت بار ادامه بده) خلاصه دو ماه از رفتنش به کمپ گذشته بود که خواهرا و برادرانش(عمه ها و عموهایم)تصمیم گرفتن خونه ی پدریشونو بفروشن و فروختن و به من نگفتن تا دوماه بعد از یکی از عمه هام شنیدم که اونم لو داد نمیدونست که من در جریان نیستم و خلاصه به هزار زحمت پول حق پدرم از خونه رو ازشون گرفتم و با بابام مشورت کردم و فکر میکردم دیگه چون چندماهه که مواد نمیکشه عاقله و میشه روی حرفش حساب کرد و گفت برام (خونه بگیر شهر جم نزدیک خودت باشم و کنار هم باشیم چون بجز تو هیچکس رو ندارم) منم قبول کردم و براش همینجا خونه خریدم.(با اینکه هیچوقت برام پدری نکرد ولی همیشه یه حسی ته دلم دوسش داشتم و چشام بدی هایی که به من و مامانم کرد رو نمیدید و همین باعث بدبختیم شد) خلاصه من بخاطر اینکه روی ترک کردنش تمرکز کنه آدرس کمپشو به خانوادش نداده بودم آنقدر اصرار کردن و خواستن که به اصرار خودش آدرس دادم و بعد چند وقت هواییش کردن اومد بیرون رفتارش باهام عوض شد انگار بدهکارش شدم که بردمش کمپ! حتی چندبار تلفنی بهم توهین کرد(این مدت که اومد بیرون اینو بگم که اولا یکی از پسر عمه هام رفت اوردش بیرون و نقشه کشیده بود برای اینکه زمیناشو بالا بکشه چون دید که بابام به پول نیاز داره ولی از وقتی فهمیدن من وکالت بلا عزل دارم آتیش گرفتن زورشون اومد و هی بابامو بر علیه من پر کردن که اره دخترت میخواد حقتو بخوره چرا وکالت دادی بهش گولت زد و از این حرفا!!! در صورتی که خدا شاهده بر من حرام اگه تا حالا از اون خونه ای که برای بابام خریدم پولی خورده باشم یا طمعی داشته باشم!! درسته من تنها فرزند بابام هستم و هرچی گیرش بیاد به من هم باید بده چون تنها وارثشم ولی الان قصدشو نداشتم اولویتم خوب شدن خودش بود بعد تقسیم اموال چیزی که حق هر فرزندیه مخصوصا من که خیلی ضربه ی روحی و عاطفی خوردم و هیچوقت محبت پدر حس نکردم و خیلی بهم بدهکاره)
خلاصه الان ۴ ماه هست که از کمپ به صورت خودسرانه فرار کرد اومد بیرون و خونه ی شوهر عمه ام هست یعنی خونه همون کسایی که میخواستن حق بابام رو بخورن ولی با وکالت من به مشکل بر خوردن و پدربزرگم یعنی کسی که بزرگم کرد پدر مادرم زنگ زد بهشون و گفت نمیزارم حق نوه ام رو بخورید و...اونا هم زورشون اومد چون نقشه کشیده بودن..خلاصه الان کرایه خونه ای که برای بابام خریده بودم رو میفرستم براش ماهانه ولی کم هست چون تنبل هم هست سرکار نمیره یه آدم تن پرور مفت خور هست و امروز تلفنی بهم زنگ زد بازم گفت پول بفرست گفتم صبر کن تا چندروز دیگه که اول ماه شه مستاجر پول بفرسته چشم میفرستم برات... خلاصه عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی به من که وکالتتو میرم باطل میکنم شکایتت میکنم و از این حرفاا
من توی کل زندگیم کسی بهم فحش ناموس نداده بود منم مثل خودش باهاش رفتار کردم گفتم چیه فامیلای بیشرفت پرت کردن اونا که اصلا براشون مهم نبود حالت چطوره و من بردمت کمپ و هزینه کردم همه جوره آبروم رو همه جا برده بودی هرکس جای تو بود باید میمرد
منم خونه ای ک براش خریده بودم رو گذاشتم برای فروش ک پولشو بفرستم براش و شررررش کم شه دیگه
شوهر عمم گفت بیا خونه بنام خودت بخر براش گفتم پشت دستمو داغ میکنم دیگه دردسر بزارم برا خودم هیچ کاری برام نکرد یک عمر بعد طلبکار هم هست🥲
حالا خونه بنام خودش میخواد بخره یا بنام یکی دیگه بخره دیگه برام مهم نیست بره به درک
چون من حامله ام و شوهر و بچه خودم از همه چی مهمتره
همش به خودم چیز میگم که چرا رفتم خوبش کنم دشمنم شده
فهیمه عزیزم دوست مهربونم😭😭😭روح مادرت شاد عزیزم خدایا😭😭😭
خانوما تورو خدا برای آرامش دوستمون فهیمه دعا کنید خدا بهش صبر بده چقدر دلم گرفته😭😭😭😭واقعا حقش نبود تموم امیدش بود مادر دوم دخترش بود😭😭😭دخترا واسه ارامش روح مادر فهیمه جون دعا کنید😭💔
اولین باری ک خانه ات را دیدم😍
امروز که برای اولین بار خانهات را دیدم...
برای اولین بار، تو را ندیدم...
اما خانهی کوچکت را دیدم.
پزشک گفت: «کیسه زرده داخل ساک دیده میشود، اما هنوز برای شنیدن صدای قلبش کمی زوده اخه4هفته و 6روزته چند روز دیگر دوباره بیا.»
همین یک جمله، قلبم را میان امید و انتظار نگه داشت.
وقتی از اتاق سونوگرافی بیرون آمدم، دستم روی شکمم بود و با خودم زمزمه میکردم:
«عزیزِ کوچکِ من...
من میدانم که این چند روز، تو سخت مشغول ساختن کوچکترین و زیباترین معجزهی زندگی هستی؛ قلبی که قرار است روزی تمام دنیای مرا با تپشهایش پر کند.»
شاید برای دیگران، فقط چند روز باشد...
اما برای مادری که بیصبرانه منتظر شنیدن صدای قلب فرزندش است، هر ساعت، اندازهی یک دنیا انتظار دارد.
آن روز، با تمام وجودم دعا کردم.
نه برای معجزه...
بلکه برای لحظهای که پزشک لبخند بزند و بگوید:
«بشنو... این صدای قلب کوچولوی توست.»
و من ایمان داشتم که انتظار، بخشی از داستان ماست؛ داستانی که از همان روزهای اول به من یاد داد عشق، یعنی صبر کردن با تمام وجود.
منتظر شنیدن زیباترین موسیقی دنیا هستم...
صدای قلب تو.
با تمام عشق مامانت 🤍
۱۷مرداد ۱۴۰۵
من دیدم پشمام ریخت شما هم ببینید پشماتون بریزه😂
تو دیوار داشتم دنبال خونه میگشتم یه آگهی دیدم طرف ۲۱۰ متر اپارتمان ساخته همه چی هم داره ۳خواب تکمیل
توی ۲ تا از خواب ها تخت و اینه سنگی درست کرده 😂😐😂😐😂😐
یزیدتو مرد ، خیلی دوست دارم بدونم موقع ساختن تخت سنگی چی تو ذهنش بوده 😂
خونه دوخوابه خوبه یا سه خوابه؟؟؟😟😟😟
سلام خانوما. ما خدا بخواد میخوایم خونه بسازیم. ۱۶۰ متر درمیاد و شمالیه. میخوایم در هر حال ،هالش ۴ تا فرش ۱۲ متری بخوره. اگه دوخوابه بسازیم ،خوابامون خوب و دلباز میشه. اگه سه خوابه بسازیم تقریبا دوتا خوابامون ۳×۳ میشه ولی یکیش یه کوچولو بزرگتر میشه. اما هالمون و میخوایم دست نزنیم و همون ۴ تا ۱۲ متری بخوره.
فعلا یه دونه بچه دارم ولی شاید بخوام اقدام کنم واسه دومی.
بنظرتون کدوم خوبه؟اینقدر فکرکردم گیج شدم.😩😩😩😩
سلامبچها خوبید لطفا اگه میشه راهنمایی کنید❤️😘
بچها من یه مدته تا ۸ صبح بیدارم از اونورم در طول روز خوابم کمه
و چیزی که بیشتر اینروزا ترغیبم میکنه نخابم نت شبانه س🤦♀️بنظرتون ۳۰ گیگ نت برام کافیه ماهانه که فیلم ببینم از یوتیوب؟یه فیلم دارم فقط یوتیوب میزاره اینستا هم ندارم وات هم کم میرم حوصله شو ندارم
فقط میخام هرجور هست خواب شبم درست بشه خیلی دلپیچه میگیرم از بی خوابی😬😬بوس بهتون😘😘
قند بارداری رو چطور کم کنم؟
سلام خوبید
من دیروز رفتم دکتر بهم گفت قند داشتی از قبل گفتم نه گفت ولی قندت لبه مرزه
چیکار کنم ؟ چی بخورم ؟ بیاد پایین
مامانا من از کی برم بهداشت
من الان توی ماه دوم بارداری هستم ۷ هفتمه
از کی برم بهداشت
کار آزاد یا رفتن ب شرکت های پتروشیمی
سلام دوستان یه راهنمایی ازتون میخام.
من شوهرم ارشد مهندسی شیمی داره. ولی خب کارش آزاد هست و در آمدش هم خداروشکر خوبه.
الان یه شرایط کاری براش پیش اومده توی پالایشگاه.
الان شما باشین چه تصمیمی میگیرین؟
کار خودش رو که نزدیگ ب خونمون هست رو ادامه بده
یا بره توی پالایشگاه با ۸ ساعت فاصله(عسلویه )با هوای ناجور و....
و درآمدش حدودا اوایل کار تقریبا ۴۵ تا ۵۰ تومن هست و و ب مرور فک کنم بیشتر میشه...
با مزایا و بیمه و......؟
اما خب کار قراردادی؟
خودش میگه نمیخام آواره بشم یه تیکه نون میخایم ک همسنجا گیرمون میاد چرا برم آواره بشم و......
من بخاطر بیمه و آینده ش میگم
و میگم ب مرور حقوقش بیشتر میشه و...
ینفر بهمگفت اسم دخترتو این نزار
دوستان این برنامه اوما کجا داره قسمتی بنام اوما نام؟ک اسامیشو ببینم...
موردی ک پیش اومده من دوس دارم اسم بچمونو الینا بزارم اما ینفر ازینا ک مثلا مذهبی ان و علوم ابجد بلدن گف مریم بزار
حتی شده تو شناسنامه بزار ولی صداش بزنن حالاهرچی دوس دارین
خب من دوس ندارم بچم دواسمه بشه....چیکارکنم..شما کسیو میشناسین معرفی کنین ازش بپرسم اسم الینا مگ چشه واقعا خوب نیس ینی؟!
خواهش میکنم برا داداشم نفری یه آیت الکرسی بخونید براش دعا کنید
سلام .
تو رو خدا برا داداشم دعا کنید پس فردا قرار ببرنش زندان کلی بدهی داره متاسفانه با اینکه با ما قهره ولی داداشمونه براش ناراحتیم هر روز تهدیدش میکنن تقصیر خودشه به حرف ما گوش نکرد ولی جونش و آبروش خدا حفظ کنه یه دختر کوچیک داره پدر مادرم همش یه گوشه خونه افتادن ناراحتن گریه میکنن دعا میکنن براش چیزی برا کمک بهش نداریم خودش دوتا زمین داره که فروش نمیرن متاسفانه. خواهشا نفری یه آیت الکرسی براش بخونید و براش دعا کنید که زمیناش فروش بره طلبکاراش یکم بهش مهلت بدن جون و آبروش حفظ بشه زندان نره.
تجربه من از سزارین
سلام مامانای گل من دو روز پیش زایمان سزارین کردم گفتم تجربه مو بهتون بگم شاید ب درد کسی بخوره.اول ک خیلی استرس داشتم ولی واقعا اون غولی نبود ک ازش ساخته بودن. امروز سه روزه ک عمل شدم ولی از دیروز راه میرم و امروزم بیشتر کارامو خودم انجام دادم.فقط موقع تزریق بی حسی اسپاینال یکم اذیت شدم اونم بخاطر ورمی بود ک کرده بودم بعد از عملم ی چن ساعتی بی حسی و سنگینی پاهام اذیتم کرد و یکمم درد داشتم ک با شیاف دیکلوفناک نود درصدش رفت.ب دکتر بیهوشی گفتم برام پمپ درد بذاره ک توصیه کرد ک نگیرم و با همون شیاف کارم راه میفته. در کل خداروشکر از عملم راضی بودم بلافاصله ب بچه ام شیر دادم و حالم هرروز بهتر میشه. اگه سوالی چیزی داشتید بپرسید بتونم کمک میکنم🥰❤
کیا تو سیکل پانکچرو ای وی افن میاید باهم اشنا باشیم و تا اخرش باهم باشیم
میشه بیاید باهم درد و دل کنیم
خانوما شماخریدهای خونه رو کی انجام میده؟
منظورم مرغ وگوشت و میوه و سیب وپیاز و نون خریدن .
شماهم انجام میدید؟
کسی توی آگاهی شیراز آشنا داره؟چندتا سؤال دارم
سلام دوستان من داداشم یه اسپیلت نو توی برنامه دیوار دیده بود رفت بندرعباس خرید ب عنوان مصرفی برای خونه ش....
دیروز توراه ک میومده ایست بازرسی نرسیده ب داراب میگیره.....
الان ماشین و اسپیلت رفته پارکینگ 🥺🥺
امروز گفتن باید اسپیلت بره شیراز و بری از شهر خودت استشهاد بیاری ک توی کار قاچاق نیستی... بعد ببری استان اگه تایید کردن اون استشهاد رو .دیگه اسپیلت رو میدن وگرنه اسپیلت میره برای مصادره...🥺🥺
اصلا کار داداش من قاچاق نیست یه دونه خریده بود برای خونه ش توی هوای گرم... متاسفانه این اتفاق افتاده.
ماشینش هم صفر هست تازه دوهفته ست گرفته.
یعنی میخام بگم ن خودش نه ماشینش هیچ سابقه ی جابه جایی کالای قاچاق ندارن....
کسی بوده اینجوری شده باشه و کارش حل شده باشه؟
یاکسی تو آگاهی هست که یه راهنمایی کنه باید چکار کنیم،؟
یعنی ممکنه. واقعا. مصادره بشه؟ 😓😓
ماشین هم توپارکینگه ولی خب گفتن برای ماشین مشکلی نیست میشه درش آورد....
زایمان زودتر میشه؟؟
سلام دکتر خسته نباشید.
من الان 39 هفته ام (طبق اخرین پریود ۲۹/۸/۱۴۰۴ )
امروز سنو گرافی رشد انجام دادم 37 هفته گفته بهم(وزن جنین هم 3100)
زایمان طبیعی هستم و علایم درد و اینا ندارم
هفته گذشته معاینه شدم دهانه رحم 1/5 سانت بود
با دکترم صحبت کرده بودم گفتم میشه زودتر زایمان کنم که ایشون 27 مرداد رو پیشنهاد داد چون خودشون شیفت بیمارستان بودند.
حالا الان شک دارم که میشه زایمان کرد یا نه چون هربار سنو انجام میدم یک هفته تقریبا عقب تر نشون میده سن بارداریمو.
شیاف پروژسترون کدوم داروخونه شیراز گیر میاد
سلام خانمای شیراز
این شیاف پروژسترون نایاب کدوم داروخانه ها گیر میاد؟
این شیاف هم گرانبها شد و نایاب
باید روزی دوتا شیاف بزنم
ده تا دونه گیرم میاد میشه به اندازه پنج روز
از روز قبلش باید استرس گیراوردنش داشته باشی
بچه ها بیاین سرگذشتمو بگم
تو این چند ساعتی که همسرم خونه نیست نشستم قصه ها و غصه هاتون رو خوندم گفتم شاید بد نباشه منم قصه زندگیمو تعریف کنم شاید یه نور کوچیکی تو قلب یکیتون باشه
من یه دختر ۲۶ ساله و خوشگل بودم خیلی خوشگلم بودو و خانواده فوق العاده ای دارم شغل خوبی داشتم همه چیز برای پرواز و اوج گرفتنم آماده بود یه روز خیلی معمولی تو خونه نشسته بودم دستم رو از حلقه لباسم کردم تو طبق عادت یهو یه چیز سفتی خورد به دستم پیش خودم گفتم چیزی نیست فرداش رفتم سرکار به همکارم گفتم اونام گفتن یه سونو بده خیالت بشه رفتم سونوگرافی به دردنخور محلمون خانمه گفت چیزی نیس گل مغربی بخور مامانم ولی اعتماد نکرد منو برد پیش متخصص جراحی سرطان تو اون سن من با واژه سرطان آشنا شدم بعد از کلی رفتن و اومدن فهمیدم من واقعا سرطان دارم دوبار بیوپسی شدم ام آر آی ... و تو بیست و شش سالگی یه سینه مو از دست دادم بعدشم شیمی درمانی و پرتو درمانی اما چیزی که میخوام بگم این چیزا نیست اینکه من کلا تو کل پروسه درمانم یک شب ناراحت بودم اونم اولین شبی بود که فهمیدم سرطان دارم اون روز رو خوب یادمه بابام کنترل تلویزیون دستش بود هی میگفت بابا کنترل کجاست میگفتم بابا دستته اصلا هیچکی تو دنیا نبود من نباید میذاشتم خانواده م با من غرق بشن بخاطر اونا شاد بودم تو اوج جوونی همه چیزم رو از دست دادم اما یه روزم ناشکری نکردم ایام گذشت و خوب شدم خدام واسم خدایی کرد خوب جبران کرد الان ده سال گذشته حامله م یه وجود دیگه تو وجودمه خدارو بازم شکر میکنم حتی اگه همین الان بمیرم من از زندگیم راضیم من حالم خوبه من رسالتم که خوب زندگی کردن بود رو انجام دادم.....




