- صبح تا شب فقط میگه حوصلم سررفته
بیرون میبرمش پارک میبرمش
بازم همش میگه حوصلم سررفته و غر میزنه
دیگ نمیدونم چیکار کنم صبح تا صب حرف میزنه و غر میزنه یه سره
😭😭>خانومااا میشه بگین چیکارکنم354 بازدید30 پاسخ - پسرم خیلیییییی خجالتیه. خودمم همینطور بودم و هستم. . اما پسرم رو خیلی باهاش کار میکنیم بیرون میبریم هر روز شده حتی نیم ساعت اما بیرون میره. پارک و جاهای شلوغ خونه فامیل . هیچ فایده ای براش نداره.
به نظرتون ببرمش کار درمان یا گفتار درمان یا مهدکودک؟ دوست ندارم مثل خودم بشه. باباش برعکس آدم اجتماعی هست خیلی بیرون میبرش کارش بازاریابه اکثرا جاهای نزدیک ک بره پسرمو میبره با خودش. اما کافیه یکی بهش بگه سلام اصلا جواب نمیده. حتی با فامیل درجه یک هم همینطوره. اون خود واقعیش پیش خودمونه فقط.هرچی داره بزرگتز میشه بدتر میشه. چیکار میتونم براش کنم؟ سه سال نیمش هست کامل حرف میزنه>خجالتی و اجتماعی نبودن پسرم664 بازدید79 پاسخ - لطف میکنید تجربه اتون رو بگید>سلام دوستان اومایی نظر و تجربتون برای شیر خشک281 بازدید74 پاسخ
- یه مادرشوهر دارم از پس کاراش قشنگ برمیاد ولی بخاطر تنبلی و ادا و ناز اوردن برا بچهاش و اطرافیان زورش میاد کاراشو بکنه اینو همه فهمیدن ولی کسی چیزی نمیتونه بگه بهش با این کار ندارم ولی پدر شوهرم سالها پیش فوت کرده شوهر من که ازدواج میکنه مادرش تنها میشه بعد نه تا بچه داره اوایل قرار بود هر شبی خونه یکی بره کم کم اینا بهشون فشار اومد همه کشیدن کنار و فقط موند شوهر من و دوتا از برادر شوهرام که اونام یکی داره زرنگ بازی در میاره میخواد از زیرش در بره اینم اکثرا یک شب در میون میاد خونه ما پرستار یا کسی که بیاد پیشش بمونه نمیگیرن چون هم میخان بگم ما خیلی بچها وفاداری هستیم هم دلیل اصلیش هم دلشون نمیاد یه هزاری خرج کنن (حقوق بازنشستگی از پدر شوهرم که بهش رسیده تا پارسال که خبر داشتم روی هشتاد تومن بود این طور نیست که کمبود داشته باشه یا قرار باشه بچها هاش پول پرستار بدن)بعد خدا شاهده همه اقوام و اطرافیان شاهدن من خیلی مهمون نوازم و مهمون بیاد دوست دارم ولی مشکلم با این مادر شوهر اولا این ادمی که خودشو جوری جلوه داده که میگی اینقدر این ساده و بدبخته که ازش مادرشوهر بازی بلد نیست در بیاره ولی بخدا یه طعنه ها فضولیا توی اتاق ها و در مورد خودمون و بچه و و خونوادم میکنه یه نیش های میزنه باورتون نمیشه بخدا از همون اول من اصلا هیچی نمیگفتم نه شروع میکردم که بخاد اون نیش بزنه نه وقتی نیش میزد اصلا جوابشو میدادم حتی که تایید یا رد کردن حرفش دوما میاد اینجا اصلا کاری به تمیزی و سلیقه شخصی نداره میشینه دست دماغش میکنه به مبلام و فرشا و دیوار سرویس ها میماله(دیدم و دائم در حال پاک کردنم)موهاش سفید شده دیگه روسریش در میاره همبن خونه ما یادش میاد مرتب کنه روی فرشا میشنه یا راه میره و فقط مو میریزه پدیرایی مون کلا همش دارم موهاش اینو جمع میکنم تو سرویس بهداشتی قبلا ندیده بودم حالا فهمیدم بدون کفش میره و بعد میاد رو فرشا بعد هم دستاش هم نمیشوره منم میگم حالا در دیوار نمیز میکنم ظرفا رو دو سه بار میشود ولی بچه کوچیک دارم اونو چکار کنم که خانم مهربون میشه میخاد بگیره بغلش وقتی بیدار باشیم ببخشید ببخشید اینقدر باد شکم خالی میکنه تو اتاق میری حالت بهم میخوره کفشاش و رو فرش وردوی در میاره هری چی میزندازه اون طرف دوباره دفعه بعد همون جوری بوده هست سر سفره از دهنش در میاد میریزه رو سفره مثلا اگه بزنه به گلوش تخ میکنه غذای جویده شده رو میریزه رو سفره دستاشم به فرشا یا زیر سفره پاک میکنه و هزار چیز دیگه اسم میارم فقط جوش میارم وقتی هم میاد که تیقدر چشماش شوره یا وسیله ای ازم خراب میشه یا چیزی میشکنه یا مریض میشیم اون مورد دائمیش هم که من نمیفهمم شوهرم چش میشه بخدا بدون اینکه حرف بزنم همش میپره بهم و دعوا میکنیم
از همون ماه اول زندگی شروع شده تو رو خدا خواهش میکنم اگه راهکار یا دعایی سوره ای چیزی بلدین بهم بگین که این نیاد خونم مستقیم به خودش نمیتونم بگم به شوهرم صد بار گفتم ولی کلی دعوا د و ادا دراورده که مادرمه خونمه نمیتونم تنهاش بذارم میگم خب شما لااقل شیفتی برین خونه خودش که تنها نباشه میگه نه زشته و هزار تا جنگ و دعوا در میاره حالا که جدیدا یاد گرفته تا یکی میگی میگه بچه رو ازت میگیرم طلاقت میدم سر مادرم
ولی اگه به خودش باشه مرد بدی نیست من نمیفهمم اینا از کجاش درمیاره
یه برادرشوهرم که میاد پیش مادرش میمونه چون خانمش همون اول میخ رو کوبیده و این مادرشوهر جرات نداره حتی یه شب بره خونش تو این پنج سال عروسشون شده کلا یک شب رفت اونم دعوت بودیم رفت خونه این موند دیگه تموم بعد همبن برادر شوهرم اینقدر دخالت و فضولی و دستور به شوهرم میده که در حد اینو نخر برای خونت اونو بخر اینجا نرو اونجا برو و به بچت اینو نگیر اونو بگیر (فضولی و دخالت بگم در حد یه اسباب بازی برای یه بچه یک ساله)این چون پسر یزرگه شوهر منم میگه انگار خداس
فقط کمکم کنید چکار کنم دیگه نیاد خونم حداقل ماهی یبار دوبار بخدا دیگه نمیکشم>دوستان راهی برای دفع مهمان مزاحم ندارین1,482 بازدید693 پاسخ - مادربزرگم از طرف مادری وقتی من ۴ ساله بودم فوت میکنه. ما ننه صداش میکردیم
ننه ام اینقدر منو دوست داشته که اصلا حد نداشته وقتی من دنیا میام تا وقتی از دنیا بره کلا خودش منو بزرگ کرده از شیر خشک دادن تا خوابوندن و .. انگار بچه خودشم
حالا چند شب پیش خاله بزرگم خواب دیده ننه ام اومده یه نوزاد تپل سفید داده بغلش خالم گفته ننه این بچه کیه گفته بچه نازیه ، بده بهش
شما چه تعبیری از این خواب میکنید
اینم بگم باردار نیستم و مطلقا قصد بچه سوم ندارم
>سلام خوشگلا خالم یه خوابی دیده میخوام ببینم نظر شما درباره این خواب چیه553 بازدید33 پاسخ - من تهران میرفتم پیشش خیابون آفریقا بود >کسی شماره مطب پیشوا دکتر گیتی شارقی قهرمان و داره؟151 بازدید13 پاسخ
- عذر میخواهم من چن روزی هست بچه سمت چپم که میاد خودشو انگاری جمع میکنه چون سمت چپم سفت میشه،،
دیروز مدام خودشو سفت میکرد ماساژ میدادم ول میشد اما باز شروع میشد تا اینکه یچیز ترش خوردم شروع کرد حرکت کردن و جاش عوض شد درس شد ،،امروزم فعالیتم زیاد بوده باز اومده سمت چپم خودشو سفت کرده ،،با تغیر پوزیشن وقتی دراز میکشم رو پهلو راست و ماساژ میدم اوکی هست اما ت حالت نشسته و راه رفتن متوجه سفتیه میشم این طبیعی هست یا نگران کننده؟؟
>سفت شدن یه قسمت از شکم دربارداری طبیعی هست یا خیر؟250 بازدید25 پاسخ - راهنمایی میخوام ازتون،
از روزی که بچه دومم بدنیا اومده پسرم کمی لجباز تر و حرف گوش نکن شده، با اینکه کلی قبلش باهاش حرف زده بودم و چند تا کادو از طرف داداشش براش گرفتیم و سعی میکنیم واکنش تند نشون ندیم اصلا،
ولی واقعا نمیشه، تا یه لحظه غافل میشی یا دست بچه رو فشار میده یا پاشو میکشه یا انگشت میکنه تو چشمش خلاصه یه اذیتی میکنه.
فعلا مامانم پیشمه چهار چشمی مراقبیم
موندم تنها شدیم باید چیکار کنم، دسشویی هم نمیتونم برم با این وضعیت. درمونده شدم>مامانایی که اختلاف سنی بچه هاتون سه تا چهار ساله388 بازدید30 پاسخ - سلام خانم دکتر میشه لطفاً جواب بدین250 بازدید13 پاسخ
- کسی بیداره خانما بیاین راهنماییم کنین742 بازدید55 پاسخ
- برای بچه های ک پاییز تازه به دنیا میان>لباس سیسمونی چند دست و چه سایز بگیریم؟268 بازدید11 پاسخ
- دیشب رفته بودیم خونه خواهرشوهرم که....1,482 بازدید122 پاسخ
- با بچه کوچیک بارداری و بچه دوم سخته اگ کسی میدونه نظر بدید ممنون چند وقته فکرم درگیر بارداری مجدد 😂>حد فاصله بین بچه اول و دوم نظر در مورد بارداری دوم620 بازدید76 پاسخ
- دخترم ی بار دیشب اسهال کرد،۲بارم از صبح ک بیدار شده،و هیچ علائم دیگ ایی نداره،چیکار کنم چی بهش بدم!!!>❌درمان اسهال بچه ی ساله‼️203 بازدید43 پاسخ
- دختر من سه سال ده ماهشه
از مهر ۱۴۰۳ فرستادمش مهد فوق العاده بود براش ولی شرایط نداشتم بخاطر بارداریم فقط ۶ ماه فرستادمش
امسال میره پیش یک ولی شاید نفرستمش
میخواستم مشغول بشه به کاری واسه همین نظرات شماها رو میخوام بدونم
تو این سن
باشگاه ژیمناستیک یا باله میشه؟؟؟
یا کلاس زبان؟؟
یا کلاس موسیقی ؟ تنبک بلز یاد بگیره
دختر اجتماعی و باهوشیه >اونایی که بچه های سه چهار ساله دارین بیاین328 بازدید19 پاسخ - دوسته من تازه زایمان کرده بچش خیلی کوکلیک میگیره چیکار کنه من شنیده بودم بچه های کولیک رو قنداق میگیرن ولی جوثر نبوده چون بچه نمیتونه تحمل کنه >کوکلیک بچه و راه حل ان217 بازدید13 پاسخ
- >دخالت مادرشوهر در بچه داری1,537 بازدید563 پاسخ
- سلام بچه دوماهه من دیروز داخل خونه مونده بودبچه1,039 بازدید33 پاسخ
- یکی از فامیلامون دختره بچه ش نیمه اول ۴۰۰ هست نمیخواد پیش دو بنویسه ....میگه رفته پرسیده گفته نیاز نداره چون اعدادو بلده و شعرم میگه....
بچه من متولد نیمه دومه ۹۹ نمیدونم چیکار کنم دو دل شدم ....اخه دل به فهمیدن هم نمیده اعدادو بلد نیس نمیشینه تا بهش یاد بدم ....
کجا باید برم تا سنجشش کنن؟>بچه های متولدین نیمه دوم سال ۹۹450 بازدید55 پاسخ - راهنماییم کنید لطفا در مورد بیبی چکه😭833 بازدید29 پاسخ
بنظرتون طلاق اره یا نه
سلام اگر شوهرتون مدام به بدی باهاتون حرف بزنه و بددهن باشه مثلا بگه زر نزن برو گمشو دیوونه عقل نداری و... و اصلا حال شما براش اهمیتی نداشته باشه تاحالا مسافرت نبرده باشه و اگه یه مسیر کوتاهم ببره دعوا درست کنه تو کل زندگی هرروز دعوا داشته باشید آیا با وجود یه بچه ۳ساله میمونید باهاش یا طلاق میگیرید؟
هی خدااا میشنوی؟؟؟؟ میشنوی؟؟💔
اخه چرا؟؟؟
من چیکار کردم؟ میشه خودت بیای پایین بهم بگی چرا نباید مادر بشم؟؟؟ میشه بگی چرا باید تو حسرت بمونم؟ میشه بگی کی قراره مامانم بچه منو ببینه ذوق کنه؟؟؟ اخه چرا منو اینطور بیچاره کردیییی
خدایااا چرا باید یکی تاپیک بذاره به من بچه داری یاد بدید یکی مثل من تاپیکو بخونه و زااار بزنه؟؟ چرا من حق طبیعی ندارم مثل خیلیاااااا؟؟
من دیگههه نمیتونممم
نمیتونم نفس بکشمممممممممم
خدایا بیا پایین خودت بیا جوابمو بده دارم دق میکنم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 چی میشدددددددد منم مامان بشم ؟؟؟ چی میشدددد همه جا نگن برید اهداییی😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 من طاقت ندارم یکی ک بعد از من ازدواج کرده باردار بشه من نشم
خدایا اگ هستی بشنووو اگ وجود داری بشنوو😭😭😭 دیگه باهات قهرم خیلی نامردی کردی در حقم💔💔💔💔💔💔💔💔
خانوما درد و دل دارم حالم بده میشه بیاین راهنماییم کنید
سلام میخوام داستان زندگیم رو برات تعریف کنم و بهم مشاوره دقیق بدی...من ی دختر ۲۶ ساله هستم و ۴ سال هست که با همسرم که نسبت فامیلی نداریم عاشقانه ازدواج کردیم و بخاطر محل کار شوهرم خونم اومده ی شهر دیگه بنام بوشهر شهر تا خوزستان اهواز زادگاهمون ۱۰ ساعت فاصله داره..خلاصه بگم من وقتی بچه بودم پدر و مادرم از هم طلاق گرفتن و من با خونه ی پدربزرگم (پدر و مادر کنار مامانم زندگی کردم) و تا وقتی ۱۶ سالم شد مامانم بالاسرم بود و بعد دیگه با یک آقایی ازدواج کرد و رفت پی زندگیش چون نمیخواستم عمر و جوانیش هدر بره منم راضی شدم.. و بعد من باز هم موندم خونه پدربزرگ مادریم تا همین چندسال پیش که خودم ازدواج کردم...
پدرم مجرد هست و چندین سال درگیر اعتیاد شدید و بددلی و بیکار بودن و اصلا بخاطر همین مامانم ازش جدا شد..با عموی مجردم توی خانه پدریشون زندگیمیکردن و دوتاسون معتاد صفر بودن و من دلم سوخت با خودم گفتم این همه سال درگیر اعتیاد شد گوشه گیر افسرده و حتی کارش به جایی رسید که هیچی براش مهم نبود و توی خیابون گدایی میکرد من ترسیدم آشناها و خانواده و فامیل شوهرم ببیننش آبروم بره بخاطر مسائل همین بردمش کمپ ترک اعتیاد.(اینم بگم که خودش هیچوقت تلاش نکرد و سرکار نمیرفت و پول مفت پدرش رو میخورد و کرایه مغازه های ارثیه رو میگرفت و دود میکردن هوا خودشو عموم) خلاصه برای اینکه فامیلاش گولش نزنن و ارثیه شو نخورن اومدم با رضایت خودش که گفت وکیلم شو اعتماد داشت بهم بردمش دفتر اسناد و یک وکالت بلا عزل گرفتم ازش که حق فروش زمین های ارث پدریشو نداشته باشه چون فامیلاش از اعتیادش سو استفاده میکردن همیشه و همیشه پول کمتر از حقش بهش میدادن برای اجازه مغازه دیگه صدرصد برای فروش زمین هم کلاه سرش میزاشتن چون میگفتن اینکه معتاد صفره نمیفهمه..)و با یک امید که توی دلم بود همه کار کردم که دوباره به زندگی علاقمند شه(بماند که اینطور بیشتر دشمنم شد و انگار دوست داشت به اون زندگی نکبت بار ادامه بده) خلاصه دو ماه از رفتنش به کمپ گذشته بود که خواهرا و برادرانش(عمه ها و عموهایم)تصمیم گرفتن خونه ی پدریشونو بفروشن و فروختن و به من نگفتن تا دوماه بعد از یکی از عمه هام شنیدم که اونم لو داد نمیدونست که من در جریان نیستم و خلاصه به هزار زحمت پول حق پدرم از خونه رو ازشون گرفتم و با بابام مشورت کردم و فکر میکردم دیگه چون چندماهه که مواد نمیکشه عاقله و میشه روی حرفش حساب کرد و گفت برام (خونه بگیر شهر جم نزدیک خودت باشم و کنار هم باشیم چون بجز تو هیچکس رو ندارم) منم قبول کردم و براش همینجا خونه خریدم.(با اینکه هیچوقت برام پدری نکرد ولی همیشه یه حسی ته دلم دوسش داشتم و چشام بدی هایی که به من و مامانم کرد رو نمیدید و همین باعث بدبختیم شد) خلاصه من بخاطر اینکه روی ترک کردنش تمرکز کنه آدرس کمپشو به خانوادش نداده بودم آنقدر اصرار کردن و خواستن که به اصرار خودش آدرس دادم و بعد چند وقت هواییش کردن اومد بیرون رفتارش باهام عوض شد انگار بدهکارش شدم که بردمش کمپ! حتی چندبار تلفنی بهم توهین کرد(این مدت که اومد بیرون اینو بگم که اولا یکی از پسر عمه هام رفت اوردش بیرون و نقشه کشیده بود برای اینکه زمیناشو بالا بکشه چون دید که بابام به پول نیاز داره ولی از وقتی فهمیدن من وکالت بلا عزل دارم آتیش گرفتن زورشون اومد و هی بابامو بر علیه من پر کردن که اره دخترت میخواد حقتو بخوره چرا وکالت دادی بهش گولت زد و از این حرفا!!! در صورتی که خدا شاهده بر من حرام اگه تا حالا از اون خونه ای که برای بابام خریدم پولی خورده باشم یا طمعی داشته باشم!! درسته من تنها فرزند بابام هستم و هرچی گیرش بیاد به من هم باید بده چون تنها وارثشم ولی الان قصدشو نداشتم اولویتم خوب شدن خودش بود بعد تقسیم اموال چیزی که حق هر فرزندیه مخصوصا من که خیلی ضربه ی روحی و عاطفی خوردم و هیچوقت محبت پدر حس نکردم و خیلی بهم بدهکاره)
خلاصه الان ۴ ماه هست که از کمپ به صورت خودسرانه فرار کرد اومد بیرون و خونه ی شوهر عمه ام هست یعنی خونه همون کسایی که میخواستن حق بابام رو بخورن ولی با وکالت من به مشکل بر خوردن و پدربزرگم یعنی کسی که بزرگم کرد پدر مادرم زنگ زد بهشون و گفت نمیزارم حق نوه ام رو بخورید و...اونا هم زورشون اومد چون نقشه کشیده بودن..خلاصه الان کرایه خونه ای که برای بابام خریده بودم رو میفرستم براش ماهانه ولی کم هست چون تنبل هم هست سرکار نمیره یه آدم تن پرور مفت خور هست و امروز تلفنی بهم زنگ زد بازم گفت پول بفرست گفتم صبر کن تا چندروز دیگه که اول ماه شه مستاجر پول بفرسته چشم میفرستم برات... خلاصه عصبانی شد و شروع کرد به فحاشی به من که وکالتتو میرم باطل میکنم شکایتت میکنم و از این حرفاا
من توی کل زندگیم کسی بهم فحش ناموس نداده بود منم مثل خودش باهاش رفتار کردم گفتم چیه فامیلای بیشرفت پرت کردن اونا که اصلا براشون مهم نبود حالت چطوره و من بردمت کمپ و هزینه کردم همه جوره آبروم رو همه جا برده بودی هرکس جای تو بود باید میمرد
منم خونه ای ک براش خریده بودم رو گذاشتم برای فروش ک پولشو بفرستم براش و شررررش کم شه دیگه
شوهر عمم گفت بیا خونه بنام خودت بخر براش گفتم پشت دستمو داغ میکنم دیگه دردسر بزارم برا خودم هیچ کاری برام نکرد یک عمر بعد طلبکار هم هست🥲
حالا خونه بنام خودش میخواد بخره یا بنام یکی دیگه بخره دیگه برام مهم نیست بره به درک
چون من حامله ام و شوهر و بچه خودم از همه چی مهمتره
همش به خودم چیز میگم که چرا رفتم خوبش کنم دشمنم شده
فهیمه عزیزم دوست مهربونم😭😭😭روح مادرت شاد عزیزم خدایا😭😭😭
خانوما تورو خدا برای آرامش دوستمون فهیمه دعا کنید خدا بهش صبر بده چقدر دلم گرفته😭😭😭😭واقعا حقش نبود تموم امیدش بود مادر دوم دخترش بود😭😭😭دخترا واسه ارامش روح مادر فهیمه جون دعا کنید😭💔
اولین باری ک خانه ات را دیدم😍
امروز که برای اولین بار خانهات را دیدم...
برای اولین بار، تو را ندیدم...
اما خانهی کوچکت را دیدم.
پزشک گفت: «کیسه زرده داخل ساک دیده میشود، اما هنوز برای شنیدن صدای قلبش کمی زوده اخه4هفته و 6روزته چند روز دیگر دوباره بیا.»
همین یک جمله، قلبم را میان امید و انتظار نگه داشت.
وقتی از اتاق سونوگرافی بیرون آمدم، دستم روی شکمم بود و با خودم زمزمه میکردم:
«عزیزِ کوچکِ من...
من میدانم که این چند روز، تو سخت مشغول ساختن کوچکترین و زیباترین معجزهی زندگی هستی؛ قلبی که قرار است روزی تمام دنیای مرا با تپشهایش پر کند.»
شاید برای دیگران، فقط چند روز باشد...
اما برای مادری که بیصبرانه منتظر شنیدن صدای قلب فرزندش است، هر ساعت، اندازهی یک دنیا انتظار دارد.
آن روز، با تمام وجودم دعا کردم.
نه برای معجزه...
بلکه برای لحظهای که پزشک لبخند بزند و بگوید:
«بشنو... این صدای قلب کوچولوی توست.»
و من ایمان داشتم که انتظار، بخشی از داستان ماست؛ داستانی که از همان روزهای اول به من یاد داد عشق، یعنی صبر کردن با تمام وجود.
منتظر شنیدن زیباترین موسیقی دنیا هستم...
صدای قلب تو.
با تمام عشق مامانت 🤍
۱۷مرداد ۱۴۰۵
من دیدم پشمام ریخت شما هم ببینید پشماتون بریزه😂
تو دیوار داشتم دنبال خونه میگشتم یه آگهی دیدم طرف ۲۱۰ متر اپارتمان ساخته همه چی هم داره ۳خواب تکمیل
توی ۲ تا از خواب ها تخت و اینه سنگی درست کرده 😂😐😂😐😂😐
یزیدتو مرد ، خیلی دوست دارم بدونم موقع ساختن تخت سنگی چی تو ذهنش بوده 😂
خونه دوخوابه خوبه یا سه خوابه؟؟؟😟😟😟
سلام خانوما. ما خدا بخواد میخوایم خونه بسازیم. ۱۶۰ متر درمیاد و شمالیه. میخوایم در هر حال ،هالش ۴ تا فرش ۱۲ متری بخوره. اگه دوخوابه بسازیم ،خوابامون خوب و دلباز میشه. اگه سه خوابه بسازیم تقریبا دوتا خوابامون ۳×۳ میشه ولی یکیش یه کوچولو بزرگتر میشه. اما هالمون و میخوایم دست نزنیم و همون ۴ تا ۱۲ متری بخوره.
فعلا یه دونه بچه دارم ولی شاید بخوام اقدام کنم واسه دومی.
بنظرتون کدوم خوبه؟اینقدر فکرکردم گیج شدم.😩😩😩😩
سلامبچها خوبید لطفا اگه میشه راهنمایی کنید❤️😘
بچها من یه مدته تا ۸ صبح بیدارم از اونورم در طول روز خوابم کمه
و چیزی که بیشتر اینروزا ترغیبم میکنه نخابم نت شبانه س🤦♀️بنظرتون ۳۰ گیگ نت برام کافیه ماهانه که فیلم ببینم از یوتیوب؟یه فیلم دارم فقط یوتیوب میزاره اینستا هم ندارم وات هم کم میرم حوصله شو ندارم
فقط میخام هرجور هست خواب شبم درست بشه خیلی دلپیچه میگیرم از بی خوابی😬😬بوس بهتون😘😘
قند بارداری رو چطور کم کنم؟
سلام خوبید
من دیروز رفتم دکتر بهم گفت قند داشتی از قبل گفتم نه گفت ولی قندت لبه مرزه
چیکار کنم ؟ چی بخورم ؟ بیاد پایین
مامانا من از کی برم بهداشت
من الان توی ماه دوم بارداری هستم ۷ هفتمه
از کی برم بهداشت
کار آزاد یا رفتن ب شرکت های پتروشیمی
سلام دوستان یه راهنمایی ازتون میخام.
من شوهرم ارشد مهندسی شیمی داره. ولی خب کارش آزاد هست و در آمدش هم خداروشکر خوبه.
الان یه شرایط کاری براش پیش اومده توی پالایشگاه.
الان شما باشین چه تصمیمی میگیرین؟
کار خودش رو که نزدیگ ب خونمون هست رو ادامه بده
یا بره توی پالایشگاه با ۸ ساعت فاصله(عسلویه )با هوای ناجور و....
و درآمدش حدودا اوایل کار تقریبا ۴۵ تا ۵۰ تومن هست و و ب مرور فک کنم بیشتر میشه...
با مزایا و بیمه و......؟
اما خب کار قراردادی؟
خودش میگه نمیخام آواره بشم یه تیکه نون میخایم ک همسنجا گیرمون میاد چرا برم آواره بشم و......
من بخاطر بیمه و آینده ش میگم
و میگم ب مرور حقوقش بیشتر میشه و...
بچه ها بیاین سرگذشتمو بگم
تو این چند ساعتی که همسرم خونه نیست نشستم قصه ها و غصه هاتون رو خوندم گفتم شاید بد نباشه منم قصه زندگیمو تعریف کنم شاید یه نور کوچیکی تو قلب یکیتون باشه
من یه دختر ۲۶ ساله و خوشگل بودم خیلی خوشگلم بودو و خانواده فوق العاده ای دارم شغل خوبی داشتم همه چیز برای پرواز و اوج گرفتنم آماده بود یه روز خیلی معمولی تو خونه نشسته بودم دستم رو از حلقه لباسم کردم تو طبق عادت یهو یه چیز سفتی خورد به دستم پیش خودم گفتم چیزی نیست فرداش رفتم سرکار به همکارم گفتم اونام گفتن یه سونو بده خیالت بشه رفتم سونوگرافی به دردنخور محلمون خانمه گفت چیزی نیس گل مغربی بخور مامانم ولی اعتماد نکرد منو برد پیش متخصص جراحی سرطان تو اون سن من با واژه سرطان آشنا شدم بعد از کلی رفتن و اومدن فهمیدم من واقعا سرطان دارم دوبار بیوپسی شدم ام آر آی ... و تو بیست و شش سالگی یه سینه مو از دست دادم بعدشم شیمی درمانی و پرتو درمانی اما چیزی که میخوام بگم این چیزا نیست اینکه من کلا تو کل پروسه درمانم یک شب ناراحت بودم اونم اولین شبی بود که فهمیدم سرطان دارم اون روز رو خوب یادمه بابام کنترل تلویزیون دستش بود هی میگفت بابا کنترل کجاست میگفتم بابا دستته اصلا هیچکی تو دنیا نبود من نباید میذاشتم خانواده م با من غرق بشن بخاطر اونا شاد بودم تو اوج جوونی همه چیزم رو از دست دادم اما یه روزم ناشکری نکردم ایام گذشت و خوب شدم خدام واسم خدایی کرد خوب جبران کرد الان ده سال گذشته حامله م یه وجود دیگه تو وجودمه خدارو بازم شکر میکنم حتی اگه همین الان بمیرم من از زندگیم راضیم من حالم خوبه من رسالتم که خوب زندگی کردن بود رو انجام دادم.....
ینفر بهمگفت اسم دخترتو این نزار
دوستان این برنامه اوما کجا داره قسمتی بنام اوما نام؟ک اسامیشو ببینم...
موردی ک پیش اومده من دوس دارم اسم بچمونو الینا بزارم اما ینفر ازینا ک مثلا مذهبی ان و علوم ابجد بلدن گف مریم بزار
حتی شده تو شناسنامه بزار ولی صداش بزنن حالاهرچی دوس دارین
خب من دوس ندارم بچم دواسمه بشه....چیکارکنم..شما کسیو میشناسین معرفی کنین ازش بپرسم اسم الینا مگ چشه واقعا خوب نیس ینی؟!
خواهش میکنم برا داداشم نفری یه آیت الکرسی بخونید براش دعا کنید
سلام .
تو رو خدا برا داداشم دعا کنید پس فردا قرار ببرنش زندان کلی بدهی داره متاسفانه با اینکه با ما قهره ولی داداشمونه براش ناراحتیم هر روز تهدیدش میکنن تقصیر خودشه به حرف ما گوش نکرد ولی جونش و آبروش خدا حفظ کنه یه دختر کوچیک داره پدر مادرم همش یه گوشه خونه افتادن ناراحتن گریه میکنن دعا میکنن براش چیزی برا کمک بهش نداریم خودش دوتا زمین داره که فروش نمیرن متاسفانه. خواهشا نفری یه آیت الکرسی براش بخونید و براش دعا کنید که زمیناش فروش بره طلبکاراش یکم بهش مهلت بدن جون و آبروش حفظ بشه زندان نره.
تجربه من از سزارین
سلام مامانای گل من دو روز پیش زایمان سزارین کردم گفتم تجربه مو بهتون بگم شاید ب درد کسی بخوره.اول ک خیلی استرس داشتم ولی واقعا اون غولی نبود ک ازش ساخته بودن. امروز سه روزه ک عمل شدم ولی از دیروز راه میرم و امروزم بیشتر کارامو خودم انجام دادم.فقط موقع تزریق بی حسی اسپاینال یکم اذیت شدم اونم بخاطر ورمی بود ک کرده بودم بعد از عملم ی چن ساعتی بی حسی و سنگینی پاهام اذیتم کرد و یکمم درد داشتم ک با شیاف دیکلوفناک نود درصدش رفت.ب دکتر بیهوشی گفتم برام پمپ درد بذاره ک توصیه کرد ک نگیرم و با همون شیاف کارم راه میفته. در کل خداروشکر از عملم راضی بودم بلافاصله ب بچه ام شیر دادم و حالم هرروز بهتر میشه. اگه سوالی چیزی داشتید بپرسید بتونم کمک میکنم🥰❤
کیا تو سیکل پانکچرو ای وی افن میاید باهم اشنا باشیم و تا اخرش باهم باشیم
میشه بیاید باهم درد و دل کنیم
خانوما شماخریدهای خونه رو کی انجام میده؟
منظورم مرغ وگوشت و میوه و سیب وپیاز و نون خریدن .
شماهم انجام میدید؟
کسی توی آگاهی شیراز آشنا داره؟چندتا سؤال دارم
سلام دوستان من داداشم یه اسپیلت نو توی برنامه دیوار دیده بود رفت بندرعباس خرید ب عنوان مصرفی برای خونه ش....
دیروز توراه ک میومده ایست بازرسی نرسیده ب داراب میگیره.....
الان ماشین و اسپیلت رفته پارکینگ 🥺🥺
امروز گفتن باید اسپیلت بره شیراز و بری از شهر خودت استشهاد بیاری ک توی کار قاچاق نیستی... بعد ببری استان اگه تایید کردن اون استشهاد رو .دیگه اسپیلت رو میدن وگرنه اسپیلت میره برای مصادره...🥺🥺
اصلا کار داداش من قاچاق نیست یه دونه خریده بود برای خونه ش توی هوای گرم... متاسفانه این اتفاق افتاده.
ماشینش هم صفر هست تازه دوهفته ست گرفته.
یعنی میخام بگم ن خودش نه ماشینش هیچ سابقه ی جابه جایی کالای قاچاق ندارن....
کسی بوده اینجوری شده باشه و کارش حل شده باشه؟
یاکسی تو آگاهی هست که یه راهنمایی کنه باید چکار کنیم،؟
یعنی ممکنه. واقعا. مصادره بشه؟ 😓😓
ماشین هم توپارکینگه ولی خب گفتن برای ماشین مشکلی نیست میشه درش آورد....
زایمان زودتر میشه؟؟
سلام دکتر خسته نباشید.
من الان 39 هفته ام (طبق اخرین پریود ۲۹/۸/۱۴۰۴ )
امروز سنو گرافی رشد انجام دادم 37 هفته گفته بهم(وزن جنین هم 3100)
زایمان طبیعی هستم و علایم درد و اینا ندارم
هفته گذشته معاینه شدم دهانه رحم 1/5 سانت بود
با دکترم صحبت کرده بودم گفتم میشه زودتر زایمان کنم که ایشون 27 مرداد رو پیشنهاد داد چون خودشون شیفت بیمارستان بودند.
حالا الان شک دارم که میشه زایمان کرد یا نه چون هربار سنو انجام میدم یک هفته تقریبا عقب تر نشون میده سن بارداریمو.
شیاف پروژسترون کدوم داروخونه شیراز گیر میاد
سلام خانمای شیراز
این شیاف پروژسترون نایاب کدوم داروخانه ها گیر میاد؟
این شیاف هم گرانبها شد و نایاب
باید روزی دوتا شیاف بزنم
ده تا دونه گیرم میاد میشه به اندازه پنج روز
از روز قبلش باید استرس گیراوردنش داشته باشی




