Ooma
کاربر گرامی خوش آمدید.  ورود|عضویت
انتخاب نام دختر و پسر
اسم دختر و پسر کردی همراه با معنی
ناممعنیمشاهده
آسو1- (در کردی) به معنی افق طلایی؛ 2- (در پهلوی) صورت پهلوی واژهی «آهو»؛ ...توضیحات بیشتر
آگرین1- آتشین، آذرین؛ 2- (در کردی) کنایه از آدم بسیار شجاع و پرکار است.توضیحات بیشتر
آلان(= الان، اران) [اران/arrān/ = آران، آلان و الان: آر (= آریا) + ان (پسو...توضیحات بیشتر
آوات(در کردی) به معنی آرزو.توضیحات بیشتر
آوین1- (آو= آب + ین (پسوند نسبت))، به رنگ آب، مانند آب، زلال، پاک؛ 2- (در ...توضیحات بیشتر
آیرین1- (کردی) آگرین، آهرین؛ 2- (در فارسی) آتشین.توضیحات بیشتر
اردلان(اَرد = پاک و مقدس + لان (پسوند مکان)‌)، 1- جای و مکان مقدس؛ 2- نام طا...توضیحات بیشتر
اسرین(کردی) اشک، سرشک.توضیحات بیشتر
باوان(کردی) 1- خانهی پدری؛ 2- جگر گوشه و عزیز.توضیحات بیشتر
بیریوان(کردی) شیردوش، زن یا دختری که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را می  دوشد.توضیحات بیشتر
پرژین(کردی) پرچین، حصار، پرچینی از گلهای ریز به دور باغات.توضیحات بیشتر
ترلان1- (در ترکی) مرغی از جنس باز شکاری را گویند؛ 2- (در کردی) 1) به معنی ز...توضیحات بیشتر
توار1- (در کردی) پرنده؛ 2- نوعی ریسمان؛ 3- (اعلام) 1) (توارکوه) نام کوهی د...توضیحات بیشتر
چنور(کردی) گیاهی خوشبو شبیه به شوید، که در بعضی از مناطق کردستان میروید.توضیحات بیشتر
دلنیا(کردی) 1- آسوده خاطر، مطمئن، فارغ البال؛ 2- اطمینان، تضمین.توضیحات بیشتر
دیلان(کردی) 1- رقص گروهی، نوعی آهنگ؛ 2- نام منطقه‌ای در کردستان.توضیحات بیشتر
راژان1- (کردی) خوابیدن، جنبیدن گهواره؛ 2- (اَعلام) روستایی در بخش سلوانا، ش...توضیحات بیشتر
روجا(کردی ـ فارسی) [روج (کردی) = روز، آفتاب + ا (پسوند نسبت)]، 1-  منسوب ب...توضیحات بیشتر
روجیار(کردی،rujyār)، 1- روزگار؛ 2- آفتاب. + ن‌.ک. روژیار.توضیحات بیشتر
روژا(کردی) روزها، آفتاب. + ن.ک. روجا.توضیحات بیشتر
روژان(کردی) روزها.توضیحات بیشتر
روژبین(کردی ـ فارسی) (روژ = روز + بین = جزء پسین بعضی از کلمه  های مرکب، به ...توضیحات بیشتر
روژدا[روژ = روز؛ (به مجاز) عمر، زندگی + دا (در کردی و لری) مادر]؛ (به مجاز)...توضیحات بیشتر
روژیا(کردی ـ فارسی) (روژ + ی میانجی + ا (پسوند اسم ساز))، روز و روشنایی.توضیحات بیشتر
روژیار(کردی) روزگار. + ن.ک. روجیار.توضیحات بیشتر
روژین(کردی ـ فارسی) (روژ = روز + ین (پسوند نسبت))، 1-منسوب به روز؛ 2- تابنا...توضیحات بیشتر
روژینا(کردی ‌ـ‌ فارسی) [روژ ‌= ‌روز ‌+ ین ‌(پسوند نسبت)‌ + ‌ا (پسوند‌نسبت)]،...توضیحات بیشتر
روناک(کردی) روشن، تابناک.توضیحات بیشتر
زریان(کردی) باد جنوب، باد دبور، باد سرد.توضیحات بیشتر
ژوان(کردی) میعادگاه عاشق و معشوق.توضیحات بیشتر
ژیار(کردی) 1- شهرنشینی، تمدن؛ 2- زندگی شهروندان.توضیحات بیشتر
ژینا[ژین(کردی) = زندگی + ا (پسوند نسبت)] 1- منسوب به زندگی(؟) ؛ 2- (به مجا...توضیحات بیشتر
ژینو[ژین (کردی) = زندگی + او /-u/ (پسوند دارندگی)]، 1-دارای زندگی؛ 2- (به ...توضیحات بیشتر
ژیوار  (کردی) زندگی.توضیحات بیشتر
ساکو(کردی) 1- کوه بدون گیاه؛ 2- ساده و بی آلایش؛ 3- یکسان و یکنواخت.توضیحات بیشتر
سایان(کردی) (سای = سایه + ان (پسوند نسبت))، 1- منسوب به سایه (؟)، م سایه؛ 2...توضیحات بیشتر
سایدا(کردی) (مرکب از سای + دا) سایهی مادر (؟).توضیحات بیشتر
سروه(کردی) نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز.توضیحات بیشتر
سروین1- (در قدیم) شبیه سَرو؛ 2-(در کردی) روسری و چارقد.توضیحات بیشتر
سوران(کردی) 1- نام منطقه  ای وسیع در کردستان؛ 2- یکی از چهار لهجه  ی اصلی ز...توضیحات بیشتر
سیپان(کردی) 1- بلندی مانع باد؛ 2- کوهی که در همه‌ی ایام برف داشته باشد؛ 3- ...توضیحات بیشتر
سیروان1- عربی شده ساربان؛ 2- (اَعلام) (= آب سیروان) نام رودی در غرب ایران، د...توضیحات بیشتر
سیوان(کردی، sēwān) 1- چتر، سایبان، چادر؛ 2- جمع سیو به معنی سیب  ها.توضیحات بیشتر
کازیوه(کردی) سپیدی صبح که همه افق را فرا گیرد.توضیحات بیشتر
کانیاو(کردی) 1- آب چشمه؛ 2- زمینی که با آب چشمه آبیاری شود؛ 3- گیاهی که با آ...توضیحات بیشتر
کژال(کردی؟) در بعضی از نامنامه‌ها زیباروی سیاه چشم معنا شده است(؟).توضیحات بیشتر
کژوان  (کردی) کوهنورد.توضیحات بیشتر
کیژان(کردی) دختران.توضیحات بیشتر
گلاره(کردی، gilāra ) 1- مردمک چشم؛ 2- حبهی انگور.توضیحات بیشتر
گلاویژ(کردی،gilāvež) نام ستاره‌ای که در شب‌های تابستان نمایان میشود؛ ستارهی ...توضیحات بیشتر
نشمیل(کردی) 1- زیبای دلکش و نازک اندام؛ 2- خوشگل.توضیحات بیشتر
نینا(کردی) اینها.توضیحات بیشتر
وینا1- بینا. [از ریشهی «وین»/vin/ به آرش دیدن در فرس هخامنشی «وئین» و در ز...توضیحات بیشتر
هانا(کردی) 1- زنهار، دادخواهی؛ 2- امید؛ 3- بینایی؛ 4- خواهش.توضیحات بیشتر
هژار(کردی) 1- بینوا، فقیر، تنگدست؛ 2- (اعلام) عبدالرحمان ابن حاج ملامحمد ش...توضیحات بیشتر
هورا1- (در سانسکریت) سورا (هورا) یک قسم شربت است که در بند چهار آفرینگان گ...توضیحات بیشتر
هیدی(کردی) آرام، آهسته، بردبار.توضیحات بیشتر
هیدیکا(کردی) به آهستگی.توضیحات بیشتر
هیرشهمتاتوضیحات بیشتر
هیرو(هیر = آتش + او /-u/= (پسوند نسبت))، منسوب به آتش؛ 2- آتشی و سرخ گون؛ ...توضیحات بیشتر
هیژا(کردی، hêžā ) گرامی، شایسته، گران‌بها.توضیحات بیشتر
هیمن(کردی، hemin ) آرام.توضیحات بیشتر
هیوا(کردی، hiwā ) امید.توضیحات بیشتر
اسامی دختر و پسر با ریشه های

نام های دخترانه و پسرانه شروع شده با