وزن گیری کم نوزاد و عکس مدفوع (عکس))
سلام خانم دکتر عزیز
و اومایی های عزیز
پسرم ۱۵ روزه اس تولدش ۳۱۰۰بود وزنش
امروز برای ۱۴ روزگی بردمش وزنش ۳۲۰۰ بود گفتن وزن گیریش خیلی کمه
شیر خودم میخوره ...همش دنبال سینه اس ...بعد از هر بار شیر خوردن تقریبا مدفوع میکنه و با صدا حالت کف داره انگاره ...طبیعیه؟
برا کم وزنیش چیکار کنم ؟
گاهی وقتا میخوابه ۳_۴ساعت ...من بیدارش کنم هر دو ساعت ؟
عکس مدفوعش اینطوریه👇👇👇
راجب تاخیر در پریودی
سلام خانم دکتر خوبین من آخرین بار ۷ اردیبهشت پریود شدم و اقدام داشتم الان ۶روز عقب افتادم و پریود نشدم. امروز صبح بیبی چک زدم دوتا خط بود ینی باردارم؟ و چند هفته هستم ؟
میشه توضیحات ببینین ک من حامله ام یا ن یا ممکنه چیز دیگ ای باشه
سلام خانوم دکتر و دوستان
من الان نزدیک ۷ماه دارم قرص دوفامد استفاده میکنم پریودیم منظم
سیکل پیش رفتم دکتر زنان بهم قرص اوزیل داد
روز اول پریودیم شروع کردم ب خوردم کلا دوروز پریود بودم
الان ک موقع پریودیم شده زیر شکمم خیلی درد میکنه سمت راستم درد میکنه امکان بارداری هس
چون ۳ماه اقدامم و این ک وقتی قرص دوفامد میخوردم دوروز ب پریودیم یا یک روز مونده ب پریودیم پریود میشدم
الان ی روز از موقعش هم گذشته ولی پریود نمیشم وزیر شکمم درد میک
سلام تفسیر سونوگرافی دوستم
سلام خانم دکتر عزیز . سونوگرافی دوستم رو تفسیر میکنید؟ ۲۵ سالشه بچه هم نداره و میخواد اقدام به بارداری کنه و روز ۱۲ سیکل هست
انجام سونو تعیین جنسیت
سلام خانوما .وقتتون بخیر.چندروز پیش سونو ان تی دادم.آیا سونو تعیین جنسیت هم انجام دادنش واجبه
یا بذارم توی ۱۸ هفته برم آنومالی
منظورم اینه که آیا توی سونوتعیین جنسیت غیر از جنسیت،اطلاعات دیگه ای هم داره که مفید باشه؟
مصرف سینورا در شیردهی
سلام خانم دکتر
من آرتریت روماتوئید دارم ،بعد از زایمان بیماریام شعله ور شد ،پسرم ۴ ماهشه، الان دکتر روماتولوژیم برام پردنیزولون ،هیدروکسی کلروکین ،سولفاسالازین،و آمپول سینورا تجویز کردن ،و گفتن دیگه نمیتونم شیر بدم ،از دکتر دیگر روماتولوژی هم پرسیدم ایشون گفتن میتونی شیربدی سردرگم شدم
الان بچم خیلی به شیرم وابستست،خودمم عذاب وجدان دارم که نمیتونم از دیروز به کوچولوی شیر بدم ،نمیدونم چه کنم،میشه راهنماییم کنید
هزینهiui چقدره ؟مراحل چطوریه؟
سلام هزینه ای یو آی برای بارداری چقدره حدود؟؟؟
قبلش باید عکس رنگی رحم بگیریم و آزمایش اسپرم همسر میخاد؟؟
درد سمت چپ شکم در ۱۷ هفته
بچه ها من از عصر تاحالا سمت چپ شکمم درد داره مثلا یه تیر میکشه ول میکنه این طبیعیه؟من ظهر یخنی خوردم میشه بخاطر نفخ باشه اولین باره اینجوری شدم
امینوسنتز و مراقبت های بعدش
سلام خانم دکتر و مامان های عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه من امروز میخوام آمینو انجام بدم بعدش چه مراقبتهای داره ؟
روز پنجم پانکچر معلوم نیست جنین قابل فریز هست یا نه یعنی چی😭😭😭😝
سلام خانم دکتر و دوستان
من پنج شنبه پانکچر شدم ۲۴ تا تخمک و ۸ تا جنین اما فقط دوتا دختر 😭😭😭😭 یکیش رو گفتن معلوم نیست قابل فریز باشه یا نه
فردا مشخص میشه
من دارم از غصه دق میکنم 😭 من یه دونه بچه میخوام و میخوام دختر باشه
این جمله که گفتن یعنی چی؟ گریدش بده اینجوری میشه؟
من روز پانکچر ۳ کیلو اضاف شدم که دو روزه از بین رفت هیچ علامت دیگه ای هم ندارم اما امروز از دکترم پرسیدم گفت نمیشه اون یکی جنین ریسکی رو فرش منتقل کرد چون از اول بهت دارو ندادم برای انتقال
قلبم تو دهنمه از استرس 😭😭😭😭😭
سونو واژینال stsهیستروگرافی
سلام خانم دکتر و خانوما دیروزهفتم سیکلم رفتم سونوی واژینال گرفت دکترم یعنی دوتا سونو یکی واژینال ساده اونیکی هم واژینالsts هیستروگرافی بعد با یه شیلنگ اب مقطر میزد تو لوله ها ک چک کنه پریودیم دیروز باید تمام میشد ولی امروز و هشتم سیکلمه شکم درد دارم ترشحاتم صورتیه خونیه طبیعیه؟این سونوگرافی قبل از بارداری تاثیری داره؟
کسی بوده که مشکلی نداشته باشه وبا باراولiui بگیره باردار بشه؟؟؟
چربی خون و تیروئید
سلام دکترجانم وقتتون بخیر باشه
همسرم چند وقت پیش با علامت درد قفسه سینه به بیمارستان مراجعه کرد دکترش براش یه چکاپ و نوار قلب نوشت متوجه شد که چربی خون داره و تیروئید
چربیش ۲۱۸
حالا من خیلی نگرانشم داروام بهش داده دکتر نوار قلبش گفته خوبه ولی گفته باید بیای تست ورزش و اکو قلب بدی من از استرس نمیدونم چیکار کنم میشه شمام این ازمایشارو ببینید در چه حد وضعش خرابه من واقعا دارم دیونه میشم از استرس ممنون میشم راهنمایی کنید
و اینکه میشه راهنمایی کنید چه غذاهایی خوبه واسش چون نمیدونم چه غذایی درست کنم براش
لکه بینی در 19 دوره
سلام خانم دکتر شبتون بخیر
بنده ماه قبل 23 اردیبهشت 30 دوره پریود شدم بعد این ماه 19 دوره یعنی 10 خرداد تا به امروز همش لکه بینی دارم خون تیره ، فقط یک بار پنج سال پیش اینجوری شدم
میشه بفرمایید مشکلم چیه دارو خاصی هست که مصرف کنم درست بشه یا باید به دکتر مراجعه کنم.
خونریزی بعد از ۲۵روز از زایمان طبیعی
سلام دکتر جان..من امروز ۲۵روزه از زایمانم میگذره ولی همچنان خونریزی دارم ...یه سری روز ها در حد یک یه روز قطع میشه باز مجدد پیام و مثل پریودیه زیاد نیس اما خوب امروز بهداشت میگفت باید قطع میشده تا الان ..
نظرتون چیه چیکار کنم چون توی زایمان اولم کلا تا ده روز بود اما این طولانی شد ..ممکنه از این باشه تا. و روز زایمان قرص آ اس آ خوردم (گفتن باید هفته ۳۶قطع میکردم اما دکترم نگفته بود و توی بیمارستان هم خیلی اومدن شکمم رو فشار دادن و معاینه کردن گفتن مشکلی ندارم)
ختنه به کدوم روش بهتره
سلام خدمت خانم دکتر عزیز و مامانای عزیز
میخوام بچمو ختنه کنم ولی هر کی یه چیزی میگه
یکی میگه حلقه ممکنه عفونت کنه بچه خیلی اذیت میشه واسه ادرارش هی میخواد گریه کنه چون نمیتونه دستشویی کنه
یکی میگه بخیه ممکنه بخیه هاش در بره شبیه گوشت اضافه بشه و زیبایی نداشته باشه
چیکار کنم؟
سوزش سر معده ام رو چیکار کنم 😩🤕
سلام و درود دکتر عزیز و مهربان
من چن روزه سر معده ام میسوزه خیلی کلافه ام ، و اصلا قبلا سابقه نداشتم ، فکر کنم بخاطر بارداری باشه
خواهش میکنم یه دارو یا راهکاری بگین من انجام بدم 🙏🏽😖
درمان خستگی مداوم و بی حوصلگی
سلام خانوم دکتر و اومایی های عزیز. من چندوقته خیلی احساس خستگی دارم حوصله ندارم و خاب درستی ندارم البته همش با بچم درگیرم دیگه خودتون که بهتر میدونید بچه داری سخته. و وزنمم کمه میخاستم اگه میشه بهم یه قرص یا مکمل خوب معرفی کنید که بگیرم بخورم که هم احساس خستگی و بیحوصلگیم بره هم انرژی بگیرم وهم وزن اضافه کنم خیلی لاغرشدم بعد زایمان. البته بچه هم شیر نمیدم. و اینکه قرص مارولین هم مصرف میکنم نمیدونم اعصابم از همینه یا نه؟. اشتها هم ندارم کلا در شبانه روز یه وعده اونم کم بزور غذا میخورم. هرچی بخابم و استراحت کنم هم بازم سرحال نمیشم. ممنون میشم مکملی دارویی معرفی کنید بخورم و عوارضی هم نداشته باشه اصلا و با قرص مارولین هم تداخل نداشته باشه. ❤️کلا آدم استرسی هم هستم. میخام وزنمم بیشتر بشه. همش احساس سستی دارم درحدی که توان ندارم فکر میکنم بلند شم از جام.
واکسن کزاز در هفته ۲۱
سلام ابا میتوانم واکسن کزاز رو در هفته ۲۱ بارداری بزنم
👶روند وزنگیری نوزادم چطور هست؟
سلام خانم دکتر شبتون به عشق⚘️
دخترم با وزن ۲۸۰۰ در ۳۸ هفته دنیا اومده شیر خودمو میخوره
الان ۳ماهو ۱۰ روزشه و وزنش ۵۱۰۰ هست.
از بعد از واکسنای دو ماهگی اصلا انگار آب شد بچم و اصلا وزن نمیگیره.
وزن دو ماهگیش ۴۴۰۰ بود.
رفلاکسم گاااااهی بندرت از گوشه لب میاره بالا.
تقریبا روزی ۳ بار مدفوع میکنه.
میتونم شیر خشک بهش بدم؟چ مارکی؟چه مقدار؟چند نوبت در روز؟
وزن جنین در ۳۳ هفته و ۶ روز
سلام خانم دکتر روزتون بخیر🌹
ممکنه سونوی منو چک بفرمایید. لازمه که داپلر برم؟
چه خبره چی شده توافق شده؟
سلام بچه ها من از اخبار بی خبرم
چی شد توافق شد ؟
ج ن گ تموم شد ؟
تهدید به خیانت همسر
خانوما میل جنسی شوهرم خیلی بالاس همش میگه برآورده نمیشه و تهدید به خیانت میکنه ۳۲ سالشه باشگاه بدنسازی هم میره
چی بهش بدم میل جنسی ش فروکش کنه ؟؟
خانمهای عزیز کرمانشاهی بیاید لطفا 🌹
سلام همشهریهای عزیزم 🌹
از آشناییتون خیلی خوشحالم ☺️
لطفا بیاید اینجا دور هم باشیم 🤩
توجیه کردن شوهر در رابطه
سلام دوستان شبتون بخیر
ببخشید بابت طرح این سوال🙏 اما میخوام بدونم چطوری میشه مرد رو توجیه کرد که توی رابطه جنسی خشن نباشه 😥
واقعا گاهی اذیت میشم و وقتی به شوهرم میگم اذیت میشم میگه اگه منو دوست داشته باشی مخالفت نمیکنی سرهیچی..مگه بدنت مال من نیس؟
پیشکسوت اوما کیه به نظرتون؟😅
سلام سلام
با بروزرسانی جدید تاریخ هارو دیدیم
گفتم ببینم پیشکسوتمون کیه🤣🤣
بگید ببنیم چجوری با اوماا آشنا شدید؟
من خودم زنداداشم بهم معرفی کرد البته من قبل این اکانت ی اکانت دیگه هم داشتم
😘
شوهرم به حرفهام گوش نمیکنه چیکار کنم؟
سلام دوستان اومایی لطفا یه راهکار بدین شوهرم به حرفهام گوش نمیده همش برعکسش و انجام میده واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم از دستش کارگر داریم میگم بگو خودشون غذا بیارن میگه نه باید تو بپزی دلم میخاد جرش بدم از دستش که انقد اعصبانیم نگین با ارامش حرف بزن هیچی سرش نمیشه
همه از خاتواده شوهر میگن من اینسری میخام از خاتواده خودم بگم 🥺
سلام خانوما شوهرم اخلاقای خاصی داره زود عصبی میشه و ب زبان میاره کاری که کرده ولی ب شدت مهربون و دل رحمه
ما خودمون داریم خونه درس میکنیم خیلی تحت فشار هستیم خانواده خودمم از این مسکن ملی ها تازه تحویل گرفتن برای هدیه پارسال همسرم ۱۷ تومن رفت شیرالاتشون رو برداشت براشون بعدش داداشم لب تاب میخاست ۵۰ تومن وام۱۵ درصد بهشون داد و هی۰ تشکری نکزد داداشم و البته گف ۳ تومن هدیه قبولی دانگشاه بده ی تومن داده بود دوتومن قرار بود بدیم که داداشم با وجود اینکه رتبه ش خوب بود رقت دانشگاه ازاد شوهرمم ناراحت شد گف وضعیت خانوا ت اینهنه بده ب زور هزینه خورد و خوراکشونو جور میکنن چرا درک نگرد و رفت ازاد منم دو تومن رو نمیدم و داداشم و مامانم رفتن ی تومت رو هم پس دادن'خلاصه گذشت و میخاستن پکیج بردارن براس خونشون شوهرم گف من یکم پول گذاشتم قراره ۱۰۰ تومن وام بگیرم ۳۰ وام رو میدم شما قسطش رو بدین وام جور نشد کلا ۷۰ جور شد خودمون بدهکار بودیم و چک داشتیم برای ساختنون ۲۰ بیشتر نتونست بده و خانوادمم کلی سرو سنگین شدن باهام تا ۴۰روز پیش که ما میخاستیم گولر بگیریم خودمون یک سوم جور کردیم دادیم و برداشتیم شوهرم ب مامان اینا گف شما هم ۱۰ تومن حور کنبن بیاین کولر بردلرین که اونا نتونستن حالا انروز مامانم زنگ زده طلبکار که شوهر تو ۱۰ تومن رو چرا نداد برای پیکیج حالا اون موقع نداد حداقل برای کولرمون ۱۰ تومن رو میداد منم گفتم ما خودمون خونه میسازیم بدهکاریم همش داره پول قرض میگیره و وام میگیره خودم الان تو شرایط متلسبی نیستیم ولی همش طلبکار که شوه تو قول داد بود ۳۰ تومت بده ۱۰ کم داد حالا برای کولر باید میداد با ی لحن بدی
ب نظرتون حق با کیه
از این ناراحتم که ه کلری شوهر من میکنه اصلا ب چشمشون نمیاد همش طبکارن
بچها بیاید تعبیر خواب😘😘😘😘😘
سلام بچها من نزدیکای صبح خواب دیدم خانم همسایه(پایه اصلی روضه ها تو کوچه خونه ایشونه)بهم نذری داد یه چیزایی تو پارچه سبز بود یکی رو گفت بزار زیر سرت نیت کن تا بهش برسی (یه خواسته دارم سالهاس اونو میگفت) اولین باره درباره ش یه همچین خوابی دیدم
بنطرتون تعبیر خوبی داره؟اگر میدونید راهنمایی کنید😘😘😘
🤔🤔🤔خانما بیاین یه مشورتی بهم بدین:آیا این دوستی باید خاتمه پیدا کنه؟؟؟!!
سلام خانما
من با چند نفر از دوستام ک بیستو چند ساله باهم دوستیم یه مشکلی دارم یعنی ناراحتم ازشون.
اول بگم دوستیمون از مدرسه بوده تا الان. اوایل فقط تو مدرسه و کارهای گروهی باهم بودم بعدها ک دیگه هر کدوم دانشگاهو اینا رفتم یکم فاصله افتاد و باز بعد از چند شرو کردیم مثلا چندماه یکبار بیرون از خونه کافه ای پارکی چیزی دورهمی داشتیم.
این وسط دوتاشون ازدواج کردن ک هم برای نامزدی هم عروسی دعوت کردن و رفتیم. کادوهامونم دادیم. بعد بچه دار شدن باز رفتیم پیش یکیشون کادو دادیم اون یکیم چون تو کرونا بود کادو براش واریز کردیم(منظورم اینه ک رسمو رسومو بجا اوردیم).
این وسط دو سه تاشون خیلی باهم دیگهدصمیمی ترن و بیشتر رفتو امد دارن باهم مثلا خرید میرن یا خونه همدیگه. منم با یکیشون صمیمی ترم ولی خب در کل در قالب یک گروهیم. و قرارهای گروهی میزاریم هرازگاهی.
حالا من عقد و عروسیم افتاد تو کرونا اون اوایلش ک چقدررر سختگیری ها زیاد بود مغازه ها بسته بودن و.... و واقعا هم نمیشد کسی رو دعوت کرد و مسیولیت کسی رو گردن گرفت. کل مهمونامون ۱۰نفرم نبودن ک اونم خودشون با مسیولیت خودشون اومدن یه عروسی خونگی گرفتیم و تمام.
خلاصه نشد دوستامو دعوت کنم. دیگه تقریبا دوسال بعد ک شرایط بهتر شد ولی همچنان کرونا بود باز دورهمی هامون بیرون از خونه شرو شد با دوستام و منم باردار بودم. دیگه یبار براشون شیرینی و ابمیوه و این چیزا گرفتم ب عنوان شیرینی عروسیم. و واقعا چون باردار بودم امکانشو نداشتم دعوتشون کنم خونم برا ناهاری شامی.خودشونم نگفتن میخواییم بیام یه سر پیشت مثلا در حد یه چایی میوه و اینا.چون برا اون دوتا قبل من ک عروسی کردن خودمون رفتیم پیششون بعد عروسی حتی اونا پاتختی ندادن گفتن میریم خونه خودش بعدا بهش میدیم و اون موقع دادن کادوشونو.
دیگه گذشت من زایمان کردم خب تو واتس تبریک گفتن بعد از چند ماه باز تو همون واتس یه بار با اون دوستم ک بچش چند ماه بزرگتر از بچه منه حرف سختی خونه داری و مهمون داری با بچه شد منم گفتم من دست تنهام و واقعا سخته برام بچهداری و هر وقت مهمون میخواد بیاد پیشم کلی اذیت میشم ک خونه رو مرتب کنم. چون بعد از زایمان دچار یه مشکلی هم شده بود و دردای جسمی هم داشتم روحیمم خوب نبود اصلا و در جریان مشکلمم بودن. دیگه هیچ وقت تا الان ک بچم ۳ساله نیمشه نگفتن میخوایم بیام پیشت منم حرفی نزدم هیچ کادویی هم به بچم ندادن هیچ کدوم. دیگه یبار بچم ۷ماهه بود قرار گداشتیم پارک اونجا اولین بار دیدینش بازم هیچی بعد از اونم هزار بار تا الان دیدنش باز هیچی.
چند وقت پیش یکی از نزدیکان اونی ک من باش صمیمی ترم فوت شد خب مراسماتو شرکت کردیم بعد از ۴۰ هم باصطلاح رییس گروه گف بیاین پول بزاریم رو هم براش لباس بگیرم از عزا درش بیاریم.دیگه براش گرفتیم رفتیم خونشون.
دیگه اینسری آخرای بارداریم بود باز قرار گذاشتیم همو ببینیم و یکیشون گف ایشالا زایمان کردی یه دو سه ماه بعدش ک سرپا شدی میایم پیشت دیگه کادوی عروسیو بچه اول و دومتو باهم یه جا میدیم.منم گفتم هر موقع دوس داشتین تشریف بیارین.
الان سه ماهه زایمان کردم خب باز تو گروه تبریک گفتن و فقط یکیشون زنگ زد بعدا بهم و احوالمو گرفت. این وسط حتی یکیشون یه بار نگف عکس بچه رو بفرست ببینیم(منظورم سر بی تفاوتی و ذوق نداشتنه)
چندین بار تو متن گفتم کادو کادو یه وقت فکر نکنید محتاج کادوهاشونم (یه ندار بازی هاییم درمیارن سر کادو دادن من همیشه بیشنر از بقیه کادو دادم)یا از چیزی ک خودم دادم بهشون ناراصیم نه اصلا و ابدا منظورم این نیست. منظورم سر بی احترامیه بنظرم بهم بی احترامی شده این وسط ب خودم به بچه م. دلیل این کارشونو نمیفهمم.
بازم تاکید میکنم اصلا کادوی دادن مسئله م نیست میدونم چیز قابلی هم نمیدن خمین چند ماه پیش گفتن نفری ۱۰۰تومن بزاربم رو هم برا اون دوستمون ک سیاهشو دربیاریم ک ب کسی فشار نیاد.من گفتم ۱۰۰ تومن؟،؟خیلی کمه که نمیشه چیز قابلی خرید برا طرف . چون تعدادمون کمه. فک کنید با ۴۰۰ تومن میخواستن این کارو کنن و کردن😐😬😐
اینو گفتم ک بدونید در این حدِ هزینه کردنشون یعنی همشونم بخوان هزینه کنن یه تومنم نمیشه و من هیچ چشم داشتی ندارم به این قضیه.
واقعا حس میکنم بهم بی احترامی شده.
الان برا هفته دیگه میخوان جمع شن یه مکان عمومی حالا از من پرسیدن جور میشه برات تو هم بیای کوچولوتو هم ببینیم؟؟؟
منم قصد ندارم برم نمیخوام بچمو سبک کنم. حتی انقد ناراحتم ک گفتم که دوستیمو باهاشون تموم کنم.
این وسط دو نفرشون در طی این چندسال دعوت کردن ک بریم پیششون برا ناهار.
خب من واقعا شرایطم فرق داشته اول ک کرونا بعدم بارداری و زایمان واقعا نتونستم دعوتشون کنم.
ولی خب دوستِ دیگم خودش گف میخوایم بیام بچه رو ببینیم دیگه باهر سختی با شوهرم خونه رو تمیز کردیم و یه شامی درست کردم اومدن.واقع قصدم نداشت شام بمونه خودم اصرار کردم گفتم یه چیز ساده درست کردم باهم بخوریم.
حالا نطرتون چیه؟حس میکنم این دوستی سمی هست😪
خانمااای خوش سلیقه بیایید نظر بدید راهنمایی کنید.
سلام خانمااا بنظرتون کدوم النگو روبگیرم؟؟ک شبیه تره به طلا و شیک تره
آقاااااا یه چیزی میگمخداییی بیاید توجیه کنید😬😬😬😬😬😬😬
میگماونی که تاپیکتون باز میکنه زحمت میکشه جواب میده مگه از بدکاریشه؟؟؟؟؟؟خدایی چرا یه عده اینجورن😬😬😬بابا براش پیام میزاری طرف اصلااا به خودش زحمت نمیده جواب بده یا لایک کنه
مثلا همین دکتر اوما با کلی محبت پیام میده طرف شعور نداره سلام بده جواب بده تشکر کنه☹️🙄
حالا اگه جواب ندی فرت فرت پیاممیزارن کسی نبود؟یعنی کسی نمیدونه ؟عجبا 🙄کمی .....
شمالیاااااا بیایدددد دستا بالاااااا
یکی از دوستان تاپیک هم استانی زد منم دلم خاست تاپیک شمالیا بزنم
عید قربان و تخمک گذاری
سلام خوبین دوستان میگم من شنیدم عید قربان جنین تشکیل بشه ۶ انگشتی میشه راسته من تخمک گذاریم امروز و فرداس چیکار کنم
میدونستم بی لیاقتم ولی نه تا این حد ..
دقیقا همین امروز که عازم مشهد بودم پریود شدم .. خیلی حالم بده نمیدونم باید چکار کنم ..
چقد دلم گرفت امشب خدایا هیچ زنیو منتظر نی نی نذار...
امشب خیلی دلم بی هوا گرفت
یه نفرو دیدم سریع باردار شده بود یاد بچه های اوما افتادم.
کاش هیچ زنی این انتظار براش طولانی نشه
یکی سریع باردار میشه یکی کلی منتظر میمونه
خدا جونم امشب برا همه منتظرا دعا کردم... 🤍🥺
اسم پسر رادان قشنگه؟؟؟
خانوما نظرتون راجب این اسما چیه
رادان قشنگه؟؟
خانماا بیایید باهم حرف بزنیم غیرازشما کسیو ندارم باهاش دردو دل کنم😔
سلام خانمااا ..دوباره درمورد رانندگی و گواهینامس🤦ببخشید هی میام اینجامیگم اخه غیرازشما کسیو ندارم🥹😔گواهینامو قبول شدم باراولم قبول شدم بعدش دوبار بایه مربی دیگ رفتم بهم گفتن خوبی راننده ای ...شوهرم دوسه باری منو برده داخل شهر همشم تو ماشین داد ودعوا ...همش میگفت ببین اون ماشینو زنه داره تازه یاد میگیره ازتو بهترمیپیچه توخونه هم کلی دعوا کرد گفت اینهمه بهم استرس میدی دیگ نمیبرمت نمیتونی اگ من نباشم کلی تصادف میکنی ماشینو میزنی اینوراونور😔خداییه ک بامنم میری نمیزنی خدانجاتت میده دیگ نمیگ مهارت داری اشتباه میکنی درستش میکنی...خلاصه حالم گرفتس خیلی دلم میخواد راننده شم ولی نمیشه نمیتونم 😔😔چرا فقط من اینجورم 😔مادرشوهرم دخترش رانندس چندساله توجمع میگ امیرعلی(امیرعلی پسرمنه ۲سالو نیمشه)میگه عمه فرمونو قشنگ اینجور میکنه مامان کج میکنه😔اونقد دلم شکست اخه بگو زن دخترتو چندساله رانندس من ازکجا بدونم اون اوایلش چی بوده؟؟؟!!!پسرمنم چون همیشه باما میاد باباشم غرمیزنه توماشین میبنیه حرفای اونو تکرار میکنه ...
داره ج ن گ میشه سطح دغدغه ی من😊
سلام
یاد ی خانمی افتادم که تاپیک زد اسپرمو با سرنگ ریخته بود تو خودش
سرکاری بود یا واقعی نمیدونم
اگه حامله شدی خبر بده🤣🤣🤣
من اسمارو یادم نمیمونه کی بود
خاتمه دادن به دوستی ۲۰ ساله
سلام دوستان
چند روز پیش یه خانمی اینجا برای دوستی هاشون پرسید الآن منم میخوام بپرسم.
من یه دوست صمیمی داشتم که البته خیلی زیاد صمیمی نبودیم چون اون دوستان دیگه ای هم داشت که با اونا بیشتر دوست بود یا جنس رابطش با اونا فرق داشت. برای هم تولدها و ولنتاین کادو میخریدیم. من همیشه یه چیز بهتر از او میگرفتم نه خیلی گرون و عجیب غریب ولی از او بهتر بود کادوم.
این دوستی ما از خیلی سال پیش شکل گرفت حدودا ۲۰ یا ۲۵ سال پیش.
ما با هم کافه و پارک زیاد میرفتیم و پاتوق داشتیم بعضی جاها.
تا سال ۹۸ که من باردار بودم و او نامزد کرد و نامزدیش رفتم. یکی دو ماه بعدش عروسی کرد ولی خب من زایمان کرده بودم و چله من رد نشده بود و نرفتم. او هم دیدن پسرم نیامد نه از روی ناراحتی که نرفتما چون موقعی که بهش گفتم بخاطر چله م نمیام عروسیت اولش گفت این حرفا قدیمی شده اما من گفتم بخاطر اینکه چلم نیوفته نمیام اگه اتفاقی برای تو بیوفته من همش گوشه ذهنم درگیر تو میشه.
اما خب بهرحال دیدن پسرم نیامد. درصورتی که قبل از بچه دار شدنم با هم یه روز بیرون بودیم گفت میخواد واسه بچه دوستش کادو بخره اون سال یعنی ۱۰ سال پیش کادوی ۳۰۰ هزار تومنی خرید براش.
دیدن پسرم نیومد و یکی دوسال فقط تلفنی در ارتباط بودیم اونم ازدواج کرده بود و شوهرش خیلی اهل سفر بود همش با هم مسافرت میرفتن. بعد سه سال اینا دوباره ما با هم بیرون رفتنامون شروع شد که پسرمم با خودم میبردم اون موقع سه سالش بود .سخت بود ولی خب بخاطر خودم و دوستم مجبور بودم. اگه شوهرم بود نگه میداشت اگه نه میبردمش.
تا پارسال که من باردار شدم و چهار پنج ماه حال خیلی بدی داشتم همش ویار و اینا نشد بهش زنگ بزنم اونم نزد. یه روز قرار گذاشتیم رفتیم کافه با پسرم. گفت یه حرفایی میخواد بهم بگه که چرا چند ماه خبری ازش نبوده.
گفت از شوهرش داره جدا میشه و چند ماهه جهازش و جمع کرده رفته خونه باباش و اتفاق بدتر اینکه متاسفانه درگیر سرطان هم شده.
من وقتی شنیدم حالم خیلی بد شد زدم زیر گریه که چرا نگفتی بهم و دوست داشتم تو شرایط سخت کنارت میبودم و اینا. گفت چون میدونستم اعصابت بهم میریزه نگفتم و دوستای دیگمم خودشون فهمیدن🤔
بعدم چون شکمم دیگه داشت لو میداد منو گفتم باردارم و اینا
بعد هفته ای دو بار با هم قرار کافه و پارک و اینا میذاشتیم غذا بیرون میرفتیم و اینا تو همه این ملاقات ها پسرمم بود.
خیلی سختم شده بود پشت فرمون بشینم و برم رو نیمکت توی پارک یشینم اما میخواستم جبران کنم روزایی که نبودمو و نمیدونستمو.
تا اینکه یکی دو هفته مونده بود به زایمان من اون یه عمل داشت که درواقع پایان سرطان بود و دیگه تموم میشد البته عمل سختی هم نبود. بهش گفتم دوست داشتم بیام پیشت بمونم اما انقدر شکمم بزرگ بود که یکی دو هفته آخر همه کارامو مامانم میکرد من اصلا نمیتونستم تکون بخورم. شانس من افتاد به جنگ و اینا من تا هفته چهلم سزارین دومم صبر کردم که اوضاع آروم بشه برم پیش دکتر خودم زایمان کنم اما نشد. اینارومیگم که بدونین خیلی شرایطم سخت شده بود.وقتی عمل کرد بهش زنگ زدم و گفتم که نمیتونم بیام ولی تا آخرین روزی که میتونستم باهاش رفتم بیرون و برای حال خوبش تلاش خودمو کردم.
من زایمان کردم اما او اصلا زنگ نزد حتی حالمو بپرسه و دیدن بچمم نیامد. همونطور که پسرمم نیامد ببینه. الآن دخترم نزدیک یکسالشه ولی اصلا خبری ازش نگرفته. خودم یک بار بهش زنگ زدم همون اوایل زایمانم حالشو پرسیدم ولی اونه.
تو اینستا هم میدیدم پست هایی که مربوط به دوست و اینا بود لایک میکرد و اون یکی دوستاشو تگ میکرد زیر پست. یا استوری میذاشت واسه دوست اونا رو تگ میکرد. من تو هیچ استوریش نبودم.
شوهرم میگفت شاید حالش خوب نیست گفتم تو اینستا فعاله همش اینو اونو استوری میذاره.
من موندم چرا فقط همین...
الآنم نزدیک یکساله دیگه من زنگم نزدم بهش. خس میکنم خیلی حقیر میشم...
همسایه جدید اومده و من احساس میکنم نظم همه چیز به هم ریخته
سلام عزیزان خوبین
ما تو یه ساختمون دو طبقه زندگی میکنیم که ۴ واحده. دو تا همسایه خوب و بی آزار داریم. طبقه بالای ما خالی بوده و الان با اومدن مستاجر جدید احساس میکنم نظم زندگی به هم خورده. انگار ساختمون تبدیل شده به آشغال دونی
انقدر که وسایل و گلدون های به درد نخور همه جا گذاشته.
با خودم میگم خب یه مدت بگذره و برنداره تذکر میدم. از اون طرف ساختمون که از دیوار صدا درنمیومد پر سر صدا و پر رفت و آمد شده.
یک هفته ست که اومدن و من واقعا به هم ریخته م.
این طبیعیه ؟




