- نحوه خوابیدن در بارداری198 بازدید7 پاسخ
- شما راهکاری ندارید برای خواباندن چند ساعت نوزاد دوسه ساعت
شنیدم دیفن هیدرامین بهش بدی میخوابه ولی میترسم امتحانش کنم گفتم شاید راهکاری باشه ممنون میشم راهنماییم کنید >خواباندن نوزاد سه ماهه762 بازدید46 پاسخ - بعد اینکه بچه من بیشتز سمت چپ تکون میخوره و از اونجا که باید به پهلوی چپ بخوابم میترسم جنین له بشه امکان داره ؟>خانم دکتر عزیز و مامانم های قشنگم میشه بیاید کمک455 بازدید19 پاسخ
- بچه ها میشه هر کسی تجربه داره بیاد کمک518 بازدید18 پاسخ
- پسرم کلا از نوزادیش هم خواب خوبی نداشت الانم که میخوابه واقعا بد میخوابه شبها شونصد مرتبه از خواب میپره مثلا یهو پا میشه میشینه من دوباره میخوابونمش بعد یکی دو ساعت دوباره همین بساطه ، بچه های شما هم میخوابن شبها توی خواب چند مرتبه میپرن یا اینکه یکسره تا صبح میخوابن؟ لطفا اگه تجربه ای دارید جواب بدین چون واقعا مهمه برام>کیفیت خوابیدن کودک ۴ ساله380 بازدید13 پاسخ
- ی سوال دارم
چرا موقع خوابیدن به هر طرف که میخوابم احساس میکنم دنده هام داره میزنه بیرون😄نه طاق باز میتونم بخوابم نه به پهلو..
با اینکه از بالش هم استفاده میکنم زیر شکمم و بین پاهام ولی اصلا نمیتونم بخوابم🙃🙃🫠🫠>درد گرفتن پهلو هنگام خوابیدن480 بازدید7 پاسخ - دختر من از عید رو تاب میخوابه یه ربع بیست دقیقه بعد میذارمش تو رختخوابش چند روزه میخوام برش دارم گریه میکنه و میذارمش تو رختخواب باز بیدار میشه یا رو پا میذارم یا لالایی میخونم یا باز میذارم تو تاب شاید دو ساعت طول بکشه کامل بخوابه . چی کار کنم به نظرتون ؟ >بچه های ۲ تا ۳ سال تون رو چجوری میخوابونید ؟775 بازدید157 پاسخ
- به یک طرف خوابیدن نوزاد489 بازدید4 پاسخ
- من عادت داشتم رو شکم بخوابم ولی الان دیگه بخاطر بارداری نمیتونم
میخواستم ببینم بالشت بارداری u شکل تاثیری خواهد داشت؟ >بالش بارداری مناسبه؟720 بازدید13 پاسخ - من شیرخودمو به نیلای میدم و حالا میخوام از شیر بگیرمش چطوری اینکارو انجام بدم ک کمتر اذیت بشه و راحت بتونه شیرو ترک کنه
نیلای در حال حاضرفقط هر وقت ک بخواد بخوابه شیر میخوره
بعضی شبا هم یکی دوبار بیدار میشه یکم شیر میخوره دوباره میخوابه
ممنون پیشاپیش😘😘❤️❤️>از شیر گرفتن کودک ۱۵ ماهه549 بازدید4 پاسخ - امروز صبح انتقال جنین داشتم
بنظرتون نمیشه برم روی دست چپ یا راست بخوابم ؟
فقط رو کمر بخوابم و گاهی پاهام جمع میکنم
یه بالشتم زیر زانوهام که کمرم درد نگیره
شما چیکارا کردین چطور بود طرز خوابیدنتون
چیزی لازم هست یا توصیه ای
♥️🙏>امروز انتقال جنین داشتم طرز خوابیدنتون906 بازدید79 پاسخ - ساعت ۱۰ و خورده ای شوهرم داشت با ابجیش تصویری حرف میزد منم چون بچه ها ظهر کم خوابیده بودن و خوابشون میومد جاهارو پهن کردم بعدش اکای و کاران پیش هم میخوابین یعنی جاهاشون نزدیک همه و دوتا بالشت میذارم وسطشون که غلت نزنن تو جای هم بعد بچه ها ک داشتن تو جاشون بازی میکردن شوهرم گوشی رو گرفت سمشتون خواهرشوهرم دید جای اینا پیش همه بعد برگشت گفت وای شماها عقل ندارین چرا این دوتا رو میذارین کنار هم بخوان این چه وضع تربیت بچه هستش بعدش شوهرم برگشت گفت به خودمون مربوطه و فلان الان من ذهنم درگیر شده یعنی کار اشتباهی میکنم جاشونو کنار هم پهن میکنم؟! >خوابیدن پسرام کنار هم1,570 بازدید406 پاسخ
- بدخوابیدن و کج شدن گردن ب سمت راست408 بازدید17 پاسخ
- بچه ها ی سوال واقعا ذهنم درگیرکزده1,406 بازدید78 پاسخ
- من ۱۷ هفته ام جفتم خلفی
امروز دوبار وقتی صاف خوابیدم قشنگ حس میکنم خودشو جمع میکنه
مشکلی نباشه ؟ نگران شدم >جمع شدن جنین در شکم1,215 بازدید20 پاسخ - و احتمال خفگی نوزاد وجود دارد؟
من فقط به حالت طاق باز خوابم میبره.>خوابیدن طاق باز در بارداری1,593 بازدید3 پاسخ - پسر من فوق العاده مقاومت داره برای خوابیدن
حتی روتین رو انجام میدیم
کلی قصه میگم براش
همه چی رو فراهم میکنیم ولی تا ب اون نقطه برسه ک یهو خوابش ببره یا گریه میکنه یا میخواد پاشه بره
بعد خسته ک میشه رفتارش خیلی عجیب میشه ، همه چی رو پرت میکنه، من رو میزنه، کلافه و عصبی میشه
خلاصه ک کوه میکنم انگار تا بخوابونمش 🥴
کلا پسر خوب و خوش اخلاق و باانرژیایه، زود و راحت ارتباط میگیره با آدما، در کل من چند تا مساله دارم باهاش: خیلی سخت میاد پوشک شو عوض کنم، خیلی سخت میاد بشینه غذا بخوره همش راه میره وسطش، چیکار کنم راحت تر باشه انجام این کارا؟
خیلی ممنون میشم کمکم کنید>خوابیدن بچه و رفتارهای مختلفش554 بازدید37 پاسخ - شبتون بخیر ❤️
من از هفته ۶ سعی بر به پهلو خوابیدن داشتم
الان شبا یهو شوهرم بیدارم میکنه میبینم طاق باز خوابیدم .
یا ی کم ب شکم میشم .
شما راهکارتون چیه واسه تکون نخوردن؟
طاق باز خوابیدن خیلی بده؟>به پهلو خوابیدن درهفته ۱۴640 بازدید103 پاسخ - بچه ام از چند هفته میشه ک شبا میخوابه تا صبح بیدار نمیشه برا شیر،اگه هم بیدارش کنم به زور بیدار میشه فقط دو سه تا میک میزنه برمیگرده میخوابه وشیر نمیخوره، البته روزا کم میخوابه و در طول روز هم زیاد شیر بالامیاره
ممکنه بچه ام مشکلی داشته باشه یا طبیعیه؟؟نگرانم>بیدار نشدن نوزاد دو ماهه و شیر نخوردن در خواب2,385 بازدید21 پاسخ - من ۱۷ هفته و ۲ روزم و ب پهلو میخابم و اکثرا ی متکا میزارم ی سمت بدنم ک کج باشم
اما نصفه شب از خواب بیدار میشم،، میبینم به قفا خوابیدم
اصلا دست خودم نیست
خطرناکه این مورد؟>هفته هجدهم بارداری و نحوه خواببدن528 بازدید8 پاسخ
سلام بچه تو رو خدا بیایید بهم راهکار بدید
شوهرم فانتزی جنسی خیلی بده داره سر این چیزا خسته ام که دیگ شدم یه آدم روانی و افسرده
۱۴ نفر برای قرائت زیارت آل یاسین
سلام خانما وقتتون بخیر🌹
اگه تمایل داشتین ۱۴ نفر جمع بشیم و از ۹ آبان تا ۲۲ام که شهادت حضرت زهراست هر روز به نیت حاجت هر نفر زیارت آل یاسین بخونیم.
راهنمایی بالا بردن کیفیت رابطه زناشویی
سلام خانوما
من واقعا بلد نیستم چطوری رابطه زناشویمو بهتر کنم
اصلا نمیدونم موقع سکس چی باید بگم
اصلا خجالت میکشم
همسرمم همش میگه چرا ساکتی ی چیزی بگو
ولی اصلا من حرفی ندارم
میگه از فانتزیات بگو
من خب فانتزی ای ندارم
چیکار باید کنم چی باید بگم
(ی دختر یکسالو و دو ماهه دارم که کنار خودمون میخوابه )
انتقال سه جنین چهار روزه ب رحم جایگزین
سلام خانم دکتر عزیز و دوستای عزیزم من سه جنین چهار روزه دوتاش کیفیت b یدونه A ب رحم جایگزین انتقال دادیم خانمه سن ۳۶ سال. رحم سه خطی توسنوش نوشته خونرسانی خوب اندومتر ۱۱
قبلا هم یبار دیگه رحم جایگزین شده و مثبت شد یه دختر تحویل داد. منم امیدوار ب مثبت شدنش باشم با این شرایط؟؟؟
دیگه جنینی ندارم . و تنها امیدمه . الان شش روز از انتقالش گذشته
کسی هست با جنین چهار روزه مثبت بشه؟ اخه اکثرا دیدم سه روزه و پنح روزه انتقال میدن
لطفا برام دعاکنید 😭♥️
پارگی کیسه اب در هفته هفده بارداری 😭😭😭
سلام خانم دکتر و خانمای عزیز من از سرشب درد داشتم با اخرین درد شدیدم یه ابریزشی واضح داشتم تست امنیوشور گرفتم اومدم زایشگاه مثبت شد و کیسه ابم سوراخ شده.
کمک کنید کسی تو این شرایط بوده به سلامتی بگذرونه؟؟؟
من بعد از دو تا سقط و دوتا فوت بچه اینو IVF کردم 😭😭😭
اومایی های عزیز بخصوص خانمای باردار
لطفا اگه این تاپیک رو دیدین از ته دل برای پسر فامیلمون ۱۲ سالشه
سرماخوردگی گرفته بود فقط😭
یکدفعه ای رفته کما هوشیاری ۳
سه روزه دلیلشو پیدا نکردن
لطفا لطفا براش انرژی بفرستید دعا کنید
پیشا پیش مرسی از همتون.
میشه کمی درد دل کنیم
سلام دوستان
ببخشید من چند مدته سر نمازام خیلی گریه میکنم گاهی با چند قطره اشک آروم میشم گاهی ب هق هق میرسم
با کسی جز خدا درد دل نمیکنم
الان خواستم با شما حرف بزنم
کم آوردم خیلی کم آوردم شوهرم یه مدته بی کار شده شرایطمون واقعا سخت شده
همش دارم برای تو دلیم گریه میکنم ک چرا باید تو چنین شرایطی باشیم 😞
کدوم بیمارستان زنان و زایمان شیراز برای بستری بهتره؟
سلام
مامانای شیرازی
کدوم بیمارستان برای بستری شدن بهتره؟ممکنه بستریم طولانی بشه
زینبیه یا حافظ؟
بارداریم پرخطر هست باید بیمارستانی باشم که ان آی سی یو داشته باشه
برای خودمم تجهیزاتش خوب باشه
من امروز تست زدم مثبت شد
بچه کوچک شیر خوار دارم. ۸ماهش هست سخته برام یه بچه دیگه
راهکار بهم بدین لطفاً ۱ماه گذشته از پریودم
اگر سقط کنم تاثیر روی شیر میزاره
ایست قلبی دوقلو در ۸ هفتگی
سلام خانوما ،۸ هفته و ۳ روز رفتم سونو ،جنین دوقلو باردارم بودم ولی متاسفانه هر دو ایست قلبی کردن ،چی بخورم زودتر سقط کنم
مشورت با خانمهای با تجربه
سلام عزیزان
من مادربزرگم فوت شده و چند روز دیگه چهلمشون هست
حالا ازتون مشورت میخوام
میخوام ببینم وظیفه من هستش که خانوادم رو از عزا در بیارم؟؟
من تجربه ای ندارم و رومم از کسی بپرسم
زنان زایمان و بیمارستان در تبریز
باسلام
خانم های محترم تبریزی لطفا پزشک زنان و زایمان معرفی میکنین که عمل سزارین با قیمت مناسب بکنه؟ و کدوم بیمارستان ها قرارداد دارن
خانما کسی کراسفیت رفته؟
سلام وقتتون بخیر. بنظرتوت کراسفیت برای چربی سوزی خوبه؟ کسی تا حالا رفته ؟ من هیچوقت از بدنسازی نتیجه نگرفتم اصلا نمیتونم تحمل کنم حالم خراب میشه ولی خب ورزش هم نکردم وزن اضافه کردم. نظرتون چیه؟
سلام خانوم دکتر سوالم راجب به آمپول انوکسا هست
من موقع تزریق این آمپول خیلی دردم میاد چه دور ناف باشه چه بازو باشه کبود میشم . خواستم ببینم چیکار باید کنم دردش کمتر باشه
از پماد بی حسی میشه در دوران بارداری استفاده کرد و چه مارکی میتونم استفاده کنم
خانما شما بچه هاتونو پیش کسی میزارین
خانما من بچموفقط پیش مامانم میزارم که اونم فقط میزاره جلوی تلویزیون بچه رو یا بهش غذا میده بچه ی منم رفلاکس شدید داره اذیتمیشه
اگه پیش کسی هم نزارم دیگهدیوونه میشم چقدر آدم با بچه توخونه تنها بمونه
شما چیکار میکنین با بچه
تشنج بدون علائم نوزاد
سلام خدمت خانم دکتر و مامانا
خسته نباشید
مامانایی که تجربه ی تشنج دارن بیان توروخدا دارم دیوونه میشم اینقدر گریه کردم
دیروز پسرم صبح یهو شروع کرد به جیغ زدن تقریبا دو سه ساعت همینطور جیغ میزد و هر کاری میکردم آروم نمیشد شیر هم دیگه نمیخورد
تبشو چک کردم 36.8 بود
دیگه با کلی ترفند آروم شد و چشماشو بست شروع کرد ناله کردن
بردمش بیمارستان گفتن تنگی نفس داره
اونجا که بودیم و داشتیم کارای بستری رو انجام میدادیم چشماش حرکات غیر معمول داشت گفتن باید NICU بستری بشه
خلاصه شب گفتن این بچه تشنج کرده
مگه میشه بدون علائم آخه؟
اخر شب ضربان قلبش شد 230 که دارو زدن بهش به زور اومد پایین الان میگن گلبول های سفیدش نصف حد معمول هست و خیلی پایینه و عفونت وحشتناک گرفته از اون ورم میگن کبدش بزرگ شده
حالا گفتن میخوان فردا مایع نخاعی بگیرن ازش دارم دیوونه میشم
کرج بیمارستان امام علی بستریه
عوض کنم بیمارستانشو یعنی؟
مامانایی که تازه فارغ شدن میشه یه مشورت بهم بدین
سلام مامانا خوبین نینیاتون خوبنن؟
ایشالا همیشه سالم باشید
به نظرتون چند دست لباس سایز ۰لازمه ؟
من دودست سه تیکه برا بیمارستان گرفتم و سه دست سایز یک به نظرم سایز صفر هام کمه
سایز یک تقریبا از چه سنی تن کوچولوهاتون شد
اینا رو که کنار هم میذارم سایز صفر و یک تفاوت زیادی باهم ندارن
به نظرتون کافیه یا اضافه کنم؟
متاسفانه سونوگرافی دوم هم نتیجه قبلی رو تایید کرد
سلام دکتر گرامی و دوستان عزیز
امیدوارم سلامت باشید و بچه هاتونو به سلامت در آغوش بگیرین و خیرشونو ببینید عاقبت بخیری و موفقیت هاشونو شاهد باشین
من مجددا سونوگرافی دادم و نتیجه همون شد که ایست قلبی و ختم بارداری،نمیدونم چه روشی واسه دفع بهتره اما ترجیحم توی خونه هستش اگه تجربه دارین بهم کمک کنین لطفا
آیا مدفوع نوزادم خلط دار هستش؟
سلام وقت بخیر دکتر عزیز و همراهان عزیز اوما
اول از همه خیلی معذرت میخوام بابت عکس 🙏🏻🫠
ایا این مدفوع خلط دار هستش من سر درنمیارم، شیر خودمو میدم و بعضی شبا که نمیخوابه یه ۶۰ یا بعضی وقتا ۳۰ سی سی شیر خشک آپتامیل میدادم بعدش با اون نفخ میکرد در حد سه یا چهار باری هم شیر خشک سوپرامیل خریدیم به گفته ی دکترش که نفخ نکنه، که با سوپرامیلم خیلی دیر مدفوع میکرد و یک روزی طول میکشید و همش گریه میکرد تا دفع کنه و من حس میکردم با سوپرامیلم نفخ میکنه، خودمم شیر اصلا نمیخورم، در حد یک قاشق ماستم اگه دلم بخواد سر سفره میخورم، حالا امشب دیدم مدفوعش این مدلی شده، و اینکه ایا مدفوع نوزاد بودار هستش یا نه بو نمیده؟
ببخشید سوالم اینقد پیچیده و زیاد شده ، و اینکه نمیدونم قبلا هم اینجوری شده یا نه من دقت نکردم، بعد اینکه مدفوعش بعضی وقتا حالت آبکی داره طبیعیه؟ و ادرارشم زرد رنگه، ایا باید بی رنگ باشه؟ مخصوصا شب تا صب که ادرار میکنه ، دیگه نمیدونم از قنداقیه ک میکنم یا عفونت داره😬🥺
و اینکه من مریض شدم و قرص استامینوفن مصرف میکنم، البته امروز کلا نخوردم
نامه ی دوم به الوند و آسمان
الوند و آسمان نوشتن این نامه صبح روز شنبه ساعت ده و بیست و هفت دقیقه ی پنجم اردیبهشت سال هزار و چهارصد پنج اتفاق افتاد.
زمانی که درد زایش کلمات استخوان مغزم را شکسته بود و تو الوند برای چنگ انداختن به آسمان به پای سمت راستم آویزان شده بودی و آسمان بارانی برای اینکه آبی بماند در آغوشم سنگر گرفته بود.
درست همان زمانی که بره های چرخ شده در همبستری با پیاز های نیم سوخته با آرزوی چریدن در علفزارها آبستن معنای جدیدی از زندگی بودند همان لحظه بود که این نامه با این جمله برای شما متولد شد
یک زن برای اینکه موفق شود باید یکی از این سه کلمه باشد مجرد ، معشوقه ، مطلقه
نمیدانم وقتی شما به این جمله رسیدید چه میکنید ؟ موافق این خط خطی های آشفته ی ذهن مادرتان هستید یا نه؟ اما حتم دارم پدرتان با شقیقه متورم از رگ های پیشانی و چشمانی تا حد ممکن باز و پره های بینی که تا جای ممکن کش آمده در حالی که یک زانویش را در بغلش جا داده و یک پایش را در زیر نشیمنگاهش گذاشته و سعی میکند منطقی ترین کلمات را روی خشمش سرپوش کند در حالی که تک تک استخوان های صورت و جمجمه اش از خشم سر می رود میگوید این حرف ها از اساس بی پایه است و زاییده ی ذهن زنیست که دارد گوشه ی آشپزخانه خاک میخورد
بعد مطمئنا سه یا چهار زنی که از قضا هم همسرند هم مادر هم موفق برای من قطار میکند و بعد وقتی سوت آخر مکالمات به صدا در آمد دستانم را می گیرد و می گوید مدرسه که باز شود اوضاع بهتر می شود بعد می رود روی تراس کنار قناری و شمعدانی ها و به سیگارش عمیق تر ، متفکرانه تر وشاید غمگین تر پک میزند و فکر میکند مقصر این افکار در هم برهم من خودش است .
اما او نمیداند او یکی از هزاران دلیلی است که من را به این فرضیه ی تلخ رسانده است.
مثلا فکر لک های قهوه ای که ته استکان های جهازم لم میدهند و چای بهار نارنج را رنگ پریده میکنند ، فکر سوسک های نیمه شب که با دهن کجی به مایع های ضدعفونی کننده پی شلختگی های من میگردند و تتمه ی زنانگی ام را با خود میبرند به فاضلاب های این شهر ،فکر شوری غذاهای این دستان بی نمک که مدت ها می شود سوژه ی زنانی که خوب شور می اندازند ، فکر رخت های چرک خورده ته حمام که بین خستگی ها روز مردگی مچاله می شوند ، فکر اینکه کیک هویچم مثل زندگی ،چه در خودش کم دارد که بعد از رسیدن بادش میخوابد و وا می رود .
همه ی این فکر ها نمیگذارد که خوب فکر کنم.
بعد میگویم گور پدر این اراجیف ذهنی چه عایدی دارد این خانه داری
بعد فکر میکنم بهتر است بروم به مغازه ی زیبایی و نقد و نسیه کمی زیبایی بخرم مثلا این موهای سیاه بخت که نمیدانم در پی روسفیدی چه کسی هستند را رنگشان کنم و جای قناری بفروشمشان .
یا قامتم را بیندازم روی پاشنه های بلند تر ، آشیل نیست که بکشد مرا
نهایت کمرم صاف نخواهد شد اینطور شاید بشوم شبیه زنان مجله ی وگ .همان قدر زیبا همانقدر فریبنده همانقدر خواستنی
بعد فکر میکنم اگر چنین کنم مبادا در و همسایه ها به گوش مادرم برسانند و او ناراضی باشد و سر نمازهایش کمتر دعایم کند که زن زندگی نبودم که بجای اینکه به فکر آرامش خانواده باشم رفتم پی فریبندگی ، بعد سینه چنگ بزند که چنین و چنان بزرگت نکردم
تو باید زن باشی . دستمال به دست خانواده . که آنها هی گند بزنند و تو پاک کنی ولی تو خود چنین نباش که زن باید نماد درایت و هوش باشد نماد سادگی.
یا مثلا همان عمه ی تان که سعی میکند خدا را در حوزه بشناسد ، پشت تلفن نمیدانم به چه کسی علم زن بودن یاد میداد
میگفت :او مرد است ، گاهی اوقات عصبی می شود تو اما فهم پیشه کن و خشمت را چای هل دار کن و بگذار تا دم بکشد که وقتی وقت هم خوابگی رسید حرفت را با آرامش بگویی .
با خودم گفتم اینطور این خشم ها که کم کم انبار میشود ته گلو و خاک خورده میکند روحش را. بعد فکر کردم خب خاک خورده شود. زن ها همان طور که مادرم گفت بلدند چطور دستمال به دست بگیرند بیفتند به جان خانه یشان حتما با همان دستمال هم وقتی تمام خانه خواب هستند می روند یک جای گرم جایی که چشم اهالی خانه بهشان نیفتد و غم هایشان را پاک می کنند .
میدانید آخر زن نباید غمین باشد . غم که داشته باشد آینه ها غبار میگیرند و دیگر بوی زعفران قیمه ها در خانه نمیپیچد . باید غم را بگذارد لای روسری بیندازد ته صندوقچه که مبادا بی هوا بپرد بیرون و احوال خانه را دگرگون کند . فرقی هم ندارد این اندوه چنگ در کجای قلبت می اندازد. زن اما باید زود سرپا شود که عشق از تا نیفتد و رخت خواب مشترک سرد نشود که اگر یخ کند میتواند چهار زن دیگر جای او باشند.
بعد فکر میکنم در هیچ کجای این آشفته بازار ذهن مادر نبودم پختن غذا و رفو کردن این قامت از تک و تا افتاده و زن بودن برای پدرتان چه دخلی به بزرگکردن شما دارد .
در کنار همه این فکر های سردرگم اول باید مادر شما باشم که بهشت را ارزان بخرم و بیندازم زیر پاهایم.
بزرگ کردن شما باید جدا از هر چیزی باشد ورای هر چیزی باشد که شیشه هستید در این سنگلاخ زندگی.
این سنگلاخ زندگی .
باید آهسته در آغوش بکشم تان که خدای نکرده ترک برندارید .
عزیزانم ، مادر بودن ورای فهم هر ناسره ای هست بدیهی ترین کارهای امروز شما چین و چروک و موهای سفید امروز من هست .
آه امان از این کلاف سرگردان فکر که وقتی گم میشود دیگر نمیدانی باید از کجا پیدایش کنی که خدای نکرده نیفتد پی خرخره ات که خفه ات نکند.
اما این کلاف گم شده چون عنکوبت هر لحظه تار میندازد که پود هایم را بهم ببافد کاش نبودند.
اینطور شاید میتوانستم بهتر بخوانم ، بهتر بنویسم بهتر زندگی کنم کنم و انقدر چون طفل دوان در پی گنجشک رمیده دنبال هر افکار مالیخولیایی ندوم .
البته فکر کنم این خاصیت زنانه است که پی همه چی بدوند . کجای تاریخ مردها اینگونه بودند کجا این همه دویدند کجا
پی زیبایی، آرامش ، مذهب ، سنت، مدرنیته دویدند آنها فقط پی زنان میدوند بعد که با شعر به دستشان آوردند مینشینند یک گوشه منطق میخوانند .
پسرکم، تو چنین نباش تو بعد رسیدن همچنان شعر بخوان که این تندیس زیبایی و حسرت با دوچیز زنده است شعر و عشق
مچ مادرتان را بگیرید ؟ مادرتان این زن مسکوت مسکون گاهی عجیب نقش قربانی به خود میگیرد که وقت سلاخی کردن راحت تر بتواند رد خون را از دامنش پاک کند .
رد خون واقعیت را ... شاید بعد ها که همه چیز آرام تر شد این حرف که مرد ها یک گوشه میشنند صدق کند اما امروز در تاریخ هفده اردیبهشت ۱۴۰۵ سندیت ندارد.
مردهای این خاک خون خورده این روزها بعد از رسیدن نمینشینند ، می ایستند که نفس چاق کنند که تازه شروع کنند به دویدن
که نان بیاورند از سرزمینی که گندم هایش را کلاغ ها به تاراج بردند و مترسک ها در جالیزها تنها نظاره گراند .
نظاره گر این مزرعه ی آفت زده . که خون میخورد و بار مرگ میده .
شاید توقع من از این سربازان زیاد هست . کسی که هر روز پی دو دوتا چهارتا هست که کم نیاورد که از بعضی چیزها بزند که از بعضی چیزها نزد توقع شعر خواندن عملی است بس عبث و بیهوده.
این فکر ها مالیخولیایی بس که ریشه دوانده اند دارد گلدان سرم را می شکند . باید بروم
بروم لباس هارو بشورم . زیر سماور را آتش کنم ، آب لپه هارا عوض کنم که نفخ نیندازد . باید بروم از دست فروش های شهر سرخی ماتیک کرایه کنم . باید دستمال بگیرم بیفتم به جان خانه .چه زن بی فکری هستم . چقدر کار دارم و چقدر الکی کلمه خرج این نامه کردم .
شاید دیگران راست گفته اند من اصلا زن نیستم ...


