- پسرم از دیشب موقع خواب هی تب میکنه و قطع میشه
عطسه و سرفه و علائم دیگه ای از سرما خوردگی نداره فقط غذا رو احساس میکنم راحت قورت نمیده بهش سوپ دادم ناهار و شام
ممکنه هنوز برای دندون باشه؟
تا امشب که زمان خوابه هنوز کامل تبش قطع نشده بازم دمای بدنش بالاست چیکار کنم؟
شیاف استامینوفن۱۲۵ گرفتم استفاده کنم؟
شربت نمیخوره>تب و لرز کودک187 بازدید14 پاسخ - شبا بازور میخوابم ساعت ۴ خوابم میبره روزا ۱۲ بیدارمیشم ، ۳روز از موعد پریودم گذشته نشدم ، چ کنم یکم سرحال بیام انرژی بگیرم >علت این همه بی حالی چیه104 بازدید8 پاسخ
- من ۵۳ روزه زایمان کردم
الان روز اول پریودمه
از دو روز قبلش سردرد شدی د و سرگیجه داشتم
الانم بیشتر شده سرگیجه
قرص های کلسیم d3و مولتی پریگمام و منیزیم
و آهن هم مصرف میکنم .در کنار اینا ی عفونت هم گرفتم
قرص ازیترومایسین و سفکسیم و مترونیدازول هم دکترم بهم داده
الان خیلی خونریزی دارم احساس میکنم سرگیجه واسه اون زیاد شده
میتونم فولیک اسید کوالی فول بخورم؟
یا کلا فولیک اسید بخورم
دوزش چند باشه
آخه توی قرص مولتی پریگ مام ۴۰۰ میلی گرم فولیک اسید داره
ولی حتما کمه دیگه ک من سرگیجه دارم
بچمم شیر مادر میخوره تو شیردهی اوکیه ؟
آیا فولیک اسید هم شروع کنم روزی یکی ؟با دوزچند؟
مولتی ام ادامه بدم دیگه؟
>سرگیجه بعد زایمان228 بازدید4 پاسخ - امکانش هست واسه واکسن باشه؟؟؟؟>واکسن ۱۸ ماهگی و۱۰ روز بعد تب و بیحالی284 بازدید8 پاسخ
- من نمیدونم چیکار کنم واقعا، لطفا کمکم کنید😭
هفت روز قبل دخترم از روی تاب افتاد
روز بعدش تب شدیدی شروع کرد و منم کویزان و پروفن همزمان بهش دادم مرتب
روز بعد از اون دونه هایی ریز سفید مثل زخم روی زبونش ظاهر شد
و چون قبل تر هم سابقه ی افت داشت منم همون درمان هایی که میدونستم خوبه استفاده کردم هیچ بهتر نشد تبش هم کنترل نشد
شبش بردیم اوژانس گفت ویروس ژن ژیو استروماتیته و دارویی نداره فقط کم اب نشه و برای تب استامینیفون داد
تا 24 ساعت صبر کردیم
و حالش بدتر شد ،خیلی بیحال بی طاقت حتی شیر هم نخورده بود توی این چن روز فقط میخوابید
دوباره بردیم درمانگاه
(تعطیلاته ماهم شهرستانیم هیچ کجا نبود)
درمانگاه گفت فقط افته و برفک و چون دخترم لوزه سومم داره گفت به شدت لوزه هاش ورم دارن و کلا اوناهم زخمن
اموکسی کلاو، داروی ترکیبی (دگزا، بی حس کننده، سفالکسین، دیفن هیدرامین،) دادن برای قرقره و سرم تقویتی چون هیچی نخورده بود
بعد سرم تبش قطع شد
با اموکسی کلاو اسهال شد و بیحال تر با داروی ترکیبی کوچکترین تغییری نکرد
24ساعت صبر کردیم
و دخترم اینقدر بیحال بود میگفتیم بیهوش میشه ،دوباره بردیم دکتر دیروز پزشک کودکان بود ،هییییچی نداد فقط دوباره این داروی ترکیبی
الان امروز باز تب داره و دونه های زبونش هیچ تغییری نکردن
منم چیکار کنم😭😭😭>زخم های زیاد روی زبان و بهتر نشدن بعد از شش روز617 بازدید51 پاسخ - همین الان با گریه مشغول تایپ کردنم
درد ندارم اما بدنم حرص نداره، بی حالم نا ندارم حتی حرف بزنم
فشارمم چک کردم ده رو هشت بود
غذا و خوراکمم خوبه
اما نمیدونم چمه باید چیکارکنم واقعا خوب نیستم 😭😭😭
الانم در حال حاضر دسترسی ب دکتر ندارم
>حالم خوب نیست ممنون میشم راهنماییم کنین1,036 بازدید55 پاسخ - من برای تهوع شدید بارداری از آمپول اندانسترون استفاده میکنم چون فقط اینه بهم جواب میده آیا ضرری داره استفادش چون واقعا بیچاره شدم از شدت تهوع و زندگیم تیره و تار شده >استفاده از آمپول اندانسترون برای تهوع بارداری484 بازدید20 پاسخ
- فرزندم ۸ ماهشه طی یک سرماخوردگی و بلافاصله بعدش دچار تهوع استفراغ شد یعنی بلافاصله بعد از اتمام داروهای سرماخوردگی و خوب شدن سرفه ش دچار تهوع و استفراغ شد که پیش دکتر خودش بردیم و شیر خشکش رو عوض کرد بیومیل ال اف دادن اندانسترون و دیسیکلومین و زینک و بعد گفتن که تا دور اینا مصرف شه شیر خشک به اسهال شدید انداخت بچه رو ولی بعدش دیگه انگار بچه راحت شد و داروهای ضد تهوع م دادیم که تا امروز دیگه پیش نیمد و او آر اس هم دادن که اونم بهش میدیم حالا از امروز صبح مدفوعش حالت قرمز رنگ گرفته میخواستم بپرسم میتونه ناشی از چی باشه >قرمز شدن رنگ مدفوع در پی مصرف داروهای ضد تهوع و دل درد نوزاد ۸ ماهه324 بازدید1 پاسخ
- بیحال میشم وقتی دفع دارم454 بازدید4 پاسخ
- حالت تهوع و بیحالی487 بازدید4 پاسخ
- قبلا اینطور نبودمنظورم قبل بارداریمخ بخاد بیاد حدود ۴تا نواربهداشتی مصرف میکردم
راهنمایی لطفا>علت زیاد بودن حجم پریود از موقع زایمان تا الان که ۱۱ ماه گذشته.593 بازدید15 پاسخ - سرماخوردگی نوزاد هفت ماهه445 بازدید5 پاسخ
- قرص یا کپسول خوب برای کمخونی1,618 بازدید13 پاسخ
- صب ساعت ۱۰ اینا بیداره الان برای،بار دومه ک خوابیده دوباره انگار خواب اور خورده باشه
نگرانشم تشخیصتون چیه >دخترم بیحاله و همش میخواد بخوابه1,244 بازدید19 پاسخ - پسرم از دیروز تب داره و با استامینوفن و پاشویه کنترل میکنم تا ۳۸/۹هم میره
از دیشب بالا میاره و اسهال شده و همش میگ دلم درد میکنه
اصلا میل ب خوردن چیزی نداره یکم برنج با اب گوشت بهش دادم بعد از سه ساعت بالا آورد باز غذا تو معده اش بود
چی بدم بهش که براش خوب باشه اصلا حتی آبم نمیخوره میترسم بدنش کم آب بشه
دیروزم دکتر بردم
شربت دمیترون
ساشه بایو کید
شربت مترونیدازول
شربت فاموتیدن
شربت رکولیک
زینک پلاس
بهش دادن ولی اصلاااا اشتها نداره خواهش میکنم کمک کنید بچم خیلی بیحال شده >تب و اسهال کودک سه ساله409 بازدید8 پاسخ - خالم بهم میگه امپول b12 بزنی خیلی حالت بهتر میشه
ولی دکترم بهم گفته بود بدون مشورت من هیچ دارویی مصرف نکن
الان نوبت دکترم ۱۹م هستش
بنظرتون بمونم تا اون موقع از دکترم بپرسم
یا اگر بنظرتون ضرری نداره خودم بزنم که حالم بهتر بشه؟
کسانی که تجربه دارن لطفا بهم بگن مرسیی
>ایا آمپول B12 در بارداری رو همه میتونن بزنن؟472 بازدید27 پاسخ - بی حالی و بیقراری بچه479 بازدید9 پاسخ
- ویروس در بارداری و درمان آن540 بازدید9 پاسخ
- سلام من چندروزه بیحالم472 بازدید7 پاسخ
- سلام به همگی من امروز خیلی بیحالم495 بازدید2 پاسخ
سلام بچه تو رو خدا بیایید بهم راهکار بدید
شوهرم فانتزی جنسی خیلی بده داره سر این چیزا خسته ام که دیگ شدم یه آدم روانی و افسرده
۱۴ نفر برای قرائت زیارت آل یاسین
سلام خانما وقتتون بخیر🌹
اگه تمایل داشتین ۱۴ نفر جمع بشیم و از ۹ آبان تا ۲۲ام که شهادت حضرت زهراست هر روز به نیت حاجت هر نفر زیارت آل یاسین بخونیم.
راهنمایی بالا بردن کیفیت رابطه زناشویی
سلام خانوما
من واقعا بلد نیستم چطوری رابطه زناشویمو بهتر کنم
اصلا نمیدونم موقع سکس چی باید بگم
اصلا خجالت میکشم
همسرمم همش میگه چرا ساکتی ی چیزی بگو
ولی اصلا من حرفی ندارم
میگه از فانتزیات بگو
من خب فانتزی ای ندارم
چیکار باید کنم چی باید بگم
(ی دختر یکسالو و دو ماهه دارم که کنار خودمون میخوابه )
انتقال سه جنین چهار روزه ب رحم جایگزین
سلام خانم دکتر عزیز و دوستای عزیزم من سه جنین چهار روزه دوتاش کیفیت b یدونه A ب رحم جایگزین انتقال دادیم خانمه سن ۳۶ سال. رحم سه خطی توسنوش نوشته خونرسانی خوب اندومتر ۱۱
قبلا هم یبار دیگه رحم جایگزین شده و مثبت شد یه دختر تحویل داد. منم امیدوار ب مثبت شدنش باشم با این شرایط؟؟؟
دیگه جنینی ندارم . و تنها امیدمه . الان شش روز از انتقالش گذشته
کسی هست با جنین چهار روزه مثبت بشه؟ اخه اکثرا دیدم سه روزه و پنح روزه انتقال میدن
لطفا برام دعاکنید 😭♥️
پارگی کیسه اب در هفته هفده بارداری 😭😭😭
سلام خانم دکتر و خانمای عزیز من از سرشب درد داشتم با اخرین درد شدیدم یه ابریزشی واضح داشتم تست امنیوشور گرفتم اومدم زایشگاه مثبت شد و کیسه ابم سوراخ شده.
کمک کنید کسی تو این شرایط بوده به سلامتی بگذرونه؟؟؟
من بعد از دو تا سقط و دوتا فوت بچه اینو IVF کردم 😭😭😭
اومایی های عزیز بخصوص خانمای باردار
لطفا اگه این تاپیک رو دیدین از ته دل برای پسر فامیلمون ۱۲ سالشه
سرماخوردگی گرفته بود فقط😭
یکدفعه ای رفته کما هوشیاری ۳
سه روزه دلیلشو پیدا نکردن
لطفا لطفا براش انرژی بفرستید دعا کنید
پیشا پیش مرسی از همتون.
میشه کمی درد دل کنیم
سلام دوستان
ببخشید من چند مدته سر نمازام خیلی گریه میکنم گاهی با چند قطره اشک آروم میشم گاهی ب هق هق میرسم
با کسی جز خدا درد دل نمیکنم
الان خواستم با شما حرف بزنم
کم آوردم خیلی کم آوردم شوهرم یه مدته بی کار شده شرایطمون واقعا سخت شده
همش دارم برای تو دلیم گریه میکنم ک چرا باید تو چنین شرایطی باشیم 😞
کدوم بیمارستان زنان و زایمان شیراز برای بستری بهتره؟
سلام
مامانای شیرازی
کدوم بیمارستان برای بستری شدن بهتره؟ممکنه بستریم طولانی بشه
زینبیه یا حافظ؟
بارداریم پرخطر هست باید بیمارستانی باشم که ان آی سی یو داشته باشه
برای خودمم تجهیزاتش خوب باشه
من امروز تست زدم مثبت شد
بچه کوچک شیر خوار دارم. ۸ماهش هست سخته برام یه بچه دیگه
راهکار بهم بدین لطفاً ۱ماه گذشته از پریودم
اگر سقط کنم تاثیر روی شیر میزاره
ایست قلبی دوقلو در ۸ هفتگی
سلام خانوما ،۸ هفته و ۳ روز رفتم سونو ،جنین دوقلو باردارم بودم ولی متاسفانه هر دو ایست قلبی کردن ،چی بخورم زودتر سقط کنم
مشورت با خانمهای با تجربه
سلام عزیزان
من مادربزرگم فوت شده و چند روز دیگه چهلمشون هست
حالا ازتون مشورت میخوام
میخوام ببینم وظیفه من هستش که خانوادم رو از عزا در بیارم؟؟
من تجربه ای ندارم و رومم از کسی بپرسم
زنان زایمان و بیمارستان در تبریز
باسلام
خانم های محترم تبریزی لطفا پزشک زنان و زایمان معرفی میکنین که عمل سزارین با قیمت مناسب بکنه؟ و کدوم بیمارستان ها قرارداد دارن
خانما کسی کراسفیت رفته؟
سلام وقتتون بخیر. بنظرتوت کراسفیت برای چربی سوزی خوبه؟ کسی تا حالا رفته ؟ من هیچوقت از بدنسازی نتیجه نگرفتم اصلا نمیتونم تحمل کنم حالم خراب میشه ولی خب ورزش هم نکردم وزن اضافه کردم. نظرتون چیه؟
سلام خانوم دکتر سوالم راجب به آمپول انوکسا هست
من موقع تزریق این آمپول خیلی دردم میاد چه دور ناف باشه چه بازو باشه کبود میشم . خواستم ببینم چیکار باید کنم دردش کمتر باشه
از پماد بی حسی میشه در دوران بارداری استفاده کرد و چه مارکی میتونم استفاده کنم
خانما شما بچه هاتونو پیش کسی میزارین
خانما من بچموفقط پیش مامانم میزارم که اونم فقط میزاره جلوی تلویزیون بچه رو یا بهش غذا میده بچه ی منم رفلاکس شدید داره اذیتمیشه
اگه پیش کسی هم نزارم دیگهدیوونه میشم چقدر آدم با بچه توخونه تنها بمونه
شما چیکار میکنین با بچه
تشنج بدون علائم نوزاد
سلام خدمت خانم دکتر و مامانا
خسته نباشید
مامانایی که تجربه ی تشنج دارن بیان توروخدا دارم دیوونه میشم اینقدر گریه کردم
دیروز پسرم صبح یهو شروع کرد به جیغ زدن تقریبا دو سه ساعت همینطور جیغ میزد و هر کاری میکردم آروم نمیشد شیر هم دیگه نمیخورد
تبشو چک کردم 36.8 بود
دیگه با کلی ترفند آروم شد و چشماشو بست شروع کرد ناله کردن
بردمش بیمارستان گفتن تنگی نفس داره
اونجا که بودیم و داشتیم کارای بستری رو انجام میدادیم چشماش حرکات غیر معمول داشت گفتن باید NICU بستری بشه
خلاصه شب گفتن این بچه تشنج کرده
مگه میشه بدون علائم آخه؟
اخر شب ضربان قلبش شد 230 که دارو زدن بهش به زور اومد پایین الان میگن گلبول های سفیدش نصف حد معمول هست و خیلی پایینه و عفونت وحشتناک گرفته از اون ورم میگن کبدش بزرگ شده
حالا گفتن میخوان فردا مایع نخاعی بگیرن ازش دارم دیوونه میشم
کرج بیمارستان امام علی بستریه
عوض کنم بیمارستانشو یعنی؟
مامانایی که تازه فارغ شدن میشه یه مشورت بهم بدین
سلام مامانا خوبین نینیاتون خوبنن؟
ایشالا همیشه سالم باشید
به نظرتون چند دست لباس سایز ۰لازمه ؟
من دودست سه تیکه برا بیمارستان گرفتم و سه دست سایز یک به نظرم سایز صفر هام کمه
سایز یک تقریبا از چه سنی تن کوچولوهاتون شد
اینا رو که کنار هم میذارم سایز صفر و یک تفاوت زیادی باهم ندارن
به نظرتون کافیه یا اضافه کنم؟
متاسفانه سونوگرافی دوم هم نتیجه قبلی رو تایید کرد
سلام دکتر گرامی و دوستان عزیز
امیدوارم سلامت باشید و بچه هاتونو به سلامت در آغوش بگیرین و خیرشونو ببینید عاقبت بخیری و موفقیت هاشونو شاهد باشین
من مجددا سونوگرافی دادم و نتیجه همون شد که ایست قلبی و ختم بارداری،نمیدونم چه روشی واسه دفع بهتره اما ترجیحم توی خونه هستش اگه تجربه دارین بهم کمک کنین لطفا
آیا مدفوع نوزادم خلط دار هستش؟
سلام وقت بخیر دکتر عزیز و همراهان عزیز اوما
اول از همه خیلی معذرت میخوام بابت عکس 🙏🏻🫠
ایا این مدفوع خلط دار هستش من سر درنمیارم، شیر خودمو میدم و بعضی شبا که نمیخوابه یه ۶۰ یا بعضی وقتا ۳۰ سی سی شیر خشک آپتامیل میدادم بعدش با اون نفخ میکرد در حد سه یا چهار باری هم شیر خشک سوپرامیل خریدیم به گفته ی دکترش که نفخ نکنه، که با سوپرامیلم خیلی دیر مدفوع میکرد و یک روزی طول میکشید و همش گریه میکرد تا دفع کنه و من حس میکردم با سوپرامیلم نفخ میکنه، خودمم شیر اصلا نمیخورم، در حد یک قاشق ماستم اگه دلم بخواد سر سفره میخورم، حالا امشب دیدم مدفوعش این مدلی شده، و اینکه ایا مدفوع نوزاد بودار هستش یا نه بو نمیده؟
ببخشید سوالم اینقد پیچیده و زیاد شده ، و اینکه نمیدونم قبلا هم اینجوری شده یا نه من دقت نکردم، بعد اینکه مدفوعش بعضی وقتا حالت آبکی داره طبیعیه؟ و ادرارشم زرد رنگه، ایا باید بی رنگ باشه؟ مخصوصا شب تا صب که ادرار میکنه ، دیگه نمیدونم از قنداقیه ک میکنم یا عفونت داره😬🥺
و اینکه من مریض شدم و قرص استامینوفن مصرف میکنم، البته امروز کلا نخوردم
نامه ی دوم به الوند و آسمان
الوند و آسمان نوشتن این نامه صبح روز شنبه ساعت ده و بیست و هفت دقیقه ی پنجم اردیبهشت سال هزار و چهارصد پنج اتفاق افتاد.
زمانی که درد زایش کلمات استخوان مغزم را شکسته بود و تو الوند برای چنگ انداختن به آسمان به پای سمت راستم آویزان شده بودی و آسمان بارانی برای اینکه آبی بماند در آغوشم سنگر گرفته بود.
درست همان زمانی که بره های چرخ شده در همبستری با پیاز های نیم سوخته با آرزوی چریدن در علفزارها آبستن معنای جدیدی از زندگی بودند همان لحظه بود که این نامه با این جمله برای شما متولد شد
یک زن برای اینکه موفق شود باید یکی از این سه کلمه باشد مجرد ، معشوقه ، مطلقه
نمیدانم وقتی شما به این جمله رسیدید چه میکنید ؟ موافق این خط خطی های آشفته ی ذهن مادرتان هستید یا نه؟ اما حتم دارم پدرتان با شقیقه متورم از رگ های پیشانی و چشمانی تا حد ممکن باز و پره های بینی که تا جای ممکن کش آمده در حالی که یک زانویش را در بغلش جا داده و یک پایش را در زیر نشیمنگاهش گذاشته و سعی میکند منطقی ترین کلمات را روی خشمش سرپوش کند در حالی که تک تک استخوان های صورت و جمجمه اش از خشم سر می رود میگوید این حرف ها از اساس بی پایه است و زاییده ی ذهن زنیست که دارد گوشه ی آشپزخانه خاک میخورد
بعد مطمئنا سه یا چهار زنی که از قضا هم همسرند هم مادر هم موفق برای من قطار میکند و بعد وقتی سوت آخر مکالمات به صدا در آمد دستانم را می گیرد و می گوید مدرسه که باز شود اوضاع بهتر می شود بعد می رود روی تراس کنار قناری و شمعدانی ها و به سیگارش عمیق تر ، متفکرانه تر وشاید غمگین تر پک میزند و فکر میکند مقصر این افکار در هم برهم من خودش است .
اما او نمیداند او یکی از هزاران دلیلی است که من را به این فرضیه ی تلخ رسانده است.
مثلا فکر لک های قهوه ای که ته استکان های جهازم لم میدهند و چای بهار نارنج را رنگ پریده میکنند ، فکر سوسک های نیمه شب که با دهن کجی به مایع های ضدعفونی کننده پی شلختگی های من میگردند و تتمه ی زنانگی ام را با خود میبرند به فاضلاب های این شهر ،فکر شوری غذاهای این دستان بی نمک که مدت ها می شود سوژه ی زنانی که خوب شور می اندازند ، فکر رخت های چرک خورده ته حمام که بین خستگی ها روز مردگی مچاله می شوند ، فکر اینکه کیک هویچم مثل زندگی ،چه در خودش کم دارد که بعد از رسیدن بادش میخوابد و وا می رود .
همه ی این فکر ها نمیگذارد که خوب فکر کنم.
بعد میگویم گور پدر این اراجیف ذهنی چه عایدی دارد این خانه داری
بعد فکر میکنم بهتر است بروم به مغازه ی زیبایی و نقد و نسیه کمی زیبایی بخرم مثلا این موهای سیاه بخت که نمیدانم در پی روسفیدی چه کسی هستند را رنگشان کنم و جای قناری بفروشمشان .
یا قامتم را بیندازم روی پاشنه های بلند تر ، آشیل نیست که بکشد مرا
نهایت کمرم صاف نخواهد شد اینطور شاید بشوم شبیه زنان مجله ی وگ .همان قدر زیبا همانقدر فریبنده همانقدر خواستنی
بعد فکر میکنم اگر چنین کنم مبادا در و همسایه ها به گوش مادرم برسانند و او ناراضی باشد و سر نمازهایش کمتر دعایم کند که زن زندگی نبودم که بجای اینکه به فکر آرامش خانواده باشم رفتم پی فریبندگی ، بعد سینه چنگ بزند که چنین و چنان بزرگت نکردم
تو باید زن باشی . دستمال به دست خانواده . که آنها هی گند بزنند و تو پاک کنی ولی تو خود چنین نباش که زن باید نماد درایت و هوش باشد نماد سادگی.
یا مثلا همان عمه ی تان که سعی میکند خدا را در حوزه بشناسد ، پشت تلفن نمیدانم به چه کسی علم زن بودن یاد میداد
میگفت :او مرد است ، گاهی اوقات عصبی می شود تو اما فهم پیشه کن و خشمت را چای هل دار کن و بگذار تا دم بکشد که وقتی وقت هم خوابگی رسید حرفت را با آرامش بگویی .
با خودم گفتم اینطور این خشم ها که کم کم انبار میشود ته گلو و خاک خورده میکند روحش را. بعد فکر کردم خب خاک خورده شود. زن ها همان طور که مادرم گفت بلدند چطور دستمال به دست بگیرند بیفتند به جان خانه یشان حتما با همان دستمال هم وقتی تمام خانه خواب هستند می روند یک جای گرم جایی که چشم اهالی خانه بهشان نیفتد و غم هایشان را پاک می کنند .
میدانید آخر زن نباید غمین باشد . غم که داشته باشد آینه ها غبار میگیرند و دیگر بوی زعفران قیمه ها در خانه نمیپیچد . باید غم را بگذارد لای روسری بیندازد ته صندوقچه که مبادا بی هوا بپرد بیرون و احوال خانه را دگرگون کند . فرقی هم ندارد این اندوه چنگ در کجای قلبت می اندازد. زن اما باید زود سرپا شود که عشق از تا نیفتد و رخت خواب مشترک سرد نشود که اگر یخ کند میتواند چهار زن دیگر جای او باشند.
بعد فکر میکنم در هیچ کجای این آشفته بازار ذهن مادر نبودم پختن غذا و رفو کردن این قامت از تک و تا افتاده و زن بودن برای پدرتان چه دخلی به بزرگکردن شما دارد .
در کنار همه این فکر های سردرگم اول باید مادر شما باشم که بهشت را ارزان بخرم و بیندازم زیر پاهایم.
بزرگ کردن شما باید جدا از هر چیزی باشد ورای هر چیزی باشد که شیشه هستید در این سنگلاخ زندگی.
این سنگلاخ زندگی .
باید آهسته در آغوش بکشم تان که خدای نکرده ترک برندارید .
عزیزانم ، مادر بودن ورای فهم هر ناسره ای هست بدیهی ترین کارهای امروز شما چین و چروک و موهای سفید امروز من هست .
آه امان از این کلاف سرگردان فکر که وقتی گم میشود دیگر نمیدانی باید از کجا پیدایش کنی که خدای نکرده نیفتد پی خرخره ات که خفه ات نکند.
اما این کلاف گم شده چون عنکوبت هر لحظه تار میندازد که پود هایم را بهم ببافد کاش نبودند.
اینطور شاید میتوانستم بهتر بخوانم ، بهتر بنویسم بهتر زندگی کنم کنم و انقدر چون طفل دوان در پی گنجشک رمیده دنبال هر افکار مالیخولیایی ندوم .
البته فکر کنم این خاصیت زنانه است که پی همه چی بدوند . کجای تاریخ مردها اینگونه بودند کجا این همه دویدند کجا
پی زیبایی، آرامش ، مذهب ، سنت، مدرنیته دویدند آنها فقط پی زنان میدوند بعد که با شعر به دستشان آوردند مینشینند یک گوشه منطق میخوانند .
پسرکم، تو چنین نباش تو بعد رسیدن همچنان شعر بخوان که این تندیس زیبایی و حسرت با دوچیز زنده است شعر و عشق
مچ مادرتان را بگیرید ؟ مادرتان این زن مسکوت مسکون گاهی عجیب نقش قربانی به خود میگیرد که وقت سلاخی کردن راحت تر بتواند رد خون را از دامنش پاک کند .
رد خون واقعیت را ... شاید بعد ها که همه چیز آرام تر شد این حرف که مرد ها یک گوشه میشنند صدق کند اما امروز در تاریخ هفده اردیبهشت ۱۴۰۵ سندیت ندارد.
مردهای این خاک خون خورده این روزها بعد از رسیدن نمینشینند ، می ایستند که نفس چاق کنند که تازه شروع کنند به دویدن
که نان بیاورند از سرزمینی که گندم هایش را کلاغ ها به تاراج بردند و مترسک ها در جالیزها تنها نظاره گراند .
نظاره گر این مزرعه ی آفت زده . که خون میخورد و بار مرگ میده .
شاید توقع من از این سربازان زیاد هست . کسی که هر روز پی دو دوتا چهارتا هست که کم نیاورد که از بعضی چیزها بزند که از بعضی چیزها نزد توقع شعر خواندن عملی است بس عبث و بیهوده.
این فکر ها مالیخولیایی بس که ریشه دوانده اند دارد گلدان سرم را می شکند . باید بروم
بروم لباس هارو بشورم . زیر سماور را آتش کنم ، آب لپه هارا عوض کنم که نفخ نیندازد . باید بروم از دست فروش های شهر سرخی ماتیک کرایه کنم . باید دستمال بگیرم بیفتم به جان خانه .چه زن بی فکری هستم . چقدر کار دارم و چقدر الکی کلمه خرج این نامه کردم .
شاید دیگران راست گفته اند من اصلا زن نیستم ...


