- من دوماهی میشه پیش پزشک متخصص رفتم تا دوباره اقدام به بارداری کنم
جلسه اولی که پیششون رفتم ۱۷ سیکلم بود ۱۳ آذر و یه دوره دوهفته ای دارو بهم داد واسه التهاب رحم و خداروشکر برطرف شد
جلسه دوم روز ۷ سیکلم اول دی ماه رفتم سونو انجام داد شکمی و گفت که رحمت پاکه و اقدام کن تا ۳ ماه
من از همون جلسه اول قرص اوافیت و کیوتن قرمز خوردم (که الان آخراشه) و جلسه دوم قرص های زینک پلاس وسلنیوم و ویتامین ای ۴۰۰ و کوالی فول پلاس بهم داد که استفاده کنم ولی هنوز استفاده نکردم واقدامی هم نداشتیم
سوالم اینه دارو هام مثل اوافیت و کیوتن قرمز رو دوباره بگیرم؟ واینکه میشه به جای اوافیت از اوابوست استفاده کنم که قبلا داشتم ؟؟
دندونام دوتاشون خرابن اگه باردار شدم تو بارداری میتونم درستشون کنم طبق سابقه ۶ تا سقطی که قبلا داشتم یانه؟
من چون سقط داشتم از بارداری مجدد میترسم چکار کنم؟
اینم بگم الان لکه بینی دارم که پریودی جدید باز بشه ۲۴ سیکلمه>ادامه دارو و اقدام به بارداری380 بازدید33 پاسخ - من بابت عوارض جراحی اسپلنکتومی پارسال ، به دکتر خون و داخلیم مراجعه کردم
دکتر با انجام یسری آزمایش و سونو بهم گفت که تنبلی تخمدانت فقط با بارداری مجدد خوب میشه
من از بعد اسپلنکتومی (طحال برداری) تنبلی تخمدان گرفتم و تازگی متوجه شدم پلاکت های خونم داره بالا میره و الان کبد چرب گرید ۱ هم گرفتم
دکتر گفت مقاومت به انسولین داری
مخالف بارداری شدم کلی دارو بهم داد
آیا نظر دکترم درسته؟ باردار بشم بهتر از دارو درمانیه؟!
همین کبد چرب هم بخاطر تنبلی تخمدانمه 😕🥲
به نظرتون باردار بشم؟
ی پسر سه ساله دارم
خودم ۲۴ سالمه >بارداری و تنبلی تخمدان369 بازدید13 پاسخ - من 41 روزه زایمان کردم، دیشب رابطه ی بدون محافظت داشتم، ینی من فک کردم همسرم طبیعی پیشگیری میکنن ولی نکرد اصن نمیدونم تاریخ پریود و تخمکگذاریمو، خیلی میترسم از بارداری مجدد،میخواستم بدونم قرص اورژانسی بخورم یا نه؟
تورو خدا هر چ سریعتر راهنماییم کنید>پیشگیری اورژانسی از بارداری بعد زایمان553 بازدید27 پاسخ - وبچم الان ۹ماهشه
خیلی نگرانم که بچم اذیت نشه وخودم چون بارداری اولم خیلی اذیت بودم
وسوال مهم که بچم ازاول که بدنیااومده انگشتاش غضروفاش یکم شل ترهست
میگن مادرزادی هست
وداریم میبریم کاردرمانی وخداروشکرداره نتیجه میده .
سوال
الان برااین بارداریم بایدحتما به دکترخاصی برم؟بایدبگم شرایط بچه اولم؟
دارویی بایدمصرف کنم ؟
آیا امکانش هست این بچمم همینطوربشه؟>بچه اولم مادرزادی میگن نرمی غضروف داره867 بازدید13 پاسخ - پسر من ۹ ماهشه دوباره باردارم ، الان ۱.۵ ماه دارم .
کسی تجربه داشته ؟
دکتر منو ترسوند هزارتا چیز گفت ، ممکنه رحم پاره بشه ، جنین سقط بشه ، جان خودت به خطر بیافته و ....
کسی تجربشو داشته ؟؟؟
پسرم شیر خشک میخوره ، شیردهی نداشتم >بارداری مجدد بعد از سزارین969 بازدید156 پاسخ - سلام خانوما چیکار کنم باردار شم خسته شدم دیگه😭😭😭😭1,496 بازدید505 پاسخ
- دارم خودمو تقویت میکنم ک زودتر بعد از 40 باردارشم
میشه از تجربیاتتون بگید واقعا حالم خوب نیست >کیا بلافاصله (40روز بعد) بعد از زایمان باردار شدن؟1,635 بازدید209 پاسخ - سقط جنین باناهنجاری اسپینابیفیدا889 بازدید38 پاسخ
- دقیقا مثل پریودی سر هفت روز خونریزی خونریزیم قطع شد
من با مصرف ۲ سال نیم دارو باردار شده بودم
این ماه دکتر گفت فقط دفاستون از شب ۱۵ بعد از اولین روز خونریزیت که شروع شده بخور تا ۱۰ شب
و گفت این ماه جلوگیری کن تا پریود بعدیت
اما متاسفانه همسرم چون عادت کرده یهو از دستش در رفت امروز روز ۱۰ سیکلم هست
یعنی ممکنه باز بدون دارو اینا باردار بشم خطرناکه ؟
استرس گرفتم کلی دعواش کردم ولی دگ کار از کار گذشته>سقط داشتم تا پریود بعدی امکان بارداری مجدد هست بدون پریود تخمک گذاری هست؟597 بازدید16 پاسخ - سلام. پزشک محترم و اومایی های عزیز لطفا من رو راهنمایی کنین.
من در هفته هشتم بعلت عدم تشکیل قلب، ناچار به سقط با دارو شدم. هیچ گونه علائمی مثل خونریزی یا درد هم نداشتم. بعد از سه ماه اقدام باردار شده بودم.اسید فولیک وویتامین د هم مصرف میکردم قبل از اقدام.
به اصرار خودم پزشک برام آزمایشات سقط نوشتن، چون میخوام تا حد امکان اگر مشکلی هست قبل از اقدام مجدد درمان بشم.
اما بهم گفتن هرکدوم ازین آزمایشات که نخواستی میتونی انجام ندی، ضروری نیست با توجه به هزینه ها.
حالا لطفا راهنمایی بفرمایین، کدوم یک ازین موارد در اولویت هستن که کنترل بشن.
1. تعيين آنتي کارديوليپين IgG و IgM
2. تعيين آنتي فسفوليپيد Pl AB (IgM)
3. اندازهگيري کمّي ميزان فاکتور انعقادی factor II
4. اندازه گيري کيفي يا نيمه کمّيANA IF
(ANA به روش ايمونوفلورسانس)
5: تعيين آنتي بادي سيتومگال ويروس سرم CMV
6 : تعيين آنتي بادي سيتومگال ويروس CMV
7: تعيين آنتي بادي earlyEBV (IgG)
ممنون از کمکتون
>آزمایش های کنترلی بعد از سقط463 بازدید18 پاسخ - سلام. پزشک محترم و اومایی های عزیز لطفا من رو راهنمایی کنین.
من در هفته هشتم بعلت عدم تشکیل قلب، ناچار به سقط با دارو شدم. هیچ گونه علائمی مثل خونریزی یا درد هم نداشتم. بعد از سه ماه اقدام باردار شده بودم.اسید فولیک وویتامین د هم مصرف میکردم قبل از اقدام.
به اصرار خودم پزشک برام آزمایشات سقط نوشتن، چون میخوام تا حد امکان اگر مشکلی هست قبل از اقدام مجدد درمان بشم.
اما بهم گفتن هرکدوم ازین آزمایشات که نخواستی میتونی انجام ندی، ضروری نیست با توجه به هزینه ها.
حالا لطفا راهنمایی بفرمایین، کدوم یک ازین موارد در اولویت هستن که کنترل بشن.
1. تعيين آنتي کارديوليپين IgG و IgM
2. تعيين آنتي فسفوليپيد Pl AB (IgM)
3. اندازهگيري کمّي ميزان فاکتور انعقادی factor II
4. اندازه گيري کيفي يا نيمه کمّيANA IF
(ANA به روش ايمونوفلورسانس)
5: تعيين آنتي بادي سيتومگال ويروس سرم CMV
6 : تعيين آنتي بادي سيتومگال ويروس CMV
7: تعيين آنتي بادي earlyEBV (IgG)
ممنون از کمکتون
>آزمایش های کنترلی بعد از سقط463 بازدید18 پاسخ - سلام. پزشک محترم و اومایی های عزیز لطفا من رو راهنمایی کنین.
من در هفته هشتم بعلت عدم تشکیل قلب، ناچار به سقط با دارو شدم. هیچ گونه علائمی مثل خونریزی یا درد هم نداشتم. بعد از سه ماه اقدام باردار شده بودم.اسید فولیک وویتامین د هم مصرف میکردم قبل از اقدام.
به اصرار خودم پزشک برام آزمایشات سقط نوشتن، چون میخوام تا حد امکان اگر مشکلی هست قبل از اقدام مجدد درمان بشم.
اما بهم گفتن هرکدوم ازین آزمایشات که نخواستی میتونی انجام ندی، ضروری نیست با توجه به هزینه ها.
حالا لطفا راهنمایی بفرمایین، کدوم یک ازین موارد در اولویت هستن که کنترل بشن.
1. تعيين آنتي کارديوليپين IgG و IgM
2. تعيين آنتي فسفوليپيد Pl AB (IgM)
3. اندازهگيري کمّي ميزان فاکتور انعقادی factor II
4. اندازه گيري کيفي يا نيمه کمّيANA IF
(ANA به روش ايمونوفلورسانس)
5: تعيين آنتي بادي سيتومگال ويروس سرم CMV
6 : تعيين آنتي بادي سيتومگال ويروس CMV
7: تعيين آنتي بادي earlyEBV (IgG)
ممنون از کمکتون
>آزمایش های کنترلی بعد از سقط463 بازدید18 پاسخ - ۳ماهه که زایمان کردم و پریود نمیشم. یکبار نزدیکی محافظت نشده داشتم.امکان بارداری بعد از ۳ماه وجود داره؟!؟
و با وجود پریود نشدن از کجا متوجه بشم که باردار هستم یا نه🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺>بارداری۳ ماه بعد از زایمان2,179 بازدید33 پاسخ - من دخترم یک سال و ۷ ماهشه،
یه بار ۷ ماهش ک بود باردار شدم، اما واقعا فشار مامانم روم خیلی زیاد بود، مثلا از سر دلسوزی اما انقد اعصابمو خورد کرد ک همین یدونه بسه، کوچیکه بچت، درست رو ادامه بده، برو سرکار ک آخرش مجبورم کرد بندازمش و متاسفانه سقط کردم.
امروز فهمیدم باردارم، اما بازم از مامان و بابام میترسم،
این بار میخوام نگهش دارم و بهشون نگم اصلا حامله ام، بعد تو ۴ ماهگی بهشون بگم
نمیدونید که چیکار میکنن!! اصلا موجودات عجیبی هستن، با ازدواجمم مخالف بودن، کلا با ازدواج و بچه دار شدن مخالفن، میگن فقط درس بخونید شاغل بشید همین، تاهل و بچه رو جزو زندگی نمیدونن و حسابی رو حرفشون هستن.
۲۷ سالم هست
همسرمم چیزی نمیگه میگه دوس دارم نگهش داریم اما بازم هرجور تو میخوای
مشکل مالی کم و بیش داریم، اما مستاجر نیستیم.
چجوری به ترسم از مامان بابام غلبه کنم؟؟>دوباره باردارم، از مامان و بابام میترسم1,322 بازدید268 پاسخ - واینکه من چندروز قبل گوشت کبابی خوردم ک اب داربود و وقتی متوجه شدم دیگ نخوردم و متاسفانه موهامم رنگ کردم و دکلره
خیلی نگرانم خیلی اضطراب دارم
واینکه بچمو تاچندماهگی میتونم شیرخودمو بدم😪😪😪>باسلام خدمت پزشک محترم اوما ایا بارداری برای من خطرناکه؟1,071 بازدید17 پاسخ - من ۲۸مهر زایمان کردم اما هنوز پریود نشدم البته نوزادم از شیر خودم میخوره. میخواستم بدونم به جز کاندوم چه روش دیگری برای جلوگیری بهم پیشنهاد میکنید و اینکه ممکن باردار باشم. خیلی کم نزدیکی داشتم و بصورت طبیعی جلوگیری کردیم. مرسی>جلوگیری از بارداری مجدد940 بازدید1 پاسخ
- من هفت هفته قلب جنینم تشکیل شد ولی گفتن ساک بارداری کوچیکه ۱۴۰۰/۱۰/۸ رفتم سنو کنترل بچم تو نه هفته گفتن قلبش ایستاده و تو همون هفت هفته مونده 😔
۱۴۰۰/۱۰/۱۲ به صورت طبیعی تو خونه سقط شد.
الان من نگرانم که این کوچک بودن یاک بارداری و ایست قلبی نی نی م حتی بعد تشکیل قلب دلیلی داسته؟من برای بارداری مجدد کی باید اقدام کنم؟
آیا احتیاج به تحت نظر بودن متخصص هست؟
آیا نیاز به انجام آزمایش ژنتیک هیست؟
چون از تکرار این قضیه میترسم
من از اسفد ۹۹ تا مرداد ۱۴۰۰ تنبلی تخمدان داشتم ولی با دارو باردار نشدم و اصلاح سبک انجام دادم و هیستروسالپنگوگرافی انجام دادم که ۳ ماه بعد اون باردار شدم کجنین تو دوماهه سقط شد.
لطفا راهنماییم کنید🙏🙏❤️
>بارداری بعد از سقط1,123 بازدید34 پاسخ - بارداری مجدد بعد از سقط674 بازدید19 پاسخ
- من توی فروردین ماه متوجه شدم باردارم اما یک ماه بعد وقتی وارد ۳ ماهگی شدم به خاطر ایست قلبی توی ۹ هفته از دستش دادم و مجبور به کورتاژ شدم :(((
تجربه ای دارید که چرا این اتفاق می افته؟ و برای بارداری بعدی باید چیکار کرد؟
نمونه جفت توی پاتولوژی چیزی رو نشون نداده و اینکه من آزمایش های انعقادی و ایمنی هم دادم بعد از سقط مشکلی نبود
>ایست قلبی جنین ۹ هفته ای1,785 بازدید259 پاسخ - میخواستم بدونم خطری نداره؟ >اقدام به بارداری بعد از سقط871 بازدید22 پاسخ
چه خبره چی شده توافق شده؟
سلام بچه ها من از اخبار بی خبرم
چی شد توافق شد ؟
ج ن گ تموم شد ؟
تهدید به خیانت همسر
خانوما میل جنسی شوهرم خیلی بالاس همش میگه برآورده نمیشه و تهدید به خیانت میکنه ۳۲ سالشه باشگاه بدنسازی هم میره
چی بهش بدم میل جنسی ش فروکش کنه ؟؟
خانمهای عزیز کرمانشاهی بیاید لطفا 🌹
سلام همشهریهای عزیزم 🌹
از آشناییتون خیلی خوشحالم ☺️
لطفا بیاید اینجا دور هم باشیم 🤩
توجیه کردن شوهر در رابطه
سلام دوستان شبتون بخیر
ببخشید بابت طرح این سوال🙏 اما میخوام بدونم چطوری میشه مرد رو توجیه کرد که توی رابطه جنسی خشن نباشه 😥
واقعا گاهی اذیت میشم و وقتی به شوهرم میگم اذیت میشم میگه اگه منو دوست داشته باشی مخالفت نمیکنی سرهیچی..مگه بدنت مال من نیس؟
پیشکسوت اوما کیه به نظرتون؟😅
سلام سلام
با بروزرسانی جدید تاریخ هارو دیدیم
گفتم ببینم پیشکسوتمون کیه🤣🤣
بگید ببنیم چجوری با اوماا آشنا شدید؟
من خودم زنداداشم بهم معرفی کرد البته من قبل این اکانت ی اکانت دیگه هم داشتم
😘
شوهرم به حرفهام گوش نمیکنه چیکار کنم؟
سلام دوستان اومایی لطفا یه راهکار بدین شوهرم به حرفهام گوش نمیده همش برعکسش و انجام میده واقعا دیگه نمیدونم چیکار کنم از دستش کارگر داریم میگم بگو خودشون غذا بیارن میگه نه باید تو بپزی دلم میخاد جرش بدم از دستش که انقد اعصبانیم نگین با ارامش حرف بزن هیچی سرش نمیشه
همه از خاتواده شوهر میگن من اینسری میخام از خاتواده خودم بگم 🥺
سلام خانوما شوهرم اخلاقای خاصی داره زود عصبی میشه و ب زبان میاره کاری که کرده ولی ب شدت مهربون و دل رحمه
ما خودمون داریم خونه درس میکنیم خیلی تحت فشار هستیم خانواده خودمم از این مسکن ملی ها تازه تحویل گرفتن برای هدیه پارسال همسرم ۱۷ تومن رفت شیرالاتشون رو برداشت براشون بعدش داداشم لب تاب میخاست ۵۰ تومن وام۱۵ درصد بهشون داد و هی۰ تشکری نکزد داداشم و البته گف ۳ تومن هدیه قبولی دانگشاه بده ی تومن داده بود دوتومن قرار بود بدیم که داداشم با وجود اینکه رتبه ش خوب بود رقت دانشگاه ازاد شوهرمم ناراحت شد گف وضعیت خانوا ت اینهنه بده ب زور هزینه خورد و خوراکشونو جور میکنن چرا درک نگرد و رفت ازاد منم دو تومن رو نمیدم و داداشم و مامانم رفتن ی تومت رو هم پس دادن'خلاصه گذشت و میخاستن پکیج بردارن براس خونشون شوهرم گف من یکم پول گذاشتم قراره ۱۰۰ تومن وام بگیرم ۳۰ وام رو میدم شما قسطش رو بدین وام جور نشد کلا ۷۰ جور شد خودمون بدهکار بودیم و چک داشتیم برای ساختنون ۲۰ بیشتر نتونست بده و خانوادمم کلی سرو سنگین شدن باهام تا ۴۰روز پیش که ما میخاستیم گولر بگیریم خودمون یک سوم جور کردیم دادیم و برداشتیم شوهرم ب مامان اینا گف شما هم ۱۰ تومن حور کنبن بیاین کولر بردلرین که اونا نتونستن حالا انروز مامانم زنگ زده طلبکار که شوهر تو ۱۰ تومن رو چرا نداد برای پیکیج حالا اون موقع نداد حداقل برای کولرمون ۱۰ تومن رو میداد منم گفتم ما خودمون خونه میسازیم بدهکاریم همش داره پول قرض میگیره و وام میگیره خودم الان تو شرایط متلسبی نیستیم ولی همش طلبکار که شوه تو قول داد بود ۳۰ تومت بده ۱۰ کم داد حالا برای کولر باید میداد با ی لحن بدی
ب نظرتون حق با کیه
از این ناراحتم که ه کلری شوهر من میکنه اصلا ب چشمشون نمیاد همش طبکارن
بچها بیاید تعبیر خواب😘😘😘😘😘
سلام بچها من نزدیکای صبح خواب دیدم خانم همسایه(پایه اصلی روضه ها تو کوچه خونه ایشونه)بهم نذری داد یه چیزایی تو پارچه سبز بود یکی رو گفت بزار زیر سرت نیت کن تا بهش برسی (یه خواسته دارم سالهاس اونو میگفت) اولین باره درباره ش یه همچین خوابی دیدم
بنطرتون تعبیر خوبی داره؟اگر میدونید راهنمایی کنید😘😘😘
🤔🤔🤔خانما بیاین یه مشورتی بهم بدین:آیا این دوستی باید خاتمه پیدا کنه؟؟؟!!
سلام خانما
من با چند نفر از دوستام ک بیستو چند ساله باهم دوستیم یه مشکلی دارم یعنی ناراحتم ازشون.
اول بگم دوستیمون از مدرسه بوده تا الان. اوایل فقط تو مدرسه و کارهای گروهی باهم بودم بعدها ک دیگه هر کدوم دانشگاهو اینا رفتم یکم فاصله افتاد و باز بعد از چند شرو کردیم مثلا چندماه یکبار بیرون از خونه کافه ای پارکی چیزی دورهمی داشتیم.
این وسط دوتاشون ازدواج کردن ک هم برای نامزدی هم عروسی دعوت کردن و رفتیم. کادوهامونم دادیم. بعد بچه دار شدن باز رفتیم پیش یکیشون کادو دادیم اون یکیم چون تو کرونا بود کادو براش واریز کردیم(منظورم اینه ک رسمو رسومو بجا اوردیم).
این وسط دو سه تاشون خیلی باهم دیگهدصمیمی ترن و بیشتر رفتو امد دارن باهم مثلا خرید میرن یا خونه همدیگه. منم با یکیشون صمیمی ترم ولی خب در کل در قالب یک گروهیم. و قرارهای گروهی میزاریم هرازگاهی.
حالا من عقد و عروسیم افتاد تو کرونا اون اوایلش ک چقدررر سختگیری ها زیاد بود مغازه ها بسته بودن و.... و واقعا هم نمیشد کسی رو دعوت کرد و مسیولیت کسی رو گردن گرفت. کل مهمونامون ۱۰نفرم نبودن ک اونم خودشون با مسیولیت خودشون اومدن یه عروسی خونگی گرفتیم و تمام.
خلاصه نشد دوستامو دعوت کنم. دیگه تقریبا دوسال بعد ک شرایط بهتر شد ولی همچنان کرونا بود باز دورهمی هامون بیرون از خونه شرو شد با دوستام و منم باردار بودم. دیگه یبار براشون شیرینی و ابمیوه و این چیزا گرفتم ب عنوان شیرینی عروسیم. و واقعا چون باردار بودم امکانشو نداشتم دعوتشون کنم خونم برا ناهاری شامی.خودشونم نگفتن میخواییم بیام یه سر پیشت مثلا در حد یه چایی میوه و اینا.چون برا اون دوتا قبل من ک عروسی کردن خودمون رفتیم پیششون بعد عروسی حتی اونا پاتختی ندادن گفتن میریم خونه خودش بعدا بهش میدیم و اون موقع دادن کادوشونو.
دیگه گذشت من زایمان کردم خب تو واتس تبریک گفتن بعد از چند ماه باز تو همون واتس یه بار با اون دوستم ک بچش چند ماه بزرگتر از بچه منه حرف سختی خونه داری و مهمون داری با بچه شد منم گفتم من دست تنهام و واقعا سخته برام بچهداری و هر وقت مهمون میخواد بیاد پیشم کلی اذیت میشم ک خونه رو مرتب کنم. چون بعد از زایمان دچار یه مشکلی هم شده بود و دردای جسمی هم داشتم روحیمم خوب نبود اصلا و در جریان مشکلمم بودن. دیگه هیچ وقت تا الان ک بچم ۳ساله نیمشه نگفتن میخوایم بیام پیشت منم حرفی نزدم هیچ کادویی هم به بچم ندادن هیچ کدوم. دیگه یبار بچم ۷ماهه بود قرار گداشتیم پارک اونجا اولین بار دیدینش بازم هیچی بعد از اونم هزار بار تا الان دیدنش باز هیچی.
چند وقت پیش یکی از نزدیکان اونی ک من باش صمیمی ترم فوت شد خب مراسماتو شرکت کردیم بعد از ۴۰ هم باصطلاح رییس گروه گف بیاین پول بزاریم رو هم براش لباس بگیرم از عزا درش بیاریم.دیگه براش گرفتیم رفتیم خونشون.
دیگه اینسری آخرای بارداریم بود باز قرار گذاشتیم همو ببینیم و یکیشون گف ایشالا زایمان کردی یه دو سه ماه بعدش ک سرپا شدی میایم پیشت دیگه کادوی عروسیو بچه اول و دومتو باهم یه جا میدیم.منم گفتم هر موقع دوس داشتین تشریف بیارین.
الان سه ماهه زایمان کردم خب باز تو گروه تبریک گفتن و فقط یکیشون زنگ زد بعدا بهم و احوالمو گرفت. این وسط حتی یکیشون یه بار نگف عکس بچه رو بفرست ببینیم(منظورم سر بی تفاوتی و ذوق نداشتنه)
چندین بار تو متن گفتم کادو کادو یه وقت فکر نکنید محتاج کادوهاشونم (یه ندار بازی هاییم درمیارن سر کادو دادن من همیشه بیشنر از بقیه کادو دادم)یا از چیزی ک خودم دادم بهشون ناراصیم نه اصلا و ابدا منظورم این نیست. منظورم سر بی احترامیه بنظرم بهم بی احترامی شده این وسط ب خودم به بچه م. دلیل این کارشونو نمیفهمم.
بازم تاکید میکنم اصلا کادوی دادن مسئله م نیست میدونم چیز قابلی هم نمیدن خمین چند ماه پیش گفتن نفری ۱۰۰تومن بزاربم رو هم برا اون دوستمون ک سیاهشو دربیاریم ک ب کسی فشار نیاد.من گفتم ۱۰۰ تومن؟،؟خیلی کمه که نمیشه چیز قابلی خرید برا طرف . چون تعدادمون کمه. فک کنید با ۴۰۰ تومن میخواستن این کارو کنن و کردن😐😬😐
اینو گفتم ک بدونید در این حدِ هزینه کردنشون یعنی همشونم بخوان هزینه کنن یه تومنم نمیشه و من هیچ چشم داشتی ندارم به این قضیه.
واقعا حس میکنم بهم بی احترامی شده.
الان برا هفته دیگه میخوان جمع شن یه مکان عمومی حالا از من پرسیدن جور میشه برات تو هم بیای کوچولوتو هم ببینیم؟؟؟
منم قصد ندارم برم نمیخوام بچمو سبک کنم. حتی انقد ناراحتم ک گفتم که دوستیمو باهاشون تموم کنم.
این وسط دو نفرشون در طی این چندسال دعوت کردن ک بریم پیششون برا ناهار.
خب من واقعا شرایطم فرق داشته اول ک کرونا بعدم بارداری و زایمان واقعا نتونستم دعوتشون کنم.
ولی خب دوستِ دیگم خودش گف میخوایم بیام بچه رو ببینیم دیگه باهر سختی با شوهرم خونه رو تمیز کردیم و یه شامی درست کردم اومدن.واقع قصدم نداشت شام بمونه خودم اصرار کردم گفتم یه چیز ساده درست کردم باهم بخوریم.
حالا نطرتون چیه؟حس میکنم این دوستی سمی هست😪
بیبی چک منو ببینید لطفا 🥹
خانم دکتر و دوستان من 16 اردیبهشت اتاق عمل رفتم بیهوش شدم مگه میشه آخه 😭🥹
بهمن سقط داشتم
خانمااای خوش سلیقه بیایید نظر بدید راهنمایی کنید.
سلام خانمااا بنظرتون کدوم النگو روبگیرم؟؟ک شبیه تره به طلا و شیک تره
شمالیاااااا بیایدددد دستا بالاااااا
یکی از دوستان تاپیک هم استانی زد منم دلم خاست تاپیک شمالیا بزنم
عید قربان و تخمک گذاری
سلام خوبین دوستان میگم من شنیدم عید قربان جنین تشکیل بشه ۶ انگشتی میشه راسته من تخمک گذاریم امروز و فرداس چیکار کنم
آقاااااا یه چیزی میگمخداییی بیاید توجیه کنید😬😬😬😬😬😬😬
میگماونی که تاپیکتون باز میکنه زحمت میکشه جواب میده مگه از بدکاریشه؟؟؟؟؟؟خدایی چرا یه عده اینجورن😬😬😬بابا براش پیام میزاری طرف اصلااا به خودش زحمت نمیده جواب بده یا لایک کنه
مثلا همین دکتر اوما با کلی محبت پیام میده طرف شعور نداره سلام بده جواب بده تشکر کنه☹️🙄
حالا اگه جواب ندی فرت فرت پیاممیزارن کسی نبود؟یعنی کسی نمیدونه ؟عجبا 🙄کمی .....
میدونستم بی لیاقتم ولی نه تا این حد ..
دقیقا همین امروز که عازم مشهد بودم پریود شدم .. خیلی حالم بده نمیدونم باید چکار کنم ..
چقد دلم گرفت امشب خدایا هیچ زنیو منتظر نی نی نذار...
امشب خیلی دلم بی هوا گرفت
یه نفرو دیدم سریع باردار شده بود یاد بچه های اوما افتادم.
کاش هیچ زنی این انتظار براش طولانی نشه
یکی سریع باردار میشه یکی کلی منتظر میمونه
خدا جونم امشب برا همه منتظرا دعا کردم... 🤍🥺
اسم پسر رادان قشنگه؟؟؟
خانوما نظرتون راجب این اسما چیه
رادان قشنگه؟؟
خانماا بیایید باهم حرف بزنیم غیرازشما کسیو ندارم باهاش دردو دل کنم😔
سلام خانمااا ..دوباره درمورد رانندگی و گواهینامس🤦ببخشید هی میام اینجامیگم اخه غیرازشما کسیو ندارم🥹😔گواهینامو قبول شدم باراولم قبول شدم بعدش دوبار بایه مربی دیگ رفتم بهم گفتن خوبی راننده ای ...شوهرم دوسه باری منو برده داخل شهر همشم تو ماشین داد ودعوا ...همش میگفت ببین اون ماشینو زنه داره تازه یاد میگیره ازتو بهترمیپیچه توخونه هم کلی دعوا کرد گفت اینهمه بهم استرس میدی دیگ نمیبرمت نمیتونی اگ من نباشم کلی تصادف میکنی ماشینو میزنی اینوراونور😔خداییه ک بامنم میری نمیزنی خدانجاتت میده دیگ نمیگ مهارت داری اشتباه میکنی درستش میکنی...خلاصه حالم گرفتس خیلی دلم میخواد راننده شم ولی نمیشه نمیتونم 😔😔چرا فقط من اینجورم 😔مادرشوهرم دخترش رانندس چندساله توجمع میگ امیرعلی(امیرعلی پسرمنه ۲سالو نیمشه)میگه عمه فرمونو قشنگ اینجور میکنه مامان کج میکنه😔اونقد دلم شکست اخه بگو زن دخترتو چندساله رانندس من ازکجا بدونم اون اوایلش چی بوده؟؟؟!!!پسرمنم چون همیشه باما میاد باباشم غرمیزنه توماشین میبنیه حرفای اونو تکرار میکنه ...
داره ج ن گ میشه سطح دغدغه ی من😊
سلام
یاد ی خانمی افتادم که تاپیک زد اسپرمو با سرنگ ریخته بود تو خودش
سرکاری بود یا واقعی نمیدونم
اگه حامله شدی خبر بده🤣🤣🤣
من اسمارو یادم نمیمونه کی بود
خاتمه دادن به دوستی ۲۰ ساله
سلام دوستان
چند روز پیش یه خانمی اینجا برای دوستی هاشون پرسید الآن منم میخوام بپرسم.
من یه دوست صمیمی داشتم که البته خیلی زیاد صمیمی نبودیم چون اون دوستان دیگه ای هم داشت که با اونا بیشتر دوست بود یا جنس رابطش با اونا فرق داشت. برای هم تولدها و ولنتاین کادو میخریدیم. من همیشه یه چیز بهتر از او میگرفتم نه خیلی گرون و عجیب غریب ولی از او بهتر بود کادوم.
این دوستی ما از خیلی سال پیش شکل گرفت حدودا ۲۰ یا ۲۵ سال پیش.
ما با هم کافه و پارک زیاد میرفتیم و پاتوق داشتیم بعضی جاها.
تا سال ۹۸ که من باردار بودم و او نامزد کرد و نامزدیش رفتم. یکی دو ماه بعدش عروسی کرد ولی خب من زایمان کرده بودم و چله من رد نشده بود و نرفتم. او هم دیدن پسرم نیامد نه از روی ناراحتی که نرفتما چون موقعی که بهش گفتم بخاطر چله م نمیام عروسیت اولش گفت این حرفا قدیمی شده اما من گفتم بخاطر اینکه چلم نیوفته نمیام اگه اتفاقی برای تو بیوفته من همش گوشه ذهنم درگیر تو میشه.
اما خب بهرحال دیدن پسرم نیامد. درصورتی که قبل از بچه دار شدنم با هم یه روز بیرون بودیم گفت میخواد واسه بچه دوستش کادو بخره اون سال یعنی ۱۰ سال پیش کادوی ۳۰۰ هزار تومنی خرید براش.
دیدن پسرم نیومد و یکی دوسال فقط تلفنی در ارتباط بودیم اونم ازدواج کرده بود و شوهرش خیلی اهل سفر بود همش با هم مسافرت میرفتن. بعد سه سال اینا دوباره ما با هم بیرون رفتنامون شروع شد که پسرمم با خودم میبردم اون موقع سه سالش بود .سخت بود ولی خب بخاطر خودم و دوستم مجبور بودم. اگه شوهرم بود نگه میداشت اگه نه میبردمش.
تا پارسال که من باردار شدم و چهار پنج ماه حال خیلی بدی داشتم همش ویار و اینا نشد بهش زنگ بزنم اونم نزد. یه روز قرار گذاشتیم رفتیم کافه با پسرم. گفت یه حرفایی میخواد بهم بگه که چرا چند ماه خبری ازش نبوده.
گفت از شوهرش داره جدا میشه و چند ماهه جهازش و جمع کرده رفته خونه باباش و اتفاق بدتر اینکه متاسفانه درگیر سرطان هم شده.
من وقتی شنیدم حالم خیلی بد شد زدم زیر گریه که چرا نگفتی بهم و دوست داشتم تو شرایط سخت کنارت میبودم و اینا. گفت چون میدونستم اعصابت بهم میریزه نگفتم و دوستای دیگمم خودشون فهمیدن🤔
بعدم چون شکمم دیگه داشت لو میداد منو گفتم باردارم و اینا
بعد هفته ای دو بار با هم قرار کافه و پارک و اینا میذاشتیم غذا بیرون میرفتیم و اینا تو همه این ملاقات ها پسرمم بود.
خیلی سختم شده بود پشت فرمون بشینم و برم رو نیمکت توی پارک یشینم اما میخواستم جبران کنم روزایی که نبودمو و نمیدونستمو.
تا اینکه یکی دو هفته مونده بود به زایمان من اون یه عمل داشت که درواقع پایان سرطان بود و دیگه تموم میشد البته عمل سختی هم نبود. بهش گفتم دوست داشتم بیام پیشت بمونم اما انقدر شکمم بزرگ بود که یکی دو هفته آخر همه کارامو مامانم میکرد من اصلا نمیتونستم تکون بخورم. شانس من افتاد به جنگ و اینا من تا هفته چهلم سزارین دومم صبر کردم که اوضاع آروم بشه برم پیش دکتر خودم زایمان کنم اما نشد. اینارومیگم که بدونین خیلی شرایطم سخت شده بود.وقتی عمل کرد بهش زنگ زدم و گفتم که نمیتونم بیام ولی تا آخرین روزی که میتونستم باهاش رفتم بیرون و برای حال خوبش تلاش خودمو کردم.
من زایمان کردم اما او اصلا زنگ نزد حتی حالمو بپرسه و دیدن بچمم نیامد. همونطور که پسرمم نیامد ببینه. الآن دخترم نزدیک یکسالشه ولی اصلا خبری ازش نگرفته. خودم یک بار بهش زنگ زدم همون اوایل زایمانم حالشو پرسیدم ولی اونه.
تو اینستا هم میدیدم پست هایی که مربوط به دوست و اینا بود لایک میکرد و اون یکی دوستاشو تگ میکرد زیر پست. یا استوری میذاشت واسه دوست اونا رو تگ میکرد. من تو هیچ استوریش نبودم.
شوهرم میگفت شاید حالش خوب نیست گفتم تو اینستا فعاله همش اینو اونو استوری میذاره.
من موندم چرا فقط همین...
الآنم نزدیک یکساله دیگه من زنگم نزدم بهش. خس میکنم خیلی حقیر میشم...




