Ooma
اپلیکیشن بارداری و کودک اوما
کاربر گرامی خوش آمدید.  ورود|عضویت
سوالات مربوط به تگ التماس-دعا در تب سوالات جدید نمایش داده شده است.

۱۴ نفر برای قرائت زیارت آل یاسین

سلام خانما وقتتون بخیر🌹
اگه تمایل داشتین ۱۴ نفر جمع بشیم و از ۹ آبان تا ۲۲ام که شهادت حضرت زهراست هر روز به نیت حاجت هر نفر زیارت آل یاسین بخونیم.

233 پاسخ 531 بازدید


پارگی کیسه اب در هفته هفده بارداری 😭😭😭

سلام خانم دکتر و خانمای عزیز من از سرشب درد داشتم با اخرین درد شدیدم یه ابریزشی واضح داشتم تست امنیوشور گرفتم اومدم زایشگاه مثبت شد و کیسه ابم سوراخ شده.
کمک کنید کسی تو این شرایط بوده به سلامتی بگذرونه؟؟؟
من بعد از دو تا سقط و دوتا فوت بچه اینو IVF کردم 😭😭😭

229 پاسخ 1,555 بازدید


اومایی های عزیز بخصوص خانمای باردار

لطفا اگه این تاپیک رو دیدین از ته دل برای پسر فامیلمون ۱۲ سالشه
سرماخوردگی گرفته بود فقط😭
یکدفعه ای رفته کما هوشیاری ۳
سه روزه دلیلشو پیدا نکردن
لطفا لطفا براش انرژی بفرستید دعا کنید
پیشا پیش مرسی از همتون.

221 پاسخ 805 بازدید


میشه کمی درد دل کنیم

سلام دوستان
ببخشید من چند مدته سر نمازام خیلی گریه میکنم گاهی با چند قطره اشک آروم میشم گاهی ب هق هق میرسم
با کسی جز خدا درد دل نمیکنم
الان خواستم با شما حرف بزنم
کم آوردم خیلی کم آوردم شوهرم یه مدته بی کار شده شرایطمون واقعا سخت شده
همش دارم برای تو دلیم گریه میکنم ک چرا باید تو چنین شرایطی باشیم 😞

182 پاسخ 601 بازدید


من امروز تست زدم مثبت شد

بچه کوچک شیر خوار دارم. ۸ماهش هست سخته برام یه بچه دیگه
راهکار بهم بدین لطفاً ۱ماه گذشته از پریودم
اگر سقط کنم تاثیر روی شیر میزاره

166 پاسخ 1,185 بازدید


کدوم بیمارستان زنان و زایمان شیراز برای بستری بهتره؟

سلام
مامانای شیرازی
کدوم بیمارستان برای بستری شدن بهتره؟ممکنه بستریم طولانی بشه
زینبیه یا حافظ؟
بارداریم پرخطر هست باید بیمارستانی باشم که ان آی سی یو داشته باشه
برای خودمم تجهیزاتش خوب باشه

156 پاسخ 158 بازدید


ایست قلبی دوقلو در ۸ هفتگی

سلام خانوما ،۸ هفته و ۳ روز رفتم سونو ،جنین دوقلو باردارم بودم ولی متاسفانه هر دو ایست قلبی کردن ،چی بخورم زودتر سقط کنم

153 پاسخ 676 بازدید


تهوع و استفراغ و رفلاکس بسیار بسیار شدید

سلام. خانم دکتر من روز دوم از هفته دوازدهم هستم طبق سونو NT, تهوع و استفراغ بسیار بسیار بسیار شدید امان من رو بریده هرچی میخورم بالا میارم. من در شبانه روز اصلا آب نمی‌خورم فقط آب پرتقال میتونم بخورم اونم دوبار میخورم یکبار برمیگردونم، دائم گرسنه هستم میوه و غذا رو در جا بر میگردونم. از هفته شش همینجوری ام، از شدت تهوع و فشار به معده ام احساس خفگی بهم دست میده، هرچی به دکتر خودم و ماما و هرکس میگم میگه دوقلو داری طبیعی هست، بنا به دلایلی من هر هفته رفتم دکتر و هر هفته دارم مرتب دو کیلو کم میکنم دائماً گرسنه و تشنه ام، یکسره سر دردم و الان دو سه روز تا ی دید دارم. جون در بدن ندارم. اطرافیانم به این وضع من عادت کردند اما من دارم حس میکنم دارم میمیرم.
چند تا از پزشکان زنان دیگه هم میشناسم براشون شرح حال دادم مثل دکتر خودم میگن چون دوقلو داری طبیعی ولی به خدا سر بارداری اولم هم آب رو برمیگردوندم اما حالم اینجوری نبود.
توجه کنید نه بیسکوییت و نون خشک نه قرص زنجفیل نه دمیترون نه اندانسترون نه ب ۶ به خدا هیچی بهم سازگار نیست حتی سیرابی.
من رفتم درمانگاه دکتر عمومی متوجه نمیشه اندانسترون میده در سرم به خدا سرم زدم بالا آوردم‌.
چرا یک جایی نیست یک زن با دار بد حال رو بستری کنند تحت نظر باشه.
من الان باید چه کار کنم. به خدا اینجوری پیش بره من میمیرم.
ببینید من دائماً در حال عذابم. دائماً، هیچ امانی ندارم. خسته شدم. یا گرسنه ام و تشنه، یا چیزی خوردم دارم بالا میارم و فشار معده دارم یا تلخی معده و دهان اذیتم می‌کنه یا رفلاکس و اسید معده در عذابم داره. واقعاً هیچ درمان و دارویی نیست؟ واقعاً کسی درک نمیکنه که من دارم میمیرم. دو ماهه از ثانیه حالم همینه

135 پاسخ 272 بازدید


داروخونه ی خونگی😀 شما هم اگه چیزی بلدین تو لیست نبود بگین

🔴 داروخانه خانگی
(برای مواقع اورژانسی که به پزشک
دسترسی نداریم)

⇠ سینوزیت : آناناس
⇠ کیست تخمدان : سرکه سیب، کتان + ماست
⇠ یبوست : آب + خاکشیر، آب پرتقال
⇠ تب : مایعات، گذاشتن پیاز کف پا
⇠ سرفه : عسل
⇠ دل پیچه : عرق زیره، دم کرده زیره
⇠ میگرن : مالیدن لیموترش به پیشانی
⇠ پا درد : ماست و سنجد، شیر و سنجد
⇠ معده درد : عرق نعناع یا دم نوش نعناع و بابونه
⇠ اگزما : گل همیشه بهار
⇠ گرمی کودکان : شربت آبلیمو
⇠ تبخال : پیاز، سیب، چای و مرکبات
⇠ زیگیل : گذاشتن پوست موز روی زیگیل
⇠ عفونت بانوان : لبنیات، ویتامین D
⇠ سنگ کلیه : دم کرده کاکل ذرت، آب
⇠ سوزش معده : ماست، بادام، لیمو
⇠ سوزش ادرار : خربزه، هندوانه، ماء الشعیر
⇠ دردهای قاعدگی : عرق نعنا، دمنوش شوید
⇠ چربی خون : ماست و شوید
⇠ کبد چرب : چای سبز
⇠ بوی بد دهان : جعفری، کرفس
⇠ دیابت : ماست و شنبلیله، دمنوش گزنه
⇠ کهیر : سوپ جو و عدسی، ماست و سدر
به بدن بزنید
⇠ نقرس : روزی ۳ بار ½ لیوان آب لیمو، زنجبیل
⇠ فشار خون: چای ترش
ترکیب سیر و لیموترش تازه
⇠ اسهال: هویج پخته، کته ماش
ماست چکیده و نعنا
⇠ قارچ پوستی : مالیدن روغن نارگیل
مصرف سیر

131 پاسخ 1,353 بازدید


زنان زایمان و بیمارستان در تبریز

باسلام
خانم های محترم تبریزی لطفا پزشک زنان و زایمان معرفی میکنین که عمل سزارین با قیمت مناسب بکنه؟ و کدوم بیمارستان ها قرارداد دارن

126 پاسخ 153 بازدید


خانما کسی کراسفیت رفته؟

سلام وقتتون بخیر‌. بنظرتوت کراسفیت برای چربی سوزی خوبه؟ کسی تا حالا رفته ؟ من هیچوقت از بدنسازی نتیجه نگرفتم اصلا نمیتونم تحمل کنم حالم خراب میشه ولی خب ورزش هم نکردم وزن اضافه کردم. نظرتون چیه؟

119 پاسخ 302 بازدید


من دیگه خسته شدم😔

سلام مامانا
من دیگه خسته شدم دخترم روز بروز داره بدتر میشه اصلا شیر نمیخوره قبلا تو‌خواب میخورد الان تو خوابم نمیخوره دکترا هم فقط دارو میدن وهیچ
بخدا خسته شدم نه به خودم میرسم نه کارم نه شوهرم کارم شده فقط بزور خوابوندنش وشیر دادنش
اخه چرا بچه من با بقیه بچه ها فرق داره مگه میشه یه بچه فقط تو خواب اونم بزوووور شیر بخوره


بعضی موقعا میگم کاش بچه دار نمیشدم😭

118 پاسخ 557 بازدید


سقط جنین با هماتوم بارداری

سلام هفته ۷ بارداری هستم هماتوم داشتم ۲ روز قبل خونریزی شدید به همراه لخته خون بزرگ داشتم بعد از اون تا امروز خونریزی کمتر شده بود تا الان که یه لخته گوشتی بهمراه لخته خون ازم دفع شد سه نوبت هم شیاف استفاده میکردم یعنی الان جنین سقط شده ممنون میشم راهنمایی کنید😭😭

117 پاسخ 636 بازدید


جواب سنو انومالی دادم

سلام خانم دکتر و دوستان
من امروز سنو انومالی دادم شکر خدا نی نی م سالم بود ولی طول سرویسکم 29 بود بردمش پیش دکتر گفت دو هفته شیاف بزار و بعدش سنو واژینال بده یا خوب شدی یا باید سر کلاژ بشم
کسی بوده با این عدد و شیاف بهتر شده باشه؟ خطرناکه؟
خانم دکتر باید استراحت مطلق باشم این دو هفته و رابطه نداشته باشم؟چون دکتر خودم گفت استراحت مطلق لازم نیست
و اینکه آیا عمل سرکلاژ سخته ؟ هزینه ش چقده ؟

111 پاسخ 273 بازدید


تشنج بدون علائم نوزاد

سلام خدمت خانم دکتر و مامانا
خسته نباشید
مامانایی که تجربه ی تشنج دارن بیان توروخدا دارم دیوونه میشم اینقدر گریه کردم
دیروز پسرم صبح یهو شروع کرد به جیغ زدن تقریبا دو سه ساعت همینطور جیغ میزد و هر کاری میکردم آروم نمیشد شیر هم دیگه نمی‌خورد
تبشو چک کردم 36.8 بود
دیگه با کلی ترفند آروم شد و چشماشو بست شروع کرد ناله کردن
بردمش بیمارستان گفتن تنگی نفس داره
اونجا که بودیم و داشتیم کارای بستری رو انجام می‌دادیم چشماش حرکات غیر معمول داشت گفتن باید NICU بستری بشه
خلاصه شب گفتن این بچه تشنج کرده
مگه میشه بدون علائم آخه؟
اخر شب ضربان قلبش شد 230 که دارو زدن بهش به زور اومد پایین الان میگن گلبول های سفیدش نصف حد معمول هست و خیلی پایینه و عفونت وحشتناک گرفته از اون ورم میگن کبدش بزرگ شده
حالا گفتن میخوان فردا مایع نخاعی بگیرن ازش دارم دیوونه میشم
کرج بیمارستان امام علی بستریه
عوض کنم بیمارستانشو یعنی؟

110 پاسخ 711 بازدید


متاسفانه سونوگرافی دوم هم نتیجه قبلی رو تایید کرد

سلام دکتر گرامی و دوستان عزیز
امیدوارم سلامت باشید و بچه هاتونو به سلامت در آغوش بگیرین و خیرشونو ببینید عاقبت بخیری و موفقیت هاشونو شاهد باشین
من مجددا سونوگرافی دادم و نتیجه همون شد که ایست قلبی و ختم بارداری،نمیدونم چه روشی واسه دفع بهتره اما ترجیحم توی خونه هستش اگه تجربه دارین بهم کمک کنین لطفا

103 پاسخ 749 بازدید


آیا مدفوع نوزادم خلط دار هستش؟

سلام وقت بخیر دکتر عزیز و همراهان عزیز اوما
اول از همه خیلی معذرت میخوام بابت عکس 🙏🏻🫠
ایا این مدفوع خلط دار هستش من سر درنمیارم، شیر خودمو میدم و بعضی شبا که نمیخوابه یه ۶۰ یا بعضی وقتا ۳۰ سی سی شیر خشک آپتامیل میدادم بعدش با اون نفخ میکرد در حد سه یا چهار باری هم شیر خشک سوپرامیل خریدیم به گفته ی دکترش که نفخ نکنه، که با سوپرامیلم خیلی دیر مدفوع میکرد و یک روزی طول میکشید و همش گریه میکرد تا دفع کنه و من حس میکردم با سوپرامیلم نفخ میکنه، خودمم شیر اصلا نمیخورم، در حد یک قاشق ماستم اگه دلم بخواد سر سفره میخورم، حالا امشب دیدم مدفوعش این مدلی شده، و اینکه ایا مدفوع نوزاد بودار هستش یا نه بو نمیده؟
ببخشید سوالم اینقد پیچیده و زیاد شده ، و اینکه نمیدونم قبلا هم اینجوری شده یا نه من دقت نکردم، بعد اینکه مدفوعش بعضی وقتا حالت آبکی داره طبیعیه؟ و ادرارشم زرد رنگه، ایا باید بی رنگ باشه؟ مخصوصا شب تا صب که ادرار میکنه ، دیگه نمیدونم از قنداقیه ک میکنم یا عفونت داره😬🥺
و اینکه من مریض شدم و قرص استامینوفن مصرف میکنم، البته امروز کلا نخوردم

99 پاسخ 284 بازدید


یادگیری پیش دبستانی در خانه

سلام پیش دبستانی چیا یاد میدن به خاطر شرایطم نتونستم بفرستم ممنون میشم بگین؟

98 پاسخ 475 بازدید


به نیت بنده قل هوالله بخونید

سلام عزیزان
ممنون میشم از دوستان عزیز به نیت دل بنده و حل مشکلم یدونه سوره قل هوالله بخونید
لطفا اگر کسی خوند بهم اینجا بگه.
ممنون

98 پاسخ 289 بازدید


نامه ی دوم به الوند و آسمان

‌‌الوند و آسمان نوشتن این نامه صبح روز شنبه ساعت ده و بیست و هفت دقیقه ی پنجم اردیبهشت سال هزار و چهارصد پنج اتفاق افتاد.

زمانی که درد زایش کلمات استخوان مغزم را شکسته بود و تو الوند برای چنگ انداختن به آسمان به پای سمت راستم آویزان شده بودی و آسمان بارانی برای اینکه آبی بماند در آغوشم سنگر گرفته بود.


درست همان زمانی که بره های چرخ شده در همبستری با پیاز های نیم سوخته با آرزوی چریدن در علفزارها آبستن معنای جدیدی از زندگی بودند همان لحظه بود که این نامه با این جمله برای شما متولد شد

یک زن برای اینکه موفق شود باید یکی از این سه کلمه باشد مجرد ، معشوقه ، مطلقه

نمیدانم وقتی شما به این جمله رسیدید چه میکنید ؟ موافق این خط خطی های آشفته ی ذهن مادرتان هستید یا نه؟ اما حتم دارم پدرتان با شقیقه متورم از رگ های پیشانی و چشمانی تا حد ممکن باز و پره های بینی که تا جای ممکن کش آمده در حالی که یک زانویش را در بغلش جا داده و یک پایش را در زیر نشیمنگاهش گذاشته و سعی میکند منطقی ترین کلمات را روی خشمش سرپوش کند در حالی که تک تک استخوان های صورت و جمجمه اش از خشم سر می رود میگوید این حرف ها از اساس بی پایه است و زاییده ی ذهن زنیست که دارد گوشه ی آشپزخانه خاک میخورد
بعد مطمئنا سه یا چهار زنی که از قضا هم همسرند هم مادر هم موفق برای من قطار میکند و بعد وقتی سوت آخر مکالمات به صدا در آمد دستانم را می گیرد و می گوید مدرسه که باز شود اوضاع بهتر می شود بعد می رود روی تراس کنار قناری و شمعدانی ها و به سیگارش عمیق تر ، متفکرانه تر وشاید غمگین تر پک میزند و فکر میکند مقصر این افکار در هم برهم من خودش است .
اما او نمیداند او یکی از هزاران دلیلی است که من را به این فرضیه ی تلخ رسانده است.
مثلا فکر لک های قهوه ای که ته استکان های جهازم لم میدهند و چای بهار نارنج را رنگ پریده میکنند ، فکر سوسک های نیمه شب که با دهن کجی به مایع های ضدعفونی کننده پی شلختگی های من میگردند و تتمه ی زنانگی ام را با خود میبرند به فاضلاب های این شهر ،فکر شوری غذاهای این دستان بی نمک که مدت ها می شود سوژه ی زنانی که خوب شور می اندازند ، فکر رخت های چرک خورده ته حمام که بین خستگی ها روز مردگی مچاله می شوند ، فکر اینکه کیک هویچم مثل زندگی ،چه در خودش کم دارد که بعد از رسیدن بادش میخوابد و وا می رود .
همه ی این فکر ها نمیگذارد که خوب فکر کنم.
بعد میگویم گور پدر این اراجیف ذهنی چه عایدی دارد این خانه داری
بعد فکر میکنم بهتر است بروم به مغازه ی زیبایی و نقد و نسیه کمی زیبایی بخرم‌ مثلا این موهای سیاه بخت که نمیدانم در پی روسفیدی چه کسی هستند را رنگشان کنم و جای قناری بفروشمشان .
یا قامتم را بیندازم روی پاشنه های بلند تر ، آشیل نیست که بکشد مرا
نهایت کمرم صاف نخواهد شد اینطور شاید بشوم شبیه زنان مجله ی وگ .همان قدر زیبا همانقدر فریبنده همانقدر خواستنی
بعد فکر میکنم اگر چنین کنم مبادا در و همسایه ها به گوش مادرم برسانند و او ناراضی باشد و سر نمازهایش کمتر دعایم کند که زن زندگی نبودم که بجای اینکه به فکر آرامش خانواده باشم رفتم پی فریبندگی ، بعد سینه چنگ بزند که چنین و چنان بزرگت نکردم
تو باید زن باشی . دستمال به دست خانواده . که آنها هی گند بزنند و تو پاک کنی ولی تو خود چنین نباش که زن باید نماد درایت و هوش باشد نماد سادگی.
یا مثلا همان عمه ی تان که سعی میکند خدا را در حوزه بشناسد ، پشت تلفن نمیدانم به چه کسی علم زن بودن یاد میداد
میگفت :او مرد است ، گاهی اوقات عصبی می شود تو اما فهم پیشه کن و خشمت را چای هل دار کن و بگذار تا دم بکشد که وقتی وقت هم خوابگی رسید حرفت را با آرامش بگویی .
با خودم گفتم اینطور این خشم ها که کم کم انبار میشود ته گلو و خاک خورده میکند روحش را. بعد فکر کردم خب خاک خورده شود. زن ها همان طور که مادرم گفت بلدند چطور دستمال به دست بگیرند بیفتند به جان خانه یشان حتما با همان دستمال هم وقتی تمام خانه خواب هستند می روند یک جای گرم جایی که چشم اهالی خانه بهشان نیفتد و غم هایشان را پاک می کنند .

میدانید آخر زن نباید غمین باشد .‌ غم که داشته باشد آینه ها غبار میگیرند و دیگر بوی زعفران قیمه ها در خانه نمیپیچد . باید غم را بگذارد لای روسری بیندازد ته صندوقچه که مبادا بی هوا بپرد بیرون و احوال خانه را دگرگون کند . فرقی هم ندارد این اندوه چنگ در کجای قلبت می اندازد. زن اما باید زود سرپا شود که عشق از تا نیفتد و رخت خواب مشترک سرد نشود که اگر یخ کند میتواند چهار زن دیگر جای او باشند.

بعد فکر میکنم در هیچ کجای این آشفته بازار ذهن مادر نبودم پختن غذا و رفو کردن این قامت از تک و تا افتاده و‌ زن بودن برای پدرتان چه دخلی به بزرگ‌کردن شما دارد .‌ ‌‌
در کنار همه این فکر های سردرگم اول باید مادر شما باشم که بهشت را ارزان بخرم و بیندازم زیر پاهایم.

بزرگ کردن شما باید جدا از هر چیزی باشد ورای هر چیزی باشد که شیشه هستید در این سنگلاخ زندگی.
این سنگلاخ زندگی .
باید آهسته در آغوش بکشم تان که خدای نکرده ترک برندارید .‌
عزیزانم ، مادر بودن ورای فهم هر ناسره ای هست بدیهی ترین کارهای امروز شما چین و چروک و موهای سفید امروز من هست .

آه امان از این کلاف سرگردان فکر که وقتی گم میشود دیگر نمیدانی باید از کجا پیدایش کنی که خدای نکرده نیفتد پی خرخره ات که خفه ات نکند.


اما این کلاف گم شده چون عنکوبت هر لحظه تار میندازد که پود هایم را بهم ببافد کاش نبودند.

اینطور شاید می‌توانستم بهتر بخوانم ، بهتر بنویسم بهتر زندگی کنم کنم و انقدر چون طفل دوان در پی گنجشک رمیده دنبال هر افکار مالیخولیایی ندوم .

البته فکر کنم این خاصیت زنانه است که پی همه چی بدوند . کجای تاریخ مردها اینگونه بودند ‌کجا این همه دویدند کجا
پی زیبایی، آرامش ، مذهب ، سنت، مدرنیته دویدند آنها فقط پی زنان میدوند بعد که با شعر به دستشان آوردند مینشینند یک گوشه منطق میخوانند .

پسرکم، تو چنین نباش تو بعد رسیدن همچنان شعر بخوان که این تندیس زیبایی و حسرت با دوچیز زنده است شعر و عشق

مچ مادرتان را بگیرید ؟ مادرتان این زن مسکوت مسکون گاهی عجیب نقش قربانی به خود میگیرد که وقت سلاخی کردن راحت تر بتواند رد خون را از دامنش پاک کند .

رد خون واقعیت را ... شاید بعد ها که همه چیز آرام تر شد این حرف که مرد ها یک گوشه میشنند صدق کند اما امروز در تاریخ هفده اردیبهشت ۱۴۰۵ سندیت ندارد.

مردهای این خاک خون خورده این روزها بعد از رسیدن نمی‌نشینند ، می ایستند که نفس چاق کنند که تازه شروع کنند به دویدن
که نان بیاورند از سرزمینی که گندم هایش را کلاغ ها به تاراج بردند و مترسک ها در جالیزها تنها نظاره گراند .
نظاره گر این مزرعه ی آفت زده . که خون میخورد و بار مرگ میده .
شاید توقع من از این سربازان زیاد هست . کسی که هر روز پی دو دوتا چهارتا هست که کم نیاورد که از بعضی چیزها بزند که از بعضی چیزها نزد توقع شعر خواندن‌ عملی است بس عبث و بیهوده.
این فکر ها مالیخولیایی بس که ریشه دوانده اند دارد گلدان سرم را می شکند . باید بروم
بروم لباس هارو بشورم . زیر سماور را آتش کنم ، آب لپه هارا عوض کنم که نفخ نیندازد . باید بروم از دست فروش های شهر سرخی ماتیک کرایه کنم . باید دستمال بگیرم بیفتم به جان خانه .چه زن بی فکری هستم . چقدر کار دارم و چقدر الکی کلمه خرج این نامه کردم .
شاید دیگران راست گفته اند من اصلا زن نیستم ...

91 پاسخ 814 بازدید


©
اجازه بازنشر و استفاده از مطالب وبسایت اوما تنها با لینک مستقیم به مطلب مورد نظر امکان پذیر است، تمام حقوق مادی و معنوی اوما متعلق به شرکت دانش بنیان رایان توسعه آران می باشد.