Ooma
پرسش (1405/03/18):

سالم بودن جنین تو‌شرایط اضطرابی زیاد

خانما ساام
تاحالا کسی بوده تو بارداریش بشدت اضطراب داشته و استرسی بوده ولی بچه سالم به دنیا اومده باشه؟ومشکلی نداشته بچش؟

سلام عزیزم بله
سلام خوبین
شما این مشکلو‌داشتین؟
من پس فردا بچم به دنیا میاد اما به دلایلی کل بارداریم تو‌اضطراب بودم الانم‌که استرس زایمان بهش اضافه شده دیگه بدتر
ینی کسی نیس جواب بدههههه؟؟؟
همه چی دست خداست عزیزم بخاد شیشه رو بغل سنگ نگه میداره من خودمم بدترین بارداری روگذروندم واصلا احتمال اینک بچم چیزیش بشه روبهش فکرم نمیکنم سپردم ب خدا
من آدم استرسی م تو بارداریم خیلی بیشتر شد الان خداروشکر دخترم هیچ مشکلی نداره فقط زود عصبی میشع
عزیزم خدانگهدارش هست.
من توشش ماهگی بارداری بچه اولم
شوهرم جلو چشمم داشت میرفت تودره باماشین
خدارحم کرد برا هممون
شوهرم توماشین لب دره گیر کرده بود
بزور چندنفرکمک کردن اومدبیرون بعدم ماشین رو اوردیم اینطرف.
تواون شرایط من واقعا استرس ۱۰۰درصد داشتم .
و تا دوسه یاعتی بچم تکون نمیخورد
گفتم حتما یه طوری شده
ولی امید بخدا تکوناش کم کم شروع شد.و مواقعی دیگه هم استرس زیاد بود حالا کمتر
ولی نمیشه که کلا بارداری بی هیچ ناراحتی واسترس و ...پیش میاد.
واینوبدون خدا نگهدارهمه کس هست.
همون قضیه :
گرخدابخواهد
شیشه را دربغل سنگ نگه میدارد.😊🫶
منم خیلی استرسی بودم بچم‌استرسی شد
ولی دومی ریلکس بودم‌اونم ریلکسه
خواهر من انگار سر بارداریش افسردگی گرفته بود، تمام مدت گریه میکرد، اصلا حالش خوب نبود، همش استرس، میگفت بچه فلانه، خواهرزاده م الان ۱۵ سالشه، عالی، فقط به دنیا اومد گریه او بود خیلی،ان شالله واسه شما آرومه
سلام
بله من
مشگل سقط مکرر داشتم
پسرم بارداری پنجمم بود و فرزند اولی که متولد شد
از شدت اضطراب و ترس از دست دادنش
۳ماهه دوم‌پنیک اتک میشدم یوقتا حتی روزی ۲الی ۳بارر
خدارشکر پسرم سالمه
اما من پیر و داغون و بی اعصاب و له و مجبور شدم داروی کنترل اضطراب و استرس بخورم
نگران نباش برای دلبندت مشگلی پیش نمیاد
اما واقعیت اینکه ۹۰٪بعد زایمان دچار افسردگی میشه و اگر تا ۲ماهگی فرزندت بهتر نشدی حتما تحت نظر روانپزشک دارو شروع کن چون افسردگی پس از زایمان میتونه تا میان سالی هم دست از سرت برنداره
اما نترس
آگاه باش به حال و احوالت
بدون بعد زایمان سقوط هورمونی خودش باعث ضعف اعصاب میشه
محیط خونه رو آروم‌نگهدار
برای کمکت از کسی بخواه که باهاش چالش و تنش نداری
باهمسرت حرف بزن و بگو من تا دوماه فقط نیاز به عشق و توجه و استراحت و تغذیه مناسب دارم
خوب بخواب
خوب غذا بخور
تا ۳هفته فقط به نی نی شیر بده و استراحت کن
موزیک ملایم و موزیک شاد بذار
اگر حس غم و حال بدی داشتی این جمله منو یادت بیاد
این حال به خاطر بهم ریختگی هورمون هاس
یه حاله کاذبه و گذراست
تو هم‌مثل همه مادر های قوی ازش عبور میکنی
هروقتم دلت خواست تاپیک بزن
منم نباشم بچه های مهربون زیادن بیان بغلت کنن و حمایت عاطفی و روحی بشی
ممنونم از دلگرمیت و محبت توی کلامت عزیزدلم ♥️🥹
برام دعا کنید من پس فردا صبح سزارین میشم خیلی میترسم کلا فوبیای بیمارستان و‌اتاق عمل و بیهوشی رو‌دارم ولی چاره ای نیس
برام دعا کنید بعد زایمان برسم به اون آرامش قبلم
دوره سرت بگردم جونه دل
من قرار بود شنبه زایمان کنم
۴شنبه شب حرکات نی نی کم شده بود
رفتم و اورژانسی بدون هیچ تدراکی
ساعت ۱۰شب در عرض نیم ساعت سزارین شدم
گفتم خدایا من همه چیزمو از تو دارم خودت میدونی
ضربان قلب پسرم کم بود
اما بعدها دلیلشو فهمیدم زمان بندی خدا بود
اون لحظه رو خدا نوشته بود
تو آغوش امن خدایز
خیلی عزیزی پیامت آرامش داره واسه منم دعاکن آرامش بگیرم بعد اززایمان که بتونم پسرمو باارامش قلبی بزرگ کنم
قربون شکل ماهت خانم
میدونم چقدر بحران بزرگی رو داری پشت سر میذاری
اما یه خبر خوب زمان با سرعت در حال گذره
من هروقت حالم بد میشه و بهم میریزم
به روزای خیلی سخت زندگیم فکر میکنم
با خودم میگم زهرا تو اگر از اون روزا عبور کردی
قطعا از این روزام عبور میکنی
هزار ماشاالله یه دختر دسته گل داری
من بعد ۴تا سقط خدا بهم بچه داده
بعد من به حدی حالم بد بود که نتونستم نه از بارداریم لذت ببرم نه از نوزادی پسرم
به دکترم التماس میکردم به من داروی امن معرفی کنه آرامبخش کع بشه تو بارداری خورد
میگفت من اصلا نمیتونم تورو به ریسک بندازم
باورت میشع الان که تا حدود زیادی عبور کردم از اون حال های بد
احساس میکنم اون آدم من نبودم
اون که از اون روزا گذشته من نبودم
انگار به یه خواب بد فکر میکنم
در حدی حالم بد بود که دوست نداشتم کسی منو ببینه
فک کن نزدیکترین آدمهای زندگیم تا ماه نهم منو ندیدن و نفهمیدن باردارم
اضطراب فلجم کرده بود
اصلا دکتر به من استراحت نداده بود
من استراحت نیمه مطلق بودم از خودم در حدی که تمام عضلاتم تحلیل رفت
اینارو نگفتم خدایی ناکرده بگم من از تو بدترم و بدبخترم
گفتم که بدونی عبور میکنی اما آگاه باش همین
خودتو و حالتو دریاب
شما اضطرابت ففط سر سالم یا ناسالم بودن بچه بود؟؟؟

من به دلایلی تو‌زندگیم مشکلات زیاد داشتم ازاول بارداری خیلی زیاد استرس کشیدم درحدی که همش بی ادبی بالا میاوردم یوقتایی واقعا فلج شدم لیتر لیتر عرق سرد از اضطراب ریختم وسواس فکری گرفتم ذهنم آشفتس یساعت ارومم چند ساعت تو‌اضطراب شدید ووحشتناک
خواستم بدونم چراازنوزادی پسرتون لذت نبردین
اخه گفتین اضطرابتون واسه این بود که بعد چند تاسقط بچه سالمه یانه خب بعد زایمان که مطمئن شدین سالمه چرا بهتر نشدین پس؟
سلام

اووووووووووو تا دلت بخواد هس
باید مدیریتش کنی
باید خودت ب خودت کمک کنی
از مشاور و تراپیست کمک بگیری
کتاب های انگیزشی خوب مطالعه کنی
ورزش شروع کنی
و اول تو ذهنت بزاریش کنار تا بهت تلقین نشه
ممنونم ازتون
عزیزم جوابمو میتونی بدی سوال کردم ازت
عزیزه دلم
من همش فکر میکردم بچه میمونه یا نه
حتی وقتی رفتم‌زایمان کنم
وهمین اضطراب باعث ایجاد وسواس وحشتناک فکری شده بود دررحدی که مدام نوزاد رو چک میکردم ببینم نفس میکشه و کوچکترین گریه و ناراحتیش باعث اضطراب من میشد
و اما اضطراب خودش باعث میشه به لحاظ روحی و روانی شما حس کنی خسته ای انگار یه بار اضافی سنگین رو دوشته و همین حال بد باعث میشد که هیچ حس از حضور و داشتن فرزندم تجربه نکنم
پرسیدی چرا بعد زایمان بهتر نشدی
چون شما نمیتونی ۹ماه یه چیزی رو تو روح و روانت خراب کنی و بعد یک شبه انتظار درست شدنش رو داشته باشه همچین چیزی علمی و اصولی امکان نداره
یه مثال میزنم برات
مگه بعد زایمان بدنت یک شبه با خارج شدن بچه برمیگرده به وزن و فرم قبلی
خیر برنمیگرده
و حتی شاید شما وزنت برگرده به سابق اما بدن باید ورزش کنی تا برگرده
و من معتقدم حتی با ورزش هم شما به ورژن قبل زایمان شبیه نخواهی شد
ساختار و فضای روان بسیار پیچیده اس
با اضطراب بعضی شیمیایی مغز جابجا میشن‌
که یا با تغییر لایف استایل یا مصرف دارو برمیگردن به حالت اول
به همین خاطر گفتم ۲ماه بعد زایمان اگر‌خوب نشدی برو روانپزشک و دارو مصرف کن
و اینکه اگر این اضطراب برای مشگلات زندگی‌ شخصیت بوده و مقطعی بوده و الان حل شده
خب شما زودتر از من بهبود پیدا میکنی
اما باید به حالت آگاه باشی
خود مراقبتی داشته باشی
خودسرزنشی نکنی اصلا
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه