Ooma
پرسش (1399/08/13):

اومدم بعد ۲ و نیم ماه زایمانمو تعریف کنم 🤣

۲۳ مرداد رفتم دکتر معاینم کرد
فرداش شدیدن لخته های بزرگ خونی مثل عفونت بود نیومد ازم
که ۲۵ مرداد صبح ساعت ۶ بود کیسه آبم پاره شد بدون هیچ دردی
زیلکس آماده شدم به خانواده هامون گفتیمو رفتیم بیمارستان بستریم کردن
صبر کردن ک دردام شرو بشه ولی خبری نبود ساعت ۲ ظهر آوردن قرص زیر زبونی دادن که بازم اثر نداشت ولی دستگاه وصل کرده بودن ب پشت خوابیده بودم کمرم از درد میشکست ولی میدونستم ک درد زایمان نیست
ساعت ۵ باز قرص زیر زبونی دادن ک بازم اثر نداشت آوردن آمپول فشار زدن ب سرمم دیگه کم کم دردام شرو شد ولی نیم ساعت بعدش قط کردن که نصب شب زایمان نکنم خانم ها از خوابشون نمونن خدایا داشت میمردم از درد تا اذان صبح درد کشیدم‌ بخدا مرگ میاد جلو چشم آدم افتضاح بود دردام از درد مشتمو میکوبیدم دیوار و سر تخت داد میزدم مامانمو صدا میکردم از حضرت فاطمه صبر میخواستم خلاصه ک کم مونده بود اذان صبح دردم شدیدددد شد میمردم هیشکی هم صدامو نمیشنید دیگه جوری داد زدم ک مامانمو مادر شوهرم اومدن سرم وای از درد دست مادرمو گاز گرفتم بیچاره از هوش رف با اون همه سرو صدا باز نمیشنیدن صدامونو مادر شوهرم رفت پیداشون کرد یه نفر از کاراموزا فقط اومد سرم منو برد اتاق زایمان رو تخت دراز کشیدم من ول کرد رفت سالن جلوم هم سطل آشغاله تجربه هم نداره میترسم فشار بدم بچه بیاد بیفته سطل خدایا اه
داد میزنم تو رو خدا بیا منو تنها نزار دیدم ک اصلا با من همکاری نمیکنه کمکم نمیکنه با خودم گفتم تنها کسی ک میتونه کمکم کنه خدمم اونقدر زور دادم ک بلاخر سر بچه اومد کاراموز بیشور خیلی برش زد خلاص که عمرم پسرمو دیدم یکم دردم‌آروم شد بعدش ک اومدن بخیه بزنن بیشعووور اونقد بریده بود بیشتر از نیم ساعت کشید بخیه زدنشون دیگه اثر بیحسی رفته بود منو اونطوری میدوختن خدااااایا سر هیچکی نیااار
بخدا بخدااا سخت تر از زایمان بود اون بخیه ها اونقد داد زدم گریه کردم ک ترو خدا بیحسی بزنین انگااار ن انگار بعد که رفتم اتاق خانم دکتر تشریف اوردن چون ب بخیه زدن کاراموز شک داشت دستشو برد تو بخیه هام مررردم وای بعد هرکی اومد نگاه کنه داد زدم دعوا کردم هیچی دیگه خلاصه که همون روز هم مرخص شدم بعد ده روز دوتا از بخیه هام باز شد رفتم نگاه کردن گفتن بیا بخیه بزنیم منم دیگه از ترس نرفتم
الانم شدید عفونت دارم عوض اینکه شکمم تمیز بشه عفونت هم کرفتم وقتی میرم دسشویی جای بخیه هام درد میکنه
امروز هم ازم خون میاد دیگه نمیدونم پریودیه چیه
ولی درد پریودی ندارم
خیلی ببخشین طولانی شد

راستی پسرکم‌ اذان صبح ب دنیا اومد
من ایشالله بعد یکسال میخوام داستان زایمانمو تعریف کنم😂😂😂😂
ولش بایا خلاصه ک تعریف کن 😂😂
مگه دکترنداشتی یا ماما همراه نگرفتی که انقدر اذیت شی
دکتر داشتم ولی اونجا نبود زنگ هم نزدن بیاد
واااای چقد اذیت شدی کاش ماما خصوصی میگرفتی بیمارستان دولتی ک رحم ندارن اخه
ماما همراه نداشتم
شهر ما کلا بیمارستان خصوصی نیست
هیچوقت شرط زایمان اسون و کمی راحت بیمارستان خصوصی نیست
الویت اول دکتر و دوم ماما همراه
داشته باشی حتی تو خونه زایمان کنی
کمکت میکنن بالاخره تجربه اول باید ازقبل اماده میشدی و کلاس میرفتی
اره اشتباه کردم نرفتم با خودم گفتم قدیما همونجوری زایمان میکردن چی میشد
خب کوتاهی ازخودته
بایدبیمارستانی میرفتی که دکترت بیاد😐
مگه دکتر ادم هر بیمارستانی میره
تو شهر ما کلا یدونه بیمارستان هست 😂
کسایی که بیمارستانی رو انتخاب میکنن دکترشون اونجا قرارداد نداره
هفت ماهگی یا دکترو عوض میکنه
یا ماه هشت میرن بیمارستان و ماما همراه میگیرن و قرار داد میبندن

منم همین کارو میخوام بکنم
به هرحال تجربه شد واست
به همه توصیه کن دکترندارین خخخخ
ماما بگیرید حداقل
برا زایمان طبیعی دکتر تقریبا هیچ کاره س، خیلی هنر کنه نیم ساعت آخر میاد ولی ماما همراه فوق العاده کمک کننده س
مخصوصا کلاس های آمادگی زایمانشون
منم موقع طبیعی مرگ و به چشمام دیدم واقعا کادر بیمارستان و ماما خیلی تاتیر داره من آخر سر دکتر اومد باهاشون بحث کرد و گفت شما یه درصد جون بچه و مادر بچه براتون مهم نیست فقط میخواین بزور بزائونید وگرنه شما نمیفهمین 3 ساعت بعد از پارگی کیسه إب باید بچه به دنیا باید و روند زایمان تند بشه اونوقت ایشون کیسه آبش20 ساعت پاره بوده حتی زنگ نزدید بهم بگید منم زنگ میزدم چرا نگفتین کیسه آبش پاره شده الان آبی دور بچه نیست یا بچه دور ازجون تو کانال زایمان خفه میشه ی گیر میکنه مادر و بچه هردو میمیرن بعدش منو برد عمل کرد هنوزم میگم دکتر من فرشته بود که خدا فرستادش از اول حاملگی بهترین توصیه هارو داشت خواستم بدونید وافعا بعضی بیمارستان‌ها مهم نیس نه جون بچه براشون نه جون مادر
انشالله نی نی شما هم سالم و سلامت باشه
تجربه نیازه اونم ک نداشتم
اوو من اونو نمیدونستم برا من بچه درست ۲۴ ساعت موند
بعد من ا طبیعی میترسم‌میگن طبیعت زنه😐زن بیچاره قرار نی ک چون میتونه پ اینهمه درد بکشه
قدمش مبارک باشه واستون عزیزم♥️♥️واس عفونتتم حتما دکتر برو
اخی عزیزم چه دردی کشیدی ....ایشالا قدمش پر از برکت باشه براتون....من بیمارستان دولتی رفتم ماما هم نداشتم اما اینقدر کادر بیمارستان خوب بودن که حتی میخواستن سرم بزنن یا معاینه کنن ازم اجازه میگرفتن همش هم بهم سر میزدن وبالا سرم بودن خدا خیرشون بده
چقد وحشتناک بود تجربه ات موهای تنم سیخ شد
خوشبحالت تموم شد حداقل مبارکت باشه پسر قشنگت
وای ک چقد بی رحمن بعضیا
ماما همراه داشتن خیلی خوبه حتما بگیرید
وای چقد سخت گذشته بهت
من این بی توجهی پرستارا رو نمیفهمم😑😑😑
بازم خداروشکر بچتو خودت سالمین
پیگیر بخیه هات باش
بعدا دردسر نشن
سلام منم‌ انقدر که بخیه هام وقتی میزدن برام درد داشتن فقط جیغ میزدم خیلی بی رحم بودن
خيلي مواظب بخيه هات باش عزيزم.. خداي نكرده مشكلي پيش نياد..
واااای دردم گرفت😫چقد عذاب کشیدی
ان شاالله خوش قدم باشه واست گل پسری
وای خدا ، اونا چقدر بیشعور بودن ، لعنت بهشون ، خدا بهت رحم کرده ، کدوم شهری مگه ، باید شکایت میکردی ، هر بیمارستانی که بستری بشی اول یه ماما مسول همه کارهات میشه و دائم باید سر بزنه وظیفه شه ، نباید ولشون میکردی خیلی کثافت بودن
برای عفونت ، خودتو با شامپو بچه بشور و خشک کن ، عنبر نسارا و کندر روی ذغال بریز یکم خودتو دود بده بعد پوشکتو پر دود کن بذار تویه لباس زیر ،
پیش دکتر خودت برو اگه بخیه لازمه حتما بزن ، باید دارو مصرف کنی
وای چقد بد زایمان کردی میخوندم دردتو احساس میکردم خدالعنتشون کنه😢
خداروشکر ک پسرگلت سالم اومد بغلت انشالله عفونتتم خوب شه 😢
مگه کدوم شهری شما. وا چقد بی شعور بودن
شهرهای کوچیک معمولا فقط یه بیمارستان دولتی داره و از مامای همراه خبری نیس خانوما....تازه بعضی شهرها بیمارستان هم نداره و فقط یه زایشگاه داره بدون پزشک زنان
خیلی ممنونم از همتو ن 😘😘
ولی بخدا اونقد سختی کشیدم ن دیگه میخوام بخیه بزنم نه هم ک ب بچه دوم فکر میکنم
هر وقت یادم میفته گریه میکنم اونقد دیگه ترس داره برام
ولی راست میگین حتما باید ماما همراه میگرفتم

سوالات مشابه