- دختر من رفلاکس پنهان داشت دکتر اول فاموتیدین داد خیلی بی قرار شد
بعد اس امپرازول ۱۰ داد شبی ی ساشه که حستسیت نشون داده اسهال گرفته
الان دکتر داروش رو تغییر داد قرص نکسیوم داده هر ۱۲ ساعت ۱ چهارم قرص
در حال حاضر برای اسهالش چکار کنم چون شیرهم کم میخوره ؟
تا چقدر نکسیوم بخوره بفهمم به نکسیوم هم حساسیت داره یا نه؟
بعد دکتر زینک هم بهش داده ،قطره مولتی هم داره مشکلی نداره مصرفشون باهم؟(امروز هر دوتاش رو خورده)
بعد باتوجه به اینکه اسهال داشته این یکی دو روز پس فردا واکسن دوماهگیشو بزنه یا نه؟
>رفلاکس نوزاد دوماهه و دارو های مختلف129 بازدید30 پاسخ - دکتر جان از ۱۵ روزگی دلدرد نوزادم شروع شد و رفته رفته بیشتر شد دکترش اوایل براش قطره کولیف و پدی لاکت داد و دفعه بعد شربت گریپ میکسچر اضافه کرد
تا اینکه هفته پیش صبح ها هم بیقرار شد و گاهی بالا میاورد. من از اسنپ دکتر ویزیت گرفتم و دکتر گفتن شربت گریپ رو دیگه ندم چون علائم رفلاکس رو تشدید میکنه و قطره میلکازیم براش نوشت.
خودم رو هم از خوردن هر نوع لبنیاتی منع کردن.
وقتی هم نوزادمو بغل میگیرم و یا داره شیر میخوره شکمش خیلی قار و قور میکنه و حس میکنم مدفوعش غیر عادیه و داخل موکوس هست.>آیا مدفوع نوزادم غیر طبیعیه؟؟؟ همراه با عکس🖼192 بازدید11 پاسخ - پسرم علایم رفلاکس داره همش بیقراره میخوام شیر بدم خودشو میکشه عقب گریه میکنه حتی شیشه هم نمیگیره موقع خواب شیر میخوره که اونم همش بدنشو تکون میده بیقراری میکنه یعنی سینه رو میبینه دادو هوار میکنه. خواب درستی هم نداره شب تا صبح ناله میکنه تو خواب یهو شیر میاد تو دهنش و انگار که بچه راحت میشه یکم آرومتر میشه
تو بیداری هم یه ثانیه نمیشه گذاشت زمین از گریه کبود میشه فقط باید تو بغل باشه
چند بار بردم دکتر ولی چون رشدش خوبه میگن نه رفلاکس نیست داروی کولیک میدن ولی من دیگه خسته شدم خودم میبینم که رفلاکسه دقیق مثل پسر بزرگمه
الان سؤالم اینه میشه پودر اس امپرازول بدم بهش؟ ضرری نداره؟ >رفلاکس نوزاد چهار ماهه121 بازدید13 پاسخ - دکتر جان نوزادم چند روزه موقع شیر خوردن گریه میکنه و غر میزنه و سرشو به اطراف تکون میده ولی سینه رو مک نمیزنه، اوایل وقتی روی سطح صاف میخوابید یه مقدار کم شیر از گوشه دهانش میریخت ولی هی به مرور بیشتر شده و دیگه حتی وقتی حالت ایستاده نگهش میدارم شیر زیادی بالا میاره و بیقرار شده و همش دنبال سینه است که مک بزنه.
امروز عصر در حالت ایستاده بالا آورد ولی مثل آب بود فقط یه کوچولو رنگ شیر داشت
صبح بردمش دکتر ولی دکتر فقط واسه کولیکش دارو کولیف و گریپ میکسچر داد و گفت رفلاکس نداره
دکتر من چکار کنم نوزادم خیلی از قبل بیقرار تر شده؟
قبلا فقط شب بیقرار بود ولی الان روزها هم بیقراره و خوابش کم شده>علائم رفلاکس نوزاد چیه؟.؟154 بازدید22 پاسخ - دارو ها تلخ هستند و بد میخوره ولی بزور بهش میدم
از وقتی دارو ها رو میخوره کلا همون شیری هم که میخورد دیگه نمیخوره کلا دیروز به سختی و توی خواب ۱۲۰ سی سی بهش دادم
اب که نخورد
یکم اب هندوانه و آب سیب بهش دادم و غذا هم بهش دمپخت گوشت و سیب با ماست خورد و صبحانه هم زرده تخم مرغ
دارو رو ادامه بدم با این شرایط ببینم خوب میشه یا نه یا دوباره ببرم دکتر؟>رفلاکس نوزاد و شیر دهی107 بازدید6 پاسخ - به کمکتون نیاز دارم شدید که دیگه رد دادممم. دخترم هم آلرژی و هم رفلاکس داره (داروهاش:شربت دومپریدون برای رفلاکس بهش میدم.قطره آدسول پروبیوتیک فوراور) خواب شبش خوبه الان دیگه خوابید تا 11 ظهر خوابه چند بار بیدار میشه شیر میخوره و میخوابه(گاهی شبا دیرتر میخوابه مثلا 1 یا 2
الان مسئله اینجاست که امروز مثلا ساعت 11 بیدار شد ساعت 4 نیم بالاخره خوابید 6 بیدار شد ما ببنش هم دوبار بیدار شد و خوابوندمشـ. دوباره ساعت 9 به زور نیم ساعت خوابید. و ساعت 12 که خوابید باز دوبار بیدار شد خوابوندم اما دیگه میخوابه تا فرداساعت 11
به نظرتون طبیعیه این خوابیدن های دخترم؟؟؟ تازه امروز خوب بود یعنی چرت شبش رو زد🥹 چرا من دیگه کم آوردمْ!!.با کلی تلاش میخوابونمش بعد به حدی خوابش سبکه از وقتی دنیا اومده دیونم کرده برا خوابش اصلا عمیق نیست انگاری منتظره یه صدای ریزی بیاد که بیدار بشه. خواب شبش هم حس میکنم برا این خوبه که دیگه سرو صدایی نیست راحت میخوابه. اما رفلاکسش هم اذییتش میکنه اگه رفلاکسش باشه چرا خواب شبش خوبه اگه نیست چرا تو بیداری اینقد نق نق میکنه و منو کلافه. تا بیداره یا همش بغلمه یا پیشش نشستم یا در حال تلاش که شاید یه ربع بخوابه ببخشید اینقد حرف زدم دوست دارم تا خود صبح فقط بنویسم 🫤😅😅 یعنی هر چی بگم دلم آروم نمیشه>نخوابیدن روزانه نوزاد 5 ماهه256 بازدید39 پاسخ - تروخدا کمکم کنید من دارم دیوونه میشم
دخترم اصلا بیداره شیشه رو نمیگیره وقتی هم خوابه بزوووووووووور بهش شیر میدم انقد بردم دکتر دیگه خسته شدم میخوام بهش اس امپرازول بدم تو تاپیکا خیلی دیدم
بنظرتون بدم؟ چطوری باید بدمش؟>دخترم ۶۷ روزشه میتونم بهش اس امپرازول بدم؟262 بازدید16 پاسخ - خانوما بچه هاتون از چنذماه غذا کمکی شروع کردین؟196 بازدید43 پاسخ
- نوزاد چهار ماهه شیر مشک130 بازدید19 پاسخ
- رو زمین هی خودشو قوس میداد و بی قرار میشد ..
دکتر گوارش تشخیص حساسیت به پروتین و لبنیات دادن و رفلاکس
دارو هم براش امپزازول شروع کردند
الان ۴ روزه دارم دارو هاشو میدم ولی خیلی تغییر نکرده خودم رژیم رعایت میکنپ لبنیات و تخم نرغ رو حذف کردم گاهیم شیر خشک پپتی میدمش
در صمن کلیه اشم شن ریزه داره و پتاسیم سیترات دادن
وزنم کلا تو دو ماه ۷۰۰ گرم گرفته و خیلی لاغر شده 😭😭
شما تحربه این شرایط رو دارید
خیلی کلافم و خسته ...
چرا بچه من این همه درد داره و من کاری نمیتونم کنم اخه ...
🤕>رفلاکس و حساسیت به پروتین گاوی در نوزاد ۳ ماهه135 بازدید23 پاسخ - پسر من دو سال و یازده ماهشه هفته ی پیش یکشنبه یکبار اسهال شد میگفت دلم درد میکنه و انگار دلش پیچ میزد من کیدیلاکت زینک دادم و خوب شد
دوباره روز چهارشنبه ی هفته ی پیش استفراغ میکرد حالت تهوع داشت و دوبارم اسهال شد کیدیلاکت زینک میدادم بهش و خوب بود .
الان که یک هفته گذشته باز استفراغ کرد و حالت تهوع داشت دستش توی دهنش هست بعضی مواقع
از نوزادی هم رفلاکس داشت و چند مدت فاموتیدین میخورد
الانم گاهی میگه غذا اومد توی دهنم بخاطر اون میشه باشه؟>اسهال و استفراغ126 بازدید18 پاسخ - پسر من پنج ماهشه رفلاکس پنهان داره غذای کمکی رو زودتر شروع کردم به پیشنهاد دکتر
ولی اصلا میل ب شیر نداره هر شیر خشکی رو هم امتحان کردم نمیخوره دو روز اول میخوره بعد به زور بهش از هر از گاهی ۶۰ میل میدم اونم تو خواب یا به زور سرگرمی
چیکار کنم من دیگ موندم هر راهی رو امتحان کردم
قرص هم امپرازول میخوره پودره تو آب حل میکنم میدم بهش
غذا هم فعلا گفتن فرنی و حریر بادام بهش میدم >شیر نخوردن نوزاد پنج ماهه174 بازدید24 پاسخ - دخترم ترک شیر کرده 😓😔چکنم؟549 بازدید104 پاسخ
- سلام دکترجان درموردرفلاکس دخترم140 بازدید10 پاسخ
- خانم دکتر میشه رفلاکسی که خوب شده دوباره بعد از دو سه ماه برگرده؟
اگه بله چرا اینطور میشه؟
آیا نیاز به داروهایی مثه کیدیزول و امپرازول داره مجدد؟>برگشت دوباره رفلاکس ..165 بازدید2 پاسخ - بالا آوردن و شیر نخوردن نوزاد ۴ ماهه154 بازدید12 پاسخ
- الان حدودا یکماهی میشه غذای کمکی دخترم شروع کردم رفلاکس شدیدداره دارو اس امپرازول و شیر خشک ar مصروف میکه هنوز یک وعده هستم تازه الان بسته بع میل خودش به هشت الی نه تا قاشق رسوندم اول فرنی ارد برنج دادم و بعد پوره سیب زمینی
الان مشکلم اینجاست ک قبل ازشروع کمکی دخترم سرماخوردگی شدیدی پیدا کرد ک دو دوره ده روز دارو مصرف میکردسرماخوردگی کهنه کرده بود الان سرماخوردگی نداره ولی هنوز سرفه داره نهدبصورت مکرر ولی درروز چندیدن بار سرفه میکنه پشت هم و زمانی که مدفوع میکنه بعد از اتمام مدفوع خیلی شدید بی قراری میکنه اصلا به طور ک حتی نمیزاره تمیزش کنم کمی به مقدار اطراف مقعد قرمزی داره ولی مدفوع اصلا اسهال یا خلطی یا یبوست نیس دفع عادی فقط به رنگ سبز گاها سبز و زرد باهم
الان مشکل از غذای کمکی هست؟
درستم از زمان ک عذای کمکی شرثع مردم اینجوری شده هیچ نشونه ای جز این دوتا یعنی سرفه و بی قرای بداز دفع هم نداره.
فقط میشه یه راهنمایی برای ادامه غذای کمکی کند الان چی بدم هنوز پوره رو امتحان کنم یا نه سوپ شروع کنم به فرتی هم هیچ علاقه ای نداره ول پوره سیب زمینی رو خوب میخوره
ممنون میشم راهنمایی کنید برای ادامه کمکی و اینکه الان باید سه وعده بدم یا کم کم چون باخطر رفلاکس کمی میترسم
ممنونم
>ایا نشونه های حساسیت غذایی هست؟152 بازدید6 پاسخ - پسرم ۸ماهشه رفلاکس داشت ولی چون وزنگیریش خوب بود داروی خاصی نخورد فقط ی ۱۰روز فاموتیدین
الان رفلاکسش عود کرده وشیربالا میاره چی بدم بهش ؟مخصوصا عصرا بیقرارمیشه>رفلاکس نوزاد هشت ماهه166 بازدید7 پاسخ - دخترم 2 ماه و 18 روزشه دو روز پیش واکسن دوماهگی رو زدیم. از صبح فقط تو خواب اونم به زور شیر میخوره. باید چیکار کنم؟ هم رفلاکس داره هم آلرژی و شیر خودم رو میدم. بیداره میزارم زیر سینم سرش رو برمیگردونه گریه میکنه. تو خواب هم خیلی کم میخوره. دیشب تا صبح بیدار بود فقط یه چرت 20 دقیقه ای زد تا 5 نیم صبح خوابید که تو خواب هر یه ساعت سرفه میکرد بیدار میشد(یه هفته ست سرفه داره همراه مخاط شفاف دکتر برپم گفته بخاطر رفلاکسش هست سرما نیست و خیلی بهتر شد تقریبا مخاطی دیگه نداره اما از امروز سرفه میکنه خیلی به گلوش فشار میاره >اعتصاب شیر نوزاد.235 بازدید30 پاسخ
- دیگه دیروز ندادم بهش
چیکار کنم پس چیا بهش بدم یا هنوز زوده
۵ ماهو ۶ روزشه>غذای کمکی به نوزاد157 بازدید8 پاسخ
راهنمایی بالا بردن کیفیت رابطه زناشویی
سلام خانوما
من واقعا بلد نیستم چطوری رابطه زناشویمو بهتر کنم
اصلا نمیدونم موقع سکس چی باید بگم
اصلا خجالت میکشم
همسرمم همش میگه چرا ساکتی ی چیزی بگو
ولی اصلا من حرفی ندارم
میگه از فانتزیات بگو
من خب فانتزی ای ندارم
چیکار باید کنم چی باید بگم
(ی دختر یکسالو و دو ماهه دارم که کنار خودمون میخوابه )
۱۴ نفر برای قرائت زیارت آل یاسین
سلام خانما وقتتون بخیر🌹
اگه تمایل داشتین ۱۴ نفر جمع بشیم و از ۹ آبان تا ۲۲ام که شهادت حضرت زهراست هر روز به نیت حاجت هر نفر زیارت آل یاسین بخونیم.
انتقال سه جنین چهار روزه ب رحم جایگزین
سلام خانم دکتر عزیز و دوستای عزیزم من سه جنین چهار روزه دوتاش کیفیت b یدونه A ب رحم جایگزین انتقال دادیم خانمه سن ۳۶ سال. رحم سه خطی توسنوش نوشته خونرسانی خوب اندومتر ۱۱
قبلا هم یبار دیگه رحم جایگزین شده و مثبت شد یه دختر تحویل داد. منم امیدوار ب مثبت شدنش باشم با این شرایط؟؟؟
دیگه جنینی ندارم . و تنها امیدمه . الان شش روز از انتقالش گذشته
کسی هست با جنین چهار روزه مثبت بشه؟ اخه اکثرا دیدم سه روزه و پنح روزه انتقال میدن
لطفا برام دعاکنید 😭♥️
پارگی کیسه اب در هفته هفده بارداری 😭😭😭
سلام خانم دکتر و خانمای عزیز من از سرشب درد داشتم با اخرین درد شدیدم یه ابریزشی واضح داشتم تست امنیوشور گرفتم اومدم زایشگاه مثبت شد و کیسه ابم سوراخ شده.
کمک کنید کسی تو این شرایط بوده به سلامتی بگذرونه؟؟؟
من بعد از دو تا سقط و دوتا فوت بچه اینو IVF کردم 😭😭😭
اومایی های عزیز بخصوص خانمای باردار
لطفا اگه این تاپیک رو دیدین از ته دل برای پسر فامیلمون ۱۲ سالشه
سرماخوردگی گرفته بود فقط😭
یکدفعه ای رفته کما هوشیاری ۳
سه روزه دلیلشو پیدا نکردن
لطفا لطفا براش انرژی بفرستید دعا کنید
پیشا پیش مرسی از همتون.
میشه کمی درد دل کنیم
سلام دوستان
ببخشید من چند مدته سر نمازام خیلی گریه میکنم گاهی با چند قطره اشک آروم میشم گاهی ب هق هق میرسم
با کسی جز خدا درد دل نمیکنم
الان خواستم با شما حرف بزنم
کم آوردم خیلی کم آوردم شوهرم یه مدته بی کار شده شرایطمون واقعا سخت شده
همش دارم برای تو دلیم گریه میکنم ک چرا باید تو چنین شرایطی باشیم 😞
کدوم بیمارستان زنان و زایمان شیراز برای بستری بهتره؟
سلام
مامانای شیرازی
کدوم بیمارستان برای بستری شدن بهتره؟ممکنه بستریم طولانی بشه
زینبیه یا حافظ؟
بارداریم پرخطر هست باید بیمارستانی باشم که ان آی سی یو داشته باشه
برای خودمم تجهیزاتش خوب باشه
من امروز تست زدم مثبت شد
بچه کوچک شیر خوار دارم. ۸ماهش هست سخته برام یه بچه دیگه
راهکار بهم بدین لطفاً ۱ماه گذشته از پریودم
اگر سقط کنم تاثیر روی شیر میزاره
ایست قلبی دوقلو در ۸ هفتگی
سلام خانوما ،۸ هفته و ۳ روز رفتم سونو ،جنین دوقلو باردارم بودم ولی متاسفانه هر دو ایست قلبی کردن ،چی بخورم زودتر سقط کنم
مشورت با خانمهای با تجربه
سلام عزیزان
من مادربزرگم فوت شده و چند روز دیگه چهلمشون هست
حالا ازتون مشورت میخوام
میخوام ببینم وظیفه من هستش که خانوادم رو از عزا در بیارم؟؟
من تجربه ای ندارم و رومم از کسی بپرسم
زنان زایمان و بیمارستان در تبریز
باسلام
خانم های محترم تبریزی لطفا پزشک زنان و زایمان معرفی میکنین که عمل سزارین با قیمت مناسب بکنه؟ و کدوم بیمارستان ها قرارداد دارن
خانما کسی کراسفیت رفته؟
سلام وقتتون بخیر. بنظرتوت کراسفیت برای چربی سوزی خوبه؟ کسی تا حالا رفته ؟ من هیچوقت از بدنسازی نتیجه نگرفتم اصلا نمیتونم تحمل کنم حالم خراب میشه ولی خب ورزش هم نکردم وزن اضافه کردم. نظرتون چیه؟
سلام خانوم دکتر سوالم راجب به آمپول انوکسا هست
من موقع تزریق این آمپول خیلی دردم میاد چه دور ناف باشه چه بازو باشه کبود میشم . خواستم ببینم چیکار باید کنم دردش کمتر باشه
از پماد بی حسی میشه در دوران بارداری استفاده کرد و چه مارکی میتونم استفاده کنم
خانما شما بچه هاتونو پیش کسی میزارین
خانما من بچموفقط پیش مامانم میزارم که اونم فقط میزاره جلوی تلویزیون بچه رو یا بهش غذا میده بچه ی منم رفلاکس شدید داره اذیتمیشه
اگه پیش کسی هم نزارم دیگهدیوونه میشم چقدر آدم با بچه توخونه تنها بمونه
شما چیکار میکنین با بچه
مامانایی که تازه فارغ شدن میشه یه مشورت بهم بدین
سلام مامانا خوبین نینیاتون خوبنن؟
ایشالا همیشه سالم باشید
به نظرتون چند دست لباس سایز ۰لازمه ؟
من دودست سه تیکه برا بیمارستان گرفتم و سه دست سایز یک به نظرم سایز صفر هام کمه
سایز یک تقریبا از چه سنی تن کوچولوهاتون شد
اینا رو که کنار هم میذارم سایز صفر و یک تفاوت زیادی باهم ندارن
به نظرتون کافیه یا اضافه کنم؟
تشنج بدون علائم نوزاد
سلام خدمت خانم دکتر و مامانا
خسته نباشید
مامانایی که تجربه ی تشنج دارن بیان توروخدا دارم دیوونه میشم اینقدر گریه کردم
دیروز پسرم صبح یهو شروع کرد به جیغ زدن تقریبا دو سه ساعت همینطور جیغ میزد و هر کاری میکردم آروم نمیشد شیر هم دیگه نمیخورد
تبشو چک کردم 36.8 بود
دیگه با کلی ترفند آروم شد و چشماشو بست شروع کرد ناله کردن
بردمش بیمارستان گفتن تنگی نفس داره
اونجا که بودیم و داشتیم کارای بستری رو انجام میدادیم چشماش حرکات غیر معمول داشت گفتن باید NICU بستری بشه
خلاصه شب گفتن این بچه تشنج کرده
مگه میشه بدون علائم آخه؟
اخر شب ضربان قلبش شد 230 که دارو زدن بهش به زور اومد پایین الان میگن گلبول های سفیدش نصف حد معمول هست و خیلی پایینه و عفونت وحشتناک گرفته از اون ورم میگن کبدش بزرگ شده
حالا گفتن میخوان فردا مایع نخاعی بگیرن ازش دارم دیوونه میشم
کرج بیمارستان امام علی بستریه
عوض کنم بیمارستانشو یعنی؟
متاسفانه سونوگرافی دوم هم نتیجه قبلی رو تایید کرد
سلام دکتر گرامی و دوستان عزیز
امیدوارم سلامت باشید و بچه هاتونو به سلامت در آغوش بگیرین و خیرشونو ببینید عاقبت بخیری و موفقیت هاشونو شاهد باشین
من مجددا سونوگرافی دادم و نتیجه همون شد که ایست قلبی و ختم بارداری،نمیدونم چه روشی واسه دفع بهتره اما ترجیحم توی خونه هستش اگه تجربه دارین بهم کمک کنین لطفا
آیا مدفوع نوزادم خلط دار هستش؟
سلام وقت بخیر دکتر عزیز و همراهان عزیز اوما
اول از همه خیلی معذرت میخوام بابت عکس 🙏🏻🫠
ایا این مدفوع خلط دار هستش من سر درنمیارم، شیر خودمو میدم و بعضی شبا که نمیخوابه یه ۶۰ یا بعضی وقتا ۳۰ سی سی شیر خشک آپتامیل میدادم بعدش با اون نفخ میکرد در حد سه یا چهار باری هم شیر خشک سوپرامیل خریدیم به گفته ی دکترش که نفخ نکنه، که با سوپرامیلم خیلی دیر مدفوع میکرد و یک روزی طول میکشید و همش گریه میکرد تا دفع کنه و من حس میکردم با سوپرامیلم نفخ میکنه، خودمم شیر اصلا نمیخورم، در حد یک قاشق ماستم اگه دلم بخواد سر سفره میخورم، حالا امشب دیدم مدفوعش این مدلی شده، و اینکه ایا مدفوع نوزاد بودار هستش یا نه بو نمیده؟
ببخشید سوالم اینقد پیچیده و زیاد شده ، و اینکه نمیدونم قبلا هم اینجوری شده یا نه من دقت نکردم، بعد اینکه مدفوعش بعضی وقتا حالت آبکی داره طبیعیه؟ و ادرارشم زرد رنگه، ایا باید بی رنگ باشه؟ مخصوصا شب تا صب که ادرار میکنه ، دیگه نمیدونم از قنداقیه ک میکنم یا عفونت داره😬🥺
و اینکه من مریض شدم و قرص استامینوفن مصرف میکنم، البته امروز کلا نخوردم
نامه ی دوم به الوند و آسمان
الوند و آسمان نوشتن این نامه صبح روز شنبه ساعت ده و بیست و هفت دقیقه ی پنجم اردیبهشت سال هزار و چهارصد پنج اتفاق افتاد.
زمانی که درد زایش کلمات استخوان مغزم را شکسته بود و تو الوند برای چنگ انداختن به آسمان به پای سمت راستم آویزان شده بودی و آسمان بارانی برای اینکه آبی بماند در آغوشم سنگر گرفته بود.
درست همان زمانی که بره های چرخ شده در همبستری با پیاز های نیم سوخته با آرزوی چریدن در علفزارها آبستن معنای جدیدی از زندگی بودند همان لحظه بود که این نامه با این جمله برای شما متولد شد
یک زن برای اینکه موفق شود باید یکی از این سه کلمه باشد مجرد ، معشوقه ، مطلقه
نمیدانم وقتی شما به این جمله رسیدید چه میکنید ؟ موافق این خط خطی های آشفته ی ذهن مادرتان هستید یا نه؟ اما حتم دارم پدرتان با شقیقه متورم از رگ های پیشانی و چشمانی تا حد ممکن باز و پره های بینی که تا جای ممکن کش آمده در حالی که یک زانویش را در بغلش جا داده و یک پایش را در زیر نشیمنگاهش گذاشته و سعی میکند منطقی ترین کلمات را روی خشمش سرپوش کند در حالی که تک تک استخوان های صورت و جمجمه اش از خشم سر می رود میگوید این حرف ها از اساس بی پایه است و زاییده ی ذهن زنیست که دارد گوشه ی آشپزخانه خاک میخورد
بعد مطمئنا سه یا چهار زنی که از قضا هم همسرند هم مادر هم موفق برای من قطار میکند و بعد وقتی سوت آخر مکالمات به صدا در آمد دستانم را می گیرد و می گوید مدرسه که باز شود اوضاع بهتر می شود بعد می رود روی تراس کنار قناری و شمعدانی ها و به سیگارش عمیق تر ، متفکرانه تر وشاید غمگین تر پک میزند و فکر میکند مقصر این افکار در هم برهم من خودش است .
اما او نمیداند او یکی از هزاران دلیلی است که من را به این فرضیه ی تلخ رسانده است.
مثلا فکر لک های قهوه ای که ته استکان های جهازم لم میدهند و چای بهار نارنج را رنگ پریده میکنند ، فکر سوسک های نیمه شب که با دهن کجی به مایع های ضدعفونی کننده پی شلختگی های من میگردند و تتمه ی زنانگی ام را با خود میبرند به فاضلاب های این شهر ،فکر شوری غذاهای این دستان بی نمک که مدت ها می شود سوژه ی زنانی که خوب شور می اندازند ، فکر رخت های چرک خورده ته حمام که بین خستگی ها روز مردگی مچاله می شوند ، فکر اینکه کیک هویچم مثل زندگی ،چه در خودش کم دارد که بعد از رسیدن بادش میخوابد و وا می رود .
همه ی این فکر ها نمیگذارد که خوب فکر کنم.
بعد میگویم گور پدر این اراجیف ذهنی چه عایدی دارد این خانه داری
بعد فکر میکنم بهتر است بروم به مغازه ی زیبایی و نقد و نسیه کمی زیبایی بخرم مثلا این موهای سیاه بخت که نمیدانم در پی روسفیدی چه کسی هستند را رنگشان کنم و جای قناری بفروشمشان .
یا قامتم را بیندازم روی پاشنه های بلند تر ، آشیل نیست که بکشد مرا
نهایت کمرم صاف نخواهد شد اینطور شاید بشوم شبیه زنان مجله ی وگ .همان قدر زیبا همانقدر فریبنده همانقدر خواستنی
بعد فکر میکنم اگر چنین کنم مبادا در و همسایه ها به گوش مادرم برسانند و او ناراضی باشد و سر نمازهایش کمتر دعایم کند که زن زندگی نبودم که بجای اینکه به فکر آرامش خانواده باشم رفتم پی فریبندگی ، بعد سینه چنگ بزند که چنین و چنان بزرگت نکردم
تو باید زن باشی . دستمال به دست خانواده . که آنها هی گند بزنند و تو پاک کنی ولی تو خود چنین نباش که زن باید نماد درایت و هوش باشد نماد سادگی.
یا مثلا همان عمه ی تان که سعی میکند خدا را در حوزه بشناسد ، پشت تلفن نمیدانم به چه کسی علم زن بودن یاد میداد
میگفت :او مرد است ، گاهی اوقات عصبی می شود تو اما فهم پیشه کن و خشمت را چای هل دار کن و بگذار تا دم بکشد که وقتی وقت هم خوابگی رسید حرفت را با آرامش بگویی .
با خودم گفتم اینطور این خشم ها که کم کم انبار میشود ته گلو و خاک خورده میکند روحش را. بعد فکر کردم خب خاک خورده شود. زن ها همان طور که مادرم گفت بلدند چطور دستمال به دست بگیرند بیفتند به جان خانه یشان حتما با همان دستمال هم وقتی تمام خانه خواب هستند می روند یک جای گرم جایی که چشم اهالی خانه بهشان نیفتد و غم هایشان را پاک می کنند .
میدانید آخر زن نباید غمین باشد . غم که داشته باشد آینه ها غبار میگیرند و دیگر بوی زعفران قیمه ها در خانه نمیپیچد . باید غم را بگذارد لای روسری بیندازد ته صندوقچه که مبادا بی هوا بپرد بیرون و احوال خانه را دگرگون کند . فرقی هم ندارد این اندوه چنگ در کجای قلبت می اندازد. زن اما باید زود سرپا شود که عشق از تا نیفتد و رخت خواب مشترک سرد نشود که اگر یخ کند میتواند چهار زن دیگر جای او باشند.
بعد فکر میکنم در هیچ کجای این آشفته بازار ذهن مادر نبودم پختن غذا و رفو کردن این قامت از تک و تا افتاده و زن بودن برای پدرتان چه دخلی به بزرگکردن شما دارد .
در کنار همه این فکر های سردرگم اول باید مادر شما باشم که بهشت را ارزان بخرم و بیندازم زیر پاهایم.
بزرگ کردن شما باید جدا از هر چیزی باشد ورای هر چیزی باشد که شیشه هستید در این سنگلاخ زندگی.
این سنگلاخ زندگی .
باید آهسته در آغوش بکشم تان که خدای نکرده ترک برندارید .
عزیزانم ، مادر بودن ورای فهم هر ناسره ای هست بدیهی ترین کارهای امروز شما چین و چروک و موهای سفید امروز من هست .
آه امان از این کلاف سرگردان فکر که وقتی گم میشود دیگر نمیدانی باید از کجا پیدایش کنی که خدای نکرده نیفتد پی خرخره ات که خفه ات نکند.
اما این کلاف گم شده چون عنکوبت هر لحظه تار میندازد که پود هایم را بهم ببافد کاش نبودند.
اینطور شاید میتوانستم بهتر بخوانم ، بهتر بنویسم بهتر زندگی کنم کنم و انقدر چون طفل دوان در پی گنجشک رمیده دنبال هر افکار مالیخولیایی ندوم .
البته فکر کنم این خاصیت زنانه است که پی همه چی بدوند . کجای تاریخ مردها اینگونه بودند کجا این همه دویدند کجا
پی زیبایی، آرامش ، مذهب ، سنت، مدرنیته دویدند آنها فقط پی زنان میدوند بعد که با شعر به دستشان آوردند مینشینند یک گوشه منطق میخوانند .
پسرکم، تو چنین نباش تو بعد رسیدن همچنان شعر بخوان که این تندیس زیبایی و حسرت با دوچیز زنده است شعر و عشق
مچ مادرتان را بگیرید ؟ مادرتان این زن مسکوت مسکون گاهی عجیب نقش قربانی به خود میگیرد که وقت سلاخی کردن راحت تر بتواند رد خون را از دامنش پاک کند .
رد خون واقعیت را ... شاید بعد ها که همه چیز آرام تر شد این حرف که مرد ها یک گوشه میشنند صدق کند اما امروز در تاریخ هفده اردیبهشت ۱۴۰۵ سندیت ندارد.
مردهای این خاک خون خورده این روزها بعد از رسیدن نمینشینند ، می ایستند که نفس چاق کنند که تازه شروع کنند به دویدن
که نان بیاورند از سرزمینی که گندم هایش را کلاغ ها به تاراج بردند و مترسک ها در جالیزها تنها نظاره گراند .
نظاره گر این مزرعه ی آفت زده . که خون میخورد و بار مرگ میده .
شاید توقع من از این سربازان زیاد هست . کسی که هر روز پی دو دوتا چهارتا هست که کم نیاورد که از بعضی چیزها بزند که از بعضی چیزها نزد توقع شعر خواندن عملی است بس عبث و بیهوده.
این فکر ها مالیخولیایی بس که ریشه دوانده اند دارد گلدان سرم را می شکند . باید بروم
بروم لباس هارو بشورم . زیر سماور را آتش کنم ، آب لپه هارا عوض کنم که نفخ نیندازد . باید بروم از دست فروش های شهر سرخی ماتیک کرایه کنم . باید دستمال بگیرم بیفتم به جان خانه .چه زن بی فکری هستم . چقدر کار دارم و چقدر الکی کلمه خرج این نامه کردم .
شاید دیگران راست گفته اند من اصلا زن نیستم ...
بعد از زدن آمپول آزاد سازی کی جواب تست بارداری درسته ؟؟؟
من ۵ ماهه تو اقدامم این ماه از روز اول پریود ۱۱ مهر لتروزل خوردم تا ۷ روز از روز ۷ تا ۹ هر شب آمپول زدم برای تقویت فولیکول و روز ۱۰ رفتم سونو و دو تا فولیکول ۲۱ و ۱۸ داشتم و دکتر گفت که آمپول آزاد سازی رو هر دو رو با هم همین امشب بزن و ۲۰ مهر من آمپول رو زدم از از روز ۱۴ سیکل تا الان هر ۱۲ ساعت دوفامد ۱۰ میخورم ۸ آبان یعنی دیروز باید پریود میشوم ولی نشدم دیروز صبح بی بی چک زدم و یه خط کمرنگ بلافاصله روی Tافتاد و یه خط روی c ممکنه بخاطر آمپول ها مثبت شده باشه بی بی چکم؟؟


