- من سال ۹۸ توی ۱۹ هفته سرکلاژ شدم ک حین سرکلاژ جنین کیسه اب پاره شد و بعدش براجفت جنین کورتاژ شدم یعنی خود بچه طبیعی اومد رفت جفتشو کورتاژ کردن
بعداز اون چندین بار باردارشدم. و قبل از تشکیل قلب سقط میشدن. همه ازمایشا همچی سالم بود سنو سع بعدی رحم و هیستروسکوپی هم سالم بود بنظرتون. علت سقط هام میتونه برگرده به همون کورتاژی ک کردم؟ و تو سنوها مشخص نباشه؟ یا ناشناخته میتونه باشه و ربطی ب رحم نداشته باشه
چون شنیدم ک کورتاژ خطرناکه برا رحم بخصوص من ک بچه اولم بود و سقط شد و رحمم دستکاری شده>ایا کورتاژ باعث اسیب رحم میشه؟425 بازدید53 پاسخ - چندماه بعداز عمل سزارین مجدد میشه باردار شد؟؟؟956 بازدید48 پاسخ
- کسی بوده دیواره رحمش ضخیم باشه؟نمونه برداری هم کردید؟پریودی طولانی داشتید؟ضخامتتون چند بود؟ من دوماهه لکه بینی و پریودم دوروزه پاک شدم ۱۸ هست اصلا نمیدونم چندم سیکلم...نمونه دادم و خیلی نگرانم ۲۵ سالمه >کسی بوده دیواره رحمش ضخیم باشه خیلی میترسم🤕🤕🤕422 بازدید14 پاسخ
- خودمم ۲۹ سالمه
حالا از نظر شما با اینهمه سقط و اینکه دیگه روحیم و جسمم بشدت اسیب دیده و خودم دیگه نمیتونم سمتش برم . رحم جایگزین بگیرم خوبه؟ >ایا رحم جایگزین بگیرم؟1,253 بازدید112 پاسخ - در مورد رحم اجاره ای؟؟؟2,131 بازدید319 پاسخ
- میخواستم بدونم جواب آزمایش عکس رنگی رحمم اومده مشکلی داره یا نه؟
اگر کسی میدونه اینا چی گفتن راهنمایی کنه>جواب آزمایش عکس رنگیم اومده337 بازدید37 پاسخ - دکترجان امکان داره لوله های رحمم گرفته باشه لازم باشه عکس رنگی بگیرم270 بازدید15 پاسخ
- جواب عکس رنگی رحم چقدر بعد آماده میشود !286 بازدید105 پاسخ
- تفسیر سونوگرافی رحم....332 بازدید12 پاسخ
- بچه ها من امروز سونو شدم دکتر گفت رحمت کامل ریزش نکرده وخونزیمم از دیشب کم شده خیلی راستش دیشب دمنوش بومادران و پونه خوردم چون خارش داشتم بعد اون اینجوری شدم
امروز شنیدم اسطوخودوس خوبه و خونریزی را زیاد میکنه راسته به نظر شما؟؟
چه کار کنم رحمم کامل ریزش کنه ؟؟؟>مصرف اسطوخودوس روز سوم پریود232 بازدید9 پاسخ - طبق ویزیت که باهاتون داشتم برام سونو رحم و سینه نوشتید ولی متاسفانه رفتم گفتن چون ماما نوشته آزاد حساب میشه. و حتما باید پزشک عمومی یا متخصص زنان بنویسه
خواستم ببینم صحت داره یا چون میخواستن پول آزاد و بگیرن اینطور گفتن؟ >سونوگرافی رحم و سینه279 بازدید3 پاسخ - از ماه پیش درد زیر شکم داشتم رفتم معاینه شدم یکم سوزش و خارش خیلی کم رو سطح واژن داشتم گفتن داخل عفونتی نمیبینن کلوتریمازول گفتن ۱ دوره بزنم اگه خوب نشدم سونو بدم سونو شکم و لگنم سالم بود فقط نوشته ادنومیوزیس این چیز خطرناکیه؟رو باروری تاثیر داده؟ من ۱۴ سیکل انجام دادم تخمک گذاریم ۱۲ سیکل بوده>ادنومیوزیس رحم و راه درمان330 بازدید11 پاسخ
- زناشویی و رابطه بوی بد واژن1,136 بازدید38 پاسخ
- میشه تفسیرش کنید و اگه نیاز به آمپول هست برام بنویسید چون پزشک سونو گفت اگه آزاد نشه تبدیل به کیست میشه و من استرس گرفتم>سونو تخمدان و رحم270 بازدید7 پاسخ
- دوستان عزیزم این سونو برای یکی از دوستام هست میشه برام تفسیر کنید ممنون >خانم دکتر سونوگرافی رحم رو چک کنید363 بازدید11 پاسخ
- عزیزان من ۳۹هفته باردارم ۲فینگردهانه ی رحمم بازشده اونم ماماهمراهم کمک کرده ک شده اینه ولی میرم بیمارستان میگن ن اصن بازنشده
تروخدااابگیدچبکارکنم دردام شروع شه>۳۹هفته باردارم میخامزایمان کنم557 بازدید18 پاسخ - چندوقتیه شکمم پایینش هم راست و هم چپ درد میگرفت. موقع پهلو شدن عطسه یا سرفه. اما خب همون لحظه بود.
الان چند روزیه سمت چپ زیاد درد میگیره و از دیروز هم دردش تقریبا مداوم شده.استراحت دارم اما مدام پسرم بهونه میاره باید هی بلند بشم و دراز بکشم و توی این بلند شدن از دیروز تا الان شکمم درد میاد. علائم دیگه ای ندارم >درد شکم سمت چپ314 بازدید25 پاسخ
سلام وقت بخیر.
من سه بار سزارین داشتم و به دلیل آن دچار چسبندگی رحم شدم.
دو بار برای درمان چسبندگی اقدام کردم و تحت عمل جراحی قرار گرفتم، اما درد بعد از عمل خیلی زیاد بود و این بار نمیخوام دوباره عمل بشم.
آیا راهی هست که با داروهای گیاهی یا داروهای شیمیایی بدون جراحی، چسبندگی رحمم بهبود پیدا کنه یا حداقل علائمش کمتر بشه؟
ممنون میشم اگر درمانهای مؤثر و بیخطر رو بهم معرفی کنید، مخصوصاً اگر داروی محلی یا دمنوشی باشه که تجربه خوبی داشته باشه.>چسپندگی رحم ۲بار داشتم و چسپندگیم زیاد شدیده591 بازدید20 پاسخ- من ۳۴هفته ام درددارم شدیدولی دستگاه نشون نمیده دهانه ی رحمم به اندازهی یک ونیم سانت بازشده احتمال زایمان زودرس هست؟؟واینکه بستریی میکردن من نتونستم پسرم پیش هیچکس نمیمونه
دردام امونموبریده زده کمرمومیشکنه>من ۳۴هفته ام دهانه ی رحمم بازشده569 بازدید27 پاسخ - از دیروز همش استرس دارم گفت چون سنت کنه برا افتادگی فلا نمیتونی کاری کنی(۲۵سالمه) بنظرتون راهی هس بدون جراحی بشه افتادگی رو درمان کرد من درد داشتم ولی خب نمیدونستم از چیه 😢
کسی مثه من بوده با ورزشی چیزی بهتر شده باشه>افتادگی شدید رحم و عفونت421 بازدید34 پاسخ
سلام بچه تو رو خدا بیایید بهم راهکار بدید
شوهرم فانتزی جنسی خیلی بده داره سر این چیزا خسته ام که دیگ شدم یه آدم روانی و افسرده
۱۴ نفر برای قرائت زیارت آل یاسین
سلام خانما وقتتون بخیر🌹
اگه تمایل داشتین ۱۴ نفر جمع بشیم و از ۹ آبان تا ۲۲ام که شهادت حضرت زهراست هر روز به نیت حاجت هر نفر زیارت آل یاسین بخونیم.
راهنمایی بالا بردن کیفیت رابطه زناشویی
سلام خانوما
من واقعا بلد نیستم چطوری رابطه زناشویمو بهتر کنم
اصلا نمیدونم موقع سکس چی باید بگم
اصلا خجالت میکشم
همسرمم همش میگه چرا ساکتی ی چیزی بگو
ولی اصلا من حرفی ندارم
میگه از فانتزیات بگو
من خب فانتزی ای ندارم
چیکار باید کنم چی باید بگم
(ی دختر یکسالو و دو ماهه دارم که کنار خودمون میخوابه )
انتقال سه جنین چهار روزه ب رحم جایگزین
سلام خانم دکتر عزیز و دوستای عزیزم من سه جنین چهار روزه دوتاش کیفیت b یدونه A ب رحم جایگزین انتقال دادیم خانمه سن ۳۶ سال. رحم سه خطی توسنوش نوشته خونرسانی خوب اندومتر ۱۱
قبلا هم یبار دیگه رحم جایگزین شده و مثبت شد یه دختر تحویل داد. منم امیدوار ب مثبت شدنش باشم با این شرایط؟؟؟
دیگه جنینی ندارم . و تنها امیدمه . الان شش روز از انتقالش گذشته
کسی هست با جنین چهار روزه مثبت بشه؟ اخه اکثرا دیدم سه روزه و پنح روزه انتقال میدن
لطفا برام دعاکنید 😭♥️
پارگی کیسه اب در هفته هفده بارداری 😭😭😭
سلام خانم دکتر و خانمای عزیز من از سرشب درد داشتم با اخرین درد شدیدم یه ابریزشی واضح داشتم تست امنیوشور گرفتم اومدم زایشگاه مثبت شد و کیسه ابم سوراخ شده.
کمک کنید کسی تو این شرایط بوده به سلامتی بگذرونه؟؟؟
من بعد از دو تا سقط و دوتا فوت بچه اینو IVF کردم 😭😭😭
اومایی های عزیز بخصوص خانمای باردار
لطفا اگه این تاپیک رو دیدین از ته دل برای پسر فامیلمون ۱۲ سالشه
سرماخوردگی گرفته بود فقط😭
یکدفعه ای رفته کما هوشیاری ۳
سه روزه دلیلشو پیدا نکردن
لطفا لطفا براش انرژی بفرستید دعا کنید
پیشا پیش مرسی از همتون.
میشه کمی درد دل کنیم
سلام دوستان
ببخشید من چند مدته سر نمازام خیلی گریه میکنم گاهی با چند قطره اشک آروم میشم گاهی ب هق هق میرسم
با کسی جز خدا درد دل نمیکنم
الان خواستم با شما حرف بزنم
کم آوردم خیلی کم آوردم شوهرم یه مدته بی کار شده شرایطمون واقعا سخت شده
همش دارم برای تو دلیم گریه میکنم ک چرا باید تو چنین شرایطی باشیم 😞
کدوم بیمارستان زنان و زایمان شیراز برای بستری بهتره؟
سلام
مامانای شیرازی
کدوم بیمارستان برای بستری شدن بهتره؟ممکنه بستریم طولانی بشه
زینبیه یا حافظ؟
بارداریم پرخطر هست باید بیمارستانی باشم که ان آی سی یو داشته باشه
برای خودمم تجهیزاتش خوب باشه
من امروز تست زدم مثبت شد
بچه کوچک شیر خوار دارم. ۸ماهش هست سخته برام یه بچه دیگه
راهکار بهم بدین لطفاً ۱ماه گذشته از پریودم
اگر سقط کنم تاثیر روی شیر میزاره
ایست قلبی دوقلو در ۸ هفتگی
سلام خانوما ،۸ هفته و ۳ روز رفتم سونو ،جنین دوقلو باردارم بودم ولی متاسفانه هر دو ایست قلبی کردن ،چی بخورم زودتر سقط کنم
مشورت با خانمهای با تجربه
سلام عزیزان
من مادربزرگم فوت شده و چند روز دیگه چهلمشون هست
حالا ازتون مشورت میخوام
میخوام ببینم وظیفه من هستش که خانوادم رو از عزا در بیارم؟؟
من تجربه ای ندارم و رومم از کسی بپرسم
زنان زایمان و بیمارستان در تبریز
باسلام
خانم های محترم تبریزی لطفا پزشک زنان و زایمان معرفی میکنین که عمل سزارین با قیمت مناسب بکنه؟ و کدوم بیمارستان ها قرارداد دارن
خانما کسی کراسفیت رفته؟
سلام وقتتون بخیر. بنظرتوت کراسفیت برای چربی سوزی خوبه؟ کسی تا حالا رفته ؟ من هیچوقت از بدنسازی نتیجه نگرفتم اصلا نمیتونم تحمل کنم حالم خراب میشه ولی خب ورزش هم نکردم وزن اضافه کردم. نظرتون چیه؟
سلام خانوم دکتر سوالم راجب به آمپول انوکسا هست
من موقع تزریق این آمپول خیلی دردم میاد چه دور ناف باشه چه بازو باشه کبود میشم . خواستم ببینم چیکار باید کنم دردش کمتر باشه
از پماد بی حسی میشه در دوران بارداری استفاده کرد و چه مارکی میتونم استفاده کنم
خانما شما بچه هاتونو پیش کسی میزارین
خانما من بچموفقط پیش مامانم میزارم که اونم فقط میزاره جلوی تلویزیون بچه رو یا بهش غذا میده بچه ی منم رفلاکس شدید داره اذیتمیشه
اگه پیش کسی هم نزارم دیگهدیوونه میشم چقدر آدم با بچه توخونه تنها بمونه
شما چیکار میکنین با بچه
تشنج بدون علائم نوزاد
سلام خدمت خانم دکتر و مامانا
خسته نباشید
مامانایی که تجربه ی تشنج دارن بیان توروخدا دارم دیوونه میشم اینقدر گریه کردم
دیروز پسرم صبح یهو شروع کرد به جیغ زدن تقریبا دو سه ساعت همینطور جیغ میزد و هر کاری میکردم آروم نمیشد شیر هم دیگه نمیخورد
تبشو چک کردم 36.8 بود
دیگه با کلی ترفند آروم شد و چشماشو بست شروع کرد ناله کردن
بردمش بیمارستان گفتن تنگی نفس داره
اونجا که بودیم و داشتیم کارای بستری رو انجام میدادیم چشماش حرکات غیر معمول داشت گفتن باید NICU بستری بشه
خلاصه شب گفتن این بچه تشنج کرده
مگه میشه بدون علائم آخه؟
اخر شب ضربان قلبش شد 230 که دارو زدن بهش به زور اومد پایین الان میگن گلبول های سفیدش نصف حد معمول هست و خیلی پایینه و عفونت وحشتناک گرفته از اون ورم میگن کبدش بزرگ شده
حالا گفتن میخوان فردا مایع نخاعی بگیرن ازش دارم دیوونه میشم
کرج بیمارستان امام علی بستریه
عوض کنم بیمارستانشو یعنی؟
مامانایی که تازه فارغ شدن میشه یه مشورت بهم بدین
سلام مامانا خوبین نینیاتون خوبنن؟
ایشالا همیشه سالم باشید
به نظرتون چند دست لباس سایز ۰لازمه ؟
من دودست سه تیکه برا بیمارستان گرفتم و سه دست سایز یک به نظرم سایز صفر هام کمه
سایز یک تقریبا از چه سنی تن کوچولوهاتون شد
اینا رو که کنار هم میذارم سایز صفر و یک تفاوت زیادی باهم ندارن
به نظرتون کافیه یا اضافه کنم؟
متاسفانه سونوگرافی دوم هم نتیجه قبلی رو تایید کرد
سلام دکتر گرامی و دوستان عزیز
امیدوارم سلامت باشید و بچه هاتونو به سلامت در آغوش بگیرین و خیرشونو ببینید عاقبت بخیری و موفقیت هاشونو شاهد باشین
من مجددا سونوگرافی دادم و نتیجه همون شد که ایست قلبی و ختم بارداری،نمیدونم چه روشی واسه دفع بهتره اما ترجیحم توی خونه هستش اگه تجربه دارین بهم کمک کنین لطفا
آیا مدفوع نوزادم خلط دار هستش؟
سلام وقت بخیر دکتر عزیز و همراهان عزیز اوما
اول از همه خیلی معذرت میخوام بابت عکس 🙏🏻🫠
ایا این مدفوع خلط دار هستش من سر درنمیارم، شیر خودمو میدم و بعضی شبا که نمیخوابه یه ۶۰ یا بعضی وقتا ۳۰ سی سی شیر خشک آپتامیل میدادم بعدش با اون نفخ میکرد در حد سه یا چهار باری هم شیر خشک سوپرامیل خریدیم به گفته ی دکترش که نفخ نکنه، که با سوپرامیلم خیلی دیر مدفوع میکرد و یک روزی طول میکشید و همش گریه میکرد تا دفع کنه و من حس میکردم با سوپرامیلم نفخ میکنه، خودمم شیر اصلا نمیخورم، در حد یک قاشق ماستم اگه دلم بخواد سر سفره میخورم، حالا امشب دیدم مدفوعش این مدلی شده، و اینکه ایا مدفوع نوزاد بودار هستش یا نه بو نمیده؟
ببخشید سوالم اینقد پیچیده و زیاد شده ، و اینکه نمیدونم قبلا هم اینجوری شده یا نه من دقت نکردم، بعد اینکه مدفوعش بعضی وقتا حالت آبکی داره طبیعیه؟ و ادرارشم زرد رنگه، ایا باید بی رنگ باشه؟ مخصوصا شب تا صب که ادرار میکنه ، دیگه نمیدونم از قنداقیه ک میکنم یا عفونت داره😬🥺
و اینکه من مریض شدم و قرص استامینوفن مصرف میکنم، البته امروز کلا نخوردم
نامه ی دوم به الوند و آسمان
الوند و آسمان نوشتن این نامه صبح روز شنبه ساعت ده و بیست و هفت دقیقه ی پنجم اردیبهشت سال هزار و چهارصد پنج اتفاق افتاد.
زمانی که درد زایش کلمات استخوان مغزم را شکسته بود و تو الوند برای چنگ انداختن به آسمان به پای سمت راستم آویزان شده بودی و آسمان بارانی برای اینکه آبی بماند در آغوشم سنگر گرفته بود.
درست همان زمانی که بره های چرخ شده در همبستری با پیاز های نیم سوخته با آرزوی چریدن در علفزارها آبستن معنای جدیدی از زندگی بودند همان لحظه بود که این نامه با این جمله برای شما متولد شد
یک زن برای اینکه موفق شود باید یکی از این سه کلمه باشد مجرد ، معشوقه ، مطلقه
نمیدانم وقتی شما به این جمله رسیدید چه میکنید ؟ موافق این خط خطی های آشفته ی ذهن مادرتان هستید یا نه؟ اما حتم دارم پدرتان با شقیقه متورم از رگ های پیشانی و چشمانی تا حد ممکن باز و پره های بینی که تا جای ممکن کش آمده در حالی که یک زانویش را در بغلش جا داده و یک پایش را در زیر نشیمنگاهش گذاشته و سعی میکند منطقی ترین کلمات را روی خشمش سرپوش کند در حالی که تک تک استخوان های صورت و جمجمه اش از خشم سر می رود میگوید این حرف ها از اساس بی پایه است و زاییده ی ذهن زنیست که دارد گوشه ی آشپزخانه خاک میخورد
بعد مطمئنا سه یا چهار زنی که از قضا هم همسرند هم مادر هم موفق برای من قطار میکند و بعد وقتی سوت آخر مکالمات به صدا در آمد دستانم را می گیرد و می گوید مدرسه که باز شود اوضاع بهتر می شود بعد می رود روی تراس کنار قناری و شمعدانی ها و به سیگارش عمیق تر ، متفکرانه تر وشاید غمگین تر پک میزند و فکر میکند مقصر این افکار در هم برهم من خودش است .
اما او نمیداند او یکی از هزاران دلیلی است که من را به این فرضیه ی تلخ رسانده است.
مثلا فکر لک های قهوه ای که ته استکان های جهازم لم میدهند و چای بهار نارنج را رنگ پریده میکنند ، فکر سوسک های نیمه شب که با دهن کجی به مایع های ضدعفونی کننده پی شلختگی های من میگردند و تتمه ی زنانگی ام را با خود میبرند به فاضلاب های این شهر ،فکر شوری غذاهای این دستان بی نمک که مدت ها می شود سوژه ی زنانی که خوب شور می اندازند ، فکر رخت های چرک خورده ته حمام که بین خستگی ها روز مردگی مچاله می شوند ، فکر اینکه کیک هویچم مثل زندگی ،چه در خودش کم دارد که بعد از رسیدن بادش میخوابد و وا می رود .
همه ی این فکر ها نمیگذارد که خوب فکر کنم.
بعد میگویم گور پدر این اراجیف ذهنی چه عایدی دارد این خانه داری
بعد فکر میکنم بهتر است بروم به مغازه ی زیبایی و نقد و نسیه کمی زیبایی بخرم مثلا این موهای سیاه بخت که نمیدانم در پی روسفیدی چه کسی هستند را رنگشان کنم و جای قناری بفروشمشان .
یا قامتم را بیندازم روی پاشنه های بلند تر ، آشیل نیست که بکشد مرا
نهایت کمرم صاف نخواهد شد اینطور شاید بشوم شبیه زنان مجله ی وگ .همان قدر زیبا همانقدر فریبنده همانقدر خواستنی
بعد فکر میکنم اگر چنین کنم مبادا در و همسایه ها به گوش مادرم برسانند و او ناراضی باشد و سر نمازهایش کمتر دعایم کند که زن زندگی نبودم که بجای اینکه به فکر آرامش خانواده باشم رفتم پی فریبندگی ، بعد سینه چنگ بزند که چنین و چنان بزرگت نکردم
تو باید زن باشی . دستمال به دست خانواده . که آنها هی گند بزنند و تو پاک کنی ولی تو خود چنین نباش که زن باید نماد درایت و هوش باشد نماد سادگی.
یا مثلا همان عمه ی تان که سعی میکند خدا را در حوزه بشناسد ، پشت تلفن نمیدانم به چه کسی علم زن بودن یاد میداد
میگفت :او مرد است ، گاهی اوقات عصبی می شود تو اما فهم پیشه کن و خشمت را چای هل دار کن و بگذار تا دم بکشد که وقتی وقت هم خوابگی رسید حرفت را با آرامش بگویی .
با خودم گفتم اینطور این خشم ها که کم کم انبار میشود ته گلو و خاک خورده میکند روحش را. بعد فکر کردم خب خاک خورده شود. زن ها همان طور که مادرم گفت بلدند چطور دستمال به دست بگیرند بیفتند به جان خانه یشان حتما با همان دستمال هم وقتی تمام خانه خواب هستند می روند یک جای گرم جایی که چشم اهالی خانه بهشان نیفتد و غم هایشان را پاک می کنند .
میدانید آخر زن نباید غمین باشد . غم که داشته باشد آینه ها غبار میگیرند و دیگر بوی زعفران قیمه ها در خانه نمیپیچد . باید غم را بگذارد لای روسری بیندازد ته صندوقچه که مبادا بی هوا بپرد بیرون و احوال خانه را دگرگون کند . فرقی هم ندارد این اندوه چنگ در کجای قلبت می اندازد. زن اما باید زود سرپا شود که عشق از تا نیفتد و رخت خواب مشترک سرد نشود که اگر یخ کند میتواند چهار زن دیگر جای او باشند.
بعد فکر میکنم در هیچ کجای این آشفته بازار ذهن مادر نبودم پختن غذا و رفو کردن این قامت از تک و تا افتاده و زن بودن برای پدرتان چه دخلی به بزرگکردن شما دارد .
در کنار همه این فکر های سردرگم اول باید مادر شما باشم که بهشت را ارزان بخرم و بیندازم زیر پاهایم.
بزرگ کردن شما باید جدا از هر چیزی باشد ورای هر چیزی باشد که شیشه هستید در این سنگلاخ زندگی.
این سنگلاخ زندگی .
باید آهسته در آغوش بکشم تان که خدای نکرده ترک برندارید .
عزیزانم ، مادر بودن ورای فهم هر ناسره ای هست بدیهی ترین کارهای امروز شما چین و چروک و موهای سفید امروز من هست .
آه امان از این کلاف سرگردان فکر که وقتی گم میشود دیگر نمیدانی باید از کجا پیدایش کنی که خدای نکرده نیفتد پی خرخره ات که خفه ات نکند.
اما این کلاف گم شده چون عنکوبت هر لحظه تار میندازد که پود هایم را بهم ببافد کاش نبودند.
اینطور شاید میتوانستم بهتر بخوانم ، بهتر بنویسم بهتر زندگی کنم کنم و انقدر چون طفل دوان در پی گنجشک رمیده دنبال هر افکار مالیخولیایی ندوم .
البته فکر کنم این خاصیت زنانه است که پی همه چی بدوند . کجای تاریخ مردها اینگونه بودند کجا این همه دویدند کجا
پی زیبایی، آرامش ، مذهب ، سنت، مدرنیته دویدند آنها فقط پی زنان میدوند بعد که با شعر به دستشان آوردند مینشینند یک گوشه منطق میخوانند .
پسرکم، تو چنین نباش تو بعد رسیدن همچنان شعر بخوان که این تندیس زیبایی و حسرت با دوچیز زنده است شعر و عشق
مچ مادرتان را بگیرید ؟ مادرتان این زن مسکوت مسکون گاهی عجیب نقش قربانی به خود میگیرد که وقت سلاخی کردن راحت تر بتواند رد خون را از دامنش پاک کند .
رد خون واقعیت را ... شاید بعد ها که همه چیز آرام تر شد این حرف که مرد ها یک گوشه میشنند صدق کند اما امروز در تاریخ هفده اردیبهشت ۱۴۰۵ سندیت ندارد.
مردهای این خاک خون خورده این روزها بعد از رسیدن نمینشینند ، می ایستند که نفس چاق کنند که تازه شروع کنند به دویدن
که نان بیاورند از سرزمینی که گندم هایش را کلاغ ها به تاراج بردند و مترسک ها در جالیزها تنها نظاره گراند .
نظاره گر این مزرعه ی آفت زده . که خون میخورد و بار مرگ میده .
شاید توقع من از این سربازان زیاد هست . کسی که هر روز پی دو دوتا چهارتا هست که کم نیاورد که از بعضی چیزها بزند که از بعضی چیزها نزد توقع شعر خواندن عملی است بس عبث و بیهوده.
این فکر ها مالیخولیایی بس که ریشه دوانده اند دارد گلدان سرم را می شکند . باید بروم
بروم لباس هارو بشورم . زیر سماور را آتش کنم ، آب لپه هارا عوض کنم که نفخ نیندازد . باید بروم از دست فروش های شهر سرخی ماتیک کرایه کنم . باید دستمال بگیرم بیفتم به جان خانه .چه زن بی فکری هستم . چقدر کار دارم و چقدر الکی کلمه خرج این نامه کردم .
شاید دیگران راست گفته اند من اصلا زن نیستم ...


