Ooma
پرسش های کاربر مهشید کیانیدر تب سوالات جدید نمایش داده شده است.

ترشح سفید در هفته ۱۴

سلام خانم دکتر عزیز
من امروز وارد هفته ۱۴ بارداری شدم و ترشح سفید پنیری دیدم خیلی نگرانم کرد این یعنی چی؟ و اینکه از دیروز وقتی حرکت میکنم ناحیه ی تناسلیم یخورده درد میکنه
بخاطر چیه؟ احتمال داره بخاطر نشستن طولانیه مدته یا نگه داشتن ادرار در طی شب؟

75 پاسخ 783 بازدید


بی بی چک بعد از آمپول

سلام خانم دکتر
امروز عصر که بشه ۱۶ روز از آمپول آزادسازی میگذره و دیروز ۲۸ روزم بود که موعد پریود بود
امروز که ۱۶ روز هست صبح زود بی بی چک زدم یه هاله کمرنگ شد
به نظرتون درسته ؟؟ مثبت کاذب نیست به خاطر آمپول !!! ؟؟؟ از چه روزی بی بی چک بزنی که اثر آمپول اصلا نباشه در ادرار
بعضی ها میگن مثبت کاذب میشه و به خاطر دارو پریودی عقب میافته ممکنه پریود بشین و این کاذبه

226 پاسخ 708 بازدید


سلام خانومای عزیز فردا میخام برم عیادت چی ببرم بنظرتون

عمم تازه سینشو عمل کرده برداشته قندم داره چی ببرم ک بتونه بخوره ؟؟؟

218 پاسخ 843 بازدید


عید قربان و تخمک گذاری

سلام خوبین دوستان میگم من شنیدم عید قربان جنین تشکیل بشه ۶ انگشتی میشه راسته من تخمک گذاریم امروز و فرداس چیکار کنم

215 پاسخ 833 بازدید


شمالیاااااا بیایدددد دستا بالاااااا

یکی از دوستان تاپیک هم استانی زد منم دلم خاست تاپیک شمالیا بزنم

211 پاسخ 965 بازدید


دعا برای مامانم 😭😭

سلام ب همه
خواستم ازتون خواهش کنم واسه مامانم دعا کنین 🥲😓
از دیشب بخاطر قلبش ccu بستریه وضعیتش خوب نیست 😭😭 دارم دق میکنم... 😓😓مامانم خیلی مظلوم و رنج کشیدس..
خیلی مریضی داره همش درد و رنج... 😔😔😔
توروخدا دعا کنین براش....

207 پاسخ 577 بازدید


میدونستم بی لیاقتم ولی نه تا این حد ..

دقیقا همین امروز که عازم مشهد بودم پریود شدم .. خیلی حالم بده نمیدونم باید چکار کنم ..

195 پاسخ 1,077 بازدید


همه از خاتواده شوهر میگن من اینسری میخام از خاتواده خودم بگم 🥺

سلام خانوما شوهرم اخلاقای خاصی داره زود عصبی میشه و ب زبان میاره کاری که کرده ولی ب شدت مهربون و دل رحمه
ما خودمون داریم خونه درس میکنیم خیلی تحت فشار هستیم خانواده خودمم از این مسکن ملی ها تازه تحویل گرفتن برای هدیه پارسال همسرم ۱۷ تومن رفت شیرالاتشون رو برداشت براشون بعدش داداشم لب تاب میخاست ۵۰ تومن وام۱۵ درصد بهشون داد و هی۰ تشکری نکزد داداشم و البته گف ۳ تومن هدیه قبولی دانگشاه بده ی تومن داده بود دوتومن قرار بود بدیم که داداشم با وجود اینکه رتبه ش خوب بود رقت دانشگاه ازاد شوهرمم ناراحت شد گف وضعیت خانوا ت اینهنه بده ب زور هزینه خورد و خوراکشونو جور میکنن چرا درک نگرد و رفت ازاد منم دو تومن رو نمیدم و داداشم و مامانم رفتن ی تومت رو هم پس دادن'خلاصه گذشت و میخاستن پکیج بردارن براس خونشون شوهرم گف من یکم پول گذاشتم قراره ۱۰۰ تومن وام بگیرم ۳۰ وام رو میدم شما قسطش رو بدین وام جور نشد کلا ۷۰ جور شد خودمون بدهکار بودیم و چک داشتیم برای ساختنون ۲۰ بیشتر نتونست بده و خانوادمم کلی سرو سنگین شدن باهام تا ۴۰روز پیش که ما میخاستیم گولر بگیریم خودمون یک سوم جور کردیم دادیم و برداشتیم شوهرم ب مامان اینا گف شما هم ۱۰ تومن حور کنبن بیاین کولر بردلرین که اونا نتونستن حالا انروز مامانم زنگ زده طلبکار که شوهر تو ۱۰ تومن رو چرا نداد برای پیکیج حالا اون موقع نداد حداقل برای کولرمون ۱۰ تومن رو میداد منم گفتم ما خودمون خونه میسازیم بدهکاریم همش داره پول قرض میگیره و وام میگیره خودم الان تو شرایط متلسبی نیستیم ولی همش طلبکار که شوه تو قول داد بود ۳۰ تومت بده ۱۰ کم داد حالا برای کولر باید میداد با ی لحن بدی
ب نظرتون حق با کیه
از این ناراحتم که ه کلری شوهر من میکنه اصلا ب چشمشون نمیاد همش طبکارن

195 پاسخ 612 بازدید


چقد دلم گرفت امشب خدایا هیچ زنیو منتظر نی نی نذار...

امشب خیلی دلم بی هوا گرفت
یه نفرو دیدم سریع باردار شده بود یاد بچه های اوما افتادم.
کاش هیچ زنی این انتظار براش طولانی نشه

یکی سریع باردار میشه یکی کلی منتظر میمونه
خدا جونم امشب برا همه منتظرا دعا کردم... 🤍🥺

192 پاسخ 1,092 بازدید


بچه هااا دعای دستمه جمعی بیشتر جوابگوعه

ازتون خواهش میکنم لطف کنین در حق من نفری یه صلوات بفرستین برای یه معامله ای امروز صحبت کردیم اگر به صلاحمونه و درسته و باعث بهترشدن زندگیمون میشه اوکی بشه...خیلی لطف میکنین
خدا بهترینا رو نصیب خودتون بکنه

186 پاسخ 502 بازدید


سلام به خانوم گلیا مامان هایی که ۶ تا ۱۲ هفته هستین بیاین دور هم باشیم تا زایمان

از تجربه و کارهایی که میکنیم با خبر بشیم
بوس به همگی
انشاالله که همه به سلامتی و خوشی این دوران رو سپری کنید

181 پاسخ 641 بازدید


بنظرتون طبیعی یا سزارین با این شرایط من

من الان هفته ۳۶ بارداریم چند روز پیش درد زایمان گرفتم و چند روزی بیمارستان بستری بودم بعد دهانه رحمم ۱ سانت و نیم باز شد
طول سرویکسمم کوتاهه برا همین دکتر بهم استراحت مطلق داد تا دچار زایمان زودرس نشم
از درد طبیعی و گشاد شدن واژن خیلی میترسم ولی پیش دوتا متخصص ک رفتم گفتن برات سز انجام میدیم ولی حیفه شکمتو پاره کنی و عوارضشو بجون بخری چون میتونی زایمان راحتی داشته باشی
ولی من بیشتر ترسم بخاطر اینه ک توان زور زدن موقع زایمان رو نداشته باشم چون لاغر و ضعیفم کمی هم هموروئید دارم ولی شدید نیس
و اینکه از گشاد شدن هم میترسم
بنظرتون آدم گشاد میشه با زایمان طبیعی؟؟
و این موارد ارزش ب جون خریدن عوارض سزارین رو داره؟؟؟

170 پاسخ 741 بازدید


داره ج ن گ میشه سطح دغدغه ی من😊

سلام
یاد ی خانمی افتادم که تاپیک زد اسپرمو با سرنگ ریخته بود تو خودش
سرکاری بود یا واقعی نمیدونم
اگه حامله شدی خبر بده🤣🤣🤣
من اسمارو یادم نمیمونه کی بود

167 پاسخ 1,672 بازدید


خانم دکتر میشه ببین این توضیحات درسته یانه؟

سلام خانم دکتر دختز من از یکماهگی تشخیص رفلاکس دادن و دارو کیدزول براش شروع شد علام مثل ترش کردن شیر بالا اوردن و... خس خس سینه و راداشت بعد به مرور اس امپرازول مصرف کرد و شیر arالان یه مدت ده روز هست ک اصلا شیر نمیخوره یا خیلی خیلی کم مخصوصا در بیداری شیر مصرف میکنه من به دکتر مقدادی انلاین ویزیت شدم ایشون این تشخیص دادن و من بسیار گیجم الان و نمیدونم چکار کنم ممنون میشم راهنمایی کنید
فقط یه سوال الان اکر شیر تغیر بدم ممکن بهتر شیر بخوره اصلا توی بیپاری شسر مصرف نمیکنه داروهم اس امپرازول ده و دومپریدون و قطره اد مصرف میکنه عکس صحبت های اقای دکتر میزارم

161 پاسخ 368 بازدید


خاتمه دادن به دوستی ۲۰ ساله

سلام دوستان
چند روز پیش یه خانمی اینجا برای دوستی هاشون پرسید الآن منم میخوام بپرسم.
من یه دوست صمیمی داشتم که البته خیلی زیاد صمیمی نبودیم چون اون دوستان دیگه ای هم داشت که با اونا بیشتر دوست بود یا جنس رابطش با اونا فرق داشت. برای هم تولدها و ولنتاین کادو میخریدیم. من همیشه یه چیز بهتر از او میگرفتم نه خیلی گرون و عجیب غریب ولی از او بهتر بود کادوم.
این دوستی ما از خیلی سال پیش شکل گرفت حدودا ۲۰ یا ۲۵ سال پیش.
ما با هم کافه و پارک زیاد میرفتیم و پاتوق داشتیم بعضی جاها.
تا سال ۹۸ که من باردار بودم و او نامزد کرد و نامزدیش رفتم. یکی دو ماه بعدش عروسی کرد ولی خب من زایمان کرده بودم و چله من رد نشده بود و نرفتم. او هم دیدن پسرم نیامد نه از روی ناراحتی که نرفتما چون موقعی که بهش گفتم بخاطر چله م نمیام عروسیت اولش گفت این حرفا قدیمی شده اما من گفتم بخاطر اینکه چلم نیوفته نمیام اگه اتفاقی برای تو بیوفته من همش گوشه ذهنم درگیر تو میشه.
اما خب بهرحال دیدن پسرم نیامد. درصورتی که قبل از بچه دار شدنم با هم یه روز بیرون بودیم گفت میخواد واسه بچه دوستش کادو بخره اون سال یعنی ۱۰ سال پیش کادوی ۳۰۰ هزار تومنی خرید براش.
دیدن پسرم نیومد و یکی دوسال فقط تلفنی در ارتباط بودیم اونم ازدواج کرده بود و شوهرش خیلی اهل سفر بود همش با هم مسافرت میرفتن. بعد سه سال اینا دوباره ما با هم بیرون رفتنامون شروع شد که پسرمم با خودم میبردم اون موقع سه سالش بود .سخت بود ولی خب بخاطر خودم و دوستم مجبور بودم. اگه شوهرم بود نگه میداشت اگه نه میبردمش.
تا پارسال که من باردار شدم و‌ چهار پنج ماه حال خیلی بدی داشتم همش ویار و اینا نشد بهش زنگ بزنم اونم نزد. یه روز قرار گذاشتیم رفتیم کافه با پسرم. گفت یه حرفایی میخواد بهم بگه که چرا چند ماه خبری ازش نبوده.
گفت از شوهرش داره جدا میشه و چند ماهه جهازش و جمع کرده رفته خونه باباش و اتفاق بدتر اینکه متاسفانه درگیر سرطان هم شده.
من وقتی شنیدم حالم خیلی بد شد زدم زیر گریه که چرا نگفتی بهم و دوست داشتم تو شرایط سخت کنارت میبودم و اینا. گفت چون میدونستم اعصابت بهم میریزه نگفتم و دوستای دیگمم خودشون فهمیدن🤔
بعدم چون شکمم دیگه داشت لو میداد منو گفتم باردارم و اینا
بعد هفته ای دو بار با هم قرار کافه و پارک و اینا میذاشتیم غذا بیرون میرفتیم و اینا تو همه این ملاقات ها پسرمم بود.
خیلی سختم شده بود پشت فرمون بشینم و برم رو نیمکت توی پارک یشینم اما میخواستم جبران کنم روزایی که نبودمو و نمیدونستمو.
تا اینکه یکی دو هفته مونده بود به زایمان من اون یه عمل داشت که درواقع پایان سرطان بود و دیگه تموم میشد البته عمل سختی هم نبود. بهش گفتم دوست داشتم بیام پیشت بمونم اما انقدر شکمم بزرگ بود که یکی دو هفته آخر همه کارامو مامانم میکرد من اصلا نمیتونستم تکون بخورم. شانس من افتاد به جنگ و اینا من تا هفته چهلم سزارین دومم صبر کردم که اوضاع آروم بشه برم پیش دکتر خودم زایمان کنم اما نشد. اینارو‌میگم که بدونین خیلی شرایطم سخت شده بود.وقتی عمل کرد بهش زنگ زدم و گفتم که نمیتونم بیام ولی تا آخرین روزی که میتونستم باهاش رفتم بیرون و برای حال خوبش تلاش خودمو کردم.
من زایمان کردم اما او اصلا زنگ نزد حتی حالمو بپرسه و دیدن بچمم نیامد. همونطور که پسرمم نیامد ببینه. الآن دخترم نزدیک یکسالشه ولی اصلا خبری ازش نگرفته. خودم یک بار بهش زنگ زدم همون اوایل زایمانم حالشو پرسیدم ولی اونه.
تو اینستا هم میدیدم پست هایی که مربوط به دوست و اینا بود لایک میکرد و اون یکی دوستاشو تگ میکرد زیر پست. یا استوری میذاشت واسه دوست اونا رو تگ میکرد. من تو هیچ استوریش نبودم.
شوهرم میگفت شاید حالش خوب نیست گفتم تو اینستا فعاله همش اینو اونو استوری میذاره.
من موندم چرا فقط همین...
الآنم نزدیک یکساله دیگه من زنگم نزدم بهش. خس میکنم خیلی حقیر میشم...

159 پاسخ 894 بازدید


همسایه جدید اومده و من احساس میکنم نظم همه چیز به هم ریخته

سلام عزیزان خوبین
ما تو یه ساختمون دو طبقه زندگی میکنیم که ۴ واحده. دو تا همسایه خوب و بی آزار داریم. طبقه بالای ما خالی بوده و الان با اومدن مستاجر جدید احساس میکنم نظم زندگی به هم خورده. انگار ساختمون تبدیل شده به آشغال دونی
انقدر که وسایل و گلدون های به درد نخور همه جا گذاشته.
با خودم میگم خب یه مدت بگذره و برنداره تذکر میدم. از اون طرف ساختمون که از دیوار صدا درنمیومد پر سر صدا و پر رفت و آمد شده.
یک هفته ست که اومدن و من واقعا به هم ریخته م.
این طبیعیه ؟

157 پاسخ 1,244 بازدید


درد و دل یا شکایت؟

من که از همه ی کارها، حرف ها و حتی فکرها یی که رنگ و بوی ناشکری و گناه داشت، توبه و‌استغفار کردم

من که گفتم شاکرم برای همه ی نعمتهات و داشته هام

گفتم من روسیاهم اما تو خدای خوب منی
به خاطر دل سیاه منم نه، به خاطر دل پاک دخترم که حسرت ابجی شدن رو میکشه
این قلبی که تو بطنم در حال تپیدنه حفظ کن

گفتم به خاطر امام زمان یه شیعه به شیعه هات اضافه کنیم و بخاطرش سعی کنم ادم بهتری شم
حجابم رو کامل حفظ کنم، نمازهای هرروزم رو حتی شده به قضا برای همون روز بخونم و نذارم بمونه
ماه محرم شیر و کیک بدم
خودمم برم تو مسجد و هیات و امامزداده
پول نقد نذر کردم
صلوات
گفتم حتی تا شستن استکان های روضه
هرچی به دلم افتاد
به هر امام و اولیای خدا التماس کردم واسطه شن پیش خدا تا یه بچه ی سالم و صالح بهم بده
سوره ی قران خوندم براش
اما
امان از وقتی که خودش نخواد بسازه برات
من از قبلش زیر نظر دکتر بودم با این حال میگفتم به اذن خدا انشالله قسمتمون بشه نعمت دوباره اش

اخه چرا وقتی صلاحمون نبود، من با شنیدن صدای قلب کوچولوش دیوونه و وابسته شم

خدایا چی بگم جز اینکه تو بساز، تو بسازی قشنگتره

من خر بودم فکر کردم میتونم به فرمان رهبرم، یه سرباز اضافه کنم
من حتی سر جون و عمرم با خدا معالمه کردم
که سر زایمان جون منو بگیر، جون این قلب کوچولو رو نه😔

147 پاسخ 1,059 بازدید


پولیپ رحمی قسمت ۲ 😐😅

سلام خدمت خانم دکتر عزیزم ❤️🥰 و دوستان عزیزم 🥰❤️ وقت شریفتون بخیر 🙏🏼🙏🏼

۱‌. چرا پولیپ درست میشه؟ 😐
ممکنه به خاطر خوردن قرص اورژانسی باشه؟ تو عمرم ۱ بار خوردم، از اون موقع به بعد پریودیم شدید و طولانی شد تا اینکه ۶ ماه بعدش سونو دادم و متوجه شدم پولیپ دارم.

۲. اگه برش ندارم بزرگتر میشه؟

۳. لطفاً مراقبتا و نکته های قبل و بعد از هیستروسکوپی رو بهم بگید، قصد دارم زودتر برم برش دارم 🫠

۴. دکتر خودم که سزارینم کرد بسیاااااار بداخلاقن، چند بارم خطای پزشکی داشتن ولی به شدت سزارین هاشونو خوب انجام میدن و معروفن به خوب انجام دادن سزارین و منم خیییییلی راضی ام از سزارینم / دکتری که الان پیشش رفتم اولین بارم بود، تعریفشونو خیلی شنیده بودم و با کلی تحقیق رفتم اما خودم بشخصه درمورد کارشون اطلاعی ندارم، خیلی هم خوش اخلاق هستن / حالا به نظرتون برای هیستروسکوپی برم دکتری که سزارینم کرد یا دکتر جدید؟


ببخشید همیشه سوالام طولانیه 🤦🏻‍♀️🫠

ممنون از راهنمایی هاتون 🙏🏼🙏🏼❤️

145 پاسخ 441 بازدید


شعر زیبا از سورنا آرام🥰💔

دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون زچشمه خشکید البرز لب فروبست

حتی دل دماوند آتشفشان ندارد

دیو سیاه دربند آسان رهیدو بگریخت

رستم دراین هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

برنام پارس دریا نامی دگر نهادند

گویی که آرش ما تیرو کمان ندارد

دریای مازنی ها برکام دیگران شد

نادر زخاک برخیز میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری دزدان سرزمینت

بربیستون نویسند دارا جهان ندارد

آئیم به دادخواهی فریادمان بلنداست

اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید وسبز است این بیرق کیانی

اما صدآه و افسوس شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید

شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش ای مهر آریایی

بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

((("لطفا باعث حذف تاپیکم نشید دوست ندارم بحثی بشه فقط بخونین و لذت ببرین

درکتون قابل ستایشه🥰🫂")))

144 پاسخ 724 بازدید


غدد لنفاوی کودک سه ساله

خانما توروخدا دارم از استرس میمیرم کمک کنید 😭
بعد مریضی بزرگ شدن غدد بچم
سونو ری اکتیو نشون داد و آزمایش خونش خوب بود
فقط اندازه هاش دو سانت و کمتر و یکیش ۲۲میله
الان داشتم چک میکردم حس کردم یکی هم تو گردنش اضافه شده 😭😭😭دوتا دکتر بردم گفتن از عفونته ولی چرا اضافه شد الان باز
سه روزم هست اسهال شده البته روزی یکبار دفع داره و سه روز قبل اسهال سفیکسیمش تموم شد میتونه از اثرات دارو باشه یا ویروسه جدیده ؟
حالم خیلی خرابه تورو خدا تجربه دارید کمک کنید
تو گوگلم گشتم استرسام شدید شد

133 پاسخ 397 بازدید


خانم هایی که بچه ۶ ساله دارن میشه بیاین لطفا

من پسرم ۶ سال و ۴ ماهشه برا سنجش که بردم قدش ۱۲۶ بود وزنش ۲۳ گفت همه چی نرمال ولی خو من خودم احساس میکنم وزنش کمه چون در حالت عادی بزاریش خودش غذا نمیخوره میخواد صد بار صداش کنی تا بیاد بخوره در مورد دسشویی رفتن هم همین یعنی میزاره دقه نود که دیگه بخواد بریزه بعد میره ظهر هم اصلا خواب نداره ولی صبح تا ساعت ۱۱ یا ۱۲ میخوابه به نظرتون شربت اشتها خودم از داروخونه گرفتم بهش بدم تحرکش خیلی زیاده از صبح که بلند میشه تا شب ۵ دقیقه یه جا نمیشینه

133 پاسخ 309 بازدید