Ooma
پرسش (1405/04/17):

دوست دارم رابطمو با خانواده شوهرم محدود کنم، چطوری؟

خیلی طعنه می زنن تو حرفاشون ،دخالت می کنن، حسودن ، به همه جای خونه سرک می کشند ، مادر شوهرم حالم رو خراب می کنه آنقدر بی عقله این زن، و با حرفاش باعث دعوای منو شوهرم می سه، حتی گاهی ناخواسته

هرچه قدر می خوام دور بشم ازشون ، اونا میان ، مادر شوهرم هیچی نباشه سه هفته یه بار خونه ماست
اصلا دوستشون ندارم، خیلی دنبال حاشیه و حرف درست کردن هستن
هااا کلا ترکشون کن
ب خدا منم تا باهاشون رابطه ندارم ایقد زندگیم ارومه
وای ب حال این ک ی روز برم خونشون ی بیان تا یک ماه دیگه دعوا توخونمونه
منم چن ساله رابطمو قطع کردم زندگیم در ارامشه خاهر
خوش بحال شماهایی ک میتونین قطع رابطه کنین یا محدود کنین
تا حالا دیدین مرد بگه با مادر من حرف نزن.من همسرم رابطه اش رو با مادرشوهرم محدود کرده وفتی اسمش میاد میگه هیچی در مورد این بهم نگو.😁
جووون دعاگرت کی بود
وااااقعا😂😂😂
خوبه تو ۳ هفته یه باره
من هفته ای ۲ باره🫠
منم چی بشه سالی یه بار بیان یا نیان
دست راستت رو سرم
یاخدا ااا نزدیک بهم هستین
خخخ شماهم نمیرید
😁😁😁
تازه ما تو ی ساختمان هم هستیم با مادرشوهرم اما اصلا بالا نمیاد تا وقتی دعوتش نکنم.
😁😁
من دوس داشتم رابطه داشته باشیم مادر شوهرم ماه بود هر چی از خوبیش بگم کم گفتم ولی بعد از فوتش ورق برگشت
هفته ای یه بار میرفتم خونشون ولی اونا از اول اولش هم انگاری با برادرشون میونه ی خوبی نداشتن نیومدن که نیومدن
من چی بگم ک با مادرشوهرم تو ی خونه زندگی میکنم😥😂
خدا بهت صبر بده
هروقت میخوان بیان برو خونه مامانت اینا. نمیشه ؟؟
آدم خوبیه آزاری نداره دوسشم دارم ولی واقعا دوس دارم مستقل باشم خونه مال خودم باشه موئذب نباشم تو خونه خودم راحت باشم.دلمم میسوزه براش اخه تنهاست
ارع
از اول خودت قبول کردی ک باهاش زندگی کنی؟
اره این خونه پدریشونه ک توشیم سه تا داداش داره اینجا نیستن مامانش با شوهرم تو این خونه زندگی میکردن بعد ازدواج بخاطر مامانش ک تنهاست ماهم موندیم همینجا
خدا صبرت بده واقعاااا
من ک اصلا نمیتونم تحملشون کنم
😥😥😂😂
همونم برام سخته ،آنقدر قضوله، همه جا سرک می کشه، یه گردو خاک ببینه آبرومو همه جا می بره
چه مادر شوهر باشخصیت🤭😂
ببین مادر شوهر من اگر خوب بود منم کنار میومدم ، حتی به خوردنم کار داره، حق رو کلا به شوهرم می ده ، باهمه چی کار داره، دوست نداره خانواده من خونم بیان
اگر خوبه باهاش کنار بیا ، بخدا این بیاد خونه ما بمونه، نمی زاره شوهرم از جایش تکون بخوره ، پارسال داشت کولر رو راه می نداخت به من می گفت پسرم دست تنهاست برو کمکش،حالا پسرش تو خونه دست به سیاه و سفید نمی زنه
بهت حق میدم منم با اینکه مادرشوهرم خوبه و کاری ب کارمون نداره بازم اذیتم وای بحال اینکه رو مخ باشه و فضولی کنه
مال منم وسواسه
ولی بهش گفتم من کثیفم کارت ب من نباشه گفت باشه😂
حس بدی دارم همش موعذبم انگار مهمونم اینجا. برادر شوهرام مجردن تهرانن میان سر میزنن اونام راحت نیستن خونه خودشونه ولی انگار پیش من غریبی میکنن ب شوهرم گفتم ی خونه نزدیک مامانت بگیریم ک همش بهش سر بزنیم میگه مامانم مشکل قلبی داره شب تنها بمونه براش مشکل پیش بیاد کسی نیست بدادش برسه. خلاصه گیر کردم خواهر
نه بابا این آبرو می بره ، چون نسبت فامیلی هم داریم آبرو برام نمی زاره، میاد خونم همه جارو می گرده ، جاریم آبکشش رنگ گرفته بود یعنی فقط چند بار به من گفت
می دونم عزیزم سخته ، من یکیو می شناختم دوتا واحد کنار هم گرفته بودن ،یکیش خودشون زندگی می کردن، یکیش رو مادر آقا، بهش سر می زدن همش
خدا خیرت بده که آنقدر خانم و صبوری ❤️
😂😂😂😂
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.