Ooma
پرسش (1405/05/18):

دوستان راهی برای دفع مهمان مزاحم ندارین

سلام دوستان هیچ راهکاری دعایی سوره ای چمیدونم هر چی غیر از این که به طرف مستقیم بگم نیاد نمیدونید برای یه ادم مزاحم سمج که دیگه نیاد خونم بخدا زندگی و اعصاب واسم نذاشته دیگه
یه مادرشوهر دارم از پس کاراش قشنگ برمیاد ولی بخاطر تنبلی و ادا و ناز اوردن برا بچهاش و اطرافیان زورش میاد کاراشو بکنه اینو همه فهمیدن ولی کسی چیزی نمیتونه بگه بهش با این کار ندارم ولی پدر شوهرم سالها پیش فوت کرده شوهر من که ازدواج میکنه مادرش تنها میشه بعد نه تا بچه داره اوایل قرار بود هر شبی خونه یکی بره کم کم اینا بهشون فشار اومد همه کشیدن کنار و فقط موند شوهر من و دوتا از برادر شوهرام که اونام یکی داره زرنگ بازی در میاره میخواد از زیرش در بره اینم اکثرا یک شب در میون میاد خونه ما پرستار یا کسی که بیاد پیشش بمونه نمیگیرن چون هم میخان بگم ما خیلی بچها وفاداری هستیم هم دلیل اصلیش هم دلشون نمیاد یه هزاری خرج کنن (حقوق بازنشستگی از پدر شوهرم که بهش رسیده تا پارسال که خبر داشتم روی هشتاد تومن بود این طور نیست که کمبود داشته باشه یا قرار باشه بچها هاش پول پرستار بدن)بعد خدا شاهده همه اقوام و اطرافیان شاهدن من خیلی مهمون نوازم و مهمون بیاد دوست دارم ولی مشکلم با این مادر شوهر اولا این ادمی که خودشو جوری جلوه داده که میگی اینقدر این ساده و بدبخته که ازش مادرشوهر بازی بلد نیست در بیاره ولی بخدا یه طعنه ها فضولیا توی اتاق ها و در مورد خودمون و بچه و و خونوادم میکنه یه نیش های میزنه باورتون نمیشه بخدا از همون اول من اصلا هیچی نمیگفتم نه شروع میکردم که بخاد اون نیش بزنه نه وقتی نیش میزد اصلا جوابشو میدادم حتی که تایید یا رد کردن حرفش دوما میاد اینجا اصلا کاری به تمیزی و سلیقه شخصی نداره میشینه دست دماغش میکنه به مبلام و فرشا و دیوار سرویس ها میماله(دیدم و دائم در حال پاک کردنم)موهاش سفید شده دیگه روسریش در میاره همبن خونه ما یادش میاد مرتب کنه روی فرشا میشنه یا راه میره و فقط مو میریزه پدیرایی مون کلا همش دارم موهاش اینو جمع میکنم تو سرویس بهداشتی قبلا ندیده بودم حالا فهمیدم بدون کفش میره و بعد میاد رو فرشا بعد هم دستاش هم نمیشوره منم میگم حالا در دیوار نمیز میکنم ظرفا رو دو سه بار میشود ولی بچه کوچیک دارم اونو چکار کنم که خانم مهربون میشه میخاد بگیره بغلش وقتی بیدار باشیم ببخشید ببخشید اینقدر باد شکم خالی میکنه تو اتاق میری حالت بهم میخوره کفشاش و رو فرش وردوی در میاره هری چی میزندازه اون طرف دوباره دفعه بعد همون جوری بوده هست سر سفره از دهنش در میاد میریزه رو سفره مثلا اگه بزنه به گلوش تخ میکنه غذای جویده شده رو میریزه رو سفره دستاشم به فرشا یا زیر سفره پاک میکنه و هزار چیز دیگه اسم میارم فقط جوش میارم وقتی هم میاد که تیقدر چشماش شوره یا وسیله ای ازم خراب میشه یا چیزی میشکنه یا مریض میشیم اون مورد دائمیش هم که من نمیفهمم شوهرم چش میشه بخدا بدون اینکه حرف بزنم همش میپره بهم و دعوا میکنیم
از همون ماه اول زندگی شروع شده تو رو خدا خواهش میکنم اگه راهکار یا دعایی سوره ای چیزی بلدین بهم بگین که این نیاد خونم مستقیم به خودش نمیتونم بگم به شوهرم صد بار گفتم ولی کلی دعوا د و ادا دراورده که مادرمه خونمه نمیتونم تنهاش بذارم میگم خب شما لااقل شیفتی برین خونه خودش که تنها نباشه میگه نه زشته و هزار تا جنگ و دعوا در میاره حالا که جدیدا یاد گرفته تا یکی میگی میگه بچه رو ازت میگیرم طلاقت میدم سر مادرم
ولی اگه به خودش باشه مرد بدی نیست من نمیفهمم اینا از کجاش درمیاره
یه برادرشوهرم که میاد پیش مادرش میمونه چون خانمش همون اول میخ رو کوبیده و این مادرشوهر جرات نداره حتی یه شب بره خونش تو این پنج سال عروسشون شده کلا یک شب رفت اونم دعوت بودیم رفت خونه این موند دیگه تموم بعد همبن برادر شوهرم اینقدر دخالت و فضولی و دستور به شوهرم میده که در حد اینو نخر برای خونت اونو بخر اینجا نرو اونجا برو و به بچت اینو نگیر اونو بگیر (فضولی و دخالت بگم در حد یه اسباب بازی برای یه بچه یک ساله)این چون پسر یزرگه شوهر منم میگه انگار خداس
فقط کمکم کنید چکار کنم دیگه نیاد خونم حداقل ماهی یبار دوبار بخدا دیگه نمیکشم

اینم همرام مباد
کلا شهرمون کوچیکه هر جاش برم نزدیکم بهش
نمیتونی به دختراش بگی بهش بگن
اگه دختراش آدم باشن البته
اوه اونا که شیطونو درس میدن زنگ میزنن شام چی درست کرده چی خوردی کی اونجاس کل امار میگیره بعد ما حالا هفتهی یبار ماکارونی میخوریم بعد همون دختر رفته گفته فلانی همش ماکارونی میده مادرم میخوره
ببین واسه دور شدن کسی نوشه هر روز 9مرتبه سوره کوثر بخون یواشکی بهش فوت کن
بگو اخه بیشعور تو خودت تو خونت نمیذاری بیادبعد الان چی بدمش بیام بره کباب کنم براش
اینم نشد همیشه میخونم 😂
برم واست سرچ کنم ببینم چی پیدا میشه😂
بهتر
غذاهایی که دوست نداره و براش بده درست کن
خیلی بهش نرس مثلا چایی مونده بده غذای بدمزه و شور و تند بده البته وقتی شوهرت نیست
وقتی هست بهش برس
سلام، من از پدر خودم بیماره نگهداری میکنم کفری شدم اصلا هم ازار کلامی نداره بنده خدا فقط دست تنهایی با یه بچه فوق شیطون خیلی خسته شدم، شما چه تحملی داری
شوهری که بهتون حمله میکنه تهدیدتون میکنه توهین میکنه چه تحفه ایه برش گردونید به مامانش، ایشون بچه نگهدار نیست خیالت راحت، فردا روزی میشن دوتا بچه جدایی سختتره
بخدا که هرکس زیاد تحمل میکنه و غصه میخوره فقط تهش سرطان و ام اس میگیره اونی که ظالمه میمونه
همه چی دوست داره مثل خرس میخوره فقط کرماش تموممی ندارن
وقتی خونه ت کثیف میکنه تمیز نکن بذار شوهرت کلافه بشه از کثیفی
یه زمانی بود باید جاشو پهن میکردم صبا جمع میکردم بعد این اقا تکون نمیخورد خدارشکر از وقتی بچه اومده خودمو سرگرم بچه میکنم دیگه نگاهی میکنه منتظر میمونه میبینه بلند نمیشم کار دارم با منت بلند میشه میشه جای مادرشو پهن میکنه اعلا حضرت یه وقت یه پتو صاف نکنه بچش سفط بشه
بعد خونه خواهر شوهر دعوت بودیم بعد همین خانم پاشده میگه بدین من پدیرایی کنم بدین من برم پذیرایی کنم همعروسم بزور نشوندش
سلام بنظرم زیر بار نرو تا پرستار بگیرن بچه هاشم هرگدوم ی شب برن پیشش بخابن اینجوری معلوم میست اون بنده خدا چقدر عمر کنه شما نابود میشی فردا هم میگن از اول مریض بودی
من مادربزرگم تقریبا اینجوریه واقعا تجمل گردنش سخته
اگر توان مالی نداشت میگفتم گناه داره ولی وقتی میتونه باید پرستار بگیره تو در برابر بچه ت وظیفه داری ن اون بنده خدا
انشاءالله درست میشه همه چی
هیچ سختی و ناراحتی و گرفتاری تو زندگی موندگار نیست
ذکر یا قابض بردار
یا قابض و یا باسط
خداونده که قبض و گرفتگی ایجاد می‌کنه
و خداونده که بسط و راحتی میاره
توکل کن برخدا
این مشکل هم یه روز میشه جزو خاطرات
چندبار بگو خدایا بخاطر تو اینجا اینکار میکنم وظیفه من نیست میتونم انجام ندم ولی خدایا چون تو خوشحال میشی چشم
خداوند برات جبران می‌کنه
خدا جبران کننده است
ممنون
یه دور تسبیح صلوات هدیه کن به بانو ام البنین
انشاءالله همه چی قشنگ برات جور میشه
خدای مهربون آرامش و خوشبختی و سعادت رو مهمون زندگی و قلبت می‌کنه انشاءالله
چشم
چشمت منور به ضریح آقامون حسین(ع)
اگه یه روز مهمون براتون اومد غریبه و شمارو یا غیبت و بدگویی و ‌....هرچیزی از یاد خدا غافل کرد بیاید بگید که یه راه حل بگم بره که بره که بره که نیاد😂
با اقوام درجه یک راه حل نمی‌گم
چون صله رحم واجبه
سلام دوست عزیز
پیاماتون رو خوندم و از تهه دل همشو درک کردم
مادربزرگم خونه خودمون بود ۸ تا بچه داشت ۴تاپسر۴تادختر
ولی همه میگفتن چون این عروس دختر خواهرشه یعنی ننم میشد خاله مامانم
باید مامانم ازش نگهداری کنه فقط
حالا گه گداری عمه هام میومدن کمک مامانم
ننم خیلی سنگین بود مامانم چن سال ایقد اذیت شد واسه سرویس بردنش
تازه ی مدتی هم خیلی ننه کثیف کاری درمیورد مثلا میرفتم تا تو اتاقش شلوارو دراورده داره جیش میکنه
میگم ننه نکن بیا برو دسشویی میگه ننه ی جیش ابکیه چ عیبی داره الزایمر داشت
پوشکش میکردیم میرف پوشکو در میاورد
قرار شد هفته ای خونه یکی از بچها باشه
یکی از زن عموهام گف دستم درد میکنه اصلا نمیتونم مسولیتش رو بپذیرم
ی دو سه بار بردش هم عموم حمومش میکرد میشستس
غذاش میداد این زن کاری اصلا ب ننه نداشت
ی بار نوبت ماشده بود داداشم رفت خونه عمو تا زن عمو داره ننه بدبختو میزنه و امادش میکنه
دیگه بابام اجازه نداد جایی بره ننم
گفت پیش خودم میمونه
هر کی خواست بیاد همینجا خونه خودم بهش رسیدگی کنه
حالا دیگه عمه هام نوبتی کردن هرروزی یکیش میومد کمک مامانم خلاصه مامانم هرروز رخت خواب و فرشه ننه رو دوشش بود و میشست الان کمردرد و پادرد داره ده دقیقه نمیتونه سرپا بمونه
دیگه ماهای اخر زمین گیر شد ننه نمیتونست بلند شه ب زوری چن نفری میبردنش حموم
خلاصه مامانم ایقد پای این خاله سختی کشید
ولی بابام همیشه قدردان مامانم بود و هست همیشه هم بهش میگه اگه تو نبودی خدا میدونه چی میشد
هر چی میخواستن ببرنش خانه سالمندان بچهاش نمیذاشتن
نمیوندن پیشس هم
خیلی سختی کشید مامانم ده پونزده سال ننم کلا خونه خودمون بود
تاخدا ازش راضی شد
خانم جلسه ای نیستی خدایی؟
😂😂😂😂😂
استغفرالله
خواهرا عصری میرم سونو با نفس های پاکتون برام دعا کنید
محتاج دعاتونم
استراحت مطلقم گوشی زیاد دستمه
این باعث شده زیاد تو بحث ها شرکت کنم
انشاءالله خوب بشم دیگه نمیاما
حالا هی بهم چی بگید 😂😂
عزیزم انشالله بسلامتی نی نی و بغل بگیری
سلام 🤚
اومدم راهکار بدم بعد یه سری چیزا از بعضیا خوندم پشیمون شدم
دوست نداشتم دوباره برن بالای منبر😅
فقط میگم انشاالله خدا بهت صبر و توان بده به شوهرتم عقل و چشم بینا بده که زحمتهایی که میکشی ببینه❤️
خدای بزرگ........ حتی اگه داستان و قصه و فیلم بود من اصلا نه میخوندمش نه تماشا میکردم...
خانما خداوند هیچ وقت نگفته به هر جور و ترفند و ازار به خودتون تحمل کنید.. خدا گفته مهاجرت کنید، مبارزه کنید حقتونو بگیرید طلاق بگیرید ولی زیر بار جور و ظلم نرید
اگه همسرت هر روز تسکر میکرد و برات جبران میکرد و بینتون عشق و علاقه و درک دو جانبه بود میگفتم صبور باش ولی اخه دختر خوب وقتی اونم اینقدر ناسپاس و بد دهنه تو چرا اینقدر ضعیفی....
این مساله نه با دعا حل میشه نه جادو جنبل با گفت و گوی محکم و پافشاری حل میشه
وظیفه شما نیست پرستاری و خدمت گذاری...
هر کس به جای خودش تصمیم میگیره و گاش تو کفش خودشه
ولی به نظرم بهتره بشینی با پدرت مشورت کنی و ازش بخوای بهت راهنمایی بده و بگی حرفاتون بین خودتون بمونه هیچ کس مثل بابای ادم تو این حال نه حامیه نه درک میکنه
شجاع باش نترس
بخاطر بچه ت شجاع بلش و حقتو بگیر پس فردا همین زن کثیف و پدر ناسپاسش میشن الگوی بچه خودت و زخم بیشتری میخوری
تحمل چنین شرایطی نه تنها حرامه گناه کبیره س از نظر منِ آدم
با پدرت حتما حرف بزن پس فردا سکته میکنی همین مرد تو رو میندازه بیرون نمیگه از دست کارای خودش و ننهش بوده
بخدا من مریض داشتم خانم 35 ساله اینقدر اذیت شده بود سکته کرده بود نه میتونست حرف بزنه نه راه بره بردن انداختن گردن خانواده ش،،، فکر کن جای اینکه بچه بشه مراقب پدر و مادرش علیل و ناتوان افتاد سر پدر و مادرش.... ترو خدا همه شرایطی رو تحمل نکنید مگر اینکه محبت و عشق بزرگی حامیتون باشه
من یه بنده خدایی میاد خونمون هر چی میبینی میره میگه مثلاً یه چیزی اضافه کرده باشیم می‌ره میگه یا صدتا دیگه هم می‌زاره روش با آب و تاب میگه میگی چیکار کنم که دیگه هیچوقت پاشو خونم مزارع از اقوام همسرم هست
👌🏻👏🏻👌🏻👏🏻👌🏻👏🏻👌🏻👏🏻👌🏻👏🏻👌🏻
ای وای
خوب نیست اینجوری
بعد بهت راه حل میدم
حالا برام دعا کن اومدم سونو😂
حالا شما که انقد قشنگ راهکار میدین من به پدرشوهری که میخواد اسم بچه م رو تعیین کنه چی بگم که محترمانه هم باشه هر سری منو میبینه میگه یه اسم خوب واسه بچه ت انتخاب کردم 🫥🫥
خدا رحمتشون کنه ولی قلبم برای مادرتون به درد اومد
خدا بهشون سلامتی بده
ببخشید من تا قسمت دماغ خوندم ادامش ندادم تموم کن این حماقتو
ولش کن برو پیش مشاور تا باشوهرت حرف بزنه
اینم شد زندگی
اعصابم خورد شد
چ اسمی حالا
بگو خودت یه بچه بیار بزار براش
این جور صله رحم میخوام نباشه ..روانیم کرده
تو کدوم صله رحمی گفتن بره جگر صاحب خونه رو خون کنه عصبیش کنه طلبکار طرف باشه و نیش بزنه
بامید خدا عزیزم🌺
بهش بگو بابا جان خودت میگی بچه تو ،پس حق منِ مادره ک اسم انتخاب کنم
اصلا مهم نیست چی بگه شما خودت اسم مدنظرت خودت رو بزار رو بچه
اگه دیدی خیلی اصرار کرد بگو خب میتونید برید اسم هر کدوم از بچه هاتونو خواستین عوض کنید به اون اسم صداش کنید
ان شاالله کوچولوت رو صحیح و سالم بغل بگیری
عزیزم مرگ یک بار شیون یکبار
شما که همش داری غر میشنوی اذیت میشی باهمه چی هم تهدید میشی حداقل دیگه سرویس نده بزار این همه اذیتی که میشی هیچ نشه
کار خودتو انجام بده
منم حامله بودم مادرشوهرم هر سری میگفت پسر این بزار دخترهم این بزار
من اصلا جوابشو نمی‌دادم
آخرشم اسمی که خودم دوست داشتم گذاشتم
نه ماه زحمت بکشی
درد زایمان رو تحمل کنی
آخرم اسمشو کسی دیگه بزاره
اصلا اجازه نده
هر سری بر می‌گشت به فامیلاش میگفت آره خواب دیدم نوه ام به دنیا اومده اسمش هم ابوالفضل هس
یا محمد هس
الهی عزیزم
مامان منم اینقد به قوم شوهرش مثل من سرویس داد اونام اینقدر بی معرفت و گربه صفت بودن که هر وقت فکر میکنم دلم بحالش میسوزه بیچاره سرطان گرفت یکیشون نگفت تو چی شدی دو سال بااین مریضی جنگید من دیگه میگفتم من مثل مامانم به قوم شوهر سرویس نمیدم ولی حالا من بدتر از اون شدم
بعدم فهمید ک اسمشو میخواییم بزاریم هادی
باز حرفاشو تغییر داد ک خواب دیدم گذاشتیم هادی😐
میخواست ضایع نشه
بگو باشه بعد موقع شناسنامه خواستی بگیری کار خودتو بکن
آره دقیقا
مادرشوهرت هم مثل مادرشوهر منه
وقتی میاد خونمون اینقدر غر میزنه و نیش میزنه که خدا میدونه
همه رنج هایی که ما میکشیم و حرف نمیزنیم میشه مریضی تو بدنمون .
اره واقعا
من اوایل شاغل بودن شوهر من میگفت بریم خونه مادرم خونه تکونی میگفتم بذار من کارای خودمو بکنم بعد یه روز بگو خواهرات و همعروسا بیان با هم میریم بعد اقا گفت اونا بچه دارن(بچه هاشون همه دبستان و دبیرستانن) نمیتون خودشون کار دارن تو تنبلی و نمیخای هیچکار کنی
صاحب تاپیک عزیز من نمیگم طلاق بگیر ولی خودتو به هر ترفندی چه مشاوره چه قهر چه جلسه بزرگترا چه داد و هوار... خودتو نجات بدن این پیرزن تا 100 سالگی بیخ ریش خودته
بذارین ی ماجرای واقعی براتون بفرستم از نزدیکان خودم هست اینو تو گروه برامون نوشت خطاب به یکی از دوستامون که تو زندگیش ازار میدید حتی یک کلمه ش دروغ نیست فقط میخوام بدونید چقدر شجاع بودن و دفاع از حق مهمه 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
#ارسالی_اعضا

با سلام و درود و احترام خدمت اعضای محترم در مورد پیام ارسالی گفتن تحمل نکن بنده ۱۲ سال تحمل کردم کتک خوردم موهامو کشیدن فحش خوردم دنده‌هام شکست میزان پیشرفت مادر در زندگیمون صفر مطلق !!!دوتا بچه این وسط ده ساله و۵ساله هربارم قهر میکردم خانوادم مانع جدایی میشدن چون پسرعموم بود یشب وحشتنااااک کتکم زد درحدیکه تاصبح خون بالا اوردم وفکر میکردم میمیرم اونشب تا خود صبح زار زدم خداروصداکردم موقع اذان صبح ی لحظه ی جرقه خورد تو سرم گفتم من باید جداشم بچهامو نجات بدم فایده نداره اومدم صبح اول رفتم درخواست طلاق دادم وبعد رفتم خونه پدرم اونجا یماه جنگ بود همه عالم وآدم واسطه شدند اما من حرفم یکی بود خسته بودم دلم شکسته بود نمیدونم چرا بی رحم شده بودم وقتی تهدیدم میکرد میگفت بچهامو میبرم میگفتم فقطططط طلاق ومهریمو میخام بچهاتم ببر خلاصه جداشدم رفتم دانشگاه بچهامم پیشم میومدن ومیرفتن امتحان دادم شبانه روز تقلا شدم کارمند بیمه با بدبختی وته مونده مهریه ماشین خریدم یه چندسال گذشت پدرم فوت شد خونه پدریم رو تقسیم کردند با وام وقسط وجمعیه خانگی وماشینم خونه خریدم بچهامم اوردم پیش خودم پسرمم با ارامش امتحان داد فرهنگیان قبول شد پسر دومم الان پشت کنکوره مجدد تونستم ی پراید بخرم والانم در مرحله دفاع دکترام هستم بنظرتون سرنوشت همسرم چیشد؟؟ زن دوم طلاق سومی هم درحال طلاقه وهنوز در مرحله همسریابی گیر کرده نمیخام بگم خوشحالم ومن موفقم اما باور کنید  همیشه خراب کردن ب ضرر آدم تموم نمیشه بخدا که بچهامم بابت این جدایی قدردان هستند
توقع داشت مثلا مهمونیا خونه هر کدومشون هست همه بشینن من بلند شم پذیرایی کنم و کارا رو انجام بدم
وقتی سر کار میرفتم پولشو دوست داشت از اون ور خواهر برادرش و مادرش پرش میکردن اینم هزار جور تهمت میومد بهم میزد تو با فلانی دوستی تو نگاه به فلانی کردی فلانی تو رو نگاه میکنه نباید سرکار بری و فلان تا وقتی بچه دار شدم اصلا گوش نکردم بهش گفتم من قبل ازدواج درمورد کارم گفتم تو موافق بودی ولی تو نگفتی شکاک و بددلی
دیگه تا بچه دار شدم به خواست خودم کار رو تعطیل کردم
اسامی مذهبی من دوست ندارم
حرف زیاد گوش نمیده معمولا بچه ها کار خودشون رو میکنن اون ولی مرغش یه پا داره
والا من مادرم باشه راحت بهش میگم چکار کنه
بعدشم دیگه اینجوری رفتارها واقعا زننده است دیگه خودت باشی میتونی تحمل کنی کسی که دستشویی رفته دستش تو بینش میکنه دست به نونی بزنه که قرار شما هم ازش بخوری ؟ یا دست کنه تو قندون که شما هم قند برمیداری ؟ و.....
عزیزم اول از همه از خدا میخوام بهت صبر بده چون دقیقا منم همچین مشکلاتی با خانواده شوهرم داشتم خیلی فرهنگشون پایین بود
با یک سری هایی که دیگه واقعا نمیتونستم تحمل کنم بیان تو کفششون نمک ریختم
یکیشون میومد تا وقتی بره سیگارش خاموش نمیشد
اون یکی هر دفعه میومد قلیون خودش می‌آورد با مشروب که بخورن
خدایی هم حتی وقتی هم دعوت میکردم اونهایی که تو کفششون نمک ریخته بودم کلا نمیومدن یا کاری براشون پیش میومد یا مثلا مهمون ناخونده اومده بود نمیومدن

امتحان کن تو هم امیدوارم نتیجه بده😁


البته سوره کوثر هم هست نمیدونم چند مرتبه باید بخونی و به طرف فوت کنی دیگه خودش نمیاد سمتت
اینو باید بپرسم
همین هایی که اینجوری میگن تا حالا یه کار کوچیک هم نکردن بدونن چقدر آدم اذیت میشه
به مرور مریض میشه آدم امر طرف مقابل هم قدر بدونه باز خوبه نه اینکه توقع روی توقع داشته باشه
نکنه شما یزدی هستین چون این کارا فقط از یزدی ها برمیاد
همون موقع تو هر رفتاری ازش دیدی با مادرت میکنه با مادرش انجام میدادی میفهمید بی احترامی یعنی چی
من؟
نجمه جان عزیزم نمیدونم منو یادته یا نه، ولی خوشحالم کنار اسمت بارداری میبینم انشالا زانوی خیر زمین بذاری و به سلامتی بغلش بگیری♥️♥️♥️♥️♥️
همون خدا میگه وقتی بهت ظلم شد سکوت کردی خودت ظالمی
آره یادم نمیاد ببخشید 🫠

ممنونم لطف دارید خودمم سوپرایز شدم واقعا😅
کجا با هم چت کرده بودیم؟
فکر کنم عروس کرمانشاهیا بودین کورد بودن همسرتون ولی خودتون گویا تهران... من خیلی وقته نبودم اوما ولی حدود 3 سال پیش باهم زیاد حرف میزدیم، ی تاپیک بود. مال چطور باهمسراتون آشنا شدین ♥️♥️♥️
چقد چندششش🤢😵‍💫بگو بزنش به لباس خودت
ی جایی قسمتت شده بود انگار کوزران!!!! دقیق یادم نیست ولی شما رو خوب یادم مونده خیلی صبور و متشخص و تحصیل کرده ♥️♥️♥️♥️♥️
وااااای😂😂😂😂
همون موقع پامو کردم تو یه کفش دیگه مادرت نیاد و تو برو پیشش اگه بدونی چه وحشی بازی دراورد
عزیزم منو نصف اوما می‌شناسن
همسرم از دو دست معلوله کارهایی که برای خودش انجام میدم کاری ندارم
ولی آنقدر خوبیا کردم برای خانواده شوهرم و حتی دوستهای خانوادگیشون که قابل شمارش نیست

همین الانم پسر برادر شوهرم پیشم نگه میدارم چون نامادریش اذیتش می‌کرد فرار کرد اومد پیش ما بدون ناراحتی یا هر چیزی انجام دادم میگم برای رضای خدا عیب نداره غذا درست کنم اندازه یه بچه بیشتر جا پهن کنم واسه اونم میکنم چی میشه بیل که به کمرم نمیخوره
ولی وقتی یکی بهم ظلم کنه کوتاه نمیام در جا میرینم بهش دیگه اینجا رضای خدایی وجود نداره اعصاب و روان خودم مهمه
حالا هر کسی میخواد باشه
شوهرم باشه میخواد طلاق بده مهم نیست مگه چلاقم خودم از پس زندگیم برمیام و..... بچه میخواد بگیره بزار بگیره مگه من قراره تخم ترکه یکی که قدر خوبیهای منو ندونست بزرگ کنم ؟ تهش این بچه هم میشه عین باباش قدر نشناس
رو اونا فین میکنه
لطف کرده اونو تا حالا رو وسایل من انجان نداده
آره یادم اومد
چه خبرا خوبی ؟
آره کوزران بودم دو ماهه اومدم تهران
اینجا پونزده روزه متوجه شدم باردارم 😁
هیچ غلطی نمیکنه مگه جبارسینگِ
چه غلطا
عزیزم حق با نازی جونه یبار که تهدید کرد بچه رو بده بهش
نباید کوتاه میومدی
اون قلدر بازی در میاره میدونه یه جایی تو کوتاه میای
اگر ببینه تو کوتاه نمیای اون یه قدم برمی‌داره تو دو قدم برمیداری خودش دست و پاش جمع میکنه
عزیزم منم ایمانم بخدا زیاده
ولی مگه خدا وظیفه عروس کرده ؟؟همون پرستار آسایشگاه که مفتکی بوسکی نمیاد ازش مراقبت کنه هزینه میخاد بعد این خانم چه وظیفه ای داره بیاد با وجود ۱۰ تا بچه مادرشوهرش ازش نگهداری کنه؟دختراش چه کاره ن؟پسراش؟مگه خونه نداره بره خونه ش بچهاش هرشب نوبتی برن پیشش
تورو خدا انقدر خودتون خار و ذلیل نکنید
خیلی بی ربط بود حقیقتا
به سلامتی، دیگه تهران ساکن شدی، واقعا از دیدن 6 کنار اسمت خوشحال شدم انشالا خوشبختی برات بیاره😍😍تا باشه از این خبرا و سوپرایزا🩷🩷
بگو گوه نخور مگه کرده تو حلقوم تو؟
خب الان حرف ایشون اخلاق خوب بد شوهر نیست بحث اینه که مادرشوهر هز بین ۱۰ بچه فقط کاراش گردن ایشونه حتی شوهرش هم نه
اینا اگه خودشون فقط یه هفته مادرشوهر این مدلی خراب شه رو سرشون خدا پیغمبر یادشون میره و هزاران بی احترامی میکنن بهش
الان اینجا کلاس اخلاق گذاشتن برای این بنده خدا

گند بزنن تو این ثواب نخواستیم ثوابی که از این جور مادرشوهر قدر نشناس به ادم برسه
حداقل ادم بود باز یه چیزی
هیسسسسسس اگر گله کرد میره جهنم😒
خب الان این بنده خدا میگه تا الان صبوری کردم یعنی برعکس رفتار شوهر انجام داده به نظر من دیگه الان وقتش مثل خودش رفتار کنه 😁
جیگر جان این نسخه برا تو جوابه برا صاحب تاپیک نه متاسفانه😬😁
آره دیگه یه هویی شد شوهرم خودش تصمیم گرفت بیایم تهران
آره ان شاالله قسمت همه چشم انتظارها بشه 🥰🥰🤲🤲🤲
وایی بانو وقتی عصبی میشی خدایی چه جالب نسخه میدی 😄😄😄
یه گیره از این فلزیا مال رخت آویز بزنه رو دماغش دست توش نکنه😬🤢
اینطور که فهمیدم
مشکل واقعیت شوهرته به نظرم
قدر نشناسی و نمک نشناسی اونه که خستگیت رو ببشتر کرده
بیشتر کلافه ت کرده
روحی و روانی درگیرت کرده

به نظرم وقتی که شوهرت ادم خوبی باشه همراهت باشه قدر بدونه درک کنه اینطوری انقد آزرده نمیشدی



بابا قدر نشناسی رو هم میشه تحمل کرد ولی این کثافت کاری چیه خدایی هر جور فکر میکنم نمیشه باهاش کنار بیای 🤢🤢🤢🤮🤮🤮
ووووو عزیزی بابا راه حل بگو بخدا هرچه کنی یه گذری به جهنم داریم اگه به این کارا باشه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
وایی مردم از خنده از دست تو بانو😁😁😁🤣🤣🤣🤣
والا بخدا 😁😅😅
عه پس تو هم بلهههه🤣🤣🤣🤣🤣راه حل بگو 🤣🤣🤣🤣
تا شوهرت پشتت نباشه تو کاری نمیتونی کنی
والا میتونستین ۹ تا بچه اشو همه رو جمع کنین یه جا
بگی من نمیتونم از پسش به تنهایی بربیام
از دست و پا افتاده هم که نیست میتونه کاراشو کنه
باز می‌شد روزی یکی از دختراش برن کاراشو کنن
شبا هم یکی از پسراش پیشش بخوابن تو خونه ی خودش
اینطوری رو تو هم فشار نمیفته
الان جوونی نمیفهمی فردا کلی پادرد و کمر درد میگیری بعد همین شوهرت اصلا دیگه نگاتم نمیکنه

مطمئنی؟؟؟؟؟
چرا رفتار و اخلاق خودتو به همه میچسبونی؟؟
خب شما میگید بره گیس و گیس کشی و بی حیایی و زندگیشو بهم بریزه ؟؟؟؟؟؟
خب اونوقت دست تو دماغ کردن مادرشوهره و مالیدنش به فرش
و دستشویی میره دست نمیشوره و این چیزا تاثیر منفی رو بچه ی این خانوم نداره🤔
خوب بچه یاد میگیره دیگه
کسی با شما بود الان پریدی وسط؟؟؟
همون لحظه دست میزدی تو دماغت میزدی تو خورشت شاید اینجور عادت داره
حیفه گیره😄
انقد که بعضیا مغزن طرف اومده میگه بخاطر خدا و رضای خدا ۴۷ ساله ......
بی ربط ترین مسئله
🤣🤣🤣🤣🤣من‌گاهی وسط ظرف شستن دلپیچه هام میگیره یهو میپرم میرم میام نیبینم حتی سینک هم خشک کردن
خب پس بهترین راه حل همینه 😂😂😂
....................................................................................‌‌
بخدا الان ۳۰ سالمه کمر درد و پادرد و گردن از یه طرف امونمو برید
سر درد لعنتی الان چند ماهه اومده سرم داره میترکه بزور مسکن خودمو سرپا نگه داشتم بتونم کارامو بکنم بعد به این اقا میگم اینجورم میگه اوه من از تو مریض ترم خوب میشی
تو اخلاق و رفتار منو میدونی ؟
مگه من گفتم بره گیسو و گیس کشی ؟؟؟
من گفتم باید همه بچه هاش مسئولیت مادرشون قبول کنن نه اینکه این خانوم به تنهایی این همه بارو به دوش بکشه
آخرم کسی قدرشو ندونه
هر چی بود خودتی🫡
........‌‌‌‌‌‌‌............................‌‌‌‌‌‌‌....‌‌‌‌‌.....
از توجه شما متشکرم.
والا نامزد که بودیم هر وقت زنگ میزدم شوهرم میگفتی شام نهار خوردی معمولا ناهار که نمیخورد شام هم هر شب کنسرو بود یعنی خانم به خودش زحمت یه نیمرو به این بدبخت نمیکشید بده
بعد چجوری بچه بزرگ کرده همشون قبل ازدواج مثل همین قحطی زده ها هیکلا داغون بعد ازدواج یه ذره اب رفت زیر پوستشون
بعد حالا خانم میاد ور دل من به غذای حاظری ناز میاره به ماکارونی ناز میاره به خورشت ناز میاره فقط انتظار داره هر شب چلو و کباب یا مرغ یا این چیزا باشه
ببین مادرشوهر من فامیله
من ۱۰ سال باهاش تو یه ساختمون زندگی کردم همه کاراشو هم انجام می‌دادم
الان ۵ سالی میشه که نمیتونه کاراشو کنه
اولش رفتیم تو خونه ی خودش بهش رسیدگی کردیم ولی دختراش و پسر کوچیکه خودشونو عقب کشیدن
موندیم من و جاری بزرگه
گفتن ببر خونه ات نگه دار منم گفتم نمیتونم یا پرستار بگیرین یا همه بیان اینجا تو خونه ی خودش بهش برسن
آخرش یکی از بچه هاش قبول کرد برد خونه اش ولی هر چی دارایی داره اون داره میخوره ما هم کاری نداریم میگیم عوض اینکه به مادرش میرسه فکر کنیم به پرستار داریم حقوق میدیم

من تو اون چند سال که باهم بودیم یعنی روزای خوشم رفت
الان از کمر درد و پادرد شبا خواب ندارم
به خاطره همین میگم که همه باید متحد شن سختی رو یه نفر کشیدنی واقعا در حق اون یه نفر ظلم میشه

ماه رمضون اولین سالی بود میخواست روزه بگیره بعد موقع اذان خونه خودش یچی میخورد میومد دوباره شب با ما یچی میخورد سحر هم بیدارمیشد میخورد صبح هم شوهرم روزه نبود با اونم صبحانه میخورد
عزیزم من برا سلامتیش آیت الکرسی خوندم🥰
اره ولی اینا یا بخاطر زرنگ بازی پا پس کشیدن و فرار کردن یا بخاطر همین کثافت کاریاش
آره
به نظرت مردی که داره ظلم میکنه ارزش داره باهاش زیر یه سقف زندگی کنی؟
اینقدر ادم کثافت باید باشه میره دسشویی که اب پشت سرش نمیریزه ینی اینم نباید بلد باشه اوایل من خودم سریع میرفتم الان دیگه صبر میکنم تا شوهرم خودش بره
تا یچی بگی میگن پیره و فلانه و
ولی خدایی مادرشوهر من مثل دسته گل تمیزه
حتی الان که بنده خدا مای بی‌بی میشه و از دست و پا افتاده خیلی به نظافت اهمیت میده
خودشم بی زبونه اصلا بلد نیست مادرشوهر بازی دربیاره
والا ما هر چی پیر دیدم اینقدر تمیزن لذت میبری کنارشون بشینی همیشه بوی گل و گلاب میدن دوست داری ساعتا بشینی پیششون
چه ربطی به دنیز داشت خب 🫠🫠
عزیز شوهرتو فقط مورد عنایت قرار بده
کاریم به مادرش نداشته باش
چون من خودم به خاطر مادرم قید دنیا رو میزنم
در هر صورت اونم مادرشه
مادر شوهرمم همیشه اینطور تصور کردم
یک شاخه گل سفیده تو دنیای تاریک

شاید همسرم باعث شده حسم اینطور باشه به مادرش.


ولی رو همسرت کار کن این حرفارو با همسرت درمیان بذار یکبار برا همیشه




ولش کن اون فقط نقطه نگاری بلده😂
اخه شما فقط حرفای این خانم رو شنیدین
و قضاوت کردین
همسرشو ذاتا میشناسید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
🤢😬😂
نجمه جان
دنیز خانم رو ریپلی نکردم برای اون
کلی گفتم
خدایش ربط داشت ؟؟؟؟؟
۴۷ سال چه ربطی به رضایت خدا و خدا داشت؟
خدایی اون بی ربط بود حق داشتی
ولی دنیز ریپ زدی بالاتر نگاه کن
همسرم ذاتا ادم بدی نیست میگم همینم بخاطر تربیت باباش تو همون چند سال بچگیشه
خودش میبینه کارای مادرشون ولی به روی خودش و اون نمیاره کلا اسم مادرش میاد جنی میشه نمیدونم چشه
اون خواهر و برادرش هم که میشینن هی دخالت اینم که هر چی خونوادش بگن انگار خدان
خب چی بگم عزیزم
شما یه چیزی بگی
من یه چیز بگم
بشه دعوا و جر و بحث وسط بحث مهم ؟؟؟؟


به جز نقطه پرانتز هم بلدم
😘
من خیلی ناراحت میشم به یه آدم زحمتکش حرف مفت بزنن😒
نهههه کسی رو ریپ نزدم   یهو  یادم افتاد
نهههه کسی رو ریپ نزدم یهو یادم افتاد
😂😂😂😂برا اون قوم عجوز شوهرت راهکار جمع کن
😬😂
نمی‌شناسیم طرف باید خودش الان باید بشینه دو دوتا چهار تا بکنه
ببینه اگر واقعا حق با ایشونه والا من باشم نمیشینم زندگی کنم
خدایی اوایل زندگی منم مشکلات داشتم شوهرم هی میگفت نمیتونی کنار بیای طلاقت میدم من نه اینکه بترسم خشکم میزد از جوابی که میداد چون دوستش داشتم توقع همچین جوابی نداشتم به راحتی به جدایی از من فکر کنه چند دفعه تکرار کرد دیگه عادت کردم
بعدش هر بار گفت طلاق گفتم طلاق نمیگیرم یه جوری از زندگیت میرم که تا عمر داری نتونی پیدام کنی میدونه که میتونم بکنم بهش ثابت کردم تو بدترین شرایط همیشه مقاومت کردم

الان دیگه نمیگه حتی به شوخی
آخرش داره سیاسی میشه
آره منم عصبی میشم ولی نمیتونم در حین عصبانیت حرفهای خنده دار بزنم 😄😄
😂😂😂😂
این بچه رو یه مدت سرماخورده بود گفتم نبوسش همون اولای که بدنیا اومده بود بعد خب بقیه میبوسیدن ولی صورتش رو اصلا
این خوب شد صدبار گفت صورتش نبوس به شوهرم هم گفتم بهش بگه به اقا برخورد چرا مادرم مگه چشه هزار تا کلیپ پزشکی نشون دادم اصلا گوشش بدهکار نبود هیچی اومد این بچه رو بوسید لپ بچه اگزما زد همچنان داستان ما همینه تا یذره من پماد میزنم بچه رو میپیچونم نبوسه و بهتر میشه دوباره این میاد میبوسه دوباره این بچه پوستش اگزما برمیگرده
بردم دکتراصلا هنوز حرف نزده بودم گفتم پوسش چرا اینجور شده گفت اگزما اولین چیزی گقت تا تشر گفت نمیفهمید نباید بچه رو ببوسین
دیشب دخخر خواهر شوهرم نشست داخل کالسکه کالسکه دوجا شد
واییییی دود از کله م بلند شد دوییدم دنبالش نیومد تو چنگم
بعد شوهرم گفت چرا نشست عصبی بودم گفتم کون باباش میخارید انقد خندید گفت خوبه جلوشو نگفتی😬😬😬
چقدر نکبته به قرآن انگاری که از وسط طویله حیوونا اوردیش یه ذره آداب انسانی نمیدونه
افرین
تا ابد حق .
بهترین روانپزشک.بهترین روانشناس.بهترین مشاور بهتریییییین ...... خود خانم هستش.
من خودمم هیچ وقت هیچ ظلمی رو که واقعا منطقم قبول کنه ظلمه رو یک لحظه نمیتونم قبول کنم

ولی خب چون طرفین این تاپیک (خانم و اقا) رو نمیشناسم نمیتونیم از بعضی راهکارا بگیم
چون خواه ناخواه رکش تاثیر میذاره


من خودم همسرم دست روم بلند کنه بهشم گفتم سایه مم نمیبینه
کوچکترین بی احترامی به پدر و مادر و خانواده م بکنه
بی احترامی میبینه و زندگیشم سیاه میکنم
از اول باهاش اتمام حجت کردم


هر زنی که کتک حرف و توهین به خانواده .... میبینه خودش اجازه داده
این حالا عمم هم هست پدر بزرگم زن اولش که مادر همین میشده رو طلاق میده چون اونم گویا مثل همین فوق العاده بی سلیقه بوده خودش میگه پدرم مادرمو طلاق داد میگفت چون تو ظرف نشسته غذا میریخت
بعد میاد مادر بزرگ منو میگیره
مادربزرگ من خب مثل ادمای عادی اهل نظافت و نظم سلیقه
بعد این اقا همیشه میگه بابابزرگ عقل نداشت رفتم دو تا زن گرفت باید با همون اولی زندگی میکرده نه بره طلاق بده یکی دیگه بگیره
ببین این دیگه واقعا مادر شوهرت خودش اذیت کنه عادیه براش
که برای تو بعد ۹ تا بچه و چندین سال زندگی تغییر نمیکنه
اون یکی همعروسم که خانم جرات نداره پا تو‌خونش بذاره هم میشه دختر خواهرش
همین ترس من و بی چشم و رویی اون این اجازه بهش داده
از چی میترسی ؟
ببین اگه واقعا بهت ظلم میشه و کلافه ت کردن
و میترسی و قبول کردی
از ظالم بدتری اینو میدونستی
ماشاءالله چند ساعت نبودما کلی پیام اومده
الحمدلله که همه دغدغه خواهر گلمون داریم
و مطمئن هستم الان چقدر حالشون بهتر شده
گاهی نیاز به کسی داریم حرف بزنیم و بشنوند
و مهم باشیم
به امید خدا درست میشه همه چی
سلام فاطمه زهرا سونوگرافی چی شد؟
🤣🤣
من پسر برادر شوهرم دستش یه سره ت. دماغش میکنه همه خانواده حلوا حلوا میخوان بکنن من بدم میاد ازش
هر دفعه میاد تو آشپزخونه پشت اوپن جوری که دیده نشم بهش چشم قره میرم میره میتمرگه پیش ننه اش

خدایا یه بچه نمیتونن از جیش بگیرن شش سالشه تو شلوارش میشاشه
همه بچه های خانواده‌شان همینجوری ان
اولین باره که تایپیک غیر پزشکی گذاشتم اگه میدونستم اینقدر اینجا دلمو اروم میکنید زود تر از این اینکارو میکردم
واقعا خیلی خوبین خیر ببینین
بلد نیستن بچه رو از پوشک بگیرن
پارسال من برج پنج فرشهام دادم فرششویی
خونه رو جابجا کردیم یعنی کلا یه خونه تکونی کرده بودماااا روی بالشت پتو و .... یک شب همین برادر شوهرم اینها موندن اونجا خوابیدن صبح بلند شده مادرش نفهمیده حتی این بچه شاشیده تو جاش لباسش عوض کنه یعنی خودشو به همه پتو ها و بالشت ها و حوله و فرش مالیده بچه بو گند میداد

شوهرم هی غر زد هی غر زد منم مجبور بودم یک هفته بود رویه رختخوابهامم شسته بودم جا انداخته بودم مادرش همونهایی که شب استفاده کرده بودیم قاطی این هایی که تمیز بود کرده بود مثلا جمع کرده
همه رو دوباره شستم 🤐🤐
مادرشوهر دختر خاله شوهرم خیلی پیره
بچه هاش نوبتی ۱۰ روز ۱۰ روز نگهش میدارن
اینجوری دیگه فشار به یه نفر نمیاد
ماشالله بچهاش کم هم نیستن
اخی عزیزم خدا کمکت کنه
شوهرت اشناست یا غریبه
مادر زادی معلول بودن ؟
نه شوهرم غریبه است
رشته کاریش برق صنعتی بوده برق فشار قوی میگیرش دکتر ها دیر اقدام‌میکنن چون شهرستان بوده باعث عفونت شدید میشه
وگرنه قطع نمی‌کردن تو خود تهران میاوردن بیمارستان رسیدگی اولیه می‌شده
دیگه آنقدر عفونت داشته به قلبش میرسه دکترها دیگه جوابش میکنن یه پروفسور توی تهران قبول میکنه جراحی کنه و دست هاش از کتف قطع میکنه هر روز عفونت دست رو می‌کشیدن تا یکسال بعد زخم میشه و خوب میشه
من با صحبتهای نازنین کااااملا موافقم.
صبح یه ذکر فرستادم برای خودم جواب داده.
بخوون.

یا قاهر العدو یا والی الولی یا مظهر العجائب یا مرتضی علی.

بخون از شرش خلاص شی 😅
وای نجمه این دیگه تربیت خانواده ش هست تربیت بچه نشونه شخصیت خانواده س
عزیزممم🥹من سرنماز یادم بودی از خدا خواستم بهت آرامش بده چون به عنوان یه زن بهت حق میدم 🫂
دقیقا بانو
مادر جاریمم میگن همینجوری بوده بچه رو کهنه میبسته جیش خالی که میکرده مینداخته روی طناب خشک بشه نمیشسته حتی اگر نم زده بوده به لباسش بازم عوض نمی‌کرده جاریمم همینجوری بود بخدا میرفتی خونه اش نمیشد نفس بکشی آنقدر که خونه اش بوی جیش میداد
بخاری رو هم زیااااد می‌کرد شلوار و لباس های شاشی بچه اش رو مینداخته روی بخاری تا خشک بشه سریع جمع کنه 🙄🙄🙄
ممنونم عزیزم که یاد کردی
نی نی الحمدلله خوبه
ولی لخته خون همچنان هست
۵۸در۳۴😐
عق🤢🤢🤢لابد رو بخاری غذا و نون گرم میکنه چندش
لعنت به اون که بهداشت رعایت نمیکنه
یه بنده خدا تو اقوام ما هم همینجور بود البته اون پسر بود مشکل مجاری ادراری داشت پوشک فکر کنم نمی‌تونستم بکنن
وای خیلی بده 😐
من بچم یکم نم میدا به تخت سریع رو تختی محافظ و همه رو میشستم
نمیدونم اینشو اگر کرده جلو ما نبوده۰🤮🤮
ما هم همینجوری هستیم ولی کلا خانواده شوهرم بچه جیش میکنه رو فرش اصلا اهمیت نمیدن این یکی جاریم با اینکارش رکورد بقیه رو هم زده بود
خیلی بیشتر از خیلی🤢
ایش🤢
وی وی چجوری زندگی میکنم کلا کاری به نماز و نجاست ندارم تمیزی یه چیز دیگه هست
بگو باشه قشنگه بعد که به دنیا اومد خودتون هر چی دوست داشتین شناسنامه رو بگیرین
آزاده جان به نظر من تعیین جنسیت کردی مشخص شد بچه چیه
با همسرت اسم انتخاب کن یه مهمونی بگیر برای جشن انتخاب اسم بچه ولی به کسی نگو نیتت از این مهمونی چیه
وقتی همه جمع شدن اسم هایی که باهمسرت انتخاب کردی بیار بگو پدرجان نیت کردم شما اسمش در بیاری ازبینشون
شده تو همه برگه ها یک اسم بنویسی اینکار به نظرم بهتره 😃😃 تو عمل انجام شده قرار میگیره از اونطرفم خوشحال میشه بخش احترام گذاشتی بعد که برگه رو برداشت بقیه برگه ها رو معدوم کم باز نکنه ببینه چکار کردید🤣🤣
اومدم اوما رو نصب کنم که تاریخ پریودیمو چک کنم چشمم افتاد به تاپیکت
دوست عزیز تجربه ی من میگه در مقابل همچین آدمای حق به جانب و قدر نشناسی مث خودشون بشو هر شوهری یه جور جواب میده کوتاه اومدن و کنار اومدن تو داره وضع رو بهتر که نمیکنه بدتر میکنه در حالی که تو تعهد یا وظیفه ی در قبال کارای شخصی شوهر که هیچ مادر شوهرم نداری ولی طرف آدم قدر شناسی بود با توجه به تواناییش گاهی دستی به تو می رسوند اره حرفی بود اینکه تو با یه بچه ی کوچک خودت نیاز به کمک داری خوبه از آسمون به زمین بباره نه از زمین به آسمون
دلت برای وجود خودت بسوزه کسی که تو خونه ی مادرش بنا به گفته ی خودت همش غذای کنسروی میخورده دیگه میاد بچه ای که نه ماهشه یه آدم به کار داره رو نگه داره ازین گنده گوزیای خانواده شوهر منم میکردن ولی ریدن رفتن توشون
یک بار برای همیشه مرگ یه بار شیونم یه بار به شوهرت بگو یا مادرت نیاد یا من میرم دیگه خود دانی با زندگیت درست شد که شد نشدم راهتو بکش برو تحمل دروازه ی جهنمه
بچه های اوما منو میشناسن خدا شاهده من تا زمانی با شوهرم زندگی میکردم همیشه استخونای دست من درد میکرد از بس اذیتم میکردن من راهمو ازشون جدا کردم حالا افتاده به التماس که تعهد میدم مامانم خونه ام نمیاد ببخشید اشتباه کردم ولی من دیگه آرامشمو با هیچی عوض نمی کنم آخرین بار چند روز پیش یکی از همکاراشو واسطه کرده بود حالا جراتم نمی کرد همکارش زنگ بزنه به من چون گفتم شماره ی نامحرم رو گوشی من بیفته میگم داداشم درست حالتونو جا بیارن زنگ زده مامانم . مامان منم ساده اره بیا شرطاتو بهش بگو شاید قبول کرد گفتم اول این اولین واسطه نیست که من شرط بهش گفتم دوما من که نمی خوام باهاش زندگی کنم چرا باید براش شرط بزارم دید مامانم آتشم تنده بی خیال شد
عزیز من باید از یه جایی شروع کنی جوونی تا پیری پیری دور از جونت تا بمیری
یعنی تو خیلی باید هنوز این آدمو تحمل کنی
هنوز که یه بچه داری فکری به حال زندگیت کن نمیگم جدا شو چون بچه داری
ولی میگم اساسی با هماهنگی خانواده از خجالتشو در بیا
ان شالله هر جا هستی اون چیزی که خیر برات پیش بیاد این عفریته ام راهشو بکشه بره
خدا خیرت بده مهربوون
خدا کنه بتونم
خدا این ترس رو از وجودم برداره بتونم محکم حرفمو بزنم
فدات عزیزم❤️
این دیگه مهمان نیست صاحب خونس .خخخخ به شوهرت بگو خودت برو خونه مادرت همونجا بمون پیشش منم گاهی میام بهت سر میزنم خودتو بزن به اینکه جدیدا وسواس پیدا کردی دلت نمیگیره غذا بخوری یا حتی دلت نمیره به غذا درست کردن
خیلی آروم بدون سر صدا و جنگ دعوا بگو
یه چند روز غذا نخور جلوشون درست هم نکن
سلام قشنگم
حقیقتا خودمو که جات میذارم واقعا بهت حق میدم، برا یه خانم هیچ چیز مهم تر از مرتب بودن خونش و آرامش توی زندگیش نیست
یه رابطه ی کنترل شده با خانواده ها واقعا حق هر انسانیه
از ته دلم برات آرزوی ارامش دارم و همراهی همسرت
اگه همسرت یه کوچولو همراهی کنه همه چیز حل میشه
خوندم کامل و دیدم گفتی صحبت هم رو همسرت جواب نمیده
حقیقتا راه حلی به ذهنم نمیرسه ولی سازش هم به نظرم کار درستی نیست
کمک کردن و رسیدگی به والدین خیلی خوبه ولی نه وقتی طرف از قصد بخواد اذیتت کنه
امیدوارم مشکلت به زودی حل شه و مارو هم بیخبر نذاری❤️
💙
حتمامارودرجریان بزار که به کجارسید این داستان خدابهت کمک کنه بتونی حرفت و بزنی بدون هیچ ترسی
لطفاً حتما با مشاور مشورت کن
خیلی از سایت ها تلفنی مشاوره میدن
حضوری لازم نیست
خیلیاشون رایگان هستن
چشم ممنون دوستای گلم
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه