ب نظرتون حق با کیه
از این ناراحتم که ه کلری شوهر من میکنه اصلا ب چشمشون نمیاد همش طبکارن '/> ب نظرتون حق با کیه
از این ناراحتم که ه کلری شوهر من میکنه اصلا ب چشمشون نمیاد همش طبکارن ' />
Ooma
پرسش (1405/03/10):

همه از خاتواده شوهر میگن من اینسری میخام از خاتواده خودم بگم 🥺

سلام خانوما شوهرم اخلاقای خاصی داره زود عصبی میشه و ب زبان میاره کاری که کرده ولی ب شدت مهربون و دل رحمه
ما خودمون داریم خونه درس میکنیم خیلی تحت فشار هستیم خانواده خودمم از این مسکن ملی ها تازه تحویل گرفتن برای هدیه پارسال همسرم ۱۷ تومن رفت شیرالاتشون رو برداشت براشون بعدش داداشم لب تاب میخاست ۵۰ تومن وام۱۵ درصد بهشون داد و هی۰ تشکری نکزد داداشم و البته گف ۳ تومن هدیه قبولی دانگشاه بده ی تومن داده بود دوتومن قرار بود بدیم که داداشم با وجود اینکه رتبه ش خوب بود رقت دانشگاه ازاد شوهرمم ناراحت شد گف وضعیت خانوا ت اینهنه بده ب زور هزینه خورد و خوراکشونو جور میکنن چرا درک نگرد و رفت ازاد منم دو تومن رو نمیدم و داداشم و مامانم رفتن ی تومت رو هم پس دادن'خلاصه گذشت و میخاستن پکیج بردارن براس خونشون شوهرم گف من یکم پول گذاشتم قراره ۱۰۰ تومن وام بگیرم ۳۰ وام رو میدم شما قسطش رو بدین وام جور نشد کلا ۷۰ جور شد خودمون بدهکار بودیم و چک داشتیم برای ساختنون ۲۰ بیشتر نتونست بده و خانوادمم کلی سرو سنگین شدن باهام تا ۴۰روز پیش که ما میخاستیم گولر بگیریم خودمون یک سوم جور کردیم دادیم و برداشتیم شوهرم ب مامان اینا گف شما هم ۱۰ تومن حور کنبن بیاین کولر بردلرین که اونا نتونستن حالا انروز مامانم زنگ زده طلبکار که شوهر تو ۱۰ تومن رو چرا نداد برای پیکیج حالا اون موقع نداد حداقل برای کولرمون ۱۰ تومن رو میداد منم گفتم ما خودمون خونه میسازیم بدهکاریم همش داره پول قرض میگیره و وام میگیره خودم الان تو شرایط متلسبی نیستیم ولی همش طلبکار که شوه تو قول داد بود ۳۰ تومت بده ۱۰ کم داد حالا برای کولر باید میداد با ی لحن بدی
ب نظرتون حق با کیه
از این ناراحتم که ه کلری شوهر من میکنه اصلا ب چشمشون نمیاد همش طبکارن

ببخشید طولانی شد
عزیزم همین یه دونه دختری؟
نه دوتا دختربم س تا داداش
خواهر داره جدا میشه
داداش بزرگمم بنده خدا خیلی کمکشون میکنه کابینشون رو گذاشت اون دوتا داداشم هیچ کار مفیدی نمیکنن دوتاشونم ازاد خوندن
ببخشیدددددد خوبی یک بار دوبار
بیش از حد میشه وظیفه
الان انگار وظیفه شوهرته جور خانواده تو بکشه
چرا باید ۱۷ تومن کادو بدین
معلومه توقعشون بالا می‌ره خب

چرا باید هدیه رو از قبل تعیین کنین😑 که بعدش طلبکار شن
اینقد ناراحت و عصبی هستم حد نداره دلم میگیره مردم میخان خونه درس کنن پدر کمکشون میکنه ما برعکس شده تازه از ما توقع کمک هم دارن
بخدا شده وظیفه حالا وام جور نشد که ۳۰ بده همش مامانم طلیکاره که قول داده بود بده
من قضیه سی تومن نفهمیدم
میخاستین همینجوری سی تومن بهشون پول بدین ؟
نه وامه قسطش رو خودشون میدن
۱۷ تومن فقط هدیه بود
حق داری
جا تشکر
طلبکار باشن ادم زورش میاد
چه خانواده ی خودت چه شوهر
فرقی نداره
بنظرم خیلی واضح و روشن به مادرت بگو
والا دستگاه پول چاپ کنی نداریم
درسته برنامه ریزی کردن واسه وام
ولی خودشون باید درصدی احتمال بدن تو این اوضاع ممکنه وام جور نشه
بخدا هرسری میریم خونشون خودمون میگیریم همه چی میبریم
اصلا دیگه دلم نمیخا برم اونجا
کمک کردن اصلا اشکال نداره وقتی میدونی دستشون تنگه
ولی بیش از حد نکن خواهرم
پیش شوهرم خجالتم میشه
تا قبل دانشگاه ازاد پسرا و خرید خونه بازخوب بود ولی حالا اصلا هرسری میریم باید خودمون مرغ بگیریم
نه که اصلااا نداشته باشند انگار یاد گدفتن ما باید خودمون خرجمون رو ببریم
اینقد عصبی و ناراحتم گریه م میخاد بگیره
🥺🥺
شوهر من تو بانکه ی کارمتده نمیدونم چرا فک میکنن این همینجوری وام گیرش میاد
بابام میخاد بازنشسته بشه میگن براجون وام جور کنین گفتم ما خودمون تحت فشار هستیم دارین خونه میسازیم اخرشه
ولی همش میگن مگه چیه ی وامه 😬
شوهرم گف ی پولی میذارم ی امیتاز وام ۱۵۰ جور کنم براشون ب مامانم میگم اینو میگه چند درصد میگم مامان۲۳ درصده میگه ن ب دردمون نمیخوره ما کم بهره میخاییم میگم مامان ما خودمون هر وامی از بیرون گرفتیم همین بوده نداریم همینم باید پولمون دو هفته ی بخابه تا ۱۵۰ جور شه
چند وقت زمان می‌بره
ولی رفتارت رو عوض کن
خودشون کم کم خوب میشن...
بهشونم همش بگو که ما نداریم.. همه اش قسط داریم..
من مادربزرگم اینجوری بود
همه اش از مادرم توقع داشت


مامانم گاهی میگه من اگه شل می‌گرفتم الان زندگی نداشتم مادربزرگت همشو برده بود بازم طلبکار بود..
اصلاااا درک نمیکنن
مامانم جوری رفتار میکنه میگه حوصله ندارم شوهرت قول داده بود رو قولش نموند گوشی قط میکنه ی چیزی بدهکارشون شدم
منم ناراحت شدم ب شوهرم گفتم نکن هیچکاری نکن براشون
را میگی منم همش باید ندارم و بدهکاریم
از همه چی دلگیرم و ناراحت حس بدی دارم از فشار عصبی زیاد سردرد گرفتم
من نمیگم شوهرم خیلی خوبه اونم اخلاقش خاصه تنده ولی ی تشکر درست و حسابی هم ازش نکردن
گفتم تا ی مدت نرم خونشون
حالا منم مثل شما چالشی که با مامانم دارم با خانواده شوهرم ندارم وای چقدر حساس و چقدر گیر میده
بسم الله
خیلی سخته ادم بیشتر ناراحت میشه 🥺
بعضیا متاسفانه اینجورین..
منم مادربزرگم همینجوری بود
تا حدودی درکت میکنم

مادر من خیلی رو نمی‌داد..
خیلی کمکشون میکرد
از برنج و روغن و گوشت و هرچی که داشتیم بهشون میداد
گاهی پولم میداد

اما اینجوری نبود که اونا درخواست کنن
هروقت خودش میخواست می‌برد براشون..


گاهی هم که خواسته هاشون زیادی بود، خیلی واضح بهشون می‌گفت من ندارم
از کجا بیارم
ناراحت میشدن
ولی خودشون باز بعد یه مدت آشتی میکردن
همین دیگه نمیدونم چرا این بچه غذا نمیخوره چرا فلان دکتر نرفتی چرا فلان کار نکردی من اینقدر حساس که صد بار مریض بشم اصلا بهش نمیگم فقط کافیه از جایی بفهمه دیگه زنک میزنه و شروع میکنه
من نمیگم مامانم نمیکنه مامانم میکنه مثلا دوتا بچه هام میخاستن ب دنبا بیان مامانم اومد تا ده روز پیشم بود تو دوران بارداریم ی سری اومد ۵ روز پیشم بود
ولی از این حرفاش و رفتاراش دلم میشکنه
خداییش چ شوهر خوبی داری بعضیا اصلا از این کارا نمیکنن واسه خانواده زن تازه توقع دارن هی از خانواده زن بِکنن
مامانم میگه ب هرکی بگی جق با منه شوهرت باید ۳۰ تومن وام رو میداد حالا ک نداد باید پیش کولر رو میداد
عزیزم این ربطی به داستان مادی نداره
اینو همه مادرا در حق بچه هاشون انجام میدن
اره واقعا تازه من اصلا این مسائل جلو شوهرم باز نمیکنم که روش تو روی خانوادم باز،بشه
اصلا درک نمیکنن ما هرچی پول دراوردیم دادیم برای ساخت کولر
دیگه بیشتر شبیه پول زوره تا کمک
اینقد با شوهرم بد هستن
وقتی اخلاق شوهرت تنده ممکنه یه موقع حتی سرت منت کنه
پس الکی زندگیتو خراب نکن
اره دقیقا
🥺حیلی ناراحتم کوثر
زیاد مهربون بودین شد وظیفه تون
دیگه مشکل خودته که میزاری شوهرت اینجوری کمک خانوادت کنن از اون ور هم احترامی نبینه
اینقد بهم فشار اوم زنگ زدم ب شوهرم گفتم کاری براشون نکن
از قدیم حمایت از طرف پدر و مادر بوده ، اونا زندگیشون سالها از بچه‌هاشون جلوتره ، این بچه‌ها هستن اول راهن و باید زندگی و آینده بچه‌های خودشون رو بسازن.
اشتباه از شماست توقعشون رو زیاد کردید. کادو و لطف به اندازه ش خوبه.
از قبل قول چیزی ندید ، بگید ببینیم چی میشه ...
به نظرم وام گرفتن اشتباهه ، میخواید کمک کنید یه مبلغی که در توانتونه کمک کنید که به چشم بیاد ، وام رو چون خودشون پرداخت میکنن به چشمشون نمیاد و وظیفه میدونن.
برای خودت و زندگیت حد و مرز بذار و اجازه نده براتون تعیین تکلیف کنن.
بگو نداریم ، ما خونه ساختیم ، جوونیم ، اول راهیم ، بچه کوچیک داریم کاش میشد کمکتون کنیم
جلو شوهرت هم بدگویی نکن ، فقط بگو خودمون بیشتر نیاز داریم ، که اونم دلخور نشه از رفتار خانواده‌ت
ببخش ها ولی میگن خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند
بهش فکر نکن غصه خوردن فایده نداره
سعی کن کم کم فاصله بندازی
تعادل ایجاد کنین
بخدا برای وامشون صامن شده اینقد پس و پیش میدن شوهرم همش سر من غر میزنه
۵۰ تومن وام لب تابی که گرفتیم براشون ۲۶ هرماه از حقوق شوهرم کم میشه اونا ۵ یا ۷ هرماه میدن
واسه خودت داستان درست کردی که غر بشنوی
میدونی اونم بی احترامی میبینه و تشکری نمیکنن عصبی میشه ب زبون میاره
حالا با شوهرت یه طوری حرف بزن که ازاین به بعد کاری نکنین ولی خب طوری نباشه که بخواد حرف بزنه اذیت شی غری منتی بشنوی
بگو دیگه خودمون واجب تریم خونه سازی داریم تو این گرونی
چرا؟!!!
همش زنگ میزنن ی وام جور کن ی وام جور کنین
ما فقط کمکمون همون ۱۷ تومن بود که برای خونشون بعنوان کادو دادیم
ی ۵۰ تومن باز وام ۱۵ درصد بود میخاست بده کولر بگیرن ولی نذاشتم گفتم اونا ب نوقع نمیدن تو هی سر من عر میزنی منم زنگ میزنم که پول قسط رو واریز کنین مامانم ناراحت میشه چرا میگی
خو وقتی کمک نکنیت نیاز به تشکر هم نیست در حال حاضر حق با شوهرته ولی من بعد فاصله رو حفظ کنید چون از قدیم گفتن دوری و دوستی
اینقد ناراحت شدم که زنگ زدم بهش گفتم😪
حق باتو عزیزم کاملا این قضیه برامنم پیش اومد ولی برام درس شد دیگه ب کسی خوبی نکنم ک وظیفم بشه
نگاه تازه ما خونه خریدیم اونا بودن که به ما کمک کردن وام برامون جور کردن داداشم طلا داد مامانم هم هر چی گفت النگوهام بفروش قبول نکردم هنوز نتوستم بعد ۸ ماه پول بابام پس بدم ولی به روم هم نمیاره تازه چیزی میخوام براشون بخرم میگن نه تو الان خودت قرض داری نمیخواد
شما اونقدر مسئول زندگی مامانت نیستی. میفهمم میخوای کمک کنی ولی اگه یه وقتی زیادی داشتین نه الان.
بهتره یه مدت فاصله بگیری
عیبی نداره حالا پیش اومده ولی جلوی اینکارو بگیر
فقط چون شوهرم گفته بود پیکیج رو بردارین من ۳۰ تومن وام جور میکنم میدم چون جور نشد و ۲۰ تومن دادیم مامانم میگه باید ۱۰ تومن میداد برای کولر
قسطش رو خودشون میدن ولی همین که میتونه هی براشون تیکه تیکه وام جور کنه خوبه از هوا که نمیاد این واما از تو حساب بودن پول میاد
حالا اگه نمیگفت پکیج لازم نداشتن؟
آدم خوبه قدردان باشه
اینقد دوس دارم همه این حرفارو ب مامانم بگم
بگم وظیفه شوهرم نبوده اگرم کاری کرده لطف گرده ولی میدونم اگر ب مامانم بگم ی غوغا ب پا میکنه
خوب بگو مرگ یه بار شیون یه بار بزار بدونن از سر حس کمک بوده نه وظیفه
اگر دیدم باز مامانم میخاد حرفی بزنه میگم بهش بذار ناراحت بشه
بعضی خانواده ها همین اند تنها راهش اینه دیگه هیچوقت از این کارها نکنی وگرنه با دست خودت اول شوهرت بعدم خودتو داغون میکنی و بی حرمت
اول بی مناسبت هدیه ندید
قرضم ندید
توی مناسبت ها هم ته تهش یه تومن نه بیشتر
مردها به مرور زمان که عاقل میشن و میفهمن کجا و کی کوچکشون کرده یه دفعه همه چی رو میذارند کنار
همین الان این کارهای اشتباه رو ترک کنید وگرنه خدای نکرده چند صباحی دیگه رابطه ات با شوهرت به مشکل میخوره
من ب مامانم گفتم همونطور که بدی شوهر منو میبینی خوبیشم ببین گفتم اومدی خونمون مثلا حرفی زد ناراحت شدی از اونطرف رفت کل داروهاتو داد دکتر نوشت رو بیمه تکلیمی برات گدفت دیتقد یهش برخوزد هرکاری کردم عید یده داروهاش رو بگیریم حاضر شد کلا نگیره ولی نداد ما بگیریم براش
بیشتر لجبازی من حس میکنم تا چیز دیگه
اره دقیقا همینطوره
قبل عیدی ما رفتیم خوته بابام بچه خواهرمم بود شوهرم دخترم رو گف میخان ببرم خونه بازی بچه خواهرم رو نبرد اون رفت بیرون مامانم گف شوهرت شعور نداره دل بچه رو شکست چی میشد اینم میبرد شوهرم کارتش جا مونده بود اومد ببره شنید این حرفا دیکه شوهرم گف من شعور دارم کی بهت بی احترامی کردم من بیشتر از حاتوادم برای شما همه کار کردم خلاصه بحثشون شد بعد عید مامانم برای زایمانم اومد شوهرم س روز اول باهاش حرفی نزد شب عی باهاش حرف زد ی کارت هدیه داد مامانم برنداشت گف منت گذاشته نمیخام
س روز من اومدم تو خونش باهام حرف نزد منم گفتم تو بزرگتری بزرگتری کن بیخیال ولی قبول نکزد من حق میدم باید با مامانم حرف میزد روز اول خلاصه نکرد ولی بعدش کارت هدیه براش گرفته بود عیدت مبارک گف ولی دیکه مامانم برنداشت بعد عید باز رفته بود برای من گفش بگیره میخاست برای مامانمم برداره باز مامانن گف نمیخام ب شوهرم گف نمیخاد
منظورم اینه شوهرم حرفی یا رفتاری میکنه هنون لحظه است کینه ی نیست بعدش دوس داره جبران کنه ولی مامانم کینه ی هست
اینقد چالش داشتم با خانوادم و رفتارای شوهرم که دیگه کم اوردم
اره لجبازه
حالا شوهرت هم انگاری لجبازه آخه مگه اونم میبرد چی میشد راست میکه خو بچه است میشنوه میبینه گناه داره یا باید جلوش نمیگفت میخوام ببرم یا اگه گفت اونم ببره حالا من یه وقتایی بخوام پسرم ببرم اگه بچه داداشم یا بچه خواهر شوهرم باشن اونا رو هم میبرم چون بچه ان گناه دارن
اره شوهرم خیلی احلاقای بخصوصی داره و لجبازه
یعنی هم مامانم لجبازه هم شوهرم
خو همون دیگه از لج و لجبازی دارن زندگیتون رو خراب میکنن
مقصر شوهرته که هی براشون وام جور میکنه پیشنهاد میده خودشو درگیر کرده جوری که برای خانواده ت شده وظیفه ش
تا زمانی که شوهرت درگیر مشکلات خانواده ت اونا هم دست بردار نیستن و طلبکارن
بنظرم همون اول نگید چقدر میخواید وام بگیرید
اره بیشتر بحثای ما تو زندگیمون بخاطر خاتواده هاس
خیلی خودشو درگیر میکنه مثلا کولر ندارن خودش از ی جایی کلی وسیله برداشت قسطی داد گف اونا هم بیان بردارن بدتر شد😢
خب اشتباه میکنه عزیزم
وظیفه خودشونه برا خودشون تلاش کنن
شما هم فقط به عنوان خونه نویی یه کادو میدادین و تمام
اره اینم حرف خوبیه
بانو همش میگن تو بانکه یعنی نمیتونه ی وام جور کنه میگم کارمنده از کجا وام بیاره
من نمیدونم با چ زبونی بگم وام حلوا حلوا نمیکنن
🚶🚶🚶🚶اصلا چرا انقد پیشنهاد میده شوهرت؟؟
چرا تا هنوز مطمئن نیست از وامی پولی چیزی پیش پیش قولشو میده؟؟
مجبورین مگه؟
توقع همه رو می برین بالا اینطوری.
همش دوس داری ی کاری کنه مثلا دوس داره خودش ی چیزی میخره بقیه هم بخرن
😐😐😐😐😐عجبا!
بگو اگر وام جور کن بود خودم الان تو خونه م بودن
مگه وطیفه شوهرمنه که بیاد به شما خدمت رسانی کنه
بنظرم خودت بتوپ بهشون بزار بهشون بربخوره
بخدا خواهرانه میگمت بعدا برا زندگیت دردسر میشن یه روزی صبر شوهرت تموم میشه
اصلا وظیفه شونه....اکثرا ۴۰ روز خونه مادرشونن....۱۰روز که چیزی نیست!
ببخشید ها اما چون خیلی راحت وام اوردید از اول هرکسی م باشه این فکرو میکنه.
مقصر خودتونید ن خونواده تون
الان دیگه دوره زمونه ای شده مردم همه تو زندگی خودشون موندن...یه مدت فاصله بگیر هیچ کاری نکنین...چیزی ام خواستن بهونه بیار کمترم برو زنگ بزن درست میشه به مرور...همین کارا رو کردیم محبتمون شده وظیفه!🚶
هه!
منم یه زمانی محبتای بی جا می کردم بی توقعِ بی توقع.... دیدم کسی قدر نمی دونه رها کردم!🙂‍↕️.
اونم سر من خالی میشه
این وسط نابود شدن
راست میگین 😔
توقعشون زیاده دیگه نمیذارم
میدونی چون توی تنگنا بودن گفتیم یکم رایطشون بهتر شه با این واما
بخدا خودنون اخرای خونمونه هشتمون گره نهمونه ولی نمیدونم چرا فک میکنن ما باید برای اونا هم کاری اتجام بدیم
گفتم دیگه انجام ندیم بخدا خستم کردن
والا🙃من مادرم کلا۱۲روز بود....واقعا بخوای مقایسه کنی نسبت به باقیِ مادرا هیچ کاری نکردن....طرف میاد دخترشو ۴۰روز می بره خونه خودش انواع و اقسام غذاها رو می پزه براش کلی مراقبشه....ولی ما...🚶🙂‍↕️😂
یه مدت فاصله بگیری درست میشه.بزار بفهمن چقدر خودتونم‌درگیرین.
خودتم درگیری ذهنیت کمترمیشه آرامشت بیشتر.
من ن از خاتواده خودم شانس اوردم نه از خانواده همسر
درسته راست میگین
اره باید همینکارو بکنم
اره😔
تو خانواده های ایرانی متاسفانه هنوز این جا نیفتاده که وقتی خثد فرد ازدواج میکنه یک خانواد جدا میشه و الویتش بابد خانواده خودش باشه بعنی خودش همسرش و بچهاش
متاسفانه داخل خانواده های ما انگار مسابقه هست خانوادها هم بیخود پر توقع هستن
من اصلا دوست ندارم شوهرم با خانواده من انقدر راحت باشن و ارتباط رسمی بینشون نباشه.
به هر حال شوهر ما غریبه‌ست و وظیفه‌ای در قبال خانواده ما نداره.
همونطور که میگیم عروس وظیفه نداره .
خیلی شوهر خوبی داری که نمیکنه تو چشمت
مگه وظیفه شه.
یه مدت نرو خونه شون. چی میشه مگه ؟!
رک و روراست با خونواده ات صحبت کن.
چه فرقی داره مادر یا مادرشوهر ، کسی که آرامشتو بهم میزنه ، هزینه داره برات و رابطه با شوهرت رو ممکنه خراب کنه ، دوری کن.
مرز بذار ، قشنگ بگو شوهر من وظیفه‌ای در قبال شما نداره.
اگرم شما کاری میکنید برای من فرزنده
اره همینطوره
بارها بهشون گفتم شوهر من وظیفه ی نداره
اون میره رو اعصاب من مثلا میگه چرا تشکر نکردن یا چرا وامشون رو دیر پرداخت میکنن
پارسال گفت تو ب داداشت هدیه تولد ندادی منم برای بچت هدیه نمیدم گفت باشه نده
کلا نزدیکشون نیستم مت ی شهر دیگه م اونا ی شهر دیگه دیگم زنگم کمتر میزنم
بگو ما را ز خیر تو امیدی نیست ، ما را به شر مرسان
والا بخدا همین😔
سلام عزیزم
درک میکنم مشکلتو
ببخشید اما تا الان خیلی بد مدیریت کردی، از این به بعد رفتار درست رو در پیش بگیر به امید خدا یواش یواش درست میشه.
شما و مخصوصا همسرت از روی خوبی و شرافت اینکار رو کردید. اما خوب خوبی بیش از حد بوده که اصلا به شما هم مربوط نمیشده.

اول اینکه شما قبل از هدیه دادن نباید مشخص کنی، دوم اینکه بیش از حد وارد مسايل زندگی خانواده ات شدی. بکش کنار خودتو
بعد از ازدواج خانواده ات جدا شده و تو هم که شاغل نیستی بخوای از پول شخصیه خودت هرکاری خواستی بکنی... برای خودت درست نیست که با پول همسرت اینکارها روبکنی ،با همسرتم صحبت کن یه جوری که بد نباشه از این به بعد کمکی خارج از عرف نکنید.
اصلا به شما مربوط نمیشه که اون خونه پکیج و کولر داره یا نداره ،که بحثشو پیش خانواده ات پیش میکشی. خیلی محترمانه برو سر بزن و برگرد، تو چیزایی که نیاز نیست ورود نکن اصلا،به روی خودت نیار. (( چون برادر داری و پدرتم در قید حیات هستن اینو میگم، اگر تک فرزند بودی بحثش فرق داشت)).
عزیزم خرج دانشگاه آزاد دوتا پسر رو کی داد???
خداروشکر خونوادت اندازه خودشون دارن بچسب به زندگیت
عزیزم خودتو ناراحت نکن 😢
حق باتوعه
آدم دوست داره وقتی میره خونه پدرمادرش، جلوی همسرش سرشو بالا بگیره
نه اینکه اینجوری باشه

اما دیگه خودتو ناراحت نکن، اومدی اینجاحرف دلتو با دوستای مجازیت زدی یکم آروم شدی. درعین حالم دوستان خوب راهنمایی دادن، انشالله از این به بعد مسیر درستو پیش برو 😘
برای هدیه همسرم گف میخام شیرالاتشون رو تهیه کنم گفتم باشه یعنی هرکاری کرده ب خواسته خودش بوده من نخاستم خودش خیلی خودش درگیر مشکلات خاتوادم میکنه از طرفی اوتاهم هی درخواست وام میکنن ب من میگن ب اون زنگ میزنن
دیگه گفتم هیچ کاری براشون نکنبم
بخدا ما میریم اونجا یه ساله باید خودمون خرجی خودمون رو ببریم نه اینکه بگن ولی میریم میبینیم چیزی ندارن مجبور میشیم میگیریم بعد من پیش خودم میگم چطور مامانم میگه بچه اوردیم وظیفمونه خرج تحصیلشون رو بدیم ولی نت میرم اونجا با شوهرم یا میرم چند دوز بمونم خودم باید خرجم ببرم بخدا خسته شدم دکس ندارم برم دیگه
انشالله ممنونم ع۹زیزم
بعد ی چیز بعدی که دارن همشون یاهم علیه همسرم میشن
حالا من ی مدت کلا سر و سنگین میشم از این به بعد دیگه نمیذارم کاری برای خاتواده ی من انجام یده
نزار خانواده ای که ازش اومدی خانواده ای که داری میسازی رو نابود کنه
فقط همین
چرا واقعا تعادل رو رعایت نکردید.
لزومی نداره کاری انجام بدید که بعدا حتی شده به حق، تو روشون بیارید.
اره بانو همینطوره همیش میگم نابود شدم از دستشون
جلوی ضرر هروقت و ازهرجا بگیری منفعته از امروز همت کن توروشون وایسا
خودمم کم اوردم نه شوهرم ادم بادرک و فهمیده ی هست نه مامانم با سیاست و فهنیده انگار دوتا بچه ب جون هم میفتن وقتی بحثشون میشه
خدا شوهرتو برات نگه داره
خانواده ی تو الان شوهر و بچه هاتن
رابطه رو یکم با مادرت اینا کم کن
دیگه ام انقد بهشون کمک مالی نکنید
کم کم عادت میکنن
باید همینکارو بکنم بخدا اصلا قدردان نیستن خاتوادم همیشه پرتوقع بودن خودشون کار خاصی برامون نکردن ولی همش توقع دارن
عادت کردن شوهرم از سر مهربونی هرسری میریم ی چیزی میگیره میبریم ی سری تو یخچالشون تخم مرع داشتن ولی مامانم گف نداریم تا خود همسرم بگیره بیاره یعنی تا این حد شده
ب هرکی بگی تعجب میکنه از کاراشون
اره الان دوتا بچه دارم باید برای اونا تلاش کنم نه خاتواده پدرم
والا بخدا
خودت دودوتا چهارتا کن ببین اگه بچهای تو محتاج باشن همین مادرت میاد زندگیشو فداشون کنه؟مطمئن باش نه میگه برن ور دل باباشون
همسرم ادم حساب گری هست دیروز مثلا کارشناس اورده میخاستیم یه خونه داریم صفر کلید نخورده اس بفروشیم چون مکانش خوش فروش نبود باباش اینا گفتنما میخاییم بریم بشینیم تو خونه صفر شما و خونه ما که قدیمی ولی لوکیشنش خوبه بفروشیم کارشناش خونخ مارو ۹۶۰۰ قیمت گرد خونه اونارو ۷۶۰۰ شوهرم فوری رفت ب خاتواده ش گف بحث ۲ تومن پوله من خونخ شنارو میفروشم ولی ۶ دونگ اون خونه رو بنام شما نمیکنم دو دونگش رو برای بچه هام بنام میکنم ۴ دونگش رو میزنم ب نام شما
منظورم اینه تعارف نداره با خاتواده خودش بحث اینده بچه هامون باشه میگه
ولی من حالا که فک میکنم اشتباه میکردم تا اینجا
ب قول دوستمون من نباید میذاشتم اینقد همسرم درگیر خاتواده پدرم بشه که دلش بسوزه هی هزینه کنه براشون حتی وام که حالا اینقد مامانم بد حرف بزنه باهام
بخدا هرچی فک میکنم انگار تو مغزم جنگه اروم نمیشم
به شدت با حرفات موافقم
شوهرم همیشه به شوخی میگه که از بابات بکَن
میگه از دخترای مردم یاد بگیر که از باباهاشون میکَنن 😐😐
با اینکه وضع بابام متوسطه
همیشه میگه بابات ارث میخواد بهت چی بده
اون خونه توش نشستن مال توئه😑
حالم از حرفاش بهم‌میخوره
میدونه ناراحت میشم با حرفاش ولی بازم میگه
تا میگم یه چیزی میخوام میگه برو به بابات بگو برات بخره
منم میگم مگه تو بیل به کمرت خورده ک‌از بابام بگیرم
خوب جوابشو میدی
بابای بابام وضعش خیلی خوبه
زمین و مغازه اینا خیلی داره
حالا شوهرم دندون تیز کرده واسه اونا
فکر میکنه زمین خیلی داده بابام
درصورتی ک یکی دوتا زمین متروکه داده ک هیچ ارزشی نداره
هی میگه بابات کی میخواد بهت زمین بده 😐
ی همکاراش اومده بود ازدواج کنه اول شرایط مالی خاتواده دختر رو درنظر گرفته بود بعد رفته بود خاستگاری شوهرم تعجب کرده بود از کار همکارش
ای بابا 😔چقد بده اینجوری
تو شهر ما خیلیا همینکارو میکنن
مادرشوهرمم‌اول میخواست زن پولدار بگیره واسه پسرش دیگه شوهرم قبول نکرده
بگو بابا پنجعلی به خودت چی میده؟🫤🫤🫤
لطفا نه بخاطر خانواده تون زندگی و بچه و شوهرتون فدا کنید نه بزارید شوهرا به خانواده هاتون توهین کنن
مگه حتما واجبه پدرتون بهتون ارث بده ؟شاید یکی از مال دنیا خودش باشه و لباس تنش
بگو مگه اونموقع اومدی خاستگاری واسه میراث اومدی🙄
بگو اگه قرار بر گرفتن از بابام بود تورو میخام چیکار؟
میگم اتفاقا ولی براش مهم نیست میگه بابای من چیزی نداره
بخدا اینقدر ناراحت میشم خودشم میدونه
تا بحث ارث اینا میشه سریع بحثو عوض میکنم ک چیزی نگه
میگم بابابزرگم هرچی داره مال خودشه قرار نیست که فضل و بخشش کنه،بابامم همینطور
هزار دفه گفتم
اگه قراره بابام خرجم‌بده ک ازدواج نمیکردم
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.