من ازین مدل ادما بودم که تو مدرسه و دانشگاه بین کلاسا تو حیاط با اکثر دخترا سلاملیک داشتم همه رو میشناختم دوست میشدم سریع
یا باشگاه که میرفتم سریع با همه میجوشیدم (خیلی خوشخنده و شوخ بودم)
دایره ادمای اطرافم وسیع بود
یهو کم کم منزوی شدم نمیدونم چرا
با اینک ارشدمو گرفتم ظاهرم بهترشد استایلم بهتر شد ولی دگ ادم قبل نبودم
بعد ازدواج هم ک سال اول رفتیم قشم و الان داره دوساله استان کرمانیم
شاید غربت و تنهایی این انزوا رو تشدید کرد
الان همسایه سلاملیک میکنه هل میشم
باشگاه میرفتم نمیتونستم ارتباط بگیرم و حتی واکنشام در مقابل تمایل بقیه ب اشناشدن یجوریه ک منصرف میشن انگار سردم خشکم
هنوزم شوخ و خوش خندم ولی دگ فقط بین خودمون
شوهرم نه رفتار بدی داشته نه محدودم کرده ولی خیلی فرق کردم
دلم برا قبلنام تنگ شده🥲دوس دارم همون دنی سابق باشم ولی انگار دگ روح و انرژی ندارم و همه چی واسم پوچه
کاش قدر قدیمارو میدونسم
شاید وارد بحران ۳۰ سالگی شدم😂
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.



41
2 روز قبل


