Ooma
پرسش (1405/02/26):

احساس تنهایی و استرس دارم انگار پر گلوم حرفه و شهرغریب هیچ دوستی ندارم🤦🏻‍♀️

قبلنا با حرف و باز کردن دلایل استرس اروم میشدم الان همه چیو میریزم تو خودم🤦🏻‍♀️
شوهرم خیلییییی مرد خوبیه خداروشکر و باهم رفیقیم
ولی گاهی ادم نیاز داره با همجنس خودش درددل کنه
خواهرم که کلا باهاش راجب هرچی حرف میزنی میگه تو بزرگنمایی میکنی و استرس الکی داری..با مامانمم ک نمیشه چون ازهم دوریم و باحرفام میره تو فکر گناه داره
خیلی درمونده میشم بعضی وقتا🥲

کدوم شهری؟
کرمانشاهیم ولی ساکن کرمانم
من اینجور مواقع حرفامو رو کاغذ می‌نویسم
خیلییی آروم میشم
ای بابا کاش برعکس میشد ، خواستم بگم اگه کرمانشاهی بیای همو ببینیم
برو باشگاه اونجا دوست پیدا می‌کنی سرگرم میشی
منم اینجوریم ولی یه مدته نمینویسم و انگار ن میتونم صحبت کنم نه حرفامو بنویسم
رفتم ولی نتونستم ارتباط برقرار کنم درواقع نمیتونم اعتماد کنم
انگار اضطراب اجتماعی گرفتم ..فرهنگا هم خیلی متفاوته
اره والا کاشکی..کرمانشاهی فدات؟
آره عزیزم 😍
خوشبختم قربونت برم❤️
وای مثل منی توام
خیلی سختههه🥲❤️
خیلی‌....
چقد اشک ریختم من
غریبی خیلی سخته
خیلیییی بخدا دگ طاقت ندارم ۳ساله ازدواج کردم و غریبم
عههههه کرمون مایی؟
بیا با من صحبت کن😆
فداتشم
خود کرمون نیستم🤦🏻‍♀️سیرجونم
حیف وگرنه دوست می شدیم
من خود کرمانم
وای غریت خیلی سخته منم ۴ سال عسلو بودم از جنگ تا الان اومدم شهرمون دیگه میخوام برم خونمو بیارم
عه عزیزم خوش اومدی . بیا پیش من بخدا تعارف ندارم
حیف شد ولی ۲ ساعت راه بیشتر نیس،که یوقتایی دلت گرفت نیاز هم صحبت داشتی من هستم عزیزم
عزیزم چقدر خوشحال شدم میگی شوهرم خوبه خدارو صد هزارررر مرتبه شکر ماشاالله
از بس همه از شوهراشون مینالن ادم خوشش میاد یکی تعریف میکنه
خدا برای هم نگهتون داره
الهی همیشه خوش باشید با هم
منم غربت بودم با دو تا بچه
خارج از کشور بودیم
یه نوزاد و یه بچه چهار ساله
خیلی سخت بود خیلی
اره حیف شد🥲
زنده باشی عزیزم❤️❤️
بعد فکر کن پسر کوچیکم ویروس گرفته بود تو خونش رفته بود ما توی غربت دست تنها با دو تا بچه میدوویدیم تو خیابونا از این بیمارستان به اون بیمارستان بلکه یکی بچه رو ویزیت کنه
از حال رفته بود بچم اینقدر تب داشت
من قبلش قشم بودم یسال..الان دگ دوسالی هست سیرجانم
فداتشم بامحبت😘
قربونت برم❤️❤️❤️
غربت خیلی سخته منم شوهرم از صبح زود میرفت تا اخر شب خسته برمیگشت د
فداتشم مهربونم😘قربونت برم همچنین عزیزدلم
دیگه نتونستیم تحمل کنیم یک ساله شکر خدا برگشتیم
الان میبینم نعمته بزرگیه ادم تو شهر و کشور خودش باشه
من بخاطر همین دوری و تنهایی جرات نمیکنم بچه دارشم🥲۳ ماه دگ ۳۰ ساله میشم و هنوز نینی ندارم
ای خدااا🙁خداروشکر الان خوبه و‌اون دوران گذشته...ماهم خیلی سختی و تنهایی کشیدیم..یسال اول قشم بودیم پام شکست هیشکی نبود شوهرم مرخصی نداشت وای خیلییی سخت بود
ماهم الان اینجوریه شرایطمون🤦🏻‍♀️
خداروشکر..اره واقعا غربت سخته همه جوره چه برسه کشور دگ باشی..الحمدلله الان توی کشور خودتونین
اگه کرمانشاه بودی باهم دوست میشدیم😁😁
🥲🥲🥲🥲حیف دورم
اره خیلیم دوووره
شوهرت کرمانیه؟
نه مث خودمون کرمانشاهیه..کارش اینجاس
بسلامتی
سلامت باشی فدات
سلامخوبب
خوبین
بچه ها من خودم مشهدی بودم اردواج که کردم رفتم تویکی ازشهرستانهای مشهد سرخس زندگی کردم خیلی برام سخت بود مخصوصا که شوهرم شبام نمیومد خونه سرکاربود کسی نبودباهاش حرف بزنم
منم غربت ام..3 ساعت فاصله دارم با خانواده ام..همسرم تک پسره و مدام میرن رو مرز اونم تو این شرایط جنگی

اوایل استرس میگرفتم ولی یکم جرات ب خرج دادم زدم رو نشان و پیاده میرفتم شهر و جابجا میگشتم.. باشگاه رفتم با مربی ایش یکمی خوب بودم بفیه در حد سلام...ارشدم ادامه دادم
هیچ وقت نذاشتم درد دوری و تنهایی باهام بمونه ..تا فکر میومد سراغم سریع خودمو مشغول میکردم..
بچ دار ک شدم. 3 ماه تموم میاوردم بالا از همه بوها متنفر بودم..استراحت مطلق فقط دز حد سرویس، دخترمو جایی نداشتم بزارم از 9 ماهگی رف مهد..چ وقتایی ک اتو کشیده میرفتم تحویل بدم دخترمو تموم لباسام چروک میشدن رژم پخش میشد، اینا بکنار
گریه های دخترم...
اما کنار همه این سختی ها ک کشیدم و مطمئنا بازم هست چون غربت همیشه با خودش سختی ها رو داره تنهایی ها رو داره، همسرم خییییلی باهام خوبه یعنی همه این زندگی رو مدیون اشم...
شما هم ک میگی خدا رو شکر همسرت خوبه، پس نشین ی گوشه و بری تو فکر
حتما خودتو سرگرم کن
کلاس برو باشگاه برو موزیک بزن برقص

سخته ولی شدنیه

امیدوارم حالت هميشه عالی بمونه ❤️
از بی حرفی صدام میگرفت هزارتا وسواس گرفتم شبا تاصبح بیداربودم دیگع جداشدیم به دلیل خیلی چیزا بکی بچه واقعا درکت میکنم توشوهرت خوبه ولی من خوب نبود هرروزمون جنگ ودعوا کتک خداتو شکرکن
مجدد ازدواج کردی؟
اره ازدواج کردم شوهرم خداروشکرخوبع
عزیزم خداروشکر ک الان زندگی خوبی داری❤️
خدا رو شکر
اره واقعا خداروشکر
خداروشکر واسه زندگیتون عزیزدلم❤️من دگ کاری نیست ک بکنم ارشدمو قبل ازدواج گرفتم دگ شرایط دکترا خوندن نیست چون شوهرم کارش پروژس و ممکنه موقع دانشجویی من لازم باشه جابجا شیم..باشگاه هم یه مدت رفتم ولی انرژیش خیلی منفی بود..اینجاهم چون شهرستانه کار مناسب پیدا نمیشه..فوق لیسانس مهندسی دارم ولی مدارس غیرانتفاعی رشته علوم تربیتی یا علوم پایه میخوان
❤️😍
من خواهرم، اومد نزدیک مون...ی 15 دیقه فاصله است
ولی شوهرش سرد اصلا اهل ارتباط نیس
در کل ای 3 سال، فقط دو بار اومد پیشمون
دلم خوش بود یکی میاد نزدیک بهم بهتره باز یکمی...همه میگفتن حالا ن هر روز ولی میتونی بچ ات و ی روز ک شده چون وقتی مریض میشه بچ اجازه نداره بره مهد بقیه رو مریض کنه...ولی نوبتی میکردم با شوهرم و خودم ساعتی سرکار می‌بردیم..
میگفتن بچ اتو بزار پیش خاهرت
ولی این سکوت شوهرش و سردی ارتباطش دریع از ی ربع ک من بچ رو بذارم پیششون...

کاش خانواده هایی ک میدونن پسراشون سردن حوصله رفت و آمد و شلوغی ندارن
عامل بدبختی دخترا نکنن...
پیاده روی برو..استخر...اصن من میرم باشگاه ی سلام میکنم بقیه اش ایرپاد با موزیک خفن شاد و ی گوشه واسه خودم یا میرقصم یا حرکات رو میزنم...
بعدش فول انرژی میشم

کار ب جو منفی ایش نداشته باش
خودت واسه خودت باش فقط...
عزیز دلم خودتو سرگرم کن سیرجون شهر صنعتی هست یا کار برا خودت پیدا کن برو سرکار
من خیلیییی به مامانم وابستم خیلییی و همیشه همه جا بامامانم میرفتم الان تنهایی انگار فلج شدم🥲
کار نیست به رشته من نمیخوره🥲
من خودم کرمونی ام
کاملا میفهمم منم با اینکه تو شهر خودمون بودم ولی کاملا وابسته مادرمم هستم ولی از روزی دخترم به دنیا اومد دلو زدم به دریا تا حالا تنهایی خرید نمیرفتم الان دوتاشون میکنم بغلم میرم و میام تو هم یکم دلت بزن به دریا برو بیرون دوری بزن تا شوهرت نیست برو تو خیابون با ماشین یا برو ارایشگاه اونجا خودت معطل کن حرفی بزن گپی بزن کم کم یخت اب میشه
برو یه کلاس رقص پیدا کن برو کلاس
چی خوندی عزیزم
منم غریبم ۱۳ساله اما عادت کردم دیگ اولش سخت بود بعدهابااومدن دخترم سرگرم شدم
بعدشم باشگاه برو یه کلاسی ک علاقه داری برو مثل پیانو قنادی ارایشگری چیزای اینجوری خودتو سرگرم کن دوست پیداکن اما رفت امد خانوادگی نکن چون نمیشه اعتماد کرد واززندگی شخصیت هم نگو فقط درحدی ک سرگرم شی خلاصه ک مثل شمازیاده خیلیامون غریبیم وفقط خودت باید خودتو سرگرم کنی
به نظرم بچه دار شو اوایل خیلی سخته دست تنها ولی کم کم شوهرت هم بهت کمک میکنه بعدش یکم از اب و گل دربیاد میبریش خانه بازی و مهد و کلاس های مادرکودک
بعدم خودت به روش خودت بچه داری میکنی کسی نیست بگه اینکار و نکن اونکار و بکن و به نظرم زنها وقتی مادر میشن جرات شون هم بیشتر میشه
مهندسی کشاورزی
بعدش هم خانما الان اینقدر بروز هستن که تنهایی میتونن خودشون یه بچه بزرگ کنن
انقد تنها خونه بودم دگ اضطراب اجتماعی گرفتم🤦🏻‍♀️اعصابم خورد شده دگ
برو یه کلاس هنری یا موسیقی یا ارایشگری وقتت صرف بشه دیگه اضطرابت هم تموم میشه
دقیقا مشکل منم همین ک نمیتونم اعتمادکنم ب کسی و دوست بشم اینجا باشگاه ک میرفتم خیلیییی سوال میکنن کلا فرهنگشون سنتی و هی میخوان سر از کارت دربیارن واقعا عصبی میشدم
دلم میخواد ولی شرایطشو نداریم🥲بیمه تکمیلی هم نداریم و میترسم زیر خرج بمونم
یکم اوضاع روبراه بشه میرم کلاس گیتار
منم ۲ ساله
بچه اوردم
خیلی سخته دست تنهام
حالا بیاری خوبه سرت هم گرم میشه ولی خب سختی هم داره
اگر فعلا قراره دور بمونید بیاری خوبه
ما سر اولی اذیت نشدیم وقتی تک بچه بود دومی که اومد اذیت میکرد
ولی اگه فکر میکنید برمیگردید خب بزار وقتی رفتی پیش خانوادت بچه بیار
ولی اگه فعلا نمیرید بیاری بهتره
فک‌نکنم کلا بریم شهر خودمون🥲چون پروژس و این نوع کار تو شهر خودمون نیست
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه