Ooma
پرسش (1405/01/25):

اضطراب داشتن و ترسوبودن بیش ازحد

سلام خانم دکترعزیز. دخترم سه سال وهغت ماهشه ازاول خیلب بهم وابسته بودبیش ازحد. به باباش هم وابستس. اماجوری که خونه مادرشوهرم چون زیادمیریم پیش عمش ۹سالشه وابمیسته ساعت هااگ من نباشم. اما پارک میبرم شهربازی میبرم مهمونی میبرم هرررجامیبرم دستمومیگیره میگم بروبازی کن انگارضربانش میره بالامیگه نه. واضح میگه میترسم ازنی نی ها.. حتی ازسرسره میترسه. فقط تاب میخوره اونم بایدمنوببینه وگرنه قلبش تندمیزنه. نمیدونم چیکارکنم. کلاس بازی بردمش اصلااااادستموول نمیکرد. واقعاغصه میخورم. طفلی اصلابازی نمیکنه. راهکارچیه

اضطزاب جدایی داره
باید بهش اطمینان بدید که تنهاش نمیذارید
کلاس مادر کودک برید و به مرور فاصلتونو بیشتر کنید
اصلا ناگهانی نه
اصرار هم نکنید ک برو بازی کن و ....
باید اون حس امنیتش برگرده
همراهش برید تو سرسره تا آرامش داشته باشه
دختر منم خیلی به من وابستست، تنهایی نمیره بازی کنه باید حتما من کنارش باشم
خانه بازی ببرش شاید بازی کرد .دختر منم پارک بازی نمیکرد ولی خانه بازی دوس داشت الان دیگه اوکی شده .
چند بار هم با خودم سوار سرسره شد ترسش ریخت حالا باید به زور از پارک بیاریش بیرون
اصلاااا دستموول نمیکنه ک بخاد یک قدم جدابشه.. بهش میگم من کنارتم. نمیرم نگات میکنم و... اصلااا
خانه بازی ام بردم بغض شدیدکرده بود ترس و دلهره داشت اصن حرف نمیزد بااشاره میگفت ازینجابریم
امشب بردمش پارک. گذاشتم روسرسره خودمم دستشوگرفتم جیغ میزدگریه میگفت میترسم میترسم بدجورترسید
بچمون درون گرا شده .بازم تلاشت بکن چند بار ببرش تا از نزدیک بچه ها رو ببینه شاید ترسش ریخت
تا میتونی یمدت ببرش داخل جمع
ببرش پارک
کم کم یاد میگیره
عزیزم حتما مشاوره ببرش
مشاوره راهکارمیده؟ یابابچه صحبت میکنه
هر دو انجام میدن
ی وقتی اگ دارو لازم باشه ارجاع میده ب روانپزشک برای تجویز دارو
حتما پیگیری کن
عزیزم اگ وقت داری خب خودت توخونه باهاش بازی قایم موشک کن ...اول قایم شو جوری ک ببینتت یا سروصداکن تابدونه ک هستی ....بعد بغلش کن چندروزاینجوری بعد قایم شو صدا نکن فقط یه قسمت ازبدنتو بیرون بزار پیداکنه بعدمچندروزم کلاقایم شو
پسرمنم اینقدروابسته بود بعدقایم موشک با تفنگ بازی کریم قایم میشدیم همومیزدیم یجوری فرارمیکردم قایم میشدم ک کلا منو میدید ...یا میری اتاق بهش بگو ک الان میای و برو زود پشت در باهاش اَدو اَدو بازی کن و برگرد
بعد چندروز عادت میکنه بهت ک نباشی هم هستی
منم الان مثلا کارتون بازمیکنم دراز میکشه میوه خوراکی میزارم نگاه میکنه توآشپزخونه کارامو میکنم تازه هم موفق شدم برم حیاط کسی اومددروبازکنم بجاانداختن کلید از بالکن،،
مهمون رفتین خانه بازی باشهربازی اصلامجبورنکن رسیدی بره ....باهم نگاه کنید ازبجه های دیگه بهش تعریف کن و بخند وبخندون بایه حس صمیمی وواضح طوری ک درک کنه ...شاید دوسه باربرید و نره بازی بعدش ببینه جیزی نمیشه و شمااونجایید ...کم کم خودش میره
ممنون از راهنمایی هاتون
امیدوارم درست بشه
سلام نازنینم به روی ماهتون
جانم در هفته چند بار پارک و بیرون میبرید؟
زیادنمیریم.. شایدماهی یبار
ولی شب درمیون خونه مادرشوهرم میریم باعمش ۹سالشه
ولی کلاهرراهی رفتم اصن ازکنارم نمیره اونور واقعاترس و توچشماش میبینم. نمیترسه ک من برم.. از محیط و بچها و... بیشترمیترسه براهمون میچسبه بهم
سلام گلم وقتی پیامتو خوندم دیدم داری تمام اخلاق و رفتار دختر منو تعریف میکنی
دختر منم به شدت به من وابسته است خونه مامان خودم و مادرشوهرم میره با عمه هاش و دختر عمه هاش هم رابطه خوبی داره ولی میترسه دقیقا رفتار دختر شما رو داره
من قبلا روستا زندگی میکردم اونجا نه پارک بود نه مهد نه کسی که بخواد بیاد خونمون ( مادرشوهرم و عمه هاش داخل شهر زندگی میکنن ) الان سه ماهه اومدیم داخل شهر من تقریبا هر روز میبرمش پارک تا بچه ها رو ببینه بازی کنه ،بعضی وقتا ک بابام یا مادرشوهرم میاد میگم ببرن خانه بازی بدون من ، تا به ندیدن من عادت کنه کم کم
مهد بردمش ولی بدون من نمیموند هنوز امادگی نداشت
دختر شما هم مثل نیلای من اضطراب جدایی از شما رو داره. هم از نبود شما میترسه هم از بقیه اشخاص و وسایل
دختر من قبلا حتی تو خونه هم بود از صدای موتور یا تریلی می‌ترسید( خونمون تو روستا کنار جاده اصلی بود صبح تا شب تریلی رد میشد)
تا میتونی ببرش بیرون خونه مامان و خاله و ... هم بدونه شما بمونه خوبه ولی دخترتون به خونه عادت داره نیازه داره ک بره بیرون بره تو اجتماع، اگه کسی هست ببره بیرون حتما بگید اون شخص ببره
رفتار دختر من تو این سه ماهی ک جابجا شدیم خیلی تغییر کرده ،خیلی بهتر شده
قبلا اصلا دست منو ول نمیکرد حتی بعضی وقتل میومد بغلم الان وقتی میبرمش پارک من رو نیمکت میشینم و خودش میره بازی میکنه و حدود ۴۰ متر باهم فاصله داره
برای دختر منکه کلا بهم می چسبید این یه قدم خیلی خوب بود براش
کل کاری ک باید بکنی اینکه ببریش بیرون تا بیشتر تو اجتماع باشه
میبرمش. ولی مثلاالان گفتم برو خونه مادرجون زودمیام پیشت نمیره. اصلااا یک ثانیه واینمیسته
جانم دلیل همین هست روزانه در این سن بیرون ببرید بچه ها باید حداقل نیم ساعت تعاملات اجتماعی و قرار گرفتن در محیط داشته باشند هر روز پارک ببرید هفتگی اگر می‌توانید خانه بازی ببرید به مرور بهتر می‌شود مجبور هم نکنید با حمایت و همراهی خودتان روزهای اول بازی کند یا صرفا در محیط پارک باشد بعد به مرور وارد محیط بازی شود
کارگاه مادر و کودک هم عالی است
آخه دورهمی و مهمونی و... زیادمیریم.. بقیه بچهامگه هروزبیرون و پارک هستن بخدا اصلا نمیره بازی وگرنه ازخدامه هروزببرمش
دورهمی و مهمونی با بیرون فرق میکنه ،مهمونی بازم تو خونه است بچه فقط ادم بزرگ میبینه و هم سن خودش رو نمیبینه
دکتر جان داره میگه ک بنده خدا شما فقط ببر پارک بازی نکرد هم اشکال نداره بزار فقط ببینه
هر روز ببرش حداقل برای یک ساعت یبار پارک ببر یبار خانه بازی یبار بازیگاه سرپوشیده و توش ماشین و قطار و این چیزا داره
مجبورش نکن بازی کنه اینجوری بدتر میشه
دختر منم اوایل اینجوری بود من بغلش میکردم باهم میرفتیم سرسره بازی میکردیم کم‌کم دیگه بغلش نکردم از پله ها میرفت بالا میرسید بالای سرسره خودم میرفتم پایین سرسره مینشستم بهش میگفتم سر بخور بیا بغل مامان
هی کم‌کم اینکارو کردم ،بیشتر با بابام فرستادمش پارک و ... الان دیگه راحت خودش میره بازی میکنه حتی اگه منم‌نباشم مشکلی نیست
شاید باورت نشه ولی دقیقا بقیه بچه ها هر روز بیرونن🤭یبار پارک یبار اینور یبار اونور
دقیقامنم موندم بیرون یامیریم یامیان هرروز ازصبح پاشدمامان بیرون هیچ جام نریم توکوچه میریم گاهی خسته میشم اماچاره نیس
بیرون مهمون پارک ماشین سواری موتورسواری مغازه و .....شهربازی
خب ماهم میریم بیرون خرید مغازه فضای سبز مهمونی.. ولی هروز نه مثلا ممکنه گاهی هرروز گاهی هردوروز
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه