Ooma
پرسش (1405/01/12):

دوتا سوال دارم ممنون میشم راهنمایی کنین

سلام خوبین
بخدا دو سه شبه پدرشوهرم مثه بچه انقدر با بچه کل میندازه هی اعصابشون داغون میکنه بچه آخر گاز میگیره عمه ش هم میگه آفرین آراد ازخودت دفاع کن گاز بگیر امروز بچه برادرشوهر شدید گاز گرفت بعد مادرشوهرم به پدرشوهرم گفت حسین ببین نتیجه کار توئه البته اینم چون جاریم برگشت به پدرشوهر گفت خنده و کارهای شما باعث شد که آراد خیال کنه گاز خوبه بچه امو گاز بگیره اینو گفت
پدرشوهرم هم نه برداشت نه گذاشت گفت آراد دفعه دیگه گاز بگیری یه کتک محکم میزنم تو گوشت
منم گفتم بابا شما یاد ندید اونور هم نخندید موقع گاز لازم نیست الان تهدید کنی بگی تو گوشت میزنم
بشوهرمم گفتم بابات بچه است خودش گاز گرفتن یاد میده بعد میگه میزنم در گوشت غلط کرده بخاد رو بچم دست بلند کنه
یا میگم گوشی دستش ندید بعد میگه بیا تو دست خودم ببین
با اینکه رک و مودب جواب میدم چرا تاثیر نداره شما در اینجور مواقع چیکار میکنین آخه میدونن دقیقا چیا در مورد بچه برامون مهمه و شوهرم هم در مورد بچه تو تیم منه ولی باز کار خودشونو میخان بکنن
سوال دوم
مامانایی که اپلیکیشن گهواره دارید برای شما هم باز نمیشه؟

سلام عزیزم اره گهواره باز نمیشه...راجب پدرشوهرت نمیدونم چی بگم باز خوبه جواب میدیو اینه
من بچم بدنیا نیومده پدرشوهرم دخالت میکنه واقعا درکت میکنم چقدر بده
بنظرم کمتر ببرش پیششون
پسرم عاشق مادرشوهرم هست بعد الان مسافرت خونه برادرشوهر اومدیم اونا هم اومدن
وای از الان خط قرمزهای برای خودت مشخص کن که بدونی کیا در چه مواردی اجازه دخالت ندارن
من با اینکه تعیین کردم وضعیتم اینه چه برسه که اگر این کار رو نمیکردم
حداقلش اینه مادرشوهرم دیگه کارهای خاله زنکی دیکه رو بچه ام انجام نمیده
اگر در مورد بچه ات جدی نباشی وقتی بدنیا میاد نبات داغ میخان بدن کاسنی بدن آب انار بدن ترنج بین بدن یا بخودت حمله کنن شیرت فلانه بهمانه
من تازه جلوشون گرفتم حالم اینه
رو شیررر دادنم هم نظر میده پدرشوهرم فکررررکنننن

خیلی سخته منم ادمی نیستم حواب بدم ولی درست میگی باید مرز بذارم
سخته واقعا ولی تمرین کن که در مورد بچه ات رودربایستی نداشته باشی ولی وارد بازی قدرت هم نشی که بخاطر لج باهات هر کاری کنن
یه نفهمی خاصی تو وجود مرد های اقوام شوهرم و خود شوهرم گاها وجود داره که سخت یه چیزی رو میفهمن
مثلا به شوهرم میگم وقتی بچه چیزی رو میخاد که صلاح نیست دستش باشه یا از روش جایگزین یا حواس پرتی استفاده کن باهاش وارد بحث نشو لجبازی می کنه آخرش می بینی بزور میخاد بگیره و هی با منطق خودش میخاد بچه رو راضی کنه و بچه وارد لجبازی می شه
همین نوع نفهمی رو پدرشوهرم داره یعنی هی باید تکرار کنی آقا قاشق دهنی نزار دهن بچه بچه مریض می شه هی باید بگی
دیگه دارم دنبال راه دیگه دارم میگردم راهی که جواب بده آخه هم رک هم قاطع دارم میگم اینکه قدرت درکشون پایینه گناه من چیه که هی باید بگم خب بفهمن دیگه تا اینا بفهمن بچه 10 سالش می شه شاید راه دیگه ای باشه زودتر به نتیجه برسم
☹️☹️☹️
حرص نزن خواهرجان. همه خانواده شوهرا همینن. من که دیگه رد دادم
با هر زبونی حرف بزنیم همینن.
گهواره منم بازنمیشه
آخه کی انقدر رک جلوی مادر بچه میگه میزنم در گوشت
من حس میکنم یجای راه رو اشتباه رفتم که بخودش اجازه همچین حرفی رو داده
عزیزم کم تر برو
اینجوری گفتنی بگو ما تا حالا از گل نازک تر نگفتیم بهش . شما هم نگید چیزی
همین روش قاطع اما مودب رو پیش بگیر و اصلا و ابدا کوتاه نیا
حتی لفظ میزنم توی گوشت رو چرا به بچه گفتن
وای از این نسل های قدیم که روان بچه براشون هیچ ارزشی نداره و فقط میخوان بگن باید همه از ما حساب ببرن و توی هر کاری دخالت کنیم
بگو آراد پدر و مادر داره اگه نیاز به تذکری هست به ما بگید صلاح دونستیم خودمون حتما بهش میگیم
سر بچه ات با هیچ احدی رودربایستی نکن
انگار بچه اسباب سرگرمیشونه
چرا باید با بچه کل کل کنی که بیاد از ابزار دفاعیش که حالا یا گاز گرفتنه یا داد زدن و... استفاده کنه
بعد اونه محکوم کنن
خط قرمز یه مادر باید سلامت روان و جسم بچه اش باشه
بجنگ اما اینو براشون جا بنداز
دقیقا همین کار رو میکنم مادرشوهرم اوکی شده این روش ولی رو پدرشوهرم نه
بگو آراد باباجون گاز محکم بگیر
🤣🤣
والا پیری بچه رو زد گازی کرد باید یکی به خودش هم بزنه دستپخت خودشو بخوره🤣😂
فکر می کنه هرچی بیشتر حرص بچه رو در بیاره برای بچه جذاب‌تره
چه بی مغز
بابا باز تو خوبه من به بچم یاد میدن مامانتو بزن مامانت بندازیم بیرون لهش کنیم غذاهای ناسالم فکر کن بش میدن هرچی دلت بخواد یادش دادن منم هرکاری کردم شوهرم بعضی اوقات بشون تذکر میده ولی انگار نه انگار
تو دیگه واجبی رفت و آمدت رو دیگه کم کنی
خب این خیلی خوبه که میتونی حرفتو راحت بزنی
و حالا که توانایی گفتنشو داری یه مدت نرو و علتشم حتما بگو که میخوام کارهای زشتی که یاد گرفته از سرش بیوفته و فراموش کنه
اگه بیام و بابا دوباره باهاش شوخی کنه پسرم هم دوباره تکرار می‌کنه و من دوست ندارم
من دقیقا همین مشکل یبار پیش اومد و دیگه نرفتم وقتی زنگ زدن و جویا شدن اینطوری گفتم دیگه مادر همسرم باهاشون برخورد کرد که با بچه انقدر ور نرید مادرش خوشش نمیاد
آخه هی هم نمی شه وارد شد تو رابطه بچه با خانوادت شوهر نمیخام وارد بازی قدرت شم که اونا هم بخوان قدرتشون رو مثلا نشون بدن هی لجبازی اشون رو رو پسرم خالی کنن وضع رو بدتر کنن
ولی وقتی می بینن دارم مودب ولی جدی میگم یکم قدرت درک داشته باشن که نمیخام رابطه با خانوادت شوهر بد باشه
تنهاراهش اینه شوهرتو وارد میدون کنی و تمام کاری از دست تو با این حرفا که گفتی ساخته نیست
سلام عزیزم خیلی خوبه مودبانه نظرت میگی ولی وقتی میبینی اهمیت نمیدن من باشم شخصا رفت و آمد رو یه مدت محدود میکردم و علتش هم دقیق یاد آور میشم که کم کم بدونن باید حد و مرز رفتار مشخص بشه
و اینکه حتما هم با شوهرت هماهنگ کن بیشتر اون هم متذکر بشه چون تو هرچی بگی عروس حساب میشی ولی وقتی بچه خودشون بگه با قاطعیت بیشتر گوش میدن و رعایت
خب وقتی اون تایم شوهر نباشه چی؟ این که بهش تعریف کنم بره تذکر بده بد نیست مثلا همین بار شوهرم نبود من تذکر دادم و بعد به شوهرم تعریف کردم ولی نگفتم بهش که بره تذکر بده
شوهرم میگه ولی بديش اینه قاطع نیست
بستگی داره که اگر از بابت تو تذکر بده برخورد اونا چطورن اگر ناراحت میشن به شوهرت بگو هروقت جلوت اینجور کرد یه تذکر خوب بده که در نبودش تکرار نشه
مستقیما باید من بعد شوهر رو وارد کنم
عیب نداره ایقد تکرار کن واسه شوهرت که نسبت به حساسیت موضوع پی ببره و فقط خودش رو وارد عمل کن
شوهرت فقط بتونه جلوگیری کنه از رفتاراش
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه