Ooma
پرسش (1404/11/22):

دخالت مادر شوهر تو همه چیز

سلام خانما من چند روز مامانم خونمون بود هر روز مادرشوهرم خونمون بود نزاشت راحت باشیم توی هیچ‌ کاری کمکم نمیکرد حتی یه بغل کردن ساده ی بچه رو هم‌ بلد نبود
چند روز خونه ی مامانم بودم فردا برمیگردم خونه خودمون میدونم باز میخواد هر روز بیاد خونمون نزاره من یکم استراحتم کنم
نمیشه بچه رو هم بهش سپرد چون اصلا مواظبش نیس
قراره برا بچه یه مراسمی بگیریم با هزینه ی خودمون
مادرشوهرم میگه من باید بگم کیارو دعوت کنی
میخواد اونایی رو‌که من باهاشون رفت آمد ندارمم دعوت کنه
دیگه مغزم نمیکشه شما جای من بودین چیکار میکردین

بهش یه جوری بفهمون بهش ربطی نداره هرکی دلت بخواد دعوت میکنی خونه خودته شاید دلت نخواد بعضیا بیان
سلام مبارکه خدا نی نیتو حفظ کنه
حالا برا مشکل اولی ارفاق قایل شیم بگیم اونم مادره اینا دلش برا نوه اش تنگ میشه

برا مشکل دوم واقعا دخالت تو اسامی مهمونا واقعا زوره ب کی چ ربطی داره من کیو دعوت میکنم یا نمیکنم😑😑😑
سلان قدم نو رسیده مبارک بابت اومدنش اونجا اگر شوهر همراهی داری بهش بگو یجوری خودش با مادرش صحبت کنه و متوجه ش کنه راحت نیستی
در مورد مساله دوم هر وقت دیدیش بگو شوهرم خوشش نمیاد همه بیان و شلوغ و اینا باشه کلا بنداز گردن اون ولی اگر میبینی نمیشه خودت مستقیم بگو تعارف نکن حالا که اون اینقدر دخالت میکنه همین اول جلوش وایستی بهتره تا عادت نکنه در مورد همه مسائل مربوط به بچه ایده بده
سلام عزیزم فقط به شوهرت بگو حلش کنه
سلام عزیزم
من بودم اصلا خودمو وارد این بحث نمیکزدم
به شوهرم میگفتم
اگر راه به جایی برد که چه بهتر
نبرد بهونه میاوزدم کل مهمونی رو کنسل میکردم 😁
میگفتم هنوز اوکی نشدم بزار بعدا
سلام منم با بقیه موافقم. برای نحوهٔ مراسم گرفتن، بنداز گردن شوهرت که باهاشون صحبت کنه. اینطوری هم تو خودتو بده نکردی، هم اینکه با گفتن شوهرت، محتاط‌تر خواهند بود.
با همسرت صحبت کن و بگو فقط فامیلا و دوستای درجه یک رو دعوت کنیم ، بهونه ی گرونی بیار ، بگو من به فکر جیب توام
اصلا حرفی از مادرش نزن
سلام عزیزم خوبی
امکانش هست تو ایتا درمورد یه موضوعی ازتون راهنمایی بگیرم؟

سوالات مشابه