پارت ۱
سلام مامانای عزیزم
خوابم نبرد گفتم از روند زایمانم براتون بگم ....
از جمعه شب من سوزش معده شدید داشتم که با هیچ روشی درست نشد من قرص ن شربت توخاب خیلی اذیت بودم همش مجبور بودم آب خنک بخورم که گلوم آروم شده چون انگار فلفل توی گلوم بود .....
ساعتای نه صبح بیدار شدم. گلاب به روتون با معده خالی یکبار بالا آوردم
دیگ از ترس استفراغ دوباره باز نتونستم چیزی بخورم
ناهار خواهرم درست کرده بودم لقمه دوم باز بالا آوردم
یکساعت بعد مجدد باز بالا آوردم دفعه پیش گرفته بودم چکاب دکترم تاکید کرد که تو دیابتی هستی مراقب حرکات بچه باش و هروقت بالا آوردی بیا بیمارستان چکاب شی
شماره دکترمم داشتم بهش پیام دادم گفت چرا انقد دیر ب من گفتی. فورا برو بیمارستان گفتم خانم دکتر ۳۷هفته و ۲روزم اگر زایمان کنم مشکلی پیش نمیاد گفت نه هیچی نمیشه بچتم کامله نامه عمل من ۲بهمنبود یعنی پنجشنبه پنج روز دیگ گفت مهم نیست
خلاصه جهت اطمینان بساطمو بستم شانس آوردم دیشب هم شیوه شده بودم هم ساکو بستم🤣🤣 چیزیک میترسیدم ازش خداروشکر سرم نیومد
ساعتای ۳رسیدم بیمارستان نوار قلب اینا گرفتن گفت همه چیت خوبه ولی میترسم باز بالا بیاری حرکت بچه کم شده زایمانت میکنم. خلاصه بیمارستان امام رضا بندرعباس تشکیل پرونده دادم سزارین اختیاری هم بودم نرخ بیمارستان یچیزی با دستمزد دکتر ی چیزی هولوهوش ۵۰دقیق رو نمیدونم گفتم که باز مجدد نپرسید
استرس هم نداشتم سوند هم بدون بی حسی گذاشتن برام اصلا درد نداشت عادی شد کلن برام
سه و نیم رفتم اتاق عمل بی حس شدم پمپ درد هم نگرفتم چون. قابل تحمل بود انقد مسکن برام زده بودم ک اصلا اذیت نشدم فقط ماساژ شکمی. کمی آزار دهنده بودم اونم فقط همون موقع بعدش اصلا حتی با اینکه بی حس بودم حس میکردم درد رو ولی وقتی ماساژ تموم میشد درد هم قطع میشد خیلی هوامو داشتن بیمارستان کادر درمان عالی بود اصلا پشیمون نیستم نوش جونشون
دکترمم فاطمه اسمعیلیون بود تا لحظه آخر واقعا تنهام نزاشت کنارم بود ب همه سپرده بود بیمار من نباید اذیت شه .....
ساعت ۴ از اتاق عمل اومدم بیرون و وارد ریکاوری شدم تا ۶٫۳۰ریکاوری بودم تقریبا سبار ماساژ شکمی گرفتم
۶٫۳۰اومدم بخش
و لذت بخش ترین قسمت ماجرا این بود ک کمیگیج و منگ بودم دیدم همسرم بالای سرمه خیلی دلگرمی بود برام
دومین لذت روهم زمانی چشیدم ک صورت پسرم کنارم بود چ زارزار گریه میکردم و تمااااااااام بغض های این مدتم ترکید 🥹🩵
سومین لحظه زمانی بود ک شیر میخورد کنارم و من صدای نفسهاشو میشنیدم تا ۱۲شب ثابت بدون بالشت بودم ک این آزار دهنده بود چون کمرم درد میکرد بخاطر ثابت خوابیدن ولی خب من غرغرو نبودم و تحمل کردم مسکن دم ب دقیقه فراهم بود
هیچی نزاشتن بخورم حتی آب تا ساعت ۴صب البته تشنه و گرسنه نشدم چون زیاد آنتی بیوتیک بهم زده بودن
ساعتای پنج هم سوند در آوردن و درد نداشت و راه رفتم. راه ک رفتم آروم تر شدم
بازم ب نینیم شیر دادم پوشکش کردم الآنم خوابیده 🥹🩵
خدایا شکرت بابت همه چیز مرسی ک منو لایق دونستی ک مادر بشم خدا دامن هممممممممتونو سبز کنه ب حق این روز عزیز🩵🥹🤲🏻الهی آمین
من مامان مهرسامم❤️🔥🖇️🩵بماند ب یادگار
۲۷دیماه ۱۴۰۴ تاریخ تولد مهرسامم🩵🤲🏻
این نوشته هم ۲۸٫دی ماه ۱۴۰۴🩵🤲🏻
پرسش (1404/10/28):
بماند ب یادگار تجربه ی مامان اولی از زایمان سزارین🩵
953
105
1404/10/28
سوال کننده
17
1404/10/28
مهربانو مامان کیانمهر و رادمهر
سلام قدمش پر خیرو برکت الهی
3
1404/10/28
زینب حسنی
مهرسام خیلی قشنگه ❤️
2
1404/10/28
مامان نورا
عزیزدلم راحیل جان خوشحالم برای خوشحالی و سلامتی خودت وگل پسرت آن شالله قدمش پرازخیروبرکت ونیک بختی باشه
دعا می کنم همیشه همیشه کنارهم خانواده ی خوشبخت وسلامتی باشید
دعا می کنم همیشه همیشه کنارهم خانواده ی خوشبخت وسلامتی باشید
1
1404/10/28
مهربانو مامان کیانمهر و رادمهر
کلا اسمایی که مهر داره قشنگه🥹😍🥰🤭😁
0
1404/10/28
روشنا شایسته
سلام عزیزم صبحت بخیر ،تبریک ان شالله قدم مهرسام کوچولو پر از خیر وبرکت باشه واستون الهی عاقبتش بخیر باشه💚❤️😘😍🥰
0
1404/10/28
مامان فاطمه
مبارکت باشه عزیزم خوش نام باشه
2
1404/10/28
سوال کننده
فدات بشم عزیزم ممنونم ازت
3
1404/10/28
سوال کننده
از وقتی صداش میکنم بیشتر بهش میاد🥰
0
1404/10/28
ناررزززژژژژ ذ
عزیزم 🥺
0
1404/10/28
ناررزززژژژژ ذ
قدم کوچولو مبارک باشه
2
1404/10/28
سوال کننده
ممنونم از دعای قشنگت عزیزم همچنین خودت ب زودی عزیزتو بغل بگیری
1
1404/10/28
سوال کننده
همچنین فرزند خودتم عاقبت بخیر بشه گلم مرسی ازت
2
1404/10/28
سوال کننده
بوس بهت عزیزم مرسی عزیزم
1
1404/10/28
سوال کننده
مرسی گلم
0
1404/10/28
رُقیه اَم❤مامانِ اِلین🧿 🌸
سلام عزیزم تبریک میگم بهتون قدمش پراز خیر و برکت❤
0
1404/10/28
مامان وانیا
قدمش پر از خیر و برکت باشه واستون
0
1404/10/28
ترلان ..
خداروشکر که اذیت نشدی
0
1404/10/28
ترلان ..
همراهت شوهرت بود؟
0
1404/10/28
ترلان ..
میتونست بچه رو اروم کنه ؟ ی سوال دیگه اینکه یادمه ب منم گفتن نباید بالشت بذارم و تکون بخورم بعد موقع شیر دادن خیلی میشدم چون نمیتونستم ب پهلو بخابم بچه رو شیر بدم همراهم سینه رو میگرفت میذاشت تو دهن بچه چون تخت دراز کشیده بودم سینه پخش بود نوکش درس درنمیومد که بچه سینه رو بخوره از شیر خوردنش خیلی عذاب کشیدم
بیشترین استرسم سر این یکی هم همینه
بیشترین استرسم سر این یکی هم همینه
0
1404/10/28
ترلان ..
راحیل جون خداروشکر که ب موقع رفتی و همه چی خوب پیش رفته انشالله همه مراحل زندگیت همینقدر قشنگ و ب موقع پیش بره و شادیشو ببینی عزیزم
0
1404/10/28
ترلان ..
یعنی بعد سزارین ساعت ۶ ونیم تا ۴ صبح ابم نمیشد بخوری؟۱۰ ساعت و نیم بعد اجازه دادن بخوری
0
1404/10/28
fatima khanooom
چقد قشنگ😍مبارک باشه
0
1404/10/28
سمیه دلجو
سلام عزیزم خداروشکر بابت تجربه شیرینت و دلگرمی همسر
امیدوارم سبک باشه برات و زود زود دردات هم تموم شن❤
ارزوی سلامتی و آرامش برای هردوی شما
قدم نی نی کوچولو پر باشه از خیر و برکت و شادی
امیدوارم سبک باشه برات و زود زود دردات هم تموم شن❤
ارزوی سلامتی و آرامش برای هردوی شما
قدم نی نی کوچولو پر باشه از خیر و برکت و شادی
0
1404/10/28
🌟Mohadese🌟 .
قدمش پراز نور برکت باشه براتون
0
1404/10/28
gandom
قدمش مبارک باشه برات عزیزم
چ اسم قشنگی🤍
بیمارستان امام رضا واقعا کادرش عالیه
چ اسم قشنگی🤍
بیمارستان امام رضا واقعا کادرش عالیه
0
1404/10/28
gandom
منم ساعت ۶ و نیم ک زایمان کردم تا ۴ عصر چیزی نذاشتن بخورم بعدش فقط اب اونم گفت اگه بعدش حالت بد شد نباید بخوری تا دوباره چندساعت بعد
1
1404/10/28
م م
خدا حفظش کنه عزیزم چقدر انرژی حرفات مثبت بود احساس میکنم با تکرار همین متن که نوشتی انرژی مثبتش منم به ارزوم میرسونه خودمو تو متنت تصور کردم چقدر لذت بخشه این لحظه ها 😍❤️☘️
0
1404/10/28
motahareh pishgam
سلام عزیزم خیلییی قشنگ نوشتی و واقعا لذت بردم انشاالله نی نی خوشگل زیر سایه پدر و مادر در شادی و سلامتی زندگی کنه♥️😘برای ما اقدامیا هم دعا کن
0
1404/10/28
م م
امیدوارم منو موقع شبر دادن دعا کنی مخصوص خیلی دلم شکست با سقطی که داشتم نمیتونم فراموش کنم همسرم حالش از من بدتره ولی خیلی توداره 💔
0
1404/10/28
مهربانو مامان کیانمهر و رادمهر
من ۲۴ ساعت اجازه نداشتم.... اب و غذا کلا نه
به خاطر دیابتم بعدم اومدن صبحانه بدن اول ی تخم مرغ ابپز دادن با چایی و نون ذوق کردم یهو اومدن گفتن اشتباه شد دوتا دونه ساقه طلایی با چایی دادن😐😐😐
به خاطر دیابتم بعدم اومدن صبحانه بدن اول ی تخم مرغ ابپز دادن با چایی و نون ذوق کردم یهو اومدن گفتن اشتباه شد دوتا دونه ساقه طلایی با چایی دادن😐😐😐
0
1404/10/28
طیبه مامان آریان💙 .
سلام عزیزم خیلی خیلی مبارک و خوش قدم باشه براتون.خیرشو ببینی و موفقیت هاشو یادگاری بنویسی😍😍😍🌹🌹🌹
0
1404/10/28
طیبه مامان آریان💙 .
نه عزیزم هر کسی فرق داره.
من یک ربع کم ظهر زایمان کردم و دو نیم سه اومدم بخش ساعت شش و نیم هفت بود که خرما خوردم و نسکافه و این چیزا.یعنی حدود پنج شش ساعت بعد از عمل.بعد از خوردن اینام سوند رو کشیدن و گفتن راه برم
من یک ربع کم ظهر زایمان کردم و دو نیم سه اومدم بخش ساعت شش و نیم هفت بود که خرما خوردم و نسکافه و این چیزا.یعنی حدود پنج شش ساعت بعد از عمل.بعد از خوردن اینام سوند رو کشیدن و گفتن راه برم
0
1404/10/28
ترلان ..
برای زایمان اولم تا ۴ ساعت ن باید تکون میخوردم نه چیزی میخوردم حالا راحیل جون گف میگم شاید از منم ۸ ساعت شده من اشتباه یاد دارم
0
1404/10/28
ترلان ..
وای خیلی سخته که اینحوری
0
1404/10/28
ترلان ..
اره درسته از منم فک کنم همیجوری بود حالا یا ۴ ساعت بود یا ۸ ساعت دقیق یادم نیست ولی
0
1404/10/28
فاطمه مامان آنیا
سلام مبارک باشه عزیزم قدمش پر خیرو برکت باشه براتون
0
1404/10/28
دلآرام
آخی عزیزم امروز تولد منه این متنتو خوندم خیلی حس خوب داد بهم 😍 چقدر قشنگ نوشتی ان شالله قدمش پراز خیر باشه برات ان شالله همین متنو منم سال دیگه براتون بنویسم🥹😍❤️
0
1404/10/28
تبسم ۰۰۰۰
خداروشکر قدمش پر از خیر و برکت
0
1404/10/28
sahar .
مبارکت باشه عزیزم تاپیکت خیلی شیرین بود امیدوارم شاد و سلامت باشین هردو
0
1404/10/28
زی زی مامان
مبارک باشه تو یه مامان قوی هستی عزیزم
0
1404/10/28
فاطمه واحدالعین
سلام عزیزم قدم نورسیده مبارک ان شاء الله زیر سایه پدر و مادرش و آقا امام زمان عج بزرگ بشه. چراغ دل و نور زندگیتون باشه❤️🌹❤️ التماس دعای فراااااوان داریم ازت
0
1404/10/28
gandom
بستگی ب بدن هم داره
من اصلا نتونستم بالش نزارم با اینکه پرستارا میگفتن حالت بد میشه ولی داشتم خفه میشدم دیگه برام گذاشتن تا شبم برام ماساژ رحمی انجام دادن دیگ خودم نتونستم تحمل کنم گفتم نمیخام انحام بدین صبحشم بلندشدم راه رفتم موقع نشستن یکم اذیت بودم ولی بقیش خوب بود
من اصلا نتونستم بالش نزارم با اینکه پرستارا میگفتن حالت بد میشه ولی داشتم خفه میشدم دیگه برام گذاشتن تا شبم برام ماساژ رحمی انجام دادن دیگ خودم نتونستم تحمل کنم گفتم نمیخام انحام بدین صبحشم بلندشدم راه رفتم موقع نشستن یکم اذیت بودم ولی بقیش خوب بود
0
1404/10/28
mina ashrafi
مبارکه عزیزم
یکی از بهترین روز هاواسه یه خانم همین روز زایمانه😍
یکی از بهترین روز هاواسه یه خانم همین روز زایمانه😍
1
1404/10/28
سوال کننده
من الان فهمیدم نباید تا امید شد تو هیچی کم بعد هفتسال باردارشدم طبیعی سه سال پیش ک سقط کردم خداروشکر کردم گفت خداروشکر ک بهم نمیگن نازایی. من نازل نیستم فقط باید تلاش کنم ..... چهار سال گذشته یشب دلم گرفته بود خیییییییلی گریه کردم گفتم خدایا ناامیدم نکن لطفا نمیخام خسته بشم ..... من مطمعنم مطمعنمممممم همین امسال. میای و خبر بارداریتو جا میزنی همینجا هیچی تا اغراق نبود حرفام همش حقیقت بود از ته دلم گفتم ....ک بعضیا خیلی ترسناکش میکنن البته فرق میکنه آدما امیدوارم آرومت کرده باشم دوستی🥰💙
0
1404/10/28
سوال کننده
بله چهار عصر عمل شدم هیچی نخوردم تا ۴ صب از مایعات شروع شد دفع ک داشتم بخاطر ملین اینا دیگ غذاهای اصلی رو شروع کردم
0
1404/10/28
سوال کننده
ببخشید تک تک جواب نمیدم چون دستم بنده کلی مینویسم امیدوارم ب دردتون بخوره
1
1404/10/28
سوال کننده
تولدت مبارک عزیزم خداروشکر ک حالت خوب شد
0
1404/10/28
م م
قربونت عزیز دلم خدا برات حفظش کنه بچه تو انشالله خیر و ثمره شو ببینی خیلی سختی کشیدی میفهممت
الان نمیدونم چیکار کنم فقط نمیدونم کی شروع کنم چیکار کنم کجا برم واقعا گیج شدم
الان نمیدونم چیکار کنم فقط نمیدونم کی شروع کنم چیکار کنم کجا برم واقعا گیج شدم
0
1404/10/28
سوال کننده
تکون نخوردنه مورمور اذیت میکرد راه ک رفتم اوکی شدم من فقط ی شیاف تواتاق عمل بمزدن بی حسیم بعد دوساعت رفت هیتر برام گذاشتن چون سردم میشد .... ولی کلن خیلی شیاف نزدم. مسکن ی استامینوفن تزریقی آستانه دردم فک کنم بالا بود نیاز ب پمپ درد نداشتم در برابر هم تختیام بنده خداها زار میزدن
0
1404/10/28
سوال کننده
همراه داشتم زن داییم بود مادرم بود خواهرمبود ولی همسرم کاومد بالای سرم آروم شدم انگار حالم خوب شد
1
1404/10/28
سوال کننده
زنداییم حرفه ای بود من بدون بالشت کبودم سینمو میزاشت تو دهن بچه میخورد بچه آغوز رو
دیگ از وقتی راه رفتن روشروع کردم از پنج صب ب بعد نشستن برام راحت تر از خوابیدن بود خودم نشستم و شیر دادم
دیگ از وقتی راه رفتن روشروع کردم از پنج صب ب بعد نشستن برام راحت تر از خوابیدن بود خودم نشستم و شیر دادم
0
1404/10/28
مهربانو مامان کیانمهر و رادمهر
بعدش سر درد نگرفتی؟ من ک نذاشتم پرستار دست بزنه به شکمم خودممممم دیگه دیدن خوب فشار میدم ول کردن🤣
1
1404/10/28
سوال کننده
اول توکل بر خدا و امیدواری بعد اصلاح سبک عزیزم مهم ترین چیزه الان هر دکتری بری بهت پیشنهاد میره ترجیحا با ی ماما اول صحبت کن ک اصلاح سبک و بگه بهت چون دکترا از اپتدا داروی شیمیایی رو شروع میکنن ..... شما اول اصلاح سبک اگر وزنت میزون نیست ورزش و وزن بعد سالم خوری بعد دکتر درست و دارو شیمیایی......
0
1404/10/28
مهربانو مامان کیانمهر و رادمهر
الباه سر زایمان اول
سر دومی انگار توان نداشتم دلم نمیخواست حتی سرم بزنن بهم
سر دومی انگار توان نداشتم دلم نمیخواست حتی سرم بزنن بهم
4
1404/10/28
سوال کننده
خلاصه همتون چ اونایی ک دارن و نمیخان عاقبت ب خیر بشن چ اونایی ک در آرزوی داشتن فرزندن کاری ب ارزونی گرونی نداشته باشین خدا روزیشو میفرسته
انشالله دامن همتون سبز بشه بیاین اینجا و جارش بزنید وقتیم نینی رو دیدین از خوشحالی گریه کنید و بخندید🥹🩵🥰
انشالله دامن همتون سبز بشه بیاین اینجا و جارش بزنید وقتیم نینی رو دیدین از خوشحالی گریه کنید و بخندید🥹🩵🥰
0
1404/10/28
سوال کننده
من همه ی مسیرای بارداری طبیعی رو رفتم داروی شیمیایی رو بزارید آخر آخر بعد هفتسال قدرت خدارو دیدم 💙
0
1404/10/28
gandom
نه اصلا سرردرد نگرفتم چون واقعا داشتم خفه میشدم
وای ن ۳ بار تو بخش فشار دادن باار اخر دست پرستار گرفتم گفتم لطفا دیگه تحمل درد ندارم🥲😂
وای ن ۳ بار تو بخش فشار دادن باار اخر دست پرستار گرفتم گفتم لطفا دیگه تحمل درد ندارم🥲😂
0
1404/10/28
. ..
سلام عزیزم . خیلی مبارک باشه .قدم مهرسام کوچولو پر خیر و برکت باشه براتون . 😍❤
0
1404/10/28
ترلان ..
الهی شکر که تنها نبودی😍 برای منم خیلی دعا کن زایمان خوبی داشته باشم سر دخترم خیلی اذیت شدم سر اینکی اذیت نشم
0
1404/10/28
مهشید ج
راحیل جان حالت چطوره نی نی خوبه
0
1404/10/30
سوال کننده
چشم انشالله ب راحتی فارغ بشی عزیزممم
0
1404/10/30
سوال کننده
سلام مهشید عزیزم خوبم خداروشکر نینی هم خوبه سلام داره خدمتت 🥰
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.
سوالات مشابه
- ایده عکس نوزاد با حلقه های ازدواج و عکس های ماهگرد
- توصیه های مهم و تفریحی برا بارداری اول چی دارید ؟؟😍🥹
- نگهداری اولین دندون به عنوان یادگاری
- با پارکی درجه ۳ امکان بخیه دوباره هست ؟
- لطفا درباره ی زایمان طبیعی و سزارین اگه تجربه دارید بگید کدوم بهتره
- تهوع از هفته ۳۸ بارداری؟؟؟
- کلاس بارداری و نتایج ان
- دوستایی که گفتن زایمان طبیعی راحت میخان من یه چیزیو یادم رفت بگم
- دوستان کرجی خواهش میکنم راهنماییم کنید
- اقدامات زمان دنیا امدن بچه




