Ooma
پرسش (1404/01/14):

وسواس بیمار گونه کسی داره

سلام دوستان خوبین من وسواس بیمار گونه دارم همش فک میکنم مریضم یا دخترم مریضه با ساده ترین چیز هم بهم میریزم با یه جوش با یه سردرد ساده شما اگه اینجور بودین چیکار کردین بهتر شدین من الان دارم فلوکستین مصرف میکنم حس میکنم زندگیم رو دارم نابود میکنم

مثلا امروز قفلی زدم رو سینه
سونو دادم ام ار ای دادم ولی باز میترسم نکنه چیزی بشه
سلام عزیزم چرا از یه مشاور کمک نمیگیری
خیلی سخته چیزی که داری میگی
منم ی مشکل ک دارم داغونم کرده از وقتی بچه دار شدم



اینجوری ک مثلا ما طبقه 8 هسیم اگ پسرم بغل شوهرم باشه پنجره باز کنه بهش بیرونو نشون بده... تو ذهن من اینا سقوط کردن و باقی ماجرا ها... همش میاد تو ذهنم استرس میگیرم



یا ی قابلمه آب جوش رو گاز باشه میاد تو ذهنم ک الان پسرم زیر گاز وایساده زلزله بیاد آبه خالی شه و....

اصن عجبببب
منم اینو دارم
فک نمیکنم بتونه کمک کنه رفتم روانپزشک دارو تجویز کرره
سلام منم دقیق همین حالتها و فکرا رو داشتم خیای خیلی بدتر، جوری که همش بهشون فکر میکردم وگریه میکردم. ولی بیشتر سر بچه اولم اینطور بودم با بزرگتر شدن بچم و اومدن بچه های بعدیم خیالم راحتتر شد و همش به خودم میگفتم تا میتونم مراقبت میکنم، اگه همچین خدا بخواد اتفاقی بیفته من هیچ کاری نمیتونم بکنم پس فقط مواظبم که بعدا نگم کوتاهی کردم
امیدت به خدا باشه، دعا ها و سوره های آرامبخش بخون، سرت رو گرم کاری کن وبه خودت بفهمون که اگه خدا بخواد چیزی بشه و قسمتمون باشه حتما پیش میاد پس واسه چیزی که شاید اصلا اتفاق هم نیفته از قبل خودتو زجر نده، اینجوری قدر زندگیه الانت رو هم نمیدونی وروزای جوونیت با استرس تموم میشن
روی فکرت کار کن، داروها فقط بهت ضرر میرسونن،، برو یوگا و ورزش و سرگرم باش، از لحظه هات با بچت لذت ببر، این روزا برنمیگردن دیگه، این دنیا هم هر جوری ممکنه ما رو امتحان کنه، قوی باش ونترس
ممنونم عزیزم حرفات قشنگ بود ❤️😘
منوسواسم روتمیزیه روبیماری و اتفاق نیس اوایل فکرمیکردم به دخترم و خدای نکرده اتفایی براش بیوفته خوابم میدیدم ولی الان نه فقط فکرم روتمیزیه و نظم و قانون خونه مثلاامروز بعدازظهر پرده روزده بودم کناریکم پنجره بازبود اومدم ی چرت بزنم گفتم برم پرده روبکشم ولی تنبلیم اومدبلندشم فکرش نزاشت بخوابم و فقط چرت زدم
برو دکتر
درمون کن
این یه نوع مریضی باید درمون بشه
قاصدک جان من یه دوره ای این مشکل و داشتم که همش تو ذهنم عزیزترینامو از دست میدادم و لحظه لحظه همه چیو تصور میکردم یهو به خودم میومدم میدیدم تمام صورتم خیس شده از گریه خیلی تجربه دردناکی بود
من رفتم پیش مشاور روانشناس و تمام چیزهایی که آزارم میداد تمام افکارمو تعریف کردم و انگار خالی شدم بهم چنتا کتاب معرفی کرد باهام صحبت کرد و الان تقریبا از اون زمان ۳ سال میگذره و بعد از اون ۳،۴ جلسه مشاوره من واقعا خوب شدم صد در صدم نباشه ۸۰ درصد وسواس فکریم کمتر شد
اون ۲۰ درصدم که میگم برا زمانی بود که بچه اولم و به دنیا اورده بودم و همش استرس و اضطراب داشتم تو چندماه اول ولی بعدش اوکی شد که اونم متوجه شدم طبیعیه و همه مامانا مخصوصا بچه اولیا تجربه اش میکنن
هیچ دارویی هم بهم نداد فقط با کلام و تکنیک و کتاب کمکم کرد
وسواس بیمار گونه کسی داره
وسواس بیمار گونه کسی داره
این دوتا کتاب بود
عزیز من این فکرا چیه .
شکر خدا رو‌به جا بیار برای سلامتیت.
این فکرا و نگرانیا کفر نعمته.
دپر از جونت بعضیا یه مریضیای خاص دارن ولی انقدر به خودشون امید و‌روحیه میدن و عادی زندکی میکنن که بیماریه خجالت میکشه و خوب میشن.
یعدشم یه هانم دکتر ژنیتیکی میگفت و محیط و امید اینا رو بیان ژن تاثیر داره .
چه بسا درون مسی از نظر وراثتی ژنیتکش منتقل شده باشه ولی چون تو محیط خوبه و شاد پر از امید زندگی کرده هیچ وقت اون ژنش فعال نشده.


پس عزیزم توکل کن به خدا به سلامتی خودت و عزیزانت ازز خدا شکر کن.
ترس اولی ت طبیعیه به نظرم