Ooma
پرسش (1403/11/22):

سلام مامانای عزیز، میخاستم بپرسم شما چجوری ب کارای خونتون با وجود کوچولوتون

میرسین، من الان از صب ک بلند میشم بخام نخام همش مشغول تو آشپزخونه ام صبونه ناهار ی تایم خیلی کمی صبا میتونم با دخترم وقت بگذرونم و همش حس بدی دارم ک کم براش وقت گذاشتم

اخه بخامم انجام ندم کی ناهار درست کنه کی ی دستی ب خونه بکشه نمیشه ول کرد
همش عذاب وجدان میگیرم ک امروز وقت کافی نذاشتم🙁شما چیکار میکنین

و اینکه اگ دوس دارین ایده بدین چ بازی هایی با کوچولوهای یک تا دو سال تون انجام میدین ک ایده بگیریم

عذاب وجدان همه مامانا❤️❤️❤️
ب نام خدا ب سختی
نه خونه رو تمیز میکنم نه با بچه ها وقتی میگذرونم 😐
هیچ معلوم نیست دارم چیکار میکنم
وای ب حال ما که بچه سوم هم انشاالله بیاد ،
بچه های من یه نفری اندازه سه نفر ریخت و پاش دارن 😅
هی از ماهم همینطوره
اره هرچی واقعا جمع میکنم تموم نمیشه😂جارو میکنم از پشت سرم ریخته
اصلا فایده نداره خودتو اذیت نکن
همون بیشتر باهاش بازی کن وقتی مهمون میاد زنگ میزنه دیگه قبل از اومدن تند تند تمیز میکنی
من صبح که بیدارمیشیم حین اماده کردن صبحانه ناهارمم میزارم بچه ها سرگرم بازی شدن ظرفامومیشورم رخت خوابام وخونه رو کمی مرتب میکنم ولی بخدا تابرگردم دوباره همون آش همون کاسه
اگه بگم روزی ۲۰بارجمع میکنم کمه تازه مدامم درحال خوردنن وپاشیدن
یوقتای هم ایقدبی حوصله میشم همونجوری ولش میکنم خونه رو
بیاین یه تاپیک جدا بزنیم غر بزنیم کمی😅
آره موافقم🤣🤣
منم قبل بارداریم اینجور بودم شاید روزی سه بار میشد جارو برقی میکشیدم
ولی الان دیگه نمیتونم احساس میکنم همیشه خسته ام
من ک اصلا نمی‌فهمم چیکار میکنم.
ناهار شامم ک اصلا مشخص نیس.
از وقتی باردارم نمیتونم غذا بپزم. حالم بد میشه.
خیلی هم خستم همش
با بچه واقعا بارداری سخته.
خونه جمع و جور میکنی. می‌بینی ناهار و شام نیس.
اه چقد بده
فکر کردم فقط من اینجوریم
چرا انقدر بی انرژی هستیم
خیلی فشار رومونه خب 😢
کلی از هورمونا بهم ریخته .
کلی وظیفه هست،
همش تو خونه و...

تازه در قبال اینهممممه کار پولی هم نمیدن بهت و حقوقی نداری😝🤣
آره والا حداقل شاید پول میدادن بهمون یکم انرژی میگرفتیم😅😅
😂😂😂 آره بخدا
هورمون ها بهم میریزه.
اینایی ک باردارن اصلا خیالشون نیس
چیکار میکنن
من چرا انقد وا دادم. خستمممم
غذای خونه نمیتونم بخورم
حالمم از غذای بیرون بهم خورده.
شوهرم میگه ورشکست شدم 😂😂
خودشم اهل غذا پختن نیس
نمیدونم واقعا بعضیارو میبینم باردار که هستن نه حالت تهوع نه خستگی قشنگ عشق میکنن ۹ ماه رو
حالا من سر هر سه تاشون پدرم دراومد سر سومی که اصلا حالت تهوعم نمیفته اگه قرص نخورم هر نیم ساعت باید بالا بیارم
حال روحیمم که نگم داغون داغونم
منم دقیقا اینجوری ام.
من3روزه ظرف نشستم آشپزخانه درخال ترکیدن ظهرابخورنمیرناهار بخورم نخورم شامم اکثرا میریم خونه خاهرام😅😅 سعی میکنم بیشتربا پسرم بازی کنم اخ وابستس هرجابرم آویزونه بهم حتی اگ پدرشم خونه باشع فقط شانس اوردم شوهرم گیرنمیده ظرف وغذاو تمیزنکردن
حالا منم همش خستمو بیجون ازبس یابغلمه یامیدوم دنبالش ک گاهی میفتم همسرم نق میزنه ک بزار خونه خرابه شه خودتون طوریتون نشه
عزیزم همون وقتی که آشپزخونه هستی دخترت کجاست؟! همون تایم هم با بچه میگذرونی دیگه ، ما که کارها رو سه نفری انجام میدیم خودش وقت گذروندن با بچه میشه ، تمیزکاری به هر کدوم یه دستمال میدم میان با هم دستمال میکشیم ، آشپزی هر کدوم یه قابلمه میدم ، پیاز خورد میکنم تو قابلمشون آشپزی میکنیم با هم
بایدونع نمیرسیم کارکنیم من اونقدر وسواسیم ک حالا کلی جارو گردگیری وغذاهای متنوع برای پسرم .....
خداکمک چنتا بچه ای هاباشه
خداقوت دلاورا
طبیعی ه دیگه بالاخره لازمه بچه هم یاد بگیره خودش تنهایی گاهی خودش رو سرگرم کنه
ا
من قبلا ظهر که دخترم می‌خوابید هزارتا کار میکردم الان خودم زودتر از اون خوابم
دقیقا منم همینطورم
به کسی هم میگم میگن مگه صد نفر مهمون داری
یدونه بچه دو ساله چی میخواد بخوره که چی بریزه زمین ؟؟؟ اینهمه خورده ریخته زمین پس چرا لاغر مردنی هست
بعدم بهم میگن ما اینهمه بچه بزرگ کردیم بچه همسن بچه ی تو با آب دماغ سیر میکنم به شوخی! دیکه غذا جدا گذاشتن برا بچه چیه؟همش هزینه اضافی هس مثلا رو دست داداشم داری میزاری
ما نکردیم چیشد بزرگ نشد بچمون؟؟؟


ولی خب اینو نمیدونن خدا بچه هاشونو بدون حتی کولیک آفرید
پسر من رفلاکس کولیک حساسیت به پروتئین گاوی و درد و مرض های دیگه
از همون اول شیر خودمو دادم رژیم بودم
بعدم با غذا هاش برنامه داشتم...
بعد میگن چرا هر چی خودت میخوری بش نمیدی!
منم دقیقا مثل خودت بودم😫
فقط باید گفت تحمل کن😮‍💨😮‍💨😮‍💨
ما صبح ساعت نه بیدار میشیم صبحونه میخوریم
بعد صبحونه دخترمو سرگرم میکنم یا اگر بهونه بگیره بغل میکنم تو آشپزخونه سریع ناهار درست‌میکنم
بعد کلا با دخترم وقت میگذرونم تا ظهر که یک ساعت میخوابه
تو اون یکساعت مثل جت خونه رو تمیز میکنم و شام درست میکنم
و در آخر هیچ توان و جونی برام نمیمونه😰
اخی خدا بهت توان بده خیلی سخته با بچه کوچیک
همچنین عزیزم
خیلیییی سخته
روزی صد بار از خدا میخوام بهم توان بده چون ویار و سرگیجه ی زیادم دارم
بدترین حرفم اینه
مگه چیکار کردی
شغل دو نقطه خانه دار
واکنش دو نقطه ایش
دیگه نمیدونن والا از کار بیرون سخت‌تره
۲۴ ساعت کار بدون بیمه و مرخصی اخرشم میشنوی ایش
کار واسه رضای خدا کنید
خلق و وا بدید😌
بقیه روز چکارمیکنی تاشب؟
من از بعد دنیا اومدنش بیشتر میترسم😅
از دختر و پسرم که خیلی کوچیکن
اره اون موقع باید مثل سرباز فقط بالا سرش باشی 😬
من یه لحظه غفلت کنم میبینم مثلا مثل عروسک برداشتنش 🤦‍♀️یا صورتشو له میکنن😐🤦‍♀️ و....
الان نی نی سومی دختره یا پسر؟
سلام
خب من سن کوچولوم نسبت ب بچه شما زیاد نیست اما همسرم ازم خواسته کلا هیچ کاری انجام ندم و فقط کنار بچم باشم چون اشپزخونه ما سرده بچه یخ میکنه از سرما اگه بخوام ببرمش کنار خودم و اونجا کاراموبکنم.
پس تا وقتی که همسرم بیاد من فقط بچه داری و استراحت میکنم
وقتی هم بیاد ۸۰ درصد کارای خونه رو خودش انجام میده
ی تهیه شام با منه ک تو اون تایم اون مراقب بچه اس
اضافه شو هم یا ظهر روز بعد میخوریم یا کلا ناهار حاضری و غذای بیرون
قدم نو رسیدتون مبارک
ببخشید شما با فاصله کم بارداریهاتون بوده سزارین که نشدید درسته؟
چون من سز شدم سر دومی یعنی بخیه هام هنوز انگار تازست
پسره
آره میفهمم چی میگی من خیلی اذیت شدم تا یکم پسرم جون بگیره از پس خودش بربیاد
جالبه کلا همه ش اختلاف سنی بچه هات ۲ سال میشه
سلامت باشی عزیز.
نه طبیعی بودم
کارای روزمره
جمع کردن اتاق و تمیزکردن خونه و شستن ظرف و رسیدگی به بهونه‌گیریای دخترم🤦‍♀️
تو همه حالم دخترم بغلمه
خیلی سخته بچه رو بغل بگیری که با این وضعیت
من که جونمو انگار میگیرن بچه هارو بلند میکنم از زمین
آره خیلی سخته اما چاره ندارم دخترم خیلی کوچیکه متوجه نمیشه من چرا بغلش نمیکنم...
خدا به هممون توان و قدرت بده

سوالات مشابه