Ooma
پرسش (1402/04/11):

خانوما بیاین راهنماییم کنین،همه از مادرشوهر مینالن من هم از مادرشوهر هم از مادر

الان یه هفته ست هی می‌خوام برم خونه ی مامانیمنا،من یه شهر دیگه هستم،بعد میگم بیخیال،کی میخواد اخلاقای مامانمو تحمل کنه.
خیلی خیلی خیلی مهربونه ها،همه کار می‌کنه برام،اما مثلا یه حرف میزنم یا یه تیکه میندازه آدم تا مغز استخونش میسوزه
مثلا چندوقت پیش خونمون بودن سر سفره داشتیم غذا میخوردیم،بعد من شوهرم از بشقاب ته دیگه چندتا ته دیگ برداشت،بعد مامانم با حرص بشقاب ته دیگو کشید سمت خودش یعنی زیاد برداشتی!!!،واقعا خیلی زشت بود حرکتش,یا مثلا شوهرم میخواد بچه هامو دعوا کنه هی دخالت میکنه،هی میگه چیزی نگو،یه بار که شوهرم دخترمو دعوا کرد و بغلش گرفت،ماملنم بلند شد رفت سمتش گفت بدش به بدش به من چرا دعواش میکنی🙄🙄🙄🙄انگار،بچه های شوهرم نیستن🙁🙁🙁خودشو نسبت به بچه هام محق می‌دونه.
بخاطر این رفتاراش به خودم میگم بشین تو خونت نرو
میرم اینجوری دردسر دارم نمیرمم یه جور دیگه
بلاتکلیفم
چیکار کنم با این اخلاقاش

بین زمین و هوا موندن بدترین نوع بلاتکلیفی هست
ولی هرچی باشه مادرته خودت برو شوهرت هم کم بیاد تا بی احترامی پیش نیاد
اون قسمتی که گفتی میگه بچه ها رو دعوا نکن کاملا طبیعیه،اکثر مادر بزرگا و پدر بزرگا روی نوه هاشون حساس هستن
شوهرم کم میاد
پس خودت برو دیگه بالاخره مادرته نمیشه که نری
حساس باشن ایراد نداره
مامان من قشنگ اخماشو می‌کنه توهم با بی احترامی تمام حرفشو میزنه
مادر من تقریبا همینه،خیلی مهربونه ها،ولی همش با شوهرم لجاجت داره،مثلا پسرم دوس ذاره با گوشی باژی کنه،شوهرم در حد نیم ساعت فقط در روز بهش میده،مامانم هی بهش تیکه میندازه غر میزنه،شوهرمم اژونطرف بهش برمیخوره،کلا چشم نداره شوهرمو ببینه
طبیعیه ولی زیادیش هم باعث میشه اختلاف پیش بیاد
دقیقا مامان منم همینطوره،کاملا اخم و تخم
تا نمیرم میگه کی میای دلم براتون تنگ شده
میریم همش تیکه کنایه اخماش تو همه
ببین مادر منم خیلی مهربونه خیلی دست و دلبازه ولی یه چی بشه فورا اخماش تو همه نمیتونه کنترل کنه خودش رو شوهرم هم بهش برمیخوره
منم نسشتم تو خونه ام نمیرم
چون ادیت میشم با بعصی رفتار ها
مادر شوهر و مادر خوده ادم چ فرقی میکنه وقتی تربیت بچه بره زیر سوال
فتوکپی مامان منه
مامان منم نسبت به شوهرم همینجوریه
من میگم اگر کلا با داماد مشکل داره باید با اون دامادشم مشکل داشته باشه خوب
پس نتیجه میگیریم همه مادرا مثل همن🤣🤣🤣
ن مثل هم نیستن😂😂😂
مامان من خدایی ب من و همسرم احترام میزاره
ولی تربیت منو میبره زیر سوال
واسه همین ترجیح میدم ک نرم
اگرم برم نیم ساعت میشینم میام
اگه فقط با شوهرتو اینجوریه که بشین باهاش حرف بزن بگو کاری کرده یا حرفی زده که ناراحتی ازش ...
من همیشه به مامانم میگم من دخترتم یه سیلی بزنی بهم اونیکی طرفم رو برمیگردونم ولی این بشر داماده نمیشه اخم کنی همون طور که مادرشوهرم نمیتونه به من اخم کنه
شما هم راه دوری؟!
بخدا گاهی روانی میشم از کاراش
امشب میخواستم برم عروسی یکی از فامیلای شوهرم،بعد نشد که برم،بهش گفته بودم که نمیرما،راس همون ساعت که گفته بودم می‌خوام برم عروسی زنگ زده ببینه من رفتم یا نه,با اینکه گفتم نمیرما
اون قسمت دخالت کردن بچه هم ک همه مامان باباها همینن
دلشون نمیاد ناراحتی نوشون ببینن
من هنوز بچه ندارم ببینم میخواد چیکار کنه😅😅
ولی خدا وکیلی مادر منم خیلی مهربونه و احترام داره ولی یهو میبینی اخم کرد حرف نزد
جوووون😂
نه کلا از اول باهاش لج بودن
چون منو آورد شهر خودشون🙁
راست میگی🤌
ولی بازم تهش میگم مادره بزرگتره احترامش واجبه..
بماند که چقدر بی احترامی کردن و شوهرم حرفی بهشون نزد
بهش میگم اخم تو به من خوش میاد ولی به داماد نه..همونجوری که اخم مادرشوهرم بهم خوش نمیاد
من خیلی خیلی بهش احترام میذارم
اما مامانم خیلی دلمو میشکونه
حالا برعکس من
من چند بار خواستم قطع رابطه کنم نرم خونش
شوهرم میگه زنک بزن مادرته زشته
نمیزاره قهر بمونم
اگه اینجوریه که بیشتر باید احترام بذارن و هوای شمارو داشته باشن

یکی از خواهرام شهر غریب وقتی هرماه میاد شاید مامانم دوسه مدل غذا بپزه براشون سنگ تموم میذاره ما میریم ی مدل بیشتر نمیپزه😁 میگه اون مث مهمون میاد و بعد چندروز میره باید پیش شوهرش سرافراز باشه
میدونم عزیزم ولی بازم مادره نمیشه که نری
ن من راهم نزدیکه
۴ تا میدون فاصله است😂


دم مامانت گرم😂
عین شوهر من🤣🤣
مثلا من حرفی به مامانم بگم فوری اعتراض میکنه که نگو بزرگتره
منو که خیلی پیش شوهرم سرافکنده کردن
من اینو قبول ندارم
هرکسی احترام خودشو خودش نگهمیداره
😂
منم همینو میگم
دوست دارم خفه اش کنم این موقع ها
ولی خب مادره😂
😂😂😂حالا کدوم وری هستی
نمیگم نمیرم
میرم اما گند میخوره تو اعصابم برمیگردم
بهشون بگو که پیش شوهرم شرمنده میشم بخاطره رفتار شما
البته یجوری بگو ناراحت نشه
مثلا بگو شوهرم گله کرد که چرا مامانت ظرف رو با حرص کشید اونور منظورش چی بود
یکی ب نعل میزنم یکی ب میخ
اخه لاصب خوبی خیلی داره
ولی همین یکی دوتا بدیش خانمان سوزه
تا مغز استخون هممون میسوزه
بابا اونوقت هم میگه من که کاری نکردم شوهرت زیادی حساسه🤣🤣
یه بار گفتم خیلی راحت گفت به جهنم که بهش برخورد🥺
😂
هم دوست داری بری
هم اینکه میری پشیمون میشی😁
عجب بابا عجبببب
🤣🤣
اره واقعا همینه رستا
داماد ب تخمشه😂
خوب چیکار میشه کرد
قطع رابطه که نمیشه کنم
فقط شوهر من
حالا یه قضیه ای پیش اومد یهو مادرم برگشت بهم گفت غیر شوهرت و مادرشوهرت بقیه خانوادش بی شرفه🥲
شوهر منم تک داماده بازم اذیتاشو داره😂
😶😶
من عقد بودم یه بلاهایی سر من آورد مامانم
مادرشوهر با عروس اون کارارو نمیکنه
نه قطع رابطه اصلا
فقط کم بکن یه مدت..میدونی آدم از فرداش خبر نداره نزار بعدا پشیمون بشی
من لاک زده بودم رفته بودیم شمال
مامانم تو ماشین گفت اگه شوهرش غیرت داشت نمیزاشت اینحور بیاد بیرون😂😂😂😂
درکت میکنم عزیزم بنظرم بازم باهاش صحبت کن هرجوری که رگ خوابشو میدونی ...
اینجوری پیش بره کینه مامانت و شوهرت زیاد میشه الکی الکی
والا به خدا
دقیقا
منم کم کردم
😂😂😂😂
نه بابا قطع رابطه که نمیکنم
😂😂حالا اگه مادشوهر می‌کرد تمومی نداشت
پیش شوهرت گفت؟؟
چطور دلش میاد اخه🥲🥲 من جای مامانت بودم هوای تو رو بیشتر داشتم هرچی باشه تو دوری شاید ماهی یکبار تو و شوهرتو ببینه
بلی😁
ولی شوهرم لام تا کام حرفی نزد
تازه چند روز پیش ب روم اورد بعد ۳ سال
وای پناه بر خدا😂😂😂
بخدااا
من مثلا میومدم خونه ی مادرشوهرمینا میموندم چند روز،همون چند روزو زنگ میزد هم به خودم هم مادرشورهم هم خواهرشوهرم انققققدر حرف میگفت
😂😂😂
حالا ببین من دوسال میشه بابام فوت کرده بعد شوهرم منو هر جمعه میبره شهرهای نزدیک واسه اینکه یکم بهتر بشم بعد مادرم بهش رک گفت نبرش چه خبرشه هی میبری 😶
شوهر من زودی یادش میره
اما من گذشته رو مو ب مو یادمه گاهی ب روش میارم😂😂😂 بدتر حرصی میشه
حالا نمیشد نگه🙂🙂
حالا ب مادرشوهر و خواهرشو چرا مگ اونا تورو زوری نگه داشته بودن😐
😐😐😐😂😂😂😂فرق مامان ما و مامان مردم
دقیقا
مشکلم باهاش همین بود
ولی هررررچی میگفتم،کار خودشو میکرد
آخرشم همین کارش باعث یه دعوا شد دیگه
بابای منم همین پریشب داشت میتوپید بهمون که چرا هر چی شوهرت کار میکنه خرج میکنین پس انداز نمیکنید
هاااا اینو مامان منم میگه
الهی بگردمت چقد سخته ک حتی مامانت هم درکت نکنه 😔
کمتر برو ارامشت بیشتر باشه
منظورش از این کارچیه مثلا؟
سما شوهرت چی میگه؟ اونم ناراحته ازین وضع؟ فقط نذار بفهمه ک توام از مامانت شاکی هستی بدتر پرو میشه ها
اوف اوف
بذار چیزای دیگشو نگم
هی این کارارو میکرد من حرف میشنیدم از مادرشوهرمینا
واقعا نمیدونم
بهش میگی برمیخوره بهش و میگه حق با منه
مخالف بود با ازدواجت
مادر درسته احترامش واجبه ولی چرا باید اجازه بدی به شوهرت یا خودت بی احترامی کنه
حالا اگه مادر شوهر این کارو میکرد شلوار شوهرو پرچم میکردید😂
نه اصلا نمیذارم بفهمه
شوهرم بخاطر این رفتارا سالی یه بار میاد خونشون دیگه
😂😂😂
آره
همون دیر ب دیر بره بهتره
شوهرتم گناه داره به نظرم
حالا تو مادرشوهرت این اخلاقو باهات انجام میداد چیکار میکردی؟
چ مامانهای پرماجرایی دارید
آخه دیگه الان که دوتا بچه داری مشکلش چیه واقعن
یه بار برا همیشه بگو یا احترام شوهرمو خودمو نگه میدارین یا نه میرم نه میام
مخالفم باشه دیکه باید تموم کنه الان دوتا بچه داری نمیشه کی هی
من میرم خونشون هروز، گاهی در روز ‌2}بار میرم
خودشم ناراحته ازین وضع
اصن مخالفم میبود حق این کارو الان نداره یه بچه این وسطه مثلا بچه ها از شوهرتن از بقال سر کوچه که نیس دعواشون کنه بهش بربخوره
اگر ی شوخی باهام بکنن، ناراحت بشم، برام کلی خرید میکنن، ک ناراحتیم بره، همیشه ناهار یا شام اونجام، هوای همسر و پسرمو هم دارن
کی ناراحته شوهرت یا مادرت؟
منم زیاد میرم یکی دوروز نرم مامان بابام زنگ میزنن شاکی میشن چرا نمیای. یا میان پسرمو میبرن
من طرف شوهرمم کاملا
خوب چون میدونی تقصیرمادرته
نمیدونم بخدا
خیلی کلافه ام
الهی
مامانت میخواد خرج نکنی😂😂😂
سما خانوم رو میگم که خودشم ازین وضع ناراحته مادرش بی احترامی میکنه ب شوهرش
شوهر من یادش نمیره ولی ب روم نمیاره
اگه بدونی چقدر گفتم
قشنگ تو روم برمیگرده
چمیدونم😁
با بابات حرف بزن شاید اون بتونه مادرتو قانع کنه
اره خوب هرکی باشه ناراحت میشه شوهرش که از سر راه نیومده چپو راس بهش بی احترامی بشه
👌👌
یه مدت نرو تا بدونن اذیتی از این اخلاقشون
چپو راست چیه خواهر
میگه سالی یبار شوهرم میره خونشون ک اینجوری میکنه
باز اگه زود ب زود میدیدش یه چیزی
بابام انقققدر شوهرمو دوس داره
انقققدر هواشو داره
بابامم بهش میگه اما تاثیری نداره
پس دیگه بابد بی خیال بشی خواهر من 😂
هعععی
من یه دردایی کشیدم
یه مدت کامل افسرده شده بودم
سالی یه بار به شوهرش خودشم هروقت بره یه چی بش بگه دیگه این میشه چپو راس😂
بنظرم از همون اول از شوهرت بدش میومده بجای اینکه ب مرور زمان بهتر بشه بدتر شده
دوستان تو نسل ما میشه گفت ۸۰ ۹۰ درصدمون این داستانا رو داریم . مادرامون بلد نیستن رفتارشون رو مدیریت کنن . خیلی متوجه رفتارشون نیستن . اینم حاصل زندگی های عجیب و غریبشونه ، هزار جور تروما رو پشت سر گذاشتن ، برای هیچ کدوم درمان نشدن ، یه سری اختلالِ تلمبار شده دارن که این جور جاها میزنه بیرون . و حاضر نیستن به خاطرش برن پیش روانشناس .
از طرفی ، بخاطر آموزه های مذهبی یه چیزی داریم به این عنوان که پدر مادر مقدسن ، اشتباه نمیکنن ، بچه حق نداره حرفی بزنه و ازینجور چیزا ... که مامان من حداقل ازین موضوع سواستفاده میکنه .
خودش همه کاری میکنه ولی ما نباید ناراحت بشیم ، اما اگه ما اونو ناراحت کنیم باید بریم به دست و پاش بیوفتیم .
یعنی اینکه مارو ناراحت کنه رو حق خودش میدونه ‌ و همیشه میگه حالا من یه چیزی گفتم تو که نباید به من‌ جواب پس بدی . تو که نباید با من قهر کنی ، تو که نباید ناراحت بشی ، بالاخره من مادرم ، حق به گردنت دارم .
کافیه یه کلیپ پیدا کنه که توش گفته به پدر مادر خود بی احترامی نکنید ، اینو میکنه تو چشم ما ...
خلاصه اش اینکه ، رفت و آمدتون رو بدون داشتن عذاب وجدان کم کنید ...
درسته که احساسات و عواطف اجازه نمیده آدم قطع رابطه کنه ، ولی واقعا من دیگه اعصاب و روانم نمیکشه .
الان شوهرم ماهی یکبار فقط میاد خونه مادرم . در حد یه شام خوردن و سریع برمیگردیم . خودمم بیشتر تلفنی حرف میزنم . سعی میکنم خیلی کم برم . اگرم میرم در حد یکی دوساعت جمعش میکنم .
آخه رفتاراشو چجوری تحمل کنم
مثلا خونه رو تمیز میکنم میگه مثلا میخوای بگی تمیزی
یا غذا درست میکنم همه تعریف میکنن،میگه به پای دست پخت من که نمی‌رسه
سخته واقعا یه دختر بعد ازدواج امیدش ب خونه پدریش اگ اونجا هم نتونی بری ک دیگ هیچ...
دقیقا
دقیقا مامانم
ب نکته ظریفی اشاره کردی
آلان مادرت مشکلش تویی یا شوهرت؟!🙄
جفتمون دیگه
🙂حسودی میکنه😂
سما پس این بهونس که چون شوهرت تورو برده شهر غریب ناراحته و کینه داره
اساسا هم با تو هم شوهرت مشکل داره
این تو کتم نمیره خدایی
به بچش؟!
گاهی خودمم به این موضوع فکر میکنم
تو مجردیمم خیلی اذیتم میکرد
اصلا رفتارش نسبت به من با آبجی و داداشم خیلی فرق داشت
یه مدت نرو ببین عکس العملش چیه
با شوهرم دوست بودم،انقدر کتکم میزد،که چرا باهاش دوستی
هووووف یادم افتاد
با خواهر برادرات صبحت کن بگو از طرف خودشون ب مامانت بگن که این رفتاراش درست نیست
اونام گفتن،مخصوصا آبجیم خیلی گفته بود بهش
فایده نداشته
ببین راضی میشه ببرش مشاوره😐
توام از همون مادر متولد شدی دیگه حق نداره بین بچه هاش فرق بذاره ....
قبول نداره که فرق می‌ذاره
میگه بچه هامو یه اندازه دوس دارم
با دخترات رابطش چجوره؟ دوسشون داره؟ یا بخاطره اینکه با شوهرت لجبازی کنه طرف بچه هارو میگیره
نه خیلی دوسشون داره
محبتش واقعیه
عزیزم یه بار بشین با مادرت جدی صحبت کن
اینکه بچه رو دعوا نکن و اینا عادیه همه مامان بزرگا همینن ولی لگه بی احترامی میکنه بده
نرو کلا بشین خونت هم واسه موضوع خواهرت و دامادتون قبلا . هم رفتار مادرت . شوهرتو بی عزت نکن ب نظرم
سمانه میگم پروفت آشناس الان یادم اومد
بنظر منم نرو بذار بدونه ناراحتی
نرفتم دیگه
همون سه ماه پیش که با شوهرم رفتیم،نرفتم دیگه
کاش بفهمه
باید جای من باشی تا ببینی این اخلاقای مامانت انچنانم بد و سخت نیست
همینم نمیتونم تحمل کنم
همین الانم که گفتم میام
هی گفتم بهشون شوهرم راضی نمیشده،حالا راضی شده واسه دو روز بیام و برگردم
مامان منم همینتوره دیگ چیکا کنیم
منم همین الان بخاطر این موضوع دارم گریه میکنم دقیقن
تازه از شوهرمم باید بنالم😑
ایشالا بچه هامون بمونن واسمون
سلام . به نظر من قدر داشته هاتون رو بدونید و به این فکر کنید خدایی نکرده اگه روزی نداشته باشیدش چی میشه !؟! 😔
اگه شوهرتون درکش بالا هست که خوبه فقط رفت و آمد شوهرتون کم بشه ولی خودتون قطع رابطه نکنید ، مگه اینکه در حد قهر باشه که بفهمن از چیزی ناراحت شدید و اصلاح بشن
نمیدونم چرا مادرا‌ کلا دوماد رو دوست ندارن از ته دل بدشون میاد...

سوالات مشابه