Ooma
پرسش (1399/12/24):

سلام دوستان من الان چند وقته...

چند وقته همش ناراحت و نا امید هستم به همه چی گیر میدم، ازهمه بدم میاد اعصابم خورده همش و میخوام گریه کنم، شما هم بعد زایمان اینجوری شدین؟؟ چیکار کردین خوب شدین؟ اصلا دارم دیونه میشم😭از هیچ چیزی لذت نمی‌برم

سلام والا من ن باردارم ن زایمان کردم ..حال تو رو دارم
خیلی دارم اذیت میشم، اصلا از دست خودم یه لحظه هم آرامش ندارم همش از همه طلبکارم
من از وقتی شروع کردم ورزش کردن بهترم
با مادر شوهرم تو یه ساختمون زندگی می‌کنیم، هر روز صبح و بعد از ظهر میاد بالا، این بیشتر اعصابمو خورد کرده، دیگه نمیتونم تحمل کنم😭
حق داری پ ..خدا صبرت بده
نمیشه بری از اونجا
اگرم درو باز نکنم، به همه جا زنگ میزنه رفتم بالا درو باز نکرده، شوهرم رک بهش گفته حوصلتو نداره نرو بالا، بازم اینقدر پرو هست میاد
چ دختر نازی داری خداجان
ن، فعلا شرایطشو نداریم
وقتی شوهرت پشتته باز نکن در رو
بزا ب همه جا زنگ بزنه
همه میدونن تو تازه زایمان کردی
اینقدر پشت در وایمیسته و محکم در میزنه، تا نیم ساعت هم درو باز نکنی بازم در میزنه آدمو عصبی میکنه
برو پیش دکتر بگو افسردگی گرفتی دارو بهت میده زود خوب میشی
بزا بزنه تا جونش دراد 😂
یه چیزی میگم راهنماییم کنید
من ی نی نی مث دختر تو داشتم دیگه هیچ غمی نداشتم😍
بگو عزیزم
فاطمه جان یکی از بچه ها هم تازه زایمان کرده بود نی نی ش همسن نی نی توعه مثل تو بود حالش خوب نشد تااااا رفت جای روانپزشک نمیدونم روانشناس ی چیزی همین مایه ها
توام اگ میتونی برو ضرر نداره حالت خوب میشه
دیروز شوهرم بهش زنگ زده گفته فاطمه حوصله نداره نرو بالا، بعدش من شنیدم داره به خواهرشوهر میگه زنگ زده اینجوری گفته و من میرم بچه رو ببینم، مامان خودش فقط بلده بیاد بخوره و بره
مولتی و آهن میخوری
من در جواب این حرفش چیکار باید بکنم؟؟
اره
مادر شوهر است دیگر همیشه حق رو به خودش نیده آدم باید گاهی حد و حدود خودش بدونه ک اینا نمیدونن
آها گفته مامان تو بلده بیاد بخوره و بره؟؟؟؟
اره
دیروز شوهرم ماست خریده تو دستش دیده وایساده تو پله هی میگه میرن ماست‌های ترش مردمو می‌خرن میخورن 😭😭 من از دست این آدم روانی چیکار کنم
بی نحلی واسه این ادما ک لج میبرن بدترین چیزه
زنگ بزن ۱۴۸۰ مشاور داره اگه میتونی هم بهداشت محلت برو این جا مشاور داره
بنظرم رک برو بهش بگو مامان من شنیدم ک ب فلانی این حرف رو زدی و خیلی از دستتون ناراحت شدم
احتمالا اونم از دستت ناراحت میشه ک ب پی پی دخترت😁ی مدت از دستش راحت میشی شوهرتم ک پشتته
بابا مادرشوهرا همه همینن اصلا توجه نکن بهش بیخیال باش. هرچه ب حرفاش و حرکاتش حساسیت نشون بدی بیشتر حساس میشی
ساعت خاصی باید زنگ بزنم؟؟
منم با مادر شوهرم تو ی ساختمونیم ازین حرفا زیاد بود بخدا الان ی سالی هست ک فوت شده دیگه گذشته
ولی ی بار دم در ب همسایه میگفت خونه زندگی عروسم انقد کثیفه ک خدا میدونه حالا منم اون موقع تازه عروس بودم خیلی تمیز بود خونم انقد ناراحت شدم ب شوهرم گفتم حسابشو رسید
نه همه ساعتی میتونی بزنگی
چند روز پیش یادم رفته بود درو قفل کنم با دخترم تو اتاق خواب بودیم در اتاق هم بسته بود برقا هم خاموش بود عصر بود یهو دستگیره درو کشید اومد بالا سرمون من ک سکته کردم، بعدم رفت
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
بعد رفته به همه گفته عصر رفتم خونشون خواب بوده، کار زشت خودشو نمیگه بدون اجازه اومده تو فقط هی میگه عصر خواب بوده
مشاوره خوبه ولی برو پیش دکتر اعصاب و روان بهت دارو میده
حتما این کار رو بکن
منم ی مدت افسردگی گرفته بودم رفتم دکتر بعد ی مدت حالم خوب شد
چه بیشعور
بگو خب شاید دارم لباس عوض میکنم، لختم یه در بزن دیگه
😐😐😐بی عقلن ماهم ی بار
ی بار ک نه چند بار با شوهرم ک لخت خواب بودیم سرشو انداخت اومد تووو
شوهرم ی دفه عصبی شد گفت مثل گاو سرتو ننداز پایین بیا تو باز من شوهرمو دعوا کردم ک چرا اینجوری گفتی ب مادرت
😂😂
بگو دلم میخاد خواب بودم... ول کن بابا بره بگه حالا بقیه هم دوتا حرف زدن... همش میگذره بزار هرگوهی میخاد بخوره
خدارحمتش کنه گاو خوبی بود🤣🤣🤣🤣🤣
دیونه شدم از دستش، آخه همش میگه من مریضم تا یه چیزی بهش میگه فوری خودشو میزنه به مریضی و لرزیدن، حوصله دختراشو ندارم بگن مامانمونو مریض کردی
خوابیدن ک جرم نیسته ای بابا

بزا ب همه بگه ولش کن
میگن بذار هرچی میخواد بگه،
خب آدم چیزی نگه غم باد میگیره
سعی کن چن بار ک اومد بیاد خونه دروباز نکنی هرچقدم میخاد در بزنه... دوسه بار ک اینکارو کردی دیگه تکرار نمیکنه یا درو باز کردی اومد تو کم محل کن اصلا باهاش حرف نزن خودش میره
جوابشو بده وقتی همه جا خبر کشی میکنه

آبروت میبره
😁😁😁😂😂😂😂
چ حوصله ای داریا بخاطر چ ادمی خودتو ناراحت کردی
منم اینجوری بودم گلم برای من دوسه ماهی طول کشید تا خوب شدم افسردگی بعد زایمانه
سر شیر دادن به بچه هم اوضاع داشتم، بچم ک به دنیا اومد فقط 3 روز شیر داشتم دیگه مجبور شدم شیر خشک بدم، هی میگه بچم گناه داره شیر خودشو نمیده من آرزوم بود شیر داشته باشم به بچه هام شیر خودمو بدم، هرچی میگم بابا شیر ندارم حالیش نمیشه
امشب خواهر شوهرم میاد اینجا به نظرتون اینارو بهش بگم؟؟
منم یه فیلمی داشتم باهاشون میخواستم چیزی بخورم یا کمی بخوابم فوری بچه رو میاوردن شیر میخواد روانیم کرده بودن تا چهل روز خودخوری کردم تا رفتن
فایده نداره عزیزم همه یکی هستن به نظرت پشت مادرشو خالی میکنه؟؟؟؟
بدتر چیزی میگه و اعصابتو خراب میکنه
واقعا نمیدونم چرا مادرشوهرا اینجورین، اوف، خدا بهمون صبر بده
تازه خدا رحم کرده من عروس یکی یه دونه هستم، و شوهرم تک پره
پسره
من بیچاره خداشاهده تا پنج وشش صبح بیدار بودم دخترم همش گریه میکرد بعد شش میخوابیدم تا 10 میومد میگفت به دخترم چه مامان تنبلی داری بخدا من سکوت میکردم خواهرشوهرمم میخندید برای اینکه شر درست کنه من باز هیچ نمیگفتم خوبه خودشون تا 12 بعداز ظهر خوابن
منم اواین نوه پسری بود حتی چشم روشنی به دخترم ندادن
اولین
الان اوضات خوبه؟؟
هرچی میگه محل نده تحویلشم نگیر خودش خسته شه بره پی کارش
آره هشت ماهه نیومدن دخترمو ببینن
خدا لعنت کنه این مادر شورای بدجنسو
شوهرای
من خواهرشوهرم بیشتر بدجنسه مادرشوهرمو پر میکنه
هرچی فتنه س زیر سرشه
ما ک چند سال اول هرجا میرفتیم و میومدیم باید بهش می‌گفتیم، تا صدای پامونو تو پله میشنید میومد بیرون میگفت کجا میرن چرا میرین چی خریدن و..
دقیقا منم یه خواهر شوهر مجرد دارم همش. زیر سر همونه
شوهرم نمیکنن برن منم زیر سر مجرده س متاهله خوبه
من از اول سرسنگین برخورد کردم و صمیمی نشدم فقط سر زایمانم اذیت شدم باهاشون
سلام عزیزم ببخش من نظر میدم، ولی به نظر من چیزی نگو به هر حال اون داره مهمونی میاد و خوب نیست بهش اینا رو بگی، یعنی رسم مهمون نوازی این نیست که مهمونو ناراحت کنی.
اگر خواهر شوهرت منطقیه یه روز دیگه بهش بگو بیاد خونتون بگو مامان تو میدونم از رو دوست داشتن نگران ماست و میاد سر میزنه اما من میترسم یه موقع خدای نکرده سهوا بهش بی احترامی بشه، بگو چون حال روحیم خوب نیست و حوصله ی کسی رو ندارم واقعا. میتونی تلفنی هم بهش بگی
اما می بینی منطقی نیست نگو بهش چون هم تو رو ناراحت میکنه هم چند تا میزاره روش به بقیه میگه.
و اینکه بهترین کار به نظر من اینه که به حرفهاش بی اهمیت باشی تا زمانی که تو روت نگفته ها، اما اگر پیش شما ازخانواده ت بد گفت اون موقع باید جوابشو بدی که حساب کار دستش بیاد.
سلام گلم بنظرم برو پیش یه مشاوره باهاش حرف بزن هرچی باشه اونا تخصصشون بالاست
ممنون از راهنماییتون 🌹🌹🌹
والا مادر شوهرای بی عقل سرطان هستن همش رو اعصابت راه میرن من قبلا پیش مادرشوهرم تویه اتاق زندگی میکردیم ازسر شب که شوهرم میومد خونه اونم میومد تواتاق ولمون نمی‌کرد تا آخر شب بیشتر شبها هم که همون جا پیشون می‌خوابید نمی‌تونستم دوکلمه حرف با شوهرم بزنم اونم اولای زندگیمون بیشعور بی درک هستن واقعا بعضی مادر شوهرها
الان شوهرم بعضی وقتها میگه بریم پیش مامان زندگی کنیم من بهش فکر میکنم اخلاقش میاد جلو چشمم عصبی میشم گفتم یه زمین بگیر خونه درست کن تا بیام حداقل تویه خونه پیشش نباشم دم به دقیقه ولم نکنه
بیاین خودمون مادر شوهر و مادر زنهای بی نظیری باشیم در آینده اخلاق رفتارهای ناپسند مادرشوهرامون روتکرارنکنیم😁😁😁
مادرشوهرا خیلی عنن
😁
😂😂
منم این روزا حال خوبی ندارم خواهرشوهذم پاشد اومد خونم شام منم نشستم شوهرم پخت ولی حسابی کفری بودم از مهمون خوشم نمیاد اصلا
کلا نباید با خانواده شوهر یکجا زندگی کرد، خیلی بده
اینا رو نوشتی یاد خودم افتادم...😞
تو هم مثل منی؟
منم تو بارداری همش تو خونه بودم بخاطر پله بیرون نمی‌رفتم
موافقم
شما سز شدین یا طبیعی؟
منم با مادرشوهرم یه ساختمونم اصنم کاریم نداره هربار چیزمیزای خوشمزه میفرسته ولی ما بازم معذبیم... نه فقط من شوهرم بیشتر... دنبال یه خونه دیگه ایم... میدونیم خیلیم ناراحت میشن باباش و مامانش
من سز شدم

سوالات مشابه