Ooma
فروشگاه لباس نوزادی و کودک اوما
پرسش (1399/08/28):

خانوما سلام بیاین خیلی دلم گرفته

خانواده شوهرم یک یا دوماهی هست شایدم بیشتر ک قرار بوده برا برادر شوهرم برن خواستگاری و مطمئن هم بودن ک جواب میدن اونا خوب نوه خالش میشه دختره ولی به من نگفتن حتی شوهرم یک ماهه میدونسته ولی بهم نگفته من دیشب از خودم برادر شوهرم فهمیدم به شوهرم گفتم گفت من میدونستم منم بهش گفتم چرا به من نگفتی میگه چون تو به همه میگی 😭 خیلی ناراحت شدم مادرشوهرم اسم یه عقدی و دعوتی برد ولی نگفت ک دختره کیه 😔 خیلی ناراحتم

از شوهرمم ک خیلی ناراحت شدم تو خونه معذرت خواهی کرد فقط اونم من گفت باید بفهمی معذرت خواهی کنی ک معذرت خواهی کرد رفت سرکار به شوهرمم پیام دادم اصلا جوابم نداد بعدشم گوشیش خاموش کرد

والا خداوکیلی خوب گفتیا
الان من کاری به قوم همسر ندارم و از همسرم حتی نمیپرسم چیکارمیکنن
چون مهم نیست اونم ازم نمیپرسه
ولی بی شوخی اگه تو هرچیزی سرک بکشی توقعاتشون هم ازت میره بالل
باشه اون پیامم خونده ک گفتم تو عقد باردار شدم
اره مطمین باش حوصلش نمیشه. ولی تو بجای شوهرت قشنگ رودرو از مادرشوهرت گله کن. بگو منم عوض این خانواده بودم واقعا ناراحت شدم ب من نگفتید مگه من بدخواتون بودم یا... بگو تا برا دفعه های بعد حالیش به ک ناراحت شدی
هرچقدر کمتر بدونی ازشون همونقدرم آرامش داری
البته با لحن احترام
😨
میگه فلان چی نگفتیم چون تو میری ب خانوادت و قوم وخویشت میگی. حالا خدا شاهده من اصلا چیز واجب رو ب اونا نمیگم
اره دقیقا با احترام نه لحن بد
اها
والا شوهر منم اینجور فکر کرده
اصلا شعورشون نمیرسه که شاید از سر دوستداشتن ذوق گفتن یه سری چیزا رو آدم داره
بگو اونم داداش منه منم خوشحال میشدم. عروسی ک بیادم جای خواهر منه. اینطوری بگو تا خجالت بکشن
خانوما سعی کنید باورهای همسروخانواده همسرو طوری تغییر و نهادینه کنید که بهتون مطمئن باشن اعتماد و...
اعتماد هست ولی خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند
زیاد کشش نده عزیزم😍😊 چون بحث بحث رو میاره
والا
یه وقتایی خوبی زیاد میشه وظیفه
دقیقاا. یا حالا کلا بی منظور. چون ما کلا بخدا دقیقا از سر ذوق طاقت نداریم خیلی راز دار باشیم ولی اونا برعکس هستن
خانما من چجوری میتونم سوال بپرسم؟
باش
خیلی ساده بگو
😂
دقیقا
فاطمه جون بهترین راه اینه که به روی خودت نیاری اگرم گلایه کردن که چرا تبریک نگفتی و اینا بگو منم مثل غریبه ها روز عروسی میام تبریک میگم چشم
فاطمه جان بنظرم اگه پیگیر بشی و بپرسی و هی چرا و.. کنی بازهم فکرمیکنن مسائل اونا واست مهمه
واقعا
این خیلی خوبه. ولی من باشم طاقتشو ندارم هی خود خوری میکنم تو خونه روانم بهم میریزه. بگم دیگه خالی میشم 😂🤣🤣🤣🤣
اگه گفتن چرا تبریک نگفتی بگو کسی بمن خبر نداد نمیدونستم
من هفته ۷بارداریم ۵روز پیش لکه بینی قهوه ای داشتم..دکتر شیاف دادن استفاده کردم ۲روز هیچی ازم نیومد بازم دارم استفاده میکنم که امروز باز لکه بیرنگ قهوه ای دیدم چیکارکنم؟؟؟😢
خخخ😂😂😂😂
به دکترا زنگ بزن خب
عزیزم اصلا ناراحت نشو
من با مادرشوهرم اینا تو ی ساختمون زندگی میکنیم اونا طبقه اول من دوم
برا خواهر شوهرم خواستگار اومده بود من خودمو کوچیک کردم منم رفتم پایین البته بهم زمان داده بودن ک این تایم بیا پایین ک زیاد پیش اونا نباشم بعد اینکه همه حرفاشون تموم شده بود رفتم
بعد ی مدت ی کس دیگه باز خواستگار اومد بهش
منم کلا از خونه زدم بیرون اصلا هم پیگیر جریانشون تا تاالان نشدم
گفتم همتون برین ب درک
مهم نیستین برام
اخه گفت تا ده روز استفاده کن بعد بیا واسه سونو قلب
استراحت کن فقط استرس نداشته باش پله بالا پایین نکن از توالت فرنگی استفاده کن ایشاله قطع میشه
همچنان استفاذه کن عزیزم. قرص دوفاستون بهت نداده؟ سونو شدی تا الان؟
خب تماس بگیر گلم
والا دقیقا
سونو شدم ساک بارداری بود ولی گف واس قلب زوده
نه مهم نیست من الان بیشتر از شوهرم ناراحتم
بهترین کارو تو کردی
😅😅🤣
کسی مثل من بوده عایا؟
دیگه شوهرامونم پسرای همونان دیگه چه توقعی داری؟
دقیقا
اکثرا این مدلی بودن نگران نباش
خوب ۸ هفتت تموم شد برو سونو قلب زنگم بزن مطب ازشون بپرس
والا دقیقا من از شوهرم خیلی ناراحتم
😂😂🤣🤣😅😅
خدایا
ناراحت نشو ازین ب بعد هم تو خانواده خودت چ اتفاقی بیوفته بهش نگو اگرم گف چرا نگفتی حرف خودشو ب خودش پس بده ک میری پیش همه میگی تو
چرا فکر میکنید اقایون از عقلشون استفاده میکنن؟؟هر تصمیمی که میگیرن اولین چیزیه که به فکر نداشتشون رسیده و باور کنید هییییچ قصد و غرضی ندارن، این تفاوت خانومها و اقایونه، ناراحت شدن ازاقایون حماقته، چون خون خون مارو میخوره اما اونا اصلا حتی فکر نمیکنن ما ناراحتیم
وقتیم که بهشون بگیم ناراحتیم دوقورت و نیمشون باقی میشه و ما یه چیزی بدهکار میشیم
همشم برای اینه که مغزشونو از اکبندی در نیوردن
چندسال دیگه که برادرشوهرت ازدواج کرد میگی چقد بی اهمیت بوده که واسش بحث کردم
عزیزم طبیعیه شاید صلاح نمیدونسته منم یگاهی پیش میاد حتی به اتفاق راجب شوهرم همه میدونن بعد اززبون خواهرشوهرام میفهمم بعدم یکم دلگیرمیشم ولی دیگه کشش نمیدم که باعث بشه رابطه بینمون خراب بشه هرچی حساسیت نشون بدی بدتره فکرمبکنن لازمه کارشونه همیشه همه چیزی رو بهت توضیح بدن واین فقط اونارو موذب می‌کنه همین
😃😃😃 از بس که کس کشن🙃
فاطه اصلا برات اهمیت نداشته باشه بابا.نگفتن ک نگفتن.تاز تووقتی شنیدی بگو واقعا مبارک.ب ماهم پیر شن.اونا بیشتر میسوختن دختر
حتی من وقتی میبینم مثلا شوهرم باخواهرش آروم حرف میزنه دخالت نمیکنم اگ صلاح باشه بعد بهم میگن درکل خودمو درگیراین صحبتا نمیکنم چون فقط خودتو اذیت میکنی
تجربه نشون داده هرچی از کارا خانواده شوهر خبر نداشته باشی دردسرت کمتره... بعدش هر کار دوست داری میکنی و میگی من ک خبر نداشتم😁😁😁
👌👌👌
حالاجاری نیومده چیه که آدم بخاطرش خودشو ناراحت کنه🤐
اوف برخانواده شوهر😂ولی چاره ای نیست خودم کردم که لعنت بر خودم باد😂
خوبه
دقیقا
جاری بزرگی من ۷ساله پاشو نزاشته خونه پدرشوهرم قبل عقد ما به شوهرم گفته من دوست ندارم بری خاستگاری ناهید
اونم گفته تو کسی نیستی ک دوست داشته باشی
از اون روز قهره
من از شوهرم ناراحتم ک منو هیچی حساب نکرده
خودش فکراشو میکنه میاد معذرت میخواد
اها
والا منم برادرشوهرمو میبینم فکر میکنم مجرده😁😁😁😁
عزیزم همشون همینن الکی ناراحت نشو😂
گفتم به برادرشوهر انشاالله خوشبخت بشین اول پرسیدم کیه گفت نمیدونی گفتم نه بخدا فکر کرده من میدونم
اره
خخخ
خخخ
گوش نده بابا.زندگی ارزش این حرفا را نداره مردا همشون همینجورن اگه بدونی من‌باکی زندگی میکنم
شوهر من اخلاقش خیلی خوبه ولی ی اتفاقی تو خونوادشون بیفته سعی میکنه من نفهمم منم تلافی میکنم هیچی از خانوادم نمیگم ب همین سادگی😂🤣
خخخ خداروشکر ک رفته نیومده
خداکنه
خخخخ
خخخ
یبار مهمونی داشتن ساعت ۲ زنگ زدن واسه شب دعوت کنن... من بو برده بودم
گفتم من شب قرار دارم خیلی مهمه من ک نمیدونستم قرار کاری گذاشتم 😁
نرفتم
😬😑
خخخخ
همش زیر سر ننه هاشونه😛
خوب کردی
سلام گلم ناراحت نشو شوهرمنم همینجوره ولی سعی کن خودتم مثل خودش باشی چیز مهمی بشه بهش نگو گفت چرا نگفتی بگو میترسیدم به همه بگی 😊اینجور میفهمه که حرفش چقدر ناراحتت کرده
اره
دقیقا‌
ینی قراره عروس منم پشت سرم اینطوری غیبت کنه😂😔
سلام دوستان
بعد هم اصلا برات مهم نباشه بابا مگه جاری چیه فردا پس فردا میخواد برات چکار کنخ
تو خودت برای خودت مهم باش اجازه نده حرف کسی ناراحتت کنه
بذار هرچی میخوان بگن هرکاری دوس دارن بکنن تو هم بوقتش جبران کن👌
خخخخ نه خوب باشی چرا میخواد غیبت کنه
ایشالا شما بهترین مادرشوهر دنیا میشین برا عروستون
سلام
منم تجربه دارم در مورداین موضوع اما من اصلا برام مهم نبود شمام خودتو بزن به بیخیالی
سلام گلم
😀😀😀
باش
من تازه اومدم قشنگ اینجا برام غریبه است😀😀😀😀
بعد هم جلو شوهرت انقدر اینارو ننویس بذار بفهمه برات مهم نیس اینجور میگه ببین چقدر سوخته خوشحال میشه😕
من از طرف خانواده شوهرم بی خیالم فقط از شوهرم دلخور شدم چون ما زن و شوهریم نباید حرفی بینمون باشه و به هم نگیم
‌الهی عزیزم خوش اومدی
دقیقا قشنگ اینو میکنن نقطه ضعف بعدم ازارتون میدن
خوش امدی والا ماهم اولاش همینجور بودیم کم کم درست شد 😊
مثلا رازدارن خیرسرشون😂
کدومارو
خخخخ
اون چتایی که اسکرین گرفتی فرستادی دیگه چرا گوشیت و خاموش کردی ازت توقع نداشتم اینا
برای همه اره راز دارن ولی برای ما نیستن خواهر
اها
سلام فاطمه جون...به نظرم به غصه خوردن نمیارزه..ببخشید ایتو میپرسم مگه قبلا موضوعی پیش اومده که بهت گفته تو راز دار نیستی؟
والله
نه ولی خانواده شوهرم باهام مشکل دارن من اصلا از مادرشوهرم خوشم نمیاد برعکس اول اونا خبر کشی کردن من از خودم دفاع کردم من شدم خبرکش مادرشوهرم خیلی زن گوه خوری خودشو تو همه چیز دخالت میده
فاطمه وقتی شوهرت امد اصلا خودتو ناراحت نشون نده
باش
بعد اگه عقد برادرشوهرت شد من بودم نمیرفتم دیگه😁ولی رفتی هیچکاری نکن😁
باهاشون زندگی میکنی؟؟
خخخخ
نه استغفرالله خدانکنه
نمیشه که نره این میشه ادم بده بهش میگن حسوده نیومد
خب شوهرت اشتبا کرده که همچین حرفی زده...من میخام تو رو درک کنم..چون دقیقا همچین مسئله ای برا خواهرم پیش اومد.خووهده شوهرش خواستن برن خواستگاری برا پسر دیگشون بعد نه به خواهرم گفتن نه به شوهرخواهرم..حالا خواهر من اصلااااااااا اهل حرف زدن نیس.بخدا.....بعد که شب میخواستن برن خواستگاری به خواهرم گفتن..اونم ناراحت شد ولی چیزی نگفت بهشون...بعد فهمیدن دختره ژنتیکی مشکل دارن..آخرش شد و قسمت دختر عموی خودمونو خواستگاری کردن..حالا هی میگن کاش از اول باهات مشورت میکردین...خیت شدن خیلی😅
اره
خب خداروشکر🙏
😁😁😁😁😁
میخوام بگم بذار زمان بگذره همه چیوووووو حل میکنه...برادرشوهر خواهرم میگه به خواهرم تو بهترین کارو برام کردی..مدیونتم...
عزیزم غرور داشته باش چیزی که عوض داره گله نداره، توهم هر اتفاقی تویه خونه بابات میفته هیچی نگو کلا حرف و خبر و جایی نگو
😆😆😆خواهرشوهراش خیلی خیت شدن این وسط چون دس رو هرکی میذاشتن گندش در میومد...
پس غصه نخور..منتظر باش که دنیا گرد تشریف داره
میگم وقتی ی حرفی میزنه نگه دار حرفشو نترسه بهت ی چیزیو بگه ازش ناراحت نشو حق داره توام باشی ناراحت میشی
اها
ول کن دختر مهم نباشه واست من با مادرشوهرم اینا تو ی حیاطم خیلی از کاراشونو نمیفهمم 🤣🤣اصلنم برام مهم نیس همین چندوقت پیش خواهرشوهرم برگشت خونه شوهرش ک جدا شده بودن من نفهمیدم اخرشم شوهرم اومد گفت بعد ی هفته جوری رفتار کردم ک یعنی واسم مهم نیس..
توام نگو هیچیو بهشون من بچمو خواهرشوهرام بعد چهارماهگی فهمیدن😋😋☺
اومدیمو شدی بانی ازدواج برادرشوهرت😉
چیکار داری با کی ازدواج میکنه و چیکار میکنه تو دسته بالا بگیر و واست مهم نباشه این چیزا بنظر من اینجوری خودتو کوچیک میکنی
باشه
اره
سلام عزیزم خودتو ناراحت نکن خیلی از مردا همینجورن بخصوص اگر موضوع درباره خانوادشون باشه.منم اوایل خیلی ناراحت میشدم یه چیزی بهم نمیگفت.الانم تمیگه بعضی چیزا رو ولی عادت کردم دیگع
عزیزم منم 5 سال پیش خواهر شوهرم حامله شد. 5 ماهش بود که به من گفت.
منم هر روز خونشون بودم. شکمش رو میپوشوند که من نبینم. منم سر این جریان چند ماهی قهر کردم 😁😁😁😁
اما اگر الان بود چیزی نمیگفتم. ولی خیلی محترمانه تلافی میکردم. میذاشتم به موقش. اما اون موقع بلد نبودم
من جای شما بودم وقتی خودم حامله شدم بهش بعد 5 ماه میگفتم مث خودش
سلام عزیزم به نظرم اصلا این بحث رو کش نده و یه جوری برخورد نکن که انگار خیلی برات اهمیت داره
چون واقعا موضوع پر اهمیتی هم نیست
من خودم به شخصه اصلا چیزی نمیپرسم
من اوایل دوران عقدم بود شوهرم واسه ماشین گوسفند کشته بود خودش بهم نگفت بعد مادرشوهرم زنگ زد بیچاره از سر خوبی گفت آره چون جیگر دوست داری واست جیگرم فرستادم
منم گفتم لابد خریدن گفتم نه بابا خودتون بخورید مادرشوهرم گفت نه بابا می‌فرستم واست گوشتم واسه مامانت گذاشتم
بعد من گفتم مگه گوسفند کشتین گفت آره شوهرت واسه ماشین کشته
ببین من داشتم آتیش می‌گرفتم انقدر بهم زور اومد که نگو دلم میخواست کله شوهرمو بکنم بهشم گفتم خیلی ناراحت شدم ولی الان که بهش فکر میکنم واقعا موضوع بی اهمیتی بوده
یعنی موضوعی که انقدررررر برای من اهمیت داشته از دید شوهرم یه چیز پیش پا افتاده بوده
الآنم به نظرم با شوهرت یه مقدار سر سنگین باش ولی زیاد کشش نده که فکر کنه چقدر برات مهمه
اگرم پرسید بگو وقتی من خانواده تورو مثل خانواده خودم میدونم یعنی برادرت رو برادر خودم میدونم فقط توقع داشتم تو حداقل بهم بگی من که نمی‌خواستم دخالتی کنم ولی لابد اینجوری صلاح دیدین دیگه
فقط سر سنگین باش نه ناراحت
دیگه اعصاب نداشتم خواهر. کل کل کنم. از طرفی شوهرم اصرار داشت به مادرش بگیم. دیگه نمیشد به مادرش بگیم به خواهرش نگیم. دیگه گفتیم. اما موقع عروسیم تلافی کردم. هیچ کدوم از خرید هام نبردمش. و نشونش ندادم هیچ چیزیم رو. آخه خیلی اصرار داشت برای خرید هامون حضور داشته باشه. من اون موقع تلافی کردم
اگرم از این به بعد ازت نظر خواهی کردن بیشتر یه کلمه ای جواب بده
نمیدونم
چی بگم والا
نظر خودتون مهم
خوبه بد نیست
سلیقه من نیست و این حرفا
عزیزم کار شوهرتو توجیح نمیکنم درسته باید بهت میگفته اما بنظرم اونم از تو ی چیزایی دیده ک نگفته
اگه واقعا اینجوری باشی ک شوهرت میگه باید روی خودت کار کنی تا شوهرت بتونه بهت اعتماد کنه
اینحوری هیچ حرف ناگفته ای بینتون نمیمونه
خانواده شوهر منم وقتی میخواستن بیان خواستگاری من ب یکی از جاری هام نگفتن خیلی ناراحت شده بود
من ب شوهرم گفتم چرا بهش نگفتین گفت چون میره ب بقیه میگه ما دوست نداشتیم فعلا کسی خبردار بشه
من اصلا برام مهم نیست خانواده شوهر چ غلطی میکنن ول کنیدا بخاطر چیزای بیخود اعصاب خودتا خورد میکنی
کلا کار ب کار کسی ندارم حتی مهم نیست خانواده خودم چکار میکنن
بابا اینا عادیه این نسل مادرشوهر کی‌ میخواد منقرض بشه؟؟؟
منم مطمئنم این حرکتو مادرشوهرم بهم میزنه در اینده🙄🙄🙄
کلا دوتا پسرن که من عروس اولی هستم، برادرشوهرم ۳سال ازم کوچکتره، یچی‌ تعریف کنم ک بدونی همشون یه گوهن
ما شمالی هستیم، و خانواده شوهرم سوادکوهی هستن ییلاق خونه دارن کلا فامیلاشون اکثرا ییلاق هستن، برادرشوهرم ک رفت خدمت من از شوهرم شنیدم میخوان آش بپزن براش، مادرشوهرم حتی یه زنگ‌ نمیزنه بهم ۵ساله عروسشونم و دختر هم ندارن 🤦🏻‍♀🤦🏻‍♀ باز با این حال ب شوهرم گفتم ماهم بریم حال و هوامون عوض بشه، گفت چهارشنبه آش میپزه، همه رو دعوت کرد ییلاق یه زنگم نزد بهم، روز قبلش ب شوهرم گفتم زنگ بزن ببین واسه ناهار درست میکنن یا عصرونه، ک بدونیم کی‌ راه بیوفتیم، شوهرم زنگ‌ زد مادرش میگه ما امروز آش درست کردیم خوردیم😐😐😐😐😐😐😐😐
فک‌کنین؟؟ شما جای من بودین چیکار میکردین؟؟؟ میدونست ما قراره چهارشنبه بریم🤐🤐 اینا بکنار نگفت دختره شاید هوس آش کنه🤦🏻‍♀🤦🏻‍♀ یه کاسه آش برام کنار نذاشت.. حتی به روی تخمی خودشم نیاورد معذرت بخواد . همچین دیوثی مادرشوهرمه.
بعد ییلاق پیش فامیلاش پر میکنه عروسم نمیزاره پسرم بیاد اینجا به فامیلاش سر بزنه
کون لغ همشون. ماهی یبار میرم اونجا اونم چون خربد ماهانه انجام میدیم باهم اونا حساب میکنن ،منم هرچی دلم بخواد میگیرم همه خریدامو میزارم همون روز از وسیله ارایش گرفته تا اشپزخونه و‌مواد غذایی. از قصد ۴تا بیشتر میگیرم پولش بیشتر بشه دلمم کلی خنک میشه کیف میکنم😎 جرئت ندارن چیزی بگن🤣
باز یادش‌ افتادم حرصم گرفت
اخه مگه میشه ادم اینجوری باشه؟؟ چقدر نفهم چقدر دیوث مگه ما اومدیم خاستگاری پسرتون گرفتبم ک اینقدر بی تربیتی میکنین؟؟ یکبار تو‌ این ۵سال بهش گفتم مادرجان شما همش ب امیر میگین نرو اسنپ مریضی هست این بی مسئولیت میشه من دیگه خسته شدم بس ک شما خرجی دادین ،بصورت درد و دل گفتما... میگه مشکل دارین برین جدا شین🤐🤐🤐🤐🤐
بماند کاری کردم قشنک بگه من غلط کردم این حرفو زدم هرچند با حرص و زور گفت. ولی دلم خنک شد
دیوث اصلا به شوهرمو پدرشوهرم نگفت بهم این حرفو زد فک میکرد من لال میشم هیچی نمیگم، شوهرم ک رفت اونجا بهش گفت چی گفتی ب مهسا میگفت چیزی نگفتم چیزی نشده ک😑😑😑😑😑
یه حیله گری هست فقط خودم میشناسمش. شانس عن منه. همه خاله های شوهرم ک هم دختر دارن هم پسر عروسشون روی سرشون میزارن. من گیر این عجوزه ها افتادم. بازم ب تخمم نیست. نمیرم اصن پیششون راحت. هرگوهی میخورن بخورن. همینکه هروقت ب پسرش میزنگه میفهمه خونه مامان من هستیم کونش میسوزه‌ دلم خنک میشه.
باورتون میشه بعد عقد جفتمون دانشجو کم سن پسرش بیکار، اومدیم بریم مشهد با خانوادم یه قرون ندادن ب پسرشون. 🤦🏻‍♀🤦🏻‍♀🤦🏻‍♀ کل خرج رفت و امد پدرم داد،داداشم مشهد زندگی میکنه رفتیم ۸روز بودیم اونجا یکبار بمن زنگ نزد بکنار هر روز ب پسرش زنگ میزد نگفت گوشی بده زنت بگم زیارت قبول🤐🤐🤐 با خرج بابام واسشون سوغاتی هم اوردیم فک کن🤐🤐😍 ب اصرار مادرم گرفتم میگفت تو بگیر براش تا خودش خجالتش بیاد. هرچند خجالت کجا بود جوری میزنه ب نفهمی . بازم کون لغش. خدا بهم بچه هم بده هروقت حسرت ب دل بمونن تا جونشون در بیاد😑😑😑
چقدر حرف زدم😂😂😂باید ی تاپیک میزدم🤣🤣اینارو گفتم بدونی همه مادر شوهرا یه گوهن واسه این چیزا زندگی رو به خودت و شوهرت تلخ نکن.
🤣🤣🤣🤣
خوب کردی عزیزم
😂😂😂😂😂مامانت مادرشوهر نیست😂خواهرات چی؟😂خودت به هرحال ماارشوهر میشی😂😂یعنی چی نسلشون منقرض شه😐😂
چشم
باشه
اها
عالیه
خخخخ
الهی عزیزم درکت میکنم چون مال منم همینجوریه
دقیقا مال منم همینجوریه میگه نمیخواد بریم خونشون نمیدونم جهاز نیاورده ک بهترین جهاز اوردم ولی تو خونه مستاجرش زندگی میکنیم ک اونم اونا فقط یخچال خریدم با ۱۵ میلیون پول ما ۱۵۰ میلیون جهاز خریدم
خوبه
وای خدا حیف درد دله با اینا
خخخ
والا منم یدونه داداش دارم زنش مشهدیه،کیف میکنیم باهم قشنگ‌ انگار خدا ی خواهر دیگه بهمون داد اصن این داستانا چیه،وقتی دوریم دلمون واسه عروسمون بیشتر تنگ‌ میشه. منظورم نسل مادرشوهرای ظالم و دیوثه😂😂😂
خخخخ خوبه شوهرت باهات خوبه
انشاالله گلم یه نی نی میده بهت خدا عزیزم اصلا اینجور مادرشوهرا خجالت نمیکشن اخه خودم میدونم ک میگم
خخخخخخ فداتبشم من
کسخلن خواهر روز جهاز برون پدرشوهره فقط راه میرفت ایراد میزاشت باورت میشع؟؟ب شوهرم گفتم برو جمعش کن تا دهنمو باز نکردم. کلی پول جهاز داد بابام لیاقت ندارن منم هیچوقتتتتت دعوتشون نمیکنم و نکردم. خونه پسرشونه عزضه دارن خودشون بیان. ماادرم اینا همیشع تا قبل مریضی میومدن خونمون ن که دعوت کنم نه خودشون میان سر بزنن. ولی اینا یبوست هستن😑😑😑
خخخ
اره خداروشکر اصلاااا وابسته نیست و نمیگه بریم اونجا. منم از خدامه نریم. کون لغشون
خخخخخ به درک ک نیومدن بهتر
خوبه خداروشکر من یه بدی داره مامانم و مامان شوهرم تو یه روستان دلم میخواد برم ک مامانمو ببینم
داداشت کجایه مشهده
😍😅
سمت معلم خونه دارن، پسرخالمم مشهده دانش اموز میشینه
پس مجبور میشی سر بزنی. من بودم سر نمیزدم ولی. لیاقت ندارن ک.
خوبه ما سیدی هستیم سپاه
چقدر چالش دارید با خانواده ی شوهر😐
اره واقعا کاش مامانم مشهد بود
والاخخخخخ
منم خیلی دوس دارم اونجا زندگی کنم
خوش بحالتون مشهدین
فدات اره خیلی خوبه
فدات

سوالات مشابه