Ooma
پرسش های کاربر hadil hadilدر تب سوالات جدید نمایش داده شده است.

پاره شدن کیسه اب و حجم زیاد آب

سلام خانم دکتر.من از عصر یهو شلوارم خیس شد رفتم سونو گفتن حجمش رو ۸ هست.باز همونجا کلی اب خارج شد باز سونو کردن ۵ونیم شده.فعلا قطع شده بنظرتون امیدی هست خیلی ناراحتم یهو اینجور شدم.دکترم فقط گفت استراحت مطلق و شنبع بیا مطب.کار خاصی انجام نداد واسم.چکار کنم بنظرتون؟

847 پاسخ 3,075 بازدید


ای کسایی که به تازگی باردار شدین

سلام بیاین پست رو فعال کنید دور هم باشیم باعث دلگرمی هم بشیم هر از گاهی حال همو بپرسیم

733 پاسخ 738 بازدید


سوال در مورد تعداد بچه

دوستان من وقتی مجرد بودم همیشه تو ذهنم بود دوتا بچه داشته باشم ولی الان یکی زاییدم پدرم دراومد الانم که تنهایی بچه داری میکنم رسما سرویس شدم و خونه نشین. میشه نظرتون رو درمورد تعداد بچه بگین؟ اونایی که دوتا دارن و اونایی که یکی دارن و بزرگ شده حالا پشیمون هستن از اینکه یکیه یا نه راضی هستن؟
دوس دارم نظراتتون رو بخونم لطفا اگه چیزی به دردم میخوره بگین 😍😍

638 پاسخ 1,302 بازدید


بچه هام زود دنیا اومدن عذاب میکشم

سلام‌دوستان خوبین
من دوقلو داشتم تو حاملگی دیابت داشتم اصلا وزن‌نمیگرفتم
۳۲ هفته بخاطر مسمومیت شدید زایمان شدم ۵روز پیش حال یکی از بچه هام‌خوبه خداروشکر ولی زیر دستگاس.ولی اون یکی حالش خوب نیست خیلی کوچیکه دکترا هم نمیگن چی میشه .همش عذاب وجدان میکشم میگم نکنه من کم کاری کردم ۵روزه کارم گریس
برای بچه هام دعا کنین

457 پاسخ 1,925 بازدید


طلاق در سن میانسالی با وجود نوه و داماد

سلام دوستان ، بابای من بیماری اسکیزوفرنی داره و موج انفجار تو جبهه گرفتتش🥲(البته هیچ وقت دنبال درمان نرفت و میگه من حالم خوبه)
ولی مامانم از اول زندگی از دسش بدبخت ترین بود.
نمیذاشتش با خونوادش رفت و امد کنه
بهش تهمت میزد
اسمشو وارد شناسنامش نمیکنه
توهین فحش کتک ک کار هرروزش بود و هست

الان مامانم ۴۶ سالشه و بابام ۵۶ سال
ولی مامانم دیروز قهر کرده اومده ، میگه همش کتک میزنه و فحش رکیک میده جلو دختر و پسرجوونم( ابجیم ۱۵ ساله و داداش ۱۷ سالم مجردن هنو خونه هستن) ( خیلی فحشای ناموسی زشتی میده 😵‍💫)
میگه میزنه تو سرم توی نماز ، میگه مثه سگ بیرونت میکنم طلاقت میدم🥲

مامانم شغلی نداره ،( یه شمع سازی بلده ک درآمدی نداره )

من و خواهرم ازدواج کردیم ، خواهرم بچه داره ، الان مامانم خونه ی ما هست و بابام همش ما رو مقصر میدونه ،
دلم آشوبه
نمیدونم کار درست چیه

کسی سراغ دارین تو سن بالا جدا شن با این شرایط؟
چطور شده بعدش؟
تو خونواده شوهر خرد نمیشیم ما؟

دارم دیوونه میشم.🥹😵‍💫

454 پاسخ 1,345 بازدید


جیغ و گریه خیلی خیلی شدید و مداوم نوزاد۴ماهه

سلام وقتتون بخیر
دخترم ۴ماه و ۵روزشه هنوز واکسن نزدم. یک هفته هست ک در طی روز معلم گریه میکنه مدام هیچ چیزی آرومش نمیکنه چندتا دکتر بردم هرکدوم یه تشخیص دادن امروزی‌ها گفت حساسیت ب پروتئین گاوی. آزمایش اورژانسی هم نوشت خون مدفوع ادرار برای عفونت ک دیر شد موند واسه فردا. خیلی خیلی ناراحتم ممکنه خطری باشه براش

394 پاسخ 579 بازدید


سقط جنین ۴ هفته ایی

با سلام خدمت اومایی های عزیز و دکتر اومای عزیز
من با تمام مراقبت ها و جلوگیری بارداری متاسفانه باردار شدم و یه بچه ی ۱۰ ماهه هم دارم و اصلا نمیخواستم الان بچه ی دوم رو میخواستم بدونم میتونم با گذاشتن قرص سقطش کنم یا چه راه حلی رو توصیه میکنید

391 پاسخ 1,074 بازدید


دوستای خوبم میشه بیاین یکم درد و دل خواهرانه دارم😔

اول ممنونم که تاپیک منو می‌خونید و به درد و دلم گوش میدید
من متاسفانه رفیقی ندارم براش درد و دل کنم و الان خودما در تنها ترین حالت میبینم اگر هم اطرافیان کسی هست نمیتونم راحت باشم و با کسی در این مورد حرف بزنم...
منو و همسرم از اول زندگی سعی کردیم اول رفیق هم باشیم و بعد همسر هم
با هم در کنار هم پشت هم زندگیمون به لطف خدا و اهل بیت تا الان عالی ساختیم و زبون زد همه هستیم و چون همو داشتیم زیاد رفیق دورمون نداریم بخصوص من و الان خیلی حس تنهایی دارم که براتون میگم
شوهرم چندین سال پیش اوایل عروسی خواست شغل مستقل پیدا کنه و کارفرما بشه از اتاق خونمون شروع کردیم دست تو دست هم و الان به لطف خدا صاحب شرکت و چندتا پرسنل شدیم
اول کار من باردار شدم و ی مدت کنار همسرم نبودم تا پسرم 6ماهه شد و من از اون موقع بچم پیش مادرم گذاشتم و سرکار کنار همسرم کار کردم و همسرم حتی یک سال سرباز شد چون برای کار و ...بهش نیاز داشتیم
من بودم و پرسنل از جون برای کارمون مایه گذاشتیم ...دوره دیدم پیج شرکت ب چندین هزار فالو با فروش رسوندم مسئول بسته بندی نداشتیم من مسئول شدم پیک شرکت اخراج کردیم حتی ی مدت پیک شدم اونم با چی بدون ماشین با ماشین پدرم ....خلاصه سمت من تو اون شرکت مدیر داخلی بود اما هر سمتی خالی میشد یا کم و کاستی نیرو داشت من بودم ... بی چشم داشت برای زندگیمون برای آینده شرکتمون....
الان اما باردار شدم البته که تو اوج کار اما خوب خودمون خواستیم و خداروشکر ....
الان شدم ی مادر خانه دار نمیگم برام تو خونه نشستن سخته ها یکم سخت هست اما برنامه خودم دارم به پسرم برسم ب کار خونه و ...
الان همسرم در حال نیرو عوض کردن و ی دوست پیدا کرده که مدام حرف اون توی خونس پسره هم مجرد و واقعا پسر سالم و با خدایی هست حالا اون اومده کنار همسرم و واقعا متاسفم این حرف میزنم اما من اصلا حس خوبی ندارم نمی‌دونم اسم این حسمو چی بزارم
اون دوست همسرم الان جای سمت من مدیر داخلی شرکت فعالیت می‌کنه و خوب خوشحالم همسرم با این همه فشار کاری کسی کمکش باشه اما واقعا نمی‌دونم چرا حالم اصلا خوب نیست دوست دارم این حرفا را به همسرم بزنم چون اصلا غرور و شخصیتم اجازه نمیده...
همسرم فوق العاده خوبه ی مرد که ایده آل هر زنی هست... فوق العاده مهربون تلاش گر و عالی هیچی کم نمیزاره ولی الان من اصلا حالم خوش نیست نمی‌دونم چی کار کنم
شخصیت شوهرم جذابه و آدم های مختلفی جذبش میشه مدیر عامل شرکته و خوب حتی مشتری ها هم جذبش میشن خیلی شده که دوستای مختلف کنارش قرار گرفتن که خودش نخواسته رابطه داشته باشه و یا مشغله نذاشته و یا من حس خوبی به اون فرد نداشتم از نظر شخصیتی که خوب همسرم به نظر من خیلی اهمیت میده اما این آقا پسر واقعا کار درسته اما من نمی‌دونم چرا نمیتونم قبولش کنم نمی‌دونم شاید جای منو گرفته و من نشستم تو خونه اصلا خوشم نمیاد زن حساسی باشم حتی با این که شوهرم کارمند خانم داره اما الان که این فرد اینقدر ب همسرم نزدیک شده حالم خوب نیست همسرم میگه عهد اخوت باش بستم اینقدر که از برادر بیشتر دلسوزه ... اما من حس های مزخرفی دارم مثلا امروز پرسیدم کلیدای شرکتم تو جا کلیدی نیست نگران شدم چون کلید گاوصندوق بهش بود همسرم گفت داده ب اون پسره یا حتی پری روز همسرم در اومد گفت دنبال میز بودم برای همون آقا گفتم برای چی میز که هست گفت میز متفاوت از بقیه میز ها که با اونا فرق بکنه چون بالاخره اون مدیرداخلیه باید میزش متفاوت باشه
همین ها شده برای من مورد که حساس بشم ....
من می‌دونم این حرف ب شوهرم بزنم میگه اگر تو بگی بیرونش میکنم اما نمی‌خوام بگم چون فکر میکنم مشکل از منه و چون شرایط کاری همسرم می‌دونم نمیتونم ببینم دست تنها و بدون امین وسط کارمنداش بمونه و شخصیتم اجازه بیان این موضوع نمیده نمیخوام همسرم فک کنه که من میخوام هیچ کس جز من دورش نباشه.....
اما این وسط خودمم نمیتونم آروم کنم....الان همسرم نزدیک یک هفته هست از سفر کاری اومده اما من نمیتونم باهاش نزدیکی کنم چون ذهنم فوق العاده سر این موضوعات درگیره اونم درک می‌کنه می‌زاره پای بارداری اما من حتی از این درک کردنش هم لجم گرفته حتی میگم چطور بعد چند هفته نمی‌خواد هی گیر بهم بده که نزدیکی کنیم با این که اومد هم طرفم اما انگارتوقعم بیشتره.... حتی چند روزه مدام میگه از سفر اومدم تو ی چیزیت شده هی سعی می‌کنه ببردم بیرون و.... تا بلکه باش حرف بزنم اما من فقط مدام گفتم خوبم خوبم چیزیم نیست و خوب میشم ....
ببخشید که خیلی حرف زدم تمام حرفام با اشک زدم ممنونم اگر راهکار به ذهنتون میاد کمکم کنید....

386 پاسخ 1,330 بازدید


زایمان زودرس مامانا لطفا بیاین

سلام مامانا کیا زایمان زودرس داشتن بچشون چندکیلو بود
که دستگاه نرفت وچه هفته ای بودن
تو سونو وزنشونو دقیق گفت
بچه من خون‌رسانی بهش ضعیفه وزنشم کمه ۲کیلو ۱۰۰گرمه
میگم نکنه از این کمتر هم باشه موقع دنیا اومدن
دعا کنین تا۳۷بتونم نگهش دارم تا وزن بگیره
همش نگران بعدشم که سالمه همه کاراش مثل بچه های دیگس و اینکه ممکنه دستگاه نره
راستی نگه داری ازش خیلی سخته

320 پاسخ 965 بازدید


بتا مثبت هست چرا سونو نشون نمیده؟

خانم دکتر عزیز
من اخرین پریودیم 6اردیبهشت بوده
11خرداد بتا دادم منفی بود همون یازدهم سونو هم گفت چیزی مشخص نیست
13 خرداد تیتر بتا دادم مثبت بود360
21خرداد دوباره تکرار کردم 7484.5
بود
رفتم سونو زد مشکوک به بارداری
مگه چنین چیزی میشه؟؟
بیبی هم امروز زدم دو خط بود

چرا سونو نشون نمیده
؟؟
تو سونو زدن مشکوک به ساک پنج هفته و یک روز

206 پاسخ 1,003 بازدید


بیان باهم حرف بزنیم

من حوصله ام سر رفت دق کردم؟!

196 پاسخ 912 بازدید


کیا شش ماهگی اتاق بچشون جدا کردن؟

سلام مامانا من تازه دارم میرم خونه جدید نه دوتا خواب داره قبلا خونم تک خواب بود،دخترم تازه ۶ ماهش شده موندم جداش کنم یا نه؟ کیا تو این سن جای بچه رو جدا کردن تجربه بدید خوب بود یا نه چطور اینکارو کردید
اینم بگم دختر من از اول تو تخت خودش کنار تخت من و همسرم خوابید نه تو تخت ما

192 پاسخ 595 بازدید


دعا برا شفای مریض

مامانا توروخدا برا یه مریض دعا کنین صلواتی دعایی جون بچه هاتون

189 پاسخ 304 بازدید


دوستان بیایین ی راهنمایی کنید


موضوع من خیلی مهم نیست ولی خب اذیت کننده س
من با مادرشوهرم زندگی میکنم ، واقعا بین عروساش فرق میذاره اصلا ب فکر من نیست واسه عروس دیگه ش جونشو میده تا مریض میشه سریع میره خونش حالشو میپرسه کاراشو میکنه وقتی خونه نباشه چند روز میره به خونش رسیدگی میکنه همش حرفشو میزنه ، ولی اصلا برا من هیچ محبتی نداره همش دستور میده ک فلان کارو کن چیکار کن چیکار نکن، منم ادم صبوری نیستم یا تو سری خور هم ک نیستم خیلی جاها هم از خجالتش درمیام ولی خب واقعا این مسئله داره حسودم میکنه مثلا من چند وقت پیش خیلی مریض بودم اصلا نمیتونستم از جام تکون بخورم بخدا ی لیوان اب هم بهم نمیدادن چ اون چ شوهرم تازه خیلی غر میزدن ک چرا ی هفته س خوردو خوراک خوبی نداریم خیلی دلم شکست یا اینکه جاریم ی روز زنگ زد بهش صداش ی کم گرفته بود خیلی ناراحت شد انگار دنیا رو سرش خراب شد سریع رفت بهش سر زد در صورتی ک صداش بخاطر بیدار شدن از خواب گرفته بود و پشت تلفنم گفت ک تازه از خواب بیدار شدم ولی باور نکرد تا رفت بهش سر زدو خیالش راحت شد
میدونم اینا مسائل مهمی نیست ولی خب ادم دلش میشکنه اگه با من زندگی میکنه اگه همه بدبختیاش برا منه پس چرا ی ذره احترام قائل نیست برا من
چون پیره نمیتونم جداش کنم شوهرم میگه ابروم میره میگن نتونست مامانشو پیش خودش نگه داره واسه من همیشه مریضه و ناتوان ولی واسه جاریم جونشو میده ، دوتا جاری دیگه م اصلا اهمیتی نمیدن ب ظاهر منم دوس دارم مث اونا بشم اهمیت ندم دیگه عقده ای شدم خیلی داره اذیتم میکنه


حالا برسم ب شوهرم::::: بخدا سرش درد بگیره من هزار بار حالشو میپرسم براش ناراحت میشم انگار ک خودم مریض شدم ولی اون اینطور نیست اصلا اهمیت نمیده ب من فقط وظایف خودشو نصفه و نیمه انجام میده خیلی وقتا نیاز دارم کمکم کنه ولی ب خودش زحمت نمیده واسه من کاری کنه نهایت لطفی ک میکنه اینه ک بیخیال بعدا انجام میدی،،، خیلی جاها خوبه بی انصافیه بگم دوسم نداره، ولی ی جاهایی احساس میکنم نسبت ب من و احساسم بی تفاوتع فقط کارش توجیه کردنه، حتی اگه جنازمم ببینه اگه همه دکترای دنیا جمع بشن بگن فوت کرده باور نمیکنه میگه الان زنده میشه این چیزیش نیست، ی جاهاییم ک ب زور میخوام بهش بفهمونم حالم خوب نیست نهایت چیزی نمیگه و میخوابه ، ی جاهاییم خیلی خوبه گیج شدم بخدا دیوونه م کرده




مسئله اینه چطور من بیخیال همه این رفتارا بشم و ارامش داشته باشم

اگه مشکل از منه بهم بگید چ راهکاری دارید بهم بدین
اگرم مشکل از اوناس ی راهکار بدین ک اهمیت ندم چون هزار بار با هردوشون حرف زدم ولی مثل ادمای نفهم رفتار میکنن و دریغ از ی درصد تغییر

181 پاسخ 823 بازدید


سلام دوستان بوشهری. بوشهر کدوم دکتر اکوقلب جنین انجام میدن؟

نمیدونم از کی باید بپرسم. چندتا سونوگرافی هم زنگ زدم گفتن نه انجام نمیدیم

179 پاسخ 296 بازدید


آزمایش بتای پایین

سلام خانم دکتر عزیز من امروز روز 13 انتقال جنینم آزمایش تتیر بتا دادم و عددش 44.6 هست، چهل و هشت ساعت بعد هم تکرار میکنم
اما اینکه الان خیلی کمه مشکلی نیست نشونه بدی نیست؟

174 پاسخ 814 بازدید


رشد کم بتا در آی وی اف

سلام من ۲۰ اردیبهشت اخرین تاریخ پریودم بود
۵ خرداد انتقال جنین انجام دادم تعیین جنسیت بوده
روز ۱۲ انتقال ازمایش تیتر دادم بتا ۱۳۵ بود
رو ۱۶ شد ۴۶۸
روز ۱۸ شد ۶۰۴.۷
روز ۲۰ شد ۸۲۶
روز ۲۲ شد ۹۵۴.۵۰
من روز ۱۸ ک جواب اومد رفتم دکترم گفت احتمالا خارج رحمی بتات کند بالا رفته دوتا ۴۸ ساعت باز تیتر تکرار کن
منم خیلی ترسیدم و استرس داشتم فرداش خودم رفتم مرکز سونوگرافی سونو کرد اول چیزی ندید بعد یهو ساک پیدا کرد نشونم داد گفت داخل رحم و خارج رحمی نیست اندازه هم ۵.۵میلی متر کمتر از ۶ هفته ای دو هفته دیگه بیا برا قلب گفت اوایل بارداری بعضی ها بتا کم براشون بالا میره ولی شما خارج رحمی نیستی
به دکترم ک گفتم میگه اشتباه کرد با این بتا ساک وجو نداره ک ببینه
ازمایش تکرار کن ک همون روز ۲۰ و ۲۲ میشد
حالا نمیدونم فردا برم مطب امپول میده دفع بشه یا صبر کنم به حرف دکتر سونوگرافی گوش بدم و دوهفته دیگه برم برای قلب

174 پاسخ 534 بازدید


دومین سالی که مادرم نیست😔

سلام دوستای گلم
امروز دوساله که مادرم از دنیا رفته و من موندم و تنهایی.
خیلی امشب دلم گرفته و تمام لحظات باهم بودنمون از جلو چشمم رد میشه.مادرم جوان بود و کلی آرزو داشت مخصوصا برای نوه اش که قسمت نبود ببیندش.
اگر براتون مقدوره یه فاتحه یا صلوات برای شادی روح همه و مادرم بخونید
بی نهایت ممنونم و ازخدا میخوام هیچوقت غم نبینید

173 پاسخ 710 بازدید


بیاین برا هم دعا کنیم

سلام خانوما
خوبین؟شبتون بخیر
امشب دلم خیلی گرفته خیلی زیاد
نمیتونم دلیلش رو بگم چون گفتن از زندگی شخصی رو تو محیط اوما درست نمیدونم
ولی خواهش میکنم برا آروم شدن دلم دعا کنین‌...
منم دعا میکنم مشکلات تک تکتون تو زندگی حل بشه به امید خدا ان شالله❤️
ممنونم واقعا😘

172 پاسخ 737 بازدید


خانوما به دادم برسید دارم از فکر دیوانه میشم دلم کبابه😢😢😢

سلام خوبین بچم نمیدونم از پی پی کردنش اینجوری شده یا حساسیته بچگکم حتما چقدر میسوزه 😭

پماد هم میزنم هم زینک اکساید زدم هم از این لوسیون ایروکس

171 پاسخ 843 بازدید