Ooma
پرسش (1405/06/05):

افسردگی بعداز زایمان نوزاد 5 ماهه

سلام مامانها
من هنوز بعداز 5 ماهگی پسرم نمیتونم تنهایی نگهش دارم یعنی اگه یه روز خواهرم نیاد و پیشم نباشه نمیتونم بخوابونمش کل روزم درگیرش میشم و حتی نمیتونم یه لذای ساده درست کنم و خودمم استراحت ندارم راه حلی دارین شمام اینجور هستین یا بودین چیکار کردین
وقتی تنهام بیشتر گریه م میادو بغض میکنم نمیدونم چطور خودمو جمع کنم

منم کل روز درگیر دخترم بودم چون فقط تو خواب شیررمیخورد خیلی روزهای سختی بود
نهارو ساعت هفت صبح که هنوز شوهرم سرکار نرفته بود بار میذاشتم شامم شوهرم که از سرکار میومد مینداختموبغلش بچه رو میرفتم تو آشپزخونه
نظافت خونه هم مادرم هفته ای یک بار میومد پیشم بچه رو نگه میداشت
افسردگی من بیشتر با شیرنخوردن بچم اوج میگرفت
منم الان دو ماهه که درگیر شیرنخوردنشم فقط توی خواب میخوره اونم با هزار دردسر
و اینکه پسر من توی 45 روزگی جراحی شد و از اون روز شرایط روحی من بدتر شد چون عفونت شدید ریه گرفت و دکترا بهم گفتن که دوراز جونش موندنش ۵۰-۵۰ هست من 12 روزی شاید یک ساعت اونم بریده بریده توی بیمارستان میخوابیدم
سلام من هنوزم افسردگی دارم از این ماه رفتم پیش روان پزشک و دارو درمانی رو شروع کردم.
سلام عزیزم منم همینم بااین تفاوت که شما خواهرتون باز میاد کمکتون من کمکی هم ندارم من خوابم سه ساعته صبح که شیرش میدم میخوابونمش بعد میرم بکارام میرسم لباس میشوزم ظرف میشورم جارو میکنمو غذا میپزم تاظهر حی اینکارا هم دخترمم بلند میشه وسطاش مجبورم ارومش کنم یا باخودم میبرمش تو اشپزخونه سرگرمش میکنم غذا میپزم
طرفای بعد از ظهرم باباش میاد کارای باباش هم هست خودم که کلا تا شب نمیخوام شب که میخوابه حین خوابش من یه چرت میزنم مثلا ساعت ۷میخوابه تا ۱۲بیدار میشه حدود یساعت بیدار میمونه باز میخوابه تا ساعت ۳باز بیدار میشه چهار میخوابه تا۶
من صبحا که دخترم خوابه کلی گریه میکنم و باخودمپحرف میزنم🥲🥲
همش استرس دارم یجوری نگرانم تپش قلب میگیرم حس خفگی میاد سراغم
خیلی روزای سختیه واقعا
مخصوصا بچه اول
اگه خودت بچه شیر نمیدی خیلی اذیت برو پیش دکتر دارو بگیر.
من گاهی اوقات از بی‌خوابی گریه میکردم.
من شیر خودم میدم
من اولین بار که با دخترم تنها موندم ترسیدم گفتم وای تکون میخوره واقعیه
من افسردگی بدی گرفتم
شما کاملا عادیه وضعیتت بچه اول اقعا آدم احساس ترس و دلهره داره و خستگی شدید و بی‌خوابی و استراحت نکردن باعث افسردگی میشه.
من وضعم سردخترم اصلا خوب نبود.
ولی برای پسرم خسته بودم ولی روحیه ام مث زمان دخترم بد نشد
همه سر بچه اول افسردگی میگیرن
متاسفانه خوابشم سبکه یعنی وقتی پیشش نیستم حتی نیم ساعتم نمیخوابه اصلا گیجم میدونم همه این استرسهامم بخاطر بیخوابیه
امیدوارم زودتر این بیخوابیها تموم بشه من واقعا کم آوردم
پسر منم همینه ۲۴ ساعت اگه بزور ۸ساعت بخوابه
شیرم درست و حسابی نمیخوره ..هی چه کنیم شانس ماهم اینجوریه
من بچه اولمم همینطوری بود ...نمیدونم چجوری بقیه بچه اروم دارن و خوب شیر میخورن بچه هاشون برای من که حسرته🤕
عزیزم اصلا تنها نیستی من درهفته شاید دو الی سه روز خونه خودم باشم که اونم باز عصرش عمه هام یا مامانم میاد پیشم دختر منم شدیدا رفلاکس داشت ث اوجشم از چهار ماهگی تا شش ماهگی بود
عزیزم بچه منم همینجوره، دیشب رفتم مهمونی اینقدر گریه کرد، منم حالتای افسردگی دارم، همش صدای گریه تو گوشمه، تمام تنم درد میکنه
دختر اول منم خیلی اذیتم کرد، بزرگ شده بود راحت شده بودم، الان دوباره حس میکنم انگار زندانی شدم، دلم یک ساعت آرامش میخواد
ولی همش گذراس الان ک تقریبا هشت ماهش خیلی بهتر شد قبلا حتی دودقیقه هم بیرون میرفتیم گریع میکرد الان میگه بریم بیرون باید صبوری به خرج داد و دیگران هم اگر میتوتن همکاری
عزیزم دختر شما علتش چی بود که ۴ تا ۶ ماه رفلاکسش اوج گرفت؟ دختر من خیلی بهتر شده خداروشکر، امکان داره باز بدتر بشه؟
منم اصلا حالم خوب نیست
دارم زیر بار خستگی له میشم
هیچ راهی م جز تحمل ندارم😢
اینقد این روزا مدام گریه میکنه که همش دارم خودمو اونو و همه رو فوش میدم
خواب نداره
ازاونورم دختردیگم
ازاینکه نمیتونم بهش برسم عذاب وجدان دارم همش
پسرمن ده روز مدام شیربالا میاورد داشت فقط وزن کم میکرد و راهی جز جراحی نداشت طی جراحی عفونت شدید ریه گرفت خیلی روزای سختیو گذراندیم الان 3 ماهه که دارو میخوره بعداز عملش این مراقبتا و استرسا حجم افسردگیو برام چندبرابر کرده احساس میکنم خیلی بی عزضه ام که نمیتونم تنهایی بزرگش کنم و اگه به قبل برمیگشتم شاید اصلا مادر نمیشدم
اول از همه رفلاکس نوزاد باهم فزق میکنه عزیزم ولی اکثرا توی چهار ماهگی اوجشه تا شش ماهگی توی سایتم دکتر اوما تایید کردن این موضوع ک البته برای دختر کن با اولین سرماخوردگی اتفاق افتاد و خیلییییی سخته حتی گاها با زدن واکسن هم ممکن اتفاق بیافته
اصلااااا اینجوری فکر نکن گلم
شما خیلی هم قوی هستین کلا بچهای رفلاکس و حساسیت به پروتئین گاوی خیلی سخت تر از نوزاد عادی هستن اینهاحتی خوابشون هم فرق داره
هنع بع کمک احتیاج دارن بدون کمک کی گفته باید نوزاد بزرگ کرد این ذهنیت رو از خودت دورکن عزیزم
عزیزم هنوز بچه ات کوچیکه. همه همین وضعیت دارن. تا ۶ ۷ ماه بدترین حس و حال دنیا میاد سراغت. من حتی حسی به پسرم نداشتم. منم مثل شما درگیر دکتر بودم همین اوضاع بدتر کرده بود. این خیلی خوبه که کسی هس کمکت کنه‌‌. مادر خواهر همسر. یکی دو ساعت کمکت باشه کلی آرامش میگیری. من تنها تنها بودم با یه بچه با انواع مشکلات. بعضی وقتا از گشنگی فشارم میفتاد. دور از خانواده ام.
ولی یکی دو ماهی هس حس بهتری دارم رابطه بهتر با پسرم همسرم. مدیریت خونه زندگی...
خلاصه حالتو قبول کن باهاش نجنگ تا اسن روزا بکذره
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه