Ooma
پرسش (1405/05/11):

از شوهرم و دخترم بیزار شدم

خیلی حالم بده ، دخترم به حرفم گوش نمی ده جدیدا ، مثلا یه کلمه ای رو اشتباه می گه من درستش رو می گم ناراحت می شه مگه من از تو پرسیدم، وسیله هاش همش این طرف و اون طرف خونه س ، می گم جمع کن گوش نمی ده ، مخصوصا باباش خونه بودنی دور برمی داره، من توقع دارم باباش یه کوچولو تذکر بده به حرف مامان گوش کن ،ولی تا میام حرف بزنم می گه سروصدا نکنید و آخرش هم من مقصر می شم ، مرتیکه یه بار به بچه نگفت با مادرت این طور حرف نزن ، خسته شدم ،گاهی می گم دوتاشون رو رها کنم برم خونه پدرم ببینم چه غلطی می خوان بکنن ،سه روزه حالم خوب نیست با این حال هزارتا کار انجام دادم، چهارشنبه هم خودم تنها رفتم سرم وصل کردم و دکتر آمپول زد ...می گفت نیازی نیست بری دکتر ...رفته بود اداره یه زنگ نزد حالمو بپرسه،کاری کرده از دخترمم بدم میاد

عزیزم، نوشته‌ات رو خوندم و واقعاً دلم گرفت. معلومه که مدت زیادیه بار همه چیز رو تنهایی به دوش کشیدی و خسته شدی
به نظرم الان بیشتر از هر چیزی به حمایت نیاز داری، نه اینکه خودت رو مقصر بدونی. اگر این حال بد چند روزه ادامه داره یا احساس می‌کنی دیگه از پسش برنمیای، حتماً با یک روانشناس یا مشاور حتی شده آنلاین هم صحبت کن. کمک گرفتن نشونه ضعف نیست.
اگر فرصت کردی خودت یواشکی حضوری برو، اگر نشد آنلاین ویزیت بگیر.
مشاور درمورد نحوه ی ارتباطت با فرزندت و ارتباطتت با همسرت به صورت تخصصی راهنمایی میده.
اگر همین الان که تو این اوضاع هستی اینکار رو بکنی خیلی بهتره تا اینکه دخترت بزرگتر بشه و عادت هایی که مناسب نمیبینی، براش عادی بشه.
دخترم ۹ سالشه ،کم کم داره می شه مثل شوهرم ...مشکل از همسرمه ..این مرد یه کوچولو عاطفه ندارن ،یک صدم از اون چیزی که دخترم رو دوست داره منو نداره ، خیلی خسته ام ازم هیچ وقت تشکر نمی کنه ،همیشه فکر می کنه همه این کار ها وظیفمه
خیلی وقت ها دوست دارم بزارم برم ، می دونه این مرتیکه می خواد به همه بگه این حتی با دخترشم مشکل داره ،خیلی آشغاله
قراره فردا بریم مسافرت هر چی از دهنش دراومد بهم گفت، دوست دارم فردا برم خونه پدرم و قید زندگی با این مرد رو بزنم خیلی خسته ام ازش، شدیدا خودشیفته و بی فهم و شعور
ایکاش زودتر از اینها برای رابطه ات با همسرت اقدام میکردی، ولی الانم اصلا دیر نیست. اول از همه باید رابطه تون رو اصلاح کنی
بیشتر از اینکه از دخترت خسته باشی، از این ناراحتی که احساس می‌کنی تنها موندی و همسرت پشتت نیست، دلت گرفته. هیچ مادری با این حجم از فشار نمی‌تونه همیشه آروم و صبور باشه. لطفاً خودت رو بابت همه چیز سرزنش نکن.
اگر همسرت و شما، هر دو یک روش مشترک برای تربیتش داشته باشید، احتمالاً رفتار دخترت هم کم‌کم بهتر می‌شه. فعلاً بیشتر از هر چیزی مراقب خودت باش؛ سلامت و آرامش تو برای بچه‌هات خیلی مهمه. امیدوارم هرچه زودتر حالت بهتر بشه. 🌹
همسرم درست بشو نیست ..بارها باهاش صحبت کردم که جلوی بچه حق رو به من بده ...یک صدم اندازه ای که دخترم رو دوست داره منو نداره و همین باعث می شه هیچ وقت حق رو به من نده
عزیزم میدونم ناراحتی و احساس تنها شدن میکنی
ولی حرفم اینه که چرا خودتو داری با دخترت مقایسه می‌کنی و خودتو در مقابل اون میدونی
تو در جایگاه بالاتری نسبت به اون در خانواده قرار داری
دخترت بچه است و نیاز به حمایت‌گری داره به همین خاطره که همسرت پشتشه

باید درکش کنی دخترشه و خیلی دوسش داره
این تویی که باید جایگاه خودت رو در خانواده تعریف کنی
شاید به خاطر حس بدی که از همسرت به دل داری ناراحتیت رو سر دخترت خالی میکنی
اونم تو سنیه که کم‌کم داره وارد دوران نوجوانی میشه و غرور و استقلالش داره پررنگ‌تر میشه

از رابطه‌ات با دخترت خبر ندارم ولی اگه زیاد دعواش میکنی شاید به همین خاطره که جوابتو میده

به نظرم بیشتر بهش محبت کن، باهاش صحبت کن، اگر نامرتبه با زبون خوش بهش بگو، براش چیزایی که دوس داره بخر...
تو واسطه اومدنش به این دنیا بودی، تو مادرشی، رقیبش نیستی
هرچه بیشتر محبت ببینه بیشتر به سمتت کشیده میشه
منم مثل توام محکومم ب زندگی کردن
سلام عزیزم شما نیاز به استراحت داری کار خونه وظایف مادری اینا حدواندازه داره یکم فاصله بگیر برای خودت وقت بزار بچت کوچیک هم نیست با دوستات با خانوادت حتی خودت تنها خرید برو مهمونی گردش حالت خوب میشه بعد بیا مشکلی رو با همسرت وفرزندت حل کن
شما خودتو خسته کردی اول سرحال شو بعد باآرامش حرفات به دخترت بگو وسایل ریخت و پاش واین مسائل که عزیزم همه بچها همینن
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه