Ooma
پرسش (1405/03/29):

می خوام طلاق بگیرم

خانما می خوام جدا شم، شوهرم سر هر مسأله ای دعوا راه می ندازه، کتک می زنند، فحش می ده، گوشیش رو هفت تا سوراخ موش قایم می کنه ، اجازه دست زدن به گوشیش رو من به هیچ عنوان ندارم ، شدیدا مشکوکم ،حتی اجازه نمیده به عکسا نگاه کنم، به نظرتون چکار کنم ؟کل طلاهام رو برده گذاشته صندوق امانات بانک ،به نظرتون با یه ترفندی طلاها رو بگم بیاره بعد برم ،حداقل بعد ۱۵ سال حمالی کردن یه چیزی بهم برسه ،خیییییییلییییییی اذیتم کرده تو این سال ها

سلام فاکتور طلا به اسم شماست یا شوهرتون
بنظرم از پس خودت بر بیای کار خوبی میکنی وقتی اینجوریه
اگه فاکتور طلاها به اسمت باشه حتی میتونی درخواست دادی فاکتور طلاها رو وارد پرونده کنی که ازت برداشته ولی اگه به اسمت نباشه فک نکنم بتونی کاری کنی حتی با یه ترفندی هم ازش بگیری فردا روزی رفتی با فاکتور ثابت میکنه و ازت پس میگیره
فاکتور طلاها خیلی مهمه
من همه طلاهام فاکتور ب اسم خودم.
ولی خو در کل طلا تو زندگی برا زن و یه هدیه از طرف مرد به زن ولی اینطور که شوهر شما ازش تعریف میکنی صبح میاد و میگه که برای سرمایه خریدم نه هدیه و فاکتورش نشون میده و کار برا شما سخت میکنه بهتره هر موقع طلا میخرین به اسم خودتون بخرین اینکار بهتره
سلام آره اول بگو طلاهام رو میخوام بعدا که آورد ببر بزار خونه پدرتون
سلام چرامیخای به گوشیش دست بزنی؟!
اگه طلاق بگیری حتما میخای بچت هم برداری براخودت،ازپس خرج خودت ودخترت برمیای؟
توان کارپیداکردن بعدطلاق داری؟
حمایت کننده بعدطلاقت داری؟
خونه ازخودت داری نخای اجاره خونه بدی؟
تا کی میخای غریزه جنسیتو سرکوب کنی که بعدصاحب هزار درد بشی؟
چرا رو اخلاق خودت کارنمیکنی بعد۱۵سال چرا یبارفکرنکردی شاید مشکل ازرفتار منه که اون هنوز آدم نشده؟
مطمئنی اقایی که صددرصد بعدازطلاق چندسال آینده باهاش ازدواج میکنی بهتره ازاین شوهرت باشه؟
اینطور ازپیامت متوجه شدم شما مدام شوهرت سین جیم میکنی مثل کارآگاها ازش هی میپرسی،مثل گشت ارشاد هی میخای ازش مچگیری کنی که خطا نره
اگه خیلی مشتاق طلاق گرفتن هستی ،یکی بهت معرفی کنم که بااین افرادسروکارداره،وتجربه هاشون گوش میده میگه ۹۰درصدشون ازطلاق پشیمونن ولی دیگه چاره ندارن
چقدر بد صحبت میکنی بنده خدا مشکل داره اومده با ما صحبت کنه یکم دلش آروم بشه با این طرز صحبت کردنتون بدتر دلش میکشنه.
چرا نباید گوشی شوهرشو دست بزنه اگه اون شوهرش هم آدم باشه
دلایل ندارع گوشی رو بخواد قایم‌کنه یا طلا ها رو ببره امانت
چه زود قضاوت کردی
از شوهرم چیزایی دیدم که می دونم داره خیانت می کنه، من همه کار کردم برای زندگیم....همه کااااار....حق من این زندگی نبود ...شوهرم چون می بینه دارم کوتاه میام هر بلایی سرم میارم دیگه نمی تونم
دقیقن ی جوری حرف زده ی لحظه من شک کردم حتمن شوهر این بیچارس انقد ک بد گفت و مقصر دونستش
میدونی گاهی نفهمیدن بهتر از فهمیدن مطمن باش شوهرت اگه میدونست تو هنوز چیزی از کاراش نمیدونی اینقدر دورت میگرفت ک سر از کارش درنیاری ولی حالا که میدونه فهمیدی و هیچی نمیگه روش بیشتر باز شده و میدونه برای تو هم مهم نیست چون تا ادامه دادن به این زندگی داری بهش میگی که کارای اون برات مهم نیست و خللی تو زندگیت ایجاد نمیکنه اما فقط یه بار یه بار از زندگیت دل بکن نخواه نپوش نخور نبر بهش وانمود کن که ادامه این زندگی برات سخته و ممکنه به اخر برسه اگه مرد زندگی باشه و واقعا زندگی با تو ودخترت براش مهم باشه دست برمیداره ولی اگه نه که همون بهتر زودتر تموم بشه
مردی که بددهنه موقع دعوا ملاحظه نمی کنه، فحشای رکیک می ده، وقتی عصبی می شه طوری کتک می زنه که تاحد مرگ می ری ...قبلا هم خیانت کرده ولی یه جور ماسمالیش کرده ..چه طور با این مرد زندگی کنم ...چرا خدا منو نمی کشه
چرا واقعن دست نزنه به گوشیش نمیخوره ک شوهرشه میخواد اصلا عکس ببینه بازی کنه الکی دستص بگیره چه اشکالی داره
اصلا حقم داره یواشکی چکش کنه زندگیشه .
حتمن حمایت مالی داره ک بخواد طلاق بگیره و خودشو از زندگی ک همش فحش و کتک کاری و خیانته نجات بده
درثانی نداشته باشه هم ادم بهتره ب همجنس و هم نوع خودش رحم کنه و ارومتر صحبت کنه امید بده نه طلبکارانه سوال پیچش کنه
یه بچه ۹ ساله دارن چند سال قبلشم ازدواج کردن طول این سالها حتمن ازش رنج کشیده و صبر کرده تحمل کرده تلاش کرده نتیجه نداده
ادم از ی جایی ب بعد دیگ میبره
اتفاقا خیانتش بهم ثابت نشده و همیشه ماسمالیش کرده،..ولی بالا توضیح دادم چطور بوده
ممنون از درک و شعورت
به نظر من نون خشک خوردن و دل خوش داشتن بهه از صد تا بهترین غذاها رو خوردن و تو کاخ زندگی کردن و نداشتن یه دل خوش
من از زخم زبون فامیل و دیگران می ترسم ..پدرم ناراحتی قلبی داره ...کاش هیچ وقت به دنیا نمیومدم
چرا اینطور فکر میکنی همین الان نرفته داری به خودت ظلم میکنی همه آدم ها لایق بهترین زندگی هستن اگه خودشون بخوان
و اون بچه چه گناهی کرده ک از کودکی از نوزادی شاهد دعوا و کتک کاری والدینش شده تا ب امروز و اگ قراره اینا ب این زندگی ادامه بدن باز هم شاهدش خواهد بود اون بچه ی بیمار روانی میشه هم شاهد کتک کاری و دعوا هم فحش و ناسازا
یکم ک بزرگتر شد معنی خیانتم بفهمه ک دیگ تمام
کاش بمیرم ..من ضعیفم نمی تونم..دوری بچم را تحمل کنم ...پدرم می گه من نمی تونم بچه بزرگ کنم برای اون لندهور
بزرگا تلاش کردن برای خوب شدن اخلاقش؟؟ینی ب پدرشوهرت اینا چیزی گفتی؟؟؟
دخترم کلی آسیب دیده ...شدیدا ترسوئه..همش استرس داره ...همش می ترسه منو پدرش دعوا کنیم
ظاهراً این اواخر ازم طرفداری می کردن ولی اینم مثل خانوادشه
خانوادش اوایل ازدواج خیلی کارا کردن،من از مادر شوهرم دل خوشی ندارم
هیچ وقت خودتو نباز شوهرت همینارو دیده ک بیشتر داره فشار میاره روت
با خودت بگو من لایق بهترین زندگی ام
بعدم دخترت ۹ سالش شده و دادگاه تصمیم رو ب دخترت میده ک پیش پدر بمونه یا مادر با زور نمیتونه ازت بگیره
خو میکه پدرم قبولش نمیکنه
نگران حرف و حدیث ها هم نباش الان طلاق راحت شده قدیم نیس واقعن تو هر خونه و خانواده ایی وجود داره اصلا عادی شده اونا ک تو زندگی تو نیستن بزار هرچی میخوان بگن والا
دعا کنید بمیرم ،سال ها تلاش کردم برای زندگیم نشد...من تحمل خیلی چیزا رو ندارم ...دعا کنید بمیرم
ناراحته مگ میشه پدربزرگ نوه رو نخواد
اینجوری نگو تو باید قوی باشی مادر ی دختری
عزیزم همیشه تلخترین داروها شفابخشن،یکی باید باشه بعد طلاق رو بگه که طرف ندونسته خودش بیچاره ترنکنه،
برای احیای مریض گاهی استخوان سینه هم میشکنه ولی مریض زنده میشه
برای زندگی که۱۵ سال ازش گذشته جوونی دوطرف گذاشته شده یک عمر هست چرا بگم عزیزم بروطلاقت بگیر که آروم بشی؟
دیدی عزیزم دیدی گفتم بچت میخای برداری براخودت غصت دوبرابر الان میشه بعد طلاق
کاش اینجا هم پی وی داشت،هرموقع بودی آیدی ایتا بزار که باهات حرف بزنم
چرا باید ۱۵ سال جوونیش تو این زندگی حدر رفته با اخلاق های بد شوهرش پیرش کرده اعصاب نمونده دخترش ضربه میبینه و دیده خودش هم بدتر باید ادامه بده؟؟
هیچ کسی ی نفرو نمیتونه مجبور ب طلاق کنه یا مجبورش کنه اون زندگیو تحمل کنه چون اون طرف فقط خودش میدونه ک چیا تو زندگی کشیده
شاید بتونه تحمل کنه شاید شرایطشو داره و شاید های دیگ ک نه من خبر دارم نه تو
هرکسی اینجا نظر خودشو میگه و در اخر تصمیم گیرنده خود فرد هس بنا ب شرایط روحی روانی خودش و زندگیش ک چیکار کنه
میتونن پیش مشاوره هم برن و شوهرشم ببره
یا خودش بره و ایشالا ک حالشون بهتر بشه
به قول دوستامون اگه میتونی مشاوره برو
اگه تصمیمت قطعیه برای طلاق بازم خودت مشاور برو
تا با یه دید منطقی تری بتونی تصمیم بگیری
از نظر اینکه مردم چی میگن
گور بابای مردم
مگه مردم دارن جای من و تو زندگی میکنن؟
توهرکاری کنی یه چیزی میگن
فردا روز با صورت کبود از کتک ببیننت نمیگن افرین،میگن خب طلاق بگیر
بعد طلاق یه مدت میگن طلاق گرفته و بعدم میرن سراغ یه نفر دیگه
البته که الان دیگه مثل قدیم نیست کسی که طلاق میگیره تو چشم باشه.خوشبختانه یا متاسفانه طلاق زیاد شده و برای مردم عادی شده.ما خودمون تو فامیل زیاد داریم حتی۱بار هم به روشون نیاوردیم،به ما چه
کاری ک میدونی درسته انجام بده.
این از این
در مورد پدرت
شاید حالا عصبی بوده اونجوری گفته
یا اونجوری گفته ک تو طلاق نگیری
مادرت چطوره؟حمایت میکنه ازت؟حداقل اینکه سنگ نندازه جلوپات
یا برادر داری؟حداقل درجریان باشن که۴روز دیگه تو دادگاه تنها نری و بیایی
قبل از اقدام برای طلاق یه کاری دست و پا کن
گرچه شاید شوهرت نزاره بری سرکار،اما تو باید بری سرکار بعد از طلاق که حتی اگر خونه پدرت بودی خودت بتونی یه حداقل درامدی داشته باشی برای خودت و دخترت
دخترت هم ک خداروشکر ماشالله خانومیه برای خودش بزرگ شده
باهاش بشین منطقی صحبت کن و تا حدی بهش دلیل کارتو بگو.
امیدوارم هرتصمیمی میگیری بهترین تصمیم باشه برات و بتونی تا اخرش بری
اما قبل هرتصمیمی خوب فکر کن
بسم الله!!!
داره میگه کتکم میزنه ،فحش میده، گوشیو قائم میکنه
اگ گهی نمیخوره چرا باید گوشی قایم کنه

از ۴ تا خط پیام چطوری انقد خوب متوجه شدی شوهرت انقد اقاس ک خانم مشکلش حاده ک شوهرش مجبوره گوشیو تو سوراخ موش بذارع؟؛!!!
وقتی با بچه ی ۹ ساله میاد حرف از طلاق میکنه ولی با همین آدم انتری ۱۵ سال کنار اومده پس برا زندگیش انقدی تلاش کرده ک تاثیری ندیده راه اخرو انتخاب کرده
شوهرش
پدرم شدیدا دخترم رو دوست داره ولی دوست نداره شوهرم خوش بگذرونه من بچه بزرگ کنم
برادرم پشتشه، دفعه پیش می خواست گردنش رو بشکنه،نیومد پایین، مادرم که بنده خدا فقط برام اشک می ریخت، برای دخترم خصوصا،چون خیلی دوسش دارن
پشتمه
می دونم سرو گوش شوهرم می جنبه ...تو این زندگی بلایی نبوده سرم بیاره
گردن همچین مردی رو بایدم شکوند
اره مامانا که همیشه غصه مارو میخورن
خوبه اینکه برادرت پشتته
با یه مشاور صحبت کن و توکل برخدا ان شالله بهترین تصمیم رو میگیری
می دونی از چی می سوزم، از این می سوزم همه چیشو تحمل کردم ...دیگه خیانت رو نمی تونم ....خیلی خسته ام خیلی
عزیزمممم حق داری
مگه ادم چقدر میتونه تحمل کنه
حق داری واقعا
کاملا حق با توئه
به نظرم هرچی زودتر از همچین موجود بیخودی جدا بشی بهتره
فقط وقتی پدرت گفته بچه رو نگه نمی‌دارم می‌خوای اون طفل معصوم و بزاری پیش اون موجود تنهایی؟؟؟
برو اول کار پیدا کن بتونی خرج خودتون دوتارو بدی
بعدا بزار برو
طلاهام با هر حقه ای بلدی ازش بگیر بعدا برو طلافروشی با یه طلای دیگه عوضشون کن
اینجوری هرکاری کنه طلا دیگه مال توئه
اسم طلایی که مرد به زن میده هبه هست و قابل پس گرفتن مگر زن بره اونو تبدیل کنه به یه طلای دیگه
اینجوری چون خود طلایی که مرد خریده از بین رفته و یه طلای دیگه جایگزینش شده دیگه قابل پس گرفتن نیست
بچه هم خودش انتخاب می‌کنه با کی زندگی کنه
قاضی شمارو اجبار نمیکنه که مثلا بچه رو بده به باباش
فقط اولین کار برو کار پیدا کن که بتونی دخترتو پیش خودت نگه داری
شرمنده این میگم. ولی یاد اون خانوم جلسه ای افتادم
دیشبم که برات بستنی نخرید؛ گوشی هم دستت نمیده و قایم میکنه، بد دهن و دعوایی هم که هس. کلکسیون برا خودش
هرکسی یه اخلاقی داره و باید قلقش این ۱۵ سال دستتون اومده باشه. از مشاور کمک بگیرید و اخلاقای خوب و بدش بسنجید؛ ما اینجا فقط حرفای شما رو می‌شنویم و قضاوت میکنیم.
از چت جی بی تی هم میتونی کمک بگیری.
سلام قلبم خوبی
منم مشکل شما رو داشتم الان یک ساله جدا شدم
من درکت میکنم واقعا سخته
شوهر منم مثه شوهر شماست شکاک بد دهن دست درازی فحش دعوا خیانت
چند سال تو زندگیش بودم هزار تومان خرجی بهم نمی‌داد اصلا سرکار نمی‌رفت صفر تا صد زندگیم با خانوادم بود حتی خرج زایمان و بارداری و ....
ولی شوهر من اعتیاد داشت به مواد صنعتی
منم اوایل می‌گفتم بخاطر ابرو خانوادم جدا نشم یا نکنه جدا شم خانوادم اذیت شن یا بچه هام اذیت شن
ولی بدون هیچی مهم تر از آرامش خودت و بچت و خانوادت نیس
خداروشکر الآنم مستقل شدم سرکار میرم زندگی آروم و خوبی هم داریم
تو هم مطمئن باش روزای خوبت میاد
همه مشکل دارن فداتشم فقط باید بتونی در برابر مشکلات محکم باشی و کم نیاری
عزیزم چقدر نوشته هات رو خوندم یاد خودم افتادم،دقیقا مثل شوهر من،اونم ب شدت وحشی میشه موقع دعوا،این اواخر هر شب کارش شده اینکه دنبال ی موضوع حتی ساده بگردع بخواد با من دعوا کنه و فحش رکیک بده و کتکم بزنه،ب والله من هرطور بگی باهاض راه میام و‌اومدم تو زندگی هم بعد اقتصادی هم اینکه بهش محبت کنم ک نخواد جای دیگه محبت ببینه ولی اینم فهمیدم خیانتم داره میکنه دقیقا مثل شوهر تو کوشیش رمز داره نمیزاره ببینم چی ب چیه از وقتی بهش شک بردم،منم مثل تو واسه ابروم و نگرانی بابت غصه ی مادر پدرم میترسم از جدایی،چقدر زندکیامون شبیه همه، من دیگه سعی میکنم جلو چشمش نیام یا شبا میاد خونه کار ب کارش اصلا نداشته باشم
ببین اینطور ادما کارشون از قلق و این حرفا گذشته،من حس میکنم از زندگی زده شدن انقد میخوان طرفو اذیت کنن ک طرف بگه مهرم حلال جونم ازاد بزاره کلا بره
شغلش چیه شوهرت؟
دقیقا پسر منم موقعی ک شوهرم وحشی میشه ترسو تو چشمش میبینیم ،واسه همین لال میشم ک کش ندم دعوارو،دفعه ی پیش سر کابل شارژر گلوم گرفته بود بلندم کرد محکم پرتم کرد زمین یا با ملاقه میکوبید سرم طوری ک سرم قلمبه شده بود روش از درد و ضربه
🤕🤕🤕🤕
عزیزم چطور داری تحمل میکنی
نمیدونم چی بگم ولی غصه پدر مادر مهمتره یا درد و زجری که خودت می‌کشید و ترس و وحشتی که پسرت قراره ی عمر ببینه و در آینده رفتارش پرخاشگر میشه و میبینه و ممکنه مثل شوهرت بهت بی احترامی و تندی کنه
وای چقدر روانیه من جات بودم جرش میدادم به مرد جماعت نباید روبدی
خواهر دوستم با پسرخاله ش ازدواج کرد
از شب اول عروسی کتکش میزد به کسی نگفته بود ۴ماه بعد عروسی با انبردست زده بود سرش
دیگه به خانوادش گفت و رفت خونه پدرش
ولی مرده تا ۵ سال طلاقش نمیداد آخرش نمیدونم چطور طلاق گرفت و دوباره ازدواج کرد
یه زن باید استقلال مالی داشته باشه خودش خونه و ماشین داشته باشه اون موقع مرد غلط میکنه حرفی بزنه همیشه باید برای خودت بخای
دستش بشکنه"""خدای نکرده تو این زدنا بلایی سرت بیاد و دور از جون اتفاقی برات بیفته پدر و مادرت بیشتر غصه میخورن تا اینکه الان دارید همچین شرایطی رو به جون می‌خرید و دم نمیزنید. بفهمن همچین رفتاری با شما میشه خودشون برا طلاق پیش قدم میشن.
ببخشید وقتی اون اقا درست نباشه ذاتش خمب نباشه زن هرچقدر هم براش کامل باشه باز خوب نمیشه چرا هر چی میشه میگین خودتو اصلاح کن هر دوطرف باید باهم اوکی باشن نه فقط یه طرف
خداروشکر ک خانوادت پشتت هستن
پس نگران هیچی نباش تلاشتو برای حفظ زندگیت بکن مشاوره برو اخرین تلاش هاتو بکن دیدی نمیشه اقدام کن برای طلاق
نزار جوونیت بیشتر از این هدر بره ی مدت هم خونه پدر موندی اگ شرایطشو داشتی جداشو مستقل زندگی کن
یا خداا خدا بهت صبر بده چطور تحمل میکنی واقعن بیچاره پسرت چی میکشه اون لحظه ها
بعد ی سریا میان میگن حیفه زندگی مشکل از توعع و فلان ..
می‌تونه طلاهارو بفروشه و جدید بگیره اینجوری دیگه کاری از دستش برنمیاد چون ماهیتش عوض میشه و می‌تونه بگه طلا هارو تو زندگی فروختیم دردسره،اگه بتونه با ترفندی طلا هارو بگه بیاره بهتره
البته اینو از یه وکیل بپرسی بهتره که مطمئن بشی
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه