خودم سال ۹۸ تو اینستا😶هیچکدوممونم پروفایل نداشتیم😂با بحث هم اشنا شدیم🫠
0
3 روز قبل
سوال کننده
نگران نباشین بخوابین🥱
0
3 روز قبل
سوال کننده
شبتون بخیر خوشگلا🥱❤️
0
3 روز قبل
Fatemeh 💖
خبری نی باو بخوابید
0
3 روز قبل
♥️ ♥️

کپیش کردم ولی نمیاره چیزی
0
3 روز قبل
mamane.jojeha ...
اون شبی که خبری نبود خوابیدیم صبح پاشدیم دیدیم همرو زدن کشتن ، خدا کنه امشبم خبری نباشه بخوابیم صبح بیدار شیم همه چی امنو امان باشه امیدوارم البته ...شبتون خوش
1
3 روز قبل
mamane.jojeha ...
شما تنها راهش اینه یکی از خوده روبیکا واست پیامش بفرسته که با کلیک بزنی میاد واست به فاطی بگو برات درستش میکنه
0
3 روز قبل
Fatemeh 💖
چ اون شب میدونستی چ امشب بدونی هیچ کاری نمیشه کرد ،شبت خوش
0
3 روز قبل
mamane.jojeha ...

اینم کانال خودشون
0
3 روز قبل
Fatemeh 💖
جنگ دوباره اجتناب پذیره قشنگ بوش میاد
0
3 روز قبل
mamane.jojeha ...
باز شروع میشه هععععی
0
3 روز قبل
mamane.jojeha ...
دارن یه کارای ریزی میکنن اینطور که اخبارشو کم کم دارن میگن واقعا یه خبرایی هست نمیخوان یهو بگن
0
3 روز قبل
mamane.jojeha ...

اینام فرار کردن رفتن
0
3 روز قبل
mamane.jojeha ...
صاحب تایپیک عزیزم شرمنده و معذرت دوست عزیز ❤️
0
3 روز قبل
Fatemeh 💖
اینسری انگار بدتره
خدا میدونه دوباره چقد آدم میمیره...
خدا میدونه دوباره چقد آدم میمیره...
0
3 روز قبل
fatemeh امید به خدا😍
نه عزیزم بفرست واسه کسی یا پیام ذخیره شده تو سرچ نمیاره
0
3 روز قبل
fatemeh امید به خدا😍
سرچ روبیکا کلا نمیاره عزیزم
0
3 روز قبل
fatemeh امید به خدا😍
انقد خوابم میاد
0
3 روز قبل
الی ام
یادمه یه نفر مشککل شما رو داشت اینجا
اما با میکرو اسپرم پیدا کرده بودن تو بیضه
اما با میکرو اسپرم پیدا کرده بودن تو بیضه
1
3 روز قبل
ati karimi
من روز تولدم مادرم گفت بیا بریم مشهد ،اتوبوسی که گرفتیم مال داداش همسرم بود اونموقع اونم دانشجو بود تفریحی باداداشش اومده بود ،تا خود موقعی که رفتیم و برگشتیم ازش بدم میومد و دو سه بار لفظی بحثمون شد ،شب آخری که از مشهد برگشتیم من صندلی پشت راننده بودم یهو برگشت سمتم یه لیوان نسکافه برام ریخت و سر صحبت رو باز کرد و شمارشو بهم داد ،الان سیزده ساله که باهمیم و هفت سالم هست که ازدواج کردیم 😁
0
3 روز قبل
بانو بزرگی
الی شبنمه مامان محمد حسین
1
3 روز قبل
Hani Banoo
ما اونکارم کردیم نبود
0
3 روز قبل
Nadia Rahimi
@persionnews
2
3 روز قبل
Neda kmp
من خیلی عاشقشم بعد 15سال نگاش میکنم نیشم باز میشه حتی یبار بچه خواهرشوهرم بهم گفت زن دایی چرا هربار دایی رو نگاه میکنی میخندی😁 حسم حتی بیشتر از قبله دنیای منه ♥ هنوزم قلبم واسش میتپه
0
3 روز قبل
زهرا خانوم
من کتاب خونه باهاش اشنا شدم سال اخر دبیرستان.با دوستم هم دانشگاهی بود هیچی دیگ دوس شدم بعد از ۱۰ سال ازدواج کردیم.خانوادش راضی نمیشدن 😐 ولی اخر راضی شدن 😏
0
3 روز قبل
زهرا خانوم
واقعا عاشقشم .منم هنوز نگاهش میکنم با عشق نگاهش میکنم
2
3 روز قبل
zz gg
عزیزم سه سال که زیاد نیس انشالله که به حق پنج تن بچه دار بشین دوقلو
0
3 روز قبل
لیلا .
من کارم بازاریابی بود رفتم تو اتاقش برا فروش بادوستم بودم اونم همش نگا دوستم میکرد گفتم دیگه ازدوستم خوشش میاد بعدم گفت شماره بدین ک سفارش بدم منم شمارمو دادم بهش بعد خودش پیام داد کمی حرف زدیم گفت مجردم گفتم خو زن بگیر گفت نیست گفتم من برات پیدا میکنم
بعدم دوستمو پیشنهاد دادم اخه دوستم ازش خوشش اومده بود گفتم دختر خوبیه و فلان
گفت فکر میکنم راجع بش
دیگه همش به هم پیام میدادیم
یه روز گفت بیا ببینمت باهم حرف بزنیم منم رفتم دیدنش دیگه گفت من ازهمون لحظه ک وارد اتاقم شدی عاشقت شدم ازاینکه دوستتو پیشنهاد دادی خیلی ناراحت شدم
چون انتظار داشتم بگی خودتو بگیرم اخه من اصلا ب فکر ازدواج نبودم خلاصه شهردیگه ای هم هست اخه روزی ک رفتم تو اتاقش حتی یبارم ندیدم نگام کنه ولی میگه همون روز ک رفتی دیگه ب همکارام گفتم من این دخترو میخا بگیرم
ولی بااینکه الان خیلی دوسش دارم اونم دوسم داره عشق اول و اخرمه
اما باز همش عذاب وجدان دارم حس میکنم چون اون دوستم ازش خوشش اومده
سایه اون همش رو زندگیمه
چون وقتی عکسشو دید فوری شناخت گفت این همونه البته من گفتم نه ولی بازم حس میکنم میدونه ک من باهمون ازدواج کردم
و ناراحتم میگم نکنه واقعا دلش شکسته البتع اون دوستمم ازدواج کرده معلمه الان تهرانه ولی بازم ناراحتم
بعدم دوستمو پیشنهاد دادم اخه دوستم ازش خوشش اومده بود گفتم دختر خوبیه و فلان
گفت فکر میکنم راجع بش
دیگه همش به هم پیام میدادیم
یه روز گفت بیا ببینمت باهم حرف بزنیم منم رفتم دیدنش دیگه گفت من ازهمون لحظه ک وارد اتاقم شدی عاشقت شدم ازاینکه دوستتو پیشنهاد دادی خیلی ناراحت شدم
چون انتظار داشتم بگی خودتو بگیرم اخه من اصلا ب فکر ازدواج نبودم خلاصه شهردیگه ای هم هست اخه روزی ک رفتم تو اتاقش حتی یبارم ندیدم نگام کنه ولی میگه همون روز ک رفتی دیگه ب همکارام گفتم من این دخترو میخا بگیرم
ولی بااینکه الان خیلی دوسش دارم اونم دوسم داره عشق اول و اخرمه
اما باز همش عذاب وجدان دارم حس میکنم چون اون دوستم ازش خوشش اومده
سایه اون همش رو زندگیمه
چون وقتی عکسشو دید فوری شناخت گفت این همونه البته من گفتم نه ولی بازم حس میکنم میدونه ک من باهمون ازدواج کردم
و ناراحتم میگم نکنه واقعا دلش شکسته البتع اون دوستمم ازدواج کرده معلمه الان تهرانه ولی بازم ناراحتم
0
3 روز قبل
zz gg
من از در حیاطشون رد میشدم من دیده اومدن خاستگاری مامان گف کوچیکه تا بعد سه سال اومدن رفتن تا بعد مخالفت های شدید بالاخره پدر مادرم موافقت کردن
0
3 روز قبل
Hani Banoo
مرسی عزیزم ولی بخاطر مشکلمون معلوم نیست باید چقدر صبوری کنیم تا خدا در رحمتش رو به رومون باز کنه😢
1
3 روز قبل
Neda kmp
باز میکنه هانی جانم اما بوقتش صبوری کن هنوز وقت داری توی این مدت روحیه اتو ببر بالا استرستو کم کن به خودت برس تفریح کن ورزش کن حال خوبت خیلی موثره وقتی که انتظارشو نداری خدا بهت نگاه میکنه✨
0
3 روز قبل
مهسا مامان ۳ فرشته مهربون
سلام ما سال ۸۴ با هم همسایه بودیم وای وقتی میدیمش اینقدر ازش بدم میومد که نگو میگفتم کی زن این میشه و حالا خودم زنشم با سه تا بچه😆
0
3 روز قبل
مامان کنجد ♥️
یادش بخیر
0
3 روز قبل
fatemeh امید به خدا😍
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 خیلی باحال بود مهسا
0
3 روز قبل
آیدا خانوم
اینکه کاملا مشخصه دوباره جنگ شروع میشه
اصلا شک نکن توش
ولی کی خدا میدونه
اینام هفته ای ی بار از این حرفا میزنن
اصلا شک نکن توش
ولی کی خدا میدونه
اینام هفته ای ی بار از این حرفا میزنن
0
3 روز قبل
مامان کنجد ♥️
به طور کاااملا سنتی
0
3 روز قبل
مهسا مامان ۳ فرشته مهربون
باور کن همین بود تازه نمیدونم چرا ازش میترسیدم هر وقت فیلم عروسی رو میبینم لحظه ای که عروسی تمام شده بود رفته بودیم خونه خودمون در ماشین برام باز میکنه بیام پایین هنوز که هنوز بعد ۲۰ سال ترس بدنم میگیره نمیدونم چرا 😊
1
3 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
فک نکن بهش
ازدواج زوری نمیشده که
بعد داستانی نبوده بینشون ک بخوای ناراحت شی
شکر ک جفتتونم خوشبختبد
ازدواج زوری نمیشده که
بعد داستانی نبوده بینشون ک بخوای ناراحت شی
شکر ک جفتتونم خوشبختبد
1
3 روز قبل
fatemeh امید به خدا😍
خوشبخت بشین عزیزم
اون ترس تو بدنت مونده از قبل خودت باید به خودت کمک کنی
اون ترس تو بدنت مونده از قبل خودت باید به خودت کمک کنی
0
3 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
اخیییی
3
3 روز قبل
fatemeh امید به خدا😍
خوشبخت بشین دوستان داستان هاتون خیلی جالب بود 🥰🥰🥰
0
3 روز قبل
مهسا مامان ۳ فرشته مهربون
بعد جالبش میدونیت کجاست من سنم خیلی پایین بود که ازدواج کردم فک کنید وقتی ۱۸ سالم بود دختر اولم داشتم بعد فکر میکردم اگه ازدواج نکنم دیگه شوهر گیر نمیاد رو اورده بودم به نماز دست به دامان خدا شده بودم که یه شوهر خوب برام پیدا کن من بی شوهر نمونم یه هفته بعدش همین کیس مورد نظر اومد خواستگاریم یعنی بعدن که عقلم رسید بهش فکر میکردم از خودم خندم میگرفت میگفتم حالا چه هولی بود اینقدر زود ازدواج کنی 😉
0
3 روز قبل
بهاره 😊
😁😁
0
3 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
🤣🤣🤣🤣🤣
0
3 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
اع بهار کجایی دختر
0
3 روز قبل
مهسا مامان ۳ فرشته مهربون
والا به خدا 😂
1
3 روز قبل
مریــم بانـــو
خدا زیاد بهت نزدیک بوده دیده با خلوص نیت داری دعا میکنی 🤣🤣🤣
0
3 روز قبل
مهسا مامان ۳ فرشته مهربون
فک کن ۸۴ عقد کردیم
شهریور ۸۵ عروسی کردیم
شهریور ۸۶ دخترم دنیا اومد انگار تایمر گذاشته بودن روم جالبه شوهرم هم میگفت ما تا سال ۹۱ بچه نمیخوایم نشون به همون نشون ما تا سال ۹۱ دو تا بچه داشتیم😁
شهریور ۸۵ عروسی کردیم
شهریور ۸۶ دخترم دنیا اومد انگار تایمر گذاشته بودن روم جالبه شوهرم هم میگفت ما تا سال ۹۱ بچه نمیخوایم نشون به همون نشون ما تا سال ۹۱ دو تا بچه داشتیم😁
0
3 روز قبل
مهسا مامان ۳ فرشته مهربون
خیلی دمش گرم😅
0
3 روز قبل
مهسا مامان ۳ فرشته مهربون
ولی خداییش اگه عقل الانم داشتم هیچوقت ازدواج نمیکردم ولم کن همش مسئولیت😁
1
3 روز قبل
مریــم بانـــو
منم مامانم میگفت تورو ترشی میندازم شوهرت نمیدم🤣🤣🤣
۱۸سالگی شوهر کردم🤣
۱۸سالگی شوهر کردم🤣
2
3 روز قبل
gandom
سلام ما پسرخاله دخترخاله ایم ولی دوشهر متفاوت جوری ک من سالی یبارم نمیدیدمش🥴😄
من خیلی بچه بودم یادمه خانوادش میگفتن باید اون دخترخالمو بگیره اینم قبولش نبود بزور میبرنش خاستگاری حالا اگه ب دخترخالم گفته بود یا هرچی اونم قبول نکرد تا بعد ی مدت فقط بحث خاستگاری بود و نامزد نشدن اخرم کلا بهم خورد
سال ۹۴ بابای مامانم فوت میکنه منم ۱۴ سالم بود ایناهم از شهر دیگه میان من یادم نمیاد تو مراسم دیده باشمش جز یبار اونم قبرستون بود🤣ولی اون تو همون قبرستون تو مراسم عاشقم شد منم چشام قرمز پف کرده صورت داغون🤣🤣🥴 خلاصه چیزی نگفت تا نزدیکای سالگرد اقاجونم ک شد خالم زنگ زد ب مامانم گفت بهزاد گندم میخاد منم هی بال بال میزدم میگفتم ن😒🥲 من اینستا داشتم ی پست گذاشته بود زیرش نوشتم موفق باشی داداش بعد اون کامنتو پاک کرد اومد دایرکت ک نگو داداش
استارت صحبتامون از اونجا بود دوسالی باهم صحبت کردیم میگف عاشقمه و اینا تا مخمو زد🤣
من خیلی بچه بودم یادمه خانوادش میگفتن باید اون دخترخالمو بگیره اینم قبولش نبود بزور میبرنش خاستگاری حالا اگه ب دخترخالم گفته بود یا هرچی اونم قبول نکرد تا بعد ی مدت فقط بحث خاستگاری بود و نامزد نشدن اخرم کلا بهم خورد
سال ۹۴ بابای مامانم فوت میکنه منم ۱۴ سالم بود ایناهم از شهر دیگه میان من یادم نمیاد تو مراسم دیده باشمش جز یبار اونم قبرستون بود🤣ولی اون تو همون قبرستون تو مراسم عاشقم شد منم چشام قرمز پف کرده صورت داغون🤣🤣🥴 خلاصه چیزی نگفت تا نزدیکای سالگرد اقاجونم ک شد خالم زنگ زد ب مامانم گفت بهزاد گندم میخاد منم هی بال بال میزدم میگفتم ن😒🥲 من اینستا داشتم ی پست گذاشته بود زیرش نوشتم موفق باشی داداش بعد اون کامنتو پاک کرد اومد دایرکت ک نگو داداش
استارت صحبتامون از اونجا بود دوسالی باهم صحبت کردیم میگف عاشقمه و اینا تا مخمو زد🤣
0
3 روز قبل
gandom
بعدش میومد شهرمون پنهونی منو میدی کادو میداد منم هرکی گل و کادو دستم میدید میگفتم هدیه گرفتم خودم خریدم
تا دوباره اومدن خاستگاری و من بعد ی هفته فکر کردن قبول کردم😂(البته قهرم بودم باهاش و کشش دادم)
سال ۴۰۰ عروسی کردیم و ۴۰۲ هم ثمره عشقمون بغل کردین
تا دوباره اومدن خاستگاری و من بعد ی هفته فکر کردن قبول کردم😂(البته قهرم بودم باهاش و کشش دادم)
سال ۴۰۰ عروسی کردیم و ۴۰۲ هم ثمره عشقمون بغل کردین
0
3 روز قبل
gandom
هنوزم مثل روز اول قلبم براش میزنه
0
3 روز قبل
gandom
ی وقتاییم میگم فکرش میکردی زنت بشم میگه ن میگفتم گندم کوچولو مال من نمیشه🥲😂
ما یازده سال اختلاف داریم
ما یازده سال اختلاف داریم
9
3 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
پیاماتون خوندم فهمیدم چقدر شوهر خووووبه🤣🤣🥰🥰🥰همش با نیش باز تعریف کردین ،خوشحالین
شکررر
شکررر
0
3 روز قبل
لیلا 💕
ما هم دانشگاهی بودیم. سال ۹۲ همون ترم اولم، شب شعر دانشگاه اجرا داشتم همسرم دیده بود پسندیده بود.. و این شد آغاز ماجرا. بعد این همه سال هنوزم بعضی وقتا ازش میپرسم راستشو بگو اول از صدام خوشت اومد یا قیافم😄😄😄😄
1
3 روز قبل
gandom
😂😂❤️
1
3 روز قبل
ستاره +ـ+
همتون خوشبخت باشین آبجیا❤️😂
0
3 روز قبل
ستاره +ـ+
منم سنتی بود
0
3 روز قبل
gandom
ممنون همچنین شما❤️
1
3 روز قبل
ستاره +ـ+
سلامت باشی عزیزم 😘
0
3 روز قبل
gandom
متولد ۸۶ ؟
چندسالت بود ازدواج کردی🫠
اگه دوست داشتی بگو البته
چندسالت بود ازدواج کردی🫠
اگه دوست داشتی بگو البته
0
3 روز قبل
gandom
منم هشتادیم ولی من ۱۹ ساله ازدواج کردم
0
3 روز قبل
ستاره +ـ+
خوشبخت باشی عزیزم❤️😘
0
3 روز قبل
gandom
مرسی گلم همچنین❤️
0
3 روز قبل
ستاره +ـ+
😘🫶
0
3 روز قبل
ستاره +ـ+
منم الا ۱۸ سالمه
0
3 روز قبل
gandom
جنسیت نی نی چیه
0
3 روز قبل
ستاره +ـ+
پسر👀
1
3 روز قبل
gandom
منم ۲۴😍
0
3 روز قبل
ستاره +ـ+
زنده باشی آبجی😍
0
3 روز قبل
gandom
بسلامتی بغلش بگیری😍
پس امادگی بدنیت ببر بالا😍😂
پس امادگی بدنیت ببر بالا😍😂
0
3 روز قبل
gandom
قربونت برم همجنین❤️
0
3 روز قبل
ستاره +ـ+
سلامت باشی عزیزم چشم❤️😂
1
3 روز قبل
gandom
چشمت بلا نبینه🥰
0
3 روز قبل
ستاره +ـ+
stk: |~|11|~|108_col
0
3 روز قبل
مریــم بانـــو
5سالگی ازدواج کردی ؟
1
3 روز قبل
ستاره +ـ+
منظورشون ۱۹ سالشون بوده ازدواج کردن
1
3 روز قبل
مریم .
سلام. سال 95من اموزشگاه رانندگی میرفتم اونجا اومد منو ببینه منم اونو ببینم. یه روز برفی بود. وختی دیدمش تو اون برف یه تیشرت آستین کوتاه قرمز پوشیده بود. محوش بودم که پام لیز خورد کم مونده بود بخورم زمین که زود دستگیره درو گرفتم نخورم زمین🤣 الان هی میگه منو دیدی خودتو گم کردی ها🤣 🤣
بعد دو هفته حرف زدن اومد خواستگاریم که بابام رضایت نداد. گف سربازی نرفتی. اینم میگف من نمیرم سربازی. بابام گف منم نمیدم دخترمو.
خلاصه مجبور شد بره. بابام گفته بود بازم بری سربازی بیایی یه درصد امکان داره دخترمو بهت بدم. خلاصه شوهرم سربازیش تموم شد اومد با کلی مکافات تونستیم ازدواج کنیم.
تو زندگی همه جوره سختی هست. دعوا هست. وقتی دعوا میکنیم هرچی دهنم درمیاد میگم بهش
اما وقتی به چشمای شوهرم نگا میکنم هنوزم از ته قلبم عاشقشم.وقتی شب میشه که بخوابیم باید بچسبم بهش یا دستش روم باشه تا اروم بخوابم. 😁
بعد دو هفته حرف زدن اومد خواستگاریم که بابام رضایت نداد. گف سربازی نرفتی. اینم میگف من نمیرم سربازی. بابام گف منم نمیدم دخترمو.
خلاصه مجبور شد بره. بابام گفته بود بازم بری سربازی بیایی یه درصد امکان داره دخترمو بهت بدم. خلاصه شوهرم سربازیش تموم شد اومد با کلی مکافات تونستیم ازدواج کنیم.
تو زندگی همه جوره سختی هست. دعوا هست. وقتی دعوا میکنیم هرچی دهنم درمیاد میگم بهش
اما وقتی به چشمای شوهرم نگا میکنم هنوزم از ته قلبم عاشقشم.وقتی شب میشه که بخوابیم باید بچسبم بهش یا دستش روم باشه تا اروم بخوابم. 😁
0
3 روز قبل
زهرا ***
ما برادر زاده شوهرم رو گرفتیم به پسرعموی مامانم
دوماه بعدش مادر شوهرم اومد گفت موشک جواب موشک دختر دادیم اومدیم دخترتون رو بگیریم
با اینکه فامیل هستیم ولی من اصلا شوهرم رو ندیده بودم همسرم تهران کار میکرد خودش میگع عید اومدم خونمون تو رو گفتن منم اون موقع من مدرسه میرفتم میگفت مدرسه باز شد گفتم باید بهم نشون بدین بعد تو برگشت منو نشون داده بودن بهش میگفت من یه چن روزی از دور میپاییدمت دیدم نه از مدرسه به خونه میری میگع همچین با سرعت میرفتیا میگفتم الان میخوره زمین 😂 بعد اوکی دادن همسرم پدر شوهرم رفیق چندساله بابا بزرگم هست اول رفته بودن خونه اونا برا اجازه که بریم خونه خودشون اونام گفته بودن اجازه دختر دست باباشه ما اجازه دادیم برین خونشون حالا این وسط من وسط اوج امتحانای ترم برام خواستگار اومده بود مامانم گفت برات خواستگار اومده کوپ کرده بودم گفت آره فلانی اومده گفتم دروغ مگه اونا باز پسر دارن 😅😂مامانم گفت آره میگن دارن بابام اومد گفت چی میگی گفتم مطمئن هستین اونا پسر دارن بابام آره تو صندوق قائمش کرده بودن😂خلاصه گفتم نمیشناسم که حالا بگین بیاد حرف بزنیم حضوری ببینیم اصلا از همدیگه خوشمون میاد یا نع بعد که اومدن دیدم میگنا در یک نگاه عاشق میشی راست گفتن همون اول دیدنی عاشقش شدم 😂
دوماه بعدش مادر شوهرم اومد گفت موشک جواب موشک دختر دادیم اومدیم دخترتون رو بگیریم
با اینکه فامیل هستیم ولی من اصلا شوهرم رو ندیده بودم همسرم تهران کار میکرد خودش میگع عید اومدم خونمون تو رو گفتن منم اون موقع من مدرسه میرفتم میگفت مدرسه باز شد گفتم باید بهم نشون بدین بعد تو برگشت منو نشون داده بودن بهش میگفت من یه چن روزی از دور میپاییدمت دیدم نه از مدرسه به خونه میری میگع همچین با سرعت میرفتیا میگفتم الان میخوره زمین 😂 بعد اوکی دادن همسرم پدر شوهرم رفیق چندساله بابا بزرگم هست اول رفته بودن خونه اونا برا اجازه که بریم خونه خودشون اونام گفته بودن اجازه دختر دست باباشه ما اجازه دادیم برین خونشون حالا این وسط من وسط اوج امتحانای ترم برام خواستگار اومده بود مامانم گفت برات خواستگار اومده کوپ کرده بودم گفت آره فلانی اومده گفتم دروغ مگه اونا باز پسر دارن 😅😂مامانم گفت آره میگن دارن بابام اومد گفت چی میگی گفتم مطمئن هستین اونا پسر دارن بابام آره تو صندوق قائمش کرده بودن😂خلاصه گفتم نمیشناسم که حالا بگین بیاد حرف بزنیم حضوری ببینیم اصلا از همدیگه خوشمون میاد یا نع بعد که اومدن دیدم میگنا در یک نگاه عاشق میشی راست گفتن همون اول دیدنی عاشقش شدم 😂
0
3 روز قبل
مریم .
با کلی سختی مکافات بهم رسیدم بخوام بگم یه رمان میشه حوصلتون نمیکشه 🤣 🤣
0
3 روز قبل
زهرا ***
سال 98 درست تو روز امتحان ریاضی بله برون بود ت. امتحان زبان هم عقد 😂😂😂
0
3 روز قبل
مریم .
همشون رو هم حتما افتادی🤣
0
3 روز قبل
مامان ارمان
همسایه بودیم ی روز از کلاس اومدم خونه دیدم هیچ کس نیست کلید هم ندارم گوشیم نداشتم. دیدم دم در بهش گفتم گوشی بده من زنگ بزنم بابام .هفته بعد اومدن خواستگاری 😂
1
3 روز قبل
زهرا ***
اره دیگه شهریور رفتم امتحان دادم مجدد که مدرک دیپلم رو گفتم حداقل بگیرم 😅😂
0
3 روز قبل
زهرا ***
ولی ادم سال اول بعد عروسی مثل نامزدی میمونه ولی از سال دوم میبنی کم کم ادم تغییر میکنه
0
3 روز قبل
مامان ارمان
فرداش هم با مامانم رفتیم هم کلید برام زد خم خط و گوشی خرید بهش
بعضی وقتا بهش میگم مادر من چرا زودتر برا من خط و کلید نگرفتی که من از شوهرم گوشی بخوام👆😂😂😂
بعضی وقتا بهش میگم مادر من چرا زودتر برا من خط و کلید نگرفتی که من از شوهرم گوشی بخوام👆😂😂😂
1
3 روز قبل
مریم .
بزا بگم🤣 یه روز اومده بود مرخصی که باهم بیرون بودیم پیاده.
یهو اون طرف چراغ قرمز دیدم بابام با موتورش با مامانم وایساده پشت چراغ😱 😱
یهو ففط گفتم که فرار کن. شوهرم رفت منم زود رفتم یه مغازه کیف فروشی. صدا موتور اومد فک کردم بابام دیگه رد شد رفت. نگوووووو منو دیدن. من از مغازه اومدم بیرون خوردم سینه بابام 😶 😶 😶 😶 😶
هیچی دیگه چشتون روز بد نبینه. بابام به مامانم گف بریم دانشگاه مدارک اینو بگیرین بیایین خونه لازم نیس درس بخونه.
ماشین بابام هم اون روز دست من بود شانسی نبرده بودم با خودم گزاشته بودم دانشگاه.
خلاصه رفتیم دانشگاه ماشینو برداشتم با مامانم حین برگشتن میدونستم بابام گوشیمو میگیره زود به شوهرم پیام دادم تا منو نکشتن نیم ساعت دیگه به مامانت بگو زنگ بزنه خواستگاری کنه 🤣 🤣
رسیدیم خونه بابام گف اون پسره کی بود داخل مغازش بودی😶 😶 😶 😶 فک میکردن با صاحب مغازه دوستم😐 😐 😐 دیدم وضع داره خراب میشه بابا میگف میرم مغازه پسره ببینم کیه تو با اون بودی تک و تنها داخل مغازه
دیدم داره وحشتناک میشه.زود گفتم با اون نبودم با اون پسره بودم که دوسال پیش اومد خواستگاری ندادی اون بود🤣 🤣 🤣 همون لحظه مامانم اومد گف خواستگار زنگ زده چی بگم 🤣 🤣 🤣 بابام گف بگو بیان. من دیگه خلاص شدم از دست بازجویی های بابام🤣 🤣 🤣
اومدن خواستگاری بعدش باز گیر میداد بابام که نه و فلان. اخرش اونقدر رفتن اومدن بابام راضی شد😍 😍
یهو اون طرف چراغ قرمز دیدم بابام با موتورش با مامانم وایساده پشت چراغ😱 😱
یهو ففط گفتم که فرار کن. شوهرم رفت منم زود رفتم یه مغازه کیف فروشی. صدا موتور اومد فک کردم بابام دیگه رد شد رفت. نگوووووو منو دیدن. من از مغازه اومدم بیرون خوردم سینه بابام 😶 😶 😶 😶 😶
هیچی دیگه چشتون روز بد نبینه. بابام به مامانم گف بریم دانشگاه مدارک اینو بگیرین بیایین خونه لازم نیس درس بخونه.
ماشین بابام هم اون روز دست من بود شانسی نبرده بودم با خودم گزاشته بودم دانشگاه.
خلاصه رفتیم دانشگاه ماشینو برداشتم با مامانم حین برگشتن میدونستم بابام گوشیمو میگیره زود به شوهرم پیام دادم تا منو نکشتن نیم ساعت دیگه به مامانت بگو زنگ بزنه خواستگاری کنه 🤣 🤣
رسیدیم خونه بابام گف اون پسره کی بود داخل مغازش بودی😶 😶 😶 😶 فک میکردن با صاحب مغازه دوستم😐 😐 😐 دیدم وضع داره خراب میشه بابا میگف میرم مغازه پسره ببینم کیه تو با اون بودی تک و تنها داخل مغازه
دیدم داره وحشتناک میشه.زود گفتم با اون نبودم با اون پسره بودم که دوسال پیش اومد خواستگاری ندادی اون بود🤣 🤣 🤣 همون لحظه مامانم اومد گف خواستگار زنگ زده چی بگم 🤣 🤣 🤣 بابام گف بگو بیان. من دیگه خلاص شدم از دست بازجویی های بابام🤣 🤣 🤣
اومدن خواستگاری بعدش باز گیر میداد بابام که نه و فلان. اخرش اونقدر رفتن اومدن بابام راضی شد😍 😍
0
3 روز قبل
مامان ارمان
منم رور عقدم امتحان داشتم😂
3
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
من با خوندنش تپش قلب گرفتم 🤭
0
3 روز قبل
زهرا ***
عزیزم تو هم مثل من رد شدی حتما😂
0
3 روز قبل
مامان ارمان
اخی عزیزم.ایشالله که همیشه خوش باشید باهم ،❤️
0
3 روز قبل
مریم .
خودم هربار یادم میفته موهام سیخ میشه🤣 چنتا هم کتک خوردم از بابام🤣
0
3 روز قبل
مامان ارمان
اصلا نرفتم امتحان بدم 😂😂😂
0
3 روز قبل
زهرا ***
من نمیرفتم هم بابام منو بزور میبرد برم امتحان بدم میگفت باز یه چی مینویسی حداقل نمره هم گرفتی گرفتی نگرفتی دیگه شوهر کردی میری 😂
0
3 روز قبل
مامان ارمان
راستش من خیلی علاقه به حوزه داشتم ی ترم بود میرفتم.که اومد خواستگاری.بعدش دیگه هم گفت دوست ندارم بری.منم دیگه نرفتم
0
3 روز قبل
مامان ارمان
من بابام کاری نداشت بهم.ولی داداشم گیر بود 😂
0
3 روز قبل
مهربانو ❤️
خداروشکر مادر شوهر من درک و شعورش بالاست، همیشه تو اتاق جدا رختخواب رو واسمون پهن میکرد😁
1
3 روز قبل
مهربانو ❤️
دقیقا من😅 بابام کار نداشت داداشم گیر سه پیج میداد نامزدی زهرمون شد😐
0
3 روز قبل
مریم .
منم پدرم قبل ازدواج سخت گیر بوذ. بعد ازدواج طبقه بالاموو خالی بود. جامونو بالا مینداختن راحت.
0
3 روز قبل
زهرا ***
من خودم یه باجه از مجردیم بهم خیلی سخت گذشت
دلم میخواست از خونه فرار کنم همه سخت گیری ها از سمت بابام بود بخاطر یه مسئله ی منم میگفتم آقا قبل من یکی راهش رو اشتباه رفته چرا به من گیر میدین به من سخت میگیرین الان خواهر کوچیکم رو نکاه میکنم ته دلم میگم خوشبحالش منم تو این سن بودم چه سختیایی کشیدم
دلم میخواست از خونه فرار کنم همه سخت گیری ها از سمت بابام بود بخاطر یه مسئله ی منم میگفتم آقا قبل من یکی راهش رو اشتباه رفته چرا به من گیر میدین به من سخت میگیرین الان خواهر کوچیکم رو نکاه میکنم ته دلم میگم خوشبحالش منم تو این سن بودم چه سختیایی کشیدم
0
3 روز قبل
زهرا ***
بخاطر این سختی به همسرم جواب بله دادم
0
3 روز قبل
مهربانو ❤️
حالا ازدواج با شوهرت راضی هستی؟
0
3 روز قبل
زهرا ***
گفتم حداقل راحت میتونم برا خودم باشم کسی نیست بهم گیر بده خدایی هم همسرم نه به پوششم گیر میده نه جایی بخوام برم گیر میده تازه خودش بهم میگه برو فلان کلاس یا برو باشگاه
1
3 روز قبل
مهربانو ❤️
خوب خداروشکر
0
3 روز قبل
زهرا ***
الان خواهر کوچیکم به من میگه تو راهت رو درست رفتی الان من آزادم همه جا میتونم برم گوشی برا خودم دارم و..... میگم ولی من سختی های زیادی کشیدم که اونم بابتش خواهر بزرگترم بود الان بهش بگم تو باعث شدی من اصلا طعمم مجردی رو نچشم زود قهر میکنه میره خونش الان باورتون میشه من باخواهر 2ماهی میشه اصلا زنگ نزده بهم من چن بار زنگ زدم دیدم جواب نمیده رد میکنه به مامانم گفتم گفت والا خونه ما هم 2ماهی هست نیومده نمیدونم چش شده
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
خواهرت مگه چیکار کرده؟
0
3 روز قبل
زهرا ***
قبل نامزدی با یکی دیگه حرف میزده بعدش با یکی دیگه نامزد میکنه تو نامزدی هم با اونی که قبلا دوست بوده باهاش حرف میزده 3هفته مونده بود به عروسیش با اونی که دوست بوده فرار میکنه
ماهم میمونیم زیر یه عالمه حرف هرکی میدید یه مطلکی مینداخت بابام هم رو موضوع دوست پسر اینا خیلی حساسه یعنی خواهرم پا گذاشته بود رو خط قرمز بابام من اون موقع 13 سالم بود باور کنید 3 .4 سال ما خونمون جنگ و دعوا بود تا اینکه نامزدش طلاقش داد بعدش با اونی که دوست شده بود ازدواج کرد با این کارش بابام اعتبار چندین سالش زیر سوال رفت تو مدرسه همه به من میگفتن خواهرت هرزگی کرده وفلان ..از خجالت نمیتونستم مدرسه برم
محیط کوچیک بودنی یه حرف صدجور زبون زده همه میشه تا بیاد این حرف جمع بشه نصف عمر آدم تباه میشه
ماهم میمونیم زیر یه عالمه حرف هرکی میدید یه مطلکی مینداخت بابام هم رو موضوع دوست پسر اینا خیلی حساسه یعنی خواهرم پا گذاشته بود رو خط قرمز بابام من اون موقع 13 سالم بود باور کنید 3 .4 سال ما خونمون جنگ و دعوا بود تا اینکه نامزدش طلاقش داد بعدش با اونی که دوست شده بود ازدواج کرد با این کارش بابام اعتبار چندین سالش زیر سوال رفت تو مدرسه همه به من میگفتن خواهرت هرزگی کرده وفلان ..از خجالت نمیتونستم مدرسه برم
محیط کوچیک بودنی یه حرف صدجور زبون زده همه میشه تا بیاد این حرف جمع بشه نصف عمر آدم تباه میشه
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
خب چرا قبل نامزدی با همون اولی که دوسش داشته ادامه نداده و نامزدم نمیکرد ؟
0
3 روز قبل
زهرا ***
دیگع تو سن حساس من از بیرون رفتن محروم شدم
مدرسه رفتنی با بابام میرفتم و اونم برمیگشتم
خونه مامان بزرگم رفتنی بابام خودش میبرد حتی بابام به مامان بزرگم سپرده بود که چش از رو من برنداره
خودم که گوشی نداشتم اولین گوشی رو همسرم برام گرفت تازه تو نامزدی هم بابام گیر میداد که چرا گوشی داری چرا تن تن دستت میگیری سر این موضوع فک کن 2هفته دیگه مراسم جشن میخوان برام بگیرن من از بابام کتک خوردم همسرم هم 1هفته بعد کتک خوردن من اومده بود شهرستان منو دید چه وضعیم گفت چرا اینجوری شدی گفتم هیچی بابا خوردم زمین
الانم همسرم بهم میگه تو نگفتی ولی من فهمیدم بابات زده تو رو ولی نمیدونم سر چی
مدرسه رفتنی با بابام میرفتم و اونم برمیگشتم
خونه مامان بزرگم رفتنی بابام خودش میبرد حتی بابام به مامان بزرگم سپرده بود که چش از رو من برنداره
خودم که گوشی نداشتم اولین گوشی رو همسرم برام گرفت تازه تو نامزدی هم بابام گیر میداد که چرا گوشی داری چرا تن تن دستت میگیری سر این موضوع فک کن 2هفته دیگه مراسم جشن میخوان برام بگیرن من از بابام کتک خوردم همسرم هم 1هفته بعد کتک خوردن من اومده بود شهرستان منو دید چه وضعیم گفت چرا اینجوری شدی گفتم هیچی بابا خوردم زمین
الانم همسرم بهم میگه تو نگفتی ولی من فهمیدم بابات زده تو رو ولی نمیدونم سر چی
0
3 روز قبل
زهرا ***
اینو باید خودش میگفت که من اینو دوست ندارم
اگه دوست نداشت میگفت نمیخوام من یکی دیگا رو میخوام
اگه دوست نداشت میگفت نمیخوام من یکی دیگا رو میخوام
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
از این اتفاقا زیاد افتاده من فکر میکنم تقصیر مامان باباهاست
0
3 روز قبل
زهرا ***
اره بخاطر اینکه بلد نیستن محبت کردن به فرزند ذو
0
3 روز قبل
زهرا ***
بابای من محبت کردن رو با پول میدونه
فکر میکنه پول دادن محبت کردن هس
فکر میکنه پول دادن محبت کردن هس
0
3 روز قبل
زهرا ***
تازه تازه بابای من من رفتنی شهرستان منو بغل میکنه و میبوسه اونم فکر میکنم بخاطر دور بودنم هس
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
چقد سخت بوده
ولی خیلی از پدرو مادر ها نسل قدیم
واقعا اصلا آگاهی نداشتن
فقط با زور و تهدید و حساسیت بخصوص رو دخترا
با بچه ها شون دوست و رفیق نبودن
دزدکی و قایمکی عاشق میشدن و نهایتا .....
ولی خیلی از پدرو مادر ها نسل قدیم
واقعا اصلا آگاهی نداشتن
فقط با زور و تهدید و حساسیت بخصوص رو دخترا
با بچه ها شون دوست و رفیق نبودن
دزدکی و قایمکی عاشق میشدن و نهایتا .....
0
3 روز قبل
زهرا ***
اره
خلاصه دیگه گذشت مهم اینکه برا بچه های خودم یاد بگیرم چجوری رفتار کنم چجوری محبت کنم که بچه هام منو دوست و رفیق خودشون بدونن نه که قایمکی کاری بکنن بعدأ گندش دربیاد
خلاصه دیگه گذشت مهم اینکه برا بچه های خودم یاد بگیرم چجوری رفتار کنم چجوری محبت کنم که بچه هام منو دوست و رفیق خودشون بدونن نه که قایمکی کاری بکنن بعدأ گندش دربیاد
1
3 روز قبل
gandom
نهههه🤣🤣🤣
۱۹ سالم بود مزدوج شدم🤣🤣🤣
۱۹ سالم بود مزدوج شدم🤣🤣🤣
0
3 روز قبل
زهرا ***
بخاطر این سخت گیریا من زود عصبی میشم بعضی وقتا خون جلو چشم رو میگیره بعضی وقتا دلم میخواد شوهر بیچاره رو تا حد مرگ بزنم 😂
0
3 روز قبل
زهرا ***
بعضی وقتا میتونم کنترل کنم این عصبانیتم رو بعضی وقتا از کنترل خارج میشم دیگه
4
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
واقعا و خدارشکر الان خیلی همه اگاه شون
من نمیگم اجازه به بی بندو باری بدن به بچه ها
ولی عاشق شدن و جذب شدن به جنس مخالف غریزه طبیعیه هر انسانیه چه دختر چه پسر
بخصوص تو سن حساس و بلوغ و نوجدانی
و به اصطلاح عاشق شدن
از نظر اونا جرم و گناه بود
به نظر من سخترین دوره سن و سال دختر پسر ها همین سنه
که باید بدونی چطور برخورد کنی که بچه رو نابود نکنی
من نمیگم اجازه به بی بندو باری بدن به بچه ها
ولی عاشق شدن و جذب شدن به جنس مخالف غریزه طبیعیه هر انسانیه چه دختر چه پسر
بخصوص تو سن حساس و بلوغ و نوجدانی
و به اصطلاح عاشق شدن
از نظر اونا جرم و گناه بود
به نظر من سخترین دوره سن و سال دختر پسر ها همین سنه
که باید بدونی چطور برخورد کنی که بچه رو نابود نکنی
0
3 روز قبل
zz gg
من هشتادیم ۲۵ سالمه
0
3 روز قبل
زهرا ***
باهم همسنیم 😍
0
3 روز قبل
زهرا ***
دقیقا
3
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
به نظر من خواهرت خیلی شکسته شده
روحی و روانی و اتفاقات گذشته
بیشتر هواشو داشته باشید به جای گله کردن ازش و قیافه گرفتن براش
اشتباه کرده ولی اشتباهی که از سر بی تجربگی و منشا پدر و مادرتون بودن
به نظرم ۱۰ درصد تقصیرش بوده
بیخیال حرف مردم
روحی و روانی و اتفاقات گذشته
بیشتر هواشو داشته باشید به جای گله کردن ازش و قیافه گرفتن براش
اشتباه کرده ولی اشتباهی که از سر بی تجربگی و منشا پدر و مادرتون بودن
به نظرم ۱۰ درصد تقصیرش بوده
بیخیال حرف مردم
0
3 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
الان از زندکیش راضیع؟
1
3 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
گناه داره دور نشید ازش
شاید مشکلی داره ک ۲ماه خبری نیس ازش
شاید مشکلی داره ک ۲ماه خبری نیس ازش
0
3 روز قبل
gandom
عزیزم چقد سختی کشیدی🥲
0
3 روز قبل
gandom
من نیمه دومیم🥰
1
3 روز قبل
زهرا ***
آره راضیع
ولی مثلا بینشون یه مسئله ای پیش میاد
به مامانم میگه مامانم هم میگه خودت خواستیش باید بدونی چجوری نظر خانواده. خودش رو جلب خودت کنی که باهات بد نباشن اوایل باهم دیگه اوکی نبودن الان بعد بدنیا اومدم پسرش راضی هس قبلا سرکار اینا نمیرفت شوهرش الان خدا رو شکر برا خودش مغازه اینا باز کرده و کار میکنه
ولی مثلا بینشون یه مسئله ای پیش میاد
به مامانم میگه مامانم هم میگه خودت خواستیش باید بدونی چجوری نظر خانواده. خودش رو جلب خودت کنی که باهات بد نباشن اوایل باهم دیگه اوکی نبودن الان بعد بدنیا اومدم پسرش راضی هس قبلا سرکار اینا نمیرفت شوهرش الان خدا رو شکر برا خودش مغازه اینا باز کرده و کار میکنه
1
3 روز قبل
زهرا ***
چن روز پیش مامانم اینا رفته بودن تولد پسرش بود
0
3 روز قبل
زهرا ***
منم زنگ زدم جواب نداد
1
3 روز قبل
gandom
بنظرم خانوادت نباید اینو بگن🫠
حالا با اون نامزدش ادامه میداد چیزی میشد بعد میومد ب مامانت میگفت این انتخاب شماس چی
حالا با اون نامزدش ادامه میداد چیزی میشد بعد میومد ب مامانت میگفت این انتخاب شماس چی
0
3 روز قبل
❤mahur❤ ❤mahak❤
اها پس هیچی
0
3 روز قبل
gandom
شاید دلخوری چیزی داره
منم یوقتایی ناراحتم زنگ ب مامانم اینا نمیزنم ک ناراحت نشن
منم یوقتایی ناراحتم زنگ ب مامانم اینا نمیزنم ک ناراحت نشن
0
3 روز قبل
زهرا ***
من خودم حسرت خیلی چیزا به دلم موند بخاطر این حسرت بخاطر اذیت شدن هام الان اینی شدم که عصبی شدنی نمیتونم خودم رو کنترل کنم
0
3 روز قبل
زهرا ***
آخه 2ماه والا عید رفته بودم شهرستان یه ماه اونجا بودم تو این یه ماه 2 یا 3بار اومد منم 3یا 4بار اینا رفته بودم .
0
3 روز قبل
زهرا ***
خواهر من حسود هم هست حالا نمیدونم مامانم اینا به من برگشتنی به خونمون ماست و گوشت اینا میدن
نمیدونم بخاطر اینه یا یه چیز دیگه
من سر جهازمم خواهرم نیومد ببینه چی گرفتم چی نگرفتم
همه رو عمه و زن عموم اینا اومدن با اونا رفتیم خریدیم
نمیدونم بخاطر اینه یا یه چیز دیگه
من سر جهازمم خواهرم نیومد ببینه چی گرفتم چی نگرفتم
همه رو عمه و زن عموم اینا اومدن با اونا رفتیم خریدیم
0
3 روز قبل
زهرا ***
حتی موقع بردن جهازمم نیومده بود بزور زنعموم رفته بود آورده بودش
0
3 روز قبل
زهرا ***
همش میگفت برا اون رومیزی گرفتین برامن نگرفتین
نمیدونم برا اون مبلش 8نفره هست برا من 7نفره
برا اون زودپز برقی گرفتین برامن نگرفتین
نمیدونم برا اون مبلش 8نفره هست برا من 7نفره
برا اون زودپز برقی گرفتین برامن نگرفتین
0
3 روز قبل
زهرا ***
من خودم هرموقع شهرستان خونه مامانم اینا رفتنی برا خواهر زادم کادو میگیریم که یه وقت خواهرم ناراحت نشه که براش چیزی نگرفتم
کادو هم نگرفتنی براش خوراکی میخرم یا مامانم اینا اومدنی خونه ما کادو میخرم میدم مامانم اینا ببرن
کادو هم نگرفتنی براش خوراکی میخرم یا مامانم اینا اومدنی خونه ما کادو میخرم میدم مامانم اینا ببرن
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
بازم مادرت اینجا داره اشتباه برخورد میکنه
همین که انتخاب خودش بوده باید به حال خودش رهاش کنن؟؟
همین که انتخاب خودش بوده باید به حال خودش رهاش کنن؟؟
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
خب سر همون اتفاقات گذشته باعث شده اینطور بشه به نظرم
چون فک میکنه بهش اهمیت نمیدید
چون فک میکنه بهش اهمیت نمیدید
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
خوب کاری میکنی
خوبی کردن هیچیو از ادم کم نمیکنه اضافه نکنه حداقل کم نمیکنه
خوبی کردن هیچیو از ادم کم نمیکنه اضافه نکنه حداقل کم نمیکنه
0
3 روز قبل
زهرا ***
مامانم ایناهم رفتنی خونشون همیشه با دست پر میرع
0
3 روز قبل
زهرا ***
رهای رها هم نکردن
بعضی وقتا قهر میکنه میاد خونه بابام اینا مامانم از حالش میفهمه چی شده شام نگهشون میداره تا شوهرش بیاد قبل اینکه بابام بیاد با شوهرش حرف میزنه آشتی میکنن بعد شام میرن خونشون
بعضی وقتا قهر میکنه میاد خونه بابام اینا مامانم از حالش میفهمه چی شده شام نگهشون میداره تا شوهرش بیاد قبل اینکه بابام بیاد با شوهرش حرف میزنه آشتی میکنن بعد شام میرن خونشون
0
3 روز قبل
زهرا ***
اون اوایل 1سالی رها کرده بودن بعدش دیگه کم کم رفتوآمد کردن و اینا الان بهترن ولی من رفتنی بیشتر حسودی میکنه که چرا به اون اینو گفتن به من نگفتن
0
3 روز قبل
زهرا ***
مامانم هم میگه این مهمون چن روزه هست برا چی به این حسودی میکنی من نمیدونم
0
3 روز قبل
زهرا ***
الان ما خونه گرفتیم از وقتی که شنیده ما خونه گرفتیم ها اول گفت آره ماهم میخواییم تهران بیاییم و خونه میخواییم بگیریم و فلان
بعدأ گفت تو چجوری این همه سال اونجا تونستی بمونی من نمیتونم بمونم و ....
آلان دیگه یاد گرفتم یه چی گرفتنی بهش نمیگم میبینم حسودی میکنه
بعدأ گفت تو چجوری این همه سال اونجا تونستی بمونی من نمیتونم بمونم و ....
آلان دیگه یاد گرفتم یه چی گرفتنی بهش نمیگم میبینم حسودی میکنه
0
3 روز قبل
زهرا ***
الانم دیگه ول کردم میگم من چن بار زنگ زدم جواب نداد یا رد داد منم دیگه زنگ نمیزنم بزار خودش زنگ بزنه
2
3 روز قبل
gandom
تعجب میکنم ازش والا
ایشالله هرچی خیره هم برا شما هم خواهرتون پیش بیاد
ایشالله هرچی خیره هم برا شما هم خواهرتون پیش بیاد
4
3 روز قبل
زهرا ***
چقدر دلم میخواست با یکی حرف بزنم چن وقتی بود حالم خیلی بد اونم سمت خواهرم
راحت شدن سبک شدم یکمی
راحت شدن سبک شدم یکمی
1
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
عزیزم
من ناراحت شدم هم برای شما و بیشتر برای خواهرتون
امیدوارم همه چی همونطور که میخواید اتفاق بیفته براتون
من ناراحت شدم هم برای شما و بیشتر برای خواهرتون
امیدوارم همه چی همونطور که میخواید اتفاق بیفته براتون
0
3 روز قبل
زهرا ***
ممنون
0
3 روز قبل
مهربانو ❤️
گلم خواهرتون چون تو گذشته اشتباه کرده و ازدواج زیاد خوبی نداشته ، ولی شما ازدواج خوبی کردی تو دلشه ، مخصوصا رفتار خانوادت با اون، بهش زمان بدید بعضیا خیلی زود ناراحت میشن و حرفا تا چند ماه رو دلشون میمونه، یکیش خود من، وقتی ازدواج کردم داداشم مخالف شدید بود، خیلی از دستش ناراحت شدم بعد ۱ سال تونستم موضوع رو هضم کنم
0
3 روز قبل
زهرا ***
الان خواهرم 10 ساله ازدواج کرده
0
3 روز قبل
زهرا ***
9سال تفاهم سنی داریم باهم دیکه
0
3 روز قبل
مهربانو ❤️
سعی کنید گذشتش رو به روش نیارید دیگه و حامیش باشید نه پسش بزنید، حالا تو اون سن اشتباه کرد ولی شما طوری باهاش رفتار کنید که اگه ناراحت بشه به شما پناه ببره نه ازتون دوری کنه
0
3 روز قبل
مهربانو ❤️
اگه میدونی کاری میکنید یا حرفی میزنید زود ناراحت میشه جلوش انجام ندید
0
3 روز قبل
مهربانو ❤️
بیشتر ناراحتی خای خانوادگی سو تفاهمه
0
3 روز قبل
زهرا ***
تنها با من اینجوری نیستا
بابقیه هم اینجوری
مثلا یکی از فامیلا بره مسافرت فرداش زنگ میزنه میپرسه کجا بود چجوری بود ماهم میخواییم بریم اونجا بعد طرف میپرسه که رفتین هزار جور بهانه میاره
من میدونم که سر این نرفتن به بیرون با همسرش چقدر جروبحث میکنه
بابقیه هم اینجوری
مثلا یکی از فامیلا بره مسافرت فرداش زنگ میزنه میپرسه کجا بود چجوری بود ماهم میخواییم بریم اونجا بعد طرف میپرسه که رفتین هزار جور بهانه میاره
من میدونم که سر این نرفتن به بیرون با همسرش چقدر جروبحث میکنه
0
3 روز قبل
زهرا ***
الان من 5ساله عروسی کردم تو این 5سال یبار فقط اومده خونه ما اونم 2ساعت بعد شوهرش برداشته برده خونه خواهرش
0
3 روز قبل
زهرا ***
خوب ماهم سعی میکنیم چیزی که ناراحتش میکنه رو نگیم
ولی من خودم بعضی وقتا بخاطر ندونستم کاری هایی که کرده من خودم اذیت شدم عذاب میگیرم که فلان موقع اینجوری میخواستم بکنم نشد یا نذاشتن برم و..
ولی من خودم بعضی وقتا بخاطر ندونستم کاری هایی که کرده من خودم اذیت شدم عذاب میگیرم که فلان موقع اینجوری میخواستم بکنم نشد یا نذاشتن برم و..
0
3 روز قبل
زهرا ***
الان من ترسم از این هست که من خودم بچه دار شدنی مامانم اینا سیسمونی بخوان بخرن من میگم بیان از تهران بخرن دیگع الکی این همه من نرم شهرستان واسه خاطر خرید سیسمونی اینا
اون موقع هم ما یه داستان دیگع داریم
من خودم ست استند رو میزی رو خودم بافتم اینا رو نشون ندادم بعد چن مدل ژاکت بافتم هم دخترانه هم پسرانه اینارو اون موقع رو کردنی میگه ببین مامان برا تو چی گرفته برا من نگرفته بود و فلان و ائلع و بلع و....
اون موقع هم ما یه داستان دیگع داریم
من خودم ست استند رو میزی رو خودم بافتم اینا رو نشون ندادم بعد چن مدل ژاکت بافتم هم دخترانه هم پسرانه اینارو اون موقع رو کردنی میگه ببین مامان برا تو چی گرفته برا من نگرفته بود و فلان و ائلع و بلع و....
0
3 روز قبل
زهرا ***
هعی بگم بابا اینا رو خودم بافتم مگه میخواد قبول کنه
1
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
من فک میکنم با شوهرش مشکل داره ولی خوب چون از این طرف هم راهش بنده
از اون طرف هم شوهرش سو استفاده میکنه از این قضیه
و این وسط با این کارا و رفتارا نشون میده
کاش این شوهرش خیلی قدرشو بدونه
کاش خلا ها رو براش جبران میکرد
و آب تو دلش تکون نمیخورد
و دلش از شوهرش قرص قرص باشه دیگه رفتار هیچکس دیگه حتی پدر و مادر خودش ناراحتش نکنه
از اون طرف هم شوهرش سو استفاده میکنه از این قضیه
و این وسط با این کارا و رفتارا نشون میده
کاش این شوهرش خیلی قدرشو بدونه
کاش خلا ها رو براش جبران میکرد
و آب تو دلش تکون نمیخورد
و دلش از شوهرش قرص قرص باشه دیگه رفتار هیچکس دیگه حتی پدر و مادر خودش ناراحتش نکنه
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
دیگه همه مثل هم نیستن
کاریش نمیشه کرد خواهرتونه
بچه تونه ولش نمیکنید که
باید باهاش کنار بیاید
کاریش نمیشه کرد خواهرتونه
بچه تونه ولش نمیکنید که
باید باهاش کنار بیاید
0
3 روز قبل
زهرا ***
منم همین فکر و میکنم
قبلا مامانم و بابام بهش بیمحلی میکردن
الان از وقتی که من ازدواج کردم این بیمحلی ها کمتر شد یعنی تو خونمون مهمون اومدنی مامانم زنگ میزنه میگه فلانی اینجا هست تو هم بیا تو خونه نشین
قبلا مامانم و بابام بهش بیمحلی میکردن
الان از وقتی که من ازدواج کردم این بیمحلی ها کمتر شد یعنی تو خونمون مهمون اومدنی مامانم زنگ میزنه میگه فلانی اینجا هست تو هم بیا تو خونه نشین
1
3 روز قبل
Negin 👸
طرد شده از سمت شما،روحی خیلی اسیب دیده،کمکش کنید
0
3 روز قبل
زهرا ***
الان بابام هم میبینه این هفته نیومده زنگ میزنه بهش میگه این هفته نیومدی آمادشین بیام دنبالتون
0
3 روز قبل
زهرا ***
الان کم کم خانواده ام باهاش ارتباط گرفتن ولی خودش دلش نمیخواد زیاد ارتباط بگیره
0
3 روز قبل
زهرا ***
من خودم زنگ میزنم جواب نمیده
0
3 روز قبل
زهرا ***
یا الکی با من دعوا میکنه
0
3 روز قبل
زهرا ***
منم میگم من به تو چیزی نگفتم که تو اینجوری میکنی
0
3 روز قبل
Negin 👸
به هر حال خواهرته،حالش خوب باشه باعث سربلندیه شماست،حالش بد باشه شماهام ناراحت میشید یبار برو خونشون باهاش انقد حرف بزن حتی شده بحث کن بزار خودشو تخلیه کنه،واقعا از تنهاییش هم خودش مریض میشه هم شوهرش سواستفاده میکنه
0
3 روز قبل
زهرا ***
اینجوری بگم مثلا منو خواهر کوچیکم باهم دیگه بحثمون شدنی اون ناراحت میشه و قهر میکنه پامیشع جمع میکنه میره
0
3 روز قبل
زهرا ***
نزدیک من نیست اونا تبریزن من کرج
0
3 روز قبل
زهرا ***
نزدیکم بود تن تن میرفتم
0
3 روز قبل
Negin 👸
خونه بابات یبار رفتی برو باهاش سنگاتو وا بکن،هیچ چیز تو دنیای برای ادم خواهر نمیشه
0
3 روز قبل
زهرا ***
عید رفتنی رفته بودم دیگع بهش میگم چرا تکی به توکی خوردنی ناراحت میشی و میگه من از تو خوشم نمیاد
0
3 روز قبل
زهرا ***
منم میگم از چی من خوشت نمیاد
0
3 روز قبل
Negin 👸
خواهر واسه خواهر و برادر واسه برادر خیلی خوب میشه،من الان حاملم همه کارامو طفلک خواهرم میاد انجام میده ۱۵ سالشه،یادم میاد چقد دعواش میکردم بچه بود عذاب وجدان میگیرم🤣🤣🤣🤣
0
3 روز قبل
زهرا ***
بخدا من با خواهر کوچیکم انقدر مچم هرچی میشه یا هرچی میخواد بهم میگه منم میخرمش
0
3 روز قبل
Negin 👸
بغلش کن ببوسش زبون بگیرش تا حرف بزنه،ریخته تو خودش همه چیو،مگه میشه ادم از خواهرش خوشش نیاد یبار واسه همیشه باید این ماجرا تموم بشه،چون غریبه نیستید ک بگید نباشه هممهم نیس،خانواده اید
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
قبلا به روش آوردی قبلا دلشو شکستی
0
3 روز قبل
🌙⭐️ maman
والا بخواید فراموشش کنید نمیشه
همو نبینید نمیشه
بلاخره خواهرید
تا اخر عمر هم خون و خواهر هم میمونید
و دلتون پیش همه همیشه
کاش من یه خواهر داشتم باور کن حتی چنین اشتباهیم میکرد میذاشتم رو چشام
حتی اگه به منم ضربه میزد ازش نمیگذشتم
حتی بابا مامانمم طردش میکردن من حمایتش میکردم
شوهرش رو ادب میکردم حتی
همو نبینید نمیشه
بلاخره خواهرید
تا اخر عمر هم خون و خواهر هم میمونید
و دلتون پیش همه همیشه
کاش من یه خواهر داشتم باور کن حتی چنین اشتباهیم میکرد میذاشتم رو چشام
حتی اگه به منم ضربه میزد ازش نمیگذشتم
حتی بابا مامانمم طردش میکردن من حمایتش میکردم
شوهرش رو ادب میکردم حتی
0
3 روز قبل
زهرا ***
ازش بعدأ هم عذر خواهی کردم از دلش درآوردم به تازگی یه 6ماه باهام حرف میزنه 6ماه قهر میکنه
0
3 روز قبل
زهرا ***
وگرنه کی خواهرش یا برادرش رو نتونسته فراموش بکنه که ماهم دومیش باشیم
0
3 روز قبل
زهرا ***
این برا قبل ازدواجم بود مجرد بودنی خودم عذاب میکشیدم سختی میکشیدم سرش خالی میکردم
0
3 روز قبل
زهرا ***
بعد نامزدی هم ازش عذرخواهی کردم
0
3 روز قبل
Negin 👸
به هرحال باز خودتون بهتر میشناسید همو،ماها فقط میتونیم نظر بدیم،ولی خانواده ادمه ک براش میمونه همیشه در هر شرایطی،خدا حفظتون کنه🤍
1
3 روز قبل
زهرا ***
ممنون
یه راهی پیدا مییکنم که بتونم کمک حالش بشم
یه راهی پیدا مییکنم که بتونم کمک حالش بشم
0
3 روز قبل
سوال کننده
بچه ها گروهی داخل روبیکا یا ایتا ندارین؟
0
3 روز قبل
فاطیما احمدی
سلام من 13سالم بود که رفتیم خونه عمم اینا و اونجا شوهرم منو دید اونجا بازی کردیم باهم والیبال من براش پیک نوروزیشو حل میکردم و ... داداشش منو دید منوخواست امد خواستگاریم بابام نداد منوبهش بعد چن سال یعنی دقیقا تو سالی که داشتم دیپلمم میگرفتم شوهرم امد خواستگاریم که یک سالونیم هی امدن و رفتن بابام راضی شد و ما عقد کردیم
0
3 روز قبل
فاطیما احمدی
خانوادش گفتن بهت نمیدنش ولی از بس به قول خودش منودوست داشت ول نکرد تا منو بگیره
0
3 روز قبل
Shahla Heydari
سلام من متولد ۸۱ م کاملا سنتی بود ازدواج ماهم سال ۹۳ مادرشوهرم اینا منو به همسرم معرفی میکنن اونم میگه من ندیدمش شهریور ۹۳ تو عروسی پسرعموی بابام منو بهش نشون میدن اونم اوکی میده وقتی زنگ زدن برا خواستگاری دو روز به من نگفتن بعدش تازه تصمیم گرفتن بهم بگن منم بچه گفتن هرچی بابام بگه من اونو ندیدم من کلا فک میکردم پدرشوهرم اینا فقط یدونه پسر دارن نگو دو تا بودن همسرم تهران کار میکرد هیچی دیگه یا یک ماه اومدن رفتن چون سنم نمیرسید ۱ ماه صیغه خوندن مهر ۹۳ عقد کردیم ۹۷ عروسی چون سنم پایین بود گفتم اصلا بچه نمیخوام گذشت تا ۱۴۰۳.۴.۹ درست فردای تولدم ثمره عشقمون آقا آردا دنیا اومد برای ما عشق بعد ازدواج بود در واقع چون من درکی از عشق و عاشقی نداشتم همسرمم همینطور من ۱۲ سالم بود موقع عقد همسرم ۲۳ ولی الان عاشششششششقشم اونم همینطور ❤️
0
2 روز قبل
مامان ارمان
برعکس من.البته دخترش با شوهرش همیشه تو اتاق بودند ولی ما نه من باید تو سالن میخوابیدم اگه ی شب با همسرم تو اتاق بودیم فرداش جهنم بود برامون.
حالا ما زندگی خوبی داریم خداروشکر
داماد و دخترش هر روز دعوا هر روز قهر😁
حالا ما زندگی خوبی داریم خداروشکر
داماد و دخترش هر روز دعوا هر روز قهر😁
0
2 روز قبل
مامان ارمان
من تا دختر خونه بودم داداشم خیلی گیر بود اما وقتی همسرم اومد خواستگاری خود دادشم شماره اش رو بهم داد گفت بهش زنگ بزن باهاش حرف بزن بهتر بشناسی. 😁😁
1
2 روز قبل
مامان ارمان
میدونی مامانت نباید اینو بهش بگه چون من راستش اول همسرم رو نمیخواستم میگفتم نه ولی چون همسایه بودیم و مامانم اونا رو خوب میشناخت مجبورم کرد بشینم سر سفره عقد.حالا هم زندگیم بد نیست ولی اگه مامانم مجبورم نمیکرد شاید یکی بهتر از این گیرم می اومد.همش بهش میگم میگم تو منو مجبور کردی برا ازدواج.
درکل زندگیم خوبه بد نیست.ولی ...
درکل زندگیم خوبه بد نیست.ولی ...
6
2 روز قبل
زی زی مامان
زمانیکه هر دو ۱۸ سالمون بود تویه مجموعه فرهنگی فعالیت خداپسندانه داشتیم(برگزار جشن مردمی و کارای فرهنگی...) از من خوشش اومده بود خواهرشو چندبار واسطه کرد گفتم نه. بعد رفتم دانشگاه باز خواهرش باهام تماس گرفت گفتم نه. تا اینکه ۲۳ سالمون که شد خودش اومد جلو تماس گرفت و خواهش کرد یه جا باهام صحبت کنه چون خوانوادگی همو میشناختیم قبول کردم. ازم خواست فرصت بدم تا خودشو بهم ثابت کنه از همونجا بالاخره اجازه دادم ارتباط داشته باشیم . ۷ سال باهم دوست بودیم باهم بزرگ شدیم باهم کار کردیم .نقش زیادی تو ارتقا کارش داشتم(تولیدی داره) و بعد از ۷ سال دوستی در سن ۳۰ سالگی ازدواج کردیم. شاید بگید اگه پسر خوبی بود چرا اینقدر طولش دادی. چون من سه عدد خواهر دسته گل مجرد قبل از خودم داشتم دلم میخواست بعد از اونها ازدواج کنم تا شادیم چند برابر باشه.واقعا از همون اول و حتی تو زمان دوستی همه چیزو دوتایی باهم ساختیم و فکر و ذکرمون رشد کردن بود. خداروشکر میکنم که همسرمو سر راهم قرار داد.
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.
سوالات مشابه
- ❤❤❤❤تولد پیامبر مهربانی ها بر دوستان عزیز مبارک باد❤❤❤❤
- نینی منم به دنیا اومد😍
- میخوام درباره زایمان طبیعی بگم براتون
- لطفا برای همه ی مریض ها دعا کنین و
- مامانم پر کشید و رفت
- مامانای خرداد ۱۴۰۰ بیاین بالا
- دخترا کمک درد شکم
- سلام بچه هابیاین حرف بزنیم حوصلمون پوکید
- نحوه درست کردن تشک نوزاد
- سلام خانما ژست عکس دونفره دارین بفرستین ممنون



3292

