Ooma
پرسش (1405/02/28):

خواب مستقل و جدا خوابیدن نوزاد

سلام مامانای اومایی
خانمایی ک کوچولوشون رو مستقل میخوابونن میشه راهنمایی کنین ک از چه سنی شروع کردید؟و اینکه از چه روش های رفتید چقدر طول کشید از چه ساعتی باید شروع کنم
و برای جدا خوابیدن خودم میدپنم ک بهترین شش ماه غیر این صورت تا سه سالگی نوزاد اسیب میبنه که جدا شه فقط چون رفلاکس هست میترسم توی سن شش ماهگی حدا کنم جون داخل خواب چند باری شده ک حالت خفگی داشته و باید رو تشک مخصوص بخوابه اکر تجربه داشتین ممنون میشم راهنمایی کنید ✨🥰

به نام خدا هنوز پیش خودم میخوابه😅
😂😂عزیزم
واقعا پروسه خیلی سختیه جدا کردن نوزاد
سلام عزیزم من دخترم هنو پیش خودم می‌خوابه. هر ساعتی از شب بیدارشه میاد دستمو میگیره دوباره خوابش میبره. حالا اون بخواد تنهایی بخوابه من نمیتونم جدا از اون بخوابم😂😂
آخه آدم دلش نمیاد شش ماهگی خیلی زوده
من که پسرم باید حتما شب رو دست من بخوابه تا خوایش ببره خواب هم باشم میاد دستم میکشه روش میخوابه
سلام عزیزم من پسرم وقتی ۷ ماهه بود شبا یکبار برای شیر بیدار میشد اونم دم دم‌های نماز صبح بود
منم تختش رو بردم توی اتاق خودش که چسبیده بود به اتاق ما
هر موقع گریه میکرد میرفتم بهش شیر میدادم
واقعا من شبا میره پیش آجی هاش یه دفه میبینی خوایش برده بهشون میگم بیاین بزارین پیش خودم بخوابه
بنظر من ک زوده شش ماه. کلا بچه ها تو سن کم بوی مادر حس میکنن..
سلام عزیزم.من پسرمو تو اتاق خودم از اول خوابوندم توی تخت جدا.چون رفلاکسم داشت تو تخت انتی رفلاکس خودش میخابید.ولی کنار تخت خودم گذاشتم چون خیالم راحت بود اینطوری
بنظر من ارامش مادر و بچه از همه چیز مهمتره
الانم تخت بزرگتر براش گرفتم بازم تو اتاق خودمه .پسرمن وابستگی خواب داشت اوایل بغل بود بعد گهواره و پالالا.الان تازه دیگه با لالایی و.. خودش خوابش میبره
بازم هنوزم خیالم راحتتره تو ی اتاق باشیم فعلا اروم اروم فاصلمونو زیاد میکنیم
مشاور خوابم به من گفت خواب مستقل به معنی این نیست که حتما جدا باشه اتاق بنا به شرایط و ارامش خودتون حتی توی ی اتاق توی تخت جدام میشه مستقل
بزرگتر که شد چون خودم گاهی میاوردمش پیش خودم بخوابه ( باباش قبلا کارش طوری بود که خیلی وقتا شبا نبود )
وقتی همسرم نبود دلم نیومد تنها بخوابه میاوردم پیش خودم عادت کرده بود ولی باز وقتی همسرم بود پسرم که پیش ما خواب می‌رفت بغلش میکردم میبردمش رو تختش
بعد وقتی میدید همه جای خونه آمن هست گریه نمی‌کرد
عزیزم. آره الان دیگه خودم نمیتونیم جدا از اونا بخوابیم. اضطراب جدایی گرفتیم😂😂😂😂
دقیقا موافقم...
هنوز که هنوز من دعواش نمیکنم یا چیزی نمی‌گم اگه نصف شب بیاد پیش ما بخوابه
ولی شبا یا من یا همسرم میریم کنارش واسش قصه می‌خونیم خودش می‌خوابه
دیگه ما میایم تو اتاق خودمون
من از وقتی نوزاد بود تو تخت میخوابوندم همیشه میترسیدم خوابم ببره بیفتم روش
واسه همین از اول یه مقدار جدا بود
بعد مهم ترین نکته واسه جدا کردن بچه اینه که محیط خونه رو امن بدونه
والا من خودم تا ۲۵ سالگی پیش ننم میخوابیدم الانم خواهرم پیش ننم میخوابه😅
ولی من بعد دنیا اومدن پسرم نتونستم این رویه ادامه بدم. انقد ناراحتم. الان دخترم خودش میخوابه. من واقعا نمیتونم دوتاشون بخوابونم. شوهرمم دیر میاد
من پسرم گاهی بیدار میشه آب میخوره
می‌ره رو مبل می‌خوابه
می‌ره وسط حال می‌خوابه
دیگه نمیترسه
خواهر ما بخوایم جداش هم کنیم شرایطش نداریم اتاقا پره😂
ببین من از الان بدون اینکه بگم باردارم شبا بهش میگم بیا صلوات مثلا بفرستیم تا خوابمون ببره
یا بشماریم
دیگه باید یاد بگیرن مستقل تر باشند
خواهر پسر تو گلی از گلهای بهشت مال من با اینکه ۶ سالشه صبح چشمش که باز میکنه میگه مامان اگه گفتم بله خو هیچ اگه سرویسی جایی بودم صداش نشنیدم تا بیام تا این شروع کرده به گریه هنوز عادت داره خوابش میاد نق میزنه تا بخوابه بیدار شدنی هم همینه
ببخشید ک اینجا سوالمو میپرسم دختر من حتما یا با شیر میخابه یا باید تختشو تکون بدم تا بخوابه به نظرتون این روش درسته یا باید تغییر بدم ؟
نگاه تا ۶ ماهگی میتونن شیر شب بخورن بعد ۶ ماهگی باید شیر شب ترک کنی چون برا دندوناشون خوب نیست پسر من بعد ۶ ماهگی ساعت ۱۲ شب بهش شیر میدادم دیگه میخوابید تا ۶ صبح بعد دوباره شیر میخواست چون ۶ ماهگی غذای کمکی رو هم شروع میکنن دیگه شیر شب نیازشون نیست
اره خوب ولی از هشت ماهگی ترس از جدایی دارن دیگه نمیشه گناه دارن دیگه باید بزارین دوسالش پرشه بعد جدا کنی
من از 4سالگی جدا کردم قبلش تو یه خونه بودیم یه اتاق بالا بود یکی پایین نمیشد جدا بخوابن ولی تختشون جدا از ما بود با فاصله .بعد از جابه جایی اتاقشون جدا شد چون دوتا هستن راحت جدایی پذیرفتن
الانم تو تخت خودش کنار من میخوابه منتها منظورم ار خواب مستقل اینه که روپا صدایی لالایی خودم یا تکون تخت نخواد عادت کنه الان روی پا عادت داره و تکون تخت.
به نظرم از شیر گرفتی کم کم جداش کن هرچی بزرگترشه سخت تر جدا میشه
من الانم شیر شب نمیدم ۱۵۰تا ساعت یک میخوره تا پنچ دیگه بهش شیر نمیدم
اره دقیقاجدا شدن خیلی سخت میشه اکر بزرگ شن
معایب پیش مامان بابا خوابیدن خیلی بیشتر از اینه ک به خودمون وابسته باشن
من دخترمو یک ماه بعد از شیر گرفتن جدا کردم .
شبهای اول رفتم پیشش خوابیدم و توضیح دادم دیگه باید توی اتاق خودت با عروسکهات بخوابی چون اونا تنهان.
بعد از یک هفته جامو از تختش دور و دورتر کردم .
بغل کردن عروسک محبوبش ، پتوی خودش ، چراغ خواب رنگی و جذاب کمک کرد راحتتر کنار بیاد.
خب شبهای اول میومد پیشم ، صدام میزد سریع جوابشو میدادم که نترسه و بدونه در دسترس هستم.
اگرم میومد اتاقمون میگفتم بیا باهم بریم اتاقت ، یا صدام میزد میرفتم پیشش میگفتم پیشتم تا بخوابی ولی خوابت برد میرم روی تختم .
خلاصه باید صبوری کنی اما نتیجه خیلی عالیه
من بیشتر سعی دارم ک کاری کنم با تکون نخوابه اخه مغز سرشون اسیب میبینه 🫤شده دغدغه واسم این موضوع تا قبل از اینکه مادرشم یقیه روقضاوت میکردم ک وایییی چرا رو پا میخوابونن مغر سرشون اسیب میبینه ولی الان دخترم خودش عادت تکون خوردن داره
ممنونم از توضیحت چند سالش بود دخترت عزیزم
یه شبهایی هم باباش میرفت پیشش که وابستگی به من کمتر بشه
خواهش گلم
۲ سال و ۳ ماهه بود
من از الان شوهرم داره مخالفت میکنه 😂میگه بهش فکرم نکن حداقل هفت سالگی جداش میکنیم اونم اگر خودش خواست 😂🫣
نگران نباش بچه‌ها چند ماه یکبار عادتهاشون تغییر میکنه ، نهایتا چند شب تکونش ندی ممکنه بیتابی کنه اما عادت میکنه
تجربه من اینه که از روزی که دخترم جدا خوابید ، رابطه من و همسرم که با بارداری و بچه‌داری دور و سرد شده بود درست شد.
شما چند ماه دیگه نمیتونی جلو بچه خیلی کارها رو انجام بدی ، چه برسه ۷ سال
اره این موضوع بیشتر عصبیم میکنه 😑 فک کنم حداقل تا هفت هشت ماهگی مجبور باشم تکون بدم تا کم کم سعی کنم با بازی کردن و اینا یادش بدم که بخوابه خودش
سلام عزیزم
من از بدو تولدش تو اتاق خودش خوابوندمش و خودمونم کنارش می خوابیدیم
ولی از ۷ ماهگیش خواب مستقل و شروع کردم باهاش
خیلی خیلی نکته داره و نمیشه تو یه پیام توضیح داد.
من یه دفتر ۴۰ برگ و از نکاتش پر کردم😅
و چندین کارگاه خواب مستقل شرکت کردم تا تونستم از پسش بر بیام.
اگه کاملا به همه چیز آگاه نباشید بسیار آسیب زننده هست به نوزاد، پس باید دوره و کلاساشو شرکت کنید.
روش من هم روش فِربِر بود.
پسر من رفلاکس نداشت ولی تو کلاس های آموزش خواب توضیحات کامل در رابطه با بچه های رفلاکسی هست.
ما حتی الانم انجام نمیدیم جای جدا ولی همینم باعث شد ما از هم سردتر بشیم چون همسز من با صدا از خواب میپره منم باید شیر خشک درست کنم صدا ایجاد میشه خوابش بهم بریزه میگرنش میگره بخاطز همین خیلی شبا جدا میخوابیم
ببین عزیزم بعد یک سالگی بچه خودم می‌خوابه انقد بازی میکنن خسته میشن میخوابن
مگر بعضی از بچه ها که بدخواب هستن که باید کنار مادر بخوابن مثل خواهر زاده من
همین دیگه ، من تا زمانی دخترم بود پشت به همسرم میخوابیدم و کل حواسم به دخترم بود.
البته اولین شبی که جدا خوابید تا صبح نخوابیدم ، گریه میکردم و حالم بد بود ، این حس رو زمان از شیر گرفتن هم داشتم انقدری که خودم اذیت بودم اون نبود 😂
اره خیلی خیلی مهمه من خودم مشاوره خوندم میدونم چه بودن بیش از اندازه فرزند چه کم بودنش پیش والدین اسیب زا هست وای خوب شرکت کردن تو کلاسا و کارگاه وکسی ک تحربه داره خیلی مهمه چون سرکلاس فقط راجب اسیبش میگن نه روندش 😅🫤
روش فربر نهایتا ۱۵ روز زمان میبره تا کودک یاد بگیره مستقل خوابیدنو
ولی مثلا پسر من تو شب نهم یاد گرفت و خودش خوابید.
امااااا ۲،۳ شب اول خیلی سخته و اگه با این روش پیش میرید، خیلی باید تحملتون بالا باشه.
روش های دیگه هم هست که راحت تره ولی چند ماهی طول می کشه که کودک عادت کنه.
اره خوب ما خودمون وابستگی شدید داریم به بچها خودمون بیشتر اذیت میشم من یه روز درهفته رو مخصوص روز دونفره خودم و همسرم گزاشتم و فقط میریم بیزون تفریح فقط چندساعت پیش مامانمه ولی انقدر ک اذیتم و زنگ میزنم بهم خوش نمیگذره
بهترین روش و جدید ترین همینه تو کتابا هم همین عنوان شده بفیشون منسوخ شدن تقریبا
مهم ترین نکته هم تو این مسیر اینه که شما و همسرتون با تمام وجود تو این مسیر همراه هم باشید و وسط راه یکیتون اون یکی و دلسرد نکنه
چون مثلا بعد از دو شب، اگه همسرتون خسته شد و بهتون گفت که ولش کنیم و ادامه ندیم، این بزرگترین آسیب و به نوزادتون وارد میکنه
یا نباید شروع کنید، یا شروع که کردید تا تهش برید
متاسفانه من همسرم مادرش شاغل بودن و خودش اظطراب جدایی داشته در کودکی و الان خیلی خیلی سختشه زمانایی ک ما پیش بچه نیستیم تازه کنار امده با لین قضیه ک چند ساعت مشکلی نداره و باید خیلی باهاش صحبت کنم تا راضی بشه
سلام عزیزم 🌸
طبق قوانین بخش پرسش و پاسخ اپلیکیشن اوما، پرسش‌هایی که به صورت تخصصی مطرح می‌شن، باید خطاب به دکتر نوشته بشن.
در غیر این صورت چون امکان پاسخ‌گویی سایر کاربران هم وجود داره، پاسخی از طرف دکتر دریافت نمی‌کنید
خب پس کارتون سخته
شاید بترسید اگر بگم که شب اول،‌ انقدر سخت میگذره که مطمئنا گریتون میگیره و حالتون بد میشه و ممکنه پشیمون شید.
حتما جفتتون حسابی تحقیق کنید، دوره هارو شرکت کنید و آمادگی ذهنی کاااامل پیدا کنید، بعد اگر خواستید شروع کنید.
من همون اول که تخت کنار مادر داشت از سه ماهگی دور تختش رو با کاورهای مخصوص تختش پوشوندم که بدونه اینجا فقط مخصوص خودش هست و ما رو نمی دید اصلاً.
این خیلی کار خوبی بود به نظرم چون وقتی دیگه بزرگتر شد خودش از تختش می اومد پایین و خوابش هم می گرفت خودش می پرید توی تختش و می خوابید.
یک سال و دو سه ماه بود تخت بزرگتر گرفتیم و گذاشتمش توی اتاقش
و اصلاً هم اذیتم نکرد چون عادتش داده بودم از سه ماهگی،فقط شب اول توی اتاقش خوابیدم اول بعدش که خوابید بلند شدم رفتم.شب های بعدش هم اوکی بود دیگه خداروشکر.
من خونم یه خوابه ست.
چیکار کنم 😢
یه جا ۱۵۰تا میدی میخوره ؟
سپیده ی عزیزم
همونطور که پیام هارو میخونی
یکبار دیگه متوجه میشی که هرکسی مسیر فرزند پروری خودشو داره و هر بچه ای مدل به خصوص خودشه
همونطور که چهره های بچه ها فرق داره
خصوصیات اخلاقیشون هم فرق داره
اینکه تو و دلبندت چه زمانی رو برای اینکار مناسب میبیند کاملا حسی و شخصیه
بله کاملا اگاهی دارم ک این کار چقدر مهمه و خیلی مهمه ک درست انجام بشه چون اسیب زا هست
من خودم از کودکی متاسفانه به خاطر عدم اگاهی والدینم تا همین لحظه با اضطراب جدایی دسته و پنجه نرم کردم
اما وقتی فراز دنیا اومد
تخت کنار مادر خریدم و گذاشتمش کنار تخت خودم از اول جدا و در تخت خودش خوابید
پزشکش مرتبا بعد از ۶ماهگی تاکید داشت جای خواب رو از یک اتاق مشترک جدا کن
گفتم میترسم اضطراب جدایی بگیره
کفت خانم عزیز
مشخصا شما اضطراب جدایی داری و اینطوری پیش بری به پسرت منتقل میکنی
من همین الانم تو تخت خودش و با کاور پوشیده شده میخوابه ولی خوب من مدام چکش میکنم
تا یه هفته پیش بله ولی الان چندروز رفلاکس تشدید شده خیلی اذیت میکنه شیر نمیخوره
متوجه هستم ولی خوب تایم طلایی داره اگر بگزره دیگه خیلی سخت میشه
با تمام وجود برام سخت بود
چند شب حتی خوابم نبرد تا صبح
اما جای اینکه اتاق پسرمو عوض کنم اتاق خودمو بردم یه اتاق دیگه
چون پسرم از بدو تولد به اون اتاق و نور و شرایط عادت داشت
چند شب کتارش خوابیدم و چون شیر شب نمیخوره
حالا من تو اتاق خودم میخوابم
اتاقامون روبرو همدیگه اس
و به محض گریه اش میپرم توواتاقش
اما واقعا هم من و هم اون راحت میخوابیم
خیلی خوبه ...بله خب باید چک کرد.
امیدوارم کم کم که بزرگ تر شد و شیر شبش قطع،همکاری بکنه کوچولو و روزهایی خوبی داشته باشید کنار هم
و اما تا نوزادت کوجیکه چند تا پیشنهاد
که من اگر برمیگشتم عقب انجامش میدادم
نی نی جون رو با شیر نخوابون
وقتی بیدار میشه تو پنجرع بیداریش شیرشو بده بازی کن
جاشو عوض کن
زمان خوابش که رسید
براش موزیک بیکلام سفید بذار
بذارش تو تختش یا گهوارش
بذار الان که هنوز کامل هوشیار نشده و عادت نکرده خودش بخوابه
اگه اینکارو کنی و یاد بگیره دعام‌میکنی
اره من تاخودم خیلی از مشکلات ذهنیم حل نکردم اصلا اقدام نکردم برای بارداری چون میدونستم ناخودآگاه به کوچولوم انتقال میدم البته خوب خیلی سختع و باید خیلی صبور باشی
ممنونم از کمکت جانم 💕
خواهش می کنم ...
خیلی ممنونم از راهنمایت زهرا جانم💕🫂
البته از الانم خیلی از این کارهارو انجام میدم بجز خودش خوابیدن الان متاسفانه روی پا میخوابه و به شدت این موضوع اذیتم میکنه
من جاشو‌جدا نکردم ولی جاش تو تخت خودش کنار خودمه چون شبا بیدار میشد شیر میخواست نمیشه جدا کنی خدایی نکرده بالا میارن تو خواب یا تب دارن کنار خودت باشه میفهمی
سلام عزیزم کلاس اموزشی در هرزمینه ای از چ کسایی راضی بودین؟
دقیقا الآن انجام این کارا خیلیییی مسیر و راحت میکنه
با شیر نخوابوندن
دونستن پنجره بیداری و خواب کودک
صدای سفید
پستونک اگه پستونکیه
تاریکی مطلق اتاقش(حتی اگه شده پنجره و با فویل بپوشونی)
دمای خنک اتاق (۲۴ درجه)
یبار بچم نصف شب تب کرد من اگر بچم کنارم نبود و شیر نمیخواست نمیفهمیدم تب داره تا صبح هم معلوم میود چی میشه
پس بنظرم پروسه جدایی یچیز کاملا مسخره است تا بچه دوسالش بشه و از شیر بگیری
ممنونم از راهنمایت 💕
عزیزم کودک باید چک کرد چندین بار نه اینکه همینحوری رهاش کرد اگر میکن سن پایین تر اسیب کمتر میبینه
من ک از ۴ ۵ماهگی دیگه برا شیر شب بیدار نشدن جدا کردم
هرکدوم تو تخت خودش
البته تا یسالگی پایین تخت بودم بعد منتقل شدیم ب پشت در
تا الانم جدا خوابیدن تو اتاق خودشون
البته تا وقتی خوابشون ببره هستم کنارشون تو اتاق
به نظر من بچه خودش باید به اون بلوغ برسه که بتونه از شما جدا بخوابه من اصلا دخترام جدا نکردم ولی خودشون به یه سنی که رسیدن جدا شدن ولی پسرم هنوز اون ترس جدا شدن داره و من اصلا بهش فشار نمیارم تا خودش به این درک برسه که جدا بشه چون نمیخوام با جدا کردنش بهش لطمه بزنم
برای کوچولوی شما
بازه ی بیداری ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه هست
بازه خواب هم ۲۰ تا ۱۲۰ دقیقه
در روز هم ۳ تا ۵ بار چرت داره
بهترین تایم خواب شب هم ۸ تا ۱۰ شبه
عزیزم
منم دخترم از بدو تولدش با فاصله از خودم گذاشتم و وقتی ۷ ماهش،شد تو اتاق خودش گذاشتمش با این ک شیر شب میخورد و زیاد بیدار میشد ولی کوتاه نیومدم و روند و ادامه دادم
تااین ک بزرگتر شد و خودش دگ میومد پیشم و بهش شیر میدادم
و این ک بنطرم الان بهترین تایمه تا وقتی هنوز کوچیکه این کارو انجام بدین چون بزرگتر بشن فهمیده تر میشن و شرایط سخت تر میشه هم برای کودک هم برای،شما
اطرافم هستن ک کودک ۳ ۴ ساله دارن و الان خیلی داستان دارن تا بتونن تو اتاق خودش بخوابونن
۲ساله شه دیگه تب نمیکنه؟؟؟؟
نباید ک ول کنی
من الانشم گاهی شبا پامیشم میرم ببینم پتوشون روشون هس یا نه.هروقتم ب مریضی شک کنم حواسم بهشونه
دقیقا
وقتی تو نوزادی جاشو جدا کنی لطمه ای وارد نمیشه ک عزیزم
من خودم تا ۱۴ سالگی کنار مامان بابام میخوابیدم و متوجه نبودم
و بعدا فهمیدم چقد باعث فاصله بین پدرو مادرم بودم
و چقددد زمان برد تونستم کنار بیام تنها تو اتاق خودم بخوابم
من که پسرم هنوز پیش خودم میخوابه
تا اروم نزنم پشتش خوابش نمیبره
تو خواب هم خون دماغ میشه اصلا نمبتونم فکرشو بکنم که تنها باشه تو یه اتاق دیگه

اون بخواد جدا بخوابه من نمیتونم 🤭
من خودمم و داداشام تا وقتی بزرگ شدیم پیش مامانم میخوابیدیم
تازه با داداشم که شیر تو شیر بودیم
دعوا میکردیم باید روش به من باشه
هیچ مشکلیم به وجود نیومد از هیچ نظر
هرکدوم ازدواج کردیم رفتیم سر خونه زندگیمون


من الان دو تا دخترام از ۵ سالگی رفتن اتاق خودشون ولی این وابستگی زیادی به من داره حتی روان شناس بردیم گفت به زور جداش نکن اینجوری لطمه میبینه خو تا دو سالگی شیر میخورد متم خیلی روش حساس بودم بعدش هم دیگه نشد جداش کنیم دیگه بیخیالش شدم
والا ما هم ۵ تا بچه بودیم ههمون تو یه اتاق میخوابیدیم الانم همه سر خونه و زندگی خودشونن
بله درسته الان ک اصن نمیشه و نباید بزور باشه تو این سن
قطعا بزرگتر بشه بهتر میشه
شیر تو شیر 😅😅😅شیر ب شیر
والا من درک میکنم مادر ینده خداتون چی کشیده‌من قبل اینکه بخوابن *بغل کوتاه* داریم.میان کنارم دراز میکشن از روزمون حرف میزنیم سر اینکه روم کدوم طرف باشع کلی دعوا میشه و اعصاب منم این وسط داغون
اخ اشتبا نوشتم
🤭
وای منم همین مشکل دارم .دیگه میگم صورتم سمت سقف .حالا بجای اینکه تمرکزشون بزارن واسه حواسشون به صورت منه یه موقع تکون نخوره بره سمت اون یکی
خواب
تازه مامانم بدخواب بود میخوابید دست بهش میخورد خوابش میپرید
تا دانشجویی من دست مامانمو بغل میکردم میخوابیدم
وقتی رفتم خوابگاه دانشجویی نگران بودم ولی اصلا کاملا عادی بود برام

برا پسرمم چند بار پیشنهاد دادم به همسرم
اونم قبول نمیکنه
میگه نمیتونم یه لحظه بهش فک کنم تنهاست تو اتاق دیگه .
من پارسال۲سالو۶ماه جداکردم۱ماه گذشت خوبم پیشرفتم ولیییییییی جنگ شد خودم بازاومدم پیشش خوابیدم دیدم اینجاایرانه ارزش نداره وقتی ازفردام خبر ندارم
فعلامنوشوهرم میایم اتاقش مبخوابیم اون روتخت منوباباش پایین تاببینیم مملکت چی میشه😑
داداشم از من کوچیکتر بود تا میخورد میزدمش
🤭🤭
مامانم میگفت از شماها کوچولو تره
همه میگن کل زندگیمون رو بلاتکلیفیه
چه جالب این مورد هم واقعا تو ایران رفته جز بلاتکلیفیا
🥺
منم بعد ازدواج جای خوابم از خانوادم جدا شد😂😂😂
من دخترم از شیر گرفتم جای خوابش از بغل تخت خودم بررم یک متر اونطرف تر😅بعد همینجور بودیم تا داداششم از شیر گرفتم دوتایی جداشون کردم خیالم راحت تر بود
حالا دختر من ۱۸ سالشه داداشش ۶ سالش میزنه بهش میگم بچه است میگه تو هم همش از این دفاع کن میگم بابا یه نگاه به قدت و سنت بنداز یه نگاهی هم به این گناه داره بچست عقلش نمیرسه حالا یه کاری هم کرد انکار نه انکار
کلا دعوای بین خواهر برادر ها همیشه هست حالا تو هر سنی یه جور
والا من الان با داداشم دعوا میکنم ۱۴ سالشه خیلی رو مخم میره😂😂ولی نمیتونم بزنمش میترسم مامانم ناراحت شه😁
والا من ازدواج کردم داداشم هم ازدواج کرده بچه داره اگه عیبش نکنن همین الان هم من میزنه😁
😂😂😂ولی کتک کاری خواهر برادری خیلی کیف میده
من با داییم زیاد کتک کاری داشتیم تا میرسیدیم انگار خروس جنگی می‌پریدم کله هم🤣🤣🤣یادش بخیر
الان دیگه بزرگ شدم سه تا بچه دارم نمیزنه منو😂😂😂در امانم
نه والا خواهر من با سه تا بچه دخترم از خودم بزرگ تر فقط کافیه داداشم تنها گیرم بیاره حالا که یه مشتی بزنه خودش خالی میکنه
عههه😅😅
ب من بود ک از اول جداش میکردم همسرم قبول نمیکرد
۸ ماهش ک شد جداش کردم دوشب خوابید دوباره شوهرم اوردش تو اتاقمون😑 دیگ صبر کردم یکسال شد همون شب تولدش کلا جداش کردم همسرم گفت گناه داره بیارش تنهاس گفتم خودت برو پیشش هیچی دیگ ۸ ماهه ک تنها می‌خوابه من خیلی راحت جدا کردم نه خودم اذیت شدم نه بچم نوزادم ک بود ما رو تخت میخوابیدیم دخترم زیر تخت ، رو زمینم میخوابیدیم کناره خودم نمیخوابوندم همیشه فاصله داشت باهام
مام تا ازدواج کردیم همو میزدیم
ولی بزرگ شد گردنش دراز شد زورم بهش نمیرسید جیغ میکشیدم فقط
الانم همو میبینم گاهی یه نیشکون میگیره
منم فقط با مگس کش میزنمش
ولی خیلی دوسش دارم بیشتر از اون یکی دوسش دارم.
سلام عزیزم من دخترم رفلاکس شدید و حساسیت‌ به پروتئین گاوی داشت.
یک هفته به ۶ بردم اتاق خودش.
قبل بردنش مدت تایم توی اتاق خودش بودن رو زیاد کردم، تو اتاقش بازی می‌کردیم بعد اول چرت های روزش رو تو اتاق خودش میذاشتم.
برای خواب شب چند شب خودم پایین تختش می‌خوابیدم.
بعدش هم دیگه خودش تنها بود
دیگه دوربین گذاشتم از اول.
خواب خودم چون دیگه صدای نفس هاش بیدارم نمی‌کرد اگر نیم ساعت هم بود ولی باکیفیت تر شده بود.
یکی از بهترین تصمیماتم بود با وجود سختی زیاد
میگم دیگه واقعا سخته
مامان طفلییی🥲🥲🥲🥲🥲🥲
نوشین کافرررر🥲
دخترم تا یک سالگی پیش خودمون می‌خوابید ولی توتخت خودش دلم نمیومد جداش کنم ولی دیدم شیرشبش کم شده و دختر من شیشه میخورد تختش رو بردیم اتاق خودش چند شبم پیشش خوابیدیم بعد ۴روز اومدیم اتاق خودمون اونم اتاق خودش میخوابه ولی اتاقش بهمون نزدیکه گریه کنه میشنویم
به نظرم چون رفلاکسش شدیده فعلا جداش نکن تا موقعی که خیالت راحت بشه از رفلاکس هر بچه ای به نظرم سن اضطراب جدائیش فرق می‌کنه دختر من از بچگی وابستگی به من نداشت الان نزدیک دوسالشه و خیلی وابسته منه
الانم میبرم موقع خواب قصه میگم میخوابه بعد میام اتاق خودم
حالا برا ما هم همین تمام راز و درد دلامون پیش هم اینقدر که هم دوست داریم
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه