Ooma
پرسش (1405/02/21):

سلام خانما لطفا بیاین خیلی ناراحتم راه حل بهم بدین

سلام خانما خیلی دلم گرفته بعداز چندسال که برای وی اف بچه دار شدم وخدا بهمون بچه داده حوصله بچه هارو ندارم شوهرم بیکار هست مدتیه همش تو خونه کل کل میکنیم همش بهونه گیر شدم شما دعایی ذکری راه حلی میدونین بهم بگین که یکم اعصابم آرام‌تر بشه از بس باهم بحث داریم دلمون از هم زده اینم بگم خیلی اعتقاداتم کم رنگ شده قبلا نماز که نمیخوندم خیلی عذاب وجدان داشتم ولی الان اینجوری نیستم برعکس من اون آدم مقیدی هست

خونم بهم ریخته هست حتی حوصله ووقت تمیزکاری هم ندارم اینم بیشتر روحیمو خراب میکنه
سلام عزیزم پیش روانشناس برید شاید افسردگی بعد زایمان گرفتید؟
یا اینکه‌ اگه نتونستید با شماره ی ۰۹۶۴۰۰ تماس بگیرید بخش مشاوره داره و رایگانه و مشکلاتتون‌رو بیان کنید مطمئنا میتونن کم کنن و یا
نمیدونم والله همش میگم خونه شروع کنم دارو آرام بخش بخورم سرترالین خوردم بهم نساخت سردرد میشدم
ویا اپلیکیشن پاسخگو هم قسمت مشاوره داره رایگان.
ممنون عزیزم از راهنمایت
سرخود‌ارامبخش نمیشه خورد بعدم شما نوزاد دارید باید خیلیییی حواستون‌بهشون باشه و اینکه شاید تو شیردهی مشکل داشته باشه و تا راه حل های دیگه باشه شاید دکتر دارو نده خب وابستگی میاره
چون دوقلو هستن شیر خودمو نمیخورن شیرخشک میدم
من یک دفتر دارم که میشینم نکات مثبت زندگیمو مینویسم و بهشون فکر میکنم خیلیییی کمک میکنه . و یه کار دیگه اینکه‌همیشه اطرافمو سعی میکنم منظم نگه دارم عصبی نشم. من برنامه ی روزتو نمیدونم ولی بهش نظم بده صبح زودتر بیدارشو و‌بچه هارو هم بیدار کن که ظهر یکم بخوابن و شما تایم استراخت‌بین روز داشته باشی . دوقولو واقعا سخته حق داری خسته بشی .
ببرشون بیرون یه دور بده فضای باز حالتو خیلییییی بهتر میکنه یه تایمی هم زودتر میگذره برات.
حق داری عزیزم
این روزا بخاطر مشکلاتی که برامون درست کردن ( گرونی ، بیکاری و...) دیگه حوصله ی خودمونم نداریم و تقریبا همه گیر شده انگار
هیچ کس انگار شوق زندگی و امید به فردا نداره و تو این شرایط سر و کله زدن با بچه هم خیلی انرژی و اعصاب میخواد
اگه شرایطشو داری از یه روانشناس کمک بگیر


راستش چون بچه هام شیر شب میخورن دوسه ساعتی یکبار همش غلط میخورن اگه بیدار نشم شیر بهشون بدم گریه زاری میکنن اون یکیم بیدار میکنن واسه همین خواب شبم هیچ خوب نیست فقط شیر بهشون میدم که بخوابن بزارن منم بخوابم تا ۱۰ یا ۱۱بیدار میشن سروکله باهاشون میزنم تا دوباره ظهر بخوابن من الان دارم ناهار درست میکنم حتی وقت اینکه به خودم برسم هم ندارم چه برسه به کار خونه ومرتب کردن خونه همش خونم بهم ریخته هست کلافه شدم از همه چیز
متاسفانه شرایط روانشناس رفتن رو ندارم از لحاظ هزینه هم اینکه بچه ها پیش کسی نمیمونن
اگه مامان یا خواهری داری که پیشتن و می‌تونن بچه هارو یکم نگه دارن خیلی خوبه
یکم برا خودت وقت بذار و بیرون برو
یا کارای خونتو انجام بده
من خودم وقتایی که از نظر روحی خیلی خسته میشم یا بچمو میدم باباش ببره بیرون تا کارای خونه رو انجام بدم یا چند روز میرم خونه ی مامانم دخترمو نگه داره تا من یکم استراحت کنم
شوهرم از روز اول جوری بچه هارو بار آورد که پیش خودمون فقط بمونن ومیگه هرجا میزاری اونارو یا خودم باید باشم یا خودت
خواب شبم خیلی تاثیر داره تو انرژی روزت
من خواب شبم که بد باشه کل روز عصبی و بی انرژیم
اخلاق اینجوری داره که حتی اگه تعمیرکاری برا یه کار کوچیکم میخواد بیاد خونه میگه شما نباید خونه باشین اصلا آزاد نیستم حتی زمانی که بچه هم نداشتم نمیزاشت با دوستام بگردم یکم
خب نمیتونی خودت با بچه ها دوسه روزی برین خونه مامانی مادر شوهری جایی؟
یکم تجدید قوا کنی بعد بیای خونه خودت
واقعا آدم کم میاره
اونم با دوتا بچه
خیلی سخته
چرا خودش میگه برین گاهی هم میریم ولی بازم منم که پیششون هستم اون استراحت میکنه من دلم میخواد یکم آزاد وبی فکر یه ساعت تنها باشم حتی تو خونه
الهییییی خیلییی سختته واقعا
بعد از مادر شدن آدم حس می‌کنه یکی تمام آزادیشو ازش گرفته و دائم باید گوش به فرمان بچه باشی و حس می‌کنی هیچ وقت قرار نیست این اسارت تموم بشه
این طبیعیه
ولی تنها کاری که میتونی بکنی اینه که از دیگران کمک بگیری
حتی اگه همسرتون نمی‌ذاره پیش کس دیگه ای بذارید بهش بگید پس خودش گاهی بچه هارو بیرون ببره تا شما یکم نفس بکشید و تنها باشید

نمیشهدعزیز بیاد یکم خونتون مثلا خواهرت یا خواهر شوهر تو‌هفته یکی دوبار بیان ؟
شیر شب رو نمیشه‌بسپری به همسرت ؟
شیرخشک میشه شوهرتم بده .و اینکه‌کم کم باید قطع بشه شیر شب اخه
بچه خوابش تکمیل نمیشه و‌ روز هم کلافه هست
میگه یکی رو پیش من بزار یکی رو با خودت ببر ولی وقتی میخوام برم دلم برا اون که تو خونه میسوزه ترجیح میدم اونم ببرم حس میکنم اون یکی که خونس میگه مامانم منو دوست نداشته تنها گذاشته
آره اینم خوبه
یا حداقل نوبتی پاشید برای شیر دادن
من شیر شب رو همسرم میداد راستش
خواهرم چند روزی یکبار میاد گاهی نمیتونم بچه هارو حمام میکنه یا گاهی ظرفی میشوره ولی درحد دوسه ساعت دوباره برمیگرده
اخییی دستش درد نکنه بازم خوبه
جفتشونو بذار پیش باباشون
کنترل کردنشون تو خونه راحت تره تا بیرون
نباید همه ی سختیا برا شما باشه که
آنقدر خوابش سنگینه وقتی بهش میگم میگه اصلا کی بهت گفته تو خواب بهشون شیر بدی یه جوری بلند حرف میزنه میگم اصلا نمیخواد بخواب اینارو هم بیدار نکنی
تو خواب همونجوری که تو رختخواب هستن بهشون میدم قبلا رو پام میزاشتم ولی الان سرپهلو میزارمشون تو رختخواب شیر بهشون میدم
یکم‌دیگه قوی بمونی خیلیییی راحت تر میشه ولی اگه‌ارامبخش شروع‌کنی دیگه‌قطع کردنش خیلیییی سخته
این قوی بودن منظورم نیست بسوز و بساز ها‌ نه منظورم با روانشناس و کمک به خودت و کمک همسر و و ... والا تو حق داری خسته شدی اخه عزیزم
تازه ارامبخش هم اگه دکتر صلاح بدونه خوبه حتما نیاز بوده هیچی از خودت مهمتر نیست یه بچه ی سالم و شاد یه مادر سالم و شاد میخواد
ولی میگی مذهبی بودی نماز رو باز شروع کن خیلییییی ارامت میکنه
اگه آرومم کنه تو فکر نیستم چون دیگه نمیخوام باردار بشم ولی میگم شاید دیگه تاثیر نکنه یه مدت بخورم
اصلا نه برای بارداری برای سلامتی خودت دارو سرخود ضرر داره برای کبدت و ... هر دارویی به موازات اثر مثبت منفی هم داره باید حتما‌پزشک تجویز کنه اگه‌پزشک لاززم دونست خب اجباره دیگه
اولا نباید ارام بخش بخوری الان شرایط همه بده سعی کن به چیز های خوب فک کنی اهنگ بزاری و کار های خونه رو نه به اجبار بلکه از سر ذوق انجام بدی
اینو نصب کن برو سوال بپرس
سلام خانما لطفا بیاین خیلی ناراحتم راه حل بهم بدین
سلام خانما لطفا بیاین خیلی ناراحتم راه حل بهم بدین
من حوصله خودمم ندارم گاهی که عصبانی میشم بچه رو یه جوری بلند میکنم داد میزنم بعدش همش خودمو سرزنش میکنم چطور میشه از سر ذوق کار کنم وقتی حوصله خودمم ندارم این به حرف آسونه
باشه حتما
هم افسردگی بعد زایمان هست
هم شوهر که خونه باشه یه مدتی اینطور میشه کاملا طبیعی. برو بهداشت بگو مشکلاتت
به خدا اگه الان جلوی خشمتو نگیری و‌بچه با خشونت بزرگ بشه وقتی سه چهارسالش بشه کنترلش خیلیییییییی سخت‌میشه من به چشم دیدم
تازه مشاوره ی بهزیستی هم رایگانه‌بخش کودک داره خیلییییی عالیه‌متخصصاش من یه بار زنگ زدم سوال کردم برای مشکلی که داشت بچم و حل شد و واقعا فکر نمیکردم اینطور باشه.
دوقلو هم که هست دوبرابر تحت فشاری. واقعا تو این پروسه ها کمک حال نداشته باشی داغون میشی
همسرت نمیشه زودتر شاغل بشه؟
تاپیک بزن شهرت و تخصصش رو بگو خانم ها شابد کاری پیشنناد بدن من قبلا چنین تاپیکی دیدم
خجالت میکشم میگم آشنایی اونجا نباشه
خودمم میدونم دخترم جدیدا یاد گرفته جیغ میکشه
باید تلفن بزنیم یا حضوری بریم؟
همش دنبال کار هست به‌شمار پیشنهاد میدن ولی گاهی من کم میارم با بچه ها میگه خودت تنها پس چطور میخوای کاراشون رو بکنی
تلفن
این پاسخگو یا ۰۹۶۴۰۰ هم حتی نمیپرسن کی هستی . و تازه مداوم هست نوبن میگن بگیر با همون کارشناس
قربون شکل ماهت
این حالت کاملا طبیعی
منم مثل شما بعد سالها تلاش خدا لطف کرد بهم‌ بچه داد
اما من وارد افسردگی و اضطراب بعد زایمان شدم
بعدم جنگ ۱۲ روزه
حوادث دی ماه
جنگ اسفند
کار همسرم از بارداری من با گره ای کور مواجهه شد که نگم برات جوری که در ۷ماهگی من مجبور به فروختن ماشین شدیم و برای رفتن به سونو و مطب و چکاب از بقیه ماشین قرض کردیم
بذار بهت بگم چه اتفاقی افتاده برای من و شما
از یک زن مستقل و آزاد و با برنامه
که راحت میخوابیده و میرفته و میومده
تبدیل شدیم به مادر ۲۴ساعته
با حضور همسری که خودشم با خودش تو چالش مالی و کاری و روحیه
حتی وقتی ازبیرون به ماجرا نگاه میکنی باید به خودت حق بدی
خسته ای
بعد از کلی دوندگی به آرزوت رسیدی
ولی این آرزو با سختی های خودش همراهه
هندل کردن یک بچه واقعا سخته چه برسه دوتا
و بگم که تو تنها کسی نیستی‌که داره از‌مشگلات مالی و کاری شوهرش داغون میشه و مدام‌ بحث و کل کل داره
خب باید یه کار بت درامد مناسب پیشنهاد میدن بره روحیش خوب میشه و زندگی به‌روال میاد بعدش نهایت اگه‌درامدم خیلی خوب بود یه مادریار روزی یکی دوساعت بیاد پیشت تل
تلفن میزنی
دقیقا همینجوری هست که میگین گاهی دلم برا مجردیم تنگ میشه وقبل ار بارداری چون بارداری سختی داشتم ۹ماه استراحت مطلق که رنگ آسمون رو هم نمیدیدم وبعد بچه وبعدش بیکاری شوهرم از لحاظ مالی بهمون سخت میگذره گاهی غصه بچه هامو میخورم
اما من فهمیدم در پروسه بچه داری
هرچقدرم که همسرم همدل و همراه باشه
من تنهام
نه تنها هر روز باید از خواب به صورت ناخواسته بیدار بشم‌
بلکه باید تکه های وجودمو هر روز خودم مثل پازل کنار هم بچینم بلند بشم و برای‌بچم یه مادر کافی‌باشم و سعی‌کنم همون روز رو در لحظه های بزرگ شدن بچم زندگی کنم و ازش لذت ببرم
آره حتما تلفن میزنم این بهزیستی به چه شماره زنگ بزنم
شوهرم آنقدر مغروره که برای دوقلو ها با دهک پایین میتونستیم از بهزیستی هرماه مبلغی بگیریم شوهرم قبول نکرد
من بارداری وحشتناک و بدی داشتم
۹ماه حتی کسی نمیدونست من باردارم
از شدت اضطراب پنیک‌میشدم
تو اون روزا هم تنها بودم
یکهو زنی مستقل که ۱۴سال کار کرده دستش تو جیب خودش بوده
پشت فرمون نشسته و ایران گشته
حالا دوساله حتی بی استرس تا دستشویی نرفته
گفت نمیخوام بچه هام با پول بهزیستی بزرگ بشن چون قبلش موقعیت کاری خوبی داشته
واقعا خیلی سخته خیلی
مامان‌گلی
به اون خدا حالتو میفهمم
اما به خودتون و حالتون کمک کن
میخوام‌بگم که زندگی‌در حاله گذره
تو سعی کن بپذیرب
۱۴۸۰
پذیرش شرایط فعلی میتونه بهت کمک‌کنه
برای خودت و بچه هات وقت بذار
من حتی حال نماز خوندن هم دیگه ندارم از خودم بدم میاد
با همسرتون صحبت کنید حداقل الان که خونه هست ، کارهای خونه را انجام بده ، اسمش را کمک نگذارید ، وظیفه هست ، ما زنها خودمون هم باور کردیم که تمام مسئولیتهای خونه و بچه را در هر شرایطی به دوش بکشیم
ممنون آتنا جان خدا خیرت بده چه ساعتایی میشه زنگ بزنم
و لحظه ای نذار ایمانت به خدا کمرنگ بشه
من هر روز به خودم‌میگم زهرا امروز و این لحظه و این‌ جایی که هستی خواست و انتخاب خداست
پس شک نکن این‌بهترینه برات
همین الان حتی
کمک میکنه ولی خیلی بلد نیست درحد چندتا کاسه وبشقاب اونم نه کامل که هیچی نمونه آخه ما همیشه ظرفا کثیف تمومی ندارن نمیدونم چرا
۰۹۶۴۰۰ ازینم بهتره
حق داری قشنگم
خدا به نماز هیچ بنده ای نیاز‌نداره
اما تو به آغوش خدا نیاز داری
وقتی اینقدر نا توانی و به زانو افتادی
سرتو بذار رو پای خدا
بگو من نه میدونم‌و نه میتونم خودت راهو نشونم بده
با این حرفت اشک اومد تو چشمام من قبلا آنقدر از خدا غافل نبودم
به خدا که میخواستم منم بگم گفتم الان باز خانم های اوما منو سیبل میکنن
جان دلم
خودتو درآغوش بگیر
به خودت حق بده
با خودت بدی نکن توام‌انسانی از گوشت و پوست و استخون
تحمل و توانی داری
من هر روز میگم ای که مرا خوانده ای‌راه نشانم‌بده
یکبار رفته بودم پیش طالع بینی اومد طالعم رو بگیره گفت طالعت نحسه از اون زمان تو ذهنمه همش میگم واسه همینه زندگیم اینجوری هست چون خیلی تو زندگیم سختی کشیدم
خودمو تسکین میدم که هرجای‌که هستم در حمایت امن خدام
اون برام خواسته
چون من تسلیمم
کی از خدا دلسوز تر؟
یادت نره این خدا همون خدایی‌که وقتی‌از دنیا نا امید بودی دوتا دسته گل صحیح و سالم گذاشت تو دامنت
خداست که لحظه های تورو مدیرت میکنخ
قربون خدا برم که هیچوقت فکر نمیکردم کسی صدام کنه مامان
باورت شد؟
خدا مگه میتونه کسیو با طالع نحس خلق کنه
محاله
منم رفتم دعا نویس گفت تا قیامت هرچند تا حامله بشی همزادت تو شکمت خفش میکنه
خب
چی شد؟
حرفای زن دیوانه به اندازه ایمان‌من به خدا قوی بود؟
نه والا
تو ذهنم بود اما هر روز یاد خدا رو تو دلم‌روشن‌نگه میداشتم
خدای دوسال پیش
با خدای امروزت هر دو یک نفرن
نگاهش کن
دستا و پاهای سالم بچه هاتو ببین
چشمای که میبینن
گوشای که میشنون
زهرا جان خیلی حرفات قشنگن به طوری که مدتها بود حتی گریه هم دیگه نمیکردم ولی اشکام اومدن با حرفات
الهی شکر
این نشون میده خدا هنوز تو دلته
نشسته و منتظره توعه
فدات بشم ممنون از شما دوستای قشنگم ممنون که تو اوج ناامیدی کسی پیدا میشه به حرفات گوش بده وقضاوتت نکنه چون همش شوهرم میگه تو آدم ناشکری هستی
توکل کن به خدا
مطمعن باش من که این حرفارو زدم خودم کوهه دردم
یکساعت پیش زنگ زدم شوهرم گفت دیر میام دعوامون شد
از خستگی و تنهایی بریدم
اما یه خبر خوب
زمان در حاله گذره
و این تاره های سفید موی که از این روزا یادگار میمونه ارزششو داره و از خردمندی میاد
نه ناشکر نیستی
خسته ای جونه دل
برای خودت دفتر شکر گذاری درست کن هر روز بنویس کمکت میکنه
قبلا داشتم ولی مدتهاس ننوشتم
شروع کن
چشم انشالله که دوباره این سعادت نصیبم بشه
برو درآغوش امن خدا
انشالله که دوباره آرامش بهم بگرده
برگرده
سلام عزیزم
فقط برنامه ریزی میتونه نجاتت بده.
من دوتا بچه ی یک ساله و دوساله دارم.
پسرمم کم شنوایی داره و باید ببرمش گفتار درمانی.
شرایطت سخته میدونم اما فقط برنامه ریزی کن.

واسه هر کاری روتین بذار.
اینطور حداقل یه چشم انداز از روزت داری .

من از ساعت هفت صبح تا هفت شب (دوازده ساعت) بکوب در حال دویدن هستم.

از همون نوزادی هم خواب مستقل رو به بچه ها آموزش دادم . شش ماهگی هم شیر شب رو قطع کردم که شب بتونم بخوابم.

خواب مستقل بهشون یاد بده .‌شیر شبشون رو قطع کن .‌برنامه بریز

منم کمکی ندارم حتی کلاس گفتار درمانی هم مجبورم دخترمم ببرم چون کسی نیست پیشش بذارم
سلام عزیزم میشه بیشتر راهنمایم کنی چطور شیر شب رو قطع کردی یا یادشون دادی مستقل بخوابن
مامان الوند و آسمان خیلی از پیام هاتون لذت میبرم
بی نظیرید
میشه خواب مستقل رو یاد بدید
خواب مستقل یعنی بچه رو میذاری تو تخت یا رخت خواب بدون پا یا بغل بخوابه.

من از همون نوزادی ساعت هفت شب خاموشی میزدم.
تمام خونه می رفت تو حالت سکوت و تاریکی
اگه اتاق بچه ها پنجره داره فویل بزن رو شیشه . پرده بکش که نور نیاد.

روتین خواب هم بذار
روتین خواب بچه های من شام، تعویض لباس و پوشک و شونه و شستن صورت
خوردن شیر عسل برای پسرم و خوردن شیر خشک برای دخترم‌
بعد پسرم چراغ رو خاموش میکنه و یا همه چی شب بخیر میکنیم و‌ میرن تو تختشون

قبل خواب هم اتفاقای روز رو شبیه قصه تعریف میکنم و بعد صدای سفید میذارم که وقتی هر کدوم بیدار شدند در طول شب صدای سفید باشه و بیدارشون نکنه(تا ضبح صدای سفید پخش میشه)

پس اول ساعت خواب مشخص، روتین منظم و بیداری طبق ساعت مشخص

حتما هم متناسب با سن بچه ها پنجره بیداری رو ببین

مثلا آسمان ۷صبح بیدار میشه
ساعت یازده تا یک ظهر دو ساعت میخوابه
شب هم ساعت هفت میخوابه

الوند اما چرت روزش حذف شده.

حذف شیر هم تدریجی بود.

وعده وعده حذف شد نه یکباره.


ببین این پیج عالیه هم برای قطع شیر هم برای خواب

الان تو بله داره کار میکنه.

من با ایشون همه چی رو یاد گرفتم.

من از دوران بارداری الوند آموزش خواب دیده بودم بخاطر همین زیاد اذیت نشدم ممکنه یه سری عادت بد بچه ها داشته باشند برای خواب که این کانال میتونه خیلی کمکت کنه
عزیزم❤️
من همیشه پیام هاتون رو تو گروه ها میبینم . منم همیشه تحسینتون میکنم.

شما، خانم آتنا صالحی و کاربر کوثر🤍 خیلی خیلی باشخصیت هستید .

دقت کردم حتی با مخالف هاتون هم با نهایت احترام صحبت میکنید .

اسم پسرتون مثل پروفایلتون بی نهایت زیباست❤️
عزیزم این کانال که فرستادم صفر تا صد رو کامل توضیح میده .
هم برای قطع شیر هم خواب مستقل .
این هم پنجره ی بیداری هست متناسب با سن
سلام منم دوقلو دارم با ای وی اف شهر غریب دست تنها بچه هام ۷صبح بیدار میشن بعد از ظهر دوساعت میخابن فقط میتونم غذا بپزم وتمیزکاری کنم شبم تا ۱۲بیدارم بقیه طول روز هم بهم چسبیدن نمیزارن تکون بخورم شدیدا خسته میشم شب هم با یه تکون کوچولو بیدار میشم که اونیکی بیدار نشه شیر شبم میخورن خلاصه که منم شرایطم سخته ولی چاره ندارم حتی فرصت افسردگی بعد زایمان هم نداشتم بارداری سخت، زایمان زودرس وبعدم دوماه بچه هام ان ای سیو بستری بودن یکی از پسرامم فوت کرد همسرمم قبل از بچه ها خیلی بهتر بود الان اصلا طاقت ایراد گرفتن وغر زدن هاشو ندارم
وایی چه تشابهی
من هم عاشق اسم بچه های شمام
حتی دوست داشتم اسم فراز رو البرز یا الوند بذارم‌تو قرعه اسمامون بود
اما اسم حقیقش فراز‌بود و نصیبش شد
عزیزه دلم
من تمام پنجره بیداری های فراز رو رعایت میکنم
تا قبل یکسالگی ساعت ۸میخوابید شبا و اخربن شیررو ۱۲ تو خواب میخوره و بین ۵.۳۰تا۶.۳۰ صبح بیدار میشه
روتین خواب داره
شام
شستشو بدن و دست و صورت
تعویض پوشک
لوسیون و کرم
لباس مخصوص خواب
شونه و کرم صورت
چراغا خاموش
چراغ خواب کهکشانی روشن
و بغل وشیر و خواب
اما خیلی تلاش کردم بدون بغل بخوابه اما یکساعتی تقلا و گریه میکنه تا بخوابه
اما تو بغل با صدای سفید ده دقیقه
😍😍😍😍

بسیار هم زیباست اسمش.

الهی نامدار باشه 🤍❤️
تو پیج اینستاشون حذف عادت های بد مثل بغل یا پا رو بصورت تدریجی گذاشته بود.

ممکنه تو کانال بله هم باشه عزیزم حتما یه نگاه کن و سرچ کن.

چون من از همون نوزادی تو تختشون گذاشتم تجربه ای برای حذف این کمک خواب ها ندارم دورت بگردم🤍
ممنون همچنین بچه های گل شما
از راهنمایی هات ممنون
بچه ها روتین خیلی دوست دارن. من سر دخترم تجربه نداشتم. اما پسرم روتین داره. الان ساعت ۸ شب وقت خواب میشه. بالشت میاره. میره کنار پریز برق ک خاموشش کنه. بعد کنار توالت برای مسواک. ولی خب شیر شبش دیر گرفتم و الانم چندبار پامیشه و انقدر ووول میخوره. یعنی باید رو زمین بخوابه حتما و چندتا پشت هم غلت میزنه تا نیم ساعت تا بخوابخ. شبم‌چندبار پامیشه.
ممنون عزیز دلم لطف داری 🤭🤭😍
عزیزم بابت کانال یک دنیا ممنون بسیار کاربردی بدد
سلام عزیزم خیلی ممنون از راهنماییتون خیلی کاربردی ومفید بود
عزیزم متاسفانه باید دوره هاش رو بخریم که من نتونستم تو این شرایط تهیه کنم اگه نکته کاربردی هست که شما میدونین لطفا بفرمایید ماهم استفاده کنیم ممنون ازتون
شماهم چه شرایط سختی دارین واقعا دوقلو خیلی سخته منم شب خواب ندارم تا یکیشون تکونی خورد سریع بیدار میشم که نکنه گریه کنه اون یکی رو هم بیدار کنه
عزیزم تو کانالش عضو بشی کلی مطالب داره که مطالعه کنی کمکت میکنه
ویس هارو گوش کن
باشه گلم ممنون
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه