Ooma
پرسش (1405/01/26):

از یه کسی بیزارم و از این حسم متنفرم😐

بچه ها من یه خواهرشوهر دارم ابتداییه الان همه میگید واااای عزیزممم ولی اینجوری نیست
باهاش ۱۶ سال اختلاف سنی دارم اینم بگم من عاشق همهههه بچه هام واقعا دوسشون دارم اما این دختر از بس بی نمکه و خودخواه و مغرور و پررو از اون بچه ها که یهو تو جمع ضایع ات میکنن یا مثلا تو حرف بزرگترا خیلی دخالت میکنن و یکسره در حال اظهار نظرن،اصلا تو جمع بچه ها نمیره همش میشینه ببینه تو‌چی میگی و باهات هم کلام میشه در بحثی که اصلا مناسبش نیست😐
خیلی خیلی رو‌مخمه هر چقدر میخوام از حسم کم‌ کنم نمیتونم اسمشم میاد عصبی میشم واقعا دوس ندارم اینجوری باشم چون یه خانواده ایم همش میبینمش دوس ندارم ارامشمو به هم بریزم ولی دست خودم نیست...
فقط بهم بگید چطور بیخیال باشم

والا هیچ راهی نداره...خودشیفته بزرگ شده و خاله زنک...کاری از تو بر نمیاد جز نادیده گرفتنش
عاااا قربون دهنت اره خیلی خودشیفته اس و یا این حال مثل گداها رفتار میکنه مثلا خودشو پیش من میگیره بعد میره به مامانش میگه که به من بگه برای عیدی چی‌براش بخرم😐خودش سفارش میده
اصلا باورم نمیشه این همه رفتار منفی توی یه بچه جمع شده باشه...انگار ۶۰ سالشه
اینجوری تربیتش کردن...تجربه اشو دارم...دختر برادرم...الان دیگه ۲۰سالشه ولی اوووووه یه گردانو حریفه...بینهایت خاله زنک...از بچگی همین بود...فکر میکنه از دماغ فیل افتاده...هیچ راهی نداری...ما از بچگی سعی کردیم اینجوری نشه ولی مادرش نزاشت ...ببین سعی کن نادیده بگیریش فقط...کار خودتو بکن
وای خدایا از اینکه بزرگ شدنشم‌میخوام‌تحمل کنم با این خصوصیات اعصابم میریزه به هم😐
سلام
وقت بخیر
من خودم ۱۰ ساله بودم که برادرم زن گرفت
ممکنه منم برای جلب توجه ادم‌جدید خانواده حرکتای سمی داشته بوده باشم😂
یادمه زن داداشم وقت میذاشت
مثلا برام دستبند میخرید
یا می‌برد منو بیرون با خودش
بعد کلی باهام صحبت کرد
از یه جا به بعد دیگه دشمن ندونستمش
عضو جدید یه حس متفاوتی داره واسه ادم
یا مثلا سرگرمی داد دستم
یادمه برام پازل بزرگ خرید
نه اینکه من باج بگیرما😂😂
اون برام وقت میذاشت اینجوری
دقیییییقا میفهممت چون خودم یدونه دارم🥴دختر خواهرشوهرمه کلاس پنجمه میاد میشینه پیش بزرگترها ببینه چی میگن بعد من یه چیزی میگم شروع می‌کنه با من بحث سیاسی میکنه ای حرص میخورم ولی من جوابشو میدم چندین بار بهش گفتم هروقت بزرگ شدی رفتی تحقیق کردی بیا با من بحث سیاسی کن نه الان که حرفهای مامانتو داری تکرار میکنی
قراره بدتر هم شه😂
ببین داستان ما فرق میکنه
اون منو دشمنش نمیدونه خیلیم سعی میکنه بهم نزدیک بشه ولی نه با من با همههههه اینجوریه خوب تربیت نشده تو همه چی اظهار نظر میکنه یه شخصیت بِکَن داره عین گداهاست بعد به رو خودش نمیاره مثلا الان خونمونه پیس من مغرور میره خونه خودشون مامانش میگه اون عروسک فلانتو میدی بهش؟از اومده مخمو خورده برا اون عروسک
و خونه همه ک میره اینجوریه در حدی ک خجالت میکشم این خواهر شوهر منه!!!!
مامانشم که تربیت کردن بلد نیست کلا اگه بلد بود کار بچه به اینجا نمیکشید
اوووو بخوام بگم ازش تا صب میتونم بنویسم
وای وای وای اینم همیننننههههههه
زهرا جان ما بزرگ ها زود زنج هستیم و گاهی نمیتونیم درک کنیم ولی تو دهه این سن بچها اکثرا شبیه هم هستن ولی درصد کمی
خیلی بچه ها خلا هایی دارن ک حتی خانوادش نمیدونن و به این شکل داره بروز پیدا میکنه خودشو داره اینجوری تخلیه میکنه
تو سن این کودک چیزی از دنیا نمیدونه ولی بااینکه رو مخته باهاش صمیمی رفتار کن جوری ک واقعا بها میدی بهش خیلی ردش تاثیر داره در واقع اون بچه دیده شدن میخواد و این موضوع فقط برمیگرده ب شرایطی ک بزرگ شده و رشد کرده
فقط میتونم بگم درکش کن خودتو جلش بذار
چون خیلی دیدم این موضوع رو😀
من قبل اینکه بچه دار بشم خیلی مادرها بخاطر تربیتشون قضاوت میکردم
خیلی هاش سرم اومد و فهمیدم من توشرایط اونا نبودم الان درک میکنم ی سری رفتارها تو این دهه تو بیشتر بچه ها مشترکه تاازش عبور کنن
عزیزم اگه همین الان باهاش حرف بزنی بگی زن داداشت چجور ادمیه خیلی از خوبیه من میگه تنها چیزی ک توش شک ندارم اینه
من خیلی هواشو دارم به احترام شوهرمم که شده با اینکه بچه اس اما احترامشو نگه داشتم تو ذوقش نزدم حتی چند بار با خودم بردمش بازار یا ارایشگاه خرید کردیم به‌خودمون رسیدیم
یا یه سری مناسبتا شوهرم یادش میرع من یادش میندازم که فلانیو یادت نره ها به سن تکلیف رسیده
فلان کادو رو یادت نره ها جشن چی داره تو مدرسه من خیلی بها میدم و تو دلم متفرم ازش بخاطر اون رفتارایی که بالا تر نوشتم
میدونم متاسفانه شروع بلوغ زود راس داشته و باید بگزونه دوره اش رو
سلام عزیزم
قرار نیست که ادم از همه ی اطرافیانش خوشش بیاد یا بخواد به زور کسی رو دوست داشته باشه
نسبت به رفتاراش فقط بی تفاوت باش فکرت رو درگیر کارا و حرفاش نکن خب البته سنی هم نداره شاید بزرگتر بشه بهتر بشه ولی بنظر من که زیاد روش حساس نشو
ببین این که بچه است من یه خواهر شوهر دارم از خودم بزرگتر ولی از همه چی میخواد سر در بیاره و بزاریش تو کار همه نظر میده
به هرکی هر جوری دلش بخواد بی احترامی می‌کنه ولی کسی بهش بگه بالا چشمت ابرو خانم قیافه میگیره
منم یه مدت خیلی باهاش راه اومدم با مناسبت بی مناسبت براش یه چیزی می‌خریدم اما دیدم فقط بی احترامی میبینم
حفظ فاصله کردم
درسته خواهر شوهرت بچست ولی فاصله رو حفظ کن پروئه زیاد بهش نزدیک نشو که بخواد هرچی دید و دلش خواست رو مادرش بگه بده به بچم همه مناسبتا براش کادو نخر در سال دو بار سه بار نهایت نه بیشتر
بنظرم برعکس این حست رفتار کن ببرش بیرون باهاش وقت بگذرون خیلی اتفاقا ارتباط خوبی میگیرین چند سال دیگه یه دختر جوون میشه بنظرم برای آرامش خودت باهاش خوب تا کن بچه ها تو این سن دنبال جلب توجهن ربطی به خاله زنک بودن نداره
من ازدواج کردم برادرشوهرم 10 سالش بود الان 22 سالشه همیشه تو جمعا میگه چند بار بردمش شهربازی یبارم کاردستی برای مدرسش درست کردم کار بیشتری نکردم ولی همیشه میگه زن داداشم خیلی خوبه
مادر نیستم اما کاملا میفهمم چی میگی اما سخت نیست که به بچه بگی تو خرف بزرگترا دخالت نکن وقتی یه عالمه بچه هست کارت پیش من چیه اخه حرف سیاست میزنی اونم میگه حرف گرونی میزنی اونم میگه حرف دین باشه حرف لانچرم میزنی اونم باز یه نظر داره باباااا اروم‌بگیر چه خبرته
یا اینکه زیرزیرکی کارشو میکنه بعد تو روت یه جور نگا میکنه که انگار برام اهمیتی نداره زورم داره میاد خونمونو میرع مامانش زنگ میزنه میشه فلان چیزتو بهش بدددددی داره گریه میکنه
بعد بهش میدم یه تشکرم نمیکنه و انگار براش مهم نبوده اون رو من منت میزاره
بچه ۱۰ ساله سیاستش از من بیشتره
شما چند سالتونه ؟
شما حساس شدی عزیزم بخاطر حس تنفرت از کلمات منفی استفاده کردی ولی در حقیقت چیزایی که گفتی رفتارای عادی یه دختر تو اون سنه
ببین اصلا ببرش دنیا رو بهش بده یه جوری این بچه خودشو میگیرع انگار برام اهمیتی نداره حالا میدونم داره از ذوق میمیره ها ولی از خود مچکره خودخواهه و این رفتار توی ذوق میزنه
۲۵
میدونم ک اون ایراد داره و میدونم که من خیلی حساس شدم برای همون گفتم کمکم کنید چون یه رفتار بدش تو ذهن من ده برابر پر رنگ تر میشه
وگرنه این همه بچه چرا باید دقیقا بگم این انقد سرده ک اصلا نمیشه باهاش جور شد
بچه اس سخت نگیر بخاطر رفتارش توی این سن نمیتونی شخصیتش رو قضاوت کنی میخواد جلوت کم نیاره و با کلاس باشه من که کاملا این رفتارشو میذارم پاس بچگیش و اتفاقا بامزه میشه شوهرم یه دخترخاله داره دقیقا همینطوریه اگه بخوام رفتاراشو مثل یه آدم بزرگ تحلیل کنم اینطوری مثل تو ممکنه عصبی بشم ولی وقتی با دید یه بچه تحلیلش میکنم خندم میگیره از کاراش بچه اس بابا سخت نگیر میخواد باکلاس باشه نمیدونه چیکار کنه😁
به نظر من شما بیشتر روی خودتون کار کنید .
شما باید انقدر شخصیت محکم و قوی داشته باشید که با رفتارهای یه بچه اینطور بهم نریزید.
در کنارش یاد بگیرید چطور باهاش رفتار کنید که از خودتون و حریمتون محافظت کنید.
برعکس بقیه به نظرم اصلا وظیفه شما نیست که درستش کنید ، این وظیفه خانواده خودشه و مسئولیت شما نیست.
با آرامش و قاطع باهاش برخورد کنید و ندید بگیریدش.
مثلا چیزی میخواد با یه لبخند و قاطع بگید عزیزم منم این عروسک رو دوست داشتم که گرفتمش پس نمیتونم به کسی بدم.
یا طرف صحبتش نشید و جوابش رو ندید.
نه تنها نسبت به اون به بقیه خانواده شوهر‌هم این طور باشید.
شما قراره بچه‌دار بشید توی این خونواده پس حد و مرز خودتون رو بذارید.
کسی نمیگه محبت یا مهربونی نداشته باشید اما به اندازه باشه.
به جز مناسبتهای مهم هدیه ندید ، تا ازش احترام ندیدی شما هم نادیده بگیر ، اینا رو باید خوانواده یادش میداد اما مجبوره از جامعه یاد بگیره
اتفاقا اینجور بچه ها بزرگ بشن شخصیتشون کلی فرق میکنه
خواهر بزرگ تر اون دختر خاله همسرمم همینطوری بود از این بچه فامیلا که دلت میخواد یه جا گیرش بیاری بزنیش انقدر که بی ادب و رو مخ بود عمدا همه رو عصبی میکرد بعدم کسی چیزی میگفت شیون راه مینداخت انگار عزیزشو از دست داده منم ازش بدم میومد الان 18 سالش شده ماااهه ماااه بیشتر از همه دخترای فامیل اینو دوست دارم انقدر که با دخترم بازی میکنه و براش خرید میکنه دخترمم عاشقشه
نمونه‌ش رو دیدم که میگم ، این اشخاص تا بزرگ بشن بدتر میشن چون پدر و مادر و بقیه انقدر بهشون بها اضافی میدن دیگه حس میکنن همه دنیا باید در اختیارشون باشه
وای درکت میکنم دقیقا بچه برادر شوهرم اینشکلی بود هر وقت میرفتم خونشون میگفتم وای بازم میبینمش
برعکس ممکنه خیلی دختر خوبی بشه نگین اینجوری
نمیدونم فقط میدونم از اولش همینجوری بود هر سال داره بدتر میشه نمیدونم‌دنبال جلب توجه هستش نمیدونم مال سنشه نمیدونم دنبال چیه...
همه نوجوان ها این شکلین و بزرگ بشن بهتر میشن اما درصورتی که درست تربیت بشن ، مامان این بچه از خودش بدتر داره رفتار میکنه ، از کی باید یاد بگیره که درست رفتار کنه ؟
شما باشی به بچه میگی عزیزم کار درستی نیست ، این درخواست بیجاست و اینا ، نه که حمایتش کنی‌
این وظیفه والدینه که بگن عزیزم این بحث برای سن شما مناسب نیست برو با دوستهات وقت بگذرون
یه‌مدته روش حساس شدم خیلی دارم سعی میکنم نادیده اش بگیرم
ببین خیلی قشنگ داری میگی و انگار قشنگ پیش منی و همه چیو دیدی من دیگه نمیشه همه چیو باز کنم انقد رفتارش منحصر به فرده ممکنه شناسایی شم من فقط یه چکیده گفتم که بتونید کمکم کنید😂
من میرم مهمونی دخترم از چیزی خوشش بیاد اجازه نمیدم بیاره ، میزبان تعارف میکنه یا حتی اصرار میکنه اشکالی نداره ببره ، اما میگم نه عادت میکنه . باید یاد بگیره هر کسی صاحب وسایل خودشه
هر باری ک‌میخوام برم یا بیان این شکلی ام
ولی جدی روی خودت کار کن که حرص نخوری و توی روحیه‌ت اثر نذاره .
بشین نگاه کن و یاد بگیر که چطور کوچولوت رو یه بچه خوب تربیت کنی.
اما حد و مرز بذار و کاری که خودت میدونی درسته رو انجام بده نسبت به اون بچه
اقا یه چیز میگم بد برداشت نکنید منم ادمم فقط من باب مثال دارم میگم
خودتون از اوضاع اقتصادی خبر دارید امسال ۱۰ تومن اجیل گرفتیم فک کنم کلا۴ کیلو هم بود
مهمون داشتم اوناهم گفته بودم بیان خدا شاهده مثل دزد میومد کاسه کاسه پر میکرد از تو اشپزخونه ک‌ کسی نبینه ولی مامانش حواسش بود میبرد تو اتاق میخورد دوباره میومد به خدا من گفتم این مسموم نشه انقد میخوره مامانش یه بار نگفت بسه دیگه یه بار دو بار سه بار چه خبرته شاید باورتون نشه ولی من دیگه اجیلو برداشتم که برا مهمونی بعدیم بمونه جالب اینه توی مهمونی بعدیمم اومدن و باز همون داستان خودم بعد مهمونی یه کاسه هم نموند بخورم😐😐😐
خب این الان با توجه و محبت درست میشه ؟
نه و با بیخیالی مادرش بدتر میشه
بعد باباش میخره براشا همیشه پسته و بادوم داره چون یکم‌بچه ضعیفیه همیشه میگیرن براش اما یه رفتارای عجیبی داره مثلا به من نمیگفت بیارم میرفت یواشکی نگا میکرد کسی نبینه پر میرد بدو بدو میرفت میخورد
اره مامانه اصلا هیچی نمیگفت بهش
با این شرایط بهتره دیگه چیزی خواست بگی نمیتونم بدم حتی بزار خانواده همسرت ناراحت بشن شما چند وقت دیگه باردار بشی که هرچی برای بچت بخری دو برابرشو باید برای این بچه بگیری
من دیگه خیلی رک شدم نسبت بهشون کاش به اینجا نمیرسید کاش ادما احترام خودشونو نگه دارن تا کار به جایی نرسه حرمت بشکنه مادرشوهرم ادم مهربونیه ولی با این‌کاراش باعث میشه منم‌جوابی بدم دلش بکشنه و این اصلا خوب نیست اما دیگ داریم به اون جاها هم کشیده میشیم😑
شوهرم یه مدت فک میکرد بچه اس گماه داره همه چی میگرفت براش هر روز از سرکار میومد یه عالمه خوراکی‌میگرفت براش سر راه میداد بهش بعد میومد خونه میگفت تا چشم و دل سیر باشه دید فایده نداره مشکل خیلی ریشه ایه دیگه نخرید😂😂
اول باید از جلو دستش برمیداشتی .
دوم میگفتی باید مچشو میگرفتی و میگفتی عزیزم آجیل میخواستی باید از خودم میخواستی بهت میدادم.
حالا این کاسه سهمته میدم بری بخوری ولی دیگه بی اجازه برندار چون برای مهمونهای دیگه لازم میشه عزیزم و یه لبخند .
اینو برای همه مسائل انجام بده ، از خودت ، خونه‌ت ، خانواده‌ت دفاع کن
خیلی رودروایسی دارم میگم مهمونم ناراحت نشه ازم یا واقعا دلم سوخت گفتم بچه اس هوس کرده واقعا بزار سیر بخوره اما دیدم مهمونی دومم همینه برداشتم دیگه یکمشم موند ولی اونو نجات دادم😂😂
خلاصه که خدا کمکم کنه از حساسیتم کم شه
سلام بر همه قشنگ ها
زهرا جان الان داشتم تاپیک دیشبت رو میخوندم کلی خندیدم،منم دقیقا یه اقدامی ها با مشکلات شما هستم
اما راجب موضوع امروز انگار داری بچه خواهر من که پسر و ده سالش هست رو توصیف میکنی
واااااای هر چیزی رو که میخواد با جیغ و داد بدست میاره،اونقدر اذیتم میکنه بخدا روزهایی که خونه مامان هستش اصلا دلم نمیخواد برم که ببینمش
حتما آجیل روی میز بوده که نتونستی 😁
من یه ظرف به اندازه مهمونها آجیل یا خوراکی میذارم که وقتی همه به اندازه بردارن چیز زیادی تهش نمونه .
یا بدونم بچه‌ها بریز بپاش میکنن بعد از تعارف دوم ظرفش رو با چند تا ظرف کثیف به بهانه شلوغی میز برمیدارم.
واقعا نمیشه جلو بقیه تذکر داد
تا به خواهرم هم مودبانه میگم که این چرا اینطوری میکنه میگه فردا تربیت بچه خودت رو هم میبینیم🤔🤔🤔🤔بجای وقت گذاشتن واسه تربیت بچه هاشون حالا میخوان صبر کنن ببینن ما چی تربیت میکنیم
واقعا مسخره است
عزیزمممم😍😂
رفتارشون فقط باعث میشه بچه از چشم بیافتع خیلی بده
واااای چه‌جمله اشنایی😂😂😂
نه من اجیلو بعد شام بود تعارف کردم برداشتن همه ظرفو گذاشتم روی میز تو اشپزخونه دیگه دفعه دوم برداشتم کلا ظرفو به خدا انقد از خودم خجالت کشیدم که دارم‌چیزیو مخفی میکنم اما مجبور بودم
ببین ما مهمونی رفتیم دخترم با دو تا بچه میزبان دور کاسه آجیلا وایستاده بودن میخوردن همشونم کوچیکن یکی دوبار براش یه کم آجیل کشیدم دیدم دست بردار نیست گفتم لطفا جمعش کنین بچن
درسته صاحب خونه بنده خدا چیزی نمیگه اما من مادر وقتی میبینم و می‌دونم اشتباست باید جلو بچمو بگیرم
شما هم حفظ فاصله داشته باشی خودت راحت تری وقتی مادرش کنترلش نمیکنه و درست و غلط رو یادش نمیده
هر بار این پسر یه چیزی رو معرکه میکنه واسه داد و جیغ زدن،بخدا بچه از چشم من و شوهرم افتاده
توی جمع به پدر و مادرش بی احترامی میکنه بعد شوهرم میگه اگه بچه اینه من اصلا نمیخوام
خب درستشم همینه مسئولیتش با پدر مادره نه منه میزبان
از قدیم گفتن بچه عزیزه تربیتش عزیزتر...کاش بفهمن همه اینو
بعضی پدر مادرا فکر میکنن بچشون همه جا صاحب خونست و خودشونو اذیت نمیکنن
ولی اون طرف مقابل هم تا یه جایی ظرفیت داره
کاش همه مثل شما فهمیده بودن🫂
سلام عزیزم این بچه دست خودش نیست تو فضایی که بزرگ شده چیزهایی که دیده رو داره تکرار میکنه متاسفانه نمیشه تربیت دیگران رو تغییر داد از دست شما کاری برنمیاد سعی کن اهمیت ندی یا مثلا اگر مامانش گفت فلان عروسک رو خواسته میگه متاسفم هدیه اس ما نمیتونیم چیزی رو که هدیه گرفتیم به کسی بدیم جلوی مادرش به بچه بگو یا حرفی زد بگو حرف های ما مناسب سن شما نیست قشنگم این جملات رو با کلمات مثبت به کار ببر مخاطبت بچه باشه اما مادر به خودش میگیره و به مرور متوجه میشه تکرار نمیکنن اتفاقا ماهم توی خانواده امون بچه هامون خیلی مودبن حتی تا بچه کوچیک بدون اجازه دست به چیزی نمیزنن یا خونه کسی میرن وارد اتاق کسی نمیشن اما بچه های خانواده شوهرم از در وارد میشن هر کدوم میرن یجا سرک میکشن یعنی به دستشویی حمام هم رحم نمیکنن من تا جایی که میتونم متاسفانه تحمل میکنم اما همسرم مواظبشونه چیزی خراب نکنن چون اگر زیاد تذکر بدی برداشت بدی میشه اصلا هم دعوتشون نمیکنم😂
مگر اینکه مجبور شم اونا هم اصولا نمیان
و یه چیز دیگه زهرا میکشمت چرا این همه پروفایلتو عوض میکنی نمیشناسمت😂
حتی حرفی رو مادرش به تو انتقال داد وقتی بچه رو دیدی بهش بگو چیزی خواستی بگو خودم بهت میدم چرا میری به مامانت میگی اون دفعه فلان چیز رو خواسته بودی نمیشه که وسایل شخصی دیگران رو مدام بخوایم هر زمان چیزی خواستی مناسب سنت بود بگو واست میخرم بعدم پشت گوش بنداز یا یه خط در میون بهش بده
ب نظر من همیشه خودتو انقد باهاش صمیمی بگیر ک همین حرفارو توخلوت مثل ی خواهر بهش بزنی. ب عنوان توصیه خواهرانه من ب شخصه بچه که بودم اگر کسی می‌خاست چیزی بهم بگه. و طرفو خیلی دوست میداشتم ن بهم برمیخورد ن ناراحت میشدم گوش میدادم. اینطوری حداقل دلت خنک میشه حرفتو بهش میزنی و هم یکار مفید انجام دادی خیلیام دعات میکنن😅
یادمه قبلا عاشق آرایشگری بودم. 7سالم بود وقتی زنداییم ابروشو برمیداشت می نظر میدادم این یکی اینطوریه یا ایندفعه بد شده و فلان زن داییم منم می‌شوند گوشه می‌گفت راحیل جان. الان این کار مناسب تو نیست هروقت به سنی رسیدی که مناسبته خودم میبرمت کلاسش ثبت‌نام میکنم تا بتونی شغلشو داشته باشی یا. بزرگترها حرف میزدم به من میگفتن میشه گوشیتو بگیری یا بری پیش بچه ها میخایم یک چیزی بگیم خوب نیست تو بشنوی. ناراحتم نمی‌شدم تو رودرواسی گیر میکردم میرفتم.
چند سالش؟
همینم چون تیره اس میخوام عوض کنم همون قبلیو‌میزارم😂😂😂😂
باشه همینکارو میکنم
۹و‌نیم😂
حالا تو گوش گرفتی این اینو میگی بهش قهرررر میکنه میره تو حالت تدافعی واقعا مثل یه ادم بزرگه :|
و باعث میشه ادم از رو بره
بخاطر همین بیخیال شدم که رفتار خودم باهاش چطور باشه من اصلا قصد تربیت کردنشو ندارم حوصلشم ندارم فقط میخوام برای ارامشم حساس نباش نادیده اش بگیرم بیش از حد حساس شدم روش
اخه کی میتونه مدام خاهر شوهر کوچیکشو ببره و بیاره بازار و اینا
بخدا هیچکس این دوره حوصله نداره
والا من خودم که حوصله ندارم
به نظرم نیاز نیس شما کاری کنی ببری بیاری تربیت کنی همین که مث یه بچه باهاش رفتار کنی و درست که دلخور نشه کافیه
من ادمیم با بچه ها زیاد نمیتونم ارتباط برقرار کنم البته بچه ها دیگه حالا یه خاهرشوهر نه ساله هم داشتم فکر کن مدام باید میبردم میوردم واقعا اعصابم داغون میشه😬
من بودم نمیدادم میگفتم قرار نیس همه چی طبق دوس داشتن اون پیش بره اینطوری کمال گرا میشه باید بفهمه ی چیزایی مال بقیس‌ هرکاری کنه نمیشه ب دست آورد بگو برا آیندش بده...والا ی سریا هستن این اخلاق تا بزرگ شدن پیششونه زندگی مردای زن دار هم بهم میزنن چرا ک ب اون زن حسودی میکنن میگن باید خودم فلانیو داشته باشم...
بهترین راهکارو زهرا نیک بالا گفته قرار نیس همه وسایلاتو مادره با واسطه گری بده ب دخترش ب نظرم تو رو هم تو عمل انجام شده قرار میدن دلت نمیخواد اونکارو میکنی و مجبورا انجام میپی برغ همین حس منفی تو دلت بیشتر میشه و حس نفرت میگیری کاری ک باب میلت نیس مجبور ب انجامش نیستی گلم اگ انجام ندی بعد ی مدت میبینی اروم شدی برات اهمیت نداره دختره چیکار میکنه چون خلاف میلت عمل نکردی
سلام خانم جذااب 🤣 ❤️
ببین بچه های الان همینن
همشووون من خیلی تو اقوام دیدم تنها راهش اینه ک جلوش صحبت نکنی و باهاش بحث نکنی
بعدشم عضو اصلی خانواده همسرته سعی کن بپذیریش و ببینی سلایقش چیه متناسب با سلایق و افکارش باهاش صحبت کنی ک خوشش بیاد و گارد نگیره
وای نه اصلااااا
من ک‌ هر دقیقه نمیارم ببرم من نصف روزو خوابم‌ مسئول شادی خواهرشوهر ک نیستم ک ببرم اینور اونور😑فقط دارم راجب وقتایی ک میبینمش میگم بدم میاد ازش چکار کنم ک انقد بدم نیاد
اره دیگه بهش اهمیت نمیدم هرکیم ناراحت میشه بشه
نظری ندارم راجب اینکه چه کنی😂
چون من خودم بدم بیاد از یکی خار میشه تو چشمم دست خودمم نیس
منم همینم از قیافمم مشخصه میشه😂😂😂فقط دیگ رو نمیدم ک کلا طرفمم نیاد انشالله یه جا مینویسم امضا میکنم 😂
سلام😂😂
نمیدونم واقعا فقط اینو میدونم دوسش ندارم😐یه عالمه بچه دورومه اونا هم یه عالمه اخلاق بد دارن ولی این کلا نمک نداره تو دل نمیره
منم از قیافم مشخصه
به نظر من هرکاری میکنی،یا از راهنمایی هرکدوم از دوستان کمک میگیری، به این فکر کن که وقتی به سلامتی خودت بچه دار شدی بتونی همچنان اون عکس العمل و فعالیت رو برای خواهر شوهرت انجام بدی.

چون اونم بچه ست ممکنه بیش از حد حسودی کنه یا واکنش های بدی نشون بده. دیدم نوشتی اقدام به بارداری، خواستم بگم حواست به آینده هم باشه😄
واقعا تصمیم گرفتم که فقط بهش اهمیت ندم فقطم بخاطر ارامش خودم
الان تو شرایطیم که آرامشم اولویته همین اقدام به بارداری هم دارم نمیخوام حرص بخورم دوس دارم شاد باشم برای همین نمیزارم اولویتمو کسی خرابش کنه
ادمی نیستم حرمت بشکنم ولی دیگ مثل قبل اهمیت نمیدم قبلش به این فک میکنم خودم چی‌میخوام یا خودم چجوری راضیم
خواهر شوهر تو کییی بودی تو چییی بودی از بزرگ تا کوچیکت معظلیه واسه جون زن داداش😐
به نظرم اقتضای سنش هست
دخترا توی این سن واقعا خیلی بد میشن اکثرا.
خودمم فکر کنم همین بودم.
یه دوره ی گذرا هست
دخترای خواهر شوهرای منم دقیقا ۱۱تا ۱۶سالگی اینجور بودن الان ۱۶سالشونه کلا تغییر کردن.
بذار به حساب سن بلوغ
دقیقا داری حرف دل منو میزنی
با این حساب که خواهرشو من ۲۰سالشه
ولی همه اخلاقهای خواهرشوهرتو داره
خیلی لوسه هرچیییی بخواد سریع براش فراهم می‌کنن
الانم شب جمعه میخواد خونه ما تولد بگیره
دکور سفارش داده و کیک و فینگرفود همه چی
یه عالمه هم مهمون دعوت کرده
با پررویی هم به شوهرم گفته که میخوای چی بهم بدین😐😐😐
حالا چرا خونه شماااااا؟؟؟
میگه خونه شما بهتره
هال بزرگه و روشنایی هم دارین
خونه خواهرشم هست ولی اونجا نمیره میخواد بیاد اینجا😑
چن روزه دارم همه جارو میسابم🤨
ای بابا😑❤️‍🩹
شایدم چون جایگاه خواهرشوهر هست فعلا تو دل نمیره😆 ذات خواهرشوهرا همینه 🤪 🤣
ولی جدی خیلیا تو این سن همینن متاسفانه
که از کم کاری در تربیتشون هست
دقیقاا👍🏻 👍🏻 قشنگ گفتی
چرا واقعا اینجوری من این حسو به دختر خواهرشوهرم دارم من گمون میکردم من بدذات شدم خیلی هم از رفتار یه بچه عصبی میشدم هم عذاب وجدان میگرفتم ولی انگار بقیه هم درگیرن
منم بچه هارو خیلی دوست دارم اصلا خودم موندم چرا به این بچه همچین حسی دارم
تحمل چاره نیست چیزی نگو کاریم نکن که اخرش باز میگن اون بچه است البته با همون بچه بودنش ادمو بیچاره میکنه
عزیزم حساسیتت و از روش بردار
میدونم خیلی اذیتی اما رو حرکاتش زوم نکن ک حس تنفرت ب مرور کمتر شه !
من هم با حرفای زهرا جان نیک موافق بودم
وقتی والدین کاری نمیکنن ب ناچار بقیه باید جلوی این رفتار کودک و بگیرن !!
چندبار مودبانه و با کلمات گرم تذکر بدی و خواسته اشونو رد کنی دیگه ب خودشون میان .
تو دلت نزار تنفر ریشه کنه ، همینطور آروم و قشنگ بمون 🌱💚
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه