Ooma
پرسش (1404/12/23):

شب نشینی با خواهر شوهر خونه ما

بچه ها خواهرشوهرم هرشب بعد افطار دست بچه هاشو میگیره میاد خونه ما‌. چون من باهاشون خوبم و اینجا بهشون خوش میگذره. منم دوس داشتم که بیان دورهم باشیم ما هم از تنهایی درمیومدیم. حتی بعضی وقتا که بیرون بودم زنگ میزد خودم میرفتم دنبالشون. ماهم زیاد خونشون میریم. ولی این مدت چون بعد افطار شوهرش هست ما نمیرفتیم دیگه اونا میومدن که ما هم راحت تر بودیم.
حالا دوهفته شوهر من نبود و من تنها خونه بودم. یکبار به من زنگ نزد بگه تنهایی بیا پیش ما. یا ما میایم پیشت. اصلا سراغمو نگرفت. و من خیلی بهم برخورد. فردا شوهرم میاد. و میدونم از فردا دوباره میخاد بیاد اینجا. چه رفتاری داشته باشم؟ از اینکه هرشب میومد اینجا خوشحال بودم، ولی الان چون این دوهفته که تنها بودم دریغ از یک تماس ، یک تعارف الکی....

سلام عزیزم رک حرفتو بزن بگو از دستت ناراحت شدم تنها بودم بهم زنگ نزدی
اینجوری نگی هم توی دلت میمونه خودخوری میکنی هم کینه تو دل آدم میمونه روز به روز یهوچیزی اضاف میشه واسه ناراحتی وقتی رابطه اتون خوبه پس رک بگو هم اون بدونه ناراحت شدی هم خودت سبک شی
دلم نمیخاد فک کنه محتاج تماس اون بودم. دلم میخاد تیکشو یه جوری بهش بپرونم.
راحت بهش بگو ازت ناراحتم چون خیلی هم صمیمی هستین بهش حرق دلتو بزنی بهتره
سلام
اگه اومدن مثل همیشه باش بعدم روخنده بگو من دوهفته تنهابودم نیومدی یه سر حالا ک داداشت اومد اومدی من قبول ندارم تبعیض قائل شدی
اینجوری هم ب در زدی و هم ب دیوار
اصلا هم این فکر و نمیکنه چون باهم صمیمی هستین اگه نگی همین چیزای کوچیک باعث کدورت میشه و هر دفعه بدتر و بدتر میشه ولی وقتی بگی هی فکر و خیال هم نمیکنی
دلم میخاست همینو بگم. که حالا که داداشت اومد اومدی و.... ولی پررویه. میدونم در جواب میگه خب برا داداشم میام برا کی بیام پس.
هیچیم پرویی نیست.
بهش بگو ک بفهمه فهمیدی
نه میگم اون پررو است.
اگه اینجوری بگه اون دیگه خیلی پرو تشریف داره
اهان
خب پررو که هست. براهمین اینو بگم خودم ضایع میشم
خب جوابشو بده شماهم خنده خنده
بحث محتاج بودن که نیست تیکه انداختن بدتر یکی شما میگی دفعه بعد اونم دنبال جبران هست حیفه اگر رابطه اتون خوبه الکی خراب شه بنظرم رک حرف زدن بهتره فوقش بگو فکر میکردم بهم نزدیکیم دلم گرفت پیدات نبود این چند روز حالا نحوه بیانش رو خودتون مشخص کنید اما تیکه بندازی منتظر تیکه از اون باش و این راه دراز ادامه پیدا میکنه
دارم فک میکنم ببینم چی بگی😂
قطعاً میگه نکنه فک کردی برا تو میایم. با شوخی و خنده ولی میگه. میشناسمش.
خیلی لطف میکنی😄🙏
چی بی ادب اگر اینقدر پروئه چطور این همه باهاش کنار اومدی😅
من اصلا تحمل اینجور آدما ندارم
دلم میخاد گلایشو به همسرم بکنم. چون همیشه تا حوصلمون سر میرفت همسرم میگفت بگیم فلانی بیاد؟ و میگفتم بیاد. و وقتایی شوهرش نبود خودم با ماشین میرفتم دنبالشون می آوردمشون. بچه هاش عاشق منن.
اره والا
منم موندم چطور اینقد پرو و خوبن باهم😂
یه جوری ک غیرمستقیم طور باشه بگو بهش
پس بخاطر تو باهات صمیمی نیست بهاطر داداششه
به همسرت بگو ولی نه به تندی تو آرامش بگو که من آبجیتو خیلی دوست دارم خوش میگذره میان اما دیدم تو نیستی پیداشون نیست دلم گرفت انگار من مهم نیستم و...
با دعوا بگی همسرت جبهه میگیره
چون من آرومم. بی حاشیه ام. با بقیه زن داداشا یعنی جاری های من، اصلا رفت و آمدی نداره. فقط خونه ما زیاد میان که همونم چون من بی آزارم.
خیلی خوبه باهم خوب باشید
اما جوری نباش ک سواستفاده کنه
من خواهر شوهر بزرگم اهل تیکه اس پروئه نه بهش زنگ میزنم نه خونشون میرم قبلا زنگ میزدم اون نمیزد منم کلا دیگه زنگ نزدم اعصابم آرومه حضوری هم باهم خوبیم کلا ولی خداروشکر خونمون نمیاد😂
من خودم خواهر شوهرم
اما امان از این یدونه زنداداشی ک دارم
اونجا شوهرت جواب میده و میگه من و خانواده ام یکی هستیم خواهرجون ، ب نظرم خوب بود ک تو نبود من سر میزدی احوالی میپرسیدی
انگار اون خواهرشوهر منه😂 😂 😂
براهمین دنبال راه حل بودم که از این رفتارش بی تفاوت نگذرم. چون واقعاً بهم برخورده. دوهفته تنها بودم و میدونست تنهام. اصلا زنگ نزد. حالا هر شب هرشب زنگ میزد به من ببینه کجام بیان خونمون. خیلی وقتا که شوهرم سرکار بود اینا از ۸ مثلا میومدن شوهرم ۱۰ میومد.‌ یعنی کاری نداشت حتی اگه داداشش نبود هم میومدن باز. بچه هاش هم با من خیلی بهترن تا با دایی شون.
خیلی وقتا که بازار میخواست بره هم زنگ میزد من باهاش برم و.... البته شاید چون ماشین دارم و هم اینکه در خرید لباس میتونم کمکش کنم. تنها باشه نمیتونه انتخاب کنه واقعاً .
ولی این دوهفته یه تماس خشک و خالی هم نگرفت.
اگه گفت بخاطر داداشم میام
بگو ماک اینجا برگ چغندر نیستیم عزیزم منو داداشت حالا یکی هستیم
به نظر من اصلا حتی ارزش حرف زدنم نداره پروندشو بپیچ بره یه مدت رفت و آمد نکن خودتو بگیر😂 هر وقت خواست بیاد بگو نیستیم
بگو چراغ این خونه روشنه چون من توشم و داداشت واسه خاطر من اینجاست ی چشمکی ام حواله شوهرجان کن و بخند 😁
با خنده حرفتو بزن نه گلایه
😂 😂 😂 😂
افرین این خوب بود
داشتم به همین فک میکردم. گفتم اگه همسرم گفت بیا بریم اونجا بگم عزیزم دوهفته تنها بودم یه سراغ ازم نگرفت ، ترجیح میدم سنگین خونه خودم بشینم.
اونوقت شوهرت جبهه میگیره ک تو میخوای رابطه ما خراب بشه
حالا ی خواهرم میومد ،میخوای اونم نیاد
با پنبه سر ببر
بازم اخلاق شوهرت و خواهرش بیشتر دستته و ما نمیدونیم
نه شوهرم اهمیت میده به این موضوع. چون میدونه همیشه من گرم بودم برای برقراری ارتباط. و این خواهرش بود که در تنهایی من یه سراغم نگرفت.
خوبه پس همینکارو کن چندبارم زنگ زد الکی بگو نیستم کار دارم دیر میام چندبار دکش کنی متوجه میشه
اینا پنجشنبه ها همیشه خونه پدرشوهرم جمع میشن. هر پنجشنبه خواهرشوهرم زنگ میزنه به من که اگه خواستین برین دنبال منم بیاین.(شوهرم رانندگی نمیکنه ولی من ماشین دارم )
بعد این پنجشنبه که من تنها بودم اصلا زنگ نزد که بیا باهم بریم و خودش رفت.
شب به مادرشوهرم زنگ زدم که کیا اونجا بودن. فهمیدم رفته. ولی اصلا به من نگفت بیا بریم. باوجودی که میدونست تنهام.
خونه پدرشوهرم روستاس و تا شهرمون چهل دقیقه راهه. و تقریباً ۸۰ درصد مواقع خواهرشوهرم با من اومده. ولی این سری اصلا نگفت بیا باهم بریم تو هم از تنهایی دربیای.
🙄 🙄 🙄 🙄 چه بی ادب
شوهرم ظهر پنجشنبه زنگ زد که اگه حوصله داری برو اونجا ، تنها توی خونه نباشی.
گفتم تنهایی حوصلم نمیشه تا اونجا رانندگی کنم. گفت خب هماهنگ کن با فلانی اینا برو. گفتم اون خودش با داداشت رفت و اصلا به من خبر هم نداد که برم دنبالش. شوهرمم گفت عجب. و دیگه چیزی نگفت
دخترای خواهرشوهرم عاشق منن. ده ساله و ۱۷ ساله.. هرجا میخان برن میگن اگه زن دایی هم بیاد ما میایم. براهمین خواهرشوهرم تقریباً همه جارو با من میره.
خب پس دیگه بی محلش کن تا بفهمه خودش یا اینکه حرفتو بهش بگو و باهاش سرد شو
میخام دو سه تا پنجشنبه بعدی که شوهرمم بود و زنگ زد بگه دنبال منم بیاین. بگم احتمالأ نریم ما. بعد اگه خواستیم بریم هم وقتی بریم که اون رفته باشه. و من دیگه نرم دنبالش. انگار راننده گرفته.
انقد ک دوستت دارن و باهم خوبین حالا خرابش نکن
ولی باخنده و شوخی حتما بگو حرفتو اگ تماس گرفت
شوهرت میدونه؟نظرش چیه؟
اینکه پنجشنبه اصلا به من نگفت بیا بریم و خودش رفت رو میدونه. و گفت عجب.
ولی درمورد اینکه این دوهفته اصلا بهم زنگ نزده هیچی نگفت.
رفتار خواهر شوهرتم عجیب بوده
نه آخه میدونی چیه؟ حس میکنم داره ازم سواستفاده میشه. یعنی هرجا نیازم داره میخوادم. هروقت تنها باشه برا خرید. هروقت حوصلش سر رفته. هروقت بچه هاش بهونه منو گرفتن. هروقت ماشین بخاد جایی بریم و....
ب نظرم یع زنگ بزن بگو چ خبر حالی از ما نمیپرسی ببینیم چی میگه
ها حق داری اینو
منظورم اینه شدید قاطیش نکن 😂 فوقش حرفتو بزن و فاصله بگیر ی مدت
زدم چند روز پیش. گفتم میخام برم فلان جا اگه دوس داری بیام دنبالت باهم بریم. گفت بخدا اینقد بی حالم و ضعف کردم. افطارو هم هنوز آماده نکردم. و سریع هم خدافظی کردیم...ولی اصلا تعارف هم نکرد که بیا اینجا تنها نباشی.
درصورتی که روزایی که زنگ میزد که بریم خرید منم روزه بودم و بی حال. ولی میرفتم دنبالش.
دقیقا درست حس میکنی با چیزهایی که گفتب
نه بابا من اگه بلد بودم شدید قاطی کنم که وضعم این نبود. خیلی مظلوم تر از این حرفام. همین که بتونم یه مدت خودمو بگیرم و هی بهش سرویس ندم هنر کردم.
نداجون مرسی که خوندی همه رو❤️
چ مهربون🥺
من خواهرشوهر خواهرشوهرمم🤣🤣
ولی باهم خیلی خوبیم بحثیم باشه ب هم میگیم سوتفاهم نشه و حلش میکنیم
داداشت خواهر شوهرتو گرفته.؟😄
بنظرم شماهم بگین ناراحت شدین همونقدر ک خونه داداشش هست خونه شماهم هست اگه موقعی ک شوهرتون نیست سراغی نمیگیره وقتی شوهرتون هست پذیراش نباشین ترجیحا شما یا شوهرتون بره اونجا
اره
البته دخترخالمم هست
اووو چ جالب
قشنگم حتما خودتو اصلاح کن دلت مهربونه نزار ضربه بخوری خانواده شوهر هر چقدرم عالی باشن هرچقدرم بگن که دخترمونی فلان بخاطر داداششون هوای شما رو دارن پس شما هم عروس باش عزیزم خوبه که راننده ای اتفاقا میتونی مدام بهونه بیاری کار داری ماشین خرابه و هزار تا چیز دیگه هست آدم بخاطر محبت ضربه بخوره بده تجربه کردم منم به خواهرشوهرم هی زنگ میزدم میرفتم میگفتم بزرگتره اما دیدم احترامی نمیبینم خودخوری میکردم رها کردم خودم و روانم راحت شد چون ناخواسته محبت میکنیم توقع جبران داریم
یعنی ما جوری هستیم کسی میدید فکر میکرد رفیقیم ک هستیم باور نداشت خواهرشوهر زنداداشیم
اوهوم😃
میدونی مشکل کجاست؟
مشکل اینجاست ماهایی ک دل صافی داریم و باهمه خوبیم فکر میکنیم بقیه هم مثل خودمونن و این باعث ناراحتیمون میشه
عزیزم فاتحه این خواهر شوهر رو بخون.
آدمی که در این حد بیشعوره براش وقت نگذار
به نظر من کلا رفت و امد زیاد با خانواده شوهر کار اشتباهیه ،باید تعادل حفظ بشه ،از قدیم گفتن دوری و دوستی
همین دیگه بهترین کار دوری کردن هست و رعایت فاصله هست منم همیشه محبتم حد نداره صد خودمو میزارم این اشتباهه
درود،شبتون اروم
من یه لحظه این به ذهنم اومد،چرا به این فکر نمیکنید شاید اون بنده خدا هم این دوهفته مشکلی داشته،بیماری ،بحثی چیزی داشتن ؟؟یک طرفه به قاضی نرید،یک درصدم به این موضوع فکر کنید،زمانی که اطمینان پیدا کردین که مشکلی نبوده اونوقت حرفتونو بزنید
پس اصلا به روت نیار انگار نه انگار مهم بوده باشه با خنده بگو چه عجب چند وقت بود نیومده بودین اینطوری مجبوره یه جوابی بده نمیگه به خاطر داداشم اومدم بنداز خندهو شوخی اصلا به روت نیار اصلا نگو تنها موندم و فلان تو هم روابطتو باز خوب نگه دار ولی کمتر سرویس بده
😐😐😐😐😐چقدر نمک نشناس!
فعععععک نکنم 😁 حداقل میتونست ی زنگ بزنه
طرف اگر باشعور باشه راه زیاده برای دلجویی
چه اینوری چ اونوری با هر نسبتی
فرقی نداره
سلام عزیزم بنظر من همون قدر که بخاطر داداشش هست همون قدر هم تو رو دوسداره وگرنه آدم وقتی زن داداشش رو دوسنداره فقط گاهی برای قطع نشدن رابطه خواهر برادری میاد و میره اما شما میگی این همیشه میاد و همتون خوش میگذره. از طرفی تو که خبر نداری شاید اتفاقی افتاده براش که دوهفته هست حتی زنگ نزده
منفی فکر نکن و دنبال تیکه انداختن و گارد گرفتن نباش. اول حرف و دلیل اون رو بشنو بعد تصمیم بگیر چجوری ادامه بدی
تو هم با شوخی و خنده بگو حالا ک برا داداشت میومدی پس از این ببعد تو زحمت نکش هر شب خودم داداشتو میفرستم بیاد
یه زنگ که می تونست بزنه...!
😂😂😂😂
سلام لیان جانم
در ظاهر قضیه که بنظرم خیلی کارش زشت بوده و منم بودم قطعا بهم بر میخورد و ناراحتیمو به خودش بیان میکردم
ولی شاید مشکلی داشته این مدت که نیومده و نخواسته کسی مطلع بشه
یا اصلا در شرایط روحی خوبی نبوده
به نظر خودت ممکنه اینجوری بوده باشه ؟
خانواده شوهر هر چقدرررم خوب باشن باز خانواده ی خوده آدم نمیشن
جواب خوبیه🤌🏻
سلام اونایی ک میگن شاید مشکلی داشته...خب اگ مشکل داشته باشه نباید آخر هفته پاشه بره مهمونی دیگههه درسته؟؟!!پس مشکل خاصی نیست .عزیزم تو درست حدس زدید و خیلی قشنگ داره از مهربونیت سواستفاده میکنه
ایندفه ک خاستن بیان اتفاقا بزار بیان و بگو ک دو هفته ک داداشت نبود خبری از توهم نبود.اگه گفت برا داداشم میام .بگو پس لطف کن ب داداشت بگو غذا مزا هم درست کنه برات یا خودتون زحمت بکشین
ما هم میگیم شااااید 😂
میگیم واکنشی نشون نده که بعد بفهمی طرف مشکلی داشته بعد خودت پشیمون بشی
یه زن عمو دارم شهرستان هست بعد یه مواقعی عاشق ما میشد و چند وقت فقط میومد خونه پدرم قبلا هممون مجرد بودیم
ی مدت کلا میرفت خونه اون یکی عموم
بعدها خودش دراومد گفت من هروقت هر کیو احتیاج داشته باشم میرم پیشش اصلا برام مهم نیست چی درموردم فکر کنه
اینم گویا مثل زن عمو من شده
اگ اینو گفت دفعه بعدی ک خواستن بیان پاشه بره بیرون و چیزی درست نکنه🤣🤣🤣🤣🤣 اگ اعتراض کرد بگه داداشت پذیرایی کنه😆😆😆
اصلا اون که اینقدر روی ایشون حساب میکنه واسه همه کاراش میخوادش اگر مشکلی داشت بازم اتفاقا باید پیداش میشد بخاطر ماشین یا هر چیزی
سلام عزیزم بنظرم به خواهرشوهرت حرفی نزن به دختراش بگو که در بزن دیوار گوش کن کرده باشی،
باشوخی وخنده بگو حالا معلوم شد خواستنتون الکی بودا زندایی وفقط بخاطر دایی میخاین دوهفته من تنها بودم شما دوتا یه سراغ اززنداییتون نگرفتین
بعدم هنوز که باخواهرشوهرت روبرو نشدی شاید تو اون دوهفته اتفاقهایی براش پیش اومده،درجریان اصل کارش که نیستی شاید اصن اینطور که فکرمیکنی نبوده باشه
یااینکه بگو حالا مامانتون بخاطر داداشش میاد یا سراغ میگیره،شماهم فقط بخاطر داییتون میاید؟
حالا 😬😬😬بیا نیمه پر لیوان و نگاه کنیم🤭🤭🤭
من خودم به شخصه هیچ انتظار و توقعی از ادما ندارم،تو زندگی انقد ادمهای رنگ به رنگ هستن که اگر بخوای وقت و انرژیتو براشون بزاری تهش متوجه میشی عمرتو الکی به باد دادی
پس چه بهتر از هیچچچچچچچکس،هیچ انتظاری نداشته باشیم
من اگر امروز در حق کسی خوبی کردم خواست و اراده خودم بوده نه اجبار ،جایی ببینم میخواد سو استفاده ازم بشه راحت میزارمش کنار
تجربه خودم بگم،ماهمیشه باخواهرشوهراهماهنگ میکنیم ومیریم خونه ی پدرشون،مثلا یبارفهمیدم که دوتایی رفتن واینباربه من نگفتن پیش خودم گفتم منم دیگه هرموقع خواستم برم خودم میرم وشروع کردم توذهنم سناریو چیدن،تااینکه بعدمتوجه شدم بنده خداها برای کاررفته بودن وکلی کارانجام دادن نخاستن که من توزحمت بیوفتم
اگه خانواده شوهر بد نیستن و بی حاشبه باشن چه اشکال داره ؟من که اگه یه روز پدر شوهرم نیاد خونمون انگار یه چیزی کم دارم تو خونه هیچ وقت بهشون بی احترامی نکردم بعضی خانما کلا حانواده شوهر هراسی دارن هر چه خانواده شوهر بی حاشیه باشن باز عروس انگار باید باهاشون بد باشه
خوب داداشش رو بده ببره همراش 😂😂
اینجوری میگه که واقعا آدمی نیست که بشه باهاش صمیمی بشی
واقعا اگه این حرفو بزنه خیلی بی چشم و رو تشریف داره
بخاطر همین اخلاقای خانواده شوهره فاصلم رو باهاشون زیاد کردم تا آرنجم عسل کنی بزاری دهنشون گاز میگیرن حالا تو هرچی محبت کن تهش میگن مال داداشم خونه داداشم بخاطر داداشم
واقعا حیف کاش اونا هم همین حسی که بهشون دارید رو به شما داشتن
خوب بودن وظیفه شده انگار
وای
چطوری با این خوب بودی😂😂😂
والا تمام روانشناس ها میگن روابط رو با خانواده ی همسر بر مبنای احترام بچینید
نه بر مبنای صمیمیت
به نظرم این خانوم کاملا صمیممی شده و با ادم اشتباهی هم صمیمی شده
هر چقدر روابطتت بیشتر باشه صمیمیت بیشتر میشه و هرچی صمیمیت بیشتر بشه احترام کمتر میشه
من بودم اصلا تیکه بهش نمی‌نداختم
چون اینجوری که میگی جوابهای جالبی نمی‌شنوی و خب این شروع داستان ناراحتی و دعواست
فقط دیگه نه دعوتش میکردم نه باهاش جایی میرفتم
فاصله می‌گرفتم ازش
پس الان متوجه شو که اشتباه فکر میکردی و خط دوم صحبتت کاملا اشتباه هست

نوشتی چون من باهاشون خوبم و اینجا بهشون خوش میگذره
تصحیح کن
چون من بهتر خدمات میدم و اینجا راحت تر چتر میشن
ب خاطر شوهرت میان ن تو

تو هم با شوخی و خنده برگرد بگو پس داداش جونت برات خم و راس بشه
و برو بشین ریلکس استراحت کن یا خودتو با کارات مشغول کن و پذیرایی نکن
بچه هاش عاشق منن ❌
بچه هاش عاشق خدماتمن ✅
دیگه چطوری بگن که دوست ندارن و فقط یه ابزاری براشون یه وسیله ای براشون
نه بچه ها قلبشون پاکه محبت رو حس میکنن شاید خواهر شوهره منفعت طلب باشه ولی واسه بچه ها موافق نیستم محبت بچه ها خالصانه اس من با خانواده شوهرم رسمی هستم اما بچه هاشون همشون دعوا میکنن که یه چیزی واسه من تعریف کنن با من حرف بزنن اونا بچه ان من اصلا باهاشونم بازی نکردم اما همیشه به فکر من هستن حتی وقتی منو نبینن سریع سراغ منو میگیرن حتی همون اول که من باردار شدم داشتن با ذوق میگفتن که واسه نی نی چی بخریم و...
آدم بزرگ ها به مرور زمان قلبشون چرکین میشه اما این شامل بچه ها نمیشه
بچه ها از هرکس محبت ببینن دوسش دارن
اون تاپیک که زدی برای درد دل اونو تخصصی زدی هیچ کس نمیتونه جوابتو بده
بنظرمن اگ گفت من بخاطر داداشم میام خیلی شیک و مجلسی بگو از این به بعد منزل خودتون تشریف داشته باشین خودش میاد 😂
سلام زینب خوبی؟
بخیه هات خوب شدن؟
چطوری اینا به ذهنتون میرسه؟!! خیلی خوبید کاش منم بلد بودم😄😄
سلام قشنگم. نه مطمئنم همه چی اوکیه. اون سرم و آمپول هم بخاد بزنه من براش میزدم.
برا شام نمیان. بعد افطار میاد. درحد میوه و چایی و اینا.
اینم خوبه. مرسی..
خیلی دلت بزرگه. من محبت میکنم چون در توانم بوده و بقول خودت با میل خودم بوده. ولی نمیتونم مصداق تو نیکی کن و در دجله انداز، باشم. واقعاً اینقدر دلم بزرگ نیست.
واقعاً حیف...
نمیدونم خودمم😄😄
واقعاً چون راحت تر چتر میشن. چون زخم زبون نمیزنم. تیکه نمیپرونم. میگیم میخندیم و فلان.
بچه ها تصمیم گرفتم وقتی شوهرم اومد من نرم خونشون. اگه خواست خودش بره. و اگه اونا زنگ زدن نرم دنبالشون. اگه خواستن با اسنپ بیان. و وقتی اومدن به خواهرشوهرم هیچی نگم. ولی به دختراش بگم دوهفته دایی تون نبود نگفتید زن دایی تنهاس یه سراغی ازش بگیریم.
دختر کوچیکه اش هزچی باشه اعتراف میکنه سریع. مثلا میگه مامانم نمی آوردمون یا هرچی باشه رو میگه. .....
و تصمیم گرفتم حتی برا خود همسر، به اندازه ای که دریافت میکنم، دهنده باشم و نه بیشتر. که واقعاً دنیای امروز لایق لطف اضافی و ازخودگذشتگی رو نداره.
از همتون ممنونم. شاید به این تلنگر نیاز داشتم🙏🙏
عزیزم چه عروس خوب و همه چی تموم انشاالله خدا اندازه دلت بهت بده♥ امیدوارم همیشه تو زندگیت ارامش پابرجا باشه🌱
محبت داری ندا جونم💕
خیلی هم عالی....❤️❤️❤️
من بودم اول ب شوهرم تنهایی میگفتم اه خیلی حوصلم سررفت این مدت ک تونبودی ....وقتی رفتی گفتم باز (اسم خواهرشوهرت) میان مثل هرروزباهم میشینیم حداقل زیاد احساس تنهایی نمیکنم اما اونام نیومدن منم خیلی ناراحت شدم بیشتراز خواهرانتظار داشتم این همه صمیمی بودیم رفتوآمدداشتیم و یه چنتا آبغوره وبغض(اینجام حرفایی ک میخای شوهرت بگه رو بزاردهنش،مثلا بگو کاش بهشون میگفتی یاتوهم ناراحتیتو نشون میدادی ک ازش انتظار داری)....بپربغلش کن محکم بگو خوبه ک اومدی
دیگ هیچی نگو بهش تموم
وقتی باز اومدن ب دخترا غیرمستقیم میگفتی ک بچه ها دلم براتون تنگ شده بود این همه میگین زندای زندایی پس چیشد ؟ زندایی بهونه بود یاجواب میدن یامامانشون توهم باخنده چیزی ک میخای رو بگو بخند و چیزی گفت باغرور نگاه کن و رد شو یا بازباخنده (اسم همسرتو )صداکن بگو میبینی چی میگه، خودش جوابشو میده
زنگ زدن بریم اینور اونور اگ خاستی صمیمی باشی هیچ برو ، نخاستی یدونه نرو یدونه برو دوتا نرو دیگ خودش میفهمه چی ب چیه ....
خیلی قشنگ و کامل توضیح دادی. ممنون ازت
حالا بعدا بیا اینجا نتیجه رو بگو ، برای منم سوال شد چی شدن اون دو هفته ؟😁
خواهش میکنم فقط چیکارکردی چیشد بیابرامون بگو
بلاخره همینا هم زحمت داره
باشه اومدن همسرم موکول شد به آخر این هفته. وقتی اومدن میام توضیح میدم که چی شد..
باشه عزیزم هنوز همسرم نیومده، آخر هفته میاد. وقتی اومدن میام میگم.
بچه ها یه تاپیک جدید در دسته اقدام به بارداری زدم الان. ممنون میشم اونجا هم بیاید راهنمایی کنید..
سلام بچه ها. خواهر شوهرم حتی شب عید هم زنگ نزد بهمون. منم بهش زنگ نزدم. همسرم زد ولی جواب نداد. فرداش که قرار بود همه روستا خونه پدرشون جمع بشیم، یهو خواهرشوهرم زنگ زد . به همسرم گفت دنبال منم بیاین. همسرم گفت ما توی راهیم رفتیم دیگه. درصورتی که هنوز نرفته بودیم. من هیچی نگفتم ولی خوشم اومد همسرم اینجوری کرد. بعدم که رفتیم همه بودن جز اون. و تا غروب هم نیومد. غروب اومد بالاخره. با اسنپ اومده بودن. دخترش تا منو دید با شوق پریییید سمتم گفت زززززن دااااااایی دلم برات تنگ شده بود.. گفتم من که جایی نرفته بودم عزیزم تنها توی خونه بودم میومدی پیشم خب.
دیگه حتی خواهر شوهرم نپرسید چیکار میکردی این دوهفته رو و.....منم هیچی نگفتم. موقع برگشتن هم آخرشب همسرم منو صدا زد گفت بریم. ولی اصلا به خواهرش نگفت بیا برسونیمت. خواهرش گفت بمونید فعلآ ما تازه اومدیم یکم دور هم باشیم. همسرم گفت ما از صبح اینجاییم، تو دیر اومدی. و رفتیم.
خوشحال شدم که بدون اینکه لازم باشه من حرفی بزنم همسرم خودش با زبون بی زبونی جواب بی مهری خواهرشو داد. وقتیم اومدیم خونه همسرم خیلی دور منو گرفت، یجوری انگار میخواست بفهمونه میدونه که حق با منه و....
گفتم عزیزم. بیا بخون.
سلام عزیزم چقد کار همسرتون عالی بود
رفتار شما هم درست بود هم تیکه رو انداختی هم خودت رو سبک نکردی اعتراض کنی و حرف بشنوی
اومدم نوشتم که بدونید خواهر شوهرم هیچ مشکلی براش پیش نیومده بود ولی هیچ سراغیم ازم نگرفته بود. منم رفت و آمدمو محدود میکنم دیگه.
تا خودشم بفهمه یه بار که من نرفتم دنبالش، مجبور بوده با اسنپ بیاد ..
این همه داداش داره اونا هم خودشون اومده بودن هیشکی زنگ نزده بوده که بره دنبالشون.
از این به بعدم هرجا خواست بره با اسنپ بره.
بهترین کارو کردید ، اما برام سواله چرا یهو رفتارش تغییر
چراش برام معلومه. چون همسرم نبوده دلیلی نمیدیده بیاد خونه ما. دقیقاً وقتی فهمید همسرم برگشته بهش زنگ زد که بریم دنبالش.. ولی همسرمم خوب جوابشو داد. منم دیگه تغییر رویه میدم. خونه ما شده بود پاتوق شبانه اش. بعد که داداشش نبود نگامم نکرد.
کار خوبی میکنی باید مثل خودشون باهاشون برخورد کرد
وقتی شوهرتون نیست ماشین دست شما نیست؟
نااااااازی ناااازی
پسندیدم 🫠 🥹
من شوهرم رانندگی نمیکنه کلا. اصلأ کلاس نرفته و بلد هم نیست. ماشین هم نداره. ماشین مال خودمه. یعنی با حقوق خودم خریدم. و کلا زیر پای خودمه.
😍😍😍اصلا چقدر کیف کردم از کار همسرت
خب پس اگ فقط بخاطر ماشین باشه میتونست وقتی هم ک شوهرتون نیست بهت زنگ بزنه
عجیبه رفتار خواهرشوهرتون🤨
عجیب تر اینک ب شوهرت زنگ زده ک بیایین دنبالم
با اینک تو رانندگی میکنی حاضر نشده به خودت زنگ بزنه ک برید دنبالش
همیشه به شوهرم میگفت بیاین دنبالم. ولی من دیگه نمیرم دنبالش.
هروقت خواست بره خونه پدرش خودش بره. همونطور که اون دوهفته بدون اینکه به من بگه خودش رفت.
ایول😅چقد خوب شد.
درود به شما،واقعا لذت میبرم از اینکه کسی از همسرش در مقابل خانوادش دفاع کنه،چون واقعا اون طرف کسیو جز همسرش نداره.
همسرتون بهترین کار رو کردن ک درمقابل بی احترامی ب شما وندید گرفتنتون درنبودش....جوابشو داده و نذاشته برای دفعات بعدی ....توهم کارت عالی بود ....
پس زیاد دیگ نه تعریفش کن نه بی احترامی پیش همسرت ....فقط از انتظارت بگو ک بی جواب مونده اونم ب هرحال خواهرشه یدونه بگو بگذر.‌‌تمام خوشحال شدم ک طرفتو گرفته
خانم های عزیز برای شرکت در پرسش و پاسخ باید از طریق اپلیکیشن اوما اقدام نمایید.

سوالات مشابه