Ooma
پرسش (1404/11/23):

دخترم ۵ سالشه به شدت حساس و زودرنجه

سلام
خانوما لطفا بگید چکار کنم؟
دخترم ۵ سالشه سه سال و نیم بردمش کلاسهای هوشی حرکتی دو ترم رفتم خوب بود ترم سوم یه پسری اذیتش میکرد مربیشم اخلاقش عوض شده بود دیگه میگفت نمیرم (البته دخترم خیلی حساسه) بعد از اونجا یه چند ماهی گذشت بردمش ژیمناستیک خیلی خوب بود با ذوق میرفت بعد از چند ماه یهو برای رفتن شروع به گریه میکرد که امروز خسته ام نرم یا بهونه های الکی دلم تنگ میشه و ..... الانم شیفتشو عوض کردم که مثلا بهتر بشه با یکی از دوستاش باشه اما بدتر شده و میگه دیگه نرم (اگه دوستش جاشو عوض کنه ناراحت میشه، اگه کسی باهاش دوست نشه، یا مرکز توجه نباشه، یا ازش دوری کنن، با کوچیکترین حرف و حرکت ناراحت میشه و قهر میکنه )
نمیدونم چکار کنم سال بعد باید بره پیش دبستانی بعد مدرسه میترسم اونجا هم دو روز بره بعد بگه من دیگه نمیرم خیلی هم توداره اون چیزی گه تو دلشه رو نمیگه

ببرش مشاوره باهاش حرف بزنه
اینجا مشاوره کودک خوب ندارن حتی دوستم که بچه اش تقریبا همین مشکل و داشت میگفت مشاوره هم بردم اما تاثیری نداره خودمم سه ساله بود مشاوره بردم اما کمکی نمیکنن فقط شنونده هستند
سلام
دختر منم دقیقا همینه
بهترین مشاوره کودک تو مشهد هم بردم میگه به خاطر سنش هست بیشتر بهش توجه کنید و کارای بدش رو نادیده بگیرید بهتر میشه
منم نگرانم این اخلاق روش بمونه تو بزرگیش هم همینطور باشه ولی مشاور گفت نه مطمئن باش بهتر میشه
انشاالله که راست بگه😁
خب نمیشه الان میگه من نمیرم ژیمناستیک
بعد من ببرمش پیش دبستانی و مدرسه یه حرفی بشنوه از کسی بعد چند ماه بگه من نمیره اونجا چکار کنم
چطور این کاراشو نادیده بگیرم
چند سالشه دختر شما؟
دوست داره رهبری کنی دوست داره مرکز توجه باشه همه بهش بگن وای چه خوشگل شدی و همه بیان دورش باهاش دوست باشن اگه دورش کسی نباشه از اونجا دلزده میشه
الان مربی هاشو باشگاهشو همه رو دوست داره اما میگه نمیره دیگه موندم چکار کنم
دختر من ۵ سال و نیمه
الان میره پیش دبستانی
منم از همین میترسیدم برای همین پارسال هم پیش یک گذاشتم که عادت کنه
همسن هستند دختر شما نیمه اوله دختر من نیمه دوم
الان نمیگه نمیرم گریه نمیکنه؟
دختر من شبها موقع خواب گریه میکنه مامان فردا نمیره
خداروشکر دختر من نمیگه نمیرم
اگه تو مهد هم اذیت بشه میاد تو خونه بهانه گیری میکنه باز من باید دو ساعت نازمو بکشم فحش عالم و به دوستاش بدم تا آروم بشه😂😂
نازشو
نه بابا این هیچی نمیگه من باید کلی نازشو بکشم تا بگه چشه که اونم نمیگه و بهونه های الکی میاره گفتم امروز برم باهاش باشگاه با مربیش حرف بزنم راهی جلو پام بذاره حالا خوبیش اینه الان دیگه نزدیکه اسفند و عیده میتونه باز یه ماه نفرستمش تعطیل میشه ولی میخوام مشکل از ریشه حل بشه چون بعدها براش مشکساز میشه
من کلاس دیگه نذاشتم ولی به مهد و چیزی یاد گرفتن علاقه داره و نمیگه نمیرم
شاید انشاالله دختر شما هم مهد بره بهتر بشه
انشالله ولی به ژیمناستیک هم علاقه داشت دختر من هر جا که بچه زیاد باشه علاقه داره و همون اول کلی دوست پیدا میکنم اما بعداز یه مدت دلزده میشه و دورش خالی میشه
میگفت ژیمناستیک برم بعدش برم ریتمیک و باله اصلا نصف علاقه ش بخاطر باله که میره ادامه میده اما الان کلا میگه نمیرم
ببین خواهرزاده ی منم همینه
یکس دوماه یا شده یکی دو جلسه کلاسا رفته پشیمون شده
الان همسن دخترمه بالا ۲۰ تا کلاس عوض کرده
خواهرمم میگه اشکال نداره بلاخره باید بگرده چیزی که دوست داره و حس خوب بهش میده بره
و اینکه خواهر زاده م هیچ دوست صمیمی نداره.خیلی دیر با کسی جوش میخوره
وااای دقیقا عین خواهر زاده مه
بعدم اصلا از شب قبل یا چند ساعت قبل نگو میخوایم بریم فلان کلاس
همون نیم ساعت مونده بگو و حاضرش کن
دختر منم اخلاق نداره افتضاحه روش نمیشه با کسی سلام و علیک کنه بردم نوشتمش کودک خلاق یکم بهتر بشه حالا تا ببینم
بنظرم اقتضای سنشونه
منم میتونم کلاسهاشو تغییر بدم اما این فایده نداره فردا مدرسه قراره چی بشه من از الان نگران مدرسه شم میگم دوماه بره بعد بگه نمیخوام برم
برای همین همونو میگم ادامه بده که بدونه همیشه نمیتونه عوض کنه هر وقت دلش بخواد بره نخواد نه
دختر من خیلی اجتماعی اما بدیش اینه که میخواد حرف حرف خودش باشه و به همه بگه چکار کنن
با کوچیکترین اخم و یا اگه یکی بگه این بازی نه میذاره میره
دختر منم همینه عزیزم هرروز توی مهدش یه بحث داذیم تا حالا چندین بار جاشو تو کلاس عوض کردیم بازم همش میناله نمیخواد بره‌ . فکر کنم یه دوره هس که باید بگذره
ولی من توجه نمیکنم هرروز میبرمش سرکلاس باهاشم حرف میزنم الان از اول سال یخورده بهترشده
ای وای منم از همین میترسم خیلی گریه میکنه مخصوصا شبها یادش میاد میگه فردا نمیرم
تا تایید هم نکنم خیالش راحت نمیشه
عزیزم شما یه با یه لیدر واقعی طرفی🫠😍 بچه های کمی توی دنیا با این ویژگی به دنیا میان که دوست دارن هرجا میرن لیدر باشن و همه بهشون توجه کنن. سعی نکن اینو سرکوب کنی.اتفاقا اینا جزو بچه هایی هستن که اکثرا آینده ی خیلی درخشانی دارن .پسر منم همین طوریه همیشه میگه من ریس دوستامم یا توی پارک همه رو دور خودش جمع میکنه توی این سن بهشون میگه چیکار کنن‌بزرگ کردن این جور بچه ها خیلی سخت تر از بچه ها بله قربان گو هست ولی همینا هستن که در آینده نقش های پررنگی توی جامعه دارن.فقط باید یکم شکل بازی رو عوض کنی مثلا من توی مهد روز اول به مربیش گفتم و ازش خواهش کردم همیشه بذاره پسرم جاهایی که امکانش هست بچه ها رو هدایت کنه یا بازی رو شروع کنه یا کنار مربی مثلا مدادرنگیا رو پخش کنه و ازش خواستم نقش دستیار بهش بدن و الان واقعا راضی ام.شما هم با مربی ژیمناستیکش صحبت کن شرایط رو توضیح بده بگو اجازه بده مثلا دخترت حرکات رو بشماره یا کنار مربی وایسته بچه ها بهش نگاه کنن از روی اون یاد بگیرن یا مثلا یه حرکت جدید میخاد یاد بده اول از دختر شما بخاد بیاد اون حرکت رو بزنه ....
من خودم از بچگی همین طوری بودم دوست داشتم همه کار خودم انجام بدم ، یا توی همه چی اول باشم توی بازی خودم همه رو هدایت کنم . مامانم همیشه بهم فرصت تجربه میداد یادمه ۶ سالم بود میذاشت حتی تنهایی برم خرید چون دوست داشتم پول جمع کنم و خرید کنم برای خونه و از دور توی کوچه حواسش بهم بود.همه این فرصت دادنا کمک کرد من توی مسیر درست رشد کنم و خداروشکر الانم مدیر ارشد یه شرکت بزرگم و یه تیم بزرگ رو هدایت میکنم. اینا رو گفتم که بدونی این ویژگی دخترت رو باید رشدش بدی در مسیر درست...
سعی کن بهش فضا بدی .من یادمه همیشه مادرم می اومد به معلم شرایطم رو توضیح میداد و میگفت اجازه بدین مبصر کلاس باشه یا مثلا بذارید اول بیاد پای تخته ،....
سعی کن توی خونه هم بهش مسئولیت زیاد بده و توی محیط های شلوغ مثل پارک و مهد و خونه بازی هم هر روز ببر کم کم راهش رو خودش پیدا میکنه و اصلا حساسش نکن مثلا حتما باید بری کلاس ژیمناستیک چند تا گزینه بذار بگو خودش انتخاب کنه اون طوری بهتر همکاری میکنه
این جور بچه ها رو هرچی بهشون بیشتر نقش و مسئولیت بدی راحت تر و سریع تر مسیر خودشونو پیدا میکنن.من با اینکه الان ۳ سال و نیم هست و پسر با من توی خونه همه کار میکنه ظرف میشوره،غذا میپزه،جاروبرقی میکشه با پدرش ماشین میبره تعمیر میکنه خرید میریم همیشه خودش سبد خرید هل میده و ما میگیم چی برداره بذاره،..‌‌‌.. همین نقش دادن و مسئولیت دادن کلی تاثیر مثبت داره و کم کم از حالت تدافعی و زود ناراحت شدن و... هم درمیاد چون خیلی چیزا رو تجربه کرده.
برات ارزوی موفقیت میکنم میدونم سخته چون یکیش رو دارم بزرگ میکنم خیلی زودتر از بچه های دیگه ناراحت و عصبی میشن، زودتر یه کاری رو رها میکنن، خیلی دوست دارن مرکز توجه باشن و درکل بزرگ کردنشون چالش بزرگیه ولی قطعا آینده ی درخشانی دارن با یکم صبوری و جهت دادن نتیجه عالی میشه.