Ooma
پرسش (1404/10/17):

خوبی زیادی شوهرم به خانوادش

سلام مشکل من اینه که شوهرم پسر کوچک خانوادس ولی هر مشکلی برا هرکی پیش بیاد به این زنگ میزنن
مادرشو میگم مادرشه رد میشم با اینکه برا اونیکی پسراشو عروساش هرکاری کرده برا ما نه
ولی برا برادراشو نه مثلا برا یکیشون که میخواد خونه بگیره دربه در دنبال خونه بود الانم تو همه ی قرارهاشون میره فرقی نمیکنه صبح باسه یاشب خودشو به آب و آتیش میکشه اون خونه دار شه
ولی اونا برا ما اونجوری نیستن حتی خونمونم بعد چند ماه مجبوری اومدن همه ی کارای خونه رو هم شوهرم تنهایی خودش کرده بدون کمکی
دیشبم همه شون خونه مادرشوهرم بودن به ما نکفتن بیاین درحالیکه من الان تو این وضعیتم هستم

به نظر من خوبی باید متقابل باشه وگرنه اسمش سواستفادس
بعضی از آدما ذاتا اهل خوبی کردن هستن، بدون هیچ توقعی از طرف مقابل.

همسر منم خیلی اهل کمک به خانواده هست، چ خانواده خودش، چ خانواده من و برکت و انرژی خوب این کاراش همیشه ب زندگیمون برگشته

در مورد مهمونی دیشب هم ک بهتر نگفتن برین، چون باردارین و تو این سرما و مریضی بهتره ک خونه خودتون بمونین
ول کن سخت نگیر حالا باردارم هستی
انشالله تو شادیا جبران میکنن براتون
اونا هم جبران نکنن خدا هست و میبینه❤️
چرا واقعا برات مهمه اونا دعوت کنن یا رفت و امد کنی ؟؟ بری باید پس بدی با این وضعت بیکاری
خب این چیزارو به شوهرت بگو
بگو تو محبت می‌کنی ولی محبت پدر مادرت خرج بقیه میشه
منم همین مشکل رو دارم خیلی هم جلوگیری کردم از محبت بیخودی شوهرم تا یه جا موفق بودم تا یه جا نه
شوهرمنم همینه البته تک پسره
ینی تو دنیا رو دستش کسی نیست خودشو می‌کشه بخاطر خانواده ش
شاید چون هنوز بچه ندارین سرش خلوته به قول معروف پاشم سبک‌تره بیشتر وقت و انرژیش رو میزاره برای بقیه.
چند وقت دیگه بچه بدنیا اومدنی دیگه وقته این کارارو نداره. شمام اینقدر درگیر میشی دیگه به اینا فکر نمیکنی.
در هر صورت باید اولویت همسر و بچه باشه بعد بقیه
شوهر منم همینه
ولی بعد بچه دار شدن
بیشتر مشاوره تلفنی میگیرن البته وقت و بی وقت منم گفتم شب فقط هواپیما بزار گوشیتو...ولی باز هر کاری هرچی از دستش در بیاد میره بدون منت...
چرا؟
چون پدرش بی خیاله
شوهر منم دلسوزی بیجا میکنه واسشون
من بمیرم اونا تب کنن اولویت اونان بی‌شک.‌‌‌..
منم ارتباطم و خیلی کمتر کردم قیافشونو نبینم

کم کم باید شوهرت و متوجه کنی
یدفعه ای نمیشه
شاید ۴،۵ سال بشه خصوصا بعد پدر شدن،
کم کم بقیه متوجه میشن
ولی خیرش مطمئنا تو خونتون جاری میشه شک نکن
ولی برای من این‌جوری نبود حتی بچه هم اومد فدایی شدنا شوهرم برای بقیه زیاد بود
من خیلی جنگیدم و اجازه ندادم

ولی خب بماند شرایط هم کمک کرد شوهرم کمتر کرده ولی قطع نشده ایشالا همون یه ذره هم قط بشه راحت بشم
برادر شوهر نداری؟
نه متاسفانه
ولی تا دلت بخواد گشنه گدا دورم زیاده کافیه شوهرم سر کیسه رو شل کنه دستایی دراز میشه توی جیبش دلت میخواد همه رو آتیش بزنی
پس همونه اینقدر وابسته هستن.
میفهمم چی میگی منم دیدم.
به داشتن نداشتنم نیستا کلا ذاتشونه
وابسته جیبش اره
میگن هرچی داریم واسه خودمونه
بقیه هم هر چی دارن واسه ماست🤭
مثلا هربار من میرم تهران شوهرم با پدر مادرش بیرون بوده دنگی دونگی با خانواده اش شام خورده

درصورتیکه ندار نیستن ولی شوهرم کل زندگیشو بفروشه بده دست مادرش صداشون در نمیاد
من خیلی باز جلوگیری کردم ولی دزد دزده دیگه گدا گداست
دقیقا
من خیلی می‌شنوم توی دوستای شوهرم پدر مادره پسره خیلیییی حداقل برای پسرشون خرج میکنن

ولی شانس من پدر مادر این حتی بیرون میرفتیم نون می‌خواستن بخورن شوهر من باید میخرید
کلا خونواده ایرانی اکثرا اینطورن
فکر میکنن پسر باید ساپورتشون کنه تا آخر
هم روحی روانی هم مالی
واسه همین پسردوستن
بلانسبت بعضیها ❤
ادمی که عزت نفس نداشته باشه و حقیر باشه چشم داشتن به مال بچه اش رو افتخار می‌دونه

کلا من به امثال این ادما میگم مفت خور ، وقیح و گرنه ادمی که شکم سیر باشه به نون خونه خودش راضیه تا گوسفند شکم پر خونه بقیه
این قضیه تو شمالی ها پررنگتره، همیشه از پسر و عروس توقع دارن
نمیگن ما بهشون کمک کنیم، میگن پسرمون بهمون کمک کنه و اینو وظیفه پسرشون میدونن نه لطف
واقعا ؟ من فکر نمی‌کردم توی شمال بیشتر باشه

جالبه از پسر توقع دارن میگن ما پدر مادریم وظیفه پسرمونه

ولی همون پسر به مشکل میخوره میگن به ما چه زندگی خودشه
بله همینطوره❤️
شاید من زیاد حساس شدم
دقیقا هرچی نزدیکتر و صمیمی تر باشی دردسرشون بیشتره همون دوری بهتره
بله اینجوری عادت‌ کردن که همه‌کاراشونو کنه
فک نمیکنم بعد چند سالم بشه چون‌اینجوری عادت کرده و‌تو ذهنش رفته
ببین تلاش کن اتفاقا دور باشی ذور باشی عزیز تری
با هرکسی می‌خوان برن بیان بذار برن رفت و آمد فقط دردسره

بخدا من همیشه دنبال راهی بودم هیچ وقت نه ببینمشون نه برم بیام واقعا از اینکه قط رابطه هستم خوشحالم

یعنی دنیا دنیا ادم با اینا برن بیان برام مهم نیست فقط سمت من نیان هرکار میخوان کنن
بچه هم اومد اینجوری نباشی همه کارا رو تنها کنی
به همسرت بگو میرم حموم مراقب بچه باش ، میخوای بخوابی یه نیم ساعت مراقب باشه

روزای اول سخته ولی یکمی گذشت حتی بچه ات رو با خودش ببرین حموم بذار مسئولیت بگیره شل بگیری تنبل میشن
من روزای اول نه تقریبا پسرم ۲۰ روزه بود شوهرم گفت بگم مامانم بیاد پسرمون رو ببره حموم گفتم نه خودمون می‌بریم شوهرم برد شست منم لباس تنش کردم

کلی هم کیف کرد ، برای ولخرجی هاش برای بقیه هم باید باهاش حرف بزنی سکوت همیشه جوابگو نیست دعوا نکن باهاش یا بحث نکن ولی اروم اروم بهش بگو
خیلی موافقم
بچه اومد بهش مسئولیت بده وقتشو پر کن
بهترین چیزا رو براش بگیر.
یاد بگیره اولویتش شما باشی.
شما خرج نکنی یکی دیگه خرج میکنه.

سوالات مشابه