Ooma
پرسش (1404/10/11):

بی انگیزگی وناامیدی دربارداری

خانم دکترمن ازوقتی فهمیدم حاملم،بااینکه کاملا خواسته بودحالم اصلا خوب نیس.حس خوبی ندارم خیلی بی انگیزم و زندگی برام خیلیی پوچ و بی معنیه...خیلی دارم روزای سختی رو میگذرونم بااینکه تحت نظردکتر اعصاب سرترالین میخورم ولی تغییری نکردم چیکارکنم؟

اولشه عزیزم منم همینجور بودم همش میگفتم کاش سقط بشه من امادگیشو ندارم میترسیدم... متاسفانه مال من پوچ بود و نگم چقدر گریه کردم و ب خدا التماس کردم که پوچ نمونه و رشد کنه ولی خب نشد... بنظرم طبیعیه انگار هنوز شکی
منم همین بودم عزیزم...صبح ک بیدار میشدم میگفتم براچی بیدارباید بشم که چیکارکنم اصلا؟؟؟ولی بعد سونوی ان تی خوب شدم و خیلییی انگیزه گرفتم..کارایی ک قبلا نمیکردم دوست داشتم انجام بدم ولی چون جفتم پایین بود نباید خیلی تحرک میداشتم...باز ۳ماهه ی سوم ک شروع شد برگشتم ب اوایل بارداری😂ولی الان بهترم و از ۳ماهه ی اول ک خیلی خیلی بهتر
وای خیلی بده
اینقدر حالم بده که حد نداره بیشتر خونه تنهام.حالم ازخونمون بهم میخوره...ارزوی مرگ میکنم اینقدر که داره بهم سخت میگذره
منم همین بودم حتی من ویار نداشتم حالت تهوع نداشتم همش میگفتم باردار نیستم...ولی از لحاظ روحی خیلی بهم ریخته بودم بااینکه بچه میخواستم...دیگه روزایی ک شوهرم نبود میرفتم خونه مامانم ولی حالتمو بروز نمیدادم..همش دراز میکشیدم و خواب بودم
سرترالینو از قبل میخوردی یا بعد بارداری
وای من همش فکرای منفی دارم دست خودم نیس..چیکارکنم بخدا میزنه به سرم بلایی سرخودم بیارم...سابقه افسردگی بعد زایمان قبلیم دارم.الانم اومده توروخدا بگین چیکارکنم دلم به حال بچم و شوهرم میسوزه
خوب میشی
اصلا انگار فایده نداره سرترالین...سیتالوپرامم دکتر داده بهم ولی میترسم بخورم
منم همش فکرای بد میکردم گریه گریه یعنی جوری گریه میکردم ک انگار دور از جون عزیز از دست دادم حالا علت گریه چی بوده ؟چرا من تو بچگی با ابجیم دعوا کردم و زدمش🤣🤣🤣همش میگفتم من میرم جهنم
سلام همش بخاطر همین هورمون بارداری
فکر منفی داریم حس افسردگی ووو
دوسه ماه اول همینه بگذره مطمئن باش بهتر میشی
سلام ب نظرم فیلم ببین و کتاب بخون، سرگرم که باشی کمتر فکر و خیال میکنی
من الان حال تو رو دارم
کاملا طبیعیه
با قطعیت میگم اون دوماه بدترین روزای عمرم بود.
انگار روی زمین زندگی نمیکنی. هر لحظه ساعتو نگا میکردم روز تموم شه. حال روحی خراااب جسمی خراب تر.
همیشه گشنه بی حال تو خونه دراز کش
هر روز فک کنم حتما یه بار رو گریه میکردم
بعد یه بارم گریه میکردم که بچه ام چه گناهی داره من مادرشم که اینقدر حالم بده
کتاب های راجع به بارداری تربیت کودک بخونه برو عضو کتابخانه شو
منم افسردگی بارداری گرفتم
خیلی سخته
همه چیزش یه طرف
اینکه همش تو دلت میگی داری به اون بچه ی تو شکمت آسیب میزنی یه طرف
اگر منع حرکتی نداری به زور و ضرب از خونه برو بیرون
تنها راهش همینه
حواست که پرت باشه خیلی بهتر میشی
تنهایی تو بارداری واقعا میکشه
اره واقعا شرایط سختی هست..همش توخونه تنهام باپسرم ..شوهرم همش سرکاره موقع خواب میاد فقط..خودم احساس میکنم همش بخاطر خونه نشین شدن و تنهایی دیوونه شدم
سلام به روی ماهتون مامان جان
عزیزدلم در کل خصوصا در سه ماهه اول بدلیل اینکه تغییرات گسترده جسمی و روحی در بدن رخ می‌دهد و همچنین بدلیل نوسانات هورمونی این حالات طبیعی هستند خیلی از مادران این حس را تجربه می‌کنند حتما با یک روانکاو صحبت کنید،سعی کنید برای خودتان سرگرمی ایجاد کنید کتاب بخوانید حتی شده زمان های کوتاه فیلم ببینید حتی اگر دیدن یک فیلم چند روز زمان می‌برد ابتکار را انجام دهید فیلم هایی که حال خوبی می‌دهند تماشا کنید با دوستان انرژی مثبت صحبت کنید اگر منع فعالیت ندارید شیرینی بپزید شیرینی های ساده که کار زیادی نداشته باشند، سعی کنید تفریح های ساده برای خودتان ایجاد کنید مثل درست کردم آلبوم در گوشی با عکس روزانه از خودتان و شکم، خاطره نویسی، و هرچیزی که حس بهتری می‌دهد در نهایت بدانید واقعا تنها نیستید ولی این روزها هم پایدار نمی‌ماند با کاهش نوسانات هورمونی و ورود به سه ماهه دوم که چیزی به آن نمانده حالتان بهتر خواهد شد ❤️