Ooma
پرسش (1404/10/10):

خانما تجربه دارین میشه بگین

من پسرم 4ماهشه از وقتی به دنیا اومده از بس همش گریه می‌کنه نمیتونم جایی برم به کارام برسم عروسی برم باید اینو هم ببرم بخاطر همین نمیرم شیر خودمو میخوره باباشم تحویلش نمیگیره چیکار کنم

همش باید کنارش باشم شیرش بدم بغلش کنم
دلدرد داره حتما بچه تا مشکلی نداشته باشه گریه نمیکنه
پستونکش بده
اصلا نگرفت هرکاری کردم
سلام خوبی صدیقه جون پسر کوچولو ناز چطوره عزیزم 💖❤️💚
با عرض سلام من پسرم تا بزرگ شد و شیر میخورد جایی نرفتم عروسی به دلم موند بعدش بزرگترشد فضولتر شد بازم نرفتم
الان که حامله ام بازم نمیتونم برم 😂😂😂😂 گفتم بشینم قشنگ بچه هامو بیارم بزرگ کنم بعد پیر شدم برم بگردم 🤣🤣🤣
😂😂😂
سلام عزیزم جایی رفتنی فقط با خانواده خودت برو خواهر و مامانت کمک میکنن
من گاهی که دلم میگیره دخترمو برمیدارم میرم خونه خالش و خدا رو شکر که اینجا پیشمونه
من اگه بخوام جایی برم فقط با خواهرام وگرنه که هیچی
سلام من یکی دو بار تنهایی با بچه ام جایی رفتم پشیمون شدم فقط باید یکی همرام باشه وگرنه از پس گریه هاش بر نمیام
سخته بانوزاد
ولی هرچقدر بیشتر نبری بیرون بزرگتر بشه اصلا همکاری نمیکنه واسه بیرون
من هنوزم جایی نمیرم خیلی سختمه با بچه کوچیک. نهایتا با ماشین بریم دور بزنیم و بریم پارک. خونه اقوام که اصلاااا
سلام عزیزم
منم پسرم کوچیک بود از بس همیشه گریه می‌کرد زیاد جایی نمی‌رفتم
اگه هم جایی میرفتم مامانم هم بود دیگه کمک می‌کرد
بیشتر خونه مامانم و مادرشوهرم می‌رفتم
سلام عزیزم منم تا دوسالگی فقط خونه خانواده هامون می‌رفتیم هیچ جا نمیتونستم برم
اگه تالار میری کالسکه ببر گریه کرد با اون یکم بگردونش تو سالن آروم بشه
من پتو ژله ای ها میبردم با مامانم تو پتو مبزاشتیم تاب می‌دادیم می‌خوابید میزاشتیم تو کالسکه 😂😂
گلم دلش درد میکنه حتما ، شکمشو ماساژ بده
بنظرم از همین الان برو همه جا هرچی نری بدتر میشه اوضاع من اولین عروسی رو ۴۳روزگی دخترم رفتیم دومیش ۲ماهگیش سومیش۹ماهگیش چهارمی ۱سال و ۱ماهگی و این ماهم سه تا رفتیم هیچکدوم اذیت نکرده از همون موقع که بدنیا اومد همه جا می‌رفتیم ازاولش به جمع شلوغ عادت کرد الان خیلی اجتماعی هست از هیچکس خجالت نمی‌کشه تو همه عروسیا فقط نانای می‌کنه ولی هرچقدر از جمع دورش کنی که سخت نگذره دیگه هرچی بزرگتر بشه سخت تر میشه تاکی میخوای بشینی خونه
من همه مراسما هم تنها بودم بدون کمکی بابچه رفلاکسی که همشم بالا میآورد عروسی که دوماهش بود رفتیم عروسی پسر عمه ام بود تارسیدیم کلی شیر بالا آورد رو شونم وکل لباسمو به فنا داد ولی خوب بادستمال پاک کردم گفتم عیبی ندارد مگه من عروسم که حساس باشم اصلا کی حواسش بمن هست ...بعدش کلی مراسمای عروسی و پاتختی و جهاز برون برادرشوهرم بود یه ماه همش اینور اونور بودیم بچه به بغل
😂😂😂
اتفاقا دختر منم خیلی گریه میکرد
ولی من باهاش همه جا رفتم
کم. کم عادت کرد
کمتر شد گریه اش
من الان خرید هم میرم پسرم و دخترم میبرم
راه دور برم مامانم و خواهرم هستن
اگه نزدیک باشه میزارم کالسکه میبرم بیرون.
هرچی بچه بیرون نبری بدتر تورو اذیت میکنه بزرگتر بشه

سوالات مشابه