Ooma
پرسش (1404/09/06):

بچه ها نظرتون چیه

شما اوکی هستید که دوست مجردتون اگه یه شهر دیگه باشه، مثلا شب بیاد خونه شما بخوابه؟ و همینطور با شوهرتون و دوستتون سه تایی مثلا برید دور بزنید و شام بیرون برید؟ من و دوستم فاصله مون از لحاظ مسافتی آخه زیاده.

اصلااااا اصلا وارد زندگی زنوشوییت نکنش
ن من اصلا موافق نیستم خوشم نمیاد
اصلا کار خوبی نکردی یعنی‌چی دوستاتونو میارید خونتون بخوابن
شاید رفتار خودم باعث شد که توقعش زیاد شه.
حالا تو بدونی من میخوام بچه دار شم که چیکار کنی
بابا من یکو میشناسم طرف یه کاری کرده شوهر خواهرشو طلاق بده بره اونو بگیره با دوتا بچه
چه برسه به دوست
فاطمه تو بهترین کارو کردی اصلا از تصمیمت ناراجت نباش تو شوهرتو دوست داری و میخوای اونو واسه خودت نگه داری
خوب شد که زود عقلت رسید افرین
از چیز دیگه هم ناراحت شدم
خب من مکمل و اینا مصرف میکنم
پارسال که اومده بود خونه مون با خانواده اش، بهم گفت بعضی ها قصد باردار شدن انگار دارن ولی به دوستشون نمیخوان بگن
گفتم نه بابا.
حالا من خیلی هم پیش ابن قرص نمی‌خوردم ها
خب من سر این موضوع ها ناراحت میشم
من دو بار سقط داشتم
ولی دوست ندارم کسی بدونه
حس بدی بهم دست میده
خب نرو بگو سختمه اذیتم کلی بهانه مریض شدم مگه دیگه خیلی احمق باشه نفهمه داری پیچ میدی
ببین فاطمه من این دوستم که گفتم حالش از مردا بهم میخوره ها

کلا بعضی دخترا همینن مرد میبینن دلبری میکنن

من شوهرم یه وقتا به شوخی میگه برم با دوستت دوست شم میگم برو

وقتی هفته بع هفته مجبور شدی سوتین و شورت مارک براش بخری بهت میگم یه من ماست چقدر کره داره
😳😳
ممنونم عزیزم
آره احمقه😅
آره بعضی ها خیلی عوضی ان، تو محیط کار میبینم
بگو چشم ازت اجازه میگیرم میزاری امشب با شوهرم بخوابم

چون بقیه شبا جدا می‌خوابیم گفتم ازت اجازه بگیرم ، میخوای فیلم بگیرم برات بفرستم بخدا باید جوابشو بدی مراعات نکن باهاش
بنظر من بقول معروف این دوست دنده اش میخارد
تو هم پیچ بده هربار یه چیزی

بگو من خیلی سرم شلوغه چه خوبه تو بیکاری میتونی اینقدر حرف بزنی من وقت نمیکنم نفس بکشم
باید میگفتی بتوچه که قصدم چیه و چی میخورم
والا چقدر فضول
آره یکم بنده خدا مشکوکه
به هرحال حریم خصوصی هم بین دوستای صمیمی باید باشه
این والا مشکوک نیست فکر ادمو جای دیگه میبره
آره می‌خوام این توصیه هارو پیاده کنم ایشالله نتیجه بده
نه حالا این موضوع فقط
کلا تو موضوع هات دیگه هم همیشه همین بود
دوست داشت از همه چی سر دربیاره
یا باید رک بهش حالی کنی شرایط ادامه با دوستای مجرد رو نداری

یا باید بهش حالی کنی اینجا تور گردشگری نیست

با باید بهش حالی کنی هردو شرایط بالارو
اون زمون هم دانشگاه بودیم اینطوری بود نسبت به بقیه
عزیز داریم ب جای باریک میرسیم هااا
حسادت نداره ؟
فردا نشه هووت
از این موردا زیاد بوده ها
بنظرمن هم حسود هم فضول ...
اون زمونی که عقد کردم ناراحت شده بود
مامانش میگفت تا ابد که نمیتونه ازدواج نکنه و ور دل تو باشه
همین دیگه
😂😂😂دوستمون رک گفت حق گف
چی بگم میفهمم چی میگین
بسم الله
این مشکوک میزنه
این بیشتر بنظرمن دلش میخواد با شوهرت باش تا خودت
وقتی دوستندارد فقط تنهایی با تو باش همین میشه دیگه
خیللللی
یکی از دوستام بار اول اومد خونمون دیدم رفت تو اتاق بچم بلند بلند می‌گفت آره دخترم توام اینو داری توام اونو داری بعد یبار رفتم خونشون گریم گرفت از وضعشون
اینو گفتم که بدونی واقعا تو رفتو آمد دوستانه حسادت ووووو ناخودآگاه پیش میاد قطعا همه از هر لحاظ در یک سطح نیستن
سلام والا منو دوستم تو یه شهریم حتی شوهرامونم باهم دوستن ما بیشتر اوقات همو میبینیم اما شوهرامون خونه نیستن مثلا من برم خونه دوستم اول ازش میپرسم ازش شوهرت خونه نیس نباشه میرم باشه پامو نمیذارم
یک هفته پیش من مونده بود برای عروسیم. گفت دوست دارم تو هرجا میری منم کنارت باشم.
منم حالیم نبود که
وسط خرید کت و شلوار، رفتیم با شوهرم ترمینال دنبالش.
من کلا دوست ندارم غیره بیاد خونم چه مجرد چه متاهل
فقط فامیل
بهش بگو ببین خدایی نکرده بخوام برای شوهرم زن بگیرم تورو نمی‌گیرم خیالت راحت
سلام
آره منم همینطوری ام.
کلا خیلی خجالتی ام تو این زمینه ها
شوهرت خوشگله ؟؟ مالی ثروتی چیزی داره ؟؟؟
🤣🤣 نه بابا
اصلا بنظرم معنی نداره دختر مجرد بیا خونه دوست متاهل مگر اینکه مثلا تو تنها باشی همسرت نباشه اونوقت بیاد مشکلی نباشه
معمولی هستیم
به قول نقی ما کلا آدمای معمولی هستیم😅
عزیز
ببخشید اینو میگم دوستت که یه مشکلی داره قطعا
از همسرت مطمئنی ؟این اصلا به صلاح نیست پیشت بیاد مرد خوب رو از راه به در می‌کنه
به شوخی بهش بگو می‌خوام زن بگیرم برای شوهرم خودمم جدا بشم وای یعنی عکس العملش دیدنی میشه
🤣🤣🤣
این مدل ادما فکر میکنن شوهرای دوستشون یک شاخ ببشتر دارن بگو برای همه یکییه برو خودتو بند یکی کن حداقل مجرد باشه
وای خیلی خوب میگی 🤣🤣🤣
آره قبول دارم حرفتو
چرا من فک میکنم دوستت نرمال نیست😑😑
والا دیگه دردی داشته باشه مشخص میشه
نرمال رو رد کرده
آره چشمشون به بقیه
تک فرزندی فکر میکنم خیلی به روحیه دخترا تو بزرگسالی آسیب میزنه
ببین معذرت می‌خوام ببخشید میگم ولی این مدل ادما با تصویر سازی برای خودشون با خودشون ور میرن
اخه تا این حد
من برم دوستم همون بلاک کنم بهتره 😂😂😂

اره برو 🤣🤣🤣
سلام عزیزم ب نظرم بچسب ب شوهرت
ب دوستت هم بگو بیرون همدیگرو میبینیم
بزار بره خوابگاه
من خودم باهمسرم ب اختلاف خوردم
خواهرم مطلقه اس زنگ مزد ب بهانه های مختلف ب همسرم
بعد همسره من درد دلش باز میشه از من گفتن
ی روز خواهرم ب من گف شوهرت یکی مثل منو میخواسته نه تورو
شما ب هم نمیایید
من ب همسرم گفتم جا خورد گف من بهش گفتم بیاد ک تورو نصیحت کنه عجب آدمیه
حالا از اون روز سال ها میگذره بگم ۶ سال
هر دفعه ب من میگه یکی مثل شوهرت گیر من بیاد من عاشق شخصیتشم
حالا جدیدا با ی نفر دوست شده همش زنگ میزنه میگه ببین قبافه شو عین شوهرته
اخلاقش و رفتارش صداش
من تعجب میکنم از رفتارش واقعا
تازه این خواهرمه فرض کن دوست باشه چیکار میکنه ب هیچکس اعتماد نکن عزیزم
من ب سختی تحمل میکنم رفتادای خواهرمو
ب همسرم تو اینستا پیام داده بود بعد من گف چرا براش کلیپ میفرستم نمیبینه بهشبگو کپ رضا بهرام میبینم یادش می افتم
منم ب همسرم گفتم گف وقت ندارم
بعد هر مکالمه ای ک دارن میاد بهم میگه همسرم
حالا من شانس اووردم همسرم واقعا ادم پاکیه و راست گو
اعتماد دارم بهش
ولی ب هیچکس اعتماد نکن عزیزم ی جوری زندگی تو ب بهم میزنن ‌ ک ناراحتیش می مونه برات
بابا اون فقط حرف میزنند
میری پیشش از این چسب پهن ها با خودت ببر
یکی بود همین داستان شما دوستشو اورده بود خونه
هر شب هرشب بهش قرص خواب میدادن
یشب چجور میشه بیدار میشه‌ میره میبینه بله دوستشو شوهرش رو کارن
وای
😳ووای عجب خواهری
وای چقدر بد
آخه خواهر آدم!!!! ناراحت شدم
نمیفهمم بعضی ها رو
آره بچه ها قبول دارم
آدم ها یه سری حیا رو قورت دادن یه آب هم روش
عزیزم خواهر و دوست نداره خیلی باید مراقب زندگی هاتون باشید
حتی از قصد جلوی همسرم از من ایراد میرفت ک دعوامون شه
یکسری من امدم با بچه کوچیک قهر
گریه میکردم
سر بچه بحث مون شده بود
خواهرم میگف طلاق بگیر
بخدا طلاق بگیری بهتره حتی زنگ رده بود ب همسرم جدا شید
😑😑😐
اکثر طلاق ها بخاطر دخالت دیگرانه
یا خیانت
طلاق بگیری که خودش برد با شوهرت
عجب آدمیه این خواهرت😐
وییی😐😳
آره می‌زارم تو کیفم 😁😁
زندگیتو دودستی بچسب واقعاچجور جواب خواهرتو نمیدی میزدی تو گوشش😑😑
😂😂آفرین
آره
خیلی حواست ب زندگیت باشه
من خداروشکر خواهرم رفته از ایران شرش کم شد از زندگیم
من می امدم حرف بزنم
رو میکرد ب همسرم ایراد گرفتن ازم
سری آخر ک من رفتم بیمارستان عمل داشتم زنگ میزنه ب همسرم
اونم گفته سارا خداروشکر حالش خوبه من نگران سارام رفته اتاق عمل
خواهرم بعدش بهم زنگ‌زد گف چقد بفکرته
آره که زودتر خودش زنش بشه
واقعا آدم شاخ در میاره
پدرم امد بهم گف بشین سر زندگیت ب کسی اعتماد نکن دیگه از خونه ات نزن بیا بیرون
قدر شوهرتو بدون
دیگه از زندگیت پیش خواهرات حرف نزن
دقیقا راست گفته
خلاصه ک بفکر زندگی هاتون باشید
ب خواهر ک هیچ
ب دوست هم اعتماد نکنید
خوب گفته
من شوهرم سربسرم میذاره دوستدارم بکشمش چه برسه بخواد کاری کنه
فکرای منفی نکن
ولی اینم بدونید از اونی ک انتظار نداری چشمش ب زندگیته
بچه ها میدونم شاید خیلی هاتون از لحاظ پوشش راحت باشید.
من تو دوران دانشگاه، خب مانتویی بودم و معمولی.
ولی سر یه موضوعی کلا عوض شدم، یه کتاب منو متحول کرد و شد نقطه عطف زندگی ام
و من تمایل پیدا کردم به حجاب بیشتر.
حالا برعکس دوستم از اون ور افتاد.
دیگه روسری نمیذاره
نمازش رو دیگه نمیخونه
و این موضوع ها منو خیلی ناراحت کرد.
با این حال نه به روش اوردم و نه خواستم رابطه ام رو باهاش قطع کنم.
با این که خوابیدن خونه ام بود و نمیتونستم ساعت زنگوک کنم برای نماز بیدار شم
چون شب اول گفت من بیدار شدم
باعث شد شب های بعدش نمازمم قضا شه و گوشی رو زنگوک نکنم.

یه سری چیزا دست به دست هم میده و آدم یکم دلسرد میشه
نترس فاطمه هیچ زن دومی با اخلاق این شوهرای ما و خانواده اش با اینا ازدواج نمیکنن
اصلا تو متاهلی اون مجرد
الانم ک فرهنگی ب هم نمیایید
دورا دور باهاش باش
قطع ارتباط هم نکن ک باز بخوای اذیت بشی
عزیزم خیلی خوشحالم که متحول شدی
وا بگو شب اقدام بهت اعلام می‌کنم حتما😒
نه بابا اونی هم میاد که قرار نیست زندگی کنه یه مدت آویزون میشه بعد می‌ره سراغ بعدی
بخدا یعنی یکی یک ماه با خانواده شوهر من کنار بیاد من دو دستی زندگیمو تقدیم میکنم
عزیزم ایشالله به مرور زمان همه چیز درست میشه
بعضی‌ها چه توقعاتی دارن اصلا حیف وقت و احترام به همچین آدمایی
جامعه خیلی خراب شده نمیشه به کسی اعتماد کنی یعنی فقط منتظرن بیان جات بشینن

یعنی نمیگن اقا طرف مرد باشه با زن خودش می مونه
این دغدغه فکری من شده
وقتی جامعه رو اینطوری میبینم
واقعا چجوری میتونن برن توو زندگی یکی
کدوم زندگی که خراب شده اخرش خوشبخت موندن

هنر داری مرد مجرد تور کن به مرد متاهل چیکار داری
َبیشتر ازاین ذهنت رو خراب نکن
بشین زندگی تو کن حرفاتو ب غریبه بزن ولی ب آشنا نگو
زن شوهر دار دیدم خونه خراب کنه
همین خواهرم میگم ک از شوهر من خوشش میاد
با خواهردومی من کاری کرد زایمان زودرس امد سراغش
خواهرم همیشه میگه نمیبخشمش دعوا انداخت تو زندگیم بچه نارس ب من دادن
واقعا هم همینطور بود خانواده ما مذهبی هستن رفت ب پدرم گف شوهرخواهرم مشروب میخوره بابای منم گف دیگه دامادمون پاشو نزاره خونه مون ی شر شد خواهره من شوک واردشد بهش غش کرد زایمان زودرس کرد
خواهر دومی ام اصلا ب خواهر بزرگم ی زنگ‌نمیزنه میگه دلم صاف نمیشه با زندگی ام چیکار کرد
ا
وای این دیگه کیه
بخدا با شوهره صمیمی ترین دوستش ریخت رو هم
مرده صیغه اش کرد
اخرم بعد دوسال جداشدن
مرده دیت زن و بچه اش گرف رفتن شهرستان
خدایا
😳😳😐وااااای چه آدمیه واقعا این خواهرت
نه بخوام به این موضوعات منفی فکر کنما
به این فکر میکنم دنیا به سمتی رفته که همه دارن خودشون رو میکشن برای زیباتر دیده شدن.
میرم کلاس زبان
دختر ۸ ساله همچین آرایش داره و نیم تنه تنش هست
یعنی دریغ از اینکه یکم درس زندگی رو خانواده هاشون بهشون یاد بدن.
ولی بچه ها رو کلاس زبان میفرستن
هرمدل بگردن دیگه کاری ندارن.
این فاصله گرفتن از خدا منو ناراحت میکنه.
ما آدم ها همه تحت تاثیر محیط مونیم.
بیشتر دلم میسوزه، یه عده واقعا خوبن و فقط تحت تاثیر شرایط محیطن و محیط هم واقعا به سمت بدی رفته
اصلا اوکی نیستم
😂😂دقیقا ولی حرص میخورم میگم مگه من چمه
یه دوست داشتم تو دانشگاه ترم پایین تر از من بود همیشه در حد حنابندون آرایش میکرد لنز میذاشت و میومد سر کلاس... جشن ازدواج دانشجویی بود با شوهرم نشسته بودیم اینم با هفتاد قلم ارایش و لنز سبز اومد بامن حرف میزد تو چشم شوهرم نگاه میکرد😆😆😆 یه روزم منتظر شوهرم بودم بیاد دنبالم اینم نمیرفت خونشون گفتم چرا نمیری پس اتوبوس رفتااا یهو گفت تا علی(شوهرم) بیاد گفتم چکار علی داریااا یهو رفت😂 دیگه سراغش نرفتم
🤦‍♀️🤦‍♀️
هربار شوهرت اینجوری گفت
بگو اگه من بدم بعداز من خوب نمیاد بدتر میاد
به این دوستت پیام بده شوهرم منو کتک زده 🤣🤣🤣 بگو اینقدر شوهره بدیه

شاید بترسه فرار کنه
خدا حلال کنه منم تولد پسرم دوست صمیمیم دعوت کردم. پشیمون شدم دیگ بیخیال دوست شدم


مثلا شوهرم هر جا میخاسم برم میگفت با اسنپ برو با بچه نمیومد برسونه.. بعد اونشب اصرار یعنی اصرارا..... ک فلانی اسنپ نگیر خودم میرسونمت..
دوستم میدونس من بدم میاد فقط باهاش تا پایین رفت بعد دم در گفته بود برگرد بالا کمک خانومت و با اسنپ رفته بوده
ولی حس بد این قضیه مونده برام و دیگ مواظب رفت و آمد هستم
وای آره خیلی بده
دقیقا میفهمم. مردا هم حالیشون نیست که فکر می‌کنند اینطوری احترامه یا میخوان خودشون رو بهتر نشون بدن.
دقیقا
من سر شام ننشستم بچه بغل سرگرم کنم نیاد تو سفره... بعد اون هزاااار بار اصرار ک گوشت بذاره نوشابه بذاره و.. برا دوستم


اوووف ی کارای می‌کرد مامانمم بدش اومده بود
الان به این یقین رسیدم که دوست صمیمی آدم بهترین آدم هم باشه
تنهایی که اصلا نباید بین زن و شوهر قرار بگیره
صد در صد
ناخودآگاه مقایسه ها پیش میاد. بعد ب درد دل کردن میکشه و بعد داداش داداش ها میشن یواااش یواشش😂💦
دقیقا
دوست منم میگفت من شوهرت رو مثل داداشت میدیدم و الان خیلی ناراحت شدم که اون روزهایی که خونه شما بودم باعث دلخوری شما شد و از این حرفا
نه جوری باش شوهرت بفهمه حساس شدی تع پیش دوستت جوری رفتار کن که فکر نکنه برات چیزی مهمه

هربار از شوهرت میگه بگو دعوا داریم قهریم جنگ داریم آرامش ندارم شوهرم بد اخلاقه اصلا ذره ای از شوهرت تعریف نکن
من میرفتم خونه پدر مادرم برای فامیل عجیب بود وای شوهرش میزاره وای کاری نداره یه جوری رفتار می‌کردن انگار من از کشور دیگه ای دارم میام

باور کن تا ماهها راحت نمیشد تهران برم ادم حسود خیلی بده
من موافق نیستم
کار خوبی نیس
من ۴ سال باهمکارم‌مجرد بود کنارما بود زندکی کرد هرجا میزفتیم باهامون بود شوهرم مثل برادرش میدنست شوهرم بهش اعتمادداشتم‌موقع خواب میکفت شما برو کنارشوهرت من اینجا میخوابم یا تا شوهرم بود حجاب داشت رعایت میکرد البته قسمت همین همکارم بشه عروس عمه م
الان اینقدز باهم رفت وامد وصیمی هتسییم حتی با پدر ومادر هامون
اونم‌از شهر دیگه‌بود منتها مجر.د بود وتنها شوهرم قبول نمیکرد‌بزه خابکاه میکفت مادرش به ما سپرده یا برای برگشت به شهرمون اونم میر سوندیم شهر
هرکسی یه دیدی داره
آره درسته
نمیشه فقط منفی نگاه کرد.
حالا رفیق من کلا پاهای خیلی پری هم داره
یا شلوار جذب میپوشه یا ساپورت
و یک هفته ای که قبلا پیش من بود، شوهرم تو پذیرایی می‌خوابید و من و رفیقم تو اتاق بودیم
خب پس تنش میخاره ادمی سمی رو حذف کن از زندگیت
نگاه به منو خودت نکن جنس زن همینه خیلی زندگیا رو همین جنس زن خراب کرده

تو دیدی مردی خونه خراب کن باشه ؟؟ بره تو زندگی زنی !؟ این زنا هستن که باعث شر میشن
کتاب نصیحت های شیطان رو بخونی نوشته شیطان و جن چون زن ندارن عاشق جنس زنن

میرن توو وجودشون دمار از زندگی مردم در میارن
خب خیلی خوب بوده
حالا دوست من خاس ظرف بشوره مانتوش در آورد لباسش باز بود. بعد شوهرم زووور مانتوش رو گرفته بود ک نهههه ظرفا نشووور 🤣🤣🤣
ای خدا ورت داره مرد😆
آره بابا دنیا رو داریم می‌بینیم دیگه
😆
سبک پوششه نه تو خونه من فقط صرفا اینطور باشه
جرش ندادی شوهرتو
اون لحظه فقط با نگاهم خط و نشون کشیدم.. بعدشم دعواش کردم و قهر
دیگ کوتاه اومدم و درس عبرت شد دوست و آشنا نیارم خونه وقتی حجب و حیایی نمونده
ی سوال شوهرت کرم داشت یان مهمونوازیش بود
فک میکرده اینکارا احترامه. کلا عادتش اصرار زیاد هس اما برا هرکی جززززز من... مرد و زنم نداره ها. ..
ولی خب من توقع داشتم تو مهمونی عزت بده بمن با توجهش ک داغون تر ازی حرفا بود
همون انگار زن‌خودشون چشه
ن برا همه اصرار فراوان
مثلا کارگر گرفته بود .. ما ب کارگر دیگ شام نمیدیم فقط ناهار .. ای ب زور شام هم دادشون😁

برا همی ب دعوا و قهر کوتاه بسنده کردم تولد پسرم
من بچه بغل دور سفره میچرخیدم اصن نگفت بیا بچه رو بگیرم تو بشین پیش دوستت برا شام... فرت و فرت سالاد و گوشت و... تعارف دوستم می‌کرد حداقل 5بار هر کدومو🤪🤣
من خیلی حساسم اینجور رفتار ببینم اصلا منفجر میشم
چرا با تو اینجوره خب
بلاخره ادم باید جایی می‌ره پوشش رو بسته به فضا تغییر بده مثل این می مونه با لباس شنا بری عروسی
کلا مدلشه. بلد نیس. اهمیت نمیده. فکر میکنه عادیه ..

انقد دوس داشتم شوهر های ک تو جمع هوای زنشون داره. دقیقا برعکس شدمممم
منم شوهرم اولش بلد نبود ولی خب یاد گرفت بهتر شد
بهش نمیگی اینجور رفتار کن
آفرین درسته
اره بار ها... مستقیم و غیر مستقیم
بی فایده بوده گاها توجهی هم داشته ولی ن چشمگیر🥴
تنها کاری ک ازم بر اومد منم مث خودش شدم😁
دیگ اون قسمت خوش مزه غذا برا خودمه. اون لباس گرون تره برا خودمه. اون پتو نرم تره برا خودمه... خلاصه اول آرامش و آسایش خودم.. حالا ای وسط وابستگی پسرام ب من یکم محدودم کرده ولی خب میگذره این روزا هم
اما مث سابق از خود گذشتگی نمیکنم براش
من مهمونی گرفتم دوستای شوهرم بودن دوست نزدیک نبودن ولی خب همدیگر رو دعوت کردیم

بین این مهمونا یکی بود خواهر شوهرش مطلقه یود خونه همه می‌رفت براش مهم نیست دعوت هست یا نه می اومد با برادرش خونه همه

من توی آشپزخونه بودم داشتم کارامو میکردم به شوهرم گفت بیا سالاد بریز برام باهم بخوریم

شوهرمم گفت من خودم سالاد و میدم زنم برام بریزه این بشقاب خودت برای خودت بکش

شوهرم بهم گفت این قضیه رو یه مدت گذشت گفت فلانی زو بگیم گفتم نه دلیل نبست خواهرش و بیاره با تو تیک بزنه من سرپا آشپزی کنم عمرا
ولی خیلی خوب و باحال شوهرت جواب طرف و داده
همون خودتو اولویت قرار بده
والا دیگه یه کاره میگه بیا برام سالاد درست کن
خیر به هیچ وجه🙄😬
ببین اون مجرده شناختی رو زندگی متاهلی نداره تو ذهنش برای خودش و پر کردن هفته اش برو بیای فانتزی تصور کرده شما یکم با واقعیت روبروش کن اینکه هر هفته بيروت اومدن و حساب کردن رو شما فانتزی و با زندگی متاهلی شما همخونی نداره مثلا اون مجرده ازاده ولی شما ممکنه اون هفته برید خونه مادر شوهر یا هفته بعدش همسرتون بخواد با شما تنها باشه از اون فکرای فانتزی درش بیار
بچه ها نظرتون چیه
آره آفرین چه حرف قشنگی زدی
منم اینطوری حس میکنم
سلام عزیزم
همینطور که دوستان توضیح کامل دادن پاشو از زندگیت قطع کن
ولی موادبانه ...
مثلا عزیزم من امروز درگیرم اصلا فقط نمیشه بببنیم همو...
امروز شوهرم خونه اصلا حوصله کسیو میگه ندارم کسیو دعوت نکن گفته بهم...
امروز میتونم یه کوچلو تا شوهرم نیومده ببینمت بیرون کار دارم توام بیا فلان جا ببینیم همو...
اینطوری پیش برو اروم اروم کم وکم وکمرنگ تر کن رابطتو باهاش
فاطمه جان اسم کتابی که ترو متحول کرد رو اگه ممکنه میگی ؟؟
چرا میگم اروم اروم رابطتو کمرنگ کن چون نباید دیگران رو قضاوت کرد... شاید واقعا هدف بدی نداره ...
تو دلشو نشکون
ولی هشیار و اگاه باش..
و وارد زندگیت نکنش اصلا

بهش بگو انشاالله خودت که متاهل شدی متوجه میشی که اختیارت دیگه فقط دست خودت نی... و انقدر درگیر زندگیت میشی که وقت نداری گاهی به خونوادت سر بزنی...
من خودم بچه دارم دوستمم بچه داره همسن هم هستن بخوام برم خونشون که قطعا هماهنگ میکنم شوهرش نباشه بعدم به محضی که شوهرش بیاد من پامیشم که برم.
اصلا معنی نداره یه خانم حتی متاهل حتی با فرزند خونه ی متاهل بمونه
سلام عزیزم
آره دوست صمیمی دوران دانشگاهمه
پرو نیستا
ولی آره شاید فکر میکنه من هنوز همون آدم قدیمم
با اینکه بهش توضیح دادم واقعا زندگی متاهلی فرق داره
ولی تقصیر خودمه که قبلا اومد خونه مون اوکی بودم و یه هفته بود.
اصلا درستش همینه
اسم اون کتاب ( دلتنگ نباش) بود. ماجرای دختر دانشجویی که از طرف دانشگاه میرن مشهد و اونجا از امام رضا میخواد خدا بهش همسر خوبی بده
این دختر اسمش زینب بود و تو اکباتان تهران زندگی میکردن. و زینب متولد ۷۰ هست.
داستانی واقعی و حالا ادامه اش که من واقعا دوسش داشتم.
و بعد اون (کتاب پاییز آمد،) که واقعا قشنگ بود.
این کتاب ها خیلی تو زندگی و روابط تاثیر میذارن
یا ماجرای ادواردو که پدرش از سرمایه دارای ایتالیا و صاحب کارخونه های ماشین سازی فیات و لامبورگینی و فراری و... بود و چطور عاشق خدا میشه و شیعه میشه و پدرش از ثروت بعدش محرومش میکنه و...
مثل فیلم های ترکیه ایی که خیلی رو زندگی مردمان ما تاثیر گذاشته و خیلی از رابطه ها عادی شده، خیانت زیاد شده
یعنی آدم دنبال هرچی بره بهش گرایش و عادت میکنه.
من اون موقع ها که مجرد بودم انقدر خوشم میومد که زوج های جوون رو تو حرم میدیم مثل دو تا قناری نشسته ان و دعا میخونند و اون حس و حال معنوی شون رو دوست داشتم
و بعدش الان که میبینم یه خانوم باحجاب با شوهرش اومدن بازار و یه نی نی تو بغل آقاهه هست، اصلا نگاشون میکنم کلی ذوق میکنم، نسبت به کسایی که رو پوشش خانومشون غیرتی ندارن، خدا رو قبول دارن ها ولی نه تو همه ابعاد، مثلا سوره نور چقدر درباره حجاب گفته، من تو سن ۲۸ سالگی، میرم بیرون، واقعا دوست دارم بشینم گریه کنم وقتی بعضی از همجنس هامو میبینم و میگم خدایا چیکار میشه کرد! از من کاری که برنمیاد دلم میسوزه فقط و میگم حیفه واقعا.
اره عزیزم درست گفتی
درسته که جامعه خیلی بد شده
ادم بیشتر از خودی میخوره ها... ولی بازم نباید قضاوت کرد..
به قول خودت اگه اشتباه نکرده باشم گفتی تک فرزنده.. این جور ادما بیشتر وابسته میشن و دل میبندن به یه رفیق..
انگار فکر میکنه خواهرته...
توام محترمانه ازش فاصله بگیر...
چون واقعا شیطون بخواد راحت میتونه یه زندگی خراب کنه...
و اصلا انگار طبیعت این دنیا
از چیزی که فکرشم نمیکنی میخوری که درس بهت بده.. تو هر بعدی حالا...
تو دلشو نشکون باهاش بیرون برو باهم وقت بگذرونید... دعوتش کن خونت به شوهرت بگو مثلا امروز دوستام میخوان بیان تو چند ساعت خونه نیا برو پیش خونوادت یا توام با دوستات وقت بگدرون استخری جایی برو...
ولی نهایتا هر دوماه یه بار ...
اونم کم کم متوجه میشه که باید قبول کنه توء مجردی با توء متاهلی فرق داره...
پس اسم کتاب
دلتنگ نباش ،پاییز آمد ،و ماجرای ادواردو
این ۳تا کتاب درسته...؟
سلام عزیزم زمونش خیلی بد شده
ادم به هر کسی نمیتونه اعتماد کنه
ولی بنطرم بجای اینکه خودت بد کنی توپ مینداختی تو زمین شوهرت اون وقت هم حرفتو درک میکرد و ازت ناراحتم نمیشد البته اگه منطق این قضیه رو داشته باشه
بهش میگفتی عزیزم راسیاتش شوهرم خیلی موافق شلوغی نیست و دوست داره از سر کار خسته میاد تنها باشیم توخونه ولی چون دوست دارم کنارم باشی و بهم سر بزنی وقتایی که شوهرم نیست بیا خونمون یا بریم بازار خرید دوتایی
دلتنگ نباش و پاییز آمد رو اگه تونستید بخونید کتابش رو. حتی شب ها با همسرتون.
مخصوصا شما که بچه کوچیک دارید، پاییز آمد واقعا قشنگه، اینا رو باید پیش شوهرا خوند که زندگی کردن رو یاد بگیرن😅
ماجرای ادواردو آنیلی هم میتونید خلاصه شو تو اینترنت بخونید
سلام عزیزم
آره بابا اتفاقا انداختم گردن شوهرم که اینطوری دوستم ناراحت شد
گفت من خداروشکر میکردم که شوهرت منو به عنوان عضو نزدیک به تو پذیرفته، اصلا فکرشو نمیکردم اینطوری بگه و از این حرفا😑
سپاس🙏🙏🙏❤
حالا یکم از بیچاره تعریف میکردی چه میشد😂🤣😂🤣🤣🤣
😂😂😂
😂😂😂
یعنی چی🤔عضو نزدیک چیه دیگه
نمیفهمم این دوستتو
😂😂
😝🤣
وای خدا😂🤦‍♀️
از من انتظار داشت مثل خواهر بودم براش.
واقعا هم همیشه بودما
ولی آره الان خودمم نمیفهمم این توقعات رو
والا بخدا 😂
والا خواهرم اینجور توقعاتی نداره.مجردی فرق داره.بگو من نهایت بتونم ماهی یکی دو بار بیرون ببینمت.شوهرم دوست داره آخر هفته ها دوتایی تنهایی خونه باشیم.ناراحتم شد که شد.والا خودش باید درک کنه انقد تو زندگی کسی نباشه
از اونجایی ک میگی رفته خونه خواستگار قبلیش و شب مونده و باعث شده نامزد خواستگارش ناراحت بشه ....و اومده ب شما تعریف کرده ک طرف ناراحت شده بود ...تا آخر قصه رو بخون ...

پس میدونه جریان چیه و از عمد رفته ‌و ممکن بود ی درصد خواستگاره دوباره دلش هوایی بشه.. و بخوادش

الانم قشنگ داره میدونه کیا و چ وقت بیاد خونه شما ....

بعد بشینه بهت بخنده..

نکن خواهر من نکن...بکش کنار ... والله ماها هم دوس داریم اما وارد حریم خونه نمی‌کنیم....نهایت زمانی. شوهرامون نیستن همو می‌بینیم..
قبول دارم واقعا
آره یادمه اون روز از حرفش ناراحت شدم.
گفتم اصلا من اگه بودم هرچقدر هم دوست خانوادگی صمیمی مون بود، ولی چون دختر نداشتن و پسر داشتن، هرچقدر هم خانومه اصرار میکرد تنها نمی‌رفتم.
ما اون موقع ها که بچه بودیم، مامانم اینا میرن خونه دوستاشون شام، من خونه ی اون دوستی میرفتم که دختر داشته باشن، حتی با خانواده هم دوس نداشتم برم خونه کسی که پسر داره😅
ولی دوستم رفت
و پسره با اینکه نامزد داشت، آروم بهش گفت خیلی نامردی
از لحاظ اینکه دوستم جوابش به خواستگاری اش مثبت نبود.
میگم ک کارش اشتباه بوده ....
تو ب پسرش جواب رد دادی بعد اددد رفتی خونشون گرفتی خوابیدی ....

دیدی گفتم .... پسره دلش رفت دوباره پی دوستت ...
خیلی گناه کرده دختره .... باعث میشه پسره از بودن با نامزدش خیلی راضی نباشه
اهوم، قشنگ میفهمم چی میگی
...ک از همین حالا ب انتخابش شک داره
🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️